اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی عباسمنش به خاطر این فایل هدیه.
چقدر من متن دعای اول سال را دوست دارم و هر محصولی که از سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش خریداری میکنم در صفحه ای اولین جلسه ای محصول این دعای پر برکت را مینویسم تا با احساس خوب شروع به یادگیری مطالب آن دوره بکنم.
اصل و اساسی که از آموزش های استاد یاد میگیریم داشتن حس و حال خوب و فکر زیباست و چقدر زیبا استاد مثال زدن که داشتن حال بد و توجه به ناخواسته ها مانند این است که دستمان را داخل آتش فرو کنیم و هرگز مهم نیست که به چه بهانه ای دستمان را داخل آتش فرو میکنیم در هر صورت دست ما میسوزد و حالا میخواسته دلیل این کار این باشد که گوشی موبایل ما داخل آتش افتاده باشد و یا هرچیز دیگر به هر دلیلی دستمان داخل آتش بشود میسوزد و همان اندازه که باید مراقب باشیم که مثلا در آشپزی کردن دستمان نسوزد باید مراقب ذهن مان باشیم که به افکار منفی و اتفاقات بد توجه نکند.
من خودم سعی میکنم که در تمام طول روز احساسم را خوب نگاه دارم و از دوره ای 12قدم و تمرین ستاره قطبی یاد گرفتم که از همه مهم تر ساعات اول صبح و ساعات آخر شب است که باید احساسم را خوب نگاه دارم و به نظر من منفی شدن حال خوب در این ساعات مثله این است که خودمان به صورت عمدی خودسوزی کنیم و اگر هر اتفاق ناگواری در طول روز برای من رخ داده باشد سعی میکنم در این ساعت ها حال و احساسم را مثبت و خوب کنم و خودم را در مدار شکرگزاری قرار بدهم.
خیلی دلم تنگ شده بود واسه نوشتن کامنت توی این سایت زیبا
هستم و دارم کم و بیش کار میکنم
ولی امان از هدایت الله
امروز چند ساعت پیش سوالی پرسیدم از خدا که گفتم خدایا؟ چرا دیگه انگیزه ندارم مثل چند سال پیش روی سایت و فایلا کار کنم؟
من که الان این همه دوره دارم چرا جدی نیستم؟ چرا جدی نمیگیرم؟ چرا ها رو پرسیدم
زدم روی دکمه نشانه من
فایل نشانه من اومد که راجب هدایت صحبت میکرد
خلاصه دیدم این فایل اومد روی بنر سایت
بازش که کردم شروع کردم به گوش کردن که رسیدم به این جملات:
اگر ما بدونیم که پریز برق داره دستمون رو توی پریز نمیکنیم
هیچ آدم عاقلی دستشو توی اتیش نمیکنه
مهم نیست با چه قدر دلایل منطقی دستتو میکنی توی آتیش …
دستت خواهد سوخت!
دیدم به به
من دیگه مثل قبل به قانون باور ندارم
دقیقا همون مثالی که استاد زدن
من فکر میکنم اتفاقات اینده چیده شده دیگه
چه فرقی میکنه که سپاسگزار باشم یا نه
چه فرقی میکنه که احساسم خوب باشه یا معمولی باشه
چه فرقی میکنه اگه یه موقع هایی هم اهنگ گوش کنم ؟ یه موقع هایی هم منم مثل بقیه بحث کنم؟ منم مثل بقیه ول بچرخم تو اینترنت؟ منم مثل بقیه …؟
آره این اهرمی که استاد داخل دوازده قدم چند سال پیش ساخته بود توی ذهن من کمرنگ شده
دلیلش اینه که نگاه سیستمی به خدا کمرنگ شده
الان من یه توهمی دارم که حس میکنم خدا خودش درست میکنه
بدون اینکه من تغییری بکنم!
توهم اینکه من همین روند رو میرم ولی خدا شرایط رو بهتر میکنه
انگار خدا دستکاری میکنه شرایط رو برای من!
نه خیرم!
اگر خدا یه روزی بهم ماشین داد
اگر خدا یه روزی بهم درآمد و مشتری خوب میداد
اگر خدا یه روزی بهم جایگاه و اعتبار و مسافرت و … میداد
دلیلش تغییرات من بود
خدا آیینه ای که به من واکنش نشون میده
الان هم واضحه منی که از اون مسیر کم کم نم نم دارم دور میشم و خیلی جدی دیگه کارنمیکنم
واضحه که قدرت نتایج هم کم رنگ شده
نمیخام بگم از مسیر خارج میشم
نه هستم ولی نه با اون جدیت اول مسیر
انگاری خوشی زده زیر دلم
انگاری رسیدم به سقف همه چیز
انگاری دنیا یه سطح صافیه که اگه بخام میتونم همینجا وایستم
ولی اگر درک کنم که اتفاقات یک ساعت بعد من مشخص نیست
اگر درک کنم که من دارم خلق میکنم
اگر درک کنم که خدا یه سیستم گذاشته که فقط! فقط! واکنش نشون میده به من
اون وقته که یه حسی فعال میشه درونم که خب. شروع کنیم خلق کنیم
شروع کنم حواسم باشه
ذهنم چند روزه میگه چیه سرت رو کردی تو برف فقط داری روی این مسائل وقت میزاری
بابا بقیه دارن فیلم میبینن از تو میپرسن میگی ندیدم
بقیه بازی کردن میگن تو دیدی میگی ندیدم
بقیه هزار تا موضوع رو میدونن تو توی همه چیز نبودی
خب؟ فرقت با بقیه چیه؟
ول کن بابا برو مثل بقیه باش!
ولی همین ذهن من نمیگه که من الان آرامش دارم سالهاست مریض نشدم حالم خوب بوده چرخ زندگیم روونه
درسته که توقع من همیشه بالاست
درسته که من عباس میگم چرا الان کسب و کار شخصی ندارم؟ چرا علاقم نمیشناسم؟ چرا مهاجرت نکردم؟ چرا خونه شخصی ندارم؟ چرا ماشینم فلان مدل نیست؟ چرا اینقدر دلار ندارم؟ چرا رابطه و فرد مورد علاقم هنوز نیست؟ چرا دوست هم فرکانسی ندارم؟ چرا چرا های زیادی
ولی شرایط زندگیم هزار برابر اطرافیانم خوبه
ولی خودم نسبت به گذشتم شرایطم کلی بهتر شده
ولی ذهنم نمیخاد ببینه این شرایط رو و فقط منو مقایسه میکنه
تمام بی ایمانی من که گاهی ازین مسیر تو ذهنم نجوا میکنه دلیلش اینه که رنج و لذت کار نکردن روی قانون برام کمرنگ شده
درسته که دارم کار میکنه ولی یجورایی ایمانم صد نیست.
انگاری میترسم ازین مسیر جدا بشم چون قبلا چکش رو محکم خوردم
ولی هنوز محکم محکم به مسیر نچسبیدم
یجورایی شل کن سفت کنه
یروزی سپاسگزاری رو مینویسم یه روز نه
یروزی چند تا فایل گوش میدم مینویسم
یروزی فقط گوش میدم تا تموم بشه که بگم من امروز وظیفم رو انجام دادم
آره انگاری برام شده یه وظیفه
ازون ریل اصلی خارج شدم و الان با این هدایت خدا الان وارد ریل میشم به امید کمک خودش
عاشق همتونم و دلم برای استاد عزیزم بسیار تنگ شده :)
یکی دوساعت پیش از خدا خواستم حالمو خوب کنه و شما این فایل رو گذاشتید شک ندارم از لطف خداست و حالم بهتره خداروشکر ، صبح هم همین شد حالم بد بود تلاش میکردم حالمو خوب کنم از خدا خواستم کمکم کنه هدایت شدم به فایلی از شما با اینکه اون تک فایل درباره ثروت بود هیچ ربطی به حال خوب نداشت ولی دقیقا همون فایل بود که حالمو خوب کرد چون درباره فراوانی بود یه لحظه خدا رو فراموش کردم گفتم چه فایل خوبی حالم خوب شد بعد درونم گفت چقدر بی معرفی خدا حالتو خوب کرد با شنیدن این فایل اول هداییت کرد دوم باعث شد چیزایی از این فایل بشنوی که حالتو خوب کنه فهمیدم مشرک شدم از خدا عذرخواهی کردم و یکی دوساعت پیشم ازش خواستم حالمو بهتر کنه بازم و الان فایلو دارم گوش میدم سپاس ازشما سپاس از خدای بزرگم
ای که با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد
سلام به توحیدی ترین استاد دنیا
به رسم سپاسگزاری میخام بنویسم
وقتی حرف از احسن و الحال شد یادم اومد زیباترین لحظه هایی ک احساس خوب فوقالعاده ای داشتم ک تا بحال تو عمرم تجربه نکرده بودم
از اینجا شروع شد
از دفترچه ی قرمز رنگی ک عزیزدلم بهم داد و فایل های توحید عملی و مصاحبه با استاد داخلش نوشته شده بود
زیباترین لحظه هام وقتایی بود ک فایل دعای کمیل استاد رو گوش میکردم و با خداجونم عشقبازی میکردم
سبک ترین و بهترین احساسی ک تا بحال تجربه کردم نقطه ای بود ک با تمام وجود فایل فقط روی خدا حساب کن رو بلعیدم
قشنگترین لحظه هام ،لحظه هایی بود ک با فایل های قرآنی 12 قدم با خدای خودم یکی شدم ..
هرجای زندگیم رو نگاه میکنم تورو میبینم نازنین الله من ،
هرجای زندگیم ک پر از حول حالنا بوده ردپای تو بوده
پررنگ تر از همیشه تو زندگیم میبینمت حست میکنم بوت میکنم ..
قشنگترین لحظه هام وقتاییه ک تو تنهایی خودم باهات حرف میزنم
قشنگترین احساس زندگی هرادمی وصل شدن ب توعع .
آخ وقتایی ک توی کوه میشینم در سکوت مطلق تماما تورو احساس میکنم و این زیباترین حاله برای من
استاد هرکسی میاد توی این سایت اولش برای این میاد که پولدار بشه موفق بشه
اما چیز بزرگتری نصیبمون میشه
برای من ک تا الان شده
اونم پیدا کردنِ خدای درونم بود
خدایی ک برام عشق شد
مشتری شد
درآمد بیشتر شد
کار راحتتر شد
خدایی ک برام سفر شد زیبایی شد تفریح و لذت شد
همه چیز از یکی شدن با تو میگذره خدا جونم
تو چه ناب خدایییی هستی
قانونت هم در نهایتِ عشقیه ک بهم داری
میگی بنده ی قشنگم تو بخند تو خوشحال باش تو آروم باش
تو لذت ببر از داشته هات و نگران نداشته ها نباش
من برای تو کافی هستم”
تمام جهانم رو به تسخیر تو برای تو ب خدمت تو دراوردم
دیگه چیزی هست مگه خارج از این جهان؟!
عاشقتم خدای مهربونم
هربار با این آیه تمام وجودم دگرگون میشه
مینویسم برای حال خوب خودم و تمام بچه های سایت:
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد یابند”
زندگی کوتاه است و انرژی بسیار محدود.باید با این زندگی کوتاه، ابدیت را بیابیم.چالش بزرگ! بنابراین، لطفا به کارهای غیرمهم نپردازید.آنچه که بتواند توسط مرگ گرفته شود بی اهمیت است و آنچه که مرگ نتواند آن را بگیرد، مهم است.این تعریف را به یاد بسپار، بگذار این یک سنگ محک باشد.میتوانی هرچیزی را بیدرنگ با این سنگ محک قضاوت کنی.
برای آنچه که اهمیت دارد:آیا مرگ آن را از تو خواهد گرفت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، آنوقت اهمیت ندارد. آنگاه پول اهمیت ندارد، مفید است ولی نه مهم. قدرت، اعتبار، محترم بودن، مرگ خواهد آمد و تمام اینها را از بین خواهد برد، پس برای چند روزی که اینجا هستی چرا اینقدر در موردشان قیل و قال میکنی؟
این زندگی یک کاروانسرا است، یک اقامت یک شبه؛ و در بامداد، حرکت خواهیم کرد.فقط چیزی اهمیت دارد که بتوانی وقتی این بدن را ترک میکنی، آن را با خودت ببری.این یعنی که بجز مراقبه هیچ چیز مهم نیست. بجز هشیاری ،هیچ چیز اهمیت ندارد، زیرا فقط هشیاری نمیتواند توسط مرگ گرفته شود.فقط میتوانی هرمقدار هشیاری که به دست آورده ای با خودت ببری، این تنها ثروت واقعی تو است.
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت چهارم پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند
دیروز بعد از چندین ماه یک اتفاق برای من پیش آمد و یک اتفاق نازیبا برایم اتفاق افتاد و یک خبر بد شنیدم که نتوانستم ذهنم را کنترل کنم و با برادرم سر یک قضیه ملکی بحثمون شد و حرف هایی که نباید زده میشد در همان ابتدا زده شد و کنترل اوضاع سخت شد
و بعد از اتمام صحبت تلفنی خیلی احساس بدی داشتم و گلویم خشک شد وصدام گرفت بعدش رفتم دوش آب سرد گرفتم و نفس های عمیق کشیدم و رفتم توی پارک محلمون قدم زدم و مدام نجواها وبحث ها توی سرم بود حرف های بدی که شنیده بودم و بی احترامی هایی که به من شده بود و همه اینها هیی داشت توی ذهنم رژه میرفت!با این که هندزفری هم توی گوشم بود و فایل گوش میدادم!
ولی واقعاًکنترل ذهن برایم کار آسانی نبود و مدام نجواها توی ذهنم پچ پچ میکرد؛
مدام به خودم میگفتم من که میدونم که اگه نتونم ذهنم را کنترل کنم بلا سرم میاد و من خیلی دوست دارم بتونم در این شرایط ذهنم را کنترل کنم و آدم آرامتری باشم ولی خیلی سخته خیلی سخته !
و این اتفاق هرچند ماه یک بار برای من اتفاق می افته و من احساس میکنم جهان و خداوند میخواد من را امتحان کنه و یک تست کنترل ذهن از من بگیره ومن هربار شکست خوردم!
و هر بار به خودم میگفتم دفعه بعدی که جهان تست کنترل ذهن از من بگیره من موفق میشوم؛
و این واقعاً یکی از اصول اصلی زندگی و موفقیت هست یعنی شما هر اندازه هم انسان ثروتمندی بشوی اگر بر اثر یک اتفاق و یک تضاد یا ناخواسته نتونی ذهنت را کنترل کنی کل اون ثروت را از دست خواهی داد و بلا سرت میاد!
و من از دیروز خیلی کلافه شدم که خدایا من را هدایت کن و این فایل استاد اومد روی سایت و من به خودم گفتم که باید این فایل را روی گوشی موبایلم ذخیره کنم و هر روز بارها وبارها گوش بدم تا جزیی از وجودم بشه,
(از استاد عباسمنش واقعاًممنونم)و از خدا که از این طریق انسان را هدایت میکنه!
از دوستان و عزیزان خواهشمندم اگر راهکاری دارید که موقع عصبانیت و موقع خشم که بایک موقعیت بسیار شدیدناخواسته مواجه شدید و توانستید ذهنتون را کنترل کنید که به احساس بهتر برسید با من هم به اشتراک بگذارید در قسمت پاسخ به همین دیدگاه؛
برای شما استاد عزیز و همه دوستان شادی سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و خسته نباشید
بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی عباسمنش به خاطر این فایل هدیه.
چقدر من متن دعای اول سال را دوست دارم و هر محصولی که از سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش خریداری میکنم در صفحه ای اولین جلسه ای محصول این دعای پر برکت را مینویسم تا با احساس خوب شروع به یادگیری مطالب آن دوره بکنم.
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
اصل و اساسی که از آموزش های استاد یاد میگیریم داشتن حس و حال خوب و فکر زیباست و چقدر زیبا استاد مثال زدن که داشتن حال بد و توجه به ناخواسته ها مانند این است که دستمان را داخل آتش فرو کنیم و هرگز مهم نیست که به چه بهانه ای دستمان را داخل آتش فرو میکنیم در هر صورت دست ما میسوزد و حالا میخواسته دلیل این کار این باشد که گوشی موبایل ما داخل آتش افتاده باشد و یا هرچیز دیگر به هر دلیلی دستمان داخل آتش بشود میسوزد و همان اندازه که باید مراقب باشیم که مثلا در آشپزی کردن دستمان نسوزد باید مراقب ذهن مان باشیم که به افکار منفی و اتفاقات بد توجه نکند.
من خودم سعی میکنم که در تمام طول روز احساسم را خوب نگاه دارم و از دوره ای 12قدم و تمرین ستاره قطبی یاد گرفتم که از همه مهم تر ساعات اول صبح و ساعات آخر شب است که باید احساسم را خوب نگاه دارم و به نظر من منفی شدن حال خوب در این ساعات مثله این است که خودمان به صورت عمدی خودسوزی کنیم و اگر هر اتفاق ناگواری در طول روز برای من رخ داده باشد سعی میکنم در این ساعت ها حال و احساسم را مثبت و خوب کنم و خودم را در مدار شکرگزاری قرار بدهم.
موفق و پیروز باشید
خدانگهدار.
سلام
خیلی دلم تنگ شده بود واسه نوشتن کامنت توی این سایت زیبا
هستم و دارم کم و بیش کار میکنم
ولی امان از هدایت الله
امروز چند ساعت پیش سوالی پرسیدم از خدا که گفتم خدایا؟ چرا دیگه انگیزه ندارم مثل چند سال پیش روی سایت و فایلا کار کنم؟
من که الان این همه دوره دارم چرا جدی نیستم؟ چرا جدی نمیگیرم؟ چرا ها رو پرسیدم
زدم روی دکمه نشانه من
فایل نشانه من اومد که راجب هدایت صحبت میکرد
خلاصه دیدم این فایل اومد روی بنر سایت
بازش که کردم شروع کردم به گوش کردن که رسیدم به این جملات:
اگر ما بدونیم که پریز برق داره دستمون رو توی پریز نمیکنیم
هیچ آدم عاقلی دستشو توی اتیش نمیکنه
مهم نیست با چه قدر دلایل منطقی دستتو میکنی توی آتیش …
دستت خواهد سوخت!
دیدم به به
من دیگه مثل قبل به قانون باور ندارم
دقیقا همون مثالی که استاد زدن
من فکر میکنم اتفاقات اینده چیده شده دیگه
چه فرقی میکنه که سپاسگزار باشم یا نه
چه فرقی میکنه که احساسم خوب باشه یا معمولی باشه
چه فرقی میکنه اگه یه موقع هایی هم اهنگ گوش کنم ؟ یه موقع هایی هم منم مثل بقیه بحث کنم؟ منم مثل بقیه ول بچرخم تو اینترنت؟ منم مثل بقیه …؟
آره این اهرمی که استاد داخل دوازده قدم چند سال پیش ساخته بود توی ذهن من کمرنگ شده
دلیلش اینه که نگاه سیستمی به خدا کمرنگ شده
الان من یه توهمی دارم که حس میکنم خدا خودش درست میکنه
بدون اینکه من تغییری بکنم!
