درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱


موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
  • دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
  • “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
  • خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛
  • ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛
  • قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
  • اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سارا حسن خانی» در این صفحه: 1
  1. -
    سارا حسن خانی گفته:
    مدت عضویت: 782 روز

    به نام خدایی ک هر چه دارم از اوست؛)

    درود پراز مهرم برای همتون رفقای جان

    الهی ک دلتون پراز حس خوب باشه

    سعیده جانم چطوره ؟؟

    کامنت پر از درستو خوندم عزیزم عالی نوشتی و اعتراف کردی دمت گرم

    دقیقا منم عین شما بودم و هستم البته ک الان اگاهانه خیلی بهتر شدم

    اما چی بگم از این ریشه های پنهان شخصیتی والااااا خخخخ

    سعیده جانم دقیقا حق باشماست زمانی ک فک کنی مسعولی اون موقس ک سروکله همه چی پیدا میشه

    ک بزرگتریتش منیته

    خدایا پناه میبرم به خودت فقط

    لحظه ای منو به خودم وانگذار

    ———————

    سعیده جان توی مبحث تغییر دیگران

    به لطف الله خیلی بهتر شدم

    و راهکاری ک خیلی کمکم کرد پرسش و سوال بود از خودم

    البته ک اول باید اگاه باشی به فکر و حرف و عملت حتی انرژیی ک ساطع می کنی

    خیلی وقته ک کاری به زندگی کسی ندارم البته ک ذهنی هنوز درگیرم

    اما سریع به خودم یاداوری می کنم

    ک انرژیتو داری کدوم طرف هدایت می کنی

    بعد سریع میام تو لحظه و مشغول خودم میشم چون خیلی خوب درک کردم مراقب انرژیم باشم ک به چیزی تبدیل بشه ک دوس دارم.

    عزیزم پرسش و سوالم خیلی کمکم کرده

    اینطوری ک تا ذهنم یا کلامم شروع به قضاوت می کنه ک بگه من بهترم

    سریع میپرسم چرا فلان رفتار طرف مقابلت همچین حسی بهت داد ؟؟

    یا چرا ناراحتت کرد؟؟

    چرا داری اذیت میشی ک بخوای تغییرش بدی یا نصیحتش کنی یا بهش بگی فلان کن و بیسار …

    جوابم هر چی ک باشه روی همون قسمت کار می کنم.

    مثلا یه مساله ک اذیتم می کنه برنامه نداشتنِ خواب پسرمه

    یا منظم بودنشه

    یا زود خوابیدنشه

    قبلا همش درگیری و بحث داشتیم باهم

    هیچیم عوض نمیشد برعکس بیشترم میشد

    با سوال کردن از خودم همه چی خیلی خیلی بهتر شده خداروشکر

    هر وقت ک دیر بلند میشه

    همون ک داره ذهنم براش نقشه می کشه ک امرش کنه یا نصیحت ….

    سریع بهش یاداوری می کنم باور پشت این ناراحتی چیه؟

    بعد به ارامش ک میرسم

    انرژیمو نگه میدارم و ناراحتیم نسبت به حسینمو‌کم می کنم

    تازه عاشقترش میشم چون کاری ک منو ناراحت کرده بودو از خود واقعیش جدا کردم

    این عدم توجهم باعث شده همه چی بهتر بشه مثلا در این مورد باعث شد حسینم بره سرکارو مجبور بشه زودتر بیدار بشه

    اینجاست ک جهان به کمکت میاد.

    خدایا شکرت بااین قوانین محشرت.

    یه مورد دیگه ک کمکم کرده تا الان اینه ک

    هر کسی هر کاری انجام میده با توجه به مدارو سطح اگاهیش لازمه براش و باید تجربه کنه تا ساخته بشه پس دخالتم زور زیادیه

    یبار خواهرزادم ک خیلی بهم نزدیکه و منو مادر خودش میدونه

    گف خاله سارا فلان کارو میخوام انجام بدم اما چون خیلی برام مهمی از قضاوتت میترسم

    لبخند زدم و بغلش کردم

    گفتم عزیزدلم اینا همشون برای رشدت لازمه و مسیر خودته

    من با کاری ک انجام میدی باتوجه به این مرحله از زندگیم مخالفم اما مخالفت من باتوجه به درک خودمه و این مخالفت دلیل بد یا خوب بودن کار شمانیست

    بلکه جایگاه من اینو میگه.

    عزیزم باید تجربه کنی تا درسشو بگیری

    فقط میتونم بهت بگم ک یه تجربه رو دوبار تکرار نکن باید عبور کنی تا پروانه بشی.

    الان اینجوریم ک یه جمله کلیدی استادو مدام تکرار می کنم (( هر کسی توی جایگاه اصلی خودشه))

    اگه بخوام مراقب کانون توجهم باشم

    باید باید باید هدایتش کنم درون خودم

    همه چی اون بیرون درست میشه.

    کار قشنگیه ک نیاز به تمرین و ممارست اگاهانه داره.

    خدایا شکرت.

    یه نمونه از تسلیم بودن و عدم مقاومت و عدم تغییر دیگران

    مساله سیگار کشیدن ادمای اطرافم بود

    به محض اینک توجهمو برداشتم و لیاقت خودمو بالاتر بردم

    ن تنها اذیت نمیشم دیگه بلکه اطرافیانم دیگه سیگاری نیستن. خدایا شکرت

    خلاصه ک سرگرم خودمون شدن همه چیو اون بیرون درست درمون حل میکنه

    اینطوری ک یدفه به خودت میای میگی ع

    چه جالب خیلی وقت دقیقا حساسیت بنده نسبت به فلانی

    حل شده و تازه متوجهش شدم

    خدایا شکرت.

    دوست بیدارم ازت ممنونم ک دوباره سارارو به نوشتن هدایت کردی.

    در مورد تغییر دیگران حرف زیاده

    تجربشو هممون داریم

    اما باز از دستمون در میره چراااا ؟؟

    چون عزت نفس و احساس ارزشمندیمون پایینه یا بهتره بگم ضعیفه

    پس کار باید ریشه ای حل بشه اونم کار کردن روی احساس لیاقت و عزت نفسمونه

    اون وقته ک جهان گلستانی دیدنی میشه

    انقد رها و زیبا ک باز کوچولو و کمشو تجربه کردیم حتی به اندازه لحظه ای

    ثانیه ای

    همون موقع ک وصل شدیم و یه حس وصف ناپذیری تمام وجودمونو پر کرده

    انگار ک پر کاهی میشیم رو ابرا

    سبکِ سبک

    انقدر پُر ک ناخودآگاه میخوای نثار عزیزانت کنی

    با یه جمله

    یه آغوش

    یه تلفن

    حتی یه لبخند کوچیک و زیبا

    خیلی حس محشر و خفنیِ

    خدایاشکرت

    همین الانم ک نوشتم حالم بیقرار و بی نظیر شد الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت

    در پناه خدای وهاب🫶

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: