درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














به نام خداوند مهربان
سلام استاد عباس منش و دوستان.
امروز با گروه موسیقی ام رفته بودیم مرکز نگه داری از معلولین، و چقدر اونجا خدا را شکر کردم. چقدر بابت سلامتی خودم سپاسگزار بودم.
استاد عزیز، توی فایل گفتید اوضاع خیلی هامون اگه نگاه کنیم نسبتا خوبه، آره خوبه….. ولی من میگم نه اوضاع خیلی هامون عالیه….. از خودم شروع میکنم: یه خانوم 26 ساله هستم و برگردیم به دوران کودکی ام، در یک خانواده چهار نفره به دنیا امدم ، پدر و مادر و خواهر و من…. در حالی که خیلی از اینها اصلا سرپرست ندارن….. مادرم دو سال بهم شیر داد در حالی که اصلا اینا شاید مادر ندارن…. مهر و محبت پدر و مادر فراوان…. بزرگ شدم ازدواج کردم ….قبل مدرسه رفتم ….. درس خواندم آرزو داشتم….. الانم آرزو دارم…..میتونم موسیقی یاد بگیرم….. با دوستام بگم بخندم آزادانه بچرخم …… رویاهای بزرگ داشته باشم و خلاصه من یک شاهین تو آسمان هستم و دوستان معلول در آن مرکز پرنده های تو قفس…..
بله استاد عزیز من خیلی چیزها دارم که اونا ندارن…. اونا به یه شال ساده تو سر من حسودی میکردن…. به موهای رنگ شده ی من ذوق میکردن و میگفتن موهای ما را هم این رنگی کن….. من گوشی دارم…. از دیدن سریالها لذت میبرم از دیدن تصاویر کشورهای بزرگ در جهان لذت میبرم…. ارزو دارم رفتن به کره جنوبی را تو سرم پرورش میدم….
پدر و مادر دارم…. همسر دارم….شما را دارم…. این گوشی و سایت را دارم….واقعا گاهی که نه اکثر موقع ها نا شکر هستیم….. من خودم ، واقعا گاهی نیاز دارم برم چنین جاهایی تا به خودم یاداوری کنم که در بدترین وضعیت زندگی هم بازم حالم از خیلی ها بهتره…. خیلی نعمت ها همین الانشم دارم که اون بندگان خدا ندارن….
استاد من انقدر بعد از اون حالم یجوری بود که خونه نرفتم و چقدر خیابون گردی کردم تا بهتر شدم و چه همزمانی داشت این فایل و این اتفاق امروز…
خدایا شکرت