درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1340 روز

    به نام خداوند مهربان

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این مسیر

    لذت بخشه صحبت های این دو بزرگوار همیشه برای ومن و پراز آگاهی نکته به نکتش ،

    و چقدر خوب شروع کرد جناب عرشیانفر عزیز و گفت که یک کسی که خودش رو می‌شناسه و خدای خودشم می‌شناسه وقتی میخواد بهترین رو از خدا بخواد ،بهترین حال و میخواد و چقدر اسم این فایل مرتبطه کاملا با این محتوا

    اینکه در مورد احساس خوب و قانون صحبت شد

    خب به قول استاد عزیز و جناب عرشیانفر احساس خوبی که ما ازش صحبت میکنیم خیلی عمیق و متفاوته ،

    یعنی بحث احساس موقت و گذرا نیست یا اینکه با عامل بیرونی به وجود نمیاد ،مثل مشروب مثل مواد مثل هزارتا چیزه دیگه و لذت های کاذب دیگه که اینا اصن احساس خوب محسوب نمیشن ،ما داریم درمورد قانون بدون تغییر رب صحبت میکنیم ،یعنی احساس خوبی که در مسیر درسته ،یا اینطور بگم که زمانی که ما در مسیر درست هستیم احساسمون خوبه ،احساس خوب واقعی و به این سادگی ها نیست که ما ازش سو برداشت کنیم .

    احساس خوب واقعی یعنی به قول قرآن نه ترسی از آینده و نه غمی از گذشته و زندگی در لحظه (رها وارام ) و اعتماد به خداوند

    خب حالا برای اینکه به مومنی که قرآن تعریف کرده تبدیل بشیم که همواره احساس خوب پایدار داشته باشیم و در مقابل تضادها که جزو قوانینن عالی ذهنمونو کنترل کنیم چیکار باید بکنیم ؟؟؟

    خب این احساس خوب واقعی نیازمند پشتیبانی قویه ،یعنی چی؟؟؟

    یعنی اینکه این احساس خوب باید توسط باورهای قدرتمند کننده پشتیبانی بشه

    ما کم کم با طی تکامل خودمون در راستای ساختن باورهای قدرتمند کننده می‌خوایم به اون درجه برسیم که همیشه در لحظه باشیم و نه ترسی داشته باشیم و نه غمی

    مثال میزنم یکی از باورهای فقیر و شیطانی جامعه که مخصوصا تو این دوره تو مردم میبینم ،باور به کمبود و تموم شدن نعمت هاست و شنیدم که مردم بر این اعتقادن و این همیشه ورد زبونشونه که آره حواستو جمع کن

    تو این دوره زمونه اگه یک روز بیکار بمونی نمی‌دونم یه سال عقب میفتی و یا اینکه اگه فرصت رو از دست بدی دیگه تموم شد و چقدر عده ی کثیری هستن که شاید شما هم مثال داشته باشین ازشون که میگن آره فلان موقع اون پیشنهاد به من شد من نرفتم و کاش میرفتم و …. و این باور رو دارن که دیگه آره شانس یه بار اونموقع در خونه ی مارو زده بود و ما نتونستیم ازش استفاده کنیم.

    خب این باور کمبود ،یکی از اون باورهاس که چنان در مقابل آرامش و احساس خوب ما قد علم می‌کنه که زندگی در لحظه که چه عرض کنم ،کلا انسان رو ناامید می‌کنه ، ما دایک در حال دوییدن هستیم و تقلا و و ریشه ی این عمل ما از یک باور شیطانیه و ما هر چقدرم که تقلا میکنیم با این باور بیشتر تو باتلاقش گیر میکنیم ، اما حالا چی میشه که بیایم این باور رو بسازیم که نه فرصت ها و نعمت ها در جهانی که هر لحظه در حال گسترشه ،هر لحظه در حال بیشتر و بیشتر شدنه ، و اصن هیچ فرصتی از دست نمیره و هیچ وقت دیر نمیشه ، و این باور به ما احساس خوب میده و این باور از جانب خداست و این باور موجب میشه در این مورد نه غمی داشته باشیم و نه ترسی با دیدن هزاران الگو ی فراوانی و…. تثبیت میکنیم این باور رو در وجودمون

    شخص ایرانی اومده یه ایده ای داده چند سال پیش فک کنم در مورد تغییر سلولهای سرطانی در بدن ودرمانشون و این ایده رو 70میلیون دلار فروخته

    جهان هرروز داره نعمت هاشو بیشتر و بیشتر می‌کنه ،هرروز داره سفره ها رنگین تر میشه و نعمت ها و فرصت ها بیشتر اما برای کسانی که تصمیم گرفتن و متعهد شدن که با تمام وجود روی خودشون کار کنن و باورهای قدرتمند کننده که از طرف خداست بسازن

    که به قول قرآن شیطان همیشه وعده ی فقر میده و خداوند همیشه وعده ی فزونی و نعمت بیش از حد .

    پس احساس خوب رو ما با طی تکامل و ساختن باورهای قدرتمندی که از این احساس خوب پشتیبانی کنند ایجاد میکنیم و همواره توجه خودمونو میزاریم روی نکات مثبت

    و درک قوانین جهان و تمرین و تکراره قوانین که هیچوقت تغییری نکرده و نخواهند کرد باعث میشه که خیلی اهمیت بدیم به این موضوع و خیلی آرام تر و بیخیال تر و با احساس خوب بیشتر هر لحظه زندگی کنیم و این در تمام موارد صدق می‌کنه (ساخت باور )

    ما اگر باورمون این باشه که مرگ پایان کار ماست و دیگه نابود میشیم ما از شیطان پیروی کردیم و این باور شیطانیه ،اما اگه باور داشته باشیم که نه ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم و نه تولد ما اول کار بوده و نه مرگ ما آخره کار و ما موجوداتی ابدی هستیم ،این باور مارو متصل تر می‌کنه به اصل خودمون که خداونده و احساس آرامش داریم در این مورد و مثالها و باورهای دیگه در مورد روابط در مورد سلامتی درمورد همه چیز که باید باورهایی ساخته بشه با تکامل و لذت تا پشتیبان احساس خوبی باشه که در این فایل شنیدیم و خدا در قرآن ازش صحبت می‌کنه که به مادر موسی در حالی میگه نترس و غمگین نباش که مادر موسی داره پاره ی تنش رو تو دریای مواج ول می‌کنه ،چرا چون انسان میتواند به این درجه از ایمان برسه و چنین باورهای قدرتمند کننده ای بسازه که مثل مادر موسی بتواند خودش رو کنترل کنه و خداوند هم صحیح و سالم فرزندش رو بهش برگردونه و دوتاشونم تو کاخ تو ناز و نعمت زندگی کنن و این نتیجه ی ایمان به خدا به پشتوانه ی باورهای درست به خدای درست داشتنه و اگر مادر موسی غمگین میشد به هر دلیلی موجه ومنطقی یعنی به هر دلیلی (دستش رو میکرد تو آتیش ،دستش می‌سوخت ) و طبق قانون هرگز موسی رو نمیدید .

    و سپاس گزار خداوندم که درهای رحمتش اگر لحظه ای بسته شود ،کل کیهان نابود خواهد شد پس سپاس گزار خداوندم که درهای رحمتش همواره به روی ما باز است و قوانینش ثابت ،ساده و بدون تغییر است و من با آرامش خاطر میتونم باورهای قدرتمند کننده ای بسازم که همواره از احساس خوب من پشتیبانی کند و به این ترتیب درمدار دریافت نعمتها قرار بگیرم و هر بار سهم بیشتری داشته باشم به نسبت بهبود این باورها و سپاس گذاری بابت داشته هام .

    الهی شکرت

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1931 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ای مهربانم ،شکرت برای امروزم ،که بلکه تقسیم کارکردی .

    ای رفیقم ،شکرت برای دست وپاهایم که مرا به تو نیازمند واز بنده ها بی نیاز می کند .

    ای عزیزم ،شکرت برای هر لحظه که هدایتم می کنی

    بابت رزق دیروز شکرت ،برای رزق های به غیر الحساب ،که تو از خزانه غیب می بخشی شکرت

    برای گام جدید وبرای رزق جدید شکرت

    خدایا هدایتم کن به رشد وبزرگ شدن ظرفم وپذیرش بالا وعمل به قوانین ثابتت

    اساسی‌ترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب

    رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛

    شاید مهم ترین درسی که انشالله یاد بگیرم و همه چیز را برام آسان کنه ،همین احساس خوبه .

    پتوی دوره عالی هم جهت با جریان خداوند ،وقدر استاد قشنگ ،قدرت مومنتوم ودر احساس خوب ماندن را توضیح دادند که رفته توی ذهنم .

    هرجا احساس خوبم ماندگار تر شد ،نتیحه های خوبی گرفتم .

    هرجا هم رفتم تو جاده خاکی ،نتیحه اش برخورد نزدیکانم ویا مسئله ای که در گیرم کنه ،به وجود آمد.

    توی محل کار بهتر متوجه میشم ،که اطرافیانم ،یه مورد درکیرشون می کنه واحسلسشون بد میشه و ادامه میدم ونمی تونند یه درجه احساسشون را بهتر کنند.

    برای کار ،در سایت دیوار چند وقت تمرکز کردم و هیچ کدوم ،اونی که می خواستم نبود .

    ولی ته قلبم ایمان داشتم وسعی کردم احساسم را خوب نگه دارم .

    ودر نهایت به دست خدا ،کاری که می خواستم را توی شهری بزرگ مثل تهران ،به من پیشنهاد داد .

    اگر احساسم بد میشد ،جواب نمی گرفتم .

    محیط کارم انسانهای پر انرژی داره ،ولی احساس می‌کنم کارشون را دوست ندارندولی خودم از صمیم قلبم کارم را دوست دارم وسعی میکنم با احساس خوب کار کنم .

    و همش به خودم میگم ،باید احساست ،خوب باشه بقیه‌اش با جهانه که تو رو به آنچه که لایقش هستی برسونه.

    من این رو زیاد تکرار می‌کنم که با هر منطقه‌ای دستم رو توی آتیش کنم دستم می‌سوزه.

    و اگر عاقل باشم و به قوانین خدا ایمان داشته باشم حساسم را خوب نگه می‌دارم.

    و این مومنتوم مثبت هی بزرگ و بزرگتر میشه و تایج برای من خلق می‌کنه.

    اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداش‌ها راضی کننده است؛

    یه سه هفته پیش با یه مسئله درگیر بودم که از بانک به من تماس گرفتند و باعث شد یک مقدار بترسم و نگران بشم.

    دیدم دارم دست و پا می‌زنم برای اون کار و داره انرژیم تحلیل میره از مسیر دارم دور می‌شم.

    و دیگه تسلیم شدم و خدا به بهترین صورت حلش کرد.

    و تو همین چالش چند روز، همش یه الهامی دریافت می‌کردم که می‌گفت درست میشه بسپارش به من انقدر این الهام به من آرامش می‌داد که هیچ چیز نمی‌تونست تو اون موقع حال منو خوب کنه و نذاره بیفتم در مونتوم منفی.

    ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛

    چقدر در دوره هم جهت با جریان خدا رابطه شکرگزاری و مدن رزق‌هایی از جانب خدا رو بهتر فهمیدم.

    و الان تازه به این درک رسیدم که همه چیز در این شکرگزاریه، نه بدو بدو کردن، نه تقلا کردن ،نه درگیر بودن.

    رابطه شکرگزاری و ارتباط با خدا

    رابطه شکرگزاری و احساس خوب داشتن

    رابطه شکرگزاری نعمت‌های بیشتر را دریافت کردن

    رابطه شکرگزاری و نزدیک بودن به منبع

    رابطه شکرگزاری و تربیت ذهن برای دیدن نعمت ها

    رابطه شکرگزاری وبزرگ شدن ظرف وجودمون

    برای همین هوای خوب ،برای نعمت آب و برق وگاز

    برای وجود زمین که بهترین مکان برای زندگی، خدا قرار داده .

    برای سلامتی ،برای قلب و معده وروده

    چقدر نعمت ها داریم و بدیهی شده وطلبکار هستیم که تا از دست ندیم نمی فهمیم .

    به شخصه آرزو دارم ،هرروز سپاسگزار قلبی داشته باشم ،چون نتیجه هاش را دیدم .

    راهکار ورود به مدار نعمت‌ها و بیشتر ماندن در این مدار؛

    هر چه بیخیال تر باشم ،یعتی تسلیم هستم .

    یعنی خیالم راحته درست میشه .

    هر وقت رها کردم به دست آوردم .

    قانون درست عمل می‌کنه، فقط من باید نچسبم به خواسته هام .

    وزمانی که هدفم کار کردن و مشغول بودن شد به این فکر نکردم که کجا چه جوری و خیلی راحت خدا از مسیری که ودش می‌دونست و برام بهتر بود جورش کرد من فقط تسلیمش شدم و بیخیال.

    راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛

    بارها شرایطی بوده که نادلخواه بوده،واون جایی که دیگه دست برداشتم از کنترل کردن و تسلیم شدم،خدا گره ها را باز کرد .

    مثل زمانی که می خواستیم بیایم تهران وماشین وسط جاده خراب شد .

    یا زمانی که به دنبال خونه بودم وحالمدارزدرون خوب بود ،وراحت خونه جور شد .

    همش در این ماندن در احساس خوبه.

    وایتجاست که گل را می‌زنیم ،اگر ذهنم را کنترل کنم

    ونگرانی هام را به خدا بسپارم .

    “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛

    واقعا احساس خوب باشه ،یعنی کنترل ذهن کردی

    در واقع وقتی که ذهنم را کنترل می کنم ،احساس خوب بعدش میاد .

    انگار موفق شدم ذهن چموشم را رام کنم

    وهی الهامات بعدش اومده و ‌حرفهایی که قلبم راآرام می کنه ،میاد .

    وامید در قلبم روشن میشه ولیخند اطمینان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1109 روز

    خدا جونم سلاام ‍

    خدایا شکرت برای امشب…

    برای سکوت شب، برای وقتی که آدم می‌تونه بشینه با خودش و با تو حرف بزنه.

    خدایا امشب به یه چیز مهم فکر کردم…

    به این که همه جا توی قرآنت گفتی ایمان و عمل صالح…

    همیشه با هم، دوشادوش هم اومدن.

    اما هیچ‌وقت نیومدی دقیق بگی عمل صالح دقیقاً چیه…

    نگفتی فقط نمازِ فلانه، فقط صدقه‌ست، فقط این کار خاصه.

    یه جا عمل صالح میشه کشتی ساختن وسط بیابون…

    یه جا میشه یه مادر، بچه‌ی شیرخواره‌شو بندازه توی آب، فقط به تو اعتماد کنه…

    یه جا میشه نیکی به پدر و مادر…

    یه جا میشه یه تصمیم شجاعانه، یه حرکت، یه قدم.

    بعد فهمیدم خدایااا…

    عمل صالح، همون کاریه که بعد از ایمان انجام میشه.

    هر حرکتی که از دل باور به تو بلند میشه.

    فهمیدم اینکه بشینم و فقط بگم :من ایمان دارم

    ولی هیچ کاری نکنم، هیچ قدمی برندارم،

    اون ایمان نیست… اون حرفه، حرفه پوچه.

    ایمان اگه راست باشه

    دست و پا درمیاره…

    حرکت میاره…

    مسئولیت میاره…

    عمل میاره.

    خدایا من ازت یه ایمان زنده می‌خوام…

    ایمانی که منو وادار کنه بلند شم،

    اقدام کنم،

    تصمیم بگیرم

    حرکت کنم حتی وقتی می‌ترسم.

    یه ایمانی بده که خودش راهِ عمل صالح رو نشونم بده…

    نه ایمانی که فقط توی دهن باشه،

    بلکه ایمانی که توی زندگی جریان داشته باشه.

    خدایا شکرت…

    برای فهمیدن،

    برای بیدار شدن،

    برای ایمانی که قراره به عمل ختم بشه

    شبت بخیر از مادر مهربونتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مجید مهجور گفته:
    مدت عضویت: 3581 روز

    خدایا شکرت برای این کلامهای بهشتی که استاد عباسمنش عزیز بر جای میذارن تا همیشه این بوی خوش رو استشمام کنیم و بدونیم که در بهشتیم.

    درود به استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته بزرگوار و درود به دوستان عزیز و گرانقدرم.

    این روزها خیلی در باب اهمیت کنترل ذهن و احساس خوب و تمرکز کار میکنم رو خودم و برای هر کدومش دفتر جدا گرفتم که هر چه در این خصوص از الهامات خودم، از فایلهای استاد، از کامنت دوستان میبینم رو بنویسم تا در حین نوشتن گفتگوی ذهنیم به صورت تمرکزی در این خصوص باشه.

    ممنون از استاد عرشیان فر عزیز که این دعای خوب رو یادآوری کردند که بدونیم مهمترین چیز در این دنیا مادی و دو قطبی برای کسانی که میخوان بیشتر خدایی کنند ، حال خوبه، احساس خوبه، احساس خوبی که تا بینهایت میتونه ادامه داشته باشه. احساس خوبه که در راس هرم قرار داره و ثروت، سلامتی، سعادت، خوشبختی، کامیابی و … هر آنچه کیف آدم رو کوک میکنه ، پاداش احساس خوبه.

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی یهویی رسالتت بهت گفته میشه تو این دنیا

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی همه برای خدمت به تو نرم میشن

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی بهتر از اون خونه ای که دنبالش بودی بهت داده میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی که پاسخ سوالهایی که سالها در ذهن داشتی و رهاشون کرده بودی بهت گفته میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی یهویی یه ایده به ذهنت الهام میشه که با همون توانایی ها و همون تخصص هایی که داری، درآمدت چند برابر میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی که یهو یه شغل خوب بهت پیشنهاد میشه یا یه پروژه عالی برات جور میشه

    وقتی به احساس خوب میرسی، میبینی یهو یه دستی از دستان خدا در اون سر دنیا میاد محصول تو رو بدون اینکه بدونی تبلیغ و استوری میکنه بدون اینکه ازش بخوای و بهش مبلغی بدی و استرس داشته باشی که تبلیغت بگیره و نگیره ولی در احساس خوب صبح بیدار میشی میبینی چند هزار فالوئر بهت اضافه شده و کلی درخواست خرید از سوی فالوئرا بهت شده

    وقتی به احساس خوب میرسی ، میبینی دیگه در اکثر اوقات سالمی و اون سرماخوردگی هر ماهه هم دیگه خبری ازش نیست.

    با رسیدن به احساس خوبه که به خواسته هامون میرسیم ولی با رسیدن به خواسته ها به احساس خوب نمیرسیم.

    احساس خوب همه چیزه. آرامش عمیق همه چیزه. وقتی به این حس خوب میرسیم وقتی به این آرامش میرسیم اونجاست که باید بگیم عجب فرکانسی ارسال کردم و قراره چه معجزاتی رخ بده برام. ببین چه درب رحمتی باز کردم به سوی خودم. و باز حسمون بهتر میشه

    این حس خوب چطور به دست میاد؟ خدا بهش میگه عمل صالح …… با عمل صالح هست که حس خوب بوجود میاد

    عمل صالح چیه ؟ تقوی و سپاسگزاری

    تقوی چیه؟ کنترل ذهن کنترل ورودی ها از چیزهایی که ناهماهنگ هست برای جسم و روح

    سپاسگزاری چیه؟ توجه و تمرکز روی زیبایی ها ، نعمتها ، خوبیها

    خدای عادل میفرماید : کسانى که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مى‌شوند.(انعام 48)

    و همچنین میفرماید : هر کس کار شایسته‌اى به جا آورد، به نفع خود به جا آورده است ( جاثیه 15)

    عمل صالح پس یعنی کنترل ذهن(تقوی) و تمرکز و توجه به خوبیها و نعمتها ( سپاسگزاری)

    دقیقا مثالش در قانون سلامتی هست . ما در قانون سلامتی کنترل میکنیم ورودی ها رو و از یه سمت و از سمت دیگه ورودی خوب میدیم به جسم.

    یعنی چی؟ یعنی از کودکی به ما انواع و اقسام غذاها رو دادن و یه سری غذاها هم که جدید بوجود اومد رو خودمون خوردیم و توجه نمیکردیم که آیا این غذاها هماهنگه با جسم ما یا نه. بعدش هم براحتی مریض میشیم ، مودی میشیم ، بیماریهای عجیب غریب میگیریم ، براحتی استرس و غمگین میشیم ، براحتی ترس برمون میداره ، سیستم ایمنیمون هم ضعیف میشه. چرا ؟ چون کنترلی نداشتیم روی غذا خوردن. هر چی بوده میخوردیم.

    از یه زمان به بعد قانونش رو در قانون سلامتی متوجه میشیم که عه اینجوری نیست که من انتظار داشته باشم هر نوع غذایی بخورم و بدنمم سالم باشه و انرژیم بالا باشه و همیشه در حال خوب باشم و نتیجه آزمایشام همیشه اوکی باشه.

    من باید اول بیام جلوگیری کنم از خوردن آنچه ناهماهنگه برای بدن (کنترل ) و بعد بیام تمرکز کنم رو خوردن آنچه هماهنگه برای بدن ( تمرکز بر خوبی ها )

    اولشم سخته ، چون بدن عادت کرده به سیستم غذایی قبلی ( همه چی خوردن) ولی بعد که ادامه میدیم و نتایج میاد میگیم عه چقدر خوبه. چقدر آرامشم بیشتر شده ، چقدر حالم بیشتر خوبه ، چقدر انرژیم بیشتر شده ، چقدر وزنم داره میاد پایین براحتی ، چقدر جوشام رفع شده ، چه بیماری پوستیم راحت برطرف شده !

    و اینها لاجرم ، پیش اومد ، لاجرم !!!

    چرا چون من در رابطه با جسم کنترل ورودی داشتم و بعد تمرکز کردم رو خوردن آنچه هماهنگه با بدن و لاجرم جسمم عالی شد و لاجرم روحم هم عالی شد. یعنی با انجام عمل صالح در رابطه با جسمم ، لاجرم به بدنی با انرژی و سالم و قوی رسیدم .

    خدای مهربون به ما ریه های سالم عطا کرده. مثال ریه رو میزنم چون رو بحث کنترل ذهن به من خیلی کمک کرد.

    گفتم مجید خدا بهت ریه سالم داده که چکار کنی؟ گفتم که باهاشون اکسیژن بدن رو تامین کنم که نفس بکشم . گفتم آفرین. این ریه ها تا چه زمانی حالشون خوبه و درست کار میکنن؟ گفتم تا زمانی که اکسیژن واردشون کنم. گفتم آفرین . گفتم اگه دود و گاز و آب واردش کنی چی میشه؟ گفتم مریض میشم و میمیرم. گفتم احسنت. پس خدا بهت ریه سالم داده که باهاش چکار کنی؟ گفتم که اکسیژن و هوای پاک واردش کنم تا حالم خوب بمونه و سالم باشم و زنده بمونم.

    گفتم حالا اگه داری راه میری و یه دفعه در معرض دود ماشین قرار بگیری یا در معرض بوی گاز یا بوی نامطبوع یا در معرض افراد سرما خورده قرار بگیری چکار میکنی؟ گفتم خب جلوی بینی و دهانم که درگاه این ریه هستند رو میگیرم که ورودی نامناسب وارد ریه هام نشه.

    گفتم عالی. حالا با توجه به مثال ریه بیا بگو که خدا بهت چشمهای سالم داده که باهاش چکار کنی ، گفتم که باهاش زیبایی ها رو ببینم ، نعمتها رو ببینم . گفتم آفرین

    گفتم خدا بهت گوش های سالم داده که باهاشون چکار کنی؟ گفتم که باهاشون حرفهای خوب بشنوم ، حرفهای امیدوار کننده و قدرتمند کننده و باورهای عالی هم جهت با خواسته ام. گفتم آفرین

    گفتم خدا بهت زبان سالم داده که باهاشون چکار کنی ؟ گفتم که باهاش حرفهای خوب بزنم ، سپاسگزاری کنم ، تایید و تحسین کنم زیبایی ها و نعمتها رو و آنچه دوست دارم اتفاق بیفته در زندگیم رو به زبان بیارم.

    گفتم آفرین پس ورودی های مناسب برای این اعضا که درگاههای ذهن هستند ، اون چیزی هست که همیشه در مورد خوبها و شادی ها و زیبایی ها و نعمتها و خواسته هاست. اینجوری ذهن همیشه ورودی خوب دریافت میکنه از طریق چشم و گوش و زبان و همیشه فرکانس خوب میفرسته و لاجرم به حس خوب میرسی و لاجرم همیشه آرامی و لاجرم همیشه درب رحمتهای الهی برات بازه و همیشه سلامتی و ثروت و سعادت در زندگیت جاریه. و خداوند هم تو رو برای همین خلق کرده.

    اما خداوند مجبورت نمیکنه که این ورودی ها رو حتما به ذهنت بدی. تو در این دنیای دو قطبی مختاری که بدیها رو وارد ذهنت کنی و همیشه در اضطراب و استرس و افسردگی و قفل بودن زندگی به سر ببری ( لاجرم ) و مختاری همیشه خوبیها رو وارد ذهنت کنی و همیشه در آرامش و حال خوب و شادی و انگیزه و سرزندگی و روان زندگی کردن باشی.

    و خدا به هر دو گروه کمک میکنه و هدایتشون میکنه.

    خدا یعنی حال خوب خالص ، خدا یعنی آرامش عمیق . خدا در ذاتش برای ما فقط شادی و عشق و موفقیت و ثروت و نعمت میخواد. برای همین تو سوره حمد بهمون کلید داده و فرموده که از من بخواین که شما رو به راه راست یعنی راه کسانی که به آنها نعمت دادم هدایت کنم نه راه گمراهان و کسانی که نعمت ازشون گرفته میشه بواسطه اعمال ناصالح خودشون .

    مثل فردی که قانون سلامتی رو رعایت میکنه لاجرم بدنی سالم داره و فردی هم که هر چی به دستش میرسه میخوره لاجرم بدنی ناسالم خواهد داشت. ولی خدا مجبورمون نمیکنه که فقط طبق قانون سلامتی رفتار کنیم.

    مثل استاد عباسمنش که مجبور نمیکنن ما رو طبق قانون سلامتی رفتار کنیم. ایشون این دوره رو تهیه کردن و دوست دارن همه افراد از سلامتی برخوردار باشن ولی مجبور نمیکنن هیشکی رو که این دوره رو بزور تهیه و طبق اون پیش برن. ولی اگه کسی خودش بخواد میتونه از این دوره ای که هست بهره مند بشه و به سلامتی برسه.

    پس خدا برای ما فقط خوبی میخواد و هر آنچه خیر هست و وارد زندگی ما میشهه از سوی خداست و هر آنچه شر هست بخاطر عدم کنترل ورودی و توجه به شر از سمت خودمونه.

    برای همینه که خدا میگه هر کسی که ایمان بیاره به من که من خود خیر و برکت و خوبی هستم و براتون خیر و صلاح میخوام و بعد که ایمان آورده حالا بیاد عمل صالح انجام بده. یعنی با وجود اینکه در جهان ناخوبی و خوبی هست ،بیاد کنترل ورودی کنه و فیلتر بذاره روی ورودیها و مانع ورودی ناخوب بشه و بعد از اون ور فقط بیاد ورودی خوب رو وارد ذهنش کنه ، لاجرم ، لاجرم ، لاجرم نه ترسی داره و نه غمگین میشه.

    دقیقا اینو من الان دارم حس میکنم. یادم میاد تو اعتراضات قبلی و اتفاقات قبلی من مدام توجه میکردم و مدام بیشتر و بیشتر میشد و حال من بد میشد و انرژی و انگیزم از دست میرفت. ولی الان با توجه به اینکه من ورودیهام رو بشدت کنترل میکنم و دائم دارم ورودی خوب میدم به ذهنم و خودم رو بستم به فایلهای استاد و کامنتهای سایت و نوشتن در خصوص اهمیت حال خوب و کنترل ورودی و تمرکز ، میبینم که چقدددددر ارامش دارم ، چقددددر حالم خوبه ، چقدرررررر با انگیزه و تمرکز دارم رو کسب و کارم کار میکنم و اتفاقات خوب هم برام میفته.

    وقتی متوجه هستم که من فقط توانایی بهبود و کنترل ذهن خودم رو دارم و دلسوزی نمیکنم و مدام به خودم میگم مجید هیچ چیزی در جهان اونقدر مهم نیست که حال خوب منو تحت تاثیر قرار بده ، پس سعی میکنم با کنترل ورودی و دادن ورودی خوب به خودم مدام به حال خوب اهمیت فراوان بدم تا هر روز شادتر و سالمتر و خوشبختر بشم.

    خدا فقط برای ما خوبی و خوشی و شادی و ثروت میخواد چون اینجوری باعث گسترش جهانش میشیم. دقیقا مثل دست بزرگ خدا شیخ محمد بن راشد آل مکتوم ، که از صحرای سوزان دبی، چنین بهشتی خلق کرد و جهان خدا رو زیباتر و شادتر و ثروتمندتر کرد. هم به خودش سود رسوند هم به هموطناش و هم الگویی برای کشورهای دیگه و سود رسانی به آنها شد.

    مثل استاد عباسمنش که با این حد از تمرکز و تعهد ، اول خودشون رو هماهنگ کردند با خدا و به این مقام رسیدند و بعد با نتایجی که گرفتند ، باعث شدند که ما بفهمیم که ما داشتیم تا الان به جسم و روحمون هر چی میومده سر راهش رو میخوروندیم و برای همینه که بگیر نگیر داریم و زندگیه قفله. پس میشه زندگی عالی داشت. اصلا خدا رو جور دیگه با قصد و نیت تو مغز ما کرده بودن که ما رو قفل کنند. از اون ور میگن خدا بخشنده و مهربانه از اون ور ما همش تناقض میبینیم و ایمانمون رو از خدا از دست میدیم و میگیم بروووو بابا خدا کیلو چنده . خدایی نیست تو این خراب شده جهان و هر روز درگیر حال بد میشیم. چرا چون کنترل ورودی نداشتیم و چون ورودی خوب نمیدادیم به خودمون. چون قانونش رو از ما پوشانده بودند. که ما برده باشیم و تحت کنترلشون باشیم و فکر کنیم همه چی محدوده که فکر کنیم هر چه فقیرتر باشیم به خدا نزدیکتریم هر چه غمگین تر باشیم و برای اماما تو سرو کله خودمون بزنیم و خودمون رو زجر بدیم چون اونها زجر کشیدن، پس نزد خدا و امامان محبوبتریم. در صورتی که دقیقا برعکس این بوده.

    پس مهم حال خوبه. مهم شنیدن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه. مهم دیدن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه . مهم خوردن چیزهاییه که ما رو به حال خوب میرسونه. بعد که اینجوری کنیم ، همیشه دلمون قرص و محکمه و حالمون خوبه و مثلا میان میگن فلان اتفاق افتاده برات و به زعم اونا بدبخت شدیم بعد ما به قول اون آدم خونسرد و علی بی غمه که استاد باحال اداشو در آوردن و منم دوست دارم از این به بعد به اون حد برسم که بگم خییییییل خببببببب بااااابااااااا حالااااااا یه اتفاااااااااقی افتاااااااااده دیگه :))))) . بیخیییااااااال زیاد جدی نگیر خوش باشه همه چی درست میشه.

    آره ما اونجوری میشیم و توپ هم نمیتونه تکونمون بده. یعنی جنگ هم که بشه ما داریم از زندگی لذت میبریم و بقول دوستمون که تو کامنتها نوشته بودن سرشون رو راحت میذاشتن رو بالشت و میخوابیدن در حالیکه بقیه مردم تو ترس و استرس و دلهره و حال بد و فرار بودند.

    وبعد که این حال خوب رو ادامه میدیم واقعا ما از قبیله جامعه جدا میشیم و در بهشت زندگی میکنیم.

    خیلی نوشتم ولی هر چی اومد نوشتم . زیاد هم داره میاد ولی دیگه باید برم سر انجام کاری که عاشقشم بهمراه گوش دادن مجدد این فایل عالی و فایل توانایی کنترل ذهن

    https://abasmanesh.com/fa/mind-counsel-control-ability/

    که یکی از عالی ترین فایلهای استاد هست که هر بار مدارم میره بالاتر بهتر میفهممش.

    یعنی هر بار که توانایی کنترل ذهنم و دادن ورودی خوب به ذهنم و تمرکزم و در نتیجه مدارم بالاتر میره ، باز میبینم لایه ای جدید از آگاهی ها باز میشه و من میگم خدایا چرا پس من فکر میکردم دیگه قانون رو فهمیدم. الان خیلی بهتر دارم میفهمم. و میدونم این درک کردن همینطور تا بینهایت ادامه داره.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت.

    استاد بینهایت سپاسگزارم.

    خانم شایسته عزیز بینهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    محسن و مه سا گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    احساس خوب، مثل یک کلید نامرئی است که درِ اتفاقات خوب را باز می‌کند.

    وقتی حالِ دل‌مان خوب است، نگاه‌مان به زندگی عوض می‌شود.

    مسائل کوچک، بزرگ به نظر نمی‌رسند و راه‌حل‌ها واضح‌تر می‌شوند.

    احساس خوب، ذهن را آرام و تصمیم‌ها را دقیق‌تر می‌کند.

    آدمِ باحالِ خوب، کمتر عجله می‌کند و کمتر اشتباه.

    در این حالت، رفتار ما نرم‌تر و ارتباط‌ها صمیمی‌تر می‌شود.

    دیگران هم ناخودآگاه به این انرژی مثبت پاسخ می‌دهند.

    لبخند، جای اخم را می‌گیرد و گفتگو جای تنش را.

    احساس خوب باعث می‌شود فرصت‌ها را ببینیم، نه تهدیدها را.

    اعتمادبه‌نفس بالا می‌رود و ترس عقب می‌نشیند.

    کارهای نیمه‌تمام، شدنی به نظر می‌رسند.

    بدن هم از این حال خوب تاثیر می‌گیرد و سالم‌تر واکنش نشان می‌دهد.

    خواب بهتر، تمرکز بیشتر و انرژی بالاتر می‌آید.

    روزهایی که با حس خوب شروع می‌شوند، پایان بهتری دارند.

    احساس خوب یعنی هماهنگی دل و ذهن.

    و این هماهنگی، مسیر اتفاقات را تغییر می‌دهد.

    وقتی احساس خوب را انتخاب می‌کنی، رفتار عوض می‌شود.

    و وقتی رفتار عوض شد، اتفاقات خوب خودشان می‌رسند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2146 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم….

    أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ

    آیا ندانسته ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخّر کرده است؟ و آسمان را نگه می دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقیناً (حج65)

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم بانو….

    سللام به بچه های پاک این بهشت…..

    خدایا از تو کمک میخوام که به من درک و توان این اگاهیارو بدی که در عمل به انها کوشا باشم و با جون و دل بپذیرم و عمل کنم به هر انچه که میشنوم با جون و دل الهی امین …..

    احسا خوب= اتفاقات خوب

    چقدر این نکته مهم علی بی غم بودن….

    این روند رو میتونیم تویه تک تک ثانیه های زندگیمون میشه درک کرد و نمیشه انکارش کرد که خیلی عالیه که بتونیم با جون دل این فقد همین مضوع رو با جون دل بپذیریم خیلی خیلی مهم….

    دقیقا من به لطف رب رسیدم به این نقظه ای که با تلاش و توکل به خدا و با تمرینهایی که استاد گفته تا جایی که میتونم تلاش کنم و از خودم بپرسم

    چطور به این موضوع نگاه کنم که به من احساس خوبی بده؟؟

    چقدر خوبه این حال و احساس الهی شکرت رب من شکرت بینهایت….

    اره اره باید بتونیم که سپاس گزار رب باشم و ثانیه ثانیه سپاس گزارش باشم حتی در لحظه های به ظاهر نامناسب…

    خدایا شکرت بینهایت برای تمام نعمتهایی که دادی بهمون که میتونیم بینهایت سپاس گزار عشقت باشیم الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم…

    جهان دقیقا مثل اینه رفتار میکنه با ما دقیقا مثل اینه…..

    همه همه حالتها بر میگرد به کنترل ذهن همه حالت هاااااااا……

    حسین فقد فقد فقد و فقد…..تلاش کن برای خودت که احساسات خوب لاش در همه لحظه هاااااا این نعمت بزرگیه….

    هیچ انسان عاقلی دستش رو تویه اتیش نمیکنه….

    پس حسین حواست باشه اگر احساست بد باشه یادت باشه هاااااااا که دستت رو میخوای بکنی تو اتیش ……

    پس نگران نباش و نترس …..

    توکلت به الله باشه به رب باشه و تویه شرایط به ظاهر بد کنترل رو از دست ندی و تصمیم بگیری اگاهانه خلاص…

    تویه درواازه…………….

    الهی شکرت رب من الهی شکرتتتتتت اوفش اوفشششش روزم ساخته شد در پناه خودت اوفششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش…..

    هر اتفاقی که بیوفته میشه بگی این همه یه نشونه از خداست که بتونیم برای بعد اماده باشیم و میتونم دفع بعد به بهترین شکل جلوی از مدار خارج شدن رو بگیریم….

    چه درسی من میتونم یاد بگیرم اشکال نداره من از این دانشگاه چه تجربهایی دارم….خدایا شکرت بینهایت…..

    الهی شکرت ربمن که تویه این چند سال هرچنذ کم ولی اگاهانه تونستم بینهایت شاد و پر از ارمش باشم الهی شکرت رب من …

    استاد ازت سپاس گزارم بینهایت برای عشقققتون الهی شکر برای حضور شما و مریم بانو و تمام بچه هااااا…..

    الهی شکرت رب من برای این صلات روز جمعه بعد از اینکه از خواب بیدار شدم….الهی شکرت رب من که دوباره این اگاهیارو به جان و روحه من نشاندی الهی شکرت رب من….

    احساس خوب = اتفاقات خوب….

    حسین اینرو اویضه گوشت کن که احساس خوب نتیجه کنترل ذهن است ….

    خدایا رب من ازت بینهایت سپاس گزارم شکرت شکرت شکرت…..

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت ثروتمند و عاشق باشید…

    با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا…….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    سلام

    استاد

    استاد

    استاااااد

    خدا نگهت داره.

    من ایمانم به خدا بی نهایت شد

    اقا این فایل رو درست زمانی من دارم میبینم که دقیقا اتفاق بظاهر بدی برام افتاد که شما دقیقا مثالش رو زدید توی حرف هاتون.

    در مورد کارفرما و حساب و کتاب

    استاد از دیشب فقط دارم میگم خدایا کمکم کن حال و احساسم خوب بشه و این اتفاق زور نگیره بهم.

    دیشب برای بار چندم لایو شماره با اسناد عرشیانفر توی تراک کمپر رو دیدم تا خوابم برد و

    امروز صبح که بیدار شدم طبق برنامه ذهن منطقی یهو ذهنم خواست حمله کنه بهم که افکار بد رو بخورونه بهم و زور زد.

    دست به دامن خدا شدم

    گفتم خدایا من خودم رو به تو می‌سپارم تو کمکم کن حالم خوب باشه و هدایتم کن به اتفاقات خوب که میخوام امشب برم پای حساب کتاب با کارفرمایی که دبه کرده توی پرداختش تو کمکم کن حالم رو خوب کن که امشب اتفاقات خوب برام بیوفته

    حالا

    حالا

    ببین ذهن چی گفت و چطور هدایت شدم به جواب قانع کننده.

    ذهنم گفت بابا امروز تو میخوای بری پای حرف زدن با یارو،نتیجه احساس خوب که در لحظه نیست.تو الان حالت رو خوب نگه داری اون اتفاق بده که قراره بیوفته از قبل برنامه ریزی شده چون دیری دیشب لا یارو دست به یقه شدی؟؟؟؟

    پس چطور میخوای با احساس خوب نتیجه رو برگردونی.

    گفتم خدایا تو بزرگی من رو هدایت و حمایت کن

    به الله قسم

    به رب جهان قسم

    که

    شما دقیقا در این فایل گفتید که مشکل اینجاست که ما فکر می‌کنیم یه اتفاق بد که میوفته و فکر می‌میکنیم قراره طبق برنامه اون اتفاق بده دنباله داشته باشه و انگار برنامه ریزی شد و گفتید که مشکل اینجاست که فکر می‌کنید نگه داشتن احساس خوب در لحظه یا در همین امروز معجزه نمیکنه

    در صورتیکه شما در بدترین حالت ممکن اگر توانایی داشته باشید که خودتون رو به احساس خوب برسونید قطعا همین امروز ورق برمیگرده و همه چی درست میشه فقط باید توانایی تغییر احساس رو به سوی احساس خوب انجامش بدم

    ای خدا من فقط دارم شکرت میکنم که چطور آخه.

    چطور جواب دقیق دقیق دقیق من رو اینجوری دادی.؟؟

    فقط میتونم بگم که خداوند بزرگترین و قدرتمند ترین انرژی جهانه که توانایی تغییر اتفاقات من رو به سوی خوب و نیک و پیشرفت هدایت کنه

    چجوریش یا آخه چطور دیگه میشه فرعیات

    همین که خدا اینجوری داره امروز صبح بهم حال میده و من آگاهانه تحسین و لمسش کردم و اعتبارش رو مستقیم دادم به خدا.همین بزرگترین قدرت درون منه که توانایی اعراض از ناخواسته هاست

    خدایا دمت گرم

    خدایا امشب حق من رو بگیر و بهم بده و خوشحال برگردونم به خونه

    خدایا امشب این قضیه من رو با خوبی و خوشی حل کن

    استاد شما بی نظیری.

    برای وجودت بی نهایت سپاسگزارم

    برای تمام اتفاقات زندگیم از خداوند بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    قانون:

    احساس خوب = اتفاقات خوب احساس بد = اتفاقات بد

    اگر کلمه ی حزن را در قرآن جستجو کنیم در تمام آیات با لای نفی بیان شده است اگر غمگین باشیم: اتفاقات بدی را برای خود رقم می زنیم

    تنها آیه ای که با ل بیان شده: نجوا از سوی شیطان برای غمگین کردن مومنان است غم = اتفاقات بد

    اگر پیامبر هم باشیم و نتوانیم احساس خوب در خود ایجاد کنیم: اتفاقات بد را تجربه خواهیم کرد

    اگر احساس خوب نباشد: اتفاقات خوب رخ نخواهد داد

    اگر خوش شانس ترین افراد را مشاهده کنیم یکی از ویژگی های غالب آنها:

    بی خیالی و علی بی غم بودن آنهاست

    وقتی احساس خوبی داریم: اتفاقات خوبی را تجربه می کنیم اگر بتوانیم زمان های بیشتری در احساس خوب باقی بمانیم که ناشی از باورهای ما است: بهشت را در دنیای مادی تجربه کرده خصوصا:

    زمانی که با چالش ها و تضادهایی مواجه می شویم

    باید بتوانیم در چنین شرایطی هم: احساس خود را خوب نگه داریم که با تمرین و کسب مهارت به آن دست می یابیم

    ما هیچ گاه نمی توانیم: در تمام شرایط احساس خود را خوب نگه داریم

    شکر گذاری و سپاسگزاری و ارتباط آن با رزق سلامتی و دریافت نعمت : تماما به دلیل ایجاد احساس خوب است

    اگر صبح تا شب بتوانیم: سپاسگزار خداوند باشیم اتفاقات خوب را برای ما رقم می زند

    اگر احساس خوب داشته باشیم:

    در مدار داشتن احساس خوب بیشتر قرار می گیریم

    هیچ چیز از پیش تعیین نشده ما با افکار باورها و فرکانس هایمان : هر لحظه شرایط و اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم

    از آن جایی که ما نمی توانیم احساس خوب همیشگی داشته باشیم:

    رخ دادن اتفاقات خوب همیشگی هم امکان پذیر نیست

    ما تنها می توانیم هر بار: بهتر از روز قبل باشیم این خاصیت و ویژگی دنیای مادی است و برای تمام پیامبران هم به این شیوه بوده است

    جهان پس از مرگ: جهانی تک قطبی بوده و احساس خوب دائمی و همیشگی وجود دارد

    در دنیای مادی می توانیم: احساس خود را هر بار بهتر کنیم اصلا مهم نیست ما تا چه حد دلیل منطقی برای داشتن احساس بد داریم:

    اگر به هر دلیل احساس بد داشته باشیم اتفاقات بد را تجربه می کنیم

    اگر این قانون را درک و باور کنیم: اجازه نمی دهیم احساسمان بد شود و ورودی های ذهنی خود را به شدت کنترل می کنیم خاطرات نامناسب را مرور نکرده و نگران اتفاقات آینده نیستیم و

    به تدریج مهارت کنترل ذهن : بهبود می یابد

    در شرایط به ظاهر بد آگاهانه تصمیم بگیریم: تمرکز خود را بر نکات مثبت و زیبایی ها قرار دهیم

    از اتفاقات به ظاهر بد: درس های آن را گرفته و اشتباهات خود را دو مرتبه تکرار نکنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2802 روز

    گفتگو با دوستان قسمت 49

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    بنام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    از کامنت های بچه ها متوجه شدم که استاد دارین با آقای عرشیانفر صحبت میکنین بعد یاد حرف هاتون افتادم استاد که خیلی از افرادی که دارین توی ایران کار میکنن با واسطه یا بدون واسطه شاگرد شما بودن .حالا بعضی ها این رو میگن اما بعضی ها پنهان میکنن این رو . حالا این آقا داره با عزت و افتخار میگه که شاگرد شما بوده و این نشان از اعتماد به نفس بالای ایشون داره.هر چند که گفتن یا نگفتن این فرقی به حال شما نمیکنه استاد ولی همین که آقای عرشیانفر این رو عنوان کرده و میکنن نشان از ارزش بالایی داره که ایشون برای خودشون و برای شما قایل هستن

    نکته ی بعدی که همین اول فایل خیلی مهم بود برا من اینه که نه تنها استاد خودشون با نتایجشون صحبت میکنن شاگردهاشون هم اینجوری هستن .و وقتی آقای عرشیانفر از بودن کنار استاد صحبت میکنن و استفاده کردن از آموزش های استاد استاد به نتایج ایشون اشاره میکنن به موفقیت ها و حال خوبی که دارن و این همون اصلیه که استاد بر اون تاکید دارن که هدف این آموزش ها اینه که با عمل کردن به اونها نتایج تغییر کنه و متفاوت بشه و نتایج نشون دهنده درست بودن مسیره و آموزش هاست . وقتی نتیجه درسته یعنی عمل شده.

    رفتم ی سرچی کردم در مورد آقای عرشیانفر و دیدم واقعا درسته و ایشون آدم بسیار موفقی هستن در ایران و همین درست بودن مسیر رو باز هم برای من تایید کرد به شرط عمل به آموزه ها

    ی جمله ی قشنگی گفتن دوست استاد که :

    استاد روی سفره ی نیت پاکش نشسته

    سفره ای که اونقدر وسیع و گسترده شده که شده مصداق:

    خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده

    و نشستن روی این سفره بواسطه اتصال با منبع تمام سفره ها و لایق دونستن خودش برای نشستن روی این سفره بدست اومده

    سفره ای که به بزرگی سرتا سر گیتیه و همه میتونن روش بشینن و ازش برخوردار بشن

    سفره ای که همه روش بودن اما به خاطر ناسپاسی و نا آگاهی خیلی ها ازش دور شدن اما هر لحظه که اراده کنن میتونن بر گردن و روش بشینن درست مثل بچه ای که به خاطر اشتباهی که خودش مرتکب شده قهر میکنه و از رو سفره بلند میشه و میره و آخرش هم نادم و پشیمون بر میگرده

    چقدر این تشبیه قشنگه که اگر من نوعی روی خوان نعمت خداوند نیستم خودم باعث شدم خودم قهر کردم و رفتم و گرنه اون سفره همیشه بوده و هست و خواهد بود و کافیه که من توبه کنم و برگردم و اونوقته که خداوند با آغوش باز من رو میپذیره خداوندی که خودش محزون بودن و غمگین بودن و قهر کردن رو نهی کرده .قهر کردن من و ناراحت بودن من فقط و فقط به خود من ضربه میزنه و من به خودم ظلم میکنم و گرنه هیچ تاثیری روی صاحب این خوان نداره

    و صحبت های شما استاد که با نیت شروع میشه که یادآور اینه که با نیت نادرست نمیشه به نتیجه درست رسید. اگر نیت درست باشه نتیجه هم درست خواهد بود و اگر نیت نادرست نتیجه هم نادرست و این قانون بدون تغییر جهانه

    و ی نکته ی دیگه که استاد در مورد دوستشون گفتن که هم خودش شاد بوده و هم دوست داشته دیگران شاد باشن و این نشان از عشق به خود و عشق به دیگران و هم پاره های خوده چون کسی که عاشق خودش نباشه نمیتونه عاشق دیگران باشه .کسی که برای شادی و حال خوب خودش ارزش قایل نباشه نمیتونه برای شادی و حال خوب دیگران ارزش قایل باشه

    دعای اول سال رو اشاره کردن بهش آقای عرشیانفر :

    حول حالنا الی احسن الحال

    و بعد به یاد آوردم سالهای سال رو که پای سفره عید این رو از خدا میخواستم اما با این تصور که خداونده که میتونه حال من رو خوب کنه چون همه چی دست اونه بخواد میده نخواد نمیده و هیچ وقت هم اون اتفاق نیفتاد چون موضوع از اصل ایراد داشت

    و الان سه ساله که با آموزش های استاد فهمیدم که این حال خوبه رو باید خودم ایجادش کنم نه خدا و کار خداوند فقط چیدن شرایط طبق حال منه اگر حال من خوب باشه شرایط اطرافم هم خوب چیده میشه و اگر حال من بد باشه شرایط اطرافم هم اونجوری ست میشه .من میتونم از خداوند درخواست کمک داشته باشم در مسیر ایجاد حال خوبی که خودم خالقش هستم اما نه اینکه من کاری نکنم و انتظار داشته باشم از خداوند که اون این کار رو برای من بکنه

    استاد شما توی دروه آفرینش میگین که کار شما اینه که یکسری آگاهی ها رو به یاد ما بیارین آگاهی هایی که قلبمون بهش گواهی میده و این موضوع حال خوب اتفاق خوب از جنس همون آگاهی های فراموش شده است که شما به یاد من آوردین .الان هر وقت موضوع ناخوشایندی اتفاق می افته برای من این جملتون که :

    مهم نیست با چه دلیل و منطقی حالت بده احساس بد مساوی است با اتفاق بد

    رو با خودم تکرار میکنم و تکرار همین جمله باعث میشه بتونم ذهنم رو کنترل کنم و از اون احساس بد بیام بیرون

    استاد دقیقا این چیزی که در مورد کنترل ذهن در شرایط سخت گفتین رو من خودم بارها با خودم تکرار کردم که در شرایط سخته که من باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم و گرنه وقتی شرایط خوبه که معلوم نمیشه من چقدر توانایی دارم توی این کار و وقتی شرایط برم سخت میشه این جملات شما توی ذهنم مرور میشه و همین هم باعث میشه که بتونم ذهنم رو در اون شرایط کنترل کنم و زودتر برگردم به مسیر احساس خوب

    چقدر همین مثالهایی که در مورد پیامبران میزنین هم فهم مطالب رو آسونتر میکنه و هم کمک میکنه که اگر نتونستیم توی ی شرایطی خیلی خوب عمل کنیم خودمون رو سرزنش نکنیم و بدونیم که فرصت برای بهتر عمل کردن هست و حتی افرادی مثل پیامبران هم بعضی وقتها نتونستن ذهنشون رو کنترل کنن به سبب ویژگی انسان بودنمون

    وقتی این مثال ها رو زدین استاد یاد چند روز پیش خودم افتادم که از آموزش پرورش زنگ زدن گفتن خانم شما چرا آموزشگاهت رو از شهر انتقال دادی روستا بدون اجازه فردا باید بیاین اداره و …….

    من وقتی این تماس گرفته شد حالم گرفته شد و ی مقداری دلشوره اومد سراغم که چند ساعتی طول کشید اما بعدش به خودم اومدم و موارد قبلی رو به یاد آوردم که در همچین شرایطی قرار گرفته بودم و ختم به خیر شده بود و سعی کردم که ذهنم رو کنترل کنم و بی خیال این موضوع بشم

    فردای اون روز توی تمرین ستاره قطبیم از خداوند خواستم که این موضوع حل بشه و اون مسوول گیر نده و پیگیر این موضوع نشه و وقتی رفتم اداره اونقدر اون مسوول درگیر جلسه شد که اصلا یادش رفت .وقتی رفتم پیششون بدون اینکه گیر بده گفت به کارت ادامه بده و اون مساله خیلی راحت حل شد

    استاد با این مثال دست بردن توی آتیش و دست زدن به پریزی که برق داره فکر نمیکنم هیچوقت فراموش کنم که موندن در احساس بد چه عواقبی برای من داره چون من ی بار تجربه رد شدن برق از سیم برق به بدنم رو داشتم و دیگه محاله به سیم برق که حتی لخت نیست هم دست بزنم چه برسه به سیمی که ی ذرش لخته .

    این مثالهای شما ماندگاری مطالب رو توی ذهن خیلی بیشتر میکنه

    جالبه من موضوع آتیش گرفتن آزمایشگاه ادیسون رو نمیدونستم الکی نیست که این افراد اینقدر ماندگار شدن توی تاریخ .من فقط ظاهر قضیه رو میدونستم که این فرد اون اختراع رو کرده اما اینکه چه دیدگاهی داشته رو نه غافل از اینکه همین دید متفاوت هم باعث شده که هدایت بشه به سمت اون اختراع و این ی یادآوری خوبیه که وقتی میبینم کسی موفق شده توی یک زمینه ای حتما دید متفاوتی داشته و از جنبه ی دیگه ای به قضایا نگاه کرده

    و اون نکته ی خیلی خیلی مهمی که بیان کردین استاد که تضادها یا اتفاقات به ظاهر ناخوشایند آدم رو به تفکر وادار میکنن انگار ی درک جدیدی بود چون من رو به فکر واداشت و متوجه شدم که واقعا همین طوره .ما در اتفاقات خوب سرخوشیم بدون اینکه تفکر و تعمقی داشته باشیم اما زمانی که با یک مساله ی ناخواسته ای روبرو میشیم اون زمانه که میشینیم و خودمون رو وارسی میکنیم و نکته ی مهم بعد از این وارسی اینه که آگاهانه سعی کنیم درس هاش رو بگیریم تا از وقوع اتفاق های ناخوشایند مشابه جلوگیری کنیم و از سرزنش کردین خودمون جلوگیری کنیم که اون هم باید آگاهانه باشه و تنها در این صورته که میتونیم پیروز میدان باشیم

    بله استاد این موضوعی که در مورد ازدواج بعد از طلاق گفتین رو من ی بررسی کوچیک کردم توی چند موردی که به ذهنم اومد همشون ازدواج دومشون خیلی بهتر از ازدواج اولشون بوده

    سپاسگزارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1676 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 149

    آقای ابراهیمی از صمیم قلب سپاسگزار شما هستم بابت راهنمایی و رفع اشکالی که چند روز بود نمی‌تونستم تو روز شمار باشم لطف خداوند شامل حالم شد و هدایتم کرد تا به شما ایمیل بزنم و رفع مشکل شود خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم جایی قرار گرفتم که هیچ مشکلی نیست که حل نشود چقدر عالی راهنمایی کردید و به راحتی من تونستم ایراد گوشیمو حل کنم شما چقدر عالی راهنمایی کردید ممنونم

    خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم که به این آگاهی رسیدم که هر اتفاقی برام رخ میده نگران نباشم و سعی کنم و حال خودمو خوب نگه دارم و مطمئنم که ایده و راهکار بهم گفته میشه که این اتفاق افتاد و من تونستم با رفع مشکل بتونم به روز شمار وارد بشم و چقدر فایل مناسبی برام بود و روز خوبی برام رقم خورد من دیروز که نمی‌تونستم وارد روز شمار بشم فقط به این فکر میکردم که چکار کنم تا امروزم برام لذت بخش تر بشه ایده برام اومد که همسرم و بردارم باهم بریم دور دور و چقدر عکسای قشنگی گرفتیم از خودمون و طبیعت زیبایی که پوشیده از گل‌های شقایق بود چقدر حالم و خوب نگه داشتم کلا دیروزم و تو توجه به نکات مثبت زندگی و اطرافم گذروندم و شب وقتی که تو غرفم نشسته بودم و داشتم گوشیمو به روز رسانی میکردم به جیمیلم که رسیدم و دیدم که پاسخ سوالم و آقای ابراهیمی داده همون موقع اقدام کردم و رفع اشکال کردم و به روز شمار وارد شدم و این فایل زیبا رو دیدم و چقدر همزمانی شد و در زمان مناسبش من شنونده این فایل بودم و الان کامنت شو در آرامش کامل تو غرفم نشستم می‌نویسم و موندن در احساس خوب و برای خودم نهادینه کردم و استمرار در این موضوع دارم و می‌دونم که این حال خوبه که زندگی منو به سمت زیبایی‌های بیشتر هدایت می‌کنه و سعی من در اینه که در طول روز توجه ام به زیبایی های اطرافم باشه من که ذهنم همیشه درگیره افکار هست پس میام با آگاهی این ذهنو معطوف میکنم به سمت خوبی ها زیباییها قشنگی ها حرفای خوب تکرار جملات انگیزه بخش تکرار جملات تاکیدی که یاد گرفتم با خودم و خدای خودم در رابطه با موفقیتم حرف بزنم و خودمو ارزشمند و لایق هم‌صحبتی با خدای خودم بدونم من تجربه کردم زمانی که از قانون آگاهی نداشتم وقتی مسیرم درست بوده و همیشه سعیم بر این بوده که از جملات خوب استفاده کنم و قضاوت و غیبت نکنم و تحسین کنم تاکید میکنم زمانی که من از قانون آگاهی نداشتم خداوند منو از جایی که بودم برداشته و جایی که باید میبودم قرار داده در صورتی که اون وقت من اصلا آگاهی از این قانون خداوند و نداشتم الان که فکر میکنم پی به این قانون میبرم که این خداونده که همه چیز و در جای مناسبش قرار میده پس نباید نگران چیزی باشم چون باورم به خداوند بی‌نهایت تغییر کرده به سمت زیبایی‌ها و احساس خوب چقدر روز شمار زیبایی رو گذروندم خدایا سپاسگزارم

    رد پای امروزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: