اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستانم در بهشت عباسمنش
استاد اومدم طبقه ی بالا تو اتاقم و در رو بستم تا بتونم کنترل ذهن کنم تا بتونم برا این قدم یه کامنت بنویسم
حتما خبر دارید دوباره تو ایران چه خبره
و با این شرایط کنترل ذهن کردن خیلی سخت تره
اینکه یه جایی باشی که حرفی نشنوی سخت تر شده
دیشب وقتی همسرم میخواست اخبارو گوش بده هندزفری گذاشتم و فایل در هرشرایطی خالق زندگی خودمان هستیم را گوش دادم ودرکنارش مشغول نقاشی کردن
انقدر صدای گوشیمو زیاد کرده بودم که نفهمیدم همسرم بالای سرمه و داره اشاره میکنه که قطش کن کارت دارم
وقتی سرمو بلند کردم دیدم دخترم داره کارتون میبینه
با خیال راحت ویس رو خاموش کردم
الانم اوضاع همینه همسرم خوشحال و سرمست از اینکه اندفعه دیگه همه چی تموم شد و این حکومت نابود شده صدای تی وی رو انقدر زیاد کرده که حس خوشحالیشو بیشتر نشون بده
هم داره اخبارو میبینه هم با دوستاش در تماسه واسه اینکه شب ساعت 8 برن بیرون برا تظاهرات و خلاصه یه عروسیه تموم عیار تو وجودشون برپاست
من پذیرفتم قادر به تغییر کسی نیستم واصلا لازمم نیست کسی رو عوض کنم
پذیرفتم همینطور که من حق دارم هرجور میخوام زندگی کنم اونم همین حقو داره
براهمینم اصلا باهاش بحث نکردم که صدای تی وی رو کمترش کن وفقط اومدم تو اتاق و درو بستم
استاد شما یادم دادید مهم نیست چقدر دلیل دارید برا ناراحتیتون، برا بحث کردناتون، برا قضاوتهاتون، برا انتقاد کردن و رفتن تو فاز منفی ،
به هردلیلی که اینکارو بکنید گاری بخودتون بستین ، دستتون تو آتیش کردین ، یواش یواش میرین به ناکجا اباد
شما یادم دادید حواست به کانون توجهت باشه، به اینکه انرژیتو داری کجا خرجش میکنی ، که کل داستان همینه
کنترل کانون توجه ، صلح درونی واعتماد به روند طبیعیه جهان ، خرج انرژی درونی در جهت مثبت و کنترل ذهن با زبان
من اینجا اروم ارومم و درکمال ارامش دارم این کامنتو مینویسم
نمیدونم بالاخره این جریانات چی میشه
فقط اینو میدونم که من در پناه الله یکتام و هر اتفاقی بیفته به نفع منه
بنابراین نه ذوق میکنم که اینا برن و نه ناراحت میشم اگه بمونن
همه این روزا میخوان همرنگ جماعت باشن ، چون اینو روشنفکری میبینن
ولی من میخوام فقط همرنگ خدا باشم
اون برای من کافیه حتی از کافیم بیشتر
خدایا تنها امیدم تویی، خدایا کمکم کن همیشه بتونم با یاد و ذکر تو در ارامش باشم
خدایا خودم و افکارمو ،باورهامو، زبانمو، واکنشهامو و حس درونیمو به تو میسپارم
خودت یاریم کن بتونم به راحتی وسلامت از این مرحله هم بگذرم .
چقدر خوشحالم که به خوندن کامنت شما هدایت شدم و چقدر لذت بردم، چقدر ازتون یاد گرفتم چقدر این ایمان و شجاعت تون رو تحسین کردم. چقدر این استقامت برای موندن در مسیر درست رو تحسین کردم، چقدر این درک تون از قوانین رو تحسین میکنم و چیزهایی که صادقانه و شفاف گفتی استاد جان بهمون یاد دادن. سعیده جان واقعا خیلی قوی هستی و چقدر تحسینت کردم که در چه شرایطی انتخاب کردی در چه جهتی باشی و اجازه دادی هم هرکسی انتخاب کنه که در چه جهتی باشه و ماا فقط و فقط مسئول احساس خودمون هستیم. مسئول زندگی خودمون هستیم و فقط و فقط توانا هستیم تا خودمون و زندگی خودمون رو تغییر بدیم نه اطرافیان و جامعه و کشور و …
چقدر لذت بردم از تجربه ایی که نوشتی و خوشحالم برای داشتن این اعضای خانواده آگاه و متعهدم.
چقدر قشنگ نوشت بودین:
همه این روزا میخوان همرنگ جماعت باشن ، چون اینو روشنفکری میبینن
ولی من میخوام فقط همرنگ خدا باشم
اون برای من کافیه حتی از کافیم بیشتر
واقعا ازت سپاسگزارم که اینقدر خوب روی خودت کار میکنی.
واقعا سپاسگزارم برای تمام وجودت و ردپای قشنگ و صادقانه و کنترل ذهنی که اینجا از خودت ثبت کردی…
براتون از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم
خداوند نمیخواهد که شما را در تنگی قرار دهد؛ بلکه میخواهد شما را پاک کند و نعمتش را بر شما کامل سازد، شاید شما شکرگزار باشید.(6) مائده
اول
سپاسگزار الله یکتا هستم که کمکم کرده که در مسیر کار کردن روی خودم استفامت کنم و معجزه پشت معجزه ببینم
انصافا بی انصافی کامل است اگر از معجزات کنترل ذهن که این مدت به لطف الله انجام دادم و دیدم ننویسم
من چند ماهی است که دارم تمرین ستاره قطبی و کد نویسی رو هررررررر صبح انجام میدم و نتایج شگفت انگیز است و البته به لطف الله هدایت شدم که روی دوره هم جهت مجددا کار کنم و البته مشخصا روی جلسات مرتبط با سپاسگزاری
حالااااااا
میدونید چی شده؟
جلسه دوم هم جهت استاد درباره درست کردن جعبه ابزار برای کنترل ذهن صحبت میکنن و من خودم یه سری کارها مثل دوش گرفتن ، قدم زدن ، خوابیدن و … رو تست کردم و خوب خیلی نتایج خوبی ایجاد شده
اماااااااااا
معحزاتی که دادم ازشون صحبت میکنم مربوط به هیییییییچ کدوم از این المان ها نبست
من در این یک ماه اخیر به یک سری تضادها در محل کارم ، بیرینسم و حتی رابطه عاطفی م برخوردم و ار اونجایی که یه ذره درک کردم که اگر بیفتم تو مومنتون منفی دستمو کردم تو آتیش و با سرعت جت از خواستت هام دور میشم ، دنبال یه راهکار دیگه بودم
اتفاقی که افتاد این بود که وقتی به اولین تضاد برخوردم ، از خدا هدایت خواستم و گفتم : هدایتم کن که چیکار کنم که تو مونتوم منفی نمونم و برگردم به مسیرم ،،،،،، خدا هم یه کلمه به قلبم الهام کرد : سپاسگزاری ، سپاسگزاری ، سپاسگزاری
نمیدونم چقدر شوق و هیجانم رو حین نوشتن این کامنت دریافت میکنید ولی به محض اینکه تضاد ی پیش اومد و من رفتم توی ملجا و پناهگاه خودم و شروع کردم خوندن برکه های رنگی رنگی سپاسگزاری و نوشتن سپاسگزاری هام و تمرکز روی داشته هام و دیدن و دیدن و دیدن نعمت هام ….. میدونید چی شد؟؟؟
به الله که میپرستم ، ورق صد در صد برگشت ، یعنی اتفاقاتی در دنیای بیرون افتاد که برای هییییچ کس منطقی نبود ولی به نفع من تموم شد ، همه همکارام گیج و بهت زده بودن که چی شد ؟ چه خبره؟؟؟ ولی فقط من بودم که میدونستم چوووووووون به لطف الله و کار کردن مستمر روی خودم اون Golden Moment. تونستم به ریسمان خداوند ( که برای مت نعمت سپاسگزاری است) ، چنگ بزنم ، خدا هم به وعده ش عمل کزد و دنیای بیرون کااااااملا upside down شد
الان که دارم این کامنت رو میتویسم عاشقانه و صمیمانه سپاسگزار خداوند هستم که نعمت سپاسگزاری رو بهم داد تا بتونم در لحظاتی که شیطان تمام تلاشش رو مبکنه تا با نجواهاش من رو غمگین و محزون کنه ، خودم رو مسلح کنم به دیدن نعمت ها و برگتر شدن برای دریافت تمام نعمت هایی الله در تمام جنبه های زندگی
استاد ماه تر از ماهم ، عاشقانه عاشقانه و عاشقانه شما و مریم جان زیبا رویم رو دوست دارم و بسیاااااار مشتاق دیدارتون در بهترین رمان و مکان هستم
و ایمان دارم که این انفاق قطعاااااا و حقیقتا و یقینا میفتد چرا که خداوند به من وعده داده که همیشه همرمانی ها رو به طرز جادویی برای من رقم میرند و همواره مرا در بهترین زمان و بهترین مکان قرار میدهد که این وعده مهربان پروردگار من در پاسخ به درخواست های هر دوره من در تمرین ستاره قطبی است
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت چهار 4 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت چهارم، که در رابطه با موضوع : ” ورود به مدار نعمتها ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
یه نکته خیلی مهمی که همیشه باید بهش توجه داشته باشیم و این موضوع مهم در نظرمون باشه همیشه، اینه که اگر که ما احساس خوب داشته باشیم اتفاقات خوب هم برامون میفته، اگه کسی هم حالش بد باشه اتفاقات بد براش میفته، و این موضوعی هم هست که همهمون تجربهش کردیم و البته که باید در زندگی دقت داشته باشیم به این موضوع، و حتی خداوند هم در قرآن بارها به این موضوع اشاره کرده، همونطور که ریشه کلمه حزن چندین بار در قرآن تکرار شده، و در موارد مختلفی به پیامبرها هم فرموده و از این کلمه استفاده شده، البته که در تمامی موارد هم با لای نفی اومده، یعنی غمگین مباش، یعنی اینکه اگر که کسی غمگین باشه اینجور اتفاقات هم بیشتر تکرار میشه براش و غمگین بودن مساوری هست با اتفاقات بد ، و این موضوع ما رو میرسونه به همون کلید آگاهی در رابطه با قوانین الهی.
این قانون خداوند هست، و این احساس خوب اگر که نباشه اتفاقات خوبی هم در کار نیست، بخاطر اینکه قانون خداوند اینه، و این موضوع بارها خودش رو در تجربیات زندگی ما نشون داده که زمانی که ما احساسمون خوب هست اتفاقات خوب هم برامون میفته، و البته کسی هم که میتونه در زمانهای بیشتری احساس خوب رو در خودش ایجاد کنه که ( البته نیاز داره به یک نوع تفکر متفاوت نسبت به اون موضوعات مختلف ) ، اون شخص واقعا در دنیای مادی خیلی خیلی اتفاقات خوب رو تجربه میکنه، بخاطر اینکه قانون این رو میگه که اگر بتونی احساست رو خوب نگه داری ( مخصوصا تو شرایط سختتر ) ( چون توی شرایطی که خوبه همه چیز همهمون قاعدتا باید احساسمون خوب باشه ) و البته خب توی شرایط سخت و در زمان اتفاق افتادن تضادها و …، اونجا دیگه خیلی مهم میشه این قضیه که بتونیم توی اون شرایطی که به ظاهر سخته احساسمون رو خوب نگه داریم.
و البته اگر که افراد تمرین کنن توی شرایطی که اوضاع مناسب هست، سپاسگزار باشن و احساس خوبی داشته باشن، نگاه کنن به نعمتهاشون، تحسین کنن زیباییها رو، توجه کنن به نکات مثبت، اون زمان به مداری میرسن که توی شرایطی هم که اوضاع سختتره و واقعا اون زمان هست که خیلیها ناراحتن، توی اون شرایط هم بتونه احساسش رو خوب نگه داره، و البته ممکنه که کار راحتی هم نباشه، اما پاداش رو کسایی میگیرن که بتونن این کارها رو انجام بدن، کارهایی که بقیه نمیتونن انجام بدن، و این نیاز داره به یه ذهن خیلی قوی، نیاز داره به یه کار مداوم روی ذهن، و با همه اینها ممکنه که از دست آدم در بره، ولی ما باید ادامه بدیم تا بیشتر و بیشتر روی این موضوع مسلط بشیم.
نکته مهمش اینجاست ک اگر که ما بتونیم در زمانهای بیشتری در طول روز احساسمون رو خوب نگه داریم اتفاقات خوب و بیشتری هم برامون رخ میده، و ما باید بتونیم جوری به قضیهها و موضوعات نگاه کنیم که تو زمانهای بیشتر در طول روز احساسمون خوب باشه، این کار تمرین میخواد، این کار این کار رو میخواد که ما از زمانی که از صبح بیدار میشیم شروع کنیم به اینکه نعمتهامون رو بشماریم، و بخاطر تمام چیزهایی که داریم سپاسگزار خداوند باشیم.
و حتی توی قرآن هم فرموده که : اگر که شما سپاسگزار باشید شما را میافزاییم.
و همین باعث میشه که ما به ارتباط بین شکر و رزق، ارتباط بین شکر و سلامتی و ثروت، به این نتیجه برسیم که همه اینها برای داشتن احساس خوب هست. و مؤلفهای هم که توی شکرگزاری اتفاق میفته که یکی از قدرتمندترین ابزار کنترل ذهن هم هست، اینه که احساسمون رو خوب میکنه، و وقتی هم که خب ما بخاطر چیزی سپاسگزاریم احساسمون خوب میشه، و ما باید زمانی که صبح از خواب بیدار میشیم و شب که میخوایم بخوابیم همین سوال رو از خودمون بپرسیم که چه نعمتهایی داریم که باید بخاطرش سپاسگزار باشیم، و آگاهانه دنبال چیزهایی باشیم که به ما احساس بهتری میده، و در اطرافمون و زندگیمون هم خب بینهایت چیزهایی خوب هستش که میتونیم ببینیمشون و تحسینشون کنیم و بخاطرش سپاسگزار باشیم، اینها احساس ما رو خوب نگه میداره.
و طبق قانون بدون تغییر خداوند هم، اگر که ما احساسمون خوب بمونه، و ما در زمانهای بیشتری احساس خوبی داشته باشیم، بعدش ما در مداری قرار میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری برامون رخ بده، و حتی ما با تغییر فرکانسمون اتفاقات یک ثانیه بعدمون هم میتونیم تغییر بدیم، و هیچ چیزی از قبل آماده نشده برای ما، و ما هر لحظه با افکارمون و احساسمون داریم تولید میکنیم یه سری فرکانسها رو، و جهان هم داره شرایط و اتفاقاتی رو معادل اونها وارد زندگیمون میکنه، و حالا از اونجایی هم که ما نمیتونیم همیشه در بهترین احساس ممکن باشیم، تو زندگی ما هم همیشه بهترین حالت ممکن هم نیست، و در واقع این موضوع ویژگی دنیای مادی هست حتی برای تمام پیامبرها هم همین بوده، و ما باید همواره تلاش کنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، و اتفاقات هم میفته، ولی خب هر چقدر که ما بتونیم این کار رو بهتر انجام بدیم، ( که البته که کار سادهای نیست اما شدنیه )، اگه بتونیم این کار رو انجام بدیم شرایط توی زندگیمون هم بهتر میشه وقتی که ما فرکانسهای بهتری میفرستیم، وقتی که ما آرامش بیشتری داریم، وقتی که ما احساس خوبی داریم، همین، به همین راحتی، کل داستان همینه.
وقتی هم که ما آدمها این قوانین رو قانونمند توی ذهنمون درست کنیم اتفاقی که میفته اینه که خیلی محتاطتر میشیم به این که اجازه بدیم احساسمون بد بشه، و اجازه نمیدیم که افکار منفی توی ذهنمون بیاد، و خیلی مراقبتر هستیم، نمیشینیم اخبار گوش کنیم، نمیشینیم همش توی شبکههای اجتماعی بچرخیم، نمیشینیم به اتفاقات ناراحت کننده گذشته فکر کنیم و اونها رو نشخار کنیم توی ذهنمون صبح تا شب، نمیشینیم در مورد چیزهایی که اتفاق نیفتاده توی آینده نگران باشیم، اگر بدونیم که این نوع تفکر منفی اصلا خوب نیست، و هی یواش یواش تمرین میکنیم و هی حرفهای تر میشیم و بعدش هم نتایج زندگیمون هم مشخص میکنه، و از در و دیوار اتفاقات خوب و نعمت و ثروت وارد زندگی ما میشه وقتی حالمون خوبه، و وقتی که میتونیم توی شرایط بد حالمون رو خوب نگه داریم.
و همین که آگاهانه تصمیم بگیریم توی شرایطی که اوضاع به ظاهر بده، اگر بتونیم و تصمیم بگیریم که آگاهانه کار کنیم روی خودمون، و با خودمون بگیم که میدونم اوضاع بده اما من باید بتونم یه راهی پیدا کنم برای اینکه به این موضوع و اوضاع جوری نگاه کنم که احساس بهتری به من بده، و اگر بتونیم که این کار رو انجام بدیم ما کاری ک باید انجام میدادیم رو انجام دادیم و ورق برمیگرده، و درسته که این کار کار راحتی نیست، اما شدنیه، و ما هی باید قدم به قدم ادامه بدیم، و ذهنمون هم خیلی خیلی قویه و ما باید همیشه کانون توجهمون رو به سمت خواستهها هدایت کنیم.
یکی از کارهایی هم که باعث میشه ما در زمان تضاد بتونیم حسمون رو خوب کنیم، اینه ک ما اینطوری فکر کنیم که داریم از این موضوع نکات مهمی رو یاد میگیریم، و بگیم که اشکال نداره ولی تجربه خیلی خوبی به من داد برای اینکه جلوگیری کنم برای بعدا، چون وقتی هم که اتفاقات به ظاهر بد میفته خیلی بیشتر درس یاد میگیریم تا زمانهایی که اتفاقات خوب میفته، چون وقتی هم ک اتفاقات تضادی میفتن میشینیم فکر میکنیم که چطور میتونیم تصحیح کنیم رفتار و کارمون و … رو برای دفعه بعدی، و وقتی هم که این مسائل اتفاق میفتن باید به خودمون بگیم که چه درسی میتونیم از این تضاد یاد بگیرم، و بعدش به این نتیجه میرسیم که عیب نداره که اگه من این کار رو انجام دادم، اما به جاش این درس ارزشمند رو از زندگی یاد گرفتم،و اگر درست بتونیم ازش استفاده کنیم دهها برابر اون ضرر رو میتونیم درست کنیم و ثروت ازش بسازیم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
خدایا شکرت بابت گوش دادن دوباره این فایل ها در این زمان که بازم با اینکه مفاهیمش تو فایل ها و دوره های جدید هست و قبلا گوش داده بودم تصویری ش و بارها بازم انگار یجور دیگه نوش جان میشه آگاهی هاش
دیروز اومدم کامنت بزارم وقت نشد ولی دو روز پیش که فایل و گوش دادم بعد تو محل کارم یهو احساسم داشت بد میشد البته که یهو نبود قبلش بدلیل اینکه چند نفر هی داشتن از اوضاع و شرایط میگفتن ناخواسته داشت احساسم و بد میکرد یاد فایل شما افتادم و البته خداا رو هزاران بار شکر کردم که فهمیدم ابشخور احساس بد و قبلا همینم نمیفهمیدم و اصلا دنبال ریشه ش هم نبودم یادمه سالها پیش که قدم اول و گوش دادم شما جلسه دومش گفتین اصلا نمیشه ندونی احساست برای چی بد شده و اگه احساست بده ریشه ش و پیدا کن همون روزها من میگفتم یعنی چییی چقدر سخت من چیجوری ریشه ش و پیدا کنم اگه میفهمیدم احساسم برای چی بده که وضعم این نبود بعد بمرور با ادامه دادن کار کردن متوجه شدم اصلا استاد چی دارن میگن و سریع بک میزدم به اینکه چی باعث شده احساسم بد بشه تو این موضوع هم فهمیدم بعد کانون توجه دیگه با هر منطقی دستت بره تو آتیش سوختی تا جایی که گفتم اه چرا من باید اینجا باشم جایی که باید بزور کنترل ذهن کنم همینجوریش کنترل ذهن سخت هست تو شرایط و کشور ما که دو برابرم باید براش بزاری بعدش یاد حرف استاد تو روانشناسی ثروت افتادم که بلند فریاد میزدن قربونت برم تو جای درستت هستی شرایطط بده اوضاعت بده فلان و فلان بده همه اینها رو خودت خلق کردی جالب نیست؟؟؟؟ تغییرش بده
یعنی هی با منطق میپیچیدم جلوی ذهنم خلاصه من درون خودم جنگ داخلی احساسی داشتم بعد گفتم خب الان چیکار کنم ؟ بیا برو غرق کار شو بعد دیدم ناخوداگاه تو کارمم دستام داره کار میکنه ولی ذهنم اونجا نیست استاپ کردم تایم اوت دادم به خودم بعدش گفتم خخب پاشو چششم خورد به تخته وایت برد گفتم خب این که خالیه پاشو نکات مثبت امروز و بنویس در فاصله قدم زدن و فکر کردن به انجامش شاید به دقیقه هم نرسید ولی ذهن چموش با سرعت داشت منصرفم میکرد با کلماتی مثل هه امروزم مگه چیز مثبتی بود اخه ؟ چی میخواهی بنویسی ؟ اصلا مگه دوربین ندارین الان مدیرت از دوربین نگاه میکنه مسخرت میکنه
باورتون میشه میگم حتی به دقیقه نرسید و من بلند شده بودم داشتم تا تخته میرفتم اینارو گفت ولی خداااوند کلام الله بالا میاره این و شنیدم که مگه تو دوره هم جهت استاد نگفت حتی ما نعمتهای بزرگی داریم که بدیهی شده اونا هزار بار سپاسگزاری دارن یهو بوووم انگار شیطان رفت و نور اومد نه تنها از سلامتی و عشق عزیزانم و تن سالمم سپاسگزاری کردم بلکه همین که تو محله ما زندگی در جریان هست و از 90 درصد افرادی که دارن راجع به شرایط حساس کنونی میگن من دارم ده درصدش و میشنوم و خدا رو شکر که اصلا ندیدم فقط شنیدم اونم ده درصد شروع کردم به نوشتن یهو اووومد
خدا رو شکر که خانم فلانی اومد گفت مدیریت جدید اومده و لامپ ها رو میخواهیم نو کنیم اتاق شما چند تا لامپ داره؟ و قراره پرنور بشه اتاقم حتی اومد گفت سرده اتاقت ب اقا رحیم بگو بیا شوفاژات و هواگیری کنه هیتر میخواهی برات بیاریم؟ چون اتاق من طبقه بالاست و اطرافمون فقط زمین بازی و زمین پارک اتومبیل برای تره بار هست و باد میزنه بزرگم هست گرمایش شوفاژ کفاف نمیده
خدا رو شکر که پول برای بار فلانی داشتیم و تونستیم بار خالی کنیم *
حالا اتفاق های همون روز مربوط به کارم مابقی ش هم سپاسگزاری و سلامت از خودم و اعضای بدنم گرفته تا عزیزانم
شبش اومدم خونه به عشقم گفتم امشب برم سینما؟ اونم نگفت حالا تو این شرایط و فلان موافقت کرد و با خواهرم سه تایی رفتیم سینماش تو یه پاساژ بزرگ و معروف تو غرب تهران بود و حتی بسته بود همه جاش حتی پارکینگ بخاطر اوضاع فعلی ما فکر کردیم تعطیله ولی خب انلاین بلیط خریدیم رفتیم از نگهبانش پرسیدیم گفت بلیطتتون و نشون بدین و از طرف سمت راست در تا نصفه باز هست ازونجا وارد بشین و ما رفتیم و هم کلی خوش گذشت هم تجربه جالبی بود از یسری موارد غیر …
یوقتایی که از سرکار با خواهرم برمیگردیم چای میریزیم میایم میشینیم کلی حرف میزنیم از قوانین از اتفاقات و .. یوقتایی حرفی نداریم و میشینیم زل میزنیم بهم اون موقع ها میفهمیم نباید منفی ها رو بگیم حتی یه جاهایی من و خودش میگیم خب این که منفی اون یکی هم منفیه همین خبر دیگه ای ندارم :)))
بقول استاد دیگه برات کنترل ذهن و موندن تو احساس بد برای مدت زمان خیلی کمتری راحت میشه من اینو به وضوح تو خودم مشاهده میکنم
یسری موارد دیگه هست که میخوام بگم ولی میخوام اول اتفاق بیفته مطمئن بشم بعد بگم هم از کارهایی که براش کردم هم از انجامش
بنام خداوندیکه…به اندازه ایی توی حل مسائلم احساسم خوب باشد…
بهمون اندازه به من الهام میکند برای بهتر شدن ارائه کارم..
