درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














به نام یگانه فرمانروای هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عباسمنشی
خیلی خوشحالم که بعد از چند روز دوباره توانستم در سایت استاد عباسمنش کامنت بگذارم. این چند روز که به دلیل نبود اینترنت امکان دسترسی به سایت را نداشتم، باعث شد بیشتر قدر داشتههایم، استاد عزیزم و این فضای توحیدی و امن را بدانم؛ فضایی که به من کمک میکند ذهنم را کنترل کنم.
اما برویم سر اصل موضوع و تجربهای که از این فایل گرفتم و میخواهم با دوستانم در میان بگذارم.
بسیار لذت بردم از توضیحات استاد در گفتوگو با استاد عرشیانفر، زمانی که ایمان محکم و تزلزلناپذیر حضرت ابراهیم و فرزندش را با استفاده از قانون تکامل شرح دادند. برخلاف آنچه پیش از آشنایی با استاد عباسمنش از مذهب شنیده بودیم، که بیشتر بر دستنیافتنی بودن رفتار پیامبران و امامان تأکید میشد و ما را کوچک و نالایق جلوه میدادند، استاد نشان دادند که این نگاه اشتباه است. در گذشته همیشه به ما احساس گناه میدادند و به جای اینکه از رفتار پیامبران الگو بگیریم، آنها را در ذهنمان به جایگاه پرستش میبردند و حتی شریک خداوند میدانستیم، و اینگونه در دام شرک میافتادیم.
استاد در این فایل بسیار منطقی و کاربردی توضیح دادند که حضرت ابراهیم یکباره خلیلالله نشد. ایمان تزلزلناپذیر او بهتدریج شکل گرفت. ابراهیم انسانی بود مانند دیگر انسانها، با این تفاوت که دین و راه خداوند را تقلیدی پیدا نکرده بود. او بارها شک کرد، پرسید، تفکر کرد و به هدایتها عمل نمود تا ایمانش روزبهروز تقویت شد. تا جایی که وقتی به او فرمان داده شد فرزندش را قربانی کند، بیدرنگ پذیرفت.
خدایا صد هزار مرتبه شکر برای این دیدگاه و درکی که از این فایل نصیبم شد.
استاد عزیز، از شما ممنونم و به شدت دوستتان دارم.
سلام محسن عزیز، دوست هممسیر در راه توحید.
وقتی کامنتت را خواندم، با تمام وجود و با پوست و گوشت و استخوان درک کردم و لمس کردم آن لحظهای را که انسان در شکم نهنگ گرفتار میشود و میخواهد همه چیز را با قدرت ارادهی شخصی خود پیش ببرد. هرچه بیشتر تقلا میکنیم، بیشتر در باتلاق ناخواستهها فرو میرویم. اما زمانی که تصمیم میگیریم برگردیم و تسلیم خداوند شویم، راه نجات باز میشود.
من بارها این رفتوبرگشتها را تجربه کردهام و دیدهام که چگونه کرامت در وجودم نفوذ میکند. خدا را شکر میکنم که با حضور در این سایت توحیدی و شاگردی بهترین استاد دنیا، و همجهت شدن با مسیر توحید در کنار شما دوستان خوب، خیلی زودتر به آرامش میرسم. مدت دستوپا زدنهایم در باتلاق افکار ناامیدکننده نسبت به گذشته کوتاهتر شده و خیلی سریعتر تسلیم میشوم تا خودم را از شکم نهنگ نجات دهم.
بعد از آن، ورق برمیگردد و اتفاقات خوب یکی پس از دیگری رخ میدهد؛ درست مثل بازی منچ، وقتی تاس عدد درست را میآورد و مهرهام در خانه جای میگیرد. این همزمانیها باعث شده هر روز ایمانم به مسیر توحید بیشتر شود و محکمتر قدم بردارم.
از تو ممنونم دوست عزیز، به خاطر متن زیبایی که نوشتی. واقعاً لذت بردم از ادغام موضوع یونس پیامبر با بازی منچ و ارتباط اتفاقات خوب با احساس خوب.