توهم اینکه من همین روند رو میرم ولی خدا شرایط رو بهتر میکنه
انگار خدا دستکاری میکنه شرایط رو برای من!
نه خیرم!
اگر خدا یه روزی بهم ماشین داد
اگر خدا یه روزی بهم درآمد و مشتری خوب میداد
اگر خدا یه روزی بهم جایگاه و اعتبار و مسافرت و … میداد
دلیلش تغییرات من بود
خدا آیینه ای که به من واکنش نشون میده
الان هم واضحه منی که از اون مسیر کم کم نم نم دارم دور میشم و خیلی جدی دیگه کارنمیکنم
واضحه که قدرت نتایج هم کم رنگ شده
نمیخام بگم از مسیر خارج میشم
نه هستم ولی نه با اون جدیت اول مسیر
انگاری خوشی زده زیر دلم
انگاری رسیدم به سقف همه چیز
انگاری دنیا یه سطح صافیه که اگه بخام میتونم همینجا وایستم
ولی اگر درک کنم که اتفاقات یک ساعت بعد من مشخص نیست
اگر درک کنم که من دارم خلق میکنم
اگر درک کنم که خدا یه سیستم گذاشته که فقط! فقط! واکنش نشون میده به من
اون وقته که یه حسی فعال میشه درونم که خب. شروع کنیم خلق کنیم
شروع کنم حواسم باشه
ذهنم چند روزه میگه چیه سرت رو کردی تو برف فقط داری روی این مسائل وقت میزاری
بابا بقیه دارن فیلم میبینن از تو میپرسن میگی ندیدم
بقیه بازی کردن میگن تو دیدی میگی ندیدم
بقیه هزار تا موضوع رو میدونن تو توی همه چیز نبودی
خب؟ فرقت با بقیه چیه؟
ول کن بابا برو مثل بقیه باش!
ولی همین ذهن من نمیگه که من الان آرامش دارم سالهاست مریض نشدم حالم خوب بوده چرخ زندگیم روونه
درسته که توقع من همیشه بالاست
درسته که من عباس میگم چرا الان کسب و کار شخصی ندارم؟ چرا علاقم نمیشناسم؟ چرا مهاجرت نکردم؟ چرا خونه شخصی ندارم؟ چرا ماشینم فلان مدل نیست؟ چرا اینقدر دلار ندارم؟ چرا رابطه و فرد مورد علاقم هنوز نیست؟ چرا دوست هم فرکانسی ندارم؟ چرا چرا های زیادی
ولی شرایط زندگیم هزار برابر اطرافیانم خوبه
ولی خودم نسبت به گذشتم شرایطم کلی بهتر شده
ولی ذهنم نمیخاد ببینه این شرایط رو و فقط منو مقایسه میکنه
تمام بی ایمانی من که گاهی ازین مسیر تو ذهنم نجوا میکنه دلیلش اینه که رنج و لذت کار نکردن روی قانون برام کمرنگ شده
درسته که دارم کار میکنه ولی یجورایی ایمانم صد نیست.
انگاری میترسم ازین مسیر جدا بشم چون قبلا چکش رو محکم خوردم
ولی هنوز محکم محکم به مسیر نچسبیدم
یجورایی شل کن سفت کنه
یروزی سپاسگزاری رو مینویسم یه روز نه
یروزی چند تا فایل گوش میدم مینویسم
یروزی فقط گوش میدم تا تموم بشه که بگم من امروز وظیفم رو انجام دادم
آره انگاری برام شده یه وظیفه
ازون ریل اصلی خارج شدم و الان با این هدایت خدا الان وارد ریل میشم به امید کمک خودش
عاشق همتونم و دلم برای استاد عزیزم بسیار تنگ شده :)
عاشقتون و دوست دارتون عباس
سلام استاد ممنون از فایل بی نظیرتون
یکی دوساعت پیش از خدا خواستم حالمو خوب کنه و شما این فایل رو گذاشتید شک ندارم از لطف خداست و حالم بهتره خداروشکر ، صبح هم همین شد حالم بد بود تلاش میکردم حالمو خوب کنم از خدا خواستم کمکم کنه هدایت شدم به فایلی از شما با اینکه اون تک فایل درباره ثروت بود هیچ ربطی به حال خوب نداشت ولی دقیقا همون فایل بود که حالمو خوب کرد چون درباره فراوانی بود یه لحظه خدا رو فراموش کردم گفتم چه فایل خوبی حالم خوب شد بعد درونم گفت چقدر بی معرفی خدا حالتو خوب کرد با شنیدن این فایل اول هداییت کرد دوم باعث شد چیزایی از این فایل بشنوی که حالتو خوب کنه فهمیدم مشرک شدم از خدا عذرخواهی کردم و یکی دوساعت پیشم ازش خواستم حالمو بهتر کنه بازم و الان فایلو دارم گوش میدم سپاس ازشما سپاس از خدای بزرگم
ای که با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد
سلام به توحیدی ترین استاد دنیا
به رسم سپاسگزاری میخام بنویسم
وقتی حرف از احسن و الحال شد یادم اومد زیباترین لحظه هایی ک احساس خوب فوقالعاده ای داشتم ک تا بحال تو عمرم تجربه نکرده بودم
از اینجا شروع شد
از دفترچه ی قرمز رنگی ک عزیزدلم بهم داد و فایل های توحید عملی و مصاحبه با استاد داخلش نوشته شده بود
زیباترین لحظه هام وقتایی بود ک فایل دعای کمیل استاد رو گوش میکردم و با خداجونم عشقبازی میکردم
سبک ترین و بهترین احساسی ک تا بحال تجربه کردم نقطه ای بود ک با تمام وجود فایل فقط روی خدا حساب کن رو بلعیدم
قشنگترین لحظه هام ،لحظه هایی بود ک با فایل های قرآنی 12 قدم با خدای خودم یکی شدم ..