استادم..این تجربه احساس خوب توی “”اتفاقی”که همین چهار گذشته برام افتاد”رو میخاستم در این بهشتم نقل قول کنم..
تا اول برای خودم درس باشد…و بعد برای دوستانم که داریم تجربیاتمونو از داشتن احساس خوب”بهمدیگه یادآوری میکنیم..
چند شب پیش…توی پیاده رویم…که سالهاست برای من ترس شدیدی داشت
اینم بگم!!!.[.طبق تکامل چهار ساله ام!!!]..
جوریکه در هوای روشن روزم توکل نداشتم اون منطقه رو بگذرونم..
چون یه قسمت پشت هست…
و من گفتم خدایا میخام توی شب این قسمت رو پیاده روی کنم..
چون شب قبلش..نجوا میومد که نباید بری..
گفتم چون ذهنم داره بد بیراه میگه..
من باید بتونم این پیاده روی غلبه بر ترسسمم انجام بدم..و این مسیر رو توی تاریکی مطلق “پیش ببرم..
و رفتم و رفتم رسیدم به اون مکان..همه جا سکوت بود…گفتم خدایا کمکم کن…دیدم یه نور خوشکلی بهم چشمک زد..بهم گفت برو جلو…
و من دقیقا در زمان و مکان مناسب اون منطقه اونم با احساس خوب پیمودم…..
و تایید الهی هر بار خداوند توی آسمون بهم نشون داد…و این گزینه هم شکر خدا انجام شد…
…….
پلن بعدی….اینبار یه ورژن جدیدتر و ترسناکتر…!!
فرداش…بهم گفت قدم بعدی..امروز عصر فلان منطقه”که .قبرستان جدید اونم بازم توی فلان ساعت..
و دیدم شخصی بهم نزدیک شد..گفت اینهمراه اومدی اینجا چکار …
گفتم پیاده روی اومدم…..انگار از دلش گذشته بود.اینم کار خدا بود ببینم چقدر ایمان دارم….بهم گفت نری فلان جا…خوبیت نداره..
فورا ذهنمو کنترل کردم..
گفتم خدایا این شخص منو ترسونده..
نباید این ترس منو از این مکان دور کنه..
من رفتم جلو….
دیدم دو شخص..اونجا وایسادن..تا منو دیدن رفتند…
و من رفتم کل قبرها رو گشتم حتی اون پستوها هر جا ذهنم میگفت نرو رفتم…
و باز نجوا اومد که اگه میخای بری فلان مسیر…نکنه از مسیر فلان نخلستان بریا…یکی بهت حمله میکنه..
و من رفتم …
گفتم خدایا…اینبار میخام بیشتر بهم کمک کنی..دیگه هوا مثل شب قبلش توی اون قسمت پشت..تاریک و تاریک شده بود…
و من این حرکت رو زدم..
نزاشتم احساس بد بشه.. …منو از این غلبه بر ترس دور “کنه…
و سه تا پلن رو که سالیان سال ازش میترسیدم به لطف خدا انجام شد…..
……….
و فرداش بعد اینهمه کنترل ذهن…الهام رسید …یه حساب کارت بانکی پارسیان رو از طریق سایت ثبتنام کن…تا این کارت بانکی رو درخاست بدی..
و دقیقا اینم تا ظهر “طبق الهاماتم انجامش دادم..
و پلن اینم به لطف خداوند انجام شد….
و بعد ازظهر …هدایت شدم به کامنت شخصی که دستکشامو براش فرستاده بودم…ایشون بهم گفت نمونه کاراتو پست کن…برامون بفرست..
استادم…شخصی که ایشون طراح و لباس شب و لباس عروس توی کل جهان هست..
و هم بصورت فشن شو توی کشور استانبول دفتر داره..
و هم مزون دوزی برای تمام عروس های دنیا و افراد برجسته کار میکنه..
و اینم هدایت خدا بود..و نگهداشتن احساس خوب در توانایی حل مسئله.باعث شد وارد همچنین پلن جدیدی بشم!!!
……میخام بگم!!!
دلیل اینکه لطف خداوند ،”بهترینها رو”برای طراحی و دوخت دستکشهام..شامل حالم شد..
فقط بخاطر این بود…
که من تونستم توی نحوه الگوبردارییم و نحوه دوختم..ذهنمو کنترل کنم..
میخام بگم!!!
دلیل اینکه..پروجکتام هر بار به مسیرهای عالی هدایت میشه…
بخاطر این بود..که توانایی حل مسئله داشتم..
اونم از شما و فایلاتون که مدام میگین…یه عزت نفس بالا هست که ادامه میده…و کم نمیاره…
و من تمام قطعات الگویی و دوختی بخاطر ادامه دادن..و احساس خوب داشتن،” در دل کنترل حل مسئله بود..
اگه من نرگس همون دفعه اول ادامه نمیدادم…اصلا نمیتونستم همچنین ورژنهای الگویی و دوختی رو هر بار وارد پروژه های بزرگتری.بشم و نمونه کارامو .ارائه بدم..
نمیخام بگم ایشون قدرتش زیاده…!!!
چون الهامات خداوند هست..منم بهش پیروی میکنم..یا این یا هزار تا از دستانش!!!
میخام بگم…هر انسانی میتونه ادامه بده….حتما بهمچنین مکانهایی هدایت میشه..
کلا لطف خداست که بهم میگه..
فقط چه موقع الهامات میرسه…
موقعه ایی که من احساسم خوبه…
همین!!!!…….به لطف خدا!!! امروز دو روز هست من دارم کارامو آماده این سفر میکنم..از روز گذشته به الان..من بهبودگراییم بازم در عمل چند برابر شده..
همین احساس خوب باعث شد..که ورژن کار دستکشمو با قدرت الهام ببرم. بالا..
بخدا نه کاری به دولت داره..نه رئیس داره نه خانواده داره…
من خودم خالق زندگیم هستم..و به لطف رحمت الهی..وقتی من باهاش هماهنگ شدم..چنان توی درونم هماهنگی انداخت که زبانم قاصره..
استادم دقیقا سایت شما با دستکشهای من داره با همدیگه “بیشتر هماهنگ میشه..
میدونی چرا!؟؟؟چون هر دومون داریم بهبود میدییم خودمونو..
خداشاهده…من اصلا گذشته ها اگه بهم میگفتن تو میتونی بهچنین ورژنی برسی حتما یه شاخ روی سرم میومد بالا..
میدونی که میدونی.!!!اونم بخاطر اینکه من به خودشناسی و خداشناسی رسیدم..
بخاطر اینکه وقتی خودمو شناختم که خودم خالق زندگیم هستم..فقط باید یسری تمرینات رو اگاهانه انجام بدم..سعی کردم بپذیرمشون و اونا رو عملی کردم!!!!
کل داستان همینه!!!!
استادم خوشحالم که دستکشهام داره رنگ زیبایی میگیره…
خیلی براش خوشحالم..
ذهنم گفت برو زودتر کاراتو انجام بده..
از صبح تا حالا دارم پیام دوستانمو میخونم..
گفتم بیام از نتایجم توی همین چهار روز بگم..
خداشاهده به اندازه 4 سال میتونم با قطعیت بگم اتفاق خوب برام افتاده..
اتفاقی که هر بار یه ورژن نرگس رو عملی تر بکنه..
خیلی شور و شوق دارم..
انشالله که دستکشهام جهانی بشه..اونم خودم از خدا خاستم..
گفتم خدایا این دستکشهام اول به لطف خودت..و الهاماتت بود..بعد حرکت اگاهانه که بازم اونم خودت هستی شامل حالم شده..
حالا که دوستداری من توی خلق این دستکش اومدم..
خودت هدایتم کن..دستکشم وارد کمپانیهای طراحی و لباس شب و عروس بشه..
من دوستدارم جهانی و با افراد ثروتمند کار کنم..
میخام به ذهنم بگم!!!!!!
نرگس تو میتونی…
خدایا دستکشهای من ظریفه نیاز به دقتکاری زیاد داره..
خودت ارزش کارامو بالا ببر…
استادم!!!الان یکسال خورده اییه…من شب اول 403 وارد نمایشگاه داخلی شهرم شدم..تا به امروز لطف خدا دستکشم وارد پروسه “اونم حضوری” شخصی که جهانی “کار میکنه…
هدایت شده..
وقتی نگاه میکنم به پروسه و روند کاریم..فقط میبینم احساس خوب و توانایی حل مسئله توی تضادهایی که توی کارم برام پیش میومد..رو تونستم توی کارم اعمال کنم. همین!!!!!.
بخدا هیچکسی یه زره هم نتونست بهم کمک کنه..
میخام بگم!!!اونم با ضرس قاطع!!!
همه چیز خودمونیم….
واسلام..انشالله آینده میام بازم از تجربیاتم مینویسم..
خدایا شکرت بابت این فرصت زیبا برای شروع کار جدیدم!!!!
عرشیانفر دوس دارم وچقدرچقدربهم کمک کرده که بتونم ذهنم درشرایط مختلف کنترل کنم خصوصااونجایی که استادمیگه مهم نیس چقدردلیل داری برای این که حالت بدباشه اگراحساست بدباشه اتفاقات بدی می افته
من اوایل که فایل هاروگوش میکردم درک نمیکردم که چقدرمهم احساس خوب داشتن چون اهمیتشونمیدونستم ولی باهدایت خدا کم کم تونستم ارتباط بین افکار واتفاقات زندگیمو درک کنم به وضوح که هروقت دارم به انتقادهای بقیه توجه میکنم واحساسم بدمیشه انتقادهای بیشتراحساس خشم وکینه بیشتری دارم جذب میکنم تاجایی که رسیدم به نقطه ای که تسلیم شدم واین بارتاثیر ذهن اروم واتفاقات خوب درک کردم وادم های نامناسب ازم دورشدن یاخیلی کم ترمیدیومشون وکم کم یه سری چیزایی ازگذشته یادم میومد که بزای سال ها قبل بود که بازبیشتر به درک اهمیت کنترل ذهن کمکم میکرد
والان میبینم که نسبت به قبل زودترنیتونم حالم خوب کنم وتواحساس بدنمونم چون درک کردم چقدرکنترل ذهن مهم هست
نسبت به قبل احساس گناه کم تری دارم وقتی اشتباهی میکنم خودموخیلی کم سرزنش میکنم یااصلاسرزنش نمیکنم چون میدونم تمرکزروی هرچیز ازجنس همون موضوع واردزندگیم میکنه
ولی یه جاهایی باااین که میدونی ودرک کردی که چقدرمهمه اماواقعانمیشه کنترل کرد ومیفهمم که چقدربایدمتواضع باشم دربرابرخداوند که من بدون توهیچی نیستم عاجزبودن خودم اون لحظه درک میکنم که چقدرنیتزمندکمکت هستم وتوهرلحظه گفتم خدایاکمکم کن وکمکم کرده انقدرنرم آهسته وپیوسته هدایت کرده که متوجه این جریان هدایت نبودم فقط دیدم که دیگه اون مشکل تیس ویادیگه اون اهمیت اون مشکل برام خیلی کم رنگ شده
درود خداوند بر داود پیامبر هنگامی که با صدای زیبایش تمام هستی با او در حال نیایش و حمد و سپاس و…بود و درود بر تمام هستی و تمام خوبان عالم و شما که در حال خواندن این متن هستید
از آنجا که این آگاهی ها اولین بار به این شکل به جهان مخابره می شود انتظار می رود با دقت و توجه و تمرکز خاصی خوانده شود.
احساس یک زبان است.
مانند زبان برنامه نویسی
ویژگی زبان چیست؟
زبان از کلماتی هم گون و با نظم که شعوری در پشت آن نهفته است و هر سیلاب و حرف و صدا در کنار هم معنای خاصی دارد.
پس احساس دارای شعور آگاهی حافظه و نظم وحرکت است تمام ذرات جهان همین ویژگی را دارند یعنی دارای سبحان یا سحابی و حرکت هستند در یک نظم خاصی بیشترین کلمه ای که قرآن استفاده می کند درباره ذرات کل موجودات هستی سبحان است و هفت سوره با این کلمه شروع می شود.
تمام ذرات با یکدیگر در ارتباطی منطقی و ریاضی هستند و در حال گرفتن و دادن اطلاعات هستند و در حافظه خویش ثبت می کنند.
نگاهی به کوچکترین ذره یک اتم بیاندازیم و تفکری عمیق کنیم که چگونه هر سلول با یک فرایندی مشغول به انجام وظیفه خویش در نظام هستی و کائنات خداوند است.
همانطور که از شیر، ماست سر شیر کره و بیسکویت، شکلات و...درست می شود و انتهایی ندارد
در مشتقات نفتی اگر یک دیشلیز هم فرض کنیم از نفت خام گاز گازوئیل سبک سنگین مازوت اتانول نفتالین نفتا بنزین و…..
بی نهایت محصول جدید به دست میآید که هنوز شیمی دانهای پی به ماهیت آن نبرده اند و بعدها شاید کشف شوند.
اینجاست که شاید کمی معنی ذرات و خاصیت آنها و حلالها و به نحوی هر کدام زبان و فرمول خاص خودش را دارد و انتهایی برای تنها مشتقات نفتی در جهان وجود ندارد و اینجاست که کلمات خداوند را نمی توان شماره کرد و احصا کرد و شمرد بی نهایت در بی نهایت وای خدای من ….
خداوند، نور آسمانها وزمین است. مَثَل نور او همچون چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در میان حبابى شیشهاى و آن شیشه همچون ستارهاى تابان و درخشان، چراغ از روغن درخت پر برکت زیتونى بر افروخته شده، که نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) که بدون تماس آتش نزدیک است (شعلهور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور دیگر. هر کس را خداوند بخواهد به نور خویش هدایت مىکند، و خداوند براى مردم مَثَلها مىزند و خداوند به هر چیزى آگاه است.
مردانى که هیچ تجارت و معاملهاى، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، به خود مشغول نمىسازد، آنها از روزى که در آن، دلها و چشمها دگرگون مىشود، بیمناکند.
—————————————————
سلام به استاد گرامی عزیزم و استاد مریم بانوی نازنینم که خیلی زیاد دلتنگ دیدار روی ماهتون هستم
و سلام به دوستان عزیز هم مسیرم
خدایا صدهزاران بار سپاس برای آرامش و حال و احساس خوبی که این روزها دارم
خدایا هزاران بار سپاس برای این فایل سرشار از آگاهی و زیبایی
خدایا بینهایت شکرت برای قوانین ثابتت که میتونم زندگیمو بر اساس اونها زیبا خلق کنم و در دنیا و آخرت سعادتمند باشم
خدای عزیزم ای خالق و راهنمای من هزاران بار شکرت که به استاد ارجمند و این مسیر توحیدی زیبا هدایتم کردی
استاد جانم قانون احساس خوب= اتفاقات خوب اولین و اساسی ترین قانونی بود که از ابتدای حضورم در این دانشگاه الهی از شما شنیدم و سرلوحه زندگیم قرار دادم
و روز به روز اهمیتش بیشتر بر من آشکار میشه
احساس خوب هم با کنترل ذهن و ورودیهاش امکانپذیر میشه
خدا رو شکر که حدود 7 ساله تلویزیون و شنیدن اخبار رو برای خودم ممنوع کردم
شبکه های اجتماعی رو هم فقط برای کارهای مفید و لازم برای خودم استفاده می کنم
سعی فراوانی دارم که همواره به زیباییها توجه کنم و از نازیباییها اعراض کنم
و چند ساله که دفتری برای شکرگزاری و تمرین ستاره قطبی اختصاص دادم که هر صبح چندتا از نعمتهامو مینویسم و از خدای مهربانم بابت اونها سپاسگزاری میکنم، و بعد برنامه روزم رو می نویسم
شب هم قبل از خواب اتفاقات زیبایی که در اون روز برام رخ داده رو مینویسم و باز هم از الله مهربانم بخاطر اونها تشکر می کنم
استاد جانم من تأثیر شگرف کنترل ذهن+احساس
خوب+ توجه به زیباییها + سپاسگزاری برای نعمتهامو
بارها و بارها در زندگیم شاهد بودم و هر روز نسبت
به قبل یقین و ایمانم بیشتر میشه که حرکت در همینمسیر خوشبختی و سعادت دنیا و آخرتم رو تأمین و تضمین میکنه
کار من در این دنیا اینه که با آرامش و احساس
خوب سعی کنم در هر زمینه ای عملکرد و رفتار درست
و مناسبِ موقعیتم داشته باشم و گام بردارم،
و ما بقی کارها رو خدای مدیر و مدبر این جهان برامانجام میده، هدایتم میکنه به تجربه زیباییهای بیشتر و بهتر..
خدا رو صدهزاران بار شکر که پاداشهای خداوند مهربانم برای کنترل ذهنم و پرهیز از احساس منفی در شرایط نادلخواه، و داشتن احساس خوب در غالب اوقات، خیلی بیشتر از راضی کردنم بوده
اشک شوق و شادی رو از چشمام سرازیر کرده
و مدارمو بالاتر برده،
درک و بینشم رو افزایش داده
و ظرف وجودم رو بزرگتر کرده..
خدا رو صدهزاران بار شکر که سه هفته است با همسرجانم اومدیم کانادا دیدن دخترامون و همسراشون و نوه های عزیزمون
خدا رو صدهزاران بار سپاس برای دورهمی های شاد و زیباییها و فراوانیهایی که در این سه هفته دیدم
خدا رو صدهزاران بار سپاس که خریدهای خوبی برای خودم کردم، چیزهایی که تو لیست 107 آرزوم نوشته بودم و الان دارمشون
احساس خیلی خوب و زیبایی بمن داد که این بار با دلارهایی که از پول خودم بود خرید کردم
خدا رو شکر برای بودنم در این سایت الهی و وجود دو استاد عزیزم و دوستان نازنینم
خدا رو شکر برای صلاتی دیگر در پروژه ارزشمند درک عمیق تر قوانین خداوند
استاد جانم و مریم بانوی دوست داشتنی و مهربانم عاشقتونم و بینهایت از شما سپاسگزارم
به قول استاد توحید اصله اصل تمام رفتار ها چرا؟ چون وقتی ما احساس بد داریم یا هر احساس ناراحت کننده چون ما به یک چیزی بیرونی حالا میتونه این چیزی بیرونی هرچی باشه ما قدرت میدیم و قدرت دادن به غیر خداوند چی در جهت خوشبخت شدن و بد بخت شدن در ماه احساس ایجاد میکنه که دور از آرامش است و به قول خود خدا تنها با یاد خدا قلب ها آرام میگیرد، چون قدرت خود خداست و او داره این شرایط اتفاقات آدم ها ایده ها را وارد زندگی ما میکند نظر به چی نظر به خواسته ما و حالا از این اتفاقات که هم راستا با خواسته ما و هم راستا بر اینکه ما در دنیا خوشبخت و آخرت ما از این دنیا هم بهتر باشد، و از تجربه این اتفاقات عالی چی بدست میآوریم 2 چیز، اول این که به قول خدا به کمال برسیم و دوم اینکه ایمان ما به جواب دادن خداوند به تنها قدرتمند بودن خداوند و تنها نیازمند بودن ما به خداوند بیشتر و بیشتر بشود.
بنام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستانم در بهشت عباسمنش
استاد اومدم طبقه ی بالا تو اتاقم و در رو بستم تا بتونم کنترل ذهن کنم تا بتونم برا این قدم یه کامنت بنویسم
حتما خبر دارید دوباره تو ایران چه خبره
و با این شرایط کنترل ذهن کردن خیلی سخت تره
اینکه یه جایی باشی که حرفی نشنوی سخت تر شده
دیشب وقتی همسرم میخواست اخبارو گوش بده هندزفری گذاشتم و فایل در هرشرایطی خالق زندگی خودمان هستیم را گوش دادم ودرکنارش مشغول نقاشی کردن
انقدر صدای گوشیمو زیاد کرده بودم که نفهمیدم همسرم بالای سرمه و داره اشاره میکنه که قطش کن کارت دارم
وقتی سرمو بلند کردم دیدم دخترم داره کارتون میبینه
با خیال راحت ویس رو خاموش کردم
الانم اوضاع همینه همسرم خوشحال و سرمست از اینکه اندفعه دیگه همه چی تموم شد و این حکومت نابود شده صدای تی وی رو انقدر زیاد کرده که حس خوشحالیشو بیشتر نشون بده
هم داره اخبارو میبینه هم با دوستاش در تماسه واسه اینکه شب ساعت 8 برن بیرون برا تظاهرات و خلاصه یه عروسیه تموم عیار تو وجودشون برپاست
من پذیرفتم قادر به تغییر کسی نیستم واصلا لازمم نیست کسی رو عوض کنم
پذیرفتم همینطور که من حق دارم هرجور میخوام زندگی کنم اونم همین حقو داره
براهمینم اصلا باهاش بحث نکردم که صدای تی وی رو کمترش کن وفقط اومدم تو اتاق و درو بستم
استاد شما یادم دادید مهم نیست چقدر دلیل دارید برا ناراحتیتون، برا بحث کردناتون، برا قضاوتهاتون، برا انتقاد کردن و رفتن تو فاز منفی ،
به هردلیلی که اینکارو بکنید گاری بخودتون بستین ، دستتون تو آتیش کردین ، یواش یواش میرین به ناکجا اباد
شما یادم دادید حواست به کانون توجهت باشه، به اینکه انرژیتو داری کجا خرجش میکنی ، که کل داستان همینه
کنترل کانون توجه ، صلح درونی واعتماد به روند طبیعیه جهان ، خرج انرژی درونی در جهت مثبت و کنترل ذهن با زبان
من اینجا اروم ارومم و درکمال ارامش دارم این کامنتو مینویسم
نمیدونم بالاخره این جریانات چی میشه
فقط اینو میدونم که من در پناه الله یکتام و هر اتفاقی بیفته به نفع منه
بنابراین نه ذوق میکنم که اینا برن و نه ناراحت میشم اگه بمونن
همه این روزا میخوان همرنگ جماعت باشن ، چون اینو روشنفکری میبینن
ولی من میخوام فقط همرنگ خدا باشم
اون برای من کافیه حتی از کافیم بیشتر
خدایا تنها امیدم تویی، خدایا کمکم کن همیشه بتونم با یاد و ذکر تو در ارامش باشم
خدایا خودم و افکارمو ،باورهامو، زبانمو، واکنشهامو و حس درونیمو به تو میسپارم
خودت یاریم کن بتونم به راحتی وسلامت از این مرحله هم بگذرم .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
سلام به شما سعیده آیت عزیز
سلام به شما دوست ارزشمندم
چقدر خوشحالم که به خوندن کامنت شما هدایت شدم و چقدر لذت بردم، چقدر ازتون یاد گرفتم چقدر این ایمان و شجاعت تون رو تحسین کردم. چقدر این استقامت برای موندن در مسیر درست رو تحسین کردم، چقدر این درک تون از قوانین رو تحسین میکنم و چیزهایی که صادقانه و شفاف گفتی استاد جان بهمون یاد دادن. سعیده جان واقعا خیلی قوی هستی و چقدر تحسینت کردم که در چه شرایطی انتخاب کردی در چه جهتی باشی و اجازه دادی هم هرکسی انتخاب کنه که در چه جهتی باشه و ماا فقط و فقط مسئول احساس خودمون هستیم. مسئول زندگی خودمون هستیم و فقط و فقط توانا هستیم تا خودمون و زندگی خودمون رو تغییر بدیم نه اطرافیان و جامعه و کشور و …
چقدر لذت بردم از تجربه ایی که نوشتی و خوشحالم برای داشتن این اعضای خانواده آگاه و متعهدم.
چقدر قشنگ نوشت بودین:
همه این روزا میخوان همرنگ جماعت باشن ، چون اینو روشنفکری میبینن
ولی من میخوام فقط همرنگ خدا باشم
اون برای من کافیه حتی از کافیم بیشتر
واقعا ازت سپاسگزارم که اینقدر خوب روی خودت کار میکنی.
واقعا سپاسگزارم برای تمام وجودت و ردپای قشنگ و صادقانه و کنترل ذهنی که اینجا از خودت ثبت کردی…
براتون از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
درک عمیق تر قوانین خداوند – گام چهارم- ورود به مدار نعمت ها – پنج شنبه 18 دی ١۴٠۴
قوانین بدون تغییر خداوند
یُرِیدُ اللَّـهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (6) مائده
خداوند نمیخواهد که شما را در تنگی قرار دهد؛ بلکه میخواهد شما را پاک کند و نعمتش را بر شما کامل سازد، شاید شما شکرگزار باشید.(6) مائده
اول
سپاسگزار الله یکتا هستم که کمکم کرده که در مسیر کار کردن روی خودم استفامت کنم و معجزه پشت معجزه ببینم
انصافا بی انصافی کامل است اگر از معجزات کنترل ذهن که این مدت به لطف الله انجام دادم و دیدم ننویسم
من چند ماهی است که دارم تمرین ستاره قطبی و کد نویسی رو هررررررر صبح انجام میدم و نتایج شگفت انگیز است و البته به لطف الله هدایت شدم که روی دوره هم جهت مجددا کار کنم و البته مشخصا روی جلسات مرتبط با سپاسگزاری
حالااااااا
میدونید چی شده؟
جلسه دوم هم جهت استاد درباره درست کردن جعبه ابزار برای کنترل ذهن صحبت میکنن و من خودم یه سری کارها مثل دوش گرفتن ، قدم زدن ، خوابیدن و … رو تست کردم و خوب خیلی نتایج خوبی ایجاد شده
اماااااااااا
معحزاتی که دادم ازشون صحبت میکنم مربوط به هیییییییچ کدوم از این المان ها نبست
من در این یک ماه اخیر به یک سری تضادها در محل کارم ، بیرینسم و حتی رابطه عاطفی م برخوردم و ار اونجایی که یه ذره درک کردم که اگر بیفتم تو مومنتون منفی دستمو کردم تو آتیش و با سرعت جت از خواستت هام دور میشم ، دنبال یه راهکار دیگه بودم
اتفاقی که افتاد این بود که وقتی به اولین تضاد برخوردم ، از خدا هدایت خواستم و گفتم : هدایتم کن که چیکار کنم که تو مونتوم منفی نمونم و برگردم به مسیرم ،،،،،، خدا هم یه کلمه به قلبم الهام کرد : سپاسگزاری ، سپاسگزاری ، سپاسگزاری
نمیدونم چقدر شوق و هیجانم رو حین نوشتن این کامنت دریافت میکنید ولی به محض اینکه تضاد ی پیش اومد و من رفتم توی ملجا و پناهگاه خودم و شروع کردم خوندن برکه های رنگی رنگی سپاسگزاری و نوشتن سپاسگزاری هام و تمرکز روی داشته هام و دیدن و دیدن و دیدن نعمت هام ….. میدونید چی شد؟؟؟
به الله که میپرستم ، ورق صد در صد برگشت ، یعنی اتفاقاتی در دنیای بیرون افتاد که برای هییییچ کس منطقی نبود ولی به نفع من تموم شد ، همه همکارام گیج و بهت زده بودن که چی شد ؟ چه خبره؟؟؟ ولی فقط من بودم که میدونستم چوووووووون به لطف الله و کار کردن مستمر روی خودم اون Golden Moment. تونستم به ریسمان خداوند ( که برای مت نعمت سپاسگزاری است) ، چنگ بزنم ، خدا هم به وعده ش عمل کزد و دنیای بیرون کااااااملا upside down شد
الان که دارم این کامنت رو میتویسم عاشقانه و صمیمانه سپاسگزار خداوند هستم که نعمت سپاسگزاری رو بهم داد تا بتونم در لحظاتی که شیطان تمام تلاشش رو مبکنه تا با نجواهاش من رو غمگین و محزون کنه ، خودم رو مسلح کنم به دیدن نعمت ها و برگتر شدن برای دریافت تمام نعمت هایی الله در تمام جنبه های زندگی
استاد ماه تر از ماهم ، عاشقانه عاشقانه و عاشقانه شما و مریم جان زیبا رویم رو دوست دارم و بسیاااااار مشتاق دیدارتون در بهترین رمان و مکان هستم
و ایمان دارم که این انفاق قطعاااااا و حقیقتا و یقینا میفتد چرا که خداوند به من وعده داده که همیشه همرمانی ها رو به طرز جادویی برای من رقم میرند و همواره مرا در بهترین زمان و بهترین مکان قرار میدهد که این وعده مهربان پروردگار من در پاسخ به درخواست های هر دوره من در تمرین ستاره قطبی است
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد …..
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت چهار 4 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت چهارم، که در رابطه با موضوع : ” ورود به مدار نعمتها ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
یه نکته خیلی مهمی که همیشه باید بهش توجه داشته باشیم و این موضوع مهم در نظرمون باشه همیشه، اینه که اگر که ما احساس خوب داشته باشیم اتفاقات خوب هم برامون میفته، اگه کسی هم حالش بد باشه اتفاقات بد براش میفته، و این موضوعی هم هست که همهمون تجربهش کردیم و البته که باید در زندگی دقت داشته باشیم به این موضوع، و حتی خداوند هم در قرآن بارها به این موضوع اشاره کرده، همونطور که ریشه کلمه حزن چندین بار در قرآن تکرار شده، و در موارد مختلفی به پیامبرها هم فرموده و از این کلمه استفاده شده، البته که در تمامی موارد هم با لای نفی اومده، یعنی غمگین مباش، یعنی اینکه اگر که کسی غمگین باشه اینجور اتفاقات هم بیشتر تکرار میشه براش و غمگین بودن مساوری هست با اتفاقات بد ، و این موضوع ما رو میرسونه به همون کلید آگاهی در رابطه با قوانین الهی.
این قانون خداوند هست، و این احساس خوب اگر که نباشه اتفاقات خوبی هم در کار نیست، بخاطر اینکه قانون خداوند اینه، و این موضوع بارها خودش رو در تجربیات زندگی ما نشون داده که زمانی که ما احساسمون خوب هست اتفاقات خوب هم برامون میفته، و البته کسی هم که میتونه در زمانهای بیشتری احساس خوب رو در خودش ایجاد کنه که ( البته نیاز داره به یک نوع تفکر متفاوت نسبت به اون موضوعات مختلف ) ، اون شخص واقعا در دنیای مادی خیلی خیلی اتفاقات خوب رو تجربه میکنه، بخاطر اینکه قانون این رو میگه که اگر بتونی احساست رو خوب نگه داری ( مخصوصا تو شرایط سختتر ) ( چون توی شرایطی که خوبه همه چیز همهمون قاعدتا باید احساسمون خوب باشه ) و البته خب توی شرایط سخت و در زمان اتفاق افتادن تضادها و …، اونجا دیگه خیلی مهم میشه این قضیه که بتونیم توی اون شرایطی که به ظاهر سخته احساسمون رو خوب نگه داریم.
و البته اگر که افراد تمرین کنن توی شرایطی که اوضاع مناسب هست، سپاسگزار باشن و احساس خوبی داشته باشن، نگاه کنن به نعمتهاشون، تحسین کنن زیباییها رو، توجه کنن به نکات مثبت، اون زمان به مداری میرسن که توی شرایطی هم که اوضاع سختتره و واقعا اون زمان هست که خیلیها ناراحتن، توی اون شرایط هم بتونه احساسش رو خوب نگه داره، و البته ممکنه که کار راحتی هم نباشه، اما پاداش رو کسایی میگیرن که بتونن این کارها رو انجام بدن، کارهایی که بقیه نمیتونن انجام بدن، و این نیاز داره به یه ذهن خیلی قوی، نیاز داره به یه کار مداوم روی ذهن، و با همه اینها ممکنه که از دست آدم در بره، ولی ما باید ادامه بدیم تا بیشتر و بیشتر روی این موضوع مسلط بشیم.
نکته مهمش اینجاست ک اگر که ما بتونیم در زمانهای بیشتری در طول روز احساسمون رو خوب نگه داریم اتفاقات خوب و بیشتری هم برامون رخ میده، و ما باید بتونیم جوری به قضیهها و موضوعات نگاه کنیم که تو زمانهای بیشتر در طول روز احساسمون خوب باشه، این کار تمرین میخواد، این کار این کار رو میخواد که ما از زمانی که از صبح بیدار میشیم شروع کنیم به اینکه نعمتهامون رو بشماریم، و بخاطر تمام چیزهایی که داریم سپاسگزار خداوند باشیم.
و حتی توی قرآن هم فرموده که : اگر که شما سپاسگزار باشید شما را میافزاییم.
و همین باعث میشه که ما به ارتباط بین شکر و رزق، ارتباط بین شکر و سلامتی و ثروت، به این نتیجه برسیم که همه اینها برای داشتن احساس خوب هست. و مؤلفهای هم که توی شکرگزاری اتفاق میفته که یکی از قدرتمندترین ابزار کنترل ذهن هم هست، اینه که احساسمون رو خوب میکنه، و وقتی هم که خب ما بخاطر چیزی سپاسگزاریم احساسمون خوب میشه، و ما باید زمانی که صبح از خواب بیدار میشیم و شب که میخوایم بخوابیم همین سوال رو از خودمون بپرسیم که چه نعمتهایی داریم که باید بخاطرش سپاسگزار باشیم، و آگاهانه دنبال چیزهایی باشیم که به ما احساس بهتری میده، و در اطرافمون و زندگیمون هم خب بینهایت چیزهایی خوب هستش که میتونیم ببینیمشون و تحسینشون کنیم و بخاطرش سپاسگزار باشیم، اینها احساس ما رو خوب نگه میداره.
و طبق قانون بدون تغییر خداوند هم، اگر که ما احساسمون خوب بمونه، و ما در زمانهای بیشتری احساس خوبی داشته باشیم، بعدش ما در مداری قرار میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری برامون رخ بده، و حتی ما با تغییر فرکانسمون اتفاقات یک ثانیه بعدمون هم میتونیم تغییر بدیم، و هیچ چیزی از قبل آماده نشده برای ما، و ما هر لحظه با افکارمون و احساسمون داریم تولید میکنیم یه سری فرکانسها رو، و جهان هم داره شرایط و اتفاقاتی رو معادل اونها وارد زندگیمون میکنه، و حالا از اونجایی هم که ما نمیتونیم همیشه در بهترین احساس ممکن باشیم، تو زندگی ما هم همیشه بهترین حالت ممکن هم نیست، و در واقع این موضوع ویژگی دنیای مادی هست حتی برای تمام پیامبرها هم همین بوده، و ما باید همواره تلاش کنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، و اتفاقات هم میفته، ولی خب هر چقدر که ما بتونیم این کار رو بهتر انجام بدیم، ( که البته که کار سادهای نیست اما شدنیه )، اگه بتونیم این کار رو انجام بدیم شرایط توی زندگیمون هم بهتر میشه وقتی که ما فرکانسهای بهتری میفرستیم، وقتی که ما آرامش بیشتری داریم، وقتی که ما احساس خوبی داریم، همین، به همین راحتی، کل داستان همینه.
وقتی هم که ما آدمها این قوانین رو قانونمند توی ذهنمون درست کنیم اتفاقی که میفته اینه که خیلی محتاطتر میشیم به این که اجازه بدیم احساسمون بد بشه، و اجازه نمیدیم که افکار منفی توی ذهنمون بیاد، و خیلی مراقبتر هستیم، نمیشینیم اخبار گوش کنیم، نمیشینیم همش توی شبکههای اجتماعی بچرخیم، نمیشینیم به اتفاقات ناراحت کننده گذشته فکر کنیم و اونها رو نشخار کنیم توی ذهنمون صبح تا شب، نمیشینیم در مورد چیزهایی که اتفاق نیفتاده توی آینده نگران باشیم، اگر بدونیم که این نوع تفکر منفی اصلا خوب نیست، و هی یواش یواش تمرین میکنیم و هی حرفهای تر میشیم و بعدش هم نتایج زندگیمون هم مشخص میکنه، و از در و دیوار اتفاقات خوب و نعمت و ثروت وارد زندگی ما میشه وقتی حالمون خوبه، و وقتی که میتونیم توی شرایط بد حالمون رو خوب نگه داریم.
و همین که آگاهانه تصمیم بگیریم توی شرایطی که اوضاع به ظاهر بده، اگر بتونیم و تصمیم بگیریم که آگاهانه کار کنیم روی خودمون، و با خودمون بگیم که میدونم اوضاع بده اما من باید بتونم یه راهی پیدا کنم برای اینکه به این موضوع و اوضاع جوری نگاه کنم که احساس بهتری به من بده، و اگر بتونیم که این کار رو انجام بدیم ما کاری ک باید انجام میدادیم رو انجام دادیم و ورق برمیگرده، و درسته که این کار کار راحتی نیست، اما شدنیه، و ما هی باید قدم به قدم ادامه بدیم، و ذهنمون هم خیلی خیلی قویه و ما باید همیشه کانون توجهمون رو به سمت خواستهها هدایت کنیم.
یکی از کارهایی هم که باعث میشه ما در زمان تضاد بتونیم حسمون رو خوب کنیم، اینه ک ما اینطوری فکر کنیم که داریم از این موضوع نکات مهمی رو یاد میگیریم، و بگیم که اشکال نداره ولی تجربه خیلی خوبی به من داد برای اینکه جلوگیری کنم برای بعدا، چون وقتی هم که اتفاقات به ظاهر بد میفته خیلی بیشتر درس یاد میگیریم تا زمانهایی که اتفاقات خوب میفته، چون وقتی هم ک اتفاقات تضادی میفتن میشینیم فکر میکنیم که چطور میتونیم تصحیح کنیم رفتار و کارمون و … رو برای دفعه بعدی، و وقتی هم که این مسائل اتفاق میفتن باید به خودمون بگیم که چه درسی میتونیم از این تضاد یاد بگیرم، و بعدش به این نتیجه میرسیم که عیب نداره که اگه من این کار رو انجام دادم، اما به جاش این درس ارزشمند رو از زندگی یاد گرفتم،و اگر درست بتونیم ازش استفاده کنیم دهها برابر اون ضرر رو میتونیم درست کنیم و ثروت ازش بسازیم.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 18 دی 1404
سلااام
خدایا شکرت بابت گوش دادن دوباره این فایل ها در این زمان که بازم با اینکه مفاهیمش تو فایل ها و دوره های جدید هست و قبلا گوش داده بودم تصویری ش و بارها بازم انگار یجور دیگه نوش جان میشه آگاهی هاش
دیروز اومدم کامنت بزارم وقت نشد ولی دو روز پیش که فایل و گوش دادم بعد تو محل کارم یهو احساسم داشت بد میشد البته که یهو نبود قبلش بدلیل اینکه چند نفر هی داشتن از اوضاع و شرایط میگفتن ناخواسته داشت احساسم و بد میکرد یاد فایل شما افتادم و البته خداا رو هزاران بار شکر کردم که فهمیدم ابشخور احساس بد و قبلا همینم نمیفهمیدم و اصلا دنبال ریشه ش هم نبودم یادمه سالها پیش که قدم اول و گوش دادم شما جلسه دومش گفتین اصلا نمیشه ندونی احساست برای چی بد شده و اگه احساست بده ریشه ش و پیدا کن همون روزها من میگفتم یعنی چییی چقدر سخت من چیجوری ریشه ش و پیدا کنم اگه میفهمیدم احساسم برای چی بده که وضعم این نبود بعد بمرور با ادامه دادن کار کردن متوجه شدم اصلا استاد چی دارن میگن و سریع بک میزدم به اینکه چی باعث شده احساسم بد بشه تو این موضوع هم فهمیدم بعد کانون توجه دیگه با هر منطقی دستت بره تو آتیش سوختی تا جایی که گفتم اه چرا من باید اینجا باشم جایی که باید بزور کنترل ذهن کنم همینجوریش کنترل ذهن سخت هست تو شرایط و کشور ما که دو برابرم باید براش بزاری بعدش یاد حرف استاد تو روانشناسی ثروت افتادم که بلند فریاد میزدن قربونت برم تو جای درستت هستی شرایطط بده اوضاعت بده فلان و فلان بده همه اینها رو خودت خلق کردی جالب نیست؟؟؟؟ تغییرش بده
یعنی هی با منطق میپیچیدم جلوی ذهنم خلاصه من درون خودم جنگ داخلی احساسی داشتم بعد گفتم خب الان چیکار کنم ؟ بیا برو غرق کار شو بعد دیدم ناخوداگاه تو کارمم دستام داره کار میکنه ولی ذهنم اونجا نیست استاپ کردم تایم اوت دادم به خودم بعدش گفتم خخب پاشو چششم خورد به تخته وایت برد گفتم خب این که خالیه پاشو نکات مثبت امروز و بنویس در فاصله قدم زدن و فکر کردن به انجامش شاید به دقیقه هم نرسید ولی ذهن چموش با سرعت داشت منصرفم میکرد با کلماتی مثل هه امروزم مگه چیز مثبتی بود اخه ؟ چی میخواهی بنویسی ؟ اصلا مگه دوربین ندارین الان مدیرت از دوربین نگاه میکنه مسخرت میکنه
باورتون میشه میگم حتی به دقیقه نرسید و من بلند شده بودم داشتم تا تخته میرفتم اینارو گفت ولی خداااوند کلام الله بالا میاره این و شنیدم که مگه تو دوره هم جهت استاد نگفت حتی ما نعمتهای بزرگی داریم که بدیهی شده اونا هزار بار سپاسگزاری دارن یهو بوووم انگار شیطان رفت و نور اومد نه تنها از سلامتی و عشق عزیزانم و تن سالمم سپاسگزاری کردم بلکه همین که تو محله ما زندگی در جریان هست و از 90 درصد افرادی که دارن راجع به شرایط حساس کنونی میگن من دارم ده درصدش و میشنوم و خدا رو شکر که اصلا ندیدم فقط شنیدم اونم ده درصد شروع کردم به نوشتن یهو اووومد
خدا رو شکر که خانم فلانی اومد گفت مدیریت جدید اومده و لامپ ها رو میخواهیم نو کنیم اتاق شما چند تا لامپ داره؟ و قراره پرنور بشه اتاقم حتی اومد گفت سرده اتاقت ب اقا رحیم بگو بیا شوفاژات و هواگیری کنه هیتر میخواهی برات بیاریم؟ چون اتاق من طبقه بالاست و اطرافمون فقط زمین بازی و زمین پارک اتومبیل برای تره بار هست و باد میزنه بزرگم هست گرمایش شوفاژ کفاف نمیده
خدا رو شکر که پول برای بار فلانی داشتیم و تونستیم بار خالی کنیم *
حالا اتفاق های همون روز مربوط به کارم مابقی ش هم سپاسگزاری و سلامت از خودم و اعضای بدنم گرفته تا عزیزانم
شبش اومدم خونه به عشقم گفتم امشب برم سینما؟ اونم نگفت حالا تو این شرایط و فلان موافقت کرد و با خواهرم سه تایی رفتیم سینماش تو یه پاساژ بزرگ و معروف تو غرب تهران بود و حتی بسته بود همه جاش حتی پارکینگ بخاطر اوضاع فعلی ما فکر کردیم تعطیله ولی خب انلاین بلیط خریدیم رفتیم از نگهبانش پرسیدیم گفت بلیطتتون و نشون بدین و از طرف سمت راست در تا نصفه باز هست ازونجا وارد بشین و ما رفتیم و هم کلی خوش گذشت هم تجربه جالبی بود از یسری موارد غیر …
یوقتایی که از سرکار با خواهرم برمیگردیم چای میریزیم میایم میشینیم کلی حرف میزنیم از قوانین از اتفاقات و .. یوقتایی حرفی نداریم و میشینیم زل میزنیم بهم اون موقع ها میفهمیم نباید منفی ها رو بگیم حتی یه جاهایی من و خودش میگیم خب این که منفی اون یکی هم منفیه همین خبر دیگه ای ندارم :)))
بقول استاد دیگه برات کنترل ذهن و موندن تو احساس بد برای مدت زمان خیلی کمتری راحت میشه من اینو به وضوح تو خودم مشاهده میکنم
یسری موارد دیگه هست که میخوام بگم ولی میخوام اول اتفاق بیفته مطمئن بشم بعد بگم هم از کارهایی که براش کردم هم از انجامش
خلاصه که خیلی ممنونم ازتون استاد قشنگم دوستتون دارم خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده مهربانم…
بنام خداوندیکه…به اندازه ایی توی حل مسائلم احساسم خوب باشد…
بهمون اندازه به من الهام میکند برای بهتر شدن ارائه کارم..
استادم..این تجربه احساس خوب توی “”اتفاقی”که همین چهار گذشته برام افتاد”رو میخاستم در این بهشتم نقل قول کنم..
تا اول برای خودم درس باشد…و بعد برای دوستانم که داریم تجربیاتمونو از داشتن احساس خوب”بهمدیگه یادآوری میکنیم..
چند شب پیش…توی پیاده رویم…که سالهاست برای من ترس شدیدی داشت
اینم بگم!!!.[.طبق تکامل چهار ساله ام!!!]..
جوریکه در هوای روشن روزم توکل نداشتم اون منطقه رو بگذرونم..
چون یه قسمت پشت هست…
و من گفتم خدایا میخام توی شب این قسمت رو پیاده روی کنم..
چون شب قبلش..نجوا میومد که نباید بری..
گفتم چون ذهنم داره بد بیراه میگه..
من باید بتونم این پیاده روی غلبه بر ترسسمم انجام بدم..و این مسیر رو توی تاریکی مطلق “پیش ببرم..
و رفتم و رفتم رسیدم به اون مکان..همه جا سکوت بود…گفتم خدایا کمکم کن…دیدم یه نور خوشکلی بهم چشمک زد..بهم گفت برو جلو…
و من دقیقا در زمان و مکان مناسب اون منطقه اونم با احساس خوب پیمودم…..
و تایید الهی هر بار خداوند توی آسمون بهم نشون داد…و این گزینه هم شکر خدا انجام شد…
…….
پلن بعدی….اینبار یه ورژن جدیدتر و ترسناکتر…!!
فرداش…بهم گفت قدم بعدی..امروز عصر فلان منطقه”که .قبرستان جدید اونم بازم توی فلان ساعت..
و دیدم شخصی بهم نزدیک شد..گفت اینهمراه اومدی اینجا چکار …
گفتم پیاده روی اومدم…..انگار از دلش گذشته بود.اینم کار خدا بود ببینم چقدر ایمان دارم….بهم گفت نری فلان جا…خوبیت نداره..
فورا ذهنمو کنترل کردم..
گفتم خدایا این شخص منو ترسونده..
نباید این ترس منو از این مکان دور کنه..
من رفتم جلو….
دیدم دو شخص..اونجا وایسادن..تا منو دیدن رفتند…
و من رفتم کل قبرها رو گشتم حتی اون پستوها هر جا ذهنم میگفت نرو رفتم…
و باز نجوا اومد که اگه میخای بری فلان مسیر…نکنه از مسیر فلان نخلستان بریا…یکی بهت حمله میکنه..
و من رفتم …
گفتم خدایا…اینبار میخام بیشتر بهم کمک کنی..دیگه هوا مثل شب قبلش توی اون قسمت پشت..تاریک و تاریک شده بود…
و من این حرکت رو زدم..
نزاشتم احساس بد بشه.. …منو از این غلبه بر ترس دور “کنه…
و سه تا پلن رو که سالیان سال ازش میترسیدم به لطف خدا انجام شد…..
……….
و فرداش بعد اینهمه کنترل ذهن…الهام رسید …یه حساب کارت بانکی پارسیان رو از طریق سایت ثبتنام کن…تا این کارت بانکی رو درخاست بدی..
و دقیقا اینم تا ظهر “طبق الهاماتم انجامش دادم..
و پلن اینم به لطف خداوند انجام شد….
و بعد ازظهر …هدایت شدم به کامنت شخصی که دستکشامو براش فرستاده بودم…ایشون بهم گفت نمونه کاراتو پست کن…برامون بفرست..
استادم…شخصی که ایشون طراح و لباس شب و لباس عروس توی کل جهان هست..
و هم بصورت فشن شو توی کشور استانبول دفتر داره..
و هم مزون دوزی برای تمام عروس های دنیا و افراد برجسته کار میکنه..
و اینم هدایت خدا بود..و نگهداشتن احساس خوب در توانایی حل مسئله.باعث شد وارد همچنین پلن جدیدی بشم!!!
……میخام بگم!!!
دلیل اینکه لطف خداوند ،”بهترینها رو”برای طراحی و دوخت دستکشهام..شامل حالم شد..
فقط بخاطر این بود…
که من تونستم توی نحوه الگوبردارییم و نحوه دوختم..ذهنمو کنترل کنم..
میخام بگم!!!
دلیل اینکه..پروجکتام هر بار به مسیرهای عالی هدایت میشه…
بخاطر این بود..که توانایی حل مسئله داشتم..
اونم از شما و فایلاتون که مدام میگین…یه عزت نفس بالا هست که ادامه میده…و کم نمیاره…
و من تمام قطعات الگویی و دوختی بخاطر ادامه دادن..و احساس خوب داشتن،” در دل کنترل حل مسئله بود..
اگه من نرگس همون دفعه اول ادامه نمیدادم…اصلا نمیتونستم همچنین ورژنهای الگویی و دوختی رو هر بار وارد پروژه های بزرگتری.بشم و نمونه کارامو .ارائه بدم..
نمیخام بگم ایشون قدرتش زیاده…!!!
چون الهامات خداوند هست..منم بهش پیروی میکنم..یا این یا هزار تا از دستانش!!!
میخام بگم…هر انسانی میتونه ادامه بده….حتما بهمچنین مکانهایی هدایت میشه..
کلا لطف خداست که بهم میگه..
فقط چه موقع الهامات میرسه…
موقعه ایی که من احساسم خوبه…
همین!!!!…….به لطف خدا!!! امروز دو روز هست من دارم کارامو آماده این سفر میکنم..از روز گذشته به الان..من بهبودگراییم بازم در عمل چند برابر شده..
همین احساس خوب باعث شد..که ورژن کار دستکشمو با قدرت الهام ببرم. بالا..
بخدا نه کاری به دولت داره..نه رئیس داره نه خانواده داره…
من خودم خالق زندگیم هستم..و به لطف رحمت الهی..وقتی من باهاش هماهنگ شدم..چنان توی درونم هماهنگی انداخت که زبانم قاصره..
استادم دقیقا سایت شما با دستکشهای من داره با همدیگه “بیشتر هماهنگ میشه..
میدونی چرا!؟؟؟چون هر دومون داریم بهبود میدییم خودمونو..
خداشاهده…من اصلا گذشته ها اگه بهم میگفتن تو میتونی بهچنین ورژنی برسی حتما یه شاخ روی سرم میومد بالا..
میدونی که میدونی.!!!اونم بخاطر اینکه من به خودشناسی و خداشناسی رسیدم..
بخاطر اینکه وقتی خودمو شناختم که خودم خالق زندگیم هستم..فقط باید یسری تمرینات رو اگاهانه انجام بدم..سعی کردم بپذیرمشون و اونا رو عملی کردم!!!!
کل داستان همینه!!!!
استادم خوشحالم که دستکشهام داره رنگ زیبایی میگیره…
خیلی براش خوشحالم..
ذهنم گفت برو زودتر کاراتو انجام بده..
از صبح تا حالا دارم پیام دوستانمو میخونم..
گفتم بیام از نتایجم توی همین چهار روز بگم..
خداشاهده به اندازه 4 سال میتونم با قطعیت بگم اتفاق خوب برام افتاده..
اتفاقی که هر بار یه ورژن نرگس رو عملی تر بکنه..
خیلی شور و شوق دارم..
انشالله که دستکشهام جهانی بشه..اونم خودم از خدا خاستم..
گفتم خدایا این دستکشهام اول به لطف خودت..و الهاماتت بود..بعد حرکت اگاهانه که بازم اونم خودت هستی شامل حالم شده..
حالا که دوستداری من توی خلق این دستکش اومدم..
خودت هدایتم کن..دستکشم وارد کمپانیهای طراحی و لباس شب و عروس بشه..
من دوستدارم جهانی و با افراد ثروتمند کار کنم..
میخام به ذهنم بگم!!!!!!
نرگس تو میتونی…
خدایا دستکشهای من ظریفه نیاز به دقتکاری زیاد داره..
خودت ارزش کارامو بالا ببر…
استادم!!!الان یکسال خورده اییه…من شب اول 403 وارد نمایشگاه داخلی شهرم شدم..تا به امروز لطف خدا دستکشم وارد پروسه “اونم حضوری” شخصی که جهانی “کار میکنه…
هدایت شده..
وقتی نگاه میکنم به پروسه و روند کاریم..فقط میبینم احساس خوب و توانایی حل مسئله توی تضادهایی که توی کارم برام پیش میومد..رو تونستم توی کارم اعمال کنم. همین!!!!!.
بخدا هیچکسی یه زره هم نتونست بهم کمک کنه..
میخام بگم!!!اونم با ضرس قاطع!!!
همه چیز خودمونیم….
واسلام..انشالله آینده میام بازم از تجربیاتم مینویسم..
خدایا شکرت بابت این فرصت زیبا برای شروع کار جدیدم!!!!
به نام خدا
چقدرفایل های گفت گو استادعباس منش بااستاد
عرشیانفر دوس دارم وچقدرچقدربهم کمک کرده که بتونم ذهنم درشرایط مختلف کنترل کنم خصوصااونجایی که استادمیگه مهم نیس چقدردلیل داری برای این که حالت بدباشه اگراحساست بدباشه اتفاقات بدی می افته
من اوایل که فایل هاروگوش میکردم درک نمیکردم که چقدرمهم احساس خوب داشتن چون اهمیتشونمیدونستم ولی باهدایت خدا کم کم تونستم ارتباط بین افکار واتفاقات زندگیمو درک کنم به وضوح که هروقت دارم به انتقادهای بقیه توجه میکنم واحساسم بدمیشه انتقادهای بیشتراحساس خشم وکینه بیشتری دارم جذب میکنم تاجایی که رسیدم به نقطه ای که تسلیم شدم واین بارتاثیر ذهن اروم واتفاقات خوب درک کردم وادم های نامناسب ازم دورشدن یاخیلی کم ترمیدیومشون وکم کم یه سری چیزایی ازگذشته یادم میومد که بزای سال ها قبل بود که بازبیشتر به درک اهمیت کنترل ذهن کمکم میکرد
والان میبینم که نسبت به قبل زودترنیتونم حالم خوب کنم وتواحساس بدنمونم چون درک کردم چقدرکنترل ذهن مهم هست
نسبت به قبل احساس گناه کم تری دارم وقتی اشتباهی میکنم خودموخیلی کم سرزنش میکنم یااصلاسرزنش نمیکنم چون میدونم تمرکزروی هرچیز ازجنس همون موضوع واردزندگیم میکنه
ولی یه جاهایی باااین که میدونی ودرک کردی که چقدرمهمه اماواقعانمیشه کنترل کرد ومیفهمم که چقدربایدمتواضع باشم دربرابرخداوند که من بدون توهیچی نیستم عاجزبودن خودم اون لحظه درک میکنم که چقدرنیتزمندکمکت هستم وتوهرلحظه گفتم خدایاکمکم کن وکمکم کرده انقدرنرم آهسته وپیوسته هدایت کرده که متوجه این جریان هدایت نبودم فقط دیدم که دیگه اون مشکل تیس ویادیگه اون اهمیت اون مشکل برام خیلی کم رنگ شده
سلام خدمت استاد وهمه دوستان
این قدر خوشحال هستم که دیشب وامروز دوباره کامنت خواندن را شروع کردم
البته فایل ها را بیشتر مواقع گوش میدهم
اما در مورد کامنت خواندن 1 سال ونیم است که دنبال کارهای ساختمان سازی بودم دور شده بودم
این رد پا را گذاشتم که دوباره به کامنت خواندن وکامنت نوشتن برگشتم وخدا را هزاران بار شاکرم بابت وجود این سایت ارزشمند
درود خداوند بر داود پیامبر هنگامی که با صدای زیبایش تمام هستی با او در حال نیایش و حمد و سپاس و…بود و درود بر تمام هستی و تمام خوبان عالم و شما که در حال خواندن این متن هستید
از آنجا که این آگاهی ها اولین بار به این شکل به جهان مخابره می شود انتظار می رود با دقت و توجه و تمرکز خاصی خوانده شود.
احساس یک زبان است.
مانند زبان برنامه نویسی
ویژگی زبان چیست؟
زبان از کلماتی هم گون و با نظم که شعوری در پشت آن نهفته است و هر سیلاب و حرف و صدا در کنار هم معنای خاصی دارد.
پس احساس دارای شعور آگاهی حافظه و نظم وحرکت است تمام ذرات جهان همین ویژگی را دارند یعنی دارای سبحان یا سحابی و حرکت هستند در یک نظم خاصی بیشترین کلمه ای که قرآن استفاده می کند درباره ذرات کل موجودات هستی سبحان است و هفت سوره با این کلمه شروع می شود.
تمام ذرات با یکدیگر در ارتباطی منطقی و ریاضی هستند و در حال گرفتن و دادن اطلاعات هستند و در حافظه خویش ثبت می کنند.
نگاهی به کوچکترین ذره یک اتم بیاندازیم و تفکری عمیق کنیم که چگونه هر سلول با یک فرایندی مشغول به انجام وظیفه خویش در نظام هستی و کائنات خداوند است.
همانطور که از شیر، ماست سر شیر کره و بیسکویت، شکلات و...درست می شود و انتهایی ندارد
در مشتقات نفتی اگر یک دیشلیز هم فرض کنیم از نفت خام گاز گازوئیل سبک سنگین مازوت اتانول نفتالین نفتا بنزین و…..
بی نهایت محصول جدید به دست میآید که هنوز شیمی دانهای پی به ماهیت آن نبرده اند و بعدها شاید کشف شوند.
اینجاست که شاید کمی معنی ذرات و خاصیت آنها و حلالها و به نحوی هر کدام زبان و فرمول خاص خودش را دارد و انتهایی برای تنها مشتقات نفتی در جهان وجود ندارد و اینجاست که کلمات خداوند را نمی توان شماره کرد و احصا کرد و شمرد بی نهایت در بی نهایت وای خدای من ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
آیات 35 تا 37 سوره نور
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
خداوند، نور آسمانها وزمین است. مَثَل نور او همچون چراغدانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در میان حبابى شیشهاى و آن شیشه همچون ستارهاى تابان و درخشان، چراغ از روغن درخت پر برکت زیتونى بر افروخته شده، که نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) که بدون تماس آتش نزدیک است (شعلهور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور دیگر. هر کس را خداوند بخواهد به نور خویش هدایت مىکند، و خداوند براى مردم مَثَلها مىزند و خداوند به هر چیزى آگاه است.
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
(این نور هدایت) در خانههایى است که خدا اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود. در آنها بامدادان
و شامگاهان او را تسبیح گویند.
رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إِیتاءِ الزَّکاهِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ
مردانى که هیچ تجارت و معاملهاى، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، به خود مشغول نمىسازد، آنها از روزى که در آن، دلها و چشمها دگرگون مىشود، بیمناکند.
—————————————————
سلام به استاد گرامی عزیزم و استاد مریم بانوی نازنینم که خیلی زیاد دلتنگ دیدار روی ماهتون هستم
و سلام به دوستان عزیز هم مسیرم
خدایا صدهزاران بار سپاس برای آرامش و حال و احساس خوبی که این روزها دارم
خدایا هزاران بار سپاس برای این فایل سرشار از آگاهی و زیبایی
خدایا بینهایت شکرت برای قوانین ثابتت که میتونم زندگیمو بر اساس اونها زیبا خلق کنم و در دنیا و آخرت سعادتمند باشم
خدای عزیزم ای خالق و راهنمای من هزاران بار شکرت که به استاد ارجمند و این مسیر توحیدی زیبا هدایتم کردی
استاد جانم قانون احساس خوب= اتفاقات خوب اولین و اساسی ترین قانونی بود که از ابتدای حضورم در این دانشگاه الهی از شما شنیدم و سرلوحه زندگیم قرار دادم
و روز به روز اهمیتش بیشتر بر من آشکار میشه
احساس خوب هم با کنترل ذهن و ورودیهاش امکانپذیر میشه
خدا رو شکر که حدود 7 ساله تلویزیون و شنیدن اخبار رو برای خودم ممنوع کردم
شبکه های اجتماعی رو هم فقط برای کارهای مفید و لازم برای خودم استفاده می کنم
سعی فراوانی دارم که همواره به زیباییها توجه کنم و از نازیباییها اعراض کنم
و چند ساله که دفتری برای شکرگزاری و تمرین ستاره قطبی اختصاص دادم که هر صبح چندتا از نعمتهامو مینویسم و از خدای مهربانم بابت اونها سپاسگزاری میکنم، و بعد برنامه روزم رو می نویسم
شب هم قبل از خواب اتفاقات زیبایی که در اون روز برام رخ داده رو مینویسم و باز هم از الله مهربانم بخاطر اونها تشکر می کنم
استاد جانم من تأثیر شگرف کنترل ذهن+احساس
خوب+ توجه به زیباییها + سپاسگزاری برای نعمتهامو
بارها و بارها در زندگیم شاهد بودم و هر روز نسبت
به قبل یقین و ایمانم بیشتر میشه که حرکت در همین مسیر خوشبختی و سعادت دنیا و آخرتم رو تأمین و تضمین میکنه
کار من در این دنیا اینه که با آرامش و احساس
خوب سعی کنم در هر زمینه ای عملکرد و رفتار درست
و مناسبِ موقعیتم داشته باشم و گام بردارم،
و ما بقی کارها رو خدای مدیر و مدبر این جهان برام انجام میده، هدایتم میکنه به تجربه زیباییهای بیشتر و بهتر..
خدا رو صدهزاران بار شکر که پاداشهای خداوند مهربانم برای کنترل ذهنم و پرهیز از احساس منفی در شرایط نادلخواه، و داشتن احساس خوب در غالب اوقات، خیلی بیشتر از راضی کردنم بوده
اشک شوق و شادی رو از چشمام سرازیر کرده
و مدارمو بالاتر برده،
درک و بینشم رو افزایش داده
و ظرف وجودم رو بزرگتر کرده..
خدا رو صدهزاران بار شکر که سه هفته است با همسرجانم اومدیم کانادا دیدن دخترامون و همسراشون و نوه های عزیزمون
خدا رو صدهزاران بار سپاس برای دورهمی های شاد و زیباییها و فراوانیهایی که در این سه هفته دیدم
خدا رو صدهزاران بار سپاس که خریدهای خوبی برای خودم کردم، چیزهایی که تو لیست 107 آرزوم نوشته بودم و الان دارمشون
احساس خیلی خوب و زیبایی بمن داد که این بار با دلارهایی که از پول خودم بود خرید کردم
خدا رو شکر برای بودنم در این سایت الهی و وجود دو استاد عزیزم و دوستان نازنینم
خدا رو شکر برای صلاتی دیگر در پروژه ارزشمند درک عمیق تر قوانین خداوند
استاد جانم و مریم بانوی دوست داشتنی و مهربانم عاشقتونم و بینهایت از شما سپاسگزارم
به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
سلام خدمت استاد عزیزم
به قول استاد توحید اصله اصل تمام رفتار ها چرا؟ چون وقتی ما احساس بد داریم یا هر احساس ناراحت کننده چون ما به یک چیزی بیرونی حالا میتونه این چیزی بیرونی هرچی باشه ما قدرت میدیم و قدرت دادن به غیر خداوند چی در جهت خوشبخت شدن و بد بخت شدن در ماه احساس ایجاد میکنه که دور از آرامش است و به قول خود خدا تنها با یاد خدا قلب ها آرام میگیرد، چون قدرت خود خداست و او داره این شرایط اتفاقات آدم ها ایده ها را وارد زندگی ما میکند نظر به چی نظر به خواسته ما و حالا از این اتفاقات که هم راستا با خواسته ما و هم راستا بر اینکه ما در دنیا خوشبخت و آخرت ما از این دنیا هم بهتر باشد، و از تجربه این اتفاقات عالی چی بدست میآوریم 2 چیز، اول این که به قول خدا به کمال برسیم و دوم اینکه ایمان ما به جواب دادن خداوند به تنها قدرتمند بودن خداوند و تنها نیازمند بودن ما به خداوند بیشتر و بیشتر بشود.