این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
واقعا حسی که الان دارم رو به سختی میتونم با کلمات توصیفش کنم ولی مطمئنم همه دوستای هم فرکانسم این موضوع رو با قلبشون متوجه میشن و خودشون هم این حس زیبا و ضنگ رو تجربه کردن که خداوند چجوری همه چیز رو بهم وصل میکنه و آدم فقط انگشت به دهان میمونه که اصلا چطور ممکن بود همچین چیزی از همچین راهی به من برسه اما وقتی میرسه به قدری درست و منطقی میرسه که خیلی ها که از بیرون میبینن فکر میکنن شانس یا تقدیر بوده اما فقط کسی که اون اتفاق رو با کار کردن بر روی خودش و ایمانش خلق کرده میدونه که شانس هیچ جایگاهی در نظم و مشیت الهی نداره.
وقتی پروژه تغییر را در آخوش بگیر بر روی سایت قرار گرفت، من اوایل پروژه روزشمار تحول زندگی بودم، ام یه حسی بهم گفتش که بیا و این پروژه رو با خود استاد شروع کن و ادامه بده. طبق فرکانس هایی که داشتم اون پروژه هم تا قسمت 10 بیشتر گوش ندادم اما شاید بتونم بگم تنها قسمتی از پروژه که به شدت اون موقع روی من تاثیر گذاشت و باعث شد هم اسم دوست هم فرکانسی که توی اون قسمت داستانش رو گفت، و هم شماره قسمت یادم بمونه، همین شماره بود. داستان زیبا، شنیدنی و بسیار قوی از لحاظ فرکانسی رزای عزیز.
خدا میدونه وقتی امروز بعنوان نشانه روز خودم توی سایت این فایل رو دیدم چقدر ذوق کردم که این فایل چقدر به وضعیت الانم میخوره چون یادمه که حس خوبی که این فایل بار اولی که گوش دادم به من داد به قدری خوب بود که تا شب حالم خوب بود. و همینطور هم خدا میدونه که الان که دوباره این فایل رو گوش کردم، چقدر درس و نکته از توش برام مرور شد و یاد گرفتم و چندین بار اشک شوق از چشمام جاری شد. جوری که نمیتونستم کنترلش کنم. اگه این آرامش ناشی از خدا و حضورش نیست، پس چیه؟
یکی از جاهایی که داستان رزای عزیز باعث شد اشکم دربیاد وقتی بود که گفت من از هیچ چیز شکرگزاری رو شروع کردن. یاد خودم افتادم که تا چند وقت پیش دائم با خودم درگیر بودم و دنبال این بودم که دستم تو جیب خودم باشه و بتونم برای خودم کار کنم و پولی از مادرم نگیرم و بتونم خودم ثروت رو هم مثل بقیه جنبه های زندگیم خلق کنم. اما از وقتی شروع کردم به کار کردن روزانه روی خودم، از وقتی یاد گرفتم که چقدر مهمه که شکرگزار لحظه به لحظه و تک تک چیزهای زندگیم باشم، شروع کردم به شکرگزای کردن بابت تمام چیزهایی که دارم. اول از همه شروع کردم بابت شکرگزاری بابت همونپول توجیبی ای که مادرم بهم میده. گفتم عیب نداره. اگه خدا داره فعلا به من از این طریق میرسونه، بذار برسونه. من شکرگزارشم. درسته من دوست دارم که دستم توی جیب خودم باشه و خودم پول دربیارم اما فعلا کاری که روش دارم کار میکنم خاک خوری داره و طول میکشه تا درست بشه و بیفته روی غلتک، اما من هم بای تکاملم رو طی کنم. پس شکرگزارشم که فعلا داره پول رو به این شیوه که خودش صلاح میدونه بهم میرسونه. فعلا میدونه که کار من خاک خوری داره و میدونه که تکامل کار من باید طی بشه و میدونه که هرروز دارم برای کارم قدم بر میدارم و تلاش میکنم برای همین سپردم به خودش. همه چیز رو سپردم به خودش.
به قول رزای عزیز که یه بار دیگه این جملهش اشک رو از چشمام جاری کرد: اگه یه بار تونسته باز هم میتونه. اگه یه بار تونستم به لطفش با کار توی مدرسه پول دربیارم و به لطف هدایت خودش و حسی که داشتم از مدرسه اومدم بیرون، پس با هدایت خودش هم میتونم دوباره پول دربیارم و با طی کردن تکاملم ثروتی که اون به من میده رو دریافت کنم.
میتونم بگم بهترین چیزی که میتونست بعنوان نشانه امروز من توی صفحهم ظاهر بشه همین فایل بود. روندی که توی این چند روز طی کردم تا زندگیم از لحاظ زیبایی، آرامش، لذت، شادی و خنده به بیشترین حدی که تا الان تجربه کردم برسم و چطوری روند تکاملی توی این مدت کم به این حد پیشرفت کنه، ببین اگه من متعهد به خودم و کار کردن روی ذهنم باشه در دراز مدت چه تاثیری روی من میذاره و منو توی چه فرکانس قوی و چه مدار بالایی میذاره.
به رزا که اعتماد کرد به خدایش ، به ندای قلبش و به قدم های کوچک وبی پیوسته اش
به رزا که فرکانس کلامش فرکانس خداست
رزای عزیزم سلام
این چندین بار هست که این فایل رو گوش میدم ، و هررررر بار که گوش میدم درک عمیق تری از قوانین در عمل پیدا میکنم و به خودم نهیب میزنم که زهرا جان ببین دو صد گفته چون نیم کردار نیست
باید به یاد بیاوری نعمت های الله را
نعمت سپاسگزاری
فرصت زندگی
ثروت
سلامتی
روابط عالی
و ار همه مهم تر
قدرت خلق زندگی که هر لحظه به تو داده شده است
امروز هدایت شدم به فایل جلسه 7 راهنمای عملی که استاد درباره نوشتن تقدیر خودمون صحبت میکردن
و بعدش نشانه روزم کلام زیبای رزای عزیزم
امشبشی را خلوت میکنم و به امید الله یکتا ، سرنوشت و تقدیرم را مجددا بازنویسی میکنم
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. سوال اول قبل ازتغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من در وضعیت روحی و روانی خیلی بدی بودم، احساس گناه و عذاب وجدان شدیدی بخاطر اشتباهاتم داشتم، روی تخت دراز میکشیدم و گریه میکردم به معنای واقعی ناامید شده بودم و فکر میکردم اگر هم بمیرم به جهنم میرم، من فقط زنده بودم. سوال دوم کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من در مورد مسئله حق الناس دائم سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال میپرسیدم، نظرات و دیدگاه های مردم میخوندم و خداوند منو به سایت استاد هدایت کرد، در بخش عقل کل یکی از دوستان راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و یکی از دوستان در جواب نوشته بودن حق الناسی وجود نداره و درمورد رفع احساس گناه توضیحات داده بودن، من سایت استاد گم کردم اما مجدد با هدایت خدا سایت پیدا کردم و عضو سایت شدم، اولین فایل هایی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه و فایل روی خدا حساب باز کن بود که متوجه شدم حق الناسی به معنا که عموم جامعه باور دارن وجود نداره و در قرآن نیومده، متوجه شدم تا مظلوم نباشه ظالمی هم نیست، متوجه شدم خدا از طریق دستانش آدم ها به ما کمک میکنه و نباید روی آدم ها حساب باز کنم،اولین بار با مفهوم شرک و توحید آشنا شدم. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ دوسال پیش اولین اقدام من خریدن یک دفتر و نوشتن و شکرگذاری کردن بابت نعمت ها و اتفاقات خوب بود. سوال چهارم فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از آذر 1402 تا اواخر آبان 1402 هیچقوت جدی و مستمر روی خودم کار نکردم، فقط زمان هایی که حالم بد میشد میومدم سایت استاد و فایل هاشون گوش میکردم با اینکه هیچی از قوانین نمیدونستم اما آرامتر میشدم، از اواخر آبان با پروژه تغییر را در آغوش بگیر شروع کردم خودم تغییر بدم تا جلسه 12 فایل ها گوش کردم و تمرینات تا یک حدی درست انجام دادم. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) بعضی جاها به چالش برمیخوردم و نمیدونستم باید چیکار کنم که خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد اما اون پروژه هم نتونستم تا آخر ادامه بدم و از مسیر خارج شدم و مجدد به این پروژه برگشتم متعهد شدم از اول فایل ها گوش کنم و نکته برداری کنم تمرینات در کامنت بنویسم، الان متوجه هستم که آدم یک کاری بار دوم میخواد انجام بده انگاری راحتتره. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) من هنوز به نتایج بزرگی نرسیدم ولی خدارو صد هزار مرتبه شکر الهامات و نشانه های زیادی از خداوند دریافت کردم و حضورش قشنگ حس کردم با شروع این پروژه حالم مجدد بهتر شده اما باید متعهدانه تا گام آخر فایل ها رو گوش بدم، نکته برداری کنم، تمرینات در کامنت اون بخش جواب بدم و کامنت های دوستان عزیز را بخوانم. خدایا من نمیدونم تو میدونی تو قدرتمندی من هیچی هستم کمکم کن
خودش شاهده اولین باری که این فایل رو گوش دادم منم اشک از چشام سرازیر شد
بید ازش بخوام
هر موقع ازش خواستم دستمو رد نکرده و بهم داده
به همه چی رسیدم
الانم ازش میخوام و نباید فراموش کنم
خداروشکر
خداروشکر که من تقریبا زود با استاد اشنا شدم ولی دست و پا شکسته رو خودم کار کردم و به مرور بیشترش کردم و تا الان که تصمیم گرفتم حداقل روزی 1 بار به سایت سر بزنم هر چقدرم شلوغ باشم و باید 1 فایل رو در روز گوش بدم
قبل از تغییر من افسرده بودم و دکتر روانشناس میرقتم و خودمو بسته بودم به قرص و البته سنمم کم بود
کم کم با استاد اشنا شدم خدا رو در وجودم پیدا کردم و هر موقه ازش خواستم شد
ولی مسیرو ول میکردم و دوباره شروع میکردم
فایل فقط روی خدا حساب باز کن و قسمت نشانه معجزه ها کرده برای من
هر بار یادم اورده همه هیچن و خدا همه چیزه
تو مسیرش باشی به قانونش عمل کنی نعمت هاست که روانه میکنه
همیشه یاداوری کردم که فقط خدا و بس و فقط از خودش بخوام نه شخص خاصی رو بت کنم و نه نگرانی داشته باشم
هر وقتم بعد از دست و پا زدنم بعد رها کردنم خودش بوده که به من داده
مسیرو برام هموار کرده دل ها رو نرم کرده
اولین قدمم تو سایت بودن و شکر گزاری کردن بود
من معجزه ها دیدم با شکرگزاری و هم احساس خودم خوب میشد و هم نعمت هام بیشتر و بیشتر
وقتی امروز تجربه کردم که نمیدونم از کجا ولی دیدم برام نعمت فرستاده ذوقشو کردم
من باهاش ثروتمندم و خودش جوری میچینه که همه چی راحت و لذت بخش باشه
من بنده راحت و غنی باشم
شروع کردم به خریدن محصولات و به این پی بردم که اونارم دست و پا شکسته ول کردم ولی هر بار کار کردم زندگیم ترکیده از خوشی
الان خودم رو تو پروژه تغییر نگه داشتم تا استارت تعهدمو کامل کنم و بعد مسیرمو ادامه بدم و بهش پر و بال بدم
و احساسم بهتر و بهتر میشه
حالم بهتر میشه
از در دیوار نعمت میاد
در ها باز میشه
مسیر هموار میشه
و هم اینو تو کار حس میکنم و هم روابط
هر جا گیر کردم سعی میکنم برگردم رو دور شکرگزاری و تعهد رو فایل ها و بیام تو مسیر
خدایا تو عزت منی
مثل همین کامنت گذاشتنم که خودم رو متعهد کردم تا کامنت ننویسم نرم فایل بعدی
و برای رسیدن به چیزایی که میخوام باید باید رو خودم کار کنم چون نتیجه دیدم
درود فراوان به استاد و خانم شایسته که این سایت و این همه مطالب ارزشمند و این فضای بسیار عالی رو فراهم کردند.
خدارو شکر که به این سایت و این فایل بینظیر هدایت شدم و از شنیدن مطالب زیبای خانم رزا و بیان خوبشون و احساس فوق العاده ای که در کلماتشون هست استفاده کردم.
من از این فایل مطالب بسیار ارزشمندی رو فراگرفتم و برای خودم یادداشت کردم و اینجا هم مینویسم که برای خودم یادآوری باشه و شاید دوستان عزیزم هم استفاده ببرن.
اولین و مهمترین نکته توکل و ایمان به خدا و تسلیم بودن کامل هست، که خانم رزا با اون یادداشت زیباشون یادآور میشن
##خدایا من نمیدونم، تو میدونی، تو به من بگو##
نگاه سپاسگزارانه و نگاه مثبت حتی در شرایط به ظاهر نامناسب داشته باشیم و مطمئنا هر کدام از ما اگه به خودمون و اطرافمون نگاه کنیم بی نهایت نعمت برای سپاسگزاری داریم.
روبرو شدن با ترس ها با ایمان به خدا، و شروع کردن مسیر از همان جایی که هستیم و برداشتن قدم اول با توکل و ایمان قلبی و قبول مسئولیت و اینکه خودم باید خودم و زندگیم رو نجات بدم.
خداوند رو به عنوان تنها منبع رزق و روزی بدانیم و همه چیز رو از او بخوایم، و خداوند از جاهایی که فکرشو نمی کنیم بی نهایت نعمت به ما عطا می کند
فقط به خدا اعتماد کن
##خداوند مانند آبی است که در ظرف وجود تو جای میگیرد##
تشکر فراوان از خانم رزا برای تجربه و مطالب ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادن.
تشکر از استاد و خانم شایسته برای زحمات فراوانی که میکشید و این مطالب بینظیر رو بصورت رایگان در اختیار ما قرار میدهید.
استادجان سلام چند روز پیش هدایت شدم به این سری فایلها وبه خودم گفتم حتما خیریتی هست باید دونه دونه فایلها رو گوش کنم در کنار هم جهت با جریان خداوند
رزا جان هر موقع که به یادتون میوفتم هدایت میشم به سمت این فایل
لذت میبرم از صحبت کردنشون زمانی که حرف از توحید وتوکل میزنید نا خودآگاه اشکام سرازیر میشن وبه خودم میگم ببین رزا از کجا به کجا رسیده بایددرس بگیرم باید ایمانم ونشون بده حتی به قول رزا جان وقتی نه میشنوی ونا امید که نمیشی امیدوارتر میشه
ای جانم زمانی که میگفتی از سیب تو یخچال سپاسگزاری میکردم دورو برمو نگاه کردم وگفتم ببین تو این همه نعمت داری ولی اونجور که باید
سپاسگزار نیستی وقتی این فایل رو گوش میدم استاد حس سپاسگزاریم چند برابر میشه
از اونجایی که رزا جان میگن با طی کردن تکامل وپله پله قدم برداشتن به مسیر ادامه داده
کمالگرایی نکرده وبا کار کردن توی رستوران شروع کردن میتونه واسه ما درس داشته باشه
ایمانش به خداوند نشون داده عجله نکرده ودرهای نعمت یکی بعد دیگری به روش باز شده
چقدر وقتی این فایل رو گوش میدم آرامتر میشم
متوکل تر میشم اصلا حالو هوام عوض میشه
نمیدونم چی بگم
فقط تحسینت میکنم واز صحبتهات لذت میبرم
وسعی میکنم ازتون یاد بگیرم وناامید نشم
به لطف پروردگار از زمانی که وارد این مسیر شدم
واسم پیش نیومده که از درگاه پروردگار نا امید بشم
وقتی نجواها میخواد بیا یا سالها قبل میوفتم
که کجاهای زندگیم بوده که خداوند دستمو گرفته
وبلند کرده وقتی اونا رو مرور میکنم ایمانم بیشتر میشه باورم قویتر میشه وحرکت میکنم
ازت رزا جان سپاسگزارم که اینقدر با حسو حال عالی صحبت کردی من فقط لذت بردم عزیزم
استاد از شما سپاسگزارم که این سلسه فایلها رو به این صورت گذاشتی
خدایا شکرت برای دومین قدم تغییر را در آغوش بگیر ک تونستم متعهد بشم و انجامش بدم
الهی شکرت برای افتاب عالم تاب برای اینک میتونم ببینمش لمسش کنم و ازش حس عالی بگیرم
الهی شکرت برای خونه قشنگی ک بهمون دادی و گرم و راحته
الهی شکرت برای مسیرهای فوقالعاده ای ک برام هموار میکنی
الهی شکرت برای درس هایی ک میگیرم تجربه میکنم و در قدمهای بعدیم ازشون استفاده میکنم
الهی شکرت برای وجود همسرم ک موهبتی خاص و بی نظیر از سمت خودت بود برام
الهی شکرت برای خوشبختیم و آرامشم برای رهایی و تمرکز روی خودم و زندگی خودم
الهی هرلحظه تسلیم توام و هرچه هست و نیست متعلق ب خودته و من ب هرخیری از جانب تو فقیر
رزای قشنگم چقد تک تک کلماتت روح داره چقد باهاشون ارتباط میگیرم و درکشون میکنم چقد تحسینت میکنم برای قدمهایی ک برداشتی برای رشدی ک کردی برای تمام جزئیاتی ک تعریف کردی برامون و کلی لذت بردیم من بارها و بارها این فایل رو قبلا گوش کرده بودم و جوری شده بود ک با همسرم ب چالشی میخوردیم مثال رزا،آقا رضا و آقا هادی شده بودن برای ما چراغ راه ک نباید تسلیم شد در هرلحظه باید درونت و آروم نگه داری ک صدای الله مهربان رو ب وضوح بشنوی و علاوه بر اون فالو کنی و پیش بری با هدایت های پرودگار…
از راه دور بغلت میکنم و روی ماهت و میبوسم دختر پرانرژی
بریم برای انجام تمرین این قسمتمون
1_قبل از تغییر:کجا بودی ؟چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییرم جایی ک همه اون 99 درصد ادما هستن بودم و فک میکردم زندگی جز این نیس باید بسوزم و بسازم با شرایطی ک دارم و احساسی ک داشتم فوقالعاده آدم منزوی و گوشه گیر و با اعتماد ب نفس زیر صفر ک توانایی صحبت کردن تو جمع و نداشت انقد عزت نفس پایینی داشت ک همیشه فک میکرد ب هیچ دردی نمیخوره و گیر کرده بود تو روزمرگی بیهوده
2_جرقه:کدام فایل /جلسه/تمرین از آموزش های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بوده؟
جواب سوال اولم کلا برمیگرده ب اون دوران انزوا و قعر چاه بودنم ک هیچ رمقی برای ادامه زندگی نداشتم بعد آشناییم با سایت و استادمم ک فقط فایلارو ب عنوان اینک انگیزه زودگذر بگیرم و از اون تلاطم درونی دربیام گوش میکردم و واقعا با اینک هیچی متوجه نمیشدم آرامشه رو میگرفتم و گه گداری میومدم وقتایی ک حالم بالا پایین میشد اینجا شده بود نقطه امنم و ب اینجا پناه میاوردم ک از همه چی دور باشم تا اینک اون جدایی ب ظاهر تلخ رقم خورد و عمده تغییرات من از اونجا شروع شد تعهد دادم ب خودم ک متمرکز تر روی فایلا باشم و بتونم درک کنم حرفهای استادم رو فایل های توحید عملی ،سریال زندگی در بهشت و سریال سفر ب دور آمریکا ،پروژه مهاجرت ب مدار بالاتر و پروژه گام ب گام فوقالعاده بودن برای من والانس ک ب لطف الله این پروژه و دوره 12 قدم و هم جهت با جریان خداوند….
