درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 32


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجید مهجور گفته:
    مدت عضویت: 3543 روز

    خدایا شکرت برای این کلامهای بهشتی که استاد عباسمنش عزیز بر جای میذارن تا همیشه این بوی خوش رو استشمام کنیم و بدونیم که در بهشتیم.

    درود به استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته بزرگوار و درود به دوستان عزیز و گرانقدرم.

    این روزها خیلی در باب اهمیت کنترل ذهن و احساس خوب و تمرکز کار میکنم رو خودم و برای هر کدومش دفتر جدا گرفتم که هر چه در این خصوص از الهامات خودم، از فایلهای استاد، از کامنت دوستان میبینم رو بنویسم تا در حین نوشتن گفتگوی ذهنیم به صورت تمرکزی در این خصوص باشه.

    ممنون از استاد عرشیان فر عزیز که این دعای خوب رو یادآوری کردند که بدونیم مهمترین چیز در این دنیا مادی و دو قطبی برای کسانی که میخوان بیشتر خدایی کنند ، حال خوبه، احساس خوبه، احساس خوبی که تا بینهایت میتونه ادامه داشته باشه. احساس خوبه که در راس هرم قرار داره و ثروت، سلامتی، سعادت، خوشبختی، کامیابی و … هر آنچه کیف آدم رو کوک میکنه ، پاداش احساس خوبه.

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی یهویی رسالتت بهت گفته میشه تو این دنیا

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی همه برای خدمت به تو نرم میشن

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی بهتر از اون خونه ای که دنبالش بودی بهت داده میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی که پاسخ سوالهایی که سالها در ذهن داشتی و رهاشون کرده بودی بهت گفته میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی یهویی یه ایده به ذهنت الهام میشه که با همون توانایی ها و همون تخصص هایی که داری، درآمدت چند برابر میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی که یهو یه شغل خوب بهت پیشنهاد میشه یا یه پروژه عالی برات جور میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی یهو یه دستی از دستان خدا در اون سر دنیا میاد محصول تو رو بدون اینکه بدونی تبلیغ و استوری میکنه بدون اینکه ازش بخوای و بهش مبلغی بدی و استرس داشته باشی که تبلیغت بگیره و نگیره ولی در احساس خوب صبح بیدار میشی میبینی چند هزار فالوئر بهت اضافه شده و کلی درخواست خرید از سوی فالوئرا بهت شده

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی دیگه در اکثر اوقات سالمی و اون سرماخوردگی هر ماهه هم دیگه خبری ازش نیست.

    با رسیدن به احساس خوبه که به خواسته هامون میرسیم ولی با رسیدن به خواسته ها به احساس خوب نمیرسیم.

    احساس خوب همه چیزه. آرامش عمیق همه چیزه. وقتی به این حس خوب میرسیم وقتی به این آرامش میرسیم اونجاست که باید بگیم عجب فرکانسی ارسال کردم و قراره چه معجزاتی رخ بده برام. ببین چه درب رحمتی باز کردم به سوی خودم. و باز حسمون بهتر میشه

    این حس خوب چطور به دست میاد؟ خدا بهش میگه عمل صالح …… با عمل صالح هست که حس خوب بوجود میاد

    عمل صالح چیه ؟ تقوی و سپاسگزاری

    تقوی چیه؟ کنترل ذهن کنترل ورودی ها از چیزهایی که ناهماهنگ هست برای جسم و روح

    سپاسگزاری چیه؟ توجه و تمرکز روی زیبایی ها ، نعمتها ، خوبیها

    خدای عادل میفرماید : کسانى که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مى‌شوند.(انعام 48)

    و همچنین میفرماید : هر کس کار شایسته‌اى به جا آورد، به نفع خود به جا آورده است ( جاثیه 15)

    عمل صالح پس یعنی کنترل ذهن(تقوی) و تمرکز و توجه به خوبیها و نعمتها ( سپاسگزاری)

    دقیقا مثالش در قانون سلامتی هست . ما در قانون سلامتی کنترل میکنیم ورودی ها رو و از یه سمت و از سمت دیگه ورودی خوب میدیم به جسم.

    یعنی چی؟ یعنی از کودکی به ما انواع و اقسام غذاها رو دادن و یه سری غذاها هم که جدید بوجود اومد رو خودمون خوردیم و توجه نمیکردیم که آیا این غذاها هماهنگه با جسم ما یا نه. بعدش هم براحتی مریض میشیم ، مودی میشیم ، بیماریهای عجیب غریب میگیریم ، براحتی استرس و غمگین میشیم ، براحتی ترس برمون میداره ، سیستم ایمنیمون هم ضعیف میشه. چرا ؟ چون کنترلی نداشتیم روی غذا خوردن. هر چی بوده میخوردیم.

    از یه زمان به بعد قانونش رو در قانون سلامتی متوجه میشیم که عه اینجوری نیست که من انتظار داشته باشم هر نوع غذایی بخورم و بدنمم سالم باشه و انرژیم بالا باشه و همیشه در حال خوب باشم و نتیجه آزمایشام همیشه اوکی باشه.

    من باید اول بیام جلوگیری کنم از خوردن آنچه ناهماهنگه برای بدن (کنترل ) و بعد بیام تمرکز کنم رو خوردن آنچه هماهنگه برای بدن ( تمرکز بر خوبی ها )

    اولشم سخته ، چون بدن عادت کرده به سیستم غذایی قبلی ( همه چی خوردن) ولی بعد که ادامه میدیم و نتایج میاد میگیم عه چقدر خوبه. چقدر آرامشم بیشتر شده ، چقدر حالم بیشتر خوبه ، چقدر انرژیم بیشتر شده ، چقدر وزنم داره میاد پایین براحتی ، چقدر جوشام رفع شده ، چه بیماری پوستیم راحت برطرف شده !

    و اینها لاجرم ، پیش اومد ، لاجرم !!!

    چرا چون من در رابطه با جسم کنترل ورودی داشتم و بعد تمرکز کردم رو خوردن آنچه هماهنگه با بدن و لاجرم جسمم عالی شد و لاجرم روحم هم عالی شد. یعنی با انجام عمل صالح در رابطه با جسمم ، لاجرم به بدنی با انرژی و سالم و قوی رسیدم .

    خدای مهربون به ما ریه های سالم عطا کرده. مثال ریه رو میزنم چون رو بحث کنترل ذهن به من خیلی کمک کرد.

    گفتم مجید خدا بهت ریه سالم داده که چکار کنی؟ گفتم که باهاشون اکسیژن بدن رو تامین کنم که نفس بکشم . گفتم آفرین. این ریه ها تا چه زمانی حالشون خوبه و درست کار میکنن؟ گفتم تا زمانی که اکسیژن واردشون کنم. گفتم آفرین . گفتم اگه دود و گاز و آب واردش کنی چی میشه؟ گفتم مریض میشم و میمیرم. گفتم احسنت. پس خدا بهت ریه سالم داده که باهاش چکار کنی؟ گفتم که اکسیژن و هوای پاک واردش کنم تا حالم خوب بمونه و سالم باشم و زنده بمونم.

    گفتم حالا اگه داری راه میری و یه دفعه در معرض دود ماشین قرار بگیری یا در معرض بوی گاز یا بوی نامطبوع یا در معرض افراد سرما خورده قرار بگیری چکار میکنی؟ گفتم خب جلوی بینی و دهانم که درگاه این ریه هستند رو میگیرم که ورودی نامناسب وارد ریه هام نشه.

    گفتم عالی. حالا با توجه به مثال ریه بیا بگو که خدا بهت چشمهای سالم داده که باهاش چکار کنی ، گفتم که باهاش زیبایی ها رو ببینم ، نعمتها رو ببینم . گفتم آفرین

    گفتم خدا بهت گوش های سالم داده که باهاشون چکار کنی؟ گفتم که باهاشون حرفهای خوب بشنوم ، حرفهای امیدوار کننده و قدرتمند کننده و باورهای عالی هم جهت با خواسته ام. گفتم آفرین

    گفتم خدا بهت زبان سالم داده که باهاشون چکار کنی ؟ گفتم که باهاش حرفهای خوب بزنم ، سپاسگزاری کنم ، تایید و تحسین کنم زیبایی ها و نعمتها رو و آنچه دوست دارم اتفاق بیفته در زندگیم رو به زبان بیارم.

    گفتم آفرین پس ورودی های مناسب برای این اعضا که درگاههای ذهن هستند ، اون چیزی هست که همیشه در مورد خوبها و شادی ها و زیبایی ها و نعمتها و خواسته هاست. اینجوری ذهن همیشه ورودی خوب دریافت میکنه از طریق چشم و گوش و زبان و همیشه فرکانس خوب میفرسته و لاجرم به حس خوب میرسی و لاجرم همیشه آرامی و لاجرم همیشه درب رحمتهای الهی برات بازه و همیشه سلامتی و ثروت و سعادت در زندگیت جاریه. و خداوند هم تو رو برای همین خلق کرده.

    اما خداوند مجبورت نمیکنه که این ورودی ها رو حتما به ذهنت بدی. تو در این دنیای دو قطبی مختاری که بدیها رو وارد ذهنت کنی و همیشه در اضطراب و استرس و افسردگی و قفل بودن زندگی به سر ببری ( لاجرم ) و مختاری همیشه خوبیها رو وارد ذهنت کنی و همیشه در آرامش و حال خوب و شادی و انگیزه و سرزندگی و روان زندگی کردن باشی.

    و خدا به هر دو گروه کمک میکنه و هدایتشون میکنه.

    خدا یعنی حال خوب خالص ، خدا یعنی آرامش عمیق . خدا در ذاتش برای ما فقط شادی و عشق و موفقیت و ثروت و نعمت میخواد. برای همین تو سوره حمد بهمون کلید داده و فرموده که از من بخواین که شما رو به راه راست یعنی راه کسانی که به آنها نعمت دادم هدایت کنم نه راه گمراهان و کسانی که نعمت ازشون گرفته میشه بواسطه اعمال ناصالح خودشون .

    مثل فردی که قانون سلامتی رو رعایت میکنه لاجرم بدنی سالم داره و فردی هم که هر چی به دستش میرسه میخوره لاجرم بدنی ناسالم خواهد داشت. ولی خدا مجبورمون نمیکنه که فقط طبق قانون سلامتی رفتار کنیم.

    مثل استاد عباسمنش که مجبور نمیکنن ما رو طبق قانون سلامتی رفتار کنیم. ایشون این دوره رو تهیه کردن و دوست دارن همه افراد از سلامتی برخوردار باشن ولی مجبور نمیکنن هیشکی رو که این دوره رو بزور تهیه و طبق اون پیش برن. ولی اگه کسی خودش بخواد میتونه از این دوره ای که هست بهره مند بشه و به سلامتی برسه.

    پس خدا برای ما فقط خوبی میخواد و هر آنچه خیر هست و وارد زندگی ما میشهه از سوی خداست و هر آنچه شر هست بخاطر عدم کنترل ورودی و توجه به شر از سمت خودمونه.

    برای همینه که خدا میگه هر کسی که ایمان بیاره به من که من خود خیر و برکت و خوبی هستم و براتون خیر و صلاح میخوام و بعد که ایمان آورده حالا بیاد عمل صالح انجام بده. یعنی با وجود اینکه در جهان ناخوبی و خوبی هست ،بیاد کنترل ورودی کنه و فیلتر بذاره روی ورودیها و مانع ورودی ناخوب بشه و بعد از اون ور فقط بیاد ورودی خوب رو وارد ذهنش کنه ، لاجرم ، لاجرم ، لاجرم نه ترسی داره و نه غمگین میشه.

    دقیقا اینو من الان دارم حس میکنم. یادم میاد تو اعتراضات قبلی و اتفاقات قبلی من مدام توجه میکردم و مدام بیشتر و بیشتر میشد و حال من بد میشد و انرژی و انگیزم از دست میرفت. ولی الان با توجه به اینکه من ورودیهام رو بشدت کنترل میکنم و دائم دارم ورودی خوب میدم به ذهنم و خودم رو بستم به فایلهای استاد و کامنتهای سایت و نوشتن در خصوص اهمیت حال خوب و کنترل ورودی و تمرکز ، میبینم که چقدددددر ارامش دارم ، چقددددر حالم خوبه ، چقدرررررر با انگیزه و تمرکز دارم رو کسب و کارم کار میکنم و اتفاقات خوب هم برام میفته.

    وقتی متوجه هستم که من فقط توانایی بهبود و کنترل ذهن خودم رو دارم و دلسوزی نمیکنم و مدام به خودم میگم مجید هیچ چیزی در جهان اونقدر مهم نیست که حال خوب منو تحت تاثیر قرار بده ، پس سعی میکنم با کنترل ورودی و دادن ورودی خوب به خودم مدام به حال خوب اهمیت فراوان بدم تا هر روز شادتر و سالمتر و خوشبختر بشم.

    خدا فقط برای ما خوبی و خوشی و شادی و ثروت میخواد چون اینجوری باعث گسترش جهانش میشیم. دقیقا مثل دست بزرگ خدا شیخ محمد بن راشد آل مکتوم ، که از صحرای سوزان دبی، چنین بهشتی خلق کرد و جهان خدا رو زیباتر و شادتر و ثروتمندتر کرد. هم به خودش سود رسوند هم به هموطناش و هم الگویی برای کشورهای دیگه و سود رسانی به آنها شد.

    مثل استاد عباسمنش که با این حد از تمرکز و تعهد ، اول خودشون رو هماهنگ کردند با خدا و به این مقام رسیدند و بعد با نتایجی که گرفتند ، باعث شدند که ما بفهمیم که ما داشتیم تا الان به جسم و روحمون هر چی میومده سر راهش رو میخوروندیم و برای همینه که بگیر نگیر داریم و زندگیه قفله. پس میشه زندگی عالی داشت. اصلا خدا رو جور دیگه با قصد و نیت تو مغز ما کرده بودن که ما رو قفل کنند. از اون ور میگن خدا بخشنده و مهربانه از اون ور ما همش تناقض میبینیم و ایمانمون رو از خدا از دست میدیم و میگیم بروووو بابا خدا کیلو چنده . خدایی نیست تو این خراب شده جهان و هر روز درگیر حال بد میشیم. چرا چون کنترل ورودی نداشتیم و چون ورودی خوب نمیدادیم به خودمون. چون قانونش رو از ما پوشانده بودند. که ما برده باشیم و تحت کنترلشون باشیم و فکر کنیم همه چی محدوده که فکر کنیم هر چه فقیرتر باشیم به خدا نزدیکتریم هر چه غمگین تر باشیم و برای اماما تو سرو کله خودمون بزنیم و خودمون رو زجر بدیم چون اونها زجر کشیدن، پس نزد خدا و امامان محبوبتریم. در صورتی که دقیقا برعکس این بوده.

    پس مهم حال خوبه. مهم شنیدن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه. مهم دیدن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه . مهم خوردن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه. بعد که اینجوری کنیم ، همیشه دلمون قرص و محکمه و حالمون خوبه و مثلا میان میگن فلان اتفاق افتاده برات و به زعم اونا بدبخت شدیم بعد ما به قول اون آدم خونسرد و علی بی غمه که استاد باحال اداشو در آوردن و منم دوست دارم از این به بعد به اون حد برسم که بگم خییییییل خببببببب بااااابااااااا حالااااااا یه اتفاااااااااقی افتاااااااااده دیگه :))))) . بیخیییااااااال زیاد جدی نگیر خوش باشه همه چی درست میشه.

    آره ما اونجوری میشیم و توپ هم نمیتونه تکونمون بده. یعنی جنگ هم که بشه ما داریم از زندگی لذت میبریم و بقول دوستمون که تو کامنتها نوشته بودن سرشون رو راحت میذاشتن رو بالشت و میخوابیدن در حالیکه بقیه مردم تو ترس و استرس و دلهره و حال بد و فرار بودند.

    وبعد که این حال خوب رو ادامه میدیم واقعا ما از قبیله جامعه جدا میشیم و در بهشت زندگی میکنیم.

    خیلی نوشتم ولی هر چی اومد نوشتم . زیاد هم داره میاد ولی دیگه باید برم سر انجام کاری که عاشقشم بهمراه گوش دادن مجدد این فایل عالی و فایل توانایی کنترل ذهن

    https://abasmanesh.com/fa/mind-counsel-control-ability/

    که یکی از عالی ترین فایلهای استاد هست که هر بار مدارم میره بالاتر بهتر میفهممش.

    یعنی هر بار که توانایی کنترل ذهنم و دادن ورودی خوب به ذهنم و تمرکزم و در نتیجه مدارم بالاتر میره ، باز میبینم لایه ای جدید از آگاهی ها باز میشه و من میگم خدایا چرا پس من فکر میکردم دیگه قانون رو فهمیدم. الان خیلی بهتر دارم میفهمم. و میدونم این درک کردن همینطور تا بینهایت ادامه داره.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت.

    استاد بینهایت سپاسگزارم.

    خانم شایسته عزیز بینهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    جواد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 3007 روز

    الصلاه

    الصلاه

    سمع الله لمن حمده

    الله اکبر

    سلام بر رفقای عزیز

    سلام بر خودم سلام بر همه

    آقا اگه شد ما این داستان منان رو تموم کنیم

    حالا هر چی خواستین بگین

    به نظرتون چه ارتباطیه بین زولبیا بامیه و دعای ماه رجب؟

    من ربطش میدم شدیدا

    آقا درسته که زولبیا بامیه رو فقط در ماه رمضون میخوریم اما اگه در غیر ماه مبارک اگه خورده بشه حال نمیده؟

    بدجنس هم خودتی خب دهنت آب افتاده بمن چه

    آقا

    بزار دعا رو بیارم الان میام

    یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ (مِنْ) کُلِّ شَرٍّ

    اى خدایى که از او امید هر خیر و احسان دارم و نزد هر شرى از خشم او ایمنى مى‏ جویم

    یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ‏

    اى آنکه عطا مى ‏کنى بسیار را به کم اى آنکه هر که سؤال کند عطا مى‏ کنى

    یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً

    اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى ‏کنى

    أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَهِ

    عطا فرما مرا که از تو درخواست مى ‏کنم جمیع خوبیهاى دنیا و جمیع خوبیهاى آخرت را

    وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ (جَمِیعَ) شَرِّ الْآخِرَهِ

    و دفع فرما از من به درخواستم از تو جمیع شرور دنیا و آخرت را

    فَإِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَیْتَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ‏

    زیرا عطاى تو بى‏ نقص است و از فضل و کرمت بهره من بیفزاى اى خداى کریم

    من تا همینجاش کار دارم

    چون بقیش یه مقدار فیمینیستیه

    نمینویسم داستان نشه

    آخه میگه ریشم رو بر آتش حرام کن

    ولش کن

    برگردیم به زولبیا بامیه

    آقا معنی این دعا که گفتند در تعقیبات نماز بخونیم در ماه رجب خیلی عمیقه

    اون قسمتش که میگه

    اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى ‏کنى

    من جای خدا باشم بعضی وقتا همچین پس کله بعضی بندگان میزنم که با مخ برن تو دیوار پرس شن

    خداییش خیلی صبر داره بخدا

    سر شب تو همین داستانهای الان یه بنده خدایی اومده بود بزار اول شرایطش رو بگم ببینم شما خداییش جای خدا بودین چکارش میکردین

    یه خانوم حدود 65 ساله

    شوهرش کارگره و بازنشسته هم شده اما کارم میکنه گاهی

    یه خونه از خودشون دارن

    بچه ها رو همه رو عروس دوماد کرده رفتند

    دوسه تا گوسفند پرواری و گوشتی

    یه باغ میوه

    توی یخچالشون و فریزرشون اگه بخای یه سوزن بزاری باید یه چیزی ورداری که جا باز بشه

    انبارشون اگه برف بیاد جاده ها بسته بشه تا دو تا زمستون اونورتر مواد خوراکی اگه فاسد نشن

    تقریبا نصف بیشتر هفته مهمون داری میکنن

    خودشون هم تنها توی روستا

    بعد تازه محصولات کشاورزی و محلی هم تولید میکنن میفروشند و…

    یارانه و سبد کالا و …

    بعداومده میگه اوضاع خیلی خرابه

    بقول استاد نامردیه دیگه

    دل عاشقو شکستن بخدا نامردیه

    یعنی اون آیه ای که خدا میگه لئن شکرتم،

    خدا

    فقط قسمت اولشو داره به وعدش 100 در 100 عمل میکنه

    قسمت دومش بیشتر ارعابه مثل اینکه

    از دلش بر نمیاد

    و الا همچین باید بزنه ناکارشون کنه

    البته که احتمالا من هم گردنم در خطره

    چون قلیل عن عبادی الشکور

    من خودم میدونم نیستم جزو این قلیلا

    خدا کمک کنه آدم شیم

    شب بخیر

    بقیش موند دوباره

    آقا ویرایش شد

    یه دوستی داریم به از شما نباشه

    خانمش میگه این جواداقا هر وقت میاد پیش ما 3 4 روز هست بعد که میخاد بره کلی داستان نیمه تموم میزاره و میره

    من یادم اومد داستان زولبیا بامیه رو نبستم

    چند سال پیش رفته بودم کربلا بین الحرمین ریا نشه نماز جماعت بودیم این مداح یا قاری یا چمدونم همونیکه وسط دو تا نماز تعقیبات میخونه ،تعقیبات شروع کرد همین دعای ماه رجب رو

    هنوز یکی دو ماه مونده بود به رجب

    گفتم اه یعنی چی

    آقا نخون حرام است

    اما گوشش بدهکار نبود تا تهش رفت

    گفتم انگار خیلی بدم نبود چقدر معنی پری داره همیشه دلت میخاد گوش کنی

    مثل اون لبیک اللهم مال خانم شهریاری میگه

    بابا اون مال حاجیاست ولی اون همون زولبیای خارج از فصله که از تو فریزر ور میداری اصلا لامصب یک چیزیه

    من جبار رو توی کامنت قبلیم گفتم قرار بود منان رو بگم سر از اینجا در آوردیم ولی به همین دعای ماه رجب بیربط نیست

    منان همون صفتیه که باهاش رزق بیحساب کتاب میده

    میگه جیبتو بیار مشتات دیگه جا نداره

    میگی من که نخواستم

    میگه خب من که میدونم بری اونورتر گشنت میشه بگیر پرحرفی نکن

    و پر میکنه

    آقا یه شعر قشنگیه بعنوان حسن ختام بگم و بخوابم

    پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز

    بزار بیارمش

    پر کن دوباره کیل مرا، ایّها العزیز!

    دست من و نگاه شما، ایّها العزیز!

    رو از من شکسته مگردان که سال هاست

    رو کرده ام به سمت شما، ایّها العزیز!

    جان را گرفته ام به سرِ دست و آمدم

    از کوره راه های بلا، ایّها العزیز!

    وادی به وادی آمده ام، از درت مران

    وا کن دری به روی گدا، ایّها العزیز!

    چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود

    این کاسه را…فَاَوفِ لنا، ایّها العزیز!

    ما، جان و مال باختگان را رها مکن

    بگذار بگذرد شب ما، ایّها العزیز!

    خالی تر از دو دست من این چشم خالی است

    محتاج یک نگاه شما، ایّها العزیز!

    شب خوش ایها الدوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    خدا جونم سلاام ‍

    خدایا شکرت برای امشب…

    برای سکوت شب، برای وقتی که آدم می‌تونه بشینه با خودش و با تو حرف بزنه.

    خدایا امشب به یه چیز مهم فکر کردم…

    به این که همه جا توی قرآنت گفتی ایمان و عمل صالح…

    همیشه با هم، دوشادوش هم اومدن.

    اما هیچ‌وقت نیومدی دقیق بگی عمل صالح دقیقاً چیه…

    نگفتی فقط نمازِ فلانه، فقط صدقه‌ست، فقط این کار خاصه.

