این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
پس هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند، برای آنان پنهان داشته اند.
سلام به استاد جان و مریم جانم و رفیق های بهشتی عزیزم
خداروشکر بخاطر رزق های قشنگی که امروز دریافت کردم
پروژه تغییر را در آغوش بگیر ، جلسه دوم :
قبل از تغییر کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
راستش من خیلی تکاملی با شما استاد جان آشنا شدم و قبل از اینکه به این سایت بهشتی هدایت بشم با اساتید دیگه بودم که برای مدار اون زمانم بهم کمک کرد آگاهی هاشون ولی کاملا موقتی بود و مثل مُسَکِن بود، چرا؟؟ چون کسی بهم نگفته بود قانون جهان اینه که احساس خوب برابر با اتفاقات خوبه و اگه بدونی آتیش دستت رو میسوزونه دیگه با هیچ دلیل و منطق و بهانه ای دستت رو نمیکنی تو آتیش. طبق قانون وقتی که من آماده شدم خداوند من رو به سمت شما هدایت کرد تا آگاهی هایی که دریافت میکنم خالص تر باشه، استاد جان شما خیلی راحت قوانین جهان رو مطرح کردین،بدون تفره رفتن، شما من رو با قرآن آشنا کردین و خوندن کلام خداوند شده یار همیشگی من و همسرم و قلبمون آروم میگیره با خوندن و عمل کردن بهش.
قبل از آشنایی با شما من تو زمینه های مختلف بگیر نگیر داشتم، یعنی یه مدت کوتاه خوب میشد همه چی (هم در زمینه روابط با دیگران هم رابطم با همسرم، هم سلامتی و هم کار و کسبم) و بعد از یه مدت دوباره همه چی عقبگرد داشت ( الان که فکر میکنم میبینم من ناخودآگاه وقت هایی که سپاسگزاری میکردم از ته قلبم اتفاقات خوب خیلی نرم و روان میوفتاد تو زندگیم ) و من ناخودآگاه داشتم به قانون عمل میکردم ولی واقعا نمیدونستم این قانون اصلی جهانه، خدارو صد هزار مرتبه شکر که هدایتم کرد
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
از وقتی که آموزش های شما رو دنبال کردیم ( من و همسرم ) و فهمیدیم قانون چیه، سعی کردیم راجع به ویژگی های منفی دیگران اصلا صحبت نکنیم، حتی الان طوری شده که بقیه هم میدونن ما از این عادت خوشمون نمیاد و دیگه خودشون هم وقتی ما کنارشونیم در مورد ویژگی منفی بقیه صحبت نمیکنن ( واسم شده مثل آتیش واقعا ) و فقط راجع به چیزهای خوب صحبت میکنن، یعنی یه جورایی چون ما تغییر کردیم رفتار جهان هم با ما تغییر کرده
و همین صحبت نکردن در مورد دیگران و تمرکز گذاشتن روی زندگیمون و دیدن نعمت های زندگیمون، باعث شد که کم کم شرایط زندگیمون بهتر بشه و به طرز عجیبی اطرافمون خالی شد از آدم هایی که دیگه هم فکرمون نبودن و همین باعث شد ما با قدرت بیشتری بتونیم رو خودسازیمون کار کنیم و زمان بذاریم و قدم خیلی خیلی مهم دیگه ای که برداشتیم این بود که در مورد چالش هایی که واسمون پیش میومد دیگه با هیشکی صحبت نمیکردیم آگاهانه و همین باعث شد که چرخ زندگیمون روون تر بشه و این رو هم از آموزش های شما یاد گرفتیم استاد جان
وقتی صحبت های رزا عزیز را شنیدم غرق حس و حال عجیبی شدم و همه وجودم به لرزه دراومد.
قبل از تغییر، به خاطر شرایطی که در اون بزرگ شده بود بشدت پرخاشگر و عصبی بودم، احساس قربانی شدن داشتم، خودم را فراموش کرده بودم خودم را آدم حساب نمیکردم، هیچ ارزشی برای خودم قائل نبودم، بسیار سست اراده و باری به هرجهت بودم. خودم را مسؤل خوشبختی نزدیکانم میدیدم و احساس گناه دایمی داشتم.
دوره عزت نفس باعث شد کمی از پرخاشگری من کم بشه ولی من در مدار های خیلی پایین بودم و خیلی شخصیت ضعیفی داشتم بخاطر همین تغییر برای من خیلی خیلی سخت بود.
دوره عشق و مودت تهیه کردم و کار کردم اما پروژه خانه تکانی ذهن خیلی بمن کمک کرد درین پروژه من تقریبا هر روز کامنت میذاشتم و کامنت گذاشتن و کامنت خواندن باعث شد درک من از قانون بیشتر بشه میتونم بگم روش کار کردن روی باور ها را یادگرفته بودم بعد ازین پروژه وقتی من دوباره دوره عشق و مودت را کار کردم تازه میفهمیدم استاد چی میگن و به اهمیت این دوره پی بردم
همینطور فایل های هدیه را هم کار میکردم و کم کم مدارم بالا رفت و به لطف الله تونستم دوره احساس لیاقت را تهیه کنم
مهمترین و تاثیرگذار ترین دوره برای من دوره احساس لیاقت است واقعا این دوره برای من مثل یک معجزه است در زندگی من
با پاسخ به سوالات خودشناسی هرجلسه من اشک ریختم، درهای جدیدی از آگاهی بسوی من باز شد خیلی دردآور بود برام وقتی فهمیدم در تمام سالهای عمرم خودم دشمن خودم بودم و دشمنی بیرون از خودم وجود نداشته و همچنان احساس خوشحالی داشتم و دارم که میتونم اوضاع را تغییر بدم.
تغییراتی که در شخصیت و زندگی من ایجاد شده:
از یک دختر پرخاشگر، عصبی و بشدت واکنشگرا تبدیل شدم به یه دختر آرام، صبور و خونسرد طوریکه اطرافیانم میگن چقدر تو آرام شدی.
احساس گناه و احساس قربانی شدن در وجودم خیلی کمرنگ شده
دیگر خودم را ناجی دیگران نمیبینم و تمرکزم روی خودم است
تونستم از شغل کارگری بیام بیرون و در کنار یک استاد کار بلد هم مهارت یادمیگیرم هم حقوق میگیرم و تایم ازاد دارم برای اینکه روی باور هام کار کنم
یادگرفتم خودم را سرزنش نکنم و برای خودم ارزش قائل باشم
احساس نیازم نسبت به خواسته هام کم شده کمتر عجله دارم.
کار کردن روی باور هام روتین زندگیم شده
و حال و احساس خوبی دارم در اغلب اوقات احساس سپاس گذاری دارم
قلبم آرومه
در اکثر اوقات احساس آرامش و یقین دارم
دیگر کمتر خودمو مقایسه میکنم
ترس هام کمتر شده.
و این بهبود و تغییر در تمام جنبه های زندگیم تا روزیکه زنده ام ادامه دارد
خیلی ممنون از رزای عزیز. چقدر من از صحبت های رزا عزیز لذت بردم و چقدر صدای ایشون دلنشین و لذت بخش بود برای من و بیشتر از همه داستان تکامل و قدم هاشون که فوق العاده بود و حسابی الهام بخش من بود خصوصا همون تیکه ای که خود استاد هم بهش اشاره کردن که رزا جان برای شرکت ها رزومه می فرستاد ولی اون ها اصلا جوابی نمی دادن و زمانی که این شخص به رزا جان گفتن که ما به شما نیاز نداریم ایشون بخاطر همین جواب دادن شکرگزاری کردن و این برای من خیلی الهام بخش بود چون خودم هم خیلی رزومه ام رو برای شرکت های مختلف می فرستادم اینو خیلی خوب درک کردم. بارها شده بود که رزومه می فرستادم و هیچ جوابی نمی گرفتم و یا رد می شدم و خب من مثل رزای عزیز نمی تونستم برای همین جواب رد شنیدن هم شکرگزار باشم برای همین فهمیدم که رزا جان چقدر عمیق خوداش رو تغییر داده و روی خودش کار کرده و منم باید همین کار رو انجام بدم و این قدر شکرگزاری بکنم برای کوچک ترین چیز های توی زندگیم تا ناخودآگاه شکرگزاری بتونم بکنم و عمیقا تغییر کنم.
1.قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ قبل از تغییر در یک اتاقی در خونه پدر و مادرم بودم که هیچ حریم شخصی نداشتم و نمی تونستم حتی لحظه ای با خودم خلوت کنم هر هفته مجبور بدم برم دیدن فامیل هایی که افراد بشدت منفی بودن و زمانی که کنار اون ها بودم اصلا حالم خوب نبود و اون ها هم با من بد رفتار می کردن و در اطراف هم پرشده بود از افراد و دوست های نامناسب که کنار هیچ کدوم شون من درون ان خوشحال نبود و فقط تظاهر به خوشحالی می کردم و همیشه به دنبال راضی کردن دیگران و گرفتن تایید از اون ها بودم و خودم رو مثل یک وسیله برای خوشحال کردن اون ها در اختیار شون می گذاشتم و به خودم هیچ احترامی نمی ذاشتم و توی هیچ کاری هم مهارت نداشتم و خودم رو ناتوان می دونستم و همیشه وابسته به پدر و مادرم بودم.
2 .جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ اولین فایل از استاد که باعث شد من اصلا به دنبال تغییر خودم باشم و برای موفقیت خودم تلاش کنم کتاب رویا هایی که رویا نیستن بود که با هدیه رایگان استاد که برای تشکیل اکانت در سایت به من داده شد خرید ام اش و خوندم اش و باعث شد تمام آرزو ها و هدف هایی که فراموش شون کرده بودم و فکر می کردم این قدر غیرممکن و نشدنی هست که بهتره بی خیال اش بشم تا اصلا نا امید نشم رو بیاد بیارم و (( باور کنم که می شود به این خواسته ها رسید )) و این شد که با این جرقه آتیش تغییر در وجود من روشن شد و من هر روز به شوق تغییری که با تمام وجود ام می خواستم اش از خواب بیدار می شدم و روی خودم تا شب که می خواستم بخوابم کار می کردم هر لحظه و هر جا من فقط به قوانین و حرف های استاد فکر می کردم و برای خودم بار ها و بار ها توی ذهنم تکرار شون می کردم.
3.اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ اولین قدم کوچیک من این بود که آروم آروم با قدم های خیلی کوچیک شروع کنم به ساختن یه شخصیت قوی و همین طور کسی که به خودش احترام می زاره و برای خودش ارزش قائل می شه
4 .فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتم:(
1.شروع کردم به مرتب کردن وسایل ام و اتاق ام و رسیدن به خودم و غذای سالم خوردن و ورزش کردن و لباس خوب برای خودم خریدن و کادو های مختلف برای خودم
2.فاصله گرفتن از افرادی که کنار شون احساس خوبی نمی گرفتم خیلی اروم اروم از کمتر کردن صحبت با این افراد تا نزدیک شون نشدن و کمتر دیدن شون و هم صحبت نشدن با این ادم ها و سکوت کردن
3 .شروع کردم به یادگیری برنامه نویسی که بهش خیلی علاقه داشتم و هر روز بطور تکاملی و آروم آروم روی اون کار می کردم حتی اگر یک کد ساده هم می زدم و کار می کرد بابت اش خیییلی خوشحال می شدم و خدا رو شکر می کردم و هر روز سعی می کردم که روش کار کنم حتی اگر کاری که انجام می دادم خیلی کوچیک بود و به ظاهر بی تاثیر بود .
5.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
چالش: جایی من بیشتر از همه گیر کردم که هر کاری می کردم توی کارم موفق نمی شدم یک پروژه ای داشتم که هر چقدر که روش کار می کردم باز نمی تونستم تموم اش کنم و هعی به مشکل می خوردم
غلبه: خودم رو رها کردم و گفتم خدایا من نمی دونم و تو می دونی هدایتم کن, دقیقا بعد از این گفتن این جمله و رها کردن خودم و سپردن خودم به خدا,یک ایده ای هدایت شد به من که فورا با کارفرما قرار گذاشتم و ایده رو بهش گفتم و اون هم قبول کرد و من اجراش کردم و مشکلی که یک سال من درگیر اش بودم توی 3 روز حل شد و پروژه تموم شد
6.نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ تمام اطرافیان نامناسب از من دور شدن و من دوست های بسیار خوبی پیدا کردم, رفتار بقیه با من بسیار تغییر کرد , اعتماد به نفس من خیلی رشد کرد و تونستم به خود باوری برسم, وابستگی من به دیگران بشدت کم شد و مستقل شدم , به درآمد مالی رسیدم و در کارم خیلی پیشرفت کردم , حریم شخصی پیدا کردم و روابط بیشتری سر شار از عشق احترام برام خدا ساخت , سلامتی ام و بدن ام خیلی بهبود پیدا کرد و از یک فرد بسیار چاق به یک فرد لاغر تبدیل شدم که وزن متعادل و بسیار خوبی داره , تونستم از بی برنامه بودن به یک روتین روازنه برسم و آرامش من در زندگی هزاران برابر قبل شد من خیلی خیلی نسبت به قبل در زندگیم آرامش دارم و همه این نتایج رو در سن 17 سالگی خدا به من داد(اصلا نمی شه بقول استاد کردیت اش رو به خودم بدم چون هر آنچه تا به امروز بدست آوردم رو من فقط در خواست کردم و خدا به من داده و من فقط به آنچه بهش هدایت شدم عمل کردم که این نتایج رو بدست آوردم) و بابت اش خیلی از خدا سپاس گذارم.
میخاستم ازاول آبان هفته ای 2/5کیلو وزنمو پایین بیارم این هفته با اتفاقاتی که برام افتاده 10روزه 2کیلو وزنم اومده پایین با رژیم پیاده روی ورقص ،الان چون حالم خوبه باید باتمرکزبالاتری به هفته ای 2/5کیلوبرسونم که تا 3ماه آینده کشتی نوح روساخته باشم وبه الهام خداوند عمل کنم ،البته این هفته گذشته تمرکزمو رابطه عاطفی پایین آورده بود ، هرچی که تمرکزم میره سمت ورزش راحتتر وزنم میادپایین چون کمترفکرمیکنم ورژیم راحتتری میگیرم .
بخدامیگفتم من خدایا یک بچه دیگه میخام ایا الان مثل قدیم بچه دارمیشم خدا بمن درعمل ثابت کرد که هنوزم بدون اینکه خودم بفهمم میتونم بارداربشم راحت وبی دغدغه .وکاملا سالم هستم خداروشکر .
میگم عزیزم انگارخوشت میادمن قهرکنم نازکنم و سکوت کنم توبیای دنبالم تادوباره به صحبتهامون ادامه بدیم :))))
قبل از اینکه من با استاد آشنا بشم زندگیم مملو از ترس و نگرانی و دلشوره بود.من از نظر روحی آدم مریضی بودم.حالم خوب نبود.افسرده بودم.روابطم افتضاح بود.هیچ کنترلی روی افکارم نداشتم مثل برگی در باد بودم.دور و برم پر بود از آدمهایی که هیزم بر آتش حال بدم بودند.به شدت حرفهای بقیه روم اثر میذاشت به شدت آدم دهن بین و گوشه گیری بودم بسیار منفی نگر بودم.ارتباطم با خدا که هیچ یه خدای الکی بود.واقعا قعر جهنم درون خودم زندگی میکردم و من یکجایی استپ کردم .عاجزانه به خدا التماس کردم که کمکم کن من دیگ این زندگی رو نمیخام و اینجا بود که بعد از مدتی با استاد عزیزم آشنا شدم.
جرقه؛من اون موقه ها اینستاگرام داشتم و صدای استاد در فایلی که میگفت ایمان یعنی احساس یقین اگر هنوز نگرانی یعنی ایمان نداری…. این بریده صحبت های استاد از تو فایل هاش که کنار هم گذاشته بودند و توی بعضی پیج ها بود. من بعد از اون وارد سایت استاد شدم.
تکامل:اولین اثر این آگاهی ها در من شرکت در دوره آموزشی مربوط به کارم بود که بسیار باعث پیشرفتم شد در واقع سرمایه گذاری روی خودم باور کردن توانایی هام ،افزایش اعتماد به نفسم همه نتیجه این آموزش ها بود.و هنوزم این آموزش دیدن ها ادامه داره و پیشرفت روزانه و گام به گام دارم و هر روز دارم بهتر میشم از نظر مهارت.شکر گزاری راندا برن و که تقریبا همیشه انجام میدم و تمامی هم نداره دیگ این وظیفه ماست که شکرگزاری و یاد بگیریم و هی بهتر و بهتر بشیم که بیشترین اثرش و در سلامتی و روابط و آرامشم میبینم. ستاره قطبی هم یک عادت شده برام اما نمیتونم بگم خیلی توش عالی ام. چون به قول استاد ما در یک محیط ایزوله نیستیم و مداوم باید تنظیم مسیر کنیم ،خیلی باید مسلط بشیم به کانون توجهتون ولی در کل بسیار از قبل بهتر شدم .اهرم رنج و لذتم که در مورد ثروت ساختم با دوره روانشناسی ، میفهمم چقدر دیدگاهم عوض شده.چون من واقعا قعر باورهای افتضاح بودم و الان دارم میفهمم که چقدر تعهد میخاد و چقدددددددر بایدکار کنم روی خودم تو این مسیر. اما اونجایی که استاد میگن شما به چشم نمیبینی اما اون نون تازه داره برات آماده میشه و جهان داره کارها رو انجام میده این ایمان به نتیجه قانونه.تقریبا میتونم بگم این فاصله فرکانسی با احساس خوب،داره پر میشه.
چالش و غلبه:گیر که خیلی جاها هنوز گیر میکنم اما شکر خدا سریع برمیگردم.مثلا گاهی میفهمم که حالم خیلی خوب نیست و از کجا نشئت میگیره اما تنظیم مسیر میکنم اینم بگم که انگار هر بار خداوند هدایتم کنه به چیزی که مهر تایید باشه به آگاهی های استاد ، سالها بود که کتاب راز و 4 اثر اسکاول شین توی کتابخونه خونم بود و نخونده بودمشون. اما به تازگی رفتم سراغ این کتاب ها و انگار بعد خوندن آنها ،عمیق تر صحبت های استاد و میفهمم و خییییلی بهم کمک کرده.
تغییرات: در مورد احساس که صادقانه بگم قبلا من در یکسال شاید 2 یا 3 روزش حالم خوب بود خیییییییلی کم و به ندرت پیش میومد کمی حالم خوب باشه ولی الان خیلی خوب شدم و میدونم که چقدر جا داره بهتر بشم. اما واقعا آدم قبلی خودم برام غیر قابل درکه. از نظر مالی هم دارم کار میکنم و درآمدم دیگ صفر نیست و این خودش بسی جای امید داره که بهتر و بهتر بشه.از نظر رابطه با همسرم مدتهاست که یادم نمیاد سر موضوعی ما با هم اختلاف داره باشیم غیر از یه موردای کوچکی در ارتباط با بچه ها که اونم فورا حل میشه.خواهر و برادرانم که همشون توی در و دیوارن تقریبا دیگ نمیبینمشون. و جهان جدا کرده ما رو از هم.یکی از بزرگترین تغییر شخصیت من اینه که دیگ نسبت به کسی کینه و نفرت ندارم.فهمیدم که بخشش دیگران بزرگترین لطف در حق خودمه.در صورتی که قبلا با کینه از خیلی ها زندگی میکردم. دوره عزت نفس باعث شده خیلی بیشتر خودمو دوست داشته باشم و اینو از برخورد دیگران با خودم میفهمم.
امیدوارم خداوند قدمهای ما رو استوار کنه قلبمون و با ایمان محکم کنه و عزم راسخ برای عمل به قوانینش بهمون بده.آمین
استاد عزیزم من از اون روزی که این فایل رو گوش دادم خیلی خیلی هم از صحبتهای رزای عزیز و از صدای قشنگش از داشتن ایمانش از اون قدم برداشتن های با تکاملش لذت بردم و چقدر به من انرژی و انگیزه داد
و من از اون روز روزی یه بار این فایل رو نگاه میکنم و صحبتهاشو گوش میدم و هر دفعه یه چیزی متوجه میشم و درک میکنم
استاد ممنونتم برای اینکه این نتایج عالی رو با ما به اشتراک میذارین و هر دفعه باورهامون ایمانمون بالا تر میره
چقدر کمک کننده هستن این طور صحبتها که میان برای ما توضیح میدن که کجا بودند و به کجا رسیدن با چی فرمولی با چه تمرینی
قبل از آشنا شدن با این آگاهی ها من کسی بودم از درون خودم را بی اهمیت میدانستم بخاطر خودم کاری نمیکردم فقط برای تایید گرفتن از دیگران هر کاری میکردم وقتی تایید گرفته نمیتوانستم خیلی گریه میکردم خودم را سرزنش میکردم احساس خشم افسردگی غم وهمه احساسات منفی در وجودم جا داشت.
جرقه بعد من یکی از فایلهای استاد عرشیانفر راشنیدم دیدم شنیدن این فایلها روی من اثر میگذاره بعدا از طریق همون کانال که فایل استاد عرشیانفر را شنیده بودم فایلی استاد عزیز که بنام فقط روی خدا حساب بازکن آشنا شدم وقتی شنیدم خیلی خوشم آمد بعدا یک کانال تلگرام که بنام استاد بود را پیدا کردم ودوره قانون سلامتی واحساس لیاقت را خریدم اما بزودی متوجه شدم که استاد فقط ازسایت محصولات را میفروشد اون یک کانال کلاهبردار بوده همون فایلها را حذف کردم ودیدم درسایت قیمت محصولات خیلی بالاست منم شروع کردم از فایلهای ومطالعه سوالات وپاسخ های عقل کل وکمک از نشانه برای تصیماتم
حالا زندگی من نسبت به قبل خیلی تغییر کرده من آرامش دارم احساس خوشحالی وسپاسگزاری دارم با شنیدن فایلها مخصوصا داستان رزا عزیز فقط اشک شوق میریزم منی که قبلا اشک نا امیدی میریختم حالا اشک امید وشوق میریزم خداوندا سپاسگزارم چقدر من تغییر کردم که اینجا بین این همه خوبان کمنت مینویسم منی که علاقه یی به کمنت نویسی ندارم اما بعضی مواقع در این سایت کمنت مینویسم.
چالش وغلبه من از حرف زدن در جمع هراس داشتم حتی مراسم فاتحه وسایر مراسم ها هراس داشتم حاضر بودم مریض بشم ولی تو اون جمع ها شرکت نکنم با سایت من دانستم که این نشانه هایی کمبود عزت نفسه من باید با ترسهام روبرو بشم من کم کم بر این ترس با شرکت در چنین مراسم غلبه کردم از این لحاظ راحتم
اول ازهمه