درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














سلام خان داداش
میگم یه کاری میکنم از این به بعد … من میخونم ولی اونقدر تحت تاثیر کامنتهات قرار می گیرم که نمیدونم چه جوابی بدم .
سکوت عالی ای بهم دست میده و میرم تو فکر و بعد به عملکرد میرسم .
باورت میدونم میشه که دقیقا داشتم دقایقی قبل میرفتم به داخل شکم نهنگ زندگی خودم ولی از اونجا که خدا منو بیشتر دوست داره تا من اونو ، دستمو گرفت و آورد به این کامنت ….
داداش محسن اصلا ناامیدی برای من یه واژه بی معنی شده .
از استاد یاد گرفتم که زندگی در آرامش و احساس خوب حق مسلم من هست .
رهایی رو دارم عملی یاد میگیرم.
رها کردن رو دارم به صورت کاربردی تمرین میکنم .
و دیگه میدونم فردا چی میشه .
مادامی که من حالم خوبه و شبها باآرامش میخوابم به امید دیدن خورشید فردا و لذت آرامش خواب در آغوش خدام ، پس فردا هم خوبه .
اینهمه نشانه و نتیجه و نگرش تازه دیدم. اینهمه بزرگ شدم . اینهمه با خدا زندگی کردم . اینهمه کمکم کرد همیشه و دستمو گرفت .
پس موفقیت ادامه داره ….
پس موفقیت ادامه داره
خدایا شکرت که سرقولت موندی و همیشه باهام موندی
همون قولی که ده سال قبل توی شکم اون نهنگ بزرگ غمناک بهم دادی و من ...
حالم خوبه خان داداش
مگه میشه خدا به آدم یه داداش مثل شما بده و حالش بد باشه .
والا به خدا ….
دوست دارم.
مرسی که هستی
میام از اخبار حال خوبم برات می نویسم .میام تو سایت می نویسم دوباره . میام و میگم که ایمانم به غیب باز هم جواب داد . چون من تو شکم نهنگ نمیرم .
چون من اونقدرررررر زیاد خودمو دوست دارم که فقط میخوام بخندم و با حال خوب ادامه بدم .
میدونم میدونم ایمان دارم که بقیه نتایجم پشت در هستن چون دارن جلوی چشمم رژه میرن چشم دلم ….
(حالا خوبه گفتم کم می نویسم.
ههههه . ببین همینه من با کسی راحت باشم و دوسش داشته باشم ، پس حرف می زنم باهاش)
به امید دیدار روی ماهت . گرچه هزاران بار با چشم دلم دیدمت و حظ کردم
سلام عزیز دلم
الله اکبر الله اکبر از این سرعت عمل حال خوب مساوی با اتفاق خوب
( فقط خان داداشم میفهمه این خواهر کوچیکش چقدر در قالب حرفهای پراکنده اش داره از یه تمرکز عالی میگه )
صدای چرخیدن کلید رو خودم هم شنیدم محسن جان
پیغام شعری که برام در کامنت قبلی نوشتی مستقیم دریافت شد و به قلبم نشست …
راستی من همچنان آجی اولت هستم ها!! گفته باشم.
یه مدت در صحنه نبودم ولی دوباره پرقدرت برگشتم به میدان.
آجی ها
خوشگلا
تشریف ببرید عقب
لیلی بانو وارد میشود
( نخیر ساقی ما هم جنس خوب نمیاره برامون . حالم خرابه)
خیلی دوست دارم مرسی که هستی چون از اول این کامنت تا اخرش با لبخند برات نوشتم .
خدایا تو چرا اینقدر خوبی ؟ خودت از عشق خودت کم نمیاری قوربونت برم ؟؟؟؟
امروز 11 بهمن … همون ساعت حول و حوش 4 که خان داداشم برام داره جملات طلایی می نویسه ، همون زمان خودت داری ذهن منو پر میکنی از افکاری که منجر به عملکرد میشه …وبه استاد عزیزتر از جانم میگی برام امروز این نقطه نورانی رو بفرسته …
خدایا تو چی هستی کی هستی تو …. نمیدونم بهت چی بگم جز اینکه ممنونم که اینقدر زود جواب میدی قوربون قلب بزرگت برم
محسن جان اولین خبر خوبم رو بعد از چند وقت اول همه به خودت میگم:عازم یه سفر رویایی هستم انشالله به زودی که از کادوهای تولدم هست از طرف خودم
واااای ببین شروع شد. قبل از اسفند میرم پیشواز تولدم و تا فروردین هم ادامه میدم .
چه شود ….. ههههه
بله عزیز دلم از شکم نهنگ داستان ها می سازم چون تضاد کمک خداست. تضاد کمک خداست
واااای چقدر امروز این جمله در ذهن و قلبم تکرار شد . چقدر زیاد …
میگم دیگه بیشتر عملکرد خواهم بود و سکوت تا حرف بزنم ولی حرف هم می زنم به جاش :
یه خبر خوب دیگه : امروز برگشتم به حال خوب اوایل پاییزم . این تضاد سنگین عاطفی که پیش اومد خیلییییییییییی منو جلو برد. خیلی زیاد . به قول داداش اسدالله وقتی در مسیر درستی هر اتفاقی بیفته به نفعت هست .
و من چقدررررررر خوشبختم که اینجام . توی توحیدی ترین سایت دنیا کنار بهترین بنده های خدای خوبم که با یه تک جمله شون میتونم پرواز کنم و دوباره حالم خوب بشه .
دوباره همون لیلی زیبای بشاش رو در آینه ببینم که داره به 43 سالگی میرسه ولی تصمیم میگیره بالاخره رها کنه این خواسته قدیمی خلق رابطه عاطفی رو تا به موقع خودش اتفاق بیفته .
چون هنوز من امضای خدام رو پای این خواسته ام دارم.
اصلا بی خیال . بسیار کارهای مهمی دارم که باید انجام بدم و بیام خبر نتایجش رو برای دوستای بهتر از برگ گلم بنویسم .
برای استاد عزیزتر از جانم بنویسم . برای خانم شایسته بنویسم که بهشون بگم چقدر دوستشون دارم .
وااااای خدا به داد برسه .
استاد من قراره بیام زیاد حرف بزنم …ههههه
باور کنید اول عملکرد هست و بعد حرف زدن . حرف ها اعلان نتایج هستن.
(داداش محسن من کامنتم رو ویرایش میزنم که درست باشه ولی کامل نمیاد . جملاتم بهم ریختن. به جان خودم قسم دیگه اینقدر زیاااد پراکنده ننوشتم . انگار کامنتم سر و ته شد حاجی. هههههه)
استاد جان این یه خط شعر رو برای داداشم بفرست لطفا:
عشق یعنی پویش ناب دایمی و به سراغ خستگان روح نمی آید . خسته دل نباش محبوب خوب آذری من