هرجای زندگیم رو نگاه میکنم تورو میبینم نازنین الله من ،
هرجای زندگیم ک پر از حول حالنا بوده ردپای تو بوده
پررنگ تر از همیشه تو زندگیم میبینمت حست میکنم بوت میکنم ..
قشنگترین لحظه هام وقتاییه ک تو تنهایی خودم باهات حرف میزنم
قشنگترین احساس زندگی هرادمی وصل شدن ب توعع .
آخ وقتایی ک توی کوه میشینم در سکوت مطلق تماما تورو احساس میکنم و این زیباترین حاله برای من
استاد هرکسی میاد توی این سایت اولش برای این میاد که پولدار بشه موفق بشه
اما چیز بزرگتری نصیبمون میشه
برای من ک تا الان شده
اونم پیدا کردنِ خدای درونم بود
خدایی ک برام عشق شد
مشتری شد
درآمد بیشتر شد
کار راحتتر شد
خدایی ک برام سفر شد زیبایی شد تفریح و لذت شد
همه چیز از یکی شدن با تو میگذره خدا جونم
تو چه ناب خدایییی هستی
قانونت هم در نهایتِ عشقیه ک بهم داری
میگی بنده ی قشنگم تو بخند تو خوشحال باش تو آروم باش
تو لذت ببر از داشته هات و نگران نداشته ها نباش
من برای تو کافی هستم”
تمام جهانم رو به تسخیر تو برای تو ب خدمت تو دراوردم
دیگه چیزی هست مگه خارج از این جهان؟!
عاشقتم خدای مهربونم
هربار با این آیه تمام وجودم دگرگون میشه
مینویسم برای حال خوب خودم و تمام بچه های سایت:
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد یابند”
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،彡
زندگی کوتاه است و انرژی بسیار محدود.باید با این زندگی کوتاه، ابدیت را بیابیم.چالش بزرگ! بنابراین، لطفا به کارهای غیرمهم نپردازید.آنچه که بتواند توسط مرگ گرفته شود بی اهمیت است و آنچه که مرگ نتواند آن را بگیرد، مهم است.این تعریف را به یاد بسپار، بگذار این یک سنگ محک باشد.میتوانی هرچیزی را بیدرنگ با این سنگ محک قضاوت کنی.
برای آنچه که اهمیت دارد:آیا مرگ آن را از تو خواهد گرفت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، آنوقت اهمیت ندارد. آنگاه پول اهمیت ندارد، مفید است ولی نه مهم. قدرت، اعتبار، محترم بودن، مرگ خواهد آمد و تمام اینها را از بین خواهد برد، پس برای چند روزی که اینجا هستی چرا اینقدر در موردشان قیل و قال میکنی؟
این زندگی یک کاروانسرا است، یک اقامت یک شبه؛ و در بامداد، حرکت خواهیم کرد.فقط چیزی اهمیت دارد که بتوانی وقتی این بدن را ترک میکنی، آن را با خودت ببری.این یعنی که بجز مراقبه هیچ چیز مهم نیست. بجز هشیاری ،هیچ چیز اهمیت ندارد، زیرا فقط هشیاری نمیتواند توسط مرگ گرفته شود.فقط میتوانی هرمقدار هشیاری که به دست آورده ای با خودت ببری، این تنها ثروت واقعی تو است.
به نام خداوند مهربانم خدایی که سمیع و بصیر ست خدایا منو به زیباترین حال ببر خدایا شکرت برای این روزها و بهترینهای که به من میدهی
و دادی الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
عجب فایلی به به خدایا شکرت برای این هدایت و نشانه قشنگت الخیر فی ما الوقع
حاله خوب = اتفاقات خوب
حاله بد = اتفاقات بد
همه اتفاقات رو ما بوجود میاریم با فرکانس و احساس و حاله خودمون
اگر بتوانیم در روز احساسه خوبه بیشتری رو برای خودمون بوجود بیاریم در بهشت زندگی میکنیم
و باید سپاسگزار باشیم
یاد بگیریم در هر شرایطی شخصیت سپاسگزار داشته باشیم و این سپاسگزاری تو رو به حال و احساسه خوبی میبره
و بعد مدارمون هی بالاتر میره
و هی کم کم بهتر میشیم و میتونیم احساسمون رو ذهنمون رو کنترل کنیم و بعد پاداشها از راه میرسن
هیچ کسی نمیتونه همیشه خوب باشن ولی با کار کردن روی کنترل کردن ذهن و احساس مون میتونیم بهتر باشیم
شکرگزاری کلید ورود به نعمتها ست در کتاب راندا برن گفته شده
سپاسگزاری انسان رو در مدار خوبی میبره
یه نوع کنترل ذهنه
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
دوستتون دارم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
احساس خوب = اتفاقات خوب
قرآن
حال بد=حُزن در قرآن
حُزن با لای نفی اومده
غمگین نباش
نجوا از شیطانه برای غمگین کردن مؤمنین
حضرت یعقوب=ناراحتی=نابینا شد و…
علی بی غم ها>>>>خوش شانس ترین ها
تمرین کنید که کمتر و کمتر و کمتر در حال بد بمانید
این تکاملی است
تو هر شرایطی احساس خوب داشته باشید
آدمیم نگران میشیم ،میترسیم و….
باید بتونیم از زاویه ای نگاه کنیم که احساس خوب داشته باشیم
سپاسگزاری،شکرگزاری
توجه به داشته ها>>نتیجه>>احساس خوب
طبق قانون >احساس خوب>در مدار اتفاقات خوب قرار میگیری
تغییر فرکانس>>>هر لحظه در حال ارسالیم
بهتر از قبل باشیم
اگر بدانیم پریز برق داره دستمون رو توش نمیکنیم
مهم نیست چقدر دلیل بیاری>>دستت میسوزه،برق میگیره
زمانِ تجربیات به ظاهر بد>>این اتفاق افتاد و من تجربه کردم،بیشتر یاد گرفتم(چرخش زاویه دید)
استاد عزیزم سپاسگزارم
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم مهربون
خدا رو شکر که باز هم توفیق شنیدن یک فایل بسیار هدایت کننده رو داشتم
اتفاقا همین امروز داشتم سوره بقره رو تلاوت میکردم
و رسیدن به آیه صد و پنجاه و پنجم
که خداوند میفرمایند:
بی تردید شما را به چیزی اندک از
ترس
و گرسنگی
و کاهش بخشی از اموال
و کسان
و محصولات
آزمایش میکنیم
و صبر کنندگان را بشارت ده
و در آیه بعد میفرماید:
کسانی که میگویند همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم
وباز هم در آیه بعدی میفرماید:
اینان کسانی هستند که درود ها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است آنانند که هدایت یافته اند
با درک این آیات شریف داشتم از خداوند درخواست میکردم
تا به من یاری بدهد که جزو همین هدایت شدگان باشم
جزو کسانی که هیچ چیز حال خوبشون رو از بین نمیبره
خوده الله بی همتا گفته اینها چیز های کوچکی هستند که فقط برای امتحان اتفاق می افتد
خدایا از تو درخواست میکنم که مرا مثل همیشه مورد حمایت خاص خودت قرار دهی
تا در لحظه بگویم همه از سوی اوییم و به سوی او باز میگردیم
و تاخیری در عرض تسلیم بودنم نداشته باشم
و چقدر خوب که تلاوت امروزم با این فایل مربوطه هم زمان شده است
و این نشانه ای از سوی رب من الله یکتاست که مرا هدایت فرموده
که بیشتر برایم تکرار شود تا بهتر درک کنم تا درونم نهادینه شود تا آمادگی برای برقرار ماندن بیشتر در احساس رضایتمندی را داشته باشم
آمین
با سپاس فراوان از نگاه مهربانتان
به نام خدای پرقدرت و ثروتمندم
1.احسن الحال:بهترین هدیه اس
2.احساس خوب=اتفاق خوب
«کنترل ذهن :پرقدرت همینو داریم میریم در هر لحظه مون»
3.حزن در قرآن با لای نفی اومده:به مادر موسی میگه غمگین مباش و به پیامبران میگه خدا
پس مومنتوم مثبت مون در چهار بعد در حس خوب هرلحظه مون
4.ریلکس باشیم و راحت بگیریم
ویژگی عالی حالا آگاهانه
حالا وقتی داریم با طرز فکر درست احساس مونو خوب نگه میداریم بهشتو همینجا تجربه میکنیم
خیلی مهم در شرایطی که به ظاهر نامناسبی احساستو خوب نگه داری پاداشش بی نظیره ،
با تداوم روی ذهن در جریان تکامل
5.جوری به قضیه نگاه کنیم در زمان های بیشتری در احساس خوب باشیم
چه چیزی هست که احساس سپاسگزاری میده بهم، ارتباط شکر،سلامتی و ثروت
شکرگزاری قدرتمندترین ابزار کنترل ذهن
آگاهانه دنبال چیزی باشیم که احساس خوب بهتری میده بهم
در زمان بیشتر احساس خوب بیشتر و در جریان اتفاقات زیبا هستیم
6. دنیای غیرمادی تک قطبی و بهشت همیشه هست
7.اهرم رنج و لذت: اینجا تلاش در جهت ایجاد احساس خوب مون
اگر احساس نامناسب انگار داری دستت رو میکنی توو آتیش اصلا مهم نیست دلیلش چیه نتیجه اش نامناسبه
با تمرین تکاملی حرفه ای میشیم وقتی حالم خوبه و در شرایط به ظاهر نامناسبی حالمو خوب نگه داریم از در و دیوار پاداش و نعمت میاد و تجربه اش میکنیم
ورق برمیگرده گلو زدیم می ادیسون آزمایشگاهشو میگه فشفشه افشانی میگه فسفر رو ببین چه رنگ قشنگیه
ایلان ماسک چند بار آزمایش اسپیس ایکس آزمایش آخر اوکی شد میگه من دارم یاد میگیرم
8.در مسایل بپرس چه یادگیری دارم؟
نکات ویس:
اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
“احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است
به نام خداوند وهاب و هدایتگرم
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت چهارم پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند
دیروز بعد از چندین ماه یک اتفاق برای من پیش آمد و یک اتفاق نازیبا برایم اتفاق افتاد و یک خبر بد شنیدم که نتوانستم ذهنم را کنترل کنم و با برادرم سر یک قضیه ملکی بحثمون شد و حرف هایی که نباید زده میشد در همان ابتدا زده شد و کنترل اوضاع سخت شد
و بعد از اتمام صحبت تلفنی خیلی احساس بدی داشتم و گلویم خشک شد وصدام گرفت بعدش رفتم دوش آب سرد گرفتم و نفس های عمیق کشیدم و رفتم توی پارک محلمون قدم زدم و مدام نجواها وبحث ها توی سرم بود حرف های بدی که شنیده بودم و بی احترامی هایی که به من شده بود و همه اینها هیی داشت توی ذهنم رژه میرفت!با این که هندزفری هم توی گوشم بود و فایل گوش میدادم!
ولی واقعاًکنترل ذهن برایم کار آسانی نبود و مدام نجواها توی ذهنم پچ پچ میکرد؛
مدام به خودم میگفتم من که میدونم که اگه نتونم ذهنم را کنترل کنم بلا سرم میاد و من خیلی دوست دارم بتونم در این شرایط ذهنم را کنترل کنم و آدم آرامتری باشم ولی خیلی سخته خیلی سخته !
و این اتفاق هرچند ماه یک بار برای من اتفاق می افته و من احساس میکنم جهان و خداوند میخواد من را امتحان کنه و یک تست کنترل ذهن از من بگیره ومن هربار شکست خوردم!
و هر بار به خودم میگفتم دفعه بعدی که جهان تست کنترل ذهن از من بگیره من موفق میشوم؛
و این واقعاً یکی از اصول اصلی زندگی و موفقیت هست یعنی شما هر اندازه هم انسان ثروتمندی بشوی اگر بر اثر یک اتفاق و یک تضاد یا ناخواسته نتونی ذهنت را کنترل کنی کل اون ثروت را از دست خواهی داد و بلا سرت میاد!
و من از دیروز خیلی کلافه شدم که خدایا من را هدایت کن و این فایل استاد اومد روی سایت و من به خودم گفتم که باید این فایل را روی گوشی موبایلم ذخیره کنم و هر روز بارها وبارها گوش بدم تا جزیی از وجودم بشه,
(از استاد عباسمنش واقعاًممنونم)و از خدا که از این طریق انسان را هدایت میکنه!
از دوستان و عزیزان خواهشمندم اگر راهکاری دارید که موقع عصبانیت و موقع خشم که بایک موقعیت بسیار شدیدناخواسته مواجه شدید و توانستید ذهنتون را کنترل کنید که به احساس بهتر برسید با من هم به اشتراک بگذارید در قسمت پاسخ به همین دیدگاه؛
برای شما استاد عزیز و همه دوستان شادی سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم.