درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳


موضوع این برنامه: مفهوم تغییر باور


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
  • در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا می‌برد؛
  • مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
  • تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
  • اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون می‌آید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونی‌ام است”؛
  • باورها یک شبه ایجاد نشده‌اند که یک شبه تغییر کنند؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «احمد فرهنگیان» در این صفحه: 1
  1. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خداروشکر میکنم که در مسیر درک عمیق تر قوانین خداوند در حال حرکت و یادگیری هستم دیدن این قسمت از مجموعه فایل های درک عمیق تر برای من همزمان شد با دیدن قسمت 116 مستند سریال زندگی در بهشت و باعث شد چند روزی روی این فایل و قسمت 116 سریال توقف کنم و توی دفترم ده ها صفحه نکته ارزشمند بنویسم و دوست دارم بعضی از نکاتی که داخل دفترم نوشتم رو اینجا هم به عنوان ردپا یادداشت کنم:

    در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا می‌برد…

    بعد از دیدن مجموع فایل هایی که گفتم و خواندن این جمله به فکر فرو رفتم و از خودم یک سوال خوب پرسیدم و به قول استاد از خودتون سوالات خوب بپرسید و خواهید دید که جواب ها شما رو شگفت زده خواهند کرد…

    من از خودم پرسیدم چرا قدرت عملگرایی من بالا نیست؟؟؟

    در قسمت 116 سریال زندگی در بهشت تراکتور استاد در گل و لای گیر می‌کنه و استاد و خانم شایسته سعی میکنن با انجام ایده های متفاوت تراکتور رو نجات بدن اما هیچکدوم از ایده ها جواب نمیده من هر لحظه منتظر این بودم که استاد اعصابش به هم بریزه و یا بگه آقا نمیشه بیخیال اما استاد با روی خوش و هرروز و هرروز و هرروز میومد و ایده های بیشتر و جدیدتری رو اجرا میکرد برام جالب بود که چه باوری باعث شده که استاد بدون اینکه ناراحت و نگران بشه داره هر بار ایده هاش رو اجرا میکنه چیزی که خلاف عملکرد من هست یعنی من در زندگی خودم این طور هستم…اون اوایل که این باور رو داشتم که تا اونجایی که بشه دوست دارم هیچ مسئله ای در زندگی من به وجود نیاد دوما اگه مسئله ای هم به وجود میاد با همون راهکار و ایده اول مسئله حل بشه و اگه حل نمیشد من غمگین و ناراحت و ناامید میشدم اما حالا میدیدم که استاد نه تنها ناراحت و خسته نمیشه بلکه هربار با هیجان بیشتری دنبال پیاده سازی ایده هاش هست…

    تا اینکه در اواخر فایل استاد و خانم شایسته توضیحاتی دادن که به نظر من اندازه یه دوره آموزشی نکته داره و اگه بتونم این نکات رو در زندگیم رعایت کنم هرگز در برخورد با مسائل غمگین و ناامید نخواهم شد و هم مسئله ام حل میشه هم کلی از زندگی لذت میبرم…

    بعضی از نکات طلایی توضیحات استاد رو مینویسم توی دفترم هم خیلی نوشتم اما بازم دوست دارم بنویسم تا قشنگ سیم کشی های مغزم درست بشه:

    استاد:

    خیلی مهمه که ما به ایده هایی که بهمون گفته میشه عمل کنیم و خیلی مهم تره که عملکردن به ایده ها رو خیلی به نتیجه ربط ندیم یعنی نگو اگر ایده ای بهش عمل کردم و نتیجه نداد ایده الهامی از طرف خداوند نبوده و از طرف شیطان بوده نکنه اشتباه کردم چرا جواب نداد من فکر میکردم اگه این کار رو بکنم نتیجه میگیرم پس چرا جواب نداد؟

    داستان اینه که ایده هایی که بهت گفته میشه بعضی وقت ها ممکنه منجر به اون جوابی که مدنظرت هست نشه اما موضوع اینجاست که توی اجرا کردن ایده ها توی عملکردن به ایده ها و حرکت کردن و از دایره امن ات خارج شدن خیلی چیزها یاد میگیری

    یعنی جواب دادن اون ایده برای حل اون مسئله یک موضوعه درس هایی که از اجرای اون ایده میگیری و چیز هایی که یاد میگیری صد تا موضوعه اصلا با هم قابل مقایسه نیست.

    من (استاد) توی زندگیم یاد گرفتم که تسلیم باشم و به ایده هایی که بهم گفته میشه عمل کنم و خیلی به این فکر نکنم که اگر به این ایده عمل کنم جواب اونی که من منتظرشم هست یا نه چون می‌دونم اون چیزی که من باید انجام بدم اینه که حرکت کنم عمل کنم به اون ایده ها حالا ممکنه اون جواب مورد انتظار من نباشه ولی حتما باید انجام بشه حتما یه گامه یه گام برای رسیدن به هدفم و یه عالمه چیز به من یاد میده برای اینکه توی مراحل بعدی زندگیم ازش استفاده کنم

    مهم اینه که آدم عمل کنه به ایده هاش مهم اینه که آدم حرکت کنه مهم اینه که آدم ایمان داشته باشه به خداوند

    وقتی تو به اندازه کافی عمل می‌کنی به ایده هات و بازخورد میگیری توی دفعات بعدی در مراحل جلوتر زندگی اولا به به اعتماد به نفس خیلی بالاتری میرسی دوما مسائلت خیلی راحت تر حل میشه .

    با این باورها و انجام این اقدامات که قدرت عملگرایی آدم بالا میره که مستلزم حرکت کردن در مسیر هست نه اینکه یه گوشه ای بشینی و بگی من دارم جذب میکنم و با ذهنم دارم جذب میکنم و روی قانون کار میکنم یه مشت حرف مفت که هیچ عملی ایجاد نمیکنه و طرف دلش خوشه که داره به قانون عمل می‌کنه و در نهایت جمله معروف استاد که :

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است…

    جمله ی بعدی که خیلی هماهنگه با شرایط این روزهای کشور و نگرانی های مردم که باعث شد من بیش از پیش به قانون ایمان بیارم که همه چیز با باورهای من خلق میشه و دوست دارم نظر خودم و چیزهایی که از چهار سال شاگردی استاد و بودن در سایت یاد گرفتم رو بنویسم این جمله است که:

    اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون می‌آید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونی‌ام است…

    اولا که من باید تسلیم باشم تسلیم بودن به چه معناست؟

    تسلیم یعنی پذیرش اتفاق لحظه

    من باید به خودم یادآوری کنم که من باید اعتماد کنم به چیدمان جهان من طبق یک هوش و نظمی در این نقطه از کره زمین قرار دارم و نباید دست و پا بزنم اگر قرار باشه جایگاه من تغییر کنه و اگر جفت و جور بشه (با تغییر باورها و شخصیت من)خودش اتفاق میوفته اگر باورهای من تغییر کنه من براحتی بدون تقلا از این نقطه یعنی ایران به نقطه دیگری از جهان خواهم رفت بدون اینکه حتی یک مشت در خیابان بالا بیارم .

    من قرار نیست هرروز قیمت ها رو چک کنم برای اینکه نبازم مگر نه اینکه همه چیز انرژیه؟

    شاید من باید به واسطه گران شدن دلار و …یک مقداری از دارایی من از دست بره چون سازوکار جهان اینه چون من باید به واسطه این تضاد خواسته هام رو مشخص و از خداوند مطالبه کنم…

    من باید هرروز حواسم به احساساتم باشه من باید قلبم رو حساس کنم به نگرانی به غم‌ به استرس…

    اونقدر در وجود من باورهای نامناسب هست که اگر خود خدا هم بیاد و پادشاه این سرزمین بشه

    به واسطه اون باورهای نامناسبم حال من بد هست حالا هرکس میخواد بیاد توی این سرزمین بیاد من اگه اینو بفهمم دیگه دست و پا نمی‌زنم دیگه نگران نیستم دیگه استرس نمی‌گیرم …

    دلار بشه 20 هزار تومان یا 2 میلیون تومان

    اگر من باورهای نامناسبم رو تغییر ندم همینی هستم که هستم حالا برم آمریکا برم سوییس همینی هستم که هستم

    یا من این قانون رو میپذیرم که عوامل بیرونی(دلار،آمریکا،جمهوری اسلامی،مدرک تحصیلی،پدر و مادر و……….)هیچ تأثیری در زندگی من ندارد و از اون لحظه تبدیل به رقص میشم و سوار بر امواج زندگی چه بالا برم چه پایین بیام در هر دو صورت لذت خواهم برد یا هرکاری کنم نردبان بزارم برم آسمون هفتم یا قعر زمین یا برم آمریکا یا بهشت یا هرجایی که فکر میکنم بهشته هرگز هیچ لذتی نخواهم برد و زندگی برام یک زجر بی پایان خواهد بود این یک قانون است.

    و خداروشکر که الگویی مثل استاد هست که میشه واو به واو قانون رو چه در تئوری چه در عمل در زندگی شون مشاهده کرد به خدا قسم این بزرگترین نعمت و لطف خداوند در حق من هست…

    خدایا شکرت بابت درک عمیق تر قوانینت.

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: