درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴
موضوع این برنامه: ورود به مدار نعمتها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اساسیترین قانون خداوند: احساس خوب = اتفاقات خوب؛
- رابطه احساس خوب و خوش شانسی؛
- اگر بتوانی در شرایط نادلخواه، احساس خود را خوب نگه داری، پاداشها راضی کننده است؛
- ارتباط بین شکرگزاری و رزق؛
- راهکار ورود به مدار نعمتها و بیشتر ماندن در این مدار؛
- راهکار “رسیدن به احساس خوب” در شرایط نادلخواه؛
- “احساس خوب”، نتیجه کنترل ذهن است؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۴20MB21 دقیقه














سلام به استاد جان، خانم شایسته و تمام دوستان
آقا یونس اینقدر حالش بد شد و نتونست ذهنش رو کنترل کنه که در اثر اون حال بد قومش رو نفرین کرد و خودش دچار مشکل شد به دهن نهنگ افتاد احساس بد یونس برای خودش عذاب آور شد احساس بد یعقوب یعقوب رو کور کرد حتما حضرت یعقوب هم بچه هاش رو نفرینی چیزی کرده ملامت و سرزنش کرده که همه اینا ناشی از عدم کنترل ذهن و بد شدن احساسه که اون اتفاقات رو هم برای یعقوب رقم زد.
در عوضش مریم باکره رو داریم که بچه دار شده به حرف خدا گوش میده نمیذاره احساسش بد بشه و اونجوری اتفاقات خوب براش رقم میخوره مادر موسی رو داریم که به حرف خدا گوش میده نمیذاره حالش بد بشه ذهنش رو کنترل میکنه و بچش بهش برگردونده میشه ابراهیم رو داریم که نمی ترسه و نگران نمیشه از اینکه به آتش بندازنش و میتونه ذهنش رو کنترل کنه و حالش رو خوب نگه میداره و آتش برش گلستان میشه اینا پاداش گرفتند اونام تنبیه شدند اونا پیامبر بودند اینام بودند.
مثلاً من امروز از اول روز ذهنم شروع کرد به جفتک اندازی و میخواست بره تو درو دیوار و غر زدن و گیر دادن که گفتم ببین دوست عزیز من حوصله دردسر ندارم حال من رو خراب نکن که بد بیاریام شروع میشه این همه زیبایی و نکات مثبت کوری اینا رو نمیبینی و شروع کردم به توجه کردن به نکات مثبت آدمها و محیط اطرافم و تحسین کردن و اتفاقی که افتاد یه فروش خیلی خوب به یه آدم بشدت سخت پسند و نخر داشتم.هنوز جنس رو نفرستادم پولشم داد کامل.اینو نوشتم که یادم باشه فقط برای اینکه تونستم ذهنم رو کنترل کنم تونستم هم جریانش کنم با جریان خداوند که منبع سلامتی نعمت و ثروته این اتفاق افتادا هیچ دلیل دیگه ای نداشت مرضی جانا.
یه اتفاقی این چند روزه برای من افتاد که خیلی حالم رو خوب کرد و بخودم افتخار کردم و الان که استاد این جمله طلایی رو گفتند یادم اومد که گفتم اینجا برای خودم بنویسمش
که یکی از اون چیزایی که خیلی بمن کمک میکنه تو اتفاقات بد احساسم رو خوب کنم اینه که بگم من دارم چیز یاد میگیرم ازش اشکال نداره این اتفاق افتاد ولی تجربه خیلی خوبی بمن داد برای اینکه جلوگیری کنم برای بعداً چون ما تو اتفاقات خیلی بد درسهای بزرگی میگیریم
چند سال پیش دو نفر اومدند مغازه ما برای خرید کفش و چند جفت کفش خریدند و از من شماره شبا خواستند و منم دادم اونام انتقال دادند شماره تلفن شونم دادند و رفتند و بعد من متوجه شدم کلاه برداری بوده و با یکسری اپلیکیشنها رسید جعلی و فیک درست میکنند براحتی و بهمین شکل کلاه برداری میکنند خوب من حالم خیلی بد شد ولی درس خیلی بزرگی گرفتم تا اینکه همین جمعه باز همون اتفاق افتاد و طرف گفت شماره شبا بدید گفتم نه شرمنده کارت به کارت کنید یا کارت بکشید گفت سقفم پره کارتم ندارم گفتم پس ببخشید نمیتونم کفشها رو بدم و گذاشتم زیر میزم و طرف رفت حالا این درحالیه که چند وقتیه دارم روی دوره ثروت یک کار میکنم اول بهم ثابت شد مسیرم درسته و من در مدار ثروت قرار گرفتم که طرف نتونست سرم کلاه بگذاره دوم اون اتفاق اون روز درس بزرگی بمن داد و بمراتب الان چندین برابر مبلغ اون زمان خسارت من میشد اگر اون درس رو اون روز نگرفته بودم و خدا رو شکر کردم.