درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳
موضوع این برنامه: مفهوم تغییر باور
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “اراده”، زیر مجموعه “مشیت” است؛
- در مسیر قانون حرکت کردن و نگران نتیجه نبودن، “قدرت عملگرایی” را بالا میبرد؛
- مسیر تکاملی درک قوانین، عمل به آنچه درک شده و نتیجه عمل به آنچه تا اینجا درک شده؛
- تغییر شخصیت یک فرایند تکاملی است و پیمودن آن نیازمند اراده پولادین است؛
- اراده لازم برای تغییر شخصیت، از باور به این قانون میآید که: “شرایط بیرونی من بازتاب شخصیت درونیام است”؛
- باورها یک شبه ایجاد نشدهاند که یک شبه تغییر کنند؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۳7MB8 دقیقه













به نام خداوند مهربان.سلام خدمت همه خوبان. استادجان خدایا شکرت که زمستونمون روبا این پروژه زیبا داریم طی میکنیم.خدایا شکرت که داره خیلی بهم خوش میگذره وهی در حال خلق تجربه های جدید هستم ودر مسیر رسیدن به یکی از اهداف چندین ساله ام که پیشرفت در آشپزی وساخت مدلهای جدید بود هستم.ایتقدر ذوق دارم که صبح پامیشم میگم امروز ساخت چی رو تجربه کنم چند روز پیش اولین کالباس خونگی رو با گوشت خالص مرغ درست کردم که خیلی خوب شده بود وراضی بودم واین تجربه ها خیلی داره روی اعتماد به نفسم تاثیر میزاره که من هم از پسش برمیام.
به این حد از ایمان رسیدم که میگم دیگه از پس ساختن هرچی برمیام وقبلا تو ذهنم ساختن خیلی چیزا اصلا قابل باور نبود تا اینکه پاشم درست کنم.
الان وقتی مربی کاربقیه رو تو کانال میزاره منم میگم اینا با همین اموزشها تونستن پس منم میتونم.وخیلی دارم موقع کار لذت میبرم با وجودی که بچه دوساله ام موقع کار خیلی مزاحمم میشه وهمش میگه بغلم کن ولی با همه این شرایط ادامه میدم .
واما نکته مهم این فایل که باور داشته باشم اگر در مسیر درست حرکت کنم بدون شک نتیجه خواهم گرفت اون موقع بدون اینکه نگران نتیجه باشم حرکت خواهم گرفت.
استاد من این رو تجربه کردم موردی بوده که طبق قانون های سازمان استخدامی نباید ارائه میکردم ولی من از همون اول که اینقدر ایمانم به خدا زیادبود که خودش کار من رو درست میکنه واون تاریخی که تو مدرکم درج شده رو خدا کاری میکنه که بهش توجه نکنن این اتفاق افتاد وکارم درست شد وقانون ایمان وتجسم زد رو دست قانون استخدامی وپیروز شد.
اگر من مطمئن باشم که تغییر کنم دنیای بیرون هم تغییر میکند دیگه اما واگر ندارم وحرکت میکنم.
استاد عزیز صبحم رو با احساس خیلی خوب وشکر گزاری شروع کردم از اون مدلهایی که تو پوستت نمیگنجی تا الان که فوق العاده راضی هستم این پسرم که همیشه میگه بغلم کن و وصل به من هست وگوشی رو همیشه میگیره و نمیذاره مثل قبل توسایت باشم امروز اصلا به من وگوشی کاری نداشت وباعث شد خوشحالیم بیشتر بشه رفتم بیرون اومدم دیدم دخترم ظرفها رو شسته خوشحالتر شدم .تو یه هوای آفتابی وزمین پوشیده از برف پیاده روی کردم وشکر گزاری تا رسیدم به بیمارستان که خیلی لذت بخش بود والان چندساعته که خلوته وخبری نیست ومن از این فرصت سکوت وتنهایی استفاده کردم قسمت 3 رو گوش دادم وکامنت نوشتم واین حس خوشحالی بیشترشد.
واقعا استاد حقیقت داره وقتی در هر فرکانسی باشی شرایطی پیش میاد که همون تقویت میشه.
یه مورد برعکس هم بگم چند وقت پیش وقتی اومدم شیفت انرژیم پایین بود وذهنم نا آرام بود من پونزده تا مریض از ریکاوری تحویل بخش دادم که موقع تحویل حتما باید دستور پزشک داخل پرونده باشه ،یکی از پرونده مریض ها رو ندیده بودم که همون اتفاقا دستور پزشک نداشت وپرستار موقع تحویل اعتراض کرد وهمون لحظه سوپروایزر داخل اتاق عمل واون هم قضیه رو فهمید که من اصلا دوست نداشتم که بفهمه بعد این همه تجربه کاریم حواسم نبوده.
همونجا به خودم گفتم ببین فرکانس خوب نیست وداره چه هماهنگی هایی رخ میده که همین احساس ناجالبت ادامه دار وتقویت بشه.