3_اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
اینک هرروز حتی شده 5 دیقه تو سایت باشم و هرفایلی ک گوش میکنم و کامنتش و بذارم و برای خودم هم نت برداری کنم
4_فرایند تکامل :2تا 5 گامی ک برداشتی(مثلا شکرگزاری روزانه، دفتر باورها،اهرم رنج و لذت،ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته و..)با مثال شخصی؟
#یه دفتر شکرگزاری برای صبح ی دفتر شکرگزاری برای شب جدا کردم و ب خودم قول دادم حتی اگ خیلیییی خسته باشم و خابم بیاد یا مسافرت باشم یا جایی باشم حتما حتما باید بنویسم بعد بخابم و صب بعد نوشتنم از تختم بیام پایین
#یه دفترچه هم برای تمرین ستاره قطبیم جدا کردم ک قبل شکرگزاری صبم مینویسم و شب هم تیکشو میزنم
#اقدام الهام گرفته ب صورت خیلی واضح هدایت شدم ب کاری ک فوقالعاده راحت و دوس داشتنی هست و تونستم ب راحتی دورش رو تهیه کنم و هرروز ازش استفاده کنم برای کسب مهارت بیشترم
#تمرین زبانم ک امروز 614 روز تمرینم هست با یه اپلیکیشن کار میکنم اونم هرروز انجام دادم بجز یه هفته ای ک اینترنت ها ب مشکل خورده بود حتی روز عقد و عروسیمم انجامش دادم
#و دیدن هرروزه سریال مورد علاقم (زندگی در بهشت)و نوشتن کامنت روزانم
5_چالش و غلبه:کجا گیر کردی و چطور برگشتی ب مسیر؟(یک مانع +راه حل)
چالشی ک بهش خوردم مربوط ب همسرم بود خودم حس میکردم ک سطح فرکانسیمون خیلی داره پایین میاد و من هی داشتم انرژی صرف میکردم ک آروم باشیم و با کنترل ذهن درستش میکنیم یکم همسرم تو این مورد کم کاری کرد و همکاری نکرد باهام چون واقعا براش سخت بود ک ذهنش و کنترل کنه یهو یه سفر برام پیش اومد و من رفتم روی خودم متمرکز شدم بعد 4،5 روز اون چالش هم ب راحتی حل شد و تموم شد وقتایی ک چالشی پیش میاد سعی میکنم ب شدت روی زیبایی ها متمرکز باشم و تو اون لحظات ب چیزی فک نکنم خرچولک و خاموش کنم ،روی ی کاغذ مینویسم و ازش رها میشم و دوش میگیرم ک بشوره ببره…
نگم از نتایج شگفت انگیز تغییراتم ک واقعاااا تو همه این جنبه ها معجزات رخ داده برام از احساسم ک واقعا یادم نمیاد کی احساسم خوب نبوده ،از روابطم ک هرروز ک میگذره بهتر و بهتر میشه و آدمای هم فرکانس بیشتری سرراهم قرار میگیره ،سلامتم ک ب لطف دوره بی نظیر قانون سلامتی هرروز داره بهتر و عالی تر میشه،کارم ک هدایت الله مهربانم ب جاهایی میبره ک خودم همینطور هاج و واج موندم ک واقعا چطور ممکنه ،مالی هم تقریبا چند سالی میشه حساب بانکیم ب لطف الله مهربانم خالی نشده اونم منتظر اینک ک من ظرف وجودیم رو بزرگتر کنم ک بزرگتر شه با باورهای مناسب البته…
خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای تمرین این جلسه ک تونستم انجامش بدم
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
الله یکتا و بی همتای من عاشقتمممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
تصمیم گرفتم این کامنت رو بنویستم و به سوالات پاسخ بدم که هم الان بهم یاداوری بشه هم در اینده نه چندان دور که دوباره این کامنت رو خوندم برام مرور بشه و فراموش نکنم مسیر رو
1- قبل از تغییر شرایط برام خیلی بد نبود در اصل عادی بود و فک میکردم دیگه همینه کار میکردم و با جنگهای خانوادگی و بی پولی روزهارو سپری میکردم نمیخوام توصیف کنم ک چجوری بود
2- سال اخر قبل اشنایی با سایت خیلی ب فکر این بودم ک باید جدی دنبال تغییر تو زندگیم باشم
اینجوری پیش برم اوضاع وحشتناک میشه اما چطور ؟ نمیدونستم
تا اینک دختر عمم سایت رو بهم معرفی کرد و با ذوق ازش تعریف میکرد از استاد و سریال ها
اما هیچ تمایلی به اینک گوش بدم نداشتم
فقط از سر رودربایستی رفتم داخل سایت ک مثلا دارم نگا میکنم بعدم گفتم خب این ی ادم پولداره که داره تو امریکا عشق و حال میکنه بایدم حالش خوب باشه
اما قلبم بهم میگف حرفای این ادم زندگیمو تغییر میشه ولی چرا هیچ رغبتی ندارم حتی ی ذره ب حرفاش گوش بدم؟(همون ک استاد میگه در مدارش نبودم )
تا اینک خدا ی شرایطی رو فراهم کرد ی شغل جدید که تایم ازاد داشتم و بخاطر اینک حوصلم سر نره یکی از فایل هارو گوش دادم
خیلی عجیب بود انگار تشنه بودم بهشون گفتم بعدی و بعدی و بعدی
تا اینک 3 تا فایل 3 برابر کردن درامدتون رو گوش دادم و اونجا که استاد گف اگ انجام ندی این تعهد رو دیگ گوش نده ی اطمینان خاصی داشت و گفتم اگ انقد با اطمینان میگ بزار انجامش بدم
و من جای’ تا سال اینده’ نوشتم تا سه ماه اینده درامدم سه برابر میشود
و من بعد 3 ماه شغلم عوض شد و ازونجا اومدم بیرون و وارد ی شغلی شدم ک همه چیش برام عالی بود شرایطی فراهم شد ک من بتونم در طول روز فایل گوش بدم و اونجا فایل 6 توحید عملی اون جرقه اصلی رو زد برای حرکت کردن
3- اولین اقدام عملی همون نوشتن تعهد بود و بعد تصمیم ب مهاجرت به ی شهر دیگ اما تنها
و چنان این ایده هیجان داشت برام ک حد و اندازه نداشت
انگار میخواستم تست کنم هم خودمو هم خدای خودمو ک من اگ تماما بهش اعتماد کنم و حرکت کنم چقدر کمکم میکنه و من چقد ایمان دارم ک نترسم
4- اول نوشتن رو شروع کردم ( منی ک با نوشتن مشکل داشتم و هیچ رغبت و علاقه ای ب نوشتن نداشتم)
یه دفتر خوشگل گرفتم و خیلی تمیز و زیبا شروع کردم هم ب نکته برداری هم سپاسگذاری
اخ اخ نگم ک الان شده تکه ای از وجودم اصن ی روز ننویسم روزم حساب نمیشه و چقدررر من عاشق نوشتن شدم و چقدرررر دست خطم عالی شده
و اقدام اصلی زندگی من مهاجرت به ی شهر دیگ بود
5- یادم نمیاد کجا گیر کردم ولی اگه هم بوده همه جا برام درس داشت و انگار باید اتفاق میفتاد
6- تغییراتی ک رخ داد این مهاجرتی ک انجام دادم باعث شد ایمانم قوی تر بشه
عزت نفسم بالاتر بره (چون من هیچوقت روم نمیشد تنهایی برم دنبال کار و همیشه بقیه برام کار پیدا میکردن معرفی میکردن اما با مهاجرت من خودمو مجبور کردم ک برم دونه دونه مغازه ها دنبال کار بگردم و مجبور شدم ارتباط بگیرم و با این اجبار تمرینات عزت نفس رو انجام میدادم )
احساس لیاقتم کم کم بهتر شد تا اینک با شغل خوبی ک خدا برام پیدا کرد تونسم دوره احساس لیاقت رو تهیه کنم
و با شروع این دوره معجزه ها رخ داد اصلا باورکردنی
رفتار صابکارم ب طرز عجیبی باهم خوب شد اون ادم پرخاشگر و مودی ک همش میترسیدم چیزیو بهش بگم مثل ی پدر مهربون باهام رفتار میکنه
درامدم بهتر شد و حتی تو شغلم بهم پیشنهاد کاری داده شد
شرایطی فراهم شد ک برم کلاس مورد علاقم ک تا قبل این دوره هرکاری میکردم نمیشد
و همینجور درگیر نتایجم و دلم میخاد تا پایان هر دو دوره دوازده قدم و احساس لیاقت خودم رو ببینم که چه تغییراتی برام رقم خورده
هزاران مرتبه سپاسگذار خداوندم که دستمو محکم گرفته و تنهام نمیزاره
سپاسگذارم بی نهایت استاد دوست داشتنی یکی از ارزوهام اینه که ی روزی با دست پررررر هر دوتاتونو از نزدیک ببینم و در اغوش بگیرم و بگممم ک تونستممممم
در مرحله اول از خدا سپاس گزارم که دوباره منو بخشیدی و کمکم کرد دوباره برگردم به فرکانسی که شنیدن صدای استاد برام قابل تحمل باشه بقدری من دور شدم از فرکانس که یه جلسه احساس لیاقتو 1سالو نیم هست که نتونستم درست حسابی گوش کنم ولی الان روز سومی هست که با اشتیاق و علاقه میتونم فایل های دانلودی رو گوش بدم یه سرگذشت از خودم بگم .
سال مهر 401 منو خانوادم با شرایط نامناسب مهاجرت کردیم تهران شهر قدس یا همون قلعه حسن خان ، هیچ دوستی نداشتم افسرده بودم سرکار نمیرفتم ، وارد دانشگاه شدم اوضاع روحیم بهتر شد و بعد سال 402 آذر ماه من وارد شرکت فروش تلفنی سرویس قابلمه شدم اونجا با تصویر سازی و قدرت سپاس گذاری و حال خوب تونستم یک فروشنده تلفنی ماهر بشم در حدی که نشستم پشت تلفن های ورودی و هرکسی که از خرید منصرف شده بودو قانع میکردم به خرید ، سرپرست مجموعه که خیلی باهم رفیق بودیم استعفا داد منم بعد یه مدت با علم اینکه مجموعه سرپرست میخواد از مجموعه استعفا دادم وارد حوزه املاک شدم تو همون شهر قدس دو هفته کار کردم و فقط تجربه کسب کردم اما دلم نمیخواست شهر قدس کار کنم دوستی زنگ زد گفت بیا بریم چیتگر برای کار من رفتم صحبت کردم و قرار شد که از روز بعدی شروع به کار کنیم من علاقه داشتم اما دوستم فقط دنبال پول برای بخور نمیر بود ، اون بعد چند روز رفت و من موندم که چطور از شهر قدس تا چیتگر بدون ماشین برم خلاصه ، با دوره احساس لیاقت آشنا شدم مادر عزیزم یه مبلغی داد و به مبلغ جزئی کم داشتن و منم با کمال میل اون مبلغ گذاشتم روش و دوتایی خریدیم و بوم زندگیم ترکید ، اولین مشاور تازه کار دفتر شدم که اجاره نوشته ، دو روز بعد یه ماشین بهم خورد و فروختم ، کمیسیون اون هم درجا نشست به حسابم و هفته بعدش هم به اجاره دیگه نوشتم ، فکر کردم حالا دیگه من کی ام ، نقطه سقوط من از همونجا استارت خورد از سایت دور شدم خدارو کم کم فراموش کردم به جایی رسیدم که یک سال مشاوری کردم اما یک قرون هم درنیاوردم. تا در نتیجه خرداد 404 بیخیال ماجرا شدم از کار درومدم گفتم خب به حوزه ماشین علاقه دارم پول که ندارم دلالی کنم وارد دلالی شدم و یک نمایشگاهی حاضر شد به من با سفته یک میلیارد بده تا براشون خرید فروش کنم اما دیدم که ای دل غافل من که هیچی سر در نمیارم چی کنم ؟ چیکار کنم ؟ ادامه ندادم ، از وقتی که از املاک درومدم بودم ساکن هم ننشستم با وجود کلی غرور و تکبر رفتم جیگرکی سرکار ساعت 9 شب تا 4 5 صبح اونم تازه با وانت نه تو مغازه یعنی شاگرده دست فروشی شدم ، خلاصه گفتم برم در همین حین کارشناسی یاد بگیرم کجا چطور چجوری ؟ اسمس تبلیغاتی اومد که دانشگاه شریف یه بخش خصوصی داره و اونا اموزش میدن 4 روز با شهریه 10 میلیون بازم مادر عزیزم 6 میلیون بهم داد مابقیشو خودم گذاشتم روش و رفتم بازم در همین حین شاگرد جیگرکی بودم دورت تموم شد و من شدم کارشناسی که ب رو از و تشخیص نمیده که برسه به رنگ یا قطعات تعویضی ، گفتم چیکار کنم؟ چیکار نکنم ؟ باید شاگردی کنم تا اوستا بشم ، به رفیقم که دلال ماشینه سپردم یجارو پیدا کنه واسم و خدا دقیقا به وقتش به موقعش الان جایی که هستمو خالی کرد برام تا بیام شاگردی کنم دقیقا وقتی که خواستم شاگردی کنم شاگردای اوستام گذاشتن و رفتن و جا برای من باز شد صبح ساعت 10 تا ساعت 5 6 غروب شاگردی کارشناسی ، شب 9 تا 4 صبح کف خیابون شاگردیه جیگرکی ، شاگردی کارشناسی چون بحث آموزش بود حقوق نداشت و شاگردی جیگرکی ماهی 10 تومن خلاصه گذشت خسته بودم کلافه بودم دیگه بدنم بریده بود دوما با این شرایط من صبح ظهر شب کار کردم و دوستام گفته بود برای کسب درآمد حداقل باید 6 ماه یا بیشتر باید وابستم و یاد بگیرم یا جیگرکی باید میرفتم ، یا کارشناسی چون دیگه جونی نداشتم تصمیم گرفتم از جیگرکی درومدم و اوستام بهم گفت اشکال ندارد برای هزینه رفتم برگشتت یچی ماهیانه میدم دست خالی نباشی ماهی 3 میلیون و من الان سه ماه با ماهی 3 میلیون میگذرونم شاید باورتون نشه؛ من با سه میلیون شمال رفتم لباس خریدم بیرونم میرم قشنگ برکته 3 میلیونو دارم میچشم، تا اینکه یه پولی قرار شد برسه دستم تا خودم بتونم کاسبی ماشین بکنم 200 میلیون ماه گذشته که پول دستم نبود با 200 میلیون پراید مدل 90 میشد خرید اما تو آذر ماه با گرونی بنزین و این تفاسیر الان ماشین سالم نمیشه خرید کار کارشناسی خوابیده روزی یک ماشین کارشناسی میکنیم بحث خیلی زیاد بود تا اینکه دیگه خسته شدم و یادم اومد ماه اول املاک بخاطر چی خیلی خوب بود؟ چون استارت زدم ورودی کنترل کردم خودمو بستم تو سایت و الان امروز روز سوم منه که بیشتر روزو از ساعت 9 صبح تا 6 7 غروب تو سایتم و اینیستا کلا تعطیل صحبت با بقیه راجب گرونی تعطیل ، حداقل نتیجه این سه روز اینکه اعصابم آرومه رابطم با خانوادم و پارتنرم نرم تره و خودم آدم بهتری ام تازه 350 هزار تومنم به حسابم از خزانه الهی واریز شد ، دیگه نگران نیستم که پولم نقده ، نتونستم ماشین بخرم طلا رفت بالا ماشین گرون شد .
من که راضی ام سه روزه از 1 سال پیش آدم اروم تری شدم در حد خودم توکلم بهتر شده ، و حتی اگه کلامیه میتونم بگم برام مهم نیست خدا برام ماشین میشه خدا برکت پولم میشه حالا هرچقدر ماشین و طلا گرون بشه.
خدایا سپاس گزارم ازت میخوام منو درمسیر کسانی که بهشون نعمت داده ای قرار بده ، هروز زندگیمو پر از حس حضور و معجزه هات بکن دلم میخواد بهت نزدیک تر بشم و کمکم کن تا آخرین لحظه عمرم در مسیر توحید یکتا پرستی و تسلیم بودن در برابر تو پیش قدم باشم .
از خدا هم سپاس گزاری میکنم که استاد عزیزم و در مسیر من قرار داد تا ایشونو الگو خودم قرار بدم.
استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته از شما دو بزرگوار بابت سایت خوبتون آگاهی های الهی که به صورت رایگان و هدیه در اختیار ما گذاشتید هم سپاسگزارم.
به نام خدای مهربان
واقعا حسی که الان دارم رو به سختی میتونم با کلمات توصیفش کنم ولی مطمئنم همه دوستای هم فرکانسم این موضوع رو با قلبشون متوجه میشن و خودشون هم این حس زیبا و ضنگ رو تجربه کردن که خداوند چجوری همه چیز رو بهم وصل میکنه و آدم فقط انگشت به دهان میمونه که اصلا چطور ممکن بود همچین چیزی از همچین راهی به من برسه اما وقتی میرسه به قدری درست و منطقی میرسه که خیلی ها که از بیرون میبینن فکر میکنن شانس یا تقدیر بوده اما فقط کسی که اون اتفاق رو با کار کردن بر روی خودش و ایمانش خلق کرده میدونه که شانس هیچ جایگاهی در نظم و مشیت الهی نداره.
وقتی پروژه تغییر را در آخوش بگیر بر روی سایت قرار گرفت، من اوایل پروژه روزشمار تحول زندگی بودم، ام یه حسی بهم گفتش که بیا و این پروژه رو با خود استاد شروع کن و ادامه بده. طبق فرکانس هایی که داشتم اون پروژه هم تا قسمت 10 بیشتر گوش ندادم اما شاید بتونم بگم تنها قسمتی از پروژه که به شدت اون موقع روی من تاثیر گذاشت و باعث شد هم اسم دوست هم فرکانسی که توی اون قسمت داستانش رو گفت، و هم شماره قسمت یادم بمونه، همین شماره بود. داستان زیبا، شنیدنی و بسیار قوی از لحاظ فرکانسی رزای عزیز.
خدا میدونه وقتی امروز بعنوان نشانه روز خودم توی سایت این فایل رو دیدم چقدر ذوق کردم که این فایل چقدر به وضعیت الانم میخوره چون یادمه که حس خوبی که این فایل بار اولی که گوش دادم به من داد به قدری خوب بود که تا شب حالم خوب بود. و همینطور هم خدا میدونه که الان که دوباره این فایل رو گوش کردم، چقدر درس و نکته از توش برام مرور شد و یاد گرفتم و چندین بار اشک شوق از چشمام جاری شد. جوری که نمیتونستم کنترلش کنم. اگه این آرامش ناشی از خدا و حضورش نیست، پس چیه؟
یکی از جاهایی که داستان رزای عزیز باعث شد اشکم دربیاد وقتی بود که گفت من از هیچ چیز شکرگزاری رو شروع کردن. یاد خودم افتادم که تا چند وقت پیش دائم با خودم درگیر بودم و دنبال این بودم که دستم تو جیب خودم باشه و بتونم برای خودم کار کنم و پولی از مادرم نگیرم و بتونم خودم ثروت رو هم مثل بقیه جنبه های زندگیم خلق کنم. اما از وقتی شروع کردم به کار کردن روزانه روی خودم، از وقتی یاد گرفتم که چقدر مهمه که شکرگزار لحظه به لحظه و تک تک چیزهای زندگیم باشم، شروع کردم به شکرگزای کردن بابت تمام چیزهایی که دارم. اول از همه شروع کردم بابت شکرگزاری بابت همونپول توجیبی ای که مادرم بهم میده. گفتم عیب نداره. اگه خدا داره فعلا به من از این طریق میرسونه، بذار برسونه. من شکرگزارشم. درسته من دوست دارم که دستم توی جیب خودم باشه و خودم پول دربیارم اما فعلا کاری که روش دارم کار میکنم خاک خوری داره و طول میکشه تا درست بشه و بیفته روی غلتک، اما من هم بای تکاملم رو طی کنم. پس شکرگزارشم که فعلا داره پول رو به این شیوه که خودش صلاح میدونه بهم میرسونه. فعلا میدونه که کار من خاک خوری داره و میدونه که تکامل کار من باید طی بشه و میدونه که هرروز دارم برای کارم قدم بر میدارم و تلاش میکنم برای همین سپردم به خودش. همه چیز رو سپردم به خودش.
به قول رزای عزیز که یه بار دیگه این جملهش اشک رو از چشمام جاری کرد: اگه یه بار تونسته باز هم میتونه. اگه یه بار تونستم به لطفش با کار توی مدرسه پول دربیارم و به لطف هدایت خودش و حسی که داشتم از مدرسه اومدم بیرون، پس با هدایت خودش هم میتونم دوباره پول دربیارم و با طی کردن تکاملم ثروتی که اون به من میده رو دریافت کنم.
میتونم بگم بهترین چیزی که میتونست بعنوان نشانه امروز من توی صفحهم ظاهر بشه همین فایل بود. روندی که توی این چند روز طی کردم تا زندگیم از لحاظ زیبایی، آرامش، لذت، شادی و خنده به بیشترین حدی که تا الان تجربه کردم برسم و چطوری روند تکاملی توی این مدت کم به این حد پیشرفت کنه، ببین اگه من متعهد به خودم و کار کردن روی ذهنم باشه در دراز مدت چه تاثیری روی من میذاره و منو توی چه فرکانس قوی و چه مدار بالایی میذاره.
خدایا دوستت دارم.
نامه ای به رزای عزیزم
از زهرا
به رزای دوست داشتنی من
به رزا که صدایش و کلامش قلبم رو به لرزه درآورد
به رزا که توحید را نه در حرف بلکه در عمل اجرا کرد
به رزا که سپاسگزاری حقیقی را برایم معنا کرد
به رزا که اعتماد کرد به خدایش ، به ندای قلبش و به قدم های کوچک وبی پیوسته اش
به رزا که فرکانس کلامش فرکانس خداست
رزای عزیزم سلام
این چندین بار هست که این فایل رو گوش میدم ، و هررررر بار که گوش میدم درک عمیق تری از قوانین در عمل پیدا میکنم و به خودم نهیب میزنم که زهرا جان ببین دو صد گفته چون نیم کردار نیست
باید به یاد بیاوری نعمت های الله را
نعمت سپاسگزاری
فرصت زندگی
ثروت
سلامتی
روابط عالی
و ار همه مهم تر
قدرت خلق زندگی که هر لحظه به تو داده شده است
امروز هدایت شدم به فایل جلسه 7 راهنمای عملی که استاد درباره نوشتن تقدیر خودمون صحبت میکردن
و بعدش نشانه روزم کلام زیبای رزای عزیزم
امشبشی را خلوت میکنم و به امید الله یکتا ، سرنوشت و تقدیرم را مجددا بازنویسی میکنم
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد …..
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. سوال اول قبل ازتغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من در وضعیت روحی و روانی خیلی بدی بودم، احساس گناه و عذاب وجدان شدیدی بخاطر اشتباهاتم داشتم، روی تخت دراز میکشیدم و گریه میکردم به معنای واقعی ناامید شده بودم و فکر میکردم اگر هم بمیرم به جهنم میرم، من فقط زنده بودم. سوال دوم کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من در مورد مسئله حق الناس دائم سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال میپرسیدم، نظرات و دیدگاه های مردم میخوندم و خداوند منو به سایت استاد هدایت کرد، در بخش عقل کل یکی از دوستان راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و یکی از دوستان در جواب نوشته بودن حق الناسی وجود نداره و درمورد رفع احساس گناه توضیحات داده بودن، من سایت استاد گم کردم اما مجدد با هدایت خدا سایت پیدا کردم و عضو سایت شدم، اولین فایل هایی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه و فایل روی خدا حساب باز کن بود که متوجه شدم حق الناسی به معنا که عموم جامعه باور دارن وجود نداره و در قرآن نیومده، متوجه شدم تا مظلوم نباشه ظالمی هم نیست، متوجه شدم خدا از طریق دستانش آدم ها به ما کمک میکنه و نباید روی آدم ها حساب باز کنم،اولین بار با مفهوم شرک و توحید آشنا شدم. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ دوسال پیش اولین اقدام من خریدن یک دفتر و نوشتن و شکرگذاری کردن بابت نعمت ها و اتفاقات خوب بود. سوال چهارم فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از آذر 1402 تا اواخر آبان 1402 هیچقوت جدی و مستمر روی خودم کار نکردم، فقط زمان هایی که حالم بد میشد میومدم سایت استاد و فایل هاشون گوش میکردم با اینکه هیچی از قوانین نمیدونستم اما آرامتر میشدم، از اواخر آبان با پروژه تغییر را در آغوش بگیر شروع کردم خودم تغییر بدم تا جلسه 12 فایل ها گوش کردم و تمرینات تا یک حدی درست انجام دادم. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) بعضی جاها به چالش برمیخوردم و نمیدونستم باید چیکار کنم که خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد اما اون پروژه هم نتونستم تا آخر ادامه بدم و از مسیر خارج شدم و مجدد به این پروژه برگشتم متعهد شدم از اول فایل ها گوش کنم و نکته برداری کنم تمرینات در کامنت بنویسم، الان متوجه هستم که آدم یک کاری بار دوم میخواد انجام بده انگاری راحتتره. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) من هنوز به نتایج بزرگی نرسیدم ولی خدارو صد هزار مرتبه شکر الهامات و نشانه های زیادی از خداوند دریافت کردم و حضورش قشنگ حس کردم با شروع این پروژه حالم مجدد بهتر شده اما باید متعهدانه تا گام آخر فایل ها رو گوش بدم، نکته برداری کنم، تمرینات در کامنت اون بخش جواب بدم و کامنت های دوستان عزیز را بخوانم. خدایا من نمیدونم تو میدونی تو قدرتمندی من هیچی هستم کمکم کن
به نام خداوند بخشنده و هدایتگرم
سپاسگذارش هستم که همیشه نگهدار من بوده
مراقب من بوده و منو هدایت کرده حالمو خوب کرده
خودش شاهده اولین باری که این فایل رو گوش دادم منم اشک از چشام سرازیر شد
بید ازش بخوام
هر موقع ازش خواستم دستمو رد نکرده و بهم داده
به همه چی رسیدم
الانم ازش میخوام و نباید فراموش کنم
خداروشکر
خداروشکر که من تقریبا زود با استاد اشنا شدم ولی دست و پا شکسته رو خودم کار کردم و به مرور بیشترش کردم و تا الان که تصمیم گرفتم حداقل روزی 1 بار به سایت سر بزنم هر چقدرم شلوغ باشم و باید 1 فایل رو در روز گوش بدم
قبل از تغییر من افسرده بودم و دکتر روانشناس میرقتم و خودمو بسته بودم به قرص و البته سنمم کم بود
کم کم با استاد اشنا شدم خدا رو در وجودم پیدا کردم و هر موقه ازش خواستم شد
ولی مسیرو ول میکردم و دوباره شروع میکردم
فایل فقط روی خدا حساب باز کن و قسمت نشانه معجزه ها کرده برای من
هر بار یادم اورده همه هیچن و خدا همه چیزه
تو مسیرش باشی به قانونش عمل کنی نعمت هاست که روانه میکنه
همیشه یاداوری کردم که فقط خدا و بس و فقط از خودش بخوام نه شخص خاصی رو بت کنم و نه نگرانی داشته باشم
هر وقتم بعد از دست و پا زدنم بعد رها کردنم خودش بوده که به من داده
مسیرو برام هموار کرده دل ها رو نرم کرده
اولین قدمم تو سایت بودن و شکر گزاری کردن بود
من معجزه ها دیدم با شکرگزاری و هم احساس خودم خوب میشد و هم نعمت هام بیشتر و بیشتر
وقتی امروز تجربه کردم که نمیدونم از کجا ولی دیدم برام نعمت فرستاده ذوقشو کردم
من باهاش ثروتمندم و خودش جوری میچینه که همه چی راحت و لذت بخش باشه
من بنده راحت و غنی باشم
شروع کردم به خریدن محصولات و به این پی بردم که اونارم دست و پا شکسته ول کردم ولی هر بار کار کردم زندگیم ترکیده از خوشی
الان خودم رو تو پروژه تغییر نگه داشتم تا استارت تعهدمو کامل کنم و بعد مسیرمو ادامه بدم و بهش پر و بال بدم
و احساسم بهتر و بهتر میشه
حالم بهتر میشه
از در دیوار نعمت میاد
در ها باز میشه
مسیر هموار میشه
و هم اینو تو کار حس میکنم و هم روابط
هر جا گیر کردم سعی میکنم برگردم رو دور شکرگزاری و تعهد رو فایل ها و بیام تو مسیر
خدایا تو عزت منی
مثل همین کامنت گذاشتنم که خودم رو متعهد کردم تا کامنت ننویسم نرم فایل بعدی
و برای رسیدن به چیزایی که میخوام باید باید رو خودم کار کنم چون نتیجه دیدم
خدایا
عاشقتم
صد هزار مرتبه شکرت و سپاسگذارم
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
درود فراوان به استاد و خانم شایسته که این سایت و این همه مطالب ارزشمند و این فضای بسیار عالی رو فراهم کردند.
خدارو شکر که به این سایت و این فایل بینظیر هدایت شدم و از شنیدن مطالب زیبای خانم رزا و بیان خوبشون و احساس فوق العاده ای که در کلماتشون هست استفاده کردم.
من از این فایل مطالب بسیار ارزشمندی رو فراگرفتم و برای خودم یادداشت کردم و اینجا هم مینویسم که برای خودم یادآوری باشه و شاید دوستان عزیزم هم استفاده ببرن.
اولین و مهمترین نکته توکل و ایمان به خدا و تسلیم بودن کامل هست، که خانم رزا با اون یادداشت زیباشون یادآور میشن
##خدایا من نمیدونم، تو میدونی، تو به من بگو##
نگاه سپاسگزارانه و نگاه مثبت حتی در شرایط به ظاهر نامناسب داشته باشیم و مطمئنا هر کدام از ما اگه به خودمون و اطرافمون نگاه کنیم بی نهایت نعمت برای سپاسگزاری داریم.
روبرو شدن با ترس ها با ایمان به خدا، و شروع کردن مسیر از همان جایی که هستیم و برداشتن قدم اول با توکل و ایمان قلبی و قبول مسئولیت و اینکه خودم باید خودم و زندگیم رو نجات بدم.
خداوند رو به عنوان تنها منبع رزق و روزی بدانیم و همه چیز رو از او بخوایم، و خداوند از جاهایی که فکرشو نمی کنیم بی نهایت نعمت به ما عطا می کند
فقط به خدا اعتماد کن
##خداوند مانند آبی است که در ظرف وجود تو جای میگیرد##
تشکر فراوان از خانم رزا برای تجربه و مطالب ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادن.
تشکر از استاد و خانم شایسته برای زحمات فراوانی که میکشید و این مطالب بینظیر رو بصورت رایگان در اختیار ما قرار میدهید.
سلام به همگی
به نام خدایی که هر لحظه در حال هدایت ماست
استادجان سلام چند روز پیش هدایت شدم به این سری فایلها وبه خودم گفتم حتما خیریتی هست باید دونه دونه فایلها رو گوش کنم در کنار هم جهت با جریان خداوند
رزا جان هر موقع که به یادتون میوفتم هدایت میشم به سمت این فایل
لذت میبرم از صحبت کردنشون زمانی که حرف از توحید وتوکل میزنید نا خودآگاه اشکام سرازیر میشن وبه خودم میگم ببین رزا از کجا به کجا رسیده بایددرس بگیرم باید ایمانم ونشون بده حتی به قول رزا جان وقتی نه میشنوی ونا امید که نمیشی امیدوارتر میشه
ای جانم زمانی که میگفتی از سیب تو یخچال سپاسگزاری میکردم دورو برمو نگاه کردم وگفتم ببین تو این همه نعمت داری ولی اونجور که باید
سپاسگزار نیستی وقتی این فایل رو گوش میدم استاد حس سپاسگزاریم چند برابر میشه
از اونجایی که رزا جان میگن با طی کردن تکامل وپله پله قدم برداشتن به مسیر ادامه داده
کمالگرایی نکرده وبا کار کردن توی رستوران شروع کردن میتونه واسه ما درس داشته باشه
ایمانش به خداوند نشون داده عجله نکرده ودرهای نعمت یکی بعد دیگری به روش باز شده
چقدر وقتی این فایل رو گوش میدم آرامتر میشم
متوکل تر میشم اصلا حالو هوام عوض میشه
نمیدونم چی بگم
فقط تحسینت میکنم واز صحبتهات لذت میبرم
وسعی میکنم ازتون یاد بگیرم وناامید نشم
به لطف پروردگار از زمانی که وارد این مسیر شدم
واسم پیش نیومده که از درگاه پروردگار نا امید بشم
وقتی نجواها میخواد بیا یا سالها قبل میوفتم
که کجاهای زندگیم بوده که خداوند دستمو گرفته
وبلند کرده وقتی اونا رو مرور میکنم ایمانم بیشتر میشه باورم قویتر میشه وحرکت میکنم
ازت رزا جان سپاسگزارم که اینقدر با حسو حال عالی صحبت کردی من فقط لذت بردم عزیزم
استاد از شما سپاسگزارم که این سلسه فایلها رو به این صورت گذاشتی
خدایا شکرت که هر چی بگم کم گفتم
شاد وپیروز باشی
چقدر خوب بود این فایل
چقدر زیبا بود
چقدر به دلم نشست
باز هم به دکمه ی هدایت به نشانه امروزم اعتماد کردم
و دقیقا بهترین نشانه برای من ارسال شد
…………
ایمان و فقط و فقط ایمان به خدا
دیدن خدا در کنارم چقدر میتونه همه چی رو تغییر بده
…….
عاشق صدای زیبای رزای عزیز شدم
جوری که قانون ها رو درک کرد و به کار گرفت
همه چیز خیره
حتی در ظاهر منفی ،باید براش سپاسگذار باشی
اونجاست که به دنیا نشون میدی ، من با تمام وجوووووود به خدا ایمان دارم، و اونجاست ک دنیا میگه ایول پس بیا هرچی میخوای بگیر…
همینه واقعا
مسیر رو باید با ایمان ادامه داد
بدون شک تردید
باید پارو نزد
وا داد
بزاری خودش ببرتت
هر اتفاقی ک افتاده ، قطعا خیره خیره خیره
…….
تنها خداست ک همهچیز رو میدونه و باید بهش دل سپرد
با ایمان فقط پیش بری
نشینی یه گوشه به غصه خوردن
باید بگی خدایا من قدم برمیدارم تو خودت یاریم کن
غیر ممکنه ک نکنه
اگر بهش بسپاری ، همیشه جلو از تو قدم بر میداره
خدا همیشه و جلو تر ازما قدم بر میداره
…………
الهی ب امید تو
خدایا شکرت برای دومین قدم تغییر را در آغوش بگیر ک تونستم متعهد بشم و انجامش بدم
الهی شکرت برای افتاب عالم تاب برای اینک میتونم ببینمش لمسش کنم و ازش حس عالی بگیرم
الهی شکرت برای خونه قشنگی ک بهمون دادی و گرم و راحته
الهی شکرت برای مسیرهای فوقالعاده ای ک برام هموار میکنی
الهی شکرت برای درس هایی ک میگیرم تجربه میکنم و در قدمهای بعدیم ازشون استفاده میکنم
الهی شکرت برای وجود همسرم ک موهبتی خاص و بی نظیر از سمت خودت بود برام
الهی شکرت برای خوشبختیم و آرامشم برای رهایی و تمرکز روی خودم و زندگی خودم
الهی هرلحظه تسلیم توام و هرچه هست و نیست متعلق ب خودته و من ب هرخیری از جانب تو فقیر
رزای قشنگم چقد تک تک کلماتت روح داره چقد باهاشون ارتباط میگیرم و درکشون میکنم چقد تحسینت میکنم برای قدمهایی ک برداشتی برای رشدی ک کردی برای تمام جزئیاتی ک تعریف کردی برامون و کلی لذت بردیم من بارها و بارها این فایل رو قبلا گوش کرده بودم و جوری شده بود ک با همسرم ب چالشی میخوردیم مثال رزا،آقا رضا و آقا هادی شده بودن برای ما چراغ راه ک نباید تسلیم شد در هرلحظه باید درونت و آروم نگه داری ک صدای الله مهربان رو ب وضوح بشنوی و علاوه بر اون فالو کنی و پیش بری با هدایت های پرودگار…
از راه دور بغلت میکنم و روی ماهت و میبوسم دختر پرانرژی
بریم برای انجام تمرین این قسمتمون
1_قبل از تغییر:کجا بودی ؟چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییرم جایی ک همه اون 99 درصد ادما هستن بودم و فک میکردم زندگی جز این نیس باید بسوزم و بسازم با شرایطی ک دارم و احساسی ک داشتم فوقالعاده آدم منزوی و گوشه گیر و با اعتماد ب نفس زیر صفر ک توانایی صحبت کردن تو جمع و نداشت انقد عزت نفس پایینی داشت ک همیشه فک میکرد ب هیچ دردی نمیخوره و گیر کرده بود تو روزمرگی بیهوده
2_جرقه:کدام فایل /جلسه/تمرین از آموزش های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بوده؟
جواب سوال اولم کلا برمیگرده ب اون دوران انزوا و قعر چاه بودنم ک هیچ رمقی برای ادامه زندگی نداشتم بعد آشناییم با سایت و استادمم ک فقط فایلارو ب عنوان اینک انگیزه زودگذر بگیرم و از اون تلاطم درونی دربیام گوش میکردم و واقعا با اینک هیچی متوجه نمیشدم آرامشه رو میگرفتم و گه گداری میومدم وقتایی ک حالم بالا پایین میشد اینجا شده بود نقطه امنم و ب اینجا پناه میاوردم ک از همه چی دور باشم تا اینک اون جدایی ب ظاهر تلخ رقم خورد و عمده تغییرات من از اونجا شروع شد تعهد دادم ب خودم ک متمرکز تر روی فایلا باشم و بتونم درک کنم حرفهای استادم رو فایل های توحید عملی ،سریال زندگی در بهشت و سریال سفر ب دور آمریکا ،پروژه مهاجرت ب مدار بالاتر و پروژه گام ب گام فوقالعاده بودن برای من والانس ک ب لطف الله این پروژه و دوره 12 قدم و هم جهت با جریان خداوند….
3_اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
اینک هرروز حتی شده 5 دیقه تو سایت باشم و هرفایلی ک گوش میکنم و کامنتش و بذارم و برای خودم هم نت برداری کنم
4_فرایند تکامل :2تا 5 گامی ک برداشتی(مثلا شکرگزاری روزانه، دفتر باورها،اهرم رنج و لذت،ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته و..)با مثال شخصی؟
#یه دفتر شکرگزاری برای صبح ی دفتر شکرگزاری برای شب جدا کردم و ب خودم قول دادم حتی اگ خیلیییی خسته باشم و خابم بیاد یا مسافرت باشم یا جایی باشم حتما حتما باید بنویسم بعد بخابم و صب بعد نوشتنم از تختم بیام پایین
#یه دفترچه هم برای تمرین ستاره قطبیم جدا کردم ک قبل شکرگزاری صبم مینویسم و شب هم تیکشو میزنم
#اقدام الهام گرفته ب صورت خیلی واضح هدایت شدم ب کاری ک فوقالعاده راحت و دوس داشتنی هست و تونستم ب راحتی دورش رو تهیه کنم و هرروز ازش استفاده کنم برای کسب مهارت بیشترم
#تمرین زبانم ک امروز 614 روز تمرینم هست با یه اپلیکیشن کار میکنم اونم هرروز انجام دادم بجز یه هفته ای ک اینترنت ها ب مشکل خورده بود حتی روز عقد و عروسیمم انجامش دادم
#و دیدن هرروزه سریال مورد علاقم (زندگی در بهشت)و نوشتن کامنت روزانم
5_چالش و غلبه:کجا گیر کردی و چطور برگشتی ب مسیر؟(یک مانع +راه حل)
چالشی ک بهش خوردم مربوط ب همسرم بود خودم حس میکردم ک سطح فرکانسیمون خیلی داره پایین میاد و من هی داشتم انرژی صرف میکردم ک آروم باشیم و با کنترل ذهن درستش میکنیم یکم همسرم تو این مورد کم کاری کرد و همکاری نکرد باهام چون واقعا براش سخت بود ک ذهنش و کنترل کنه یهو یه سفر برام پیش اومد و من رفتم روی خودم متمرکز شدم بعد 4،5 روز اون چالش هم ب راحتی حل شد و تموم شد وقتایی ک چالشی پیش میاد سعی میکنم ب شدت روی زیبایی ها متمرکز باشم و تو اون لحظات ب چیزی فک نکنم خرچولک و خاموش کنم ،روی ی کاغذ مینویسم و ازش رها میشم و دوش میگیرم ک بشوره ببره…
6_نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟(احساس،روابط، سلامت،کار ،مالی)
نگم از نتایج شگفت انگیز تغییراتم ک واقعاااا تو همه این جنبه ها معجزات رخ داده برام از احساسم ک واقعا یادم نمیاد کی احساسم خوب نبوده ،از روابطم ک هرروز ک میگذره بهتر و بهتر میشه و آدمای هم فرکانس بیشتری سرراهم قرار میگیره ،سلامتم ک ب لطف دوره بی نظیر قانون سلامتی هرروز داره بهتر و عالی تر میشه،کارم ک هدایت الله مهربانم ب جاهایی میبره ک خودم همینطور هاج و واج موندم ک واقعا چطور ممکنه ،مالی هم تقریبا چند سالی میشه حساب بانکیم ب لطف الله مهربانم خالی نشده اونم منتظر اینک ک من ظرف وجودیم رو بزرگتر کنم ک بزرگتر شه با باورهای مناسب البته…
خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای تمرین این جلسه ک تونستم انجامش بدم
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
الله یکتا و بی همتای من عاشقتمممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
به نام خداوندی که هر انچه دارم از اوست
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
تصمیم گرفتم این کامنت رو بنویستم و به سوالات پاسخ بدم که هم الان بهم یاداوری بشه هم در اینده نه چندان دور که دوباره این کامنت رو خوندم برام مرور بشه و فراموش نکنم مسیر رو
1- قبل از تغییر شرایط برام خیلی بد نبود در اصل عادی بود و فک میکردم دیگه همینه کار میکردم و با جنگهای خانوادگی و بی پولی روزهارو سپری میکردم نمیخوام توصیف کنم ک چجوری بود
2- سال اخر قبل اشنایی با سایت خیلی ب فکر این بودم ک باید جدی دنبال تغییر تو زندگیم باشم
اینجوری پیش برم اوضاع وحشتناک میشه اما چطور ؟ نمیدونستم
تا اینک دختر عمم سایت رو بهم معرفی کرد و با ذوق ازش تعریف میکرد از استاد و سریال ها
اما هیچ تمایلی به اینک گوش بدم نداشتم
فقط از سر رودربایستی رفتم داخل سایت ک مثلا دارم نگا میکنم بعدم گفتم خب این ی ادم پولداره که داره تو امریکا عشق و حال میکنه بایدم حالش خوب باشه
اما قلبم بهم میگف حرفای این ادم زندگیمو تغییر میشه ولی چرا هیچ رغبتی ندارم حتی ی ذره ب حرفاش گوش بدم؟(همون ک استاد میگه در مدارش نبودم )
تا اینک خدا ی شرایطی رو فراهم کرد ی شغل جدید که تایم ازاد داشتم و بخاطر اینک حوصلم سر نره یکی از فایل هارو گوش دادم
خیلی عجیب بود انگار تشنه بودم بهشون گفتم بعدی و بعدی و بعدی
تا اینک 3 تا فایل 3 برابر کردن درامدتون رو گوش دادم و اونجا که استاد گف اگ انجام ندی این تعهد رو دیگ گوش نده ی اطمینان خاصی داشت و گفتم اگ انقد با اطمینان میگ بزار انجامش بدم
و من جای’ تا سال اینده’ نوشتم تا سه ماه اینده درامدم سه برابر میشود
و من بعد 3 ماه شغلم عوض شد و ازونجا اومدم بیرون و وارد ی شغلی شدم ک همه چیش برام عالی بود شرایطی فراهم شد ک من بتونم در طول روز فایل گوش بدم و اونجا فایل 6 توحید عملی اون جرقه اصلی رو زد برای حرکت کردن
3- اولین اقدام عملی همون نوشتن تعهد بود و بعد تصمیم ب مهاجرت به ی شهر دیگ اما تنها
و چنان این ایده هیجان داشت برام ک حد و اندازه نداشت
انگار میخواستم تست کنم هم خودمو هم خدای خودمو ک من اگ تماما بهش اعتماد کنم و حرکت کنم چقدر کمکم میکنه و من چقد ایمان دارم ک نترسم
4- اول نوشتن رو شروع کردم ( منی ک با نوشتن مشکل داشتم و هیچ رغبت و علاقه ای ب نوشتن نداشتم)
یه دفتر خوشگل گرفتم و خیلی تمیز و زیبا شروع کردم هم ب نکته برداری هم سپاسگذاری
اخ اخ نگم ک الان شده تکه ای از وجودم اصن ی روز ننویسم روزم حساب نمیشه و چقدررر من عاشق نوشتن شدم و چقدرررر دست خطم عالی شده
و اقدام اصلی زندگی من مهاجرت به ی شهر دیگ بود
5- یادم نمیاد کجا گیر کردم ولی اگه هم بوده همه جا برام درس داشت و انگار باید اتفاق میفتاد
6- تغییراتی ک رخ داد این مهاجرتی ک انجام دادم باعث شد ایمانم قوی تر بشه
عزت نفسم بالاتر بره (چون من هیچوقت روم نمیشد تنهایی برم دنبال کار و همیشه بقیه برام کار پیدا میکردن معرفی میکردن اما با مهاجرت من خودمو مجبور کردم ک برم دونه دونه مغازه ها دنبال کار بگردم و مجبور شدم ارتباط بگیرم و با این اجبار تمرینات عزت نفس رو انجام میدادم )
احساس لیاقتم کم کم بهتر شد تا اینک با شغل خوبی ک خدا برام پیدا کرد تونسم دوره احساس لیاقت رو تهیه کنم
و با شروع این دوره معجزه ها رخ داد اصلا باورکردنی
رفتار صابکارم ب طرز عجیبی باهم خوب شد اون ادم پرخاشگر و مودی ک همش میترسیدم چیزیو بهش بگم مثل ی پدر مهربون باهام رفتار میکنه
درامدم بهتر شد و حتی تو شغلم بهم پیشنهاد کاری داده شد
شرایطی فراهم شد ک برم کلاس مورد علاقم ک تا قبل این دوره هرکاری میکردم نمیشد
و همینجور درگیر نتایجم و دلم میخاد تا پایان هر دو دوره دوازده قدم و احساس لیاقت خودم رو ببینم که چه تغییراتی برام رقم خورده
هزاران مرتبه سپاسگذار خداوندم که دستمو محکم گرفته و تنهام نمیزاره
سپاسگذارم بی نهایت استاد دوست داشتنی یکی از ارزوهام اینه که ی روزی با دست پررررر هر دوتاتونو از نزدیک ببینم و در اغوش بگیرم و بگممم ک تونستممممم
به نام الله یکتا
خداوندی که در هر لحظه در حال هدایت ما به سمت ثروتها ، نعمتها و برکتهای دنیوی و ٱخروی است.
سلام دوست عزیزم
سلام فاطمه خانم عزیز
سپاسگزارم به خاطر کامنت زیبا و تأثیر گذارت.
خداوند با نشانهای من رو به سمت کامنت شما هدایت کرد.
زیبا و جذاب بود متنی که نوشتی توی کامنتت.
خصوصاً بحث مهاجرت،
اتفاقا امشب آخرین صحبتهای من با برادرم که در همین مدار هستش ، حول همین صحبتها ، عزت نفس و مهاجرت و این صحبتها بود.
وقتی به صحبتهای شما برخوردم که بر اساس دسته بندی آگاهیهای دوره
عزت نفس بهش هدایت شدم ؛
با خودم گفتم چقدر زیباست که من در مدار همین صحبتها بودم و اتفاقاً به کامنت دوست عزیزی برخوردم.
اول که بسیار سپاسگزارم به خاطر نکته های خوب کامنتت
و دوما باز هم سپاسگزارم که وقتی گذاشتی و با ما به اشتراک گذاشتی.
به امید الله مهربان در اوج قدرت ببینمتون..
شاد و پیروز و سپاسگزار در تمام احوالات زندگیتون باشید.
در پناه حق
سلام
آریانم 21 سالمه و پسره زهره هستم.
در مرحله اول از خدا سپاس گزارم که دوباره منو بخشیدی و کمکم کرد دوباره برگردم به فرکانسی که شنیدن صدای استاد برام قابل تحمل باشه بقدری من دور شدم از فرکانس که یه جلسه احساس لیاقتو 1سالو نیم هست که نتونستم درست حسابی گوش کنم ولی الان روز سومی هست که با اشتیاق و علاقه میتونم فایل های دانلودی رو گوش بدم یه سرگذشت از خودم بگم .
سال مهر 401 منو خانوادم با شرایط نامناسب مهاجرت کردیم تهران شهر قدس یا همون قلعه حسن خان ، هیچ دوستی نداشتم افسرده بودم سرکار نمیرفتم ، وارد دانشگاه شدم اوضاع روحیم بهتر شد و بعد سال 402 آذر ماه من وارد شرکت فروش تلفنی سرویس قابلمه شدم اونجا با تصویر سازی و قدرت سپاس گذاری و حال خوب تونستم یک فروشنده تلفنی ماهر بشم در حدی که نشستم پشت تلفن های ورودی و هرکسی که از خرید منصرف شده بودو قانع میکردم به خرید ، سرپرست مجموعه که خیلی باهم رفیق بودیم استعفا داد منم بعد یه مدت با علم اینکه مجموعه سرپرست میخواد از مجموعه استعفا دادم وارد حوزه املاک شدم تو همون شهر قدس دو هفته کار کردم و فقط تجربه کسب کردم اما دلم نمیخواست شهر قدس کار کنم دوستی زنگ زد گفت بیا بریم چیتگر برای کار من رفتم صحبت کردم و قرار شد که از روز بعدی شروع به کار کنیم من علاقه داشتم اما دوستم فقط دنبال پول برای بخور نمیر بود ، اون بعد چند روز رفت و من موندم که چطور از شهر قدس تا چیتگر بدون ماشین برم خلاصه ، با دوره احساس لیاقت آشنا شدم مادر عزیزم یه مبلغی داد و به مبلغ جزئی کم داشتن و منم با کمال میل اون مبلغ گذاشتم روش و دوتایی خریدیم و بوم زندگیم ترکید ، اولین مشاور تازه کار دفتر شدم که اجاره نوشته ، دو روز بعد یه ماشین بهم خورد و فروختم ، کمیسیون اون هم درجا نشست به حسابم و هفته بعدش هم به اجاره دیگه نوشتم ، فکر کردم حالا دیگه من کی ام ، نقطه سقوط من از همونجا استارت خورد از سایت دور شدم خدارو کم کم فراموش کردم به جایی رسیدم که یک سال مشاوری کردم اما یک قرون هم درنیاوردم. تا در نتیجه خرداد 404 بیخیال ماجرا شدم از کار درومدم گفتم خب به حوزه ماشین علاقه دارم پول که ندارم دلالی کنم وارد دلالی شدم و یک نمایشگاهی حاضر شد به من با سفته یک میلیارد بده تا براشون خرید فروش کنم اما دیدم که ای دل غافل من که هیچی سر در نمیارم چی کنم ؟ چیکار کنم ؟ ادامه ندادم ، از وقتی که از املاک درومدم بودم ساکن هم ننشستم با وجود کلی غرور و تکبر رفتم جیگرکی سرکار ساعت 9 شب تا 4 5 صبح اونم تازه با وانت نه تو مغازه یعنی شاگرده دست فروشی شدم ، خلاصه گفتم برم در همین حین کارشناسی یاد بگیرم کجا چطور چجوری ؟ اسمس تبلیغاتی اومد که دانشگاه شریف یه بخش خصوصی داره و اونا اموزش میدن 4 روز با شهریه 10 میلیون بازم مادر عزیزم 6 میلیون بهم داد مابقیشو خودم گذاشتم روش و رفتم بازم در همین حین شاگرد جیگرکی بودم دورت تموم شد و من شدم کارشناسی که ب رو از و تشخیص نمیده که برسه به رنگ یا قطعات تعویضی ، گفتم چیکار کنم؟ چیکار نکنم ؟ باید شاگردی کنم تا اوستا بشم ، به رفیقم که دلال ماشینه سپردم یجارو پیدا کنه واسم و خدا دقیقا به وقتش به موقعش الان جایی که هستمو خالی کرد برام تا بیام شاگردی کنم دقیقا وقتی که خواستم شاگردی کنم شاگردای اوستام گذاشتن و رفتن و جا برای من باز شد صبح ساعت 10 تا ساعت 5 6 غروب شاگردی کارشناسی ، شب 9 تا 4 صبح کف خیابون شاگردیه جیگرکی ، شاگردی کارشناسی چون بحث آموزش بود حقوق نداشت و شاگردی جیگرکی ماهی 10 تومن خلاصه گذشت خسته بودم کلافه بودم دیگه بدنم بریده بود دوما با این شرایط من صبح ظهر شب کار کردم و دوستام گفته بود برای کسب درآمد حداقل باید 6 ماه یا بیشتر باید وابستم و یاد بگیرم یا جیگرکی باید میرفتم ، یا کارشناسی چون دیگه جونی نداشتم تصمیم گرفتم از جیگرکی درومدم و اوستام بهم گفت اشکال ندارد برای هزینه رفتم برگشتت یچی ماهیانه میدم دست خالی نباشی ماهی 3 میلیون و من الان سه ماه با ماهی 3 میلیون میگذرونم شاید باورتون نشه؛ من با سه میلیون شمال رفتم لباس خریدم بیرونم میرم قشنگ برکته 3 میلیونو دارم میچشم، تا اینکه یه پولی قرار شد برسه دستم تا خودم بتونم کاسبی ماشین بکنم 200 میلیون ماه گذشته که پول دستم نبود با 200 میلیون پراید مدل 90 میشد خرید اما تو آذر ماه با گرونی بنزین و این تفاسیر الان ماشین سالم نمیشه خرید کار کارشناسی خوابیده روزی یک ماشین کارشناسی میکنیم بحث خیلی زیاد بود تا اینکه دیگه خسته شدم و یادم اومد ماه اول املاک بخاطر چی خیلی خوب بود؟ چون استارت زدم ورودی کنترل کردم خودمو بستم تو سایت و الان امروز روز سوم منه که بیشتر روزو از ساعت 9 صبح تا 6 7 غروب تو سایتم و اینیستا کلا تعطیل صحبت با بقیه راجب گرونی تعطیل ، حداقل نتیجه این سه روز اینکه اعصابم آرومه رابطم با خانوادم و پارتنرم نرم تره و خودم آدم بهتری ام تازه 350 هزار تومنم به حسابم از خزانه الهی واریز شد ، دیگه نگران نیستم که پولم نقده ، نتونستم ماشین بخرم طلا رفت بالا ماشین گرون شد .
من که راضی ام سه روزه از 1 سال پیش آدم اروم تری شدم در حد خودم توکلم بهتر شده ، و حتی اگه کلامیه میتونم بگم برام مهم نیست خدا برام ماشین میشه خدا برکت پولم میشه حالا هرچقدر ماشین و طلا گرون بشه.
خدایا سپاس گزارم ازت میخوام منو درمسیر کسانی که بهشون نعمت داده ای قرار بده ، هروز زندگیمو پر از حس حضور و معجزه هات بکن دلم میخواد بهت نزدیک تر بشم و کمکم کن تا آخرین لحظه عمرم در مسیر توحید یکتا پرستی و تسلیم بودن در برابر تو پیش قدم باشم .
از خدا هم سپاس گزاری میکنم که استاد عزیزم و در مسیر من قرار داد تا ایشونو الگو خودم قرار بدم.
استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته از شما دو بزرگوار بابت سایت خوبتون آگاهی های الهی که به صورت رایگان و هدیه در اختیار ما گذاشتید هم سپاسگزارم.