    یه جا عمل صالح میشه کشتی ساختن وسط بیابون…

    یه جا میشه یه مادر، بچه‌ی شیرخواره‌شو بندازه توی آب، فقط به تو اعتماد کنه…

    یه جا میشه نیکی به پدر و مادر…

    یه جا میشه یه تصمیم شجاعانه، یه حرکت، یه قدم.

    بعد فهمیدم خدایااا…

    عمل صالح، همون کاریه که بعد از ایمان انجام میشه.

    هر حرکتی که از دل باور به تو بلند میشه.

    فهمیدم اینکه بشینم و فقط بگم :من ایمان دارم

    ولی هیچ کاری نکنم، هیچ قدمی برندارم،

    اون ایمان نیست… اون حرفه، حرفه پوچه.

    ایمان اگه راست باشه

    دست و پا درمیاره…

    حرکت میاره…

    مسئولیت میاره…

    عمل میاره.

    خدایا من ازت یه ایمان زنده می‌خوام…

    ایمانی که منو وادار کنه بلند شم،

    اقدام کنم،

    تصمیم بگیرم

    حرکت کنم حتی وقتی می‌ترسم.

    یه ایمانی بده که خودش راهِ عمل صالح رو نشونم بده…

    نه ایمانی که فقط توی دهن باشه،

    بلکه ایمانی که توی زندگی جریان داشته باشه.

    خدایا شکرت…

    برای فهمیدن،

    برای بیدار شدن،

    برای ایمانی که قراره به عمل ختم بشه

    شبت بخیر از مادر مهربونتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد عباس منش و دوستان.

    امروز با گروه موسیقی ام رفته بودیم مرکز نگه داری از معلولین، و چقدر اونجا خدا را شکر کردم. چقدر بابت سلامتی خودم سپاسگزار بودم.

    استاد عزیز، توی فایل گفتید اوضاع خیلی هامون اگه نگاه کنیم نسبتا خوبه، آره خوبه….. ولی من میگم نه اوضاع خیلی هامون عالیه….. از خودم شروع میکنم: یه خانوم 26 ساله هستم و برگردیم به دوران کودکی ام، در یک خانواده چهار نفره به دنیا امدم ، پدر و مادر و خواهر و من…. در حالی که خیلی از اینها اصلا سرپرست ندارن….. مادرم دو سال بهم شیر داد در حالی که اصلا اینا شاید مادر ندارن…. مهر و محبت پدر و مادر فراوان…. بزرگ شدم ازدواج کردم ….قبل مدرسه رفتم ….. درس خواندم آرزو داشتم….. الانم آرزو دارم…..میتونم موسیقی یاد بگیرم….. با دوستام بگم بخندم آزادانه بچرخم …… رویاهای بزرگ داشته باشم و خلاصه من یک شاهین تو آسمان هستم و دوستان معلول در آن مرکز پرنده های تو قفس…..

    بله استاد عزیز من خیلی چیزها دارم که اونا ندارن…. اونا به یه شال ساده تو سر من حسودی میکردن…. به موهای رنگ شده ی من ذوق میکردن و میگفتن موهای ما را هم این رنگی کن….. من گوشی دارم…. از دیدن سریالها لذت میبرم از دیدن تصاویر کشورهای بزرگ در جهان لذت میبرم…. ارزو دارم رفتن به کره جنوبی را تو سرم پرورش میدم….

    پدر و مادر دارم…. همسر دارم….شما را دارم…. این گوشی و سایت را دارم….واقعا گاهی که نه اکثر موقع ها نا شکر هستیم….. من خودم ، واقعا گاهی نیاز دارم برم چنین جاهایی تا به خودم یاداوری کنم که در بدترین وضعیت زندگی هم بازم حالم از خیلی ها بهتره…. خیلی نعمت ها همین الانشم دارم که اون بندگان خدا ندارن….

    استاد من انقدر بعد از اون حالم یجوری بود که خونه نرفتم و چقدر خیابون گردی کردم تا بهتر شدم و چه همزمانی داشت این فایل و این اتفاق امروز…

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    چقدر این پروژه داره با حال هوای این روزای من زیبا و عالی پیش میره خدایا شکرت.

    یکی از کارهایی که شده عادت برای من شکرگزاری اول صبح و شکرگزاری آخر شب و البته که شکرگزاری برای اتفاقات جالبی که در طول روز برام رقم میخوره.

    احساسی که شکرگزاری اول صبح به انسان میده واقعا زیباست واقعا قشنگه

    اول صبح بیدار میشی و اول از همه نام و یاد خدا میاد توی ذهنت و شکرگزاری میکنی بابت اینکه یک روز دیگه رو بهت هدیه داده تا زندگی کنی و لذت ببری توی این دنیای بینهایت زیبا.

    این روزا اتفاقاتی داخل ایران رخ داده که ظاهر ناجالبی داره خودتون بهتر میدونید نمیخوام حتی اسمش رو بیارم اما میخوام خداروشکر کنم بابت اینکه من و ما رو هدایت کرده به این مسیر فوق الاده تا قانون رو بدونیم و خودمون رو درگیر این شرایط و اخبار و نازیبایی ها نکنیم و بیایم و تمرکزمون رو بزاریم روی آنچه که میخواهیم و برای رسیدن به یک زندگی بهتر و زیباتر قدم برداریم.

    خیلی خیلی خوشحالم از اینکه خداوند من رو هدایت کرده به این مسیر خیلی خیلیوخوشحالم از اینکه قانون رو بهم یاد داده و میتونم با استفاده ازش به تمامی خواسته هام برسم فارغ از اینکه چه شرایط و اتفاقی داره توی جهان میوفته.

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    این جمله حتی خوندنشم حال آدم رو خوب میکنه چه برسه به عمل کردن بهش

    منم یادگرفتم که توی شرایط به ظاهر سخت سعی کنم احساس خودم رو خوب نگه دارم و خداشاهده که نتیجیه خوب نگه داشتن احساس توی چنین شرایطی واقعا عالیه اول اینکه احساسم خوبه حالم خوبه و میدونم که هرچی پیش بیاد در نهایت به نفع من میشه و همین خودش باعث میشه احساس من بهتر و بهتر بشه.

    توی شرایطی که همه خودشون رو درگیر اخبار منفی کردن و احساس خودشون رو خراب کردن و نتایج خوبی هم نمیگیرن اینکه ما به این مسیر هدایت شدیم و میدونیم که باید احساسمون رو خوب نگه داریم و مطمعن هستیم که فارغ اینکه چه اتفاقاتی داره رقم میخوره ما میتونیم به هرآنچه که میخواهیم بهش برسیم خیلی خیلی احساس خوبی میده و باید بینهایت بابتش از خداوند شکرگزار باشیم.

    یاد حرف شما افتادم توی یکی از فایل هاتون که گفتید توی اتفاقات سال 88 وقتی از در سالن میومدید بیرون و از لای جمعیت بدون اینکه بهشون توجه کنید میرفتید خونه و راجب اون مسائل با هیچکس صحبت نمیکردید و گفتم ماهم الان باید همین کار رو بکنیم و تمرکز صد در صد بزاریم روی خوومون و اهدافمون و تمرکزمون رو روی ناخواسته ها نزاریم و نتایج بزرگی بگیریم.

    خدارو بینهایت شاکرم بابت اینکه هدایتم کرد به این سایت به این مباحث و به این قانون بدون تغیرش.

    استاد عزیزم بینهایت از شما و خانوم شایسته عزیز و دیگر همکاران و دوستان سپاسگزارم که این مطالب رو به ما به اشتراک میگزارید.

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1081 روز

    به نام خدایی که‌در همین نزدیکیست

    به نام خدای عشق

    به نام خدای دوست داشتن

    وبه نام خدای مهربانی.

    سلام استاد عباس منش عزیزم واستادشایسته جانم

    وسلام به دوستان خوبم

    استاد

    کلللی دلم براتون تنگ شده بود این چند وقت نتم قطع شده بود و من تازه متوجه شدم که چقدر این سایت رو دوست دارم

    چقدر دلم برای نوشتن در این سایت بهشتی تنگ شده.

    چقدر بهتر و بیشتر قدر این سایت و این کامنتها رو فهمیدم .

    چقدر به موقع نتم وصل شد و خداوند به وسیله ی این گام به یادم اورد هواست باشه دست توی اتیش نکنی.اصلا مهم نیست واسه چی داری دستتو میکنی توی اتیش ،به هر دلیلی دستت میسوزه.

    همه چی کنترل ذهنه.

    این چند وقت از فرصت استفاده کردم و دوباره دوره ی بی نظیر احساس لیاقت رو شروع کردم.

    با شروع این دوره ی بی نظیر

    کلللی در کسب و کارم ایده به ذهنم رسید ،

    کلللی تونستم این چند وقت پول بسازم .

    کللی حالم عالی بود .

    کلللی دستان خداوند وارد زندگیم شدند.

    اینقدر هیجان دارم که دوباره وارد سایت شدم که خودمم نمیدونم دارم چی تایپ میکنم فقط دوست دارم براتون بنویسم .

    خدایا سپاسگذارم بابت استاد عزیزم و این سایت

    خدایا سپاس گذارم بابت کسب و کار عالیم

    خدایا سپاس گذارم بابت ارامشم بابت حال خوبم

    خدایا سپاس گذارم بابت ایده های پولسازم

    خدایا سپاس گذارم بابت داشتن اینترنت

    خدایا سپاس گذارم بابت تموم نعمتا و برکتها در زندگیم .

    خدایا سپاس سپاس سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    شاید یک ماه نشده بود با سایت آشنا شده بودم اولین بار که این فایل را شنیدم .

    اون موقع طولانی بود و تمام کلماتش برام لذت بخش، دوست داشتم نفس نکشم تا حتی صدای نفس کشیدنم مزاحم قورت دادن کلماتی که ردو بدل میشد نباشه ، چندین بار شنیده بودم این فایل را و هر بار آگاهی ها را بهتر درک می کردم .

    این بار که اینقدر کوتاه شده بود شنیدم اولش گفتم حیف شد کاشکی فایل قدیمی را ذخیره داشتم، اما خداروشکر این فکر را خدا به ذهنم گذاشت که هر چی لازم داشته باشی را بهت دادم .

    این باور را برام ساخته که اون موقع تمام اون کلمات را لازم داشتی بشنوی و الان گزیده و لب مطلب برات کافیه

    غصه چیزی که از دست رفته نخور . بدون هر چی را لازم داری بهت می‌دهم پس الان اینو لازم داری.

    وقتی احساست خوبه اون وقت اتفاقات خوب برات میفته حالا هرکی بتونه بیشتر احساسش را خوب نگه دارد مخصوصا وقتی تو شرایط سخت هست اونجا حالت را خوب نگهداری سپاسگزار باشی تحسین کنی زیبا بین باشی پاداش را میگیری .

    هیچ انسانی نیست که بتونه صد در صد حالش را خوب نگه دارد حتی پیامبران خدا

    پس وقتی نجوا ها میاد سراغم به خودم سخت نگیرم فقط سعی کنم بهشون کم محلی کنم،جوری به هر قضیه نگاه کنم که زمان بیشتر تو حال خوب بمونم .

    حالا برای اینکه ذهنم به این کار عادت کنه استاد چندتا تمرین میدهن

    صبح ها که از خواب پا میشم نعمت هام را بشمرم

    الان به خاطر چیا ازخدا سپاسگزارم؟

    شبم که می‌خواهم بخوابم دوباره این سوال را از خودم بپرسم؟

    چی الان بهم حس سپاسگزاری میده؟

    همون تمرین ستاره قطبی یا فانوس دریایی

    چون شکرگزاری قدرتمند ترین ابزار کنترل ذهن است

    چرا؟

    چون احساست را خوب می کند

    ……………..

    پانزده ساعت بعد ادامه کامنت

    خبر فوت یکی از عزیزترین آدم های زندگیم را بهم دادن .

    آدمی که قلبش پر بود از محبت و صفا حتی بچه های فامیل عاشقش بودن

    خوبه که اجازه دادم احساساتم بروز کند

    خوبه که الان آرامم

    خوبه که مطمئنم خدا الرحم الراحمین است

    اینجا یک دانشگاه است من چه درسی میتونم یاد بگیرم؟

    همه چیز انرژیه و از دست دادنی وجود ندارد

    فقط شکل هاش عوض میشه

    از هر چیزی که الان دارم لذت ببرم

    از این فرصت زندگی که امروز بهم داده شده شاد باشم.

    صبح با این حال پاشم : آآآآآخ جووووون امروز هم هستم ، امروزهم دارم

    امروز هم خدا پیشمه.

    امروز چطور میتونم بهتر زندگی کنم؟

    از این فرصتم لذت ببرم ، عشق کنم ، عشق بدهم ؟

    من چقدر خوشبختم که این آدم دوست داشتنی و مهربون را سر راه زندگیم گذاشت

    و سپاسگزار آدم های خوب و دوست داشتنی جدیدی هستم که قرار است بازم وارد زندگیم بشوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    اشرف یاوری گفته:
    مدت عضویت: 464 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان ودوست داشتنی

    استاد عزیزم بابت تمامی این فایل های

    گرانبهایی که در اختیار ما قرار می‌دهید

    بینهایت سپاسگذارم استاد عزیزم من هم در

    این مدتی که در این سایت خدایی هستم یاد

    گرفتم از کسی کینه نداشته باشم و دنبال حرفهای بی پایه و بی اساس نباشم و ذهنمو

    کنترل کنم و بیشتر سعی میکنم از عیب های دیگران چشم پوشی کنم و بیشتر تمرکزم روی خودم باشه وهمه انسانها را از چشم خدا نگاه کنم و سعی کنم از غیبت و تهمت دوری کنم و بتوانم درشرایط به ظاهر بد احساسم را خوب نگهدارم و این هم نیاز به تکامل داره

    استاد عزیزم من در این جنگ دوازده روزه که اتفاق افتاد چون شهرستان زندگی میکردم برادر

    وخواهرم به منزل ما آمدند و چون همه دنبال

    اخبار و جنگ و خبرهای بد بودن ناخداگاه به

    این مسائل گوش میکردم واصلا حواسم به این

    نبود که نباید به این اتفاقات توجه کنم و احساسم را بد نگهدارم و دسترسی به سایت هم

    قطع شده بود ودخترم هم از این مسئله خیلی

    می‌ترسید با شنیدن اخبار

    ولی بعد از مدتی که‌ جنگ تمام شد دختر من

    خیلی حالش بدشد و اتفاقات ناجالب برایمان

    افتاد وقتی با خودم فکر کردم و فایلهای استاد

    راگوش میدادم فهمیدم که چقدر موقع جنگ

    احساسم بد بودو به اخبار بد گوش میدادم

    ونتیجه آن شد که اتفاقات بدتری برایمان به

    وجود آمد

    واین برای من درسی‌ شدکه هیچوقت به چیزهای بد توجه نکنم وسعی کنم احساسم را

    خوب نگهدارم وقانون میگه احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و اتفاقات بد مساوی اتفاقات بد

    وحالا دیگر بیشتر شکر گزارنعمتهای خداوند عزیز هستم وحالم را بیشتر مواقع خوب نگه

    میدارم و سعی میکنم به‌ زیبایها توجه کنم

    ومیبینم که جهان اطراف من ورفتار های دیگران با من چقدر تغییر می‌کند

    انشاالله که همه بتوانیم از تضادهای زندگی درسهای خوبی بگیریم ومواظب احساس وحال

    خوب خودمان باشیم

    وبرای همه کسانی که در این سایت خدایی هستند آرزوی سعادت وخوشبختی دارم

    ودر پناه خداوند متعال شاد وپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند وهاب و رزاق

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    قسمت4 پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند

    چندروز پیش که به یک تضاد سنگین برخورد کردم و کنترل ذهن از دستم خارج شد و خشم وجودم را فرا گرفت و کنترل اوضاع برایم سخت شد به عینه دیدم که خشم و عصبانیت چقدر من را به پایین سقوط داد و تعادل کانالها و چاکراهای انرژی من به هم خورد و خیلی سرخورده شدم و خیلی پشیمان شدم که خدایا چرا من نتونستم ذهنم را کنترل کنم و با تمام وجودم خداوند را صدا زدم و ازش هدایت خواستم؛ و خداوند جواب داد…

    و استاد عباسمنش این فایل را برای من روی سایت گذاشت؛

    و من دیروز چندین بار این فایل را گوش دادم و اوایل فکر میکردم من برای کنترل این خشم و این عصبانیت باید راهکار یا راهکارهایی پیدا کنم و دنبال یک راهکار میگشتم و بعد که چندین بار این فایل را گوش دادم به این نتیجه رسیدم که راهکار اصلی در وجود من هست آنجایی که استاد میگفت که این کنترل ذهن نیاز به تمرین داردو من بالاخره بر این پاشنه آشیلم فاعق خواهم آمد و این خصلت زود عصبانی شدن و زود از کوره در رفتن توی زندگی خیلی به من آسیب زده و خیلی از این خصلت ضربه خوردم و من ناامید نمیشم و همچنان روی خودم کار میکنم تا موفق بشوم.

    دیروز با خودم گفتم که دیگه استاد به چه زبونی باید به من بگه که باید بتونی احساست را خوب نگه داری و تو که میدونی آتیش دست رو میسوزونه چرا دستت رو توی آتیش میکنی؟!

    و اگر نتونم در شرایط سخت و در شرایطی که کنترل ذهن کار آسانی نیست خودم را کنترل کنم بلا سرم میاد و باید این را تمرین کنم و هر روز این را به خودم گوشزد کنم که کل داستان همینه و دنبال راهکار دیگر نگردم…

    از خداوند عزیزم سپاسگذارم بابت هدایت هایش در زندگیم…

    از استاد عباسمنش هم بابت این فایل هدایتگر بسیار سپاسگذارم که پاسخ من را با این فایل بخوبی دادند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1894 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ای مهربانم ،شکرت برای امروزم ،که بلکه تقسیم کارکردی .

    ای رفیقم ،شکرت برای دست وپاهایم که مرا به تو نیازمند واز بنده ها بی نیاز می کند .

    ای عزیزم ،شکرت برای هر لحظه که هدایتم می کنی

    بابت رزق دیروز شکرت ،برای رزق های به غیر الحساب ،که تو از خزانه غیب می بخشی شکرت

    برای گام جدید وبرای رزق جدید شکرت

    خدایا هدایتم کن به رشد وبزرگ شدن ظرفم وپذیرش بالا وعمل به قوانین ثابتت

    اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب

    رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛

    شاید مهم ترین درسی که انشالله یاد بگیرم و همه چیز را برام آسان کنه ،همین احساس خوبه .

    پتوی دوره عالی هم جهت با جریان خداوند ،وقدر استاد قشنگ ،قدرت مومنتوم ودر احساس خوب ماندن را توضیح دادند که رفته توی ذهنم .

    هرجا احساس خوبم ماندگار تر شد ،نتیحه های خوبی گرفتم .

    هرجا هم رفتم تو جاده خاکی ،نتیحه اش برخورد نزدیکانم ویا مسئله ای که در گیرم کنه ،به وجود آمد.

    توی محل کار بهتر متوجه میشم ،که اطرافیانم ،یه مورد درکیرشون می کنه واحسلسشون بد میشه و ادامه میدم ونمی تونند یه درجه احساسشون را بهتر کنند.

    برای کار ،در سایت دیوار چند وقت تمرکز کردم و هیچ کدوم ،اونی که می خواستم نبود .

    ولی ته قلبم ایمان داشتم وسعی کردم احساسم را خوب نگه دارم .

    ودر نهایت به دست خدا ،کاری که می خواستم را توی شهری بزرگ مثل تهران ،به من پیشنهاد داد .

    اگر احساسم بد میشد ،جواب نمی گرفتم .

    محیط کارم انسانهای پر انرژی داره ،ولی احساس می‌کنم کارشون را دوست ندارندولی خودم از صمیم قلبم کارم را دوست دارم وسعی میکنم با احساس خوب کار کنم .

    و همش به خودم میگم ،باید احساست ،خوب باشه بقیه‌اش با جهانه که تو رو به آنچه که لایقش هستی برسونه.

    من این رو زیاد تکرار می‌کنم که با هر منطقه‌ای دستم رو توی آتیش کنم دستم می‌سوزه.

    و اگر عاقل باشم و به قوانین خدا ایمان داشته باشم حساسم را خوب نگه می‌دارم.

    و این مومنتوم مثبت هی بزرگ و بزرگتر میشه و تایج برای من خلق می‌کنه.

    اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛

    یه سه هفته پیش با یه مسئله درگیر بودم که از بانک به من تماس گرفتند و باعث شد یک مقدار بترسم و نگران بشم.

    دیدم دارم دست و پا می‌زنم برای اون کار و داره انرژیم تحلیل میره از مسیر دارم دور می‌شم.

    و دیگه تسلیم شدم و خدا به بهترین صورت حلش کرد.

    و تو همین چالش چند روز، همش یه الهامی دریافت می‌کردم که می‌گفت درست میشه بسپارش به من انقدر این الهام به من آرامش می‌داد که هیچ چیز نمی‌تونست تو اون موقع حال منو خوب کنه و نذاره بیفتم در مونتوم منفی.

    ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛

    چقدر در دوره هم جهت با جریان خدا رابطه شکرگزاری و مدن رزق‌هایی از جانب خدا رو بهتر فهمیدم.

    و الان تازه به این درک رسیدم که همه چیز در این شکرگزاریه، نه بدو بدو کردن، نه تقلا کردن ،نه درگیر بودن.

    رابطه شکرگزاری و ارتباط با خدا

    رابطه شکرگزاری و احساس خوب داشتن

    رابطه شکرگزاری نعمت‌های بیشتر را دریافت کردن

    رابطه شکرگزاری و نزدیک بودن به منبع

    رابطه شکرگزاری و تربیت ذهن برای دیدن نعمت ها

    رابطه شکرگزاری وبزرگ شدن ظرف وجودمون

    برای همین هوای خوب ،برای نعمت آب و برق وگاز

    برای وجود زمین که بهترین مکان برای زندگی، خدا قرار داده .

    برای سلامتی ،برای قلب و معده وروده

    چقدر نعمت ها داریم و بدیهی شده وطلبکار هستیم که تا از دست ندیم نمی فهمیم .

    به شخصه آرزو دارم ،هرروز سپاسگزار قلبی داشته باشم ،چون نتیجه هاش را دیدم .

    راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛

    هر چه بیخیال تر باشم ،یعتی تسلیم هستم .

    یعنی خیالم راحته درست میشه .

    هر وقت رها کردم به دست آوردم .

    قانون درست عمل می‌کنه، فقط من باید نچسبم به خواسته هام .

    وزمانی که هدفم کار کردن و مشغول بودن شد به این فکر نکردم که کجا چه جوری و خیلی راحت خدا از مسیری که ودش می‌دونست و برام بهتر بود جورش کرد من فقط تسلیمش شدم و بیخیال.

    راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛

    بارها شرایطی بوده که نادلخواه بوده،واون جایی که دیگه دست برداشتم از کنترل کردن و تسلیم شدم،خدا گره ها را باز کرد .

    مثل زمانی که می خواستیم بیایم تهران وماشین وسط جاده خراب شد .

    یا زمانی که به دنبال خونه بودم وحالمدارزدرون خوب بود ،وراحت خونه جور شد .

    همش در این ماندن در احساس خوبه.

    وایتجاست که گل را می‌زنیم ،اگر ذهنم را کنترل کنم

    ونگرانی هام را به خدا بسپارم .

    “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

    واقعا احساس خوب باشه ،یعنی کنترل ذهن کردی

    در واقع وقتی که ذهنم را کنترل می کنم ،احساس خوب بعدش میاد .

    انگار موفق شدم ذهن چموشم را رام کنم

    وهی الهامات بعدش اومده و ‌حرفهایی که قلبم راآرام می کنه ،میاد .

    وامید در قلبم روشن میشه ولیخند اطمینان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: