این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت بهترین های دنیا استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و تک تک بچه های عزیز این خانواده ی صمیمی
خداروشکر میکنم ک این فرصت رو دارم ک با شما همراه و هم مسیر هستم
اول ک من اسم این دوره رو دیدم ، ب خودم گفتم عجب اسم با مسمایی . چقدر این عنوان زیبا دقیق باورساز و حیاتی هست برای همه ی ما
« تغییر را در آغوش بگیر »
شک ندارم ک استاد عزیز و مریم جان هدایت شدن برای این پروژه ی فوق العاده
برای خود من این معنی و مفهوم رو داره ک : تغییر اذیت کننده و سخت نیست ، دردسر ساز نیست ، مشمول تحمل سختی و اتفاقات عجیب و غریب نیست
چون توی ذهن من تغییر مساوی بود با سختی کشیدن و رنج ، ب اشکال مختلف
خیلی نمیخوام بازش کنم اما توی ذهن من و احتمالاً ما تغییر اینطور معنی شده و تعریف شده
اما وقتی دیدم ک شما ب این شکل معنی کردید ، واقعاً لذت بردم و از صمیم قلبم تحسینتون میکنم
حالا تغییر برای من هم مثل ی دوست صمیمی هست مثل یکی از دستان خداوند ک میخواد منو از این مدار و شرایطی ک هستم با لذت هدایت کنه آرام آرام ب شرایطی و مداری ک لذت بیشتر راحتی بیشتر عشق بیشتر ثروت و فرآوانی بیشتر وجود داره
من این تغییر رو با عشق در آغوش میگیرم
و درباره ی این فایل بی نظیر
انصافاً یکی از بهترین فایل های روی سایت هست ک هربار من گوش کردم و بهش توجه کردم ، تحسین کردم این جنس از تعهد ایمان توکل و استمرار در مسیر درست رو
خیلی خیلی زیاد آموزنده اس
اینکه رزا جان انقدر عالی داره درباره ی توحید و قدرت دادن فقط ب رب صحبت میکنه ، از ایمان از تعهدی غیر قابل مذاکره از یقینی ک ادامه دادن رو آسان تر میکنه از کنترل ذهنی ک در شرایط عجیب و غریب و سخت میتونه ما رو از تاریکی مطلق ببره ب سمت روزهای روشن و طلایی
چقدر آموزندس انصافاً و از خداوند میخوام کمکمون کنه تا در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم
این فایل منو یاد تجربه ی خودم انداخت
زمانی ک تازه مغازه ای ک شریک بودیم رو تحویل داده بودیم و من بیکار بودم و تنها راه درآمدم کار کردن با ماشین بود و یادمه اون دوره از زندگیم من ب شدت علاقه مند شده بودم ب مطالعه درباره ی شیوه های تربیت فرزندان از تولد و حتی پیش از تولد تا نوجوانی و یادمه تحقیق میکردم درباره ی بهترین روانشناسان دنیا مثل ژان پیاژه فروید و کلی آدم مهم و تاثیر گذار دیگه توی این حوزه و استاد عزیزم واقعاً باعشق اینکارو انجام میدادم با عشق
چون هیچ درآمدی برام نداشت
فقط من با این طرز فکر ک این مطالعات و این تحقیقات حداقل میتونه ب نسل خود من کمک کنه . ب اینکه چطور فرزندانی فوق العاده و نسلی آگاه و قدرتمند بسازم
و ن فقط نسل خودم بلکه آموزشی میشه برای هم نوعان خودم برای انسانهایی ک بدنبال رشد پیشرفت موفقیت درستی پاکی صداقت زیبایی و خوبی ها هستن
و اتفاقاً همین الان هم دارم توی همین مسیر حرکت میکنم البته ب ی شکل متفاوت
یادمه اون روزا من ب تضاد داشتن زمان و تمرکز بیشتر و از طرفی درآمد بیشتر و راحت تر خورده بودم و فکر میکردم اگه شرایطی باشه ک بتونم زمان و تمرکز بیشتری روی تحقیقاتم بزارم و البته درآمد بیشتری هم برای هزینه هام داشته باشم خیلی خوب میشه
و از خدای خودم درخواست کردم ک شرایطی رو برام فرآهم کنه تا هم زمان بیشتری برای بودن در این مسیر داشته باشم و هم درآمد بیشتر و راحت تری بدست بیارم
و توی ذهنم هم این بود ک اگه کاری داشته باشم ک بصورت شیفتی باشه خوبه و من میتونم ب هدفم بپردازم
دقیقاً اون شرایط رو یادمه
حدوداً 4-3 روز بعد یکی از اقوام ما باهام تماس گرفت
اصلاً وقتی شماره ی ایشون رو روی گوشیم دیدم با تعجب ب خودم گفتم ؛ عجب ، فلانیه ! یعنی چیکار داره با من ؟!
چون فقط توی مراسم و مهمونی ها اتفاق میافتاد ک ما همدیگرو ببینیم و شایدم نمیدیدیم
خلاصه جواب دادم و سلام و احوال پرسی و …
ایشون پرسید ک چیکار میکنی ؟
منم گفتم فعلا بیکارم ، تازه مغازه رو تحویل دادیم و در حال حاضر با ماشین کار میکنم
ایشون گفت ک چند روز پیش یکی از همکاراشون ب ی دلیلی از کار برکنار شده و ما ی نفر رو میخوابیم
میتونی بیای ؟
منم گفتم آره
و فردا ظهر قرار گذاشتیم برم حضوری کار رو ببینم و باهم صحبت کنیم
فرداش من رفتم و حضوری باهم صحبت کردیم و محیط کار رو بهم نشون داد و گفت ک شرایط کار شیفتی هست یعنی 24-24
دقیقاً همون چیزی ک من میخواستم و حقوق خوبی هم داشت ک میتونستم با خیال راحت تر و تمرکز بیشتر روی هدفم تمرکز کنم بدون اینکه نگران هزینه هام باشم و از طرفی هم میتونستم ارتباطات خوبی برقرار کنم چون ی شرکت معتبر و بزرگ بود ک پروژه های بزرگ دولتی رو انجام میداد
خلاصه بعد از صحبت کردن و تائید من برای شروع کار ، قرار شد من از فردا برم و مشغول ب کار بشم
با این اتفاق نمیدونید چقدر باور ایمان یقین و توکل من ب خداوند بیشتر و محکم تر و قوی تر شد و اینکه بیشتر باور کردم ک ؛ خداوند هیچ تصمیمی برای ما نمیگیره تنها کاری ک خداوند انجام میده اینه ک مارو در جهت خواسته هامون هدایت و حمایت میکنه و درخواست های مارو – هر چی ک باشه – اجابت میکنه و اینکه خداوند چقدر سریع العجاب هست
اون بنده خدا ک از کار برکنار شده بود بعد از ی مدت کوتاهی دوباره ب کار برگشت در ی بخش دیگه ای و اصلاً ی موقعیت شغلی جدید خلق شد
و من ی درس دیگه هم گرفتم از اینکه ؛ اگه من نعمتی رو درخواست کنم اون نعمت از کسی گرفته نمیشه ک ب من داده بشه چون قانون جهان فرآوانی هست و پایه و بیس جهان براساس فرآوانی هست
و خدارو صد هزار مرتبه شکر کردم ک خواسته منو سریع و ب بهترین شکل ممکن ک هماهنگ بود با باورهای من اجابت کرد و من توی اون دوره پیشرفت های خوبی در مورد هدفم کردم
چون هم زمان بیشتر و تمرکز بیشتری داشتم تا روی هدفم کار کنم و هم درآمدی داشتم ک هزینه هام رو براحتی میپرداختم و برای هدفم هم هزینه میکردم
خلاصه اینکه ؛ هیچ چیزی نیست که ما از خداوند درخواست کنیم و خداوند نتونه ب ما ببخشه
فقط باید ب قدرتش ب علم و آگاهیش ب تواناییش ب رزاق بودنش ایمان بیاریم و فقط ب خودش توکل کنیم
خیلی خیلی خوشحالم توی این مسیر این صراط مستقیم هستم و این تجربیات رو با شما دوستای عزیزم ب اشتراک میزارم و از تجربیات ارزشمندتون استفاده میکنم
از شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته بابت این دوره ی فوق العاده و این سخاوت شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها و آرزو میکنم
برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم
خدایا هزاران بار شکرت می خواهم شکر گزاریم را از خداوند از همین جا شروع کنم از استادی تمام تجربه زیبای زندگی خودش را در اختیار من گذاشته تا من هم باورهای در ذهن خودم ایجاد کنم تا بتونم توحید را به معنای واقعی درک کنم وارامش خوشبختی وثروت سلامتی را تجربه کنم
خدایا هزاران بار شکرت
بعداز متعد شدن به گوش دادن دوره احساس لیاقت
مخصوصا حرف های که استاد زد دقیقا بدون زره ای تعغیر تمام این حرف های به همان شکلی که استاد گفتن من در ذهنم خودم به خودم زدم
واین خیلی برام امید وار کننده بود که استاد چقدر زیبا ودرست این گفتگوها را رسد کرده انگار تو ذهنم من هست همان طور این گفتگوها را پیدا کرده راحل درستش را هم با اموزش داده پس نقطه امیدورای من از اینجا شروع شده که خودم از دورن دوست داشته باشم
وبدون این شرایط الانم نه این این نیامده که مرا بدبخت کنه به شروعی هست برای من خوشبختی را ددرون خودم تجربه کنم
وبا عذاب وجدان واون احساس گناه که سال ها مغزم مرا وسلول بدنم مرا خورده بود خداحافظی کنم احساس عذاب وجدانی که خودش جای خدا زده بود
که عین یک والد بی رحم با من برخورد می کرد
وقتی فایل جلسه دوم را گوش کردم متوجه شدم
که چقدر در حق خدای درون خودم کم لطفی کردم چقدر در حق خدای درونم نامهربانی کردم
چقدر دیگران مهم تر وبا ارزش تر از خدای درون خودم می دونستم
وبرای خدای تو درون خودم ارزش قائل نبودم تمام ارزش خودم را در عوامل بیرونی می دیدم
وقتی صادقانه به سوالات جواب دادم من فهمیدم تو حالت عادی وحتی زمانی یک کاری درست انجام می دادم به جای اینکه خودم را تحسین کنم وبرای خودم غز درون خوشحال باشم بدترین حرف ها به خودم می زدم
همیشه می اومد اشتباهات که انجام داده بودم را تو ذهنم خودم مور می کردم وبه خودم میگفتم چقدر من ادم پستی هستم اگر این ادم های دوره ورم بدونن که من چه اشتباهاتی در گذشته کردم چون احساس گناه با به وجود امدن افکارمنفی در من شده بود ومن نمی دونستم دلیل این افکار منفی چیه همیش خودم را یه طوری با بقیقه ادم ها متفاوت می دونستم همیشه به خودم میگفتم اگر این ادم بدون من چقدر نگاه منفی دارم
وچقدرذهن منفی بینی دارم مرا طرد میکنن واین نگاه منفی را معیاری برای ارزش مندی خودم قرار داده بودم
واصلن توامندی خودم صفات خدا گونه خودم ذا نمیدم
این عذاب وجدان به خاطر اشتباهاتم با
باعث تحریب عزت نفس واعتماد بنفس در من شده بودم
بدترین حرف ها بدترین توهین ها همیشه خودم را از دیگران کمتر می دونستم
اصلن با خودم مهربانی نمی کردم ساعت ها روز ها وشب ها وقت می گذاشتم که دیگران را ارام کنم ولی هرگز زره ای ارزش برای خودم قائل نشدم
از این مهارتی که خداوند بهم داده که اینقدر راحت دیگران ارام میکنم وبه اونا احساس امید میدم
بیام از مهارت استفاده کنم خودم دوست داشته باشم به خودم احساس امید بدم بیام به جای. اعتماد عوامل بیرونی بیام وندای درونم وبه توامندی درونی خودم خدای درونم اعتماد کنم
وخودم لایق بدونم بدون قید وشرط وخوشبختی که در پول یک چهره زیبا ویک مهارت خاصی ویا یک جایگاه خاصی وبا یک ادم خاصی ویا یک مکان خاصی ویا شخصیت خاصی ودر یک کمک خاصی تصورش می کردم بیام از درونم خودم تصورش وتجربه اش کنم چیزی که با من بوده وهست واجازه ندم ذهنم درون را تخربب کنه بخواد نگران وبخواد خدای مهربان تو درون من هست وازدرونذمهربانی کنم با خودم
مهمی در این فایل گفتی مثلاً قانون تکامل رو طی کردی با اینکه مهندس معمار هستی از گارسونی شروع کردی و وقتی در مورد مصاحبه استخدامی بهتون گفتند شما رو نمی خواهیم نا امید نشدید
گفتید خدایا شکرت به وجه مثبت این اتفاق تمرکز کردید قبلیا شما رو در برزخ نگه میداشتند جواب بهتون نمیدادند اما اینا بار به شما گفتند شما رو
میخواهیم اینکه هر اتفاقی افتاد به قسمت مثبت
آن تمرکز کنیم یا حکمتی داره آن اتفاق
اولین قدم رو بردار قدم های بعدی بهت گفته میشه
درگیر چگونگی نباش خداوند این کارها رو انجام میده فقط قدم رو اول رو بردار خدایا من نمیدونم
خودت می دونی خدایا به راه درست هدایتم کن
از شکرگزاری شروع کردید زمانی که اوضاع نامناسب بود از شکرگزاری سیب که توی یخچال از تخت شروع کردید از گارسونی شروع کردید بعدش هدایت به شغل معماری و بعد توی شغل پیشرفت
سلام استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته دوستتون دارم
استاد من حدود سه سال پیش بافایل های شما آشنا شدم در حالی که بسیار در شرایط بدی قرار داشتم .درحال جدایی بودم و هیچ درآمدی نداشتم. و فایل های ثروت یک روگوش دادم وبسیار باور های اشتباه داشتم و فقط تا فایل 18 گوش دادم و از ابتدا تغیرات رو دیدم استاد وقتی میگفتید یک تغیر میبینید یک پول روی فرش پیدا میکنید من واقعا یک سکه رو فرش پیدا کردم وقتی تغیرات رو میدیدم چشمام قلبی میشد که درسته همینه .راه رو ادامه بده ویدا همه چی اوکی میشه. و یک انسان سرراهم قرار گرفت برنامه های تو ذهنم رو نظم داد و من کسب و کار خودم شروع کردم و لوازم آرایش آوردم تو خونه که ببینم میتونم فروش داشته باشم و عالی بود. همش هندزفری داشتم و گوش میدادم و مینوشتم. و یه کار توی دفتر اسناد رسمی هم پیدا کردم و نزیک عید مغازه رو راه انداختم و تغیرات من شروع شد. و حرف های شما برام وحی منزل هست.
خدایاشکرت استاد من تغیراتم رو با چشم دیدم و حالا عضو سایت شما شدم و هرروز با احساس خوب و به عشق کامنت بچه ها و فایل ها بیدار میشم . و حالا با توجه به تغیراتی که حس کردم و زودتر از چک و لگد دنیا از کار دفترخانه انصراف دادم و تمرکزم رو گذاشتم روی مغازه و فایل های پروژه تغیر استاد ..
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
بعد از آشنای با استاد عزیزم من دوره خانه تکانی ذهن را تمام کردم و به لطف خداوند هدایت شدم به تهیه نمودن دوره فوق العاده احساس لیاقت و الان دارم ترکیب دوره احساس لیاقت و تغیر را در آغوش بگیر را کار میکنم ، در این مدت اتفاقات عالی و معجزه ها را دیدم ،
شرایط من کمی متفاوت تر از سوالات مطرح شده است ، بنا من از دست آورد های خودم از این سایت توحیدی مینویسم ،
بعد از کار کردن تمرین جلسه دوم تکمیلی احساس لیاقت ، فهمیدم چقدر درک من از هدایت شدن توسط خداوند اشتباه بوده ، و اغلبا در مسائل بزرگ از او کمک میخواستم ، اما در تمام جنبه های زندگی ام خداوند وجود نداشت ، من خودم را همه کاره فکر میکردم و این بود که آسان شده بودم برای سختی ها ، جلسه دوم احساس لیاقت این ضعف ام را بیرون کشید و چقدر عالی و با جزئیات این فایل برایم آموزش داد که چطور این ضعف ام را بهبود دهم و همه چیز های بزرگ و کوچک را از خدا بخواهم و با نشانه ها و حس که برایم میدهد عمل کنم ،
اشک ریختم با دوست عزیزم که با این قشنگی تجارب اش را با ما شریک کرد و تشکر از استاد عزیز و خانم مریم مهربان بابت همه زحمات که برای تهیه نمودن این فایل ها فوق العاده میکشند ، و این هم بدون هیچ هزینه ، من فکر کنم اصلا قیمتی نمیتوان گذاشت بالای این فایل های پر از گنج ،
جملات که خیلی باید تکرار کنم و عمل کنم در هر لحظه زندگی ام ،
– من نمی دانم ، من نمی فهمم تو به من بگو ، تو برای من تصمیم بگیر ، من چه کاره ام ،تو انجام بده ، من ضعیف و ناتوانم ، تو قدرتمندی تو برایم انجام بده
– صاحب همه چیز خداست ، دیگران هیچ کاره اند ، اگر خدا بخواهد همه دنیا و آدم ها به خدمت من میاید
– به خدا بگویم ، من کاری ندارم چطور و از کجا ، فقد من این را میخواهم
– خداوند را تنها منبع رزق و روزی باور کنم ، به خدا توکل کنم، و تکرار کنم که خدایا من نمیدانم تو میدانی تو به من بگو ، این نهایت تسلیم است
– اجازه بدهم خدا من را ببرد
– آن کار را الان میتوانم انجامش دهم ، همان را انجام دهم و بعد خداوند من را هدایت میکند به قدم بعدی و این وقتیکه قدم اول را بردارم و اعتماد کنم به جریان خداوند
– شکر گفتن حتی به اتفاقات نا خوشایند و دیدن از زاویه مثبت
– رو برو شدن با ترس و نترسیدن از ترس ها
به قول دوست عزیز ما ، هر گاه فایل از استاد میشنویم و عمل میکنیم ، یا دروازه برای ما باز میکند یا ضعف ما را میکشد ، و اگر الان هم این نقاط ضعف در ما است ، اقلا آگاه هستیم و میدانیم اینجا من این مشکل را دارم و باید خودم را بهتر کنم ، من با اینکه بعد از تمرینات دوره احساس لیاقت گفتگو های منفی ذهن ام را کنترول میکنم ، اما باز هم من داشتم شکر گذاری صبحانه را انجام میدادم و الان که روز های آخر سال است ، شروع کرد ذهنم به گفتگو هاق منفی ، تو هیچ چه نکردی در این سال که گذشت ، و من هم مچ اش را گرفتم و گفتم با کدام منطق اینطور حرف میزنی و شروع کردم از یاد آوری همه دست آورد هایم ، آرام شد و پاسخ نداشت ، خیلی حس ام خوب شد از این تغیر و حتی برایش گفتم این هم که مچ ترا گرفته ام یکی از دست آورد هایم است چون من بالای خودم کار کردم ، واقعا این تغیرات هیچ قیمت ندارند و بزرگترین دست آورد ها از شنیدن و عمل کردن به فایل ها میباشد
هر از گاهی که به عقب نگاه می کنم می بینم که هر موقع چسبیده بودم به آموزشهای استاد عباس منش
زندگیم رو روال بود و چندین برابر وقت و هزینه ای که برای این آمورشا گذاشتم برگشته برام
امسال یه کاری انجام دادم اگر طبق آموزشهای استاد عمل میکردم خیلی منفعت گیرم میومد ولی انجام ندادم بعدا فهمیدم که باید طبق آموزشها میرفتم جلو
اوایل سال حدود 900 میلیون پول داشتم ، از اونجا که مستاجرم ، گفتم بذار برم یه مسکن ملی به بخرم باهاش ، یکم تو بازار گشتم و یکمم سخت پیدا کردم موردی که به پول من بخوره رو
یه ذره بابت خریدنش اذیت شدم از اینکه تقریبا حسابم خالی شد
اون موقع طلا اومده بود حوالی 6 تا7, میلیون که من مسکن ملی خریدم ینی طبق قانون اگه عمل میکردم و میگفتم که حالا که داره بهم فشار میاد بذار یکم دیگه صبر کنم و تکامل طی بشه و راحتتر خونه بگیرم و پولمو میدادم به طلا میموند الان که دارم اینو می نویسم طلا شده گرمی حدودا 15/5 اوضاعم یکم بهترتر بود
با آموزشهای استاد تغییر که خیلی رخ داده در من ولی اگر یکم بیشتر به حرفهای استاد عمل کرده بودم زندگیم خیلی با کیفیت تر میشد
اشتباهات ریز و درشتی که توی بحث کاری ، روابط برام پیش اومده اگر میتونستم به آموزشها عمل کنم اولا خیلی کمتر میشد بعدشم نتایج خیلی بهتر بود
خداروشکر که همین قدم عمل کردم الان اینجام منتها این سینوسی بودن و رفت و برگشت به آموزشها آدمو عقب می اندازه واقعا
تو قادری تو توانایی تو حکیمی تو بلدی تو میدونی تو می تونی
در قدرت خدا شکی نیست اما من کی می توانم از این قدرت و حکمتش بهره ببرم ؟ وقتی باور کنم بهم نزدیکه
جوابم را میده وقتی ازش بپرسم وقتی دست تسلیمم را بالا ببرم بگم تو بگو
وقتی ذهنم را ،تجربه های قبلی و استدلال های منطقی را ،سعی کنم خاموش کنم و بشنوم
وقتی که میگه اولین قدم را بردار با اینکه برای ذهنم بدیهیه ، پیش پا افتاده است ، بردارم. قدم بعدی گفته میشه
گفتگو با خدا در همه حال ، حتی برای چیزهای معمول ، امروز چی بخورم ؟ چی بپزم؟ چی بپوشم؟ چی بخونم؟ از کدوم مسیر برم؟
هر بار به خودم یاد آوری کنم رب انی اما انزلت الی من خیر فقیر
بگذارم گفتگو با خدا برام روتین بشه عادت بشه
و عمل کردن
از همون جایی که هستم با همون شرایطی که دارم به ایده ی الهامی عمل کنم
این سندروم سیندرلایی که دچارش هستم را کنار بگذارم که یکی اون بیرون باید یک کاری بکنه یک تغییری بکنه دولته ! دلاره! رئیسه! همسره!
من خالق زندگی خودم هستم اون کسیکه باید قدم برداره منم اون کسیکه باید فرکانس درست بفرسته منم
پا بگذارم رو ترس هام رو نشدن ها رو ناتوانایی ها
اقدام یعنی همین ، ذهن میگه نمیشه اما من برخلاف همیشه بهش بگم میشه قبلا شده برای خودم برای فلانی. ذهن بگه نمیتونی اما برخلاف گذشته بگم میتوانم اون جا اون موقع تونستم بازم میتوانم خدا همراهمه خدا حمایتم می کند
توکل کنم سپاسگزار باشم حتی اگه اوضاع وفق مرادم پیش نرفت حتی اگر جواب رد شنیدم ایمانم را نشان بدهم با کنترل ذهن با تغییر زاویه دیدم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه، الخیر فی ما وقع ،خوشبینی ام را حفظ کنم جوری بهش نگاه کنم که بهم احساس بهتری میده حال خوبم را حفظ میکند
خدایا روزهام را دوست دارم که اولش با بالا بردن دست تسلیم به تو شروع میشه و آخرش با ایمان به تو تمام میشه تو خودت اول و آخر همه چیز ی
از این فایل های که استاد با دوستان سایت مصاحبه میکنند واقعا لذت بخش هست و خیلی به آدم انگیزه میده و برا آدم انگیزه بخش میشه که حرکت کنه خیلی این سایت خوبه که از هر لحاظ آموزش داره که بتونی باورات را تغییر بدی برا من که خیلی خوبه وازردوست عزیز هم خیلی متشکرم که این قدر با ذوق حرف زدن و انگیزه دادن و داستان زندگی اش را برا ما گفتن
از استاد عزیزم و خانم شایسته هم متشکرم که این فایل های گران بها را برای ما آماده میکنند و باعث تغییرات بزرگی در زندگی ما میشوید
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان سایت، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم و برای رزا جان بهترین هارا آرزومندم. من مجدد این تمرین جواب میدم،کامنت قبلی من ناقص و غلط املایی داشت. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من بخاطر گناهانم عذاب وجدان و احساس گناه شدیدی داشتم، امیدی نداشتم و همه چی تموم شده میدونستم، فکر میکردم حتی اگر بمیرم به جهنم میروم، من فقط زنده بودم! جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من راجب مسئله حق الناس در گوگل بسیار سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال پرسیدم، نظرات مردم میخوندم و برای اولین بار به سایت استاد عباسمنش هدایت شدم، در بخش عقل کل دوست محترمی راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و در جواب دوست محترمی نوشته بودن حق الناس به اون چیزی که در عموم میگن وجود نداره و گفته بودن با توبه خداوند همه ی گناهان میبخشه، من عضو سایت شدم و اولین فایلی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه بود که استاد گفتن حق الناس در قرآن نیومده، خداوند همه ی گناهان به جز شرک میبخشه، خطاها و اشتباهات ما باعث میشن ازشون درس بگیریم و تجربه کسب کنیم البته نه خطاهای تکراری و عمدی. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ یک دفتر خریدم و هرروز نعمت ها و نکات مثبت رو داخلش مینوشتم و شکرگذاری میکردم. فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از دوسال پیش تا اواخر آبان 1404 هیچوقت با مستمر روی خودم کار نکردم فقط گاهی که حالم بد میشد فایل های استاد گوش میکردم و حالم بهتر میشد، از آخر آبان برای اولین بار پروژه تغییر را درآغوش بگیر را شروع کردم، برای اولین بار احساس آرامش و رهایی را تجربه کردم، برای اولین بار خدا را اینقد نزدیک حس کردم، نشانه هایش را دریافت کردم حس بی نظیری بود ذهنم آرام و رها شده بود، جسمم سلامت شده بود. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) من تا قسمت 12 پروژه تغییر را درآغوش بگیر را ادامه دادم اما چالش من این بود که تمرینات نمیتونستم به درستی بنویسم، مدام میخواستم از تمرینات فرار کنم خیلی برام سخت بنظر میومدن و خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد که تا قسمت 17 پروژه ادامه دادم من در این یک ماه خورده، حس میکردم بارها دارم از مسیر خارج میشم البته که خدای بزرگ چقد بهم لطف داره هرسری به من اشتباهاتم به صورت الهامات گفت من تعهد جدی و انگیزه قوی برای تغییر هنوز ندارم و فایل ها و تمرینات دست و پا شکسته گوش کردم و انجام دادم و اینسری متوجه شدم از مسیر خارج شدم افکار منفی و حس و حال قدیم برگشت من از خدا کمک خواستم و در بخش نشونه ی من فایلی از استاد اومد که گفتن من باید از اول شروع کنم فایل ها، بخش ها گوش کنم و تمرینات انجام بدم و من مجدد به پروژه تغییر را درآغوش بگیر برگشتم و الان متوجه شدم هرچقدر آدم یک فایل بیشتر گوش میده و هرچقدر بیشتر تمرینات انجام میده آدم درک و فهم بهتری پیدا میکنه و آگاهی های جدیدی پیدا میکنه. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) از پاییز 1402 تا به قبل اواخر آبان 1404 من روی خودم کار نکردم، حتی قوانین هم نمیدونستم و فقط گاهی فایل ها را گوش میدادم، اما بازهم نتایجی گرفتم که براتون مینویسم، رابطه من با پدرم بهتر شد، رزق و روزی من بیشتر شد، غیبت و تهمت تا حدودی کنار گذاشتم، به دیگران احترام میذاشتم و رفتار دیگران با من تغییر کرد و به من احترام میذاشتن، اما از اواخر آبان با آغاز پروژه تغییر را در آغوش بگیر من به آرامش و حس رهایی و سلامتی رسیده بودم که هیچوقت تجربه اش نکرده بودم، حس تسلیم بودن رسیده بودم، نشونه ها کم کم اومدن، من به یک مهمونی دعوت شدم که علاوه بر اینکه آدم های قبلی رفتارشون تغییر کرده بود، آدم های خوب جدیدی هم در مهمونی بودن و خوش گذشت، خواهرم برای مامانم و من مبلغی را واریز کرد، خواهرم مجدد بهم گفت بریم فروشگاه و برای من و مامانم خرید کرد، هر سوالی از خدا میپرسیدم از طریق نشونه هاش جواب میداد، درسته که من اول راهم و هنوز قانون هم دست و پا شکسته میدونم اما اونقدر نشونه های خدارو دریافت کردم که به خدا میگفتم چقدر خارق العاده ای، چقدر شگفت انگیزی، اکنون که حس میکنم از مسیر خارج شدم اما هنوز ته ته قلبم خدارو حس میکنم، امیدوارم بتونم اینسری با انگیزه قوی، صبر و استقامت و تا حد ممکن روی خودم کار کردن در مسیر درست ثابت قدم بمونم، من لذت نزدیکی به خدارو چشیدم آرامش و سلامتی و احساس خوبی که از خدا دریافت کردم رو به هیچ چیزی تو دنیا ترجیح نمیدم. خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم، منو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن و کمکم کن تا آخر عمر ثابت قدم باشم.
بنام خدای مهربان
سلام خدمت بهترین های دنیا استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و تک تک بچه های عزیز این خانواده ی صمیمی
خداروشکر میکنم ک این فرصت رو دارم ک با شما همراه و هم مسیر هستم
اول ک من اسم این دوره رو دیدم ، ب خودم گفتم عجب اسم با مسمایی . چقدر این عنوان زیبا دقیق باورساز و حیاتی هست برای همه ی ما
« تغییر را در آغوش بگیر »
شک ندارم ک استاد عزیز و مریم جان هدایت شدن برای این پروژه ی فوق العاده
برای خود من این معنی و مفهوم رو داره ک : تغییر اذیت کننده و سخت نیست ، دردسر ساز نیست ، مشمول تحمل سختی و اتفاقات عجیب و غریب نیست
چون توی ذهن من تغییر مساوی بود با سختی کشیدن و رنج ، ب اشکال مختلف
خیلی نمیخوام بازش کنم اما توی ذهن من و احتمالاً ما تغییر اینطور معنی شده و تعریف شده
اما وقتی دیدم ک شما ب این شکل معنی کردید ، واقعاً لذت بردم و از صمیم قلبم تحسینتون میکنم
حالا تغییر برای من هم مثل ی دوست صمیمی هست مثل یکی از دستان خداوند ک میخواد منو از این مدار و شرایطی ک هستم با لذت هدایت کنه آرام آرام ب شرایطی و مداری ک لذت بیشتر راحتی بیشتر عشق بیشتر ثروت و فرآوانی بیشتر وجود داره
من این تغییر رو با عشق در آغوش میگیرم
و درباره ی این فایل بی نظیر
انصافاً یکی از بهترین فایل های روی سایت هست ک هربار من گوش کردم و بهش توجه کردم ، تحسین کردم این جنس از تعهد ایمان توکل و استمرار در مسیر درست رو
خیلی خیلی زیاد آموزنده اس
اینکه رزا جان انقدر عالی داره درباره ی توحید و قدرت دادن فقط ب رب صحبت میکنه ، از ایمان از تعهدی غیر قابل مذاکره از یقینی ک ادامه دادن رو آسان تر میکنه از کنترل ذهنی ک در شرایط عجیب و غریب و سخت میتونه ما رو از تاریکی مطلق ببره ب سمت روزهای روشن و طلایی
چقدر آموزندس انصافاً و از خداوند میخوام کمکمون کنه تا در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم
این فایل منو یاد تجربه ی خودم انداخت
زمانی ک تازه مغازه ای ک شریک بودیم رو تحویل داده بودیم و من بیکار بودم و تنها راه درآمدم کار کردن با ماشین بود و یادمه اون دوره از زندگیم من ب شدت علاقه مند شده بودم ب مطالعه درباره ی شیوه های تربیت فرزندان از تولد و حتی پیش از تولد تا نوجوانی و یادمه تحقیق میکردم درباره ی بهترین روانشناسان دنیا مثل ژان پیاژه فروید و کلی آدم مهم و تاثیر گذار دیگه توی این حوزه و استاد عزیزم واقعاً باعشق اینکارو انجام میدادم با عشق
چون هیچ درآمدی برام نداشت
فقط من با این طرز فکر ک این مطالعات و این تحقیقات حداقل میتونه ب نسل خود من کمک کنه . ب اینکه چطور فرزندانی فوق العاده و نسلی آگاه و قدرتمند بسازم
و ن فقط نسل خودم بلکه آموزشی میشه برای هم نوعان خودم برای انسانهایی ک بدنبال رشد پیشرفت موفقیت درستی پاکی صداقت زیبایی و خوبی ها هستن
و اتفاقاً همین الان هم دارم توی همین مسیر حرکت میکنم البته ب ی شکل متفاوت
یادمه اون روزا من ب تضاد داشتن زمان و تمرکز بیشتر و از طرفی درآمد بیشتر و راحت تر خورده بودم و فکر میکردم اگه شرایطی باشه ک بتونم زمان و تمرکز بیشتری روی تحقیقاتم بزارم و البته درآمد بیشتری هم برای هزینه هام داشته باشم خیلی خوب میشه
و از خدای خودم درخواست کردم ک شرایطی رو برام فرآهم کنه تا هم زمان بیشتری برای بودن در این مسیر داشته باشم و هم درآمد بیشتر و راحت تری بدست بیارم
و توی ذهنم هم این بود ک اگه کاری داشته باشم ک بصورت شیفتی باشه خوبه و من میتونم ب هدفم بپردازم
دقیقاً اون شرایط رو یادمه
حدوداً 4-3 روز بعد یکی از اقوام ما باهام تماس گرفت
اصلاً وقتی شماره ی ایشون رو روی گوشیم دیدم با تعجب ب خودم گفتم ؛ عجب ، فلانیه ! یعنی چیکار داره با من ؟!
چون فقط توی مراسم و مهمونی ها اتفاق میافتاد ک ما همدیگرو ببینیم و شایدم نمیدیدیم
خلاصه جواب دادم و سلام و احوال پرسی و …
ایشون پرسید ک چیکار میکنی ؟
منم گفتم فعلا بیکارم ، تازه مغازه رو تحویل دادیم و در حال حاضر با ماشین کار میکنم
ایشون گفت ک چند روز پیش یکی از همکاراشون ب ی دلیلی از کار برکنار شده و ما ی نفر رو میخوابیم
میتونی بیای ؟
منم گفتم آره
و فردا ظهر قرار گذاشتیم برم حضوری کار رو ببینم و باهم صحبت کنیم
فرداش من رفتم و حضوری باهم صحبت کردیم و محیط کار رو بهم نشون داد و گفت ک شرایط کار شیفتی هست یعنی 24-24
دقیقاً همون چیزی ک من میخواستم و حقوق خوبی هم داشت ک میتونستم با خیال راحت تر و تمرکز بیشتر روی هدفم تمرکز کنم بدون اینکه نگران هزینه هام باشم و از طرفی هم میتونستم ارتباطات خوبی برقرار کنم چون ی شرکت معتبر و بزرگ بود ک پروژه های بزرگ دولتی رو انجام میداد
خلاصه بعد از صحبت کردن و تائید من برای شروع کار ، قرار شد من از فردا برم و مشغول ب کار بشم
با این اتفاق نمیدونید چقدر باور ایمان یقین و توکل من ب خداوند بیشتر و محکم تر و قوی تر شد و اینکه بیشتر باور کردم ک ؛ خداوند هیچ تصمیمی برای ما نمیگیره تنها کاری ک خداوند انجام میده اینه ک مارو در جهت خواسته هامون هدایت و حمایت میکنه و درخواست های مارو – هر چی ک باشه – اجابت میکنه و اینکه خداوند چقدر سریع العجاب هست
اون بنده خدا ک از کار برکنار شده بود بعد از ی مدت کوتاهی دوباره ب کار برگشت در ی بخش دیگه ای و اصلاً ی موقعیت شغلی جدید خلق شد
و من ی درس دیگه هم گرفتم از اینکه ؛ اگه من نعمتی رو درخواست کنم اون نعمت از کسی گرفته نمیشه ک ب من داده بشه چون قانون جهان فرآوانی هست و پایه و بیس جهان براساس فرآوانی هست
و خدارو صد هزار مرتبه شکر کردم ک خواسته منو سریع و ب بهترین شکل ممکن ک هماهنگ بود با باورهای من اجابت کرد و من توی اون دوره پیشرفت های خوبی در مورد هدفم کردم
چون هم زمان بیشتر و تمرکز بیشتری داشتم تا روی هدفم کار کنم و هم درآمدی داشتم ک هزینه هام رو براحتی میپرداختم و برای هدفم هم هزینه میکردم
خلاصه اینکه ؛ هیچ چیزی نیست که ما از خداوند درخواست کنیم و خداوند نتونه ب ما ببخشه
فقط باید ب قدرتش ب علم و آگاهیش ب تواناییش ب رزاق بودنش ایمان بیاریم و فقط ب خودش توکل کنیم
خیلی خیلی خوشحالم توی این مسیر این صراط مستقیم هستم و این تجربیات رو با شما دوستای عزیزم ب اشتراک میزارم و از تجربیات ارزشمندتون استفاده میکنم
از شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته بابت این دوره ی فوق العاده و این سخاوت شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها و آرزو میکنم
برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم
به نام خدای مهربانم خدایی که در برابرش تسلیمم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم شکرت برای سلامتی خودم و همسرم و فرزندانم شکرت خدایا برای نفس کشیدنم شکرت برای هدایت هایت شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم روز مرد مبارککککک استاد عزیزم و آقایون توحیدی تو سایت روزتون مبارک
توحید یعنی قدرت دادن فقط و فقط به خداوند
و همه مسائل و زندگی و کارها رو بهش بسپاری و با ایمان و اعتماد قدم برداری و زندگی کنی و لذت ببری و شکرگزارش باشی
این فایل رو و صحبتهای دوست عزیز و دوست داشتنی رزا عزیزمون رو چندین بار گوش کردم و نوشتم مطالب مهمشو
و چقدر عالی و با احساس صبت کردن از ته قلبش و خالصانه صحبت میکرد من که کلی لذت بردم و ایمانم بهتر و بهتر شد
اونجایی که میگفتن : استاد کفته عیب نداره ناراحت بشی اما عیب داره که تو ناراحتی بمونی خب خیلی خوبه که درک کنی و عمل کنی
رزای عزیز هر هدایتی میشده عمل میکرده
در مواقعی که شرایط به ظاهر سخته و ناراحت کننده ست باید تلاش کنی که دلیلی کوچیک برای شکرگزاری پیدا کنی و ذهنتو ببری سمته اون نعمت و خوبی
و خیلی درسها در صحبتهای رزا و تجربه اش بود که برای همه ما اگر درک کنیم رشد به حساب میاد
الهی شکرت سپاسگزارتم
خدایا برای آگاهی و هدایت امروزم شکرت سپاسگزارتم
خدایا برای امروزم که نمیدونستم لز کجا و چجوری و دستانتو برام میفرستی
اما درست کردی و این روز تعطیل یه مشتری خوب و مهربان رو برام فرستادی و من بی نهایت صد هزاران هزار مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
همه چیز تو هستی قدرت عزت و ثروت و پول و خوشبختی و سلامتی و آرامش و فراوانی از توست
من شکرت میگویم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدایا هزاران بار شکرت می خواهم شکر گزاریم را از خداوند از همین جا شروع کنم از استادی تمام تجربه زیبای زندگی خودش را در اختیار من گذاشته تا من هم باورهای در ذهن خودم ایجاد کنم تا بتونم توحید را به معنای واقعی درک کنم وارامش خوشبختی وثروت سلامتی را تجربه کنم
خدایا هزاران بار شکرت
بعداز متعد شدن به گوش دادن دوره احساس لیاقت
مخصوصا حرف های که استاد زد دقیقا بدون زره ای تعغیر تمام این حرف های به همان شکلی که استاد گفتن من در ذهنم خودم به خودم زدم
واین خیلی برام امید وار کننده بود که استاد چقدر زیبا ودرست این گفتگوها را رسد کرده انگار تو ذهنم من هست همان طور این گفتگوها را پیدا کرده راحل درستش را هم با اموزش داده پس نقطه امیدورای من از اینجا شروع شده که خودم از دورن دوست داشته باشم
وبدون این شرایط الانم نه این این نیامده که مرا بدبخت کنه به شروعی هست برای من خوشبختی را ددرون خودم تجربه کنم
وبا عذاب وجدان واون احساس گناه که سال ها مغزم مرا وسلول بدنم مرا خورده بود خداحافظی کنم احساس عذاب وجدانی که خودش جای خدا زده بود
که عین یک والد بی رحم با من برخورد می کرد
وقتی فایل جلسه دوم را گوش کردم متوجه شدم
که چقدر در حق خدای درون خودم کم لطفی کردم چقدر در حق خدای درونم نامهربانی کردم
چقدر دیگران مهم تر وبا ارزش تر از خدای درون خودم می دونستم
وبرای خدای تو درون خودم ارزش قائل نبودم تمام ارزش خودم را در عوامل بیرونی می دیدم
وقتی صادقانه به سوالات جواب دادم من فهمیدم تو حالت عادی وحتی زمانی یک کاری درست انجام می دادم به جای اینکه خودم را تحسین کنم وبرای خودم غز درون خوشحال باشم بدترین حرف ها به خودم می زدم
همیشه می اومد اشتباهات که انجام داده بودم را تو ذهنم خودم مور می کردم وبه خودم میگفتم چقدر من ادم پستی هستم اگر این ادم های دوره ورم بدونن که من چه اشتباهاتی در گذشته کردم چون احساس گناه با به وجود امدن افکارمنفی در من شده بود ومن نمی دونستم دلیل این افکار منفی چیه همیش خودم را یه طوری با بقیقه ادم ها متفاوت می دونستم همیشه به خودم میگفتم اگر این ادم بدون من چقدر نگاه منفی دارم
وچقدرذهن منفی بینی دارم مرا طرد میکنن واین نگاه منفی را معیاری برای ارزش مندی خودم قرار داده بودم
واصلن توامندی خودم صفات خدا گونه خودم ذا نمیدم
این عذاب وجدان به خاطر اشتباهاتم با
باعث تحریب عزت نفس واعتماد بنفس در من شده بودم
بدترین حرف ها بدترین توهین ها همیشه خودم را از دیگران کمتر می دونستم
اصلن با خودم مهربانی نمی کردم ساعت ها روز ها وشب ها وقت می گذاشتم که دیگران را ارام کنم ولی هرگز زره ای ارزش برای خودم قائل نشدم
از این مهارتی که خداوند بهم داده که اینقدر راحت دیگران ارام میکنم وبه اونا احساس امید میدم
بیام از مهارت استفاده کنم خودم دوست داشته باشم به خودم احساس امید بدم بیام به جای. اعتماد عوامل بیرونی بیام وندای درونم وبه توامندی درونی خودم خدای درونم اعتماد کنم
وخودم لایق بدونم بدون قید وشرط وخوشبختی که در پول یک چهره زیبا ویک مهارت خاصی ویا یک جایگاه خاصی وبا یک ادم خاصی ویا یک مکان خاصی ویا شخصیت خاصی ودر یک کمک خاصی تصورش می کردم بیام از درونم خودم تصورش وتجربه اش کنم چیزی که با من بوده وهست واجازه ندم ذهنم درون را تخربب کنه بخواد نگران وبخواد خدای مهربان تو درون من هست وازدرونذمهربانی کنم با خودم
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز
به نام خداوند بخشنده و مهربان
رزا عزیز خیلی از این فایل لذت بردم کلی نکات
مهمی در این فایل گفتی مثلاً قانون تکامل رو طی کردی با اینکه مهندس معمار هستی از گارسونی شروع کردی و وقتی در مورد مصاحبه استخدامی بهتون گفتند شما رو نمی خواهیم نا امید نشدید
گفتید خدایا شکرت به وجه مثبت این اتفاق تمرکز کردید قبلیا شما رو در برزخ نگه میداشتند جواب بهتون نمیدادند اما اینا بار به شما گفتند شما رو
میخواهیم اینکه هر اتفاقی افتاد به قسمت مثبت
آن تمرکز کنیم یا حکمتی داره آن اتفاق
اولین قدم رو بردار قدم های بعدی بهت گفته میشه
درگیر چگونگی نباش خداوند این کارها رو انجام میده فقط قدم رو اول رو بردار خدایا من نمیدونم
خودت می دونی خدایا به راه درست هدایتم کن
از شکرگزاری شروع کردید زمانی که اوضاع نامناسب بود از شکرگزاری سیب که توی یخچال از تخت شروع کردید از گارسونی شروع کردید بعدش هدایت به شغل معماری و بعد توی شغل پیشرفت
کردی کارشناس ارشد شدید
2025,12,31
سلام استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته دوستتون دارم
استاد من حدود سه سال پیش بافایل های شما آشنا شدم در حالی که بسیار در شرایط بدی قرار داشتم .درحال جدایی بودم و هیچ درآمدی نداشتم. و فایل های ثروت یک روگوش دادم وبسیار باور های اشتباه داشتم و فقط تا فایل 18 گوش دادم و از ابتدا تغیرات رو دیدم استاد وقتی میگفتید یک تغیر میبینید یک پول روی فرش پیدا میکنید من واقعا یک سکه رو فرش پیدا کردم وقتی تغیرات رو میدیدم چشمام قلبی میشد که درسته همینه .راه رو ادامه بده ویدا همه چی اوکی میشه. و یک انسان سرراهم قرار گرفت برنامه های تو ذهنم رو نظم داد و من کسب و کار خودم شروع کردم و لوازم آرایش آوردم تو خونه که ببینم میتونم فروش داشته باشم و عالی بود. همش هندزفری داشتم و گوش میدادم و مینوشتم. و یه کار توی دفتر اسناد رسمی هم پیدا کردم و نزیک عید مغازه رو راه انداختم و تغیرات من شروع شد. و حرف های شما برام وحی منزل هست.
خدایاشکرت استاد من تغیراتم رو با چشم دیدم و حالا عضو سایت شما شدم و هرروز با احساس خوب و به عشق کامنت بچه ها و فایل ها بیدار میشم . و حالا با توجه به تغیراتی که حس کردم و زودتر از چک و لگد دنیا از کار دفترخانه انصراف دادم و تمرکزم رو گذاشتم روی مغازه و فایل های پروژه تغیر استاد ..
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
بعد از آشنای با استاد عزیزم من دوره خانه تکانی ذهن را تمام کردم و به لطف خداوند هدایت شدم به تهیه نمودن دوره فوق العاده احساس لیاقت و الان دارم ترکیب دوره احساس لیاقت و تغیر را در آغوش بگیر را کار میکنم ، در این مدت اتفاقات عالی و معجزه ها را دیدم ،
شرایط من کمی متفاوت تر از سوالات مطرح شده است ، بنا من از دست آورد های خودم از این سایت توحیدی مینویسم ،
بعد از کار کردن تمرین جلسه دوم تکمیلی احساس لیاقت ، فهمیدم چقدر درک من از هدایت شدن توسط خداوند اشتباه بوده ، و اغلبا در مسائل بزرگ از او کمک میخواستم ، اما در تمام جنبه های زندگی ام خداوند وجود نداشت ، من خودم را همه کاره فکر میکردم و این بود که آسان شده بودم برای سختی ها ، جلسه دوم احساس لیاقت این ضعف ام را بیرون کشید و چقدر عالی و با جزئیات این فایل برایم آموزش داد که چطور این ضعف ام را بهبود دهم و همه چیز های بزرگ و کوچک را از خدا بخواهم و با نشانه ها و حس که برایم میدهد عمل کنم ،
اشک ریختم با دوست عزیزم که با این قشنگی تجارب اش را با ما شریک کرد و تشکر از استاد عزیز و خانم مریم مهربان بابت همه زحمات که برای تهیه نمودن این فایل ها فوق العاده میکشند ، و این هم بدون هیچ هزینه ، من فکر کنم اصلا قیمتی نمیتوان گذاشت بالای این فایل های پر از گنج ،
جملات که خیلی باید تکرار کنم و عمل کنم در هر لحظه زندگی ام ،
– من نمی دانم ، من نمی فهمم تو به من بگو ، تو برای من تصمیم بگیر ، من چه کاره ام ،تو انجام بده ، من ضعیف و ناتوانم ، تو قدرتمندی تو برایم انجام بده
– صاحب همه چیز خداست ، دیگران هیچ کاره اند ، اگر خدا بخواهد همه دنیا و آدم ها به خدمت من میاید
– به خدا بگویم ، من کاری ندارم چطور و از کجا ، فقد من این را میخواهم
– خداوند را تنها منبع رزق و روزی باور کنم ، به خدا توکل کنم، و تکرار کنم که خدایا من نمیدانم تو میدانی تو به من بگو ، این نهایت تسلیم است
– اجازه بدهم خدا من را ببرد
– آن کار را الان میتوانم انجامش دهم ، همان را انجام دهم و بعد خداوند من را هدایت میکند به قدم بعدی و این وقتیکه قدم اول را بردارم و اعتماد کنم به جریان خداوند
– شکر گفتن حتی به اتفاقات نا خوشایند و دیدن از زاویه مثبت
– رو برو شدن با ترس و نترسیدن از ترس ها
به قول دوست عزیز ما ، هر گاه فایل از استاد میشنویم و عمل میکنیم ، یا دروازه برای ما باز میکند یا ضعف ما را میکشد ، و اگر الان هم این نقاط ضعف در ما است ، اقلا آگاه هستیم و میدانیم اینجا من این مشکل را دارم و باید خودم را بهتر کنم ، من با اینکه بعد از تمرینات دوره احساس لیاقت گفتگو های منفی ذهن ام را کنترول میکنم ، اما باز هم من داشتم شکر گذاری صبحانه را انجام میدادم و الان که روز های آخر سال است ، شروع کرد ذهنم به گفتگو هاق منفی ، تو هیچ چه نکردی در این سال که گذشت ، و من هم مچ اش را گرفتم و گفتم با کدام منطق اینطور حرف میزنی و شروع کردم از یاد آوری همه دست آورد هایم ، آرام شد و پاسخ نداشت ، خیلی حس ام خوب شد از این تغیر و حتی برایش گفتم این هم که مچ ترا گرفته ام یکی از دست آورد هایم است چون من بالای خودم کار کردم ، واقعا این تغیرات هیچ قیمت ندارند و بزرگترین دست آورد ها از شنیدن و عمل کردن به فایل ها میباشد
در پناه خدای بزرگ شاد . سلامت و ثروتمند باشید
هر از گاهی که به عقب نگاه می کنم می بینم که هر موقع چسبیده بودم به آموزشهای استاد عباس منش
زندگیم رو روال بود و چندین برابر وقت و هزینه ای که برای این آمورشا گذاشتم برگشته برام
امسال یه کاری انجام دادم اگر طبق آموزشهای استاد عمل میکردم خیلی منفعت گیرم میومد ولی انجام ندادم بعدا فهمیدم که باید طبق آموزشها میرفتم جلو
اوایل سال حدود 900 میلیون پول داشتم ، از اونجا که مستاجرم ، گفتم بذار برم یه مسکن ملی به بخرم باهاش ، یکم تو بازار گشتم و یکمم سخت پیدا کردم موردی که به پول من بخوره رو
یه ذره بابت خریدنش اذیت شدم از اینکه تقریبا حسابم خالی شد
اون موقع طلا اومده بود حوالی 6 تا7, میلیون که من مسکن ملی خریدم ینی طبق قانون اگه عمل میکردم و میگفتم که حالا که داره بهم فشار میاد بذار یکم دیگه صبر کنم و تکامل طی بشه و راحتتر خونه بگیرم و پولمو میدادم به طلا میموند الان که دارم اینو می نویسم طلا شده گرمی حدودا 15/5 اوضاعم یکم بهترتر بود
با آموزشهای استاد تغییر که خیلی رخ داده در من ولی اگر یکم بیشتر به حرفهای استاد عمل کرده بودم زندگیم خیلی با کیفیت تر میشد
اشتباهات ریز و درشتی که توی بحث کاری ، روابط برام پیش اومده اگر میتونستم به آموزشها عمل کنم اولا خیلی کمتر میشد بعدشم نتایج خیلی بهتر بود
خداروشکر که همین قدم عمل کردم الان اینجام منتها این سینوسی بودن و رفت و برگشت به آموزشها آدمو عقب می اندازه واقعا
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که نزدیک است
سمیع است میشنوه ،بصیره ،ما را می بینه جواب میدهد
خدایا من عاجزم ، من بلد نیستم من نمیدونم
تو قادری تو توانایی تو حکیمی تو بلدی تو میدونی تو می تونی
در قدرت خدا شکی نیست اما من کی می توانم از این قدرت و حکمتش بهره ببرم ؟ وقتی باور کنم بهم نزدیکه
جوابم را میده وقتی ازش بپرسم وقتی دست تسلیمم را بالا ببرم بگم تو بگو
وقتی ذهنم را ،تجربه های قبلی و استدلال های منطقی را ،سعی کنم خاموش کنم و بشنوم
وقتی که میگه اولین قدم را بردار با اینکه برای ذهنم بدیهیه ، پیش پا افتاده است ، بردارم. قدم بعدی گفته میشه
گفتگو با خدا در همه حال ، حتی برای چیزهای معمول ، امروز چی بخورم ؟ چی بپزم؟ چی بپوشم؟ چی بخونم؟ از کدوم مسیر برم؟
هر بار به خودم یاد آوری کنم رب انی اما انزلت الی من خیر فقیر
بگذارم گفتگو با خدا برام روتین بشه عادت بشه
و عمل کردن
از همون جایی که هستم با همون شرایطی که دارم به ایده ی الهامی عمل کنم
این سندروم سیندرلایی که دچارش هستم را کنار بگذارم که یکی اون بیرون باید یک کاری بکنه یک تغییری بکنه دولته ! دلاره! رئیسه! همسره!
من خالق زندگی خودم هستم اون کسیکه باید قدم برداره منم اون کسیکه باید فرکانس درست بفرسته منم
پا بگذارم رو ترس هام رو نشدن ها رو ناتوانایی ها
اقدام یعنی همین ، ذهن میگه نمیشه اما من برخلاف همیشه بهش بگم میشه قبلا شده برای خودم برای فلانی. ذهن بگه نمیتونی اما برخلاف گذشته بگم میتوانم اون جا اون موقع تونستم بازم میتوانم خدا همراهمه خدا حمایتم می کند
توکل کنم سپاسگزار باشم حتی اگه اوضاع وفق مرادم پیش نرفت حتی اگر جواب رد شنیدم ایمانم را نشان بدهم با کنترل ذهن با تغییر زاویه دیدم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه، الخیر فی ما وقع ،خوشبینی ام را حفظ کنم جوری بهش نگاه کنم که بهم احساس بهتری میده حال خوبم را حفظ میکند
خدایا روزهام را دوست دارم که اولش با بالا بردن دست تسلیم به تو شروع میشه و آخرش با ایمان به تو تمام میشه تو خودت اول و آخر همه چیز ی
بسم الله الرحمن الرحیم
روز شمار تحول زندگی من روز 116ام
سلام به استاد عزیزم و دوستان محترم
از این فایل های که استاد با دوستان سایت مصاحبه میکنند واقعا لذت بخش هست و خیلی به آدم انگیزه میده و برا آدم انگیزه بخش میشه که حرکت کنه خیلی این سایت خوبه که از هر لحاظ آموزش داره که بتونی باورات را تغییر بدی برا من که خیلی خوبه وازردوست عزیز هم خیلی متشکرم که این قدر با ذوق حرف زدن و انگیزه دادن و داستان زندگی اش را برا ما گفتن
از استاد عزیزم و خانم شایسته هم متشکرم که این فایل های گران بها را برای ما آماده میکنند و باعث تغییرات بزرگی در زندگی ما میشوید
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت ،️
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان سایت، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم و برای رزا جان بهترین هارا آرزومندم. من مجدد این تمرین جواب میدم،کامنت قبلی من ناقص و غلط املایی داشت. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من بخاطر گناهانم عذاب وجدان و احساس گناه شدیدی داشتم، امیدی نداشتم و همه چی تموم شده میدونستم، فکر میکردم حتی اگر بمیرم به جهنم میروم، من فقط زنده بودم! جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من راجب مسئله حق الناس در گوگل بسیار سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال پرسیدم، نظرات مردم میخوندم و برای اولین بار به سایت استاد عباسمنش هدایت شدم، در بخش عقل کل دوست محترمی راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و در جواب دوست محترمی نوشته بودن حق الناس به اون چیزی که در عموم میگن وجود نداره و گفته بودن با توبه خداوند همه ی گناهان میبخشه، من عضو سایت شدم و اولین فایلی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه بود که استاد گفتن حق الناس در قرآن نیومده، خداوند همه ی گناهان به جز شرک میبخشه، خطاها و اشتباهات ما باعث میشن ازشون درس بگیریم و تجربه کسب کنیم البته نه خطاهای تکراری و عمدی. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ یک دفتر خریدم و هرروز نعمت ها و نکات مثبت رو داخلش مینوشتم و شکرگذاری میکردم. فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از دوسال پیش تا اواخر آبان 1404 هیچوقت با مستمر روی خودم کار نکردم فقط گاهی که حالم بد میشد فایل های استاد گوش میکردم و حالم بهتر میشد، از آخر آبان برای اولین بار پروژه تغییر را درآغوش بگیر را شروع کردم، برای اولین بار احساس آرامش و رهایی را تجربه کردم، برای اولین بار خدا را اینقد نزدیک حس کردم، نشانه هایش را دریافت کردم حس بی نظیری بود ذهنم آرام و رها شده بود، جسمم سلامت شده بود. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) من تا قسمت 12 پروژه تغییر را درآغوش بگیر را ادامه دادم اما چالش من این بود که تمرینات نمیتونستم به درستی بنویسم، مدام میخواستم از تمرینات فرار کنم خیلی برام سخت بنظر میومدن و خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد که تا قسمت 17 پروژه ادامه دادم من در این یک ماه خورده، حس میکردم بارها دارم از مسیر خارج میشم البته که خدای بزرگ چقد بهم لطف داره هرسری به من اشتباهاتم به صورت الهامات گفت من تعهد جدی و انگیزه قوی برای تغییر هنوز ندارم و فایل ها و تمرینات دست و پا شکسته گوش کردم و انجام دادم و اینسری متوجه شدم از مسیر خارج شدم افکار منفی و حس و حال قدیم برگشت من از خدا کمک خواستم و در بخش نشونه ی من فایلی از استاد اومد که گفتن من باید از اول شروع کنم فایل ها، بخش ها گوش کنم و تمرینات انجام بدم و من مجدد به پروژه تغییر را درآغوش بگیر برگشتم و الان متوجه شدم هرچقدر آدم یک فایل بیشتر گوش میده و هرچقدر بیشتر تمرینات انجام میده آدم درک و فهم بهتری پیدا میکنه و آگاهی های جدیدی پیدا میکنه. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) از پاییز 1402 تا به قبل اواخر آبان 1404 من روی خودم کار نکردم، حتی قوانین هم نمیدونستم و فقط گاهی فایل ها را گوش میدادم، اما بازهم نتایجی گرفتم که براتون مینویسم، رابطه من با پدرم بهتر شد، رزق و روزی من بیشتر شد، غیبت و تهمت تا حدودی کنار گذاشتم، به دیگران احترام میذاشتم و رفتار دیگران با من تغییر کرد و به من احترام میذاشتن، اما از اواخر آبان با آغاز پروژه تغییر را در آغوش بگیر من به آرامش و حس رهایی و سلامتی رسیده بودم که هیچوقت تجربه اش نکرده بودم، حس تسلیم بودن رسیده بودم، نشونه ها کم کم اومدن، من به یک مهمونی دعوت شدم که علاوه بر اینکه آدم های قبلی رفتارشون تغییر کرده بود، آدم های خوب جدیدی هم در مهمونی بودن و خوش گذشت، خواهرم برای مامانم و من مبلغی را واریز کرد، خواهرم مجدد بهم گفت بریم فروشگاه و برای من و مامانم خرید کرد، هر سوالی از خدا میپرسیدم از طریق نشونه هاش جواب میداد، درسته که من اول راهم و هنوز قانون هم دست و پا شکسته میدونم اما اونقدر نشونه های خدارو دریافت کردم که به خدا میگفتم چقدر خارق العاده ای، چقدر شگفت انگیزی، اکنون که حس میکنم از مسیر خارج شدم اما هنوز ته ته قلبم خدارو حس میکنم، امیدوارم بتونم اینسری با انگیزه قوی، صبر و استقامت و تا حد ممکن روی خودم کار کردن در مسیر درست ثابت قدم بمونم، من لذت نزدیکی به خدارو چشیدم آرامش و سلامتی و احساس خوبی که از خدا دریافت کردم رو به هیچ چیزی تو دنیا ترجیح نمیدم. خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم، منو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن و کمکم کن تا آخر عمر ثابت قدم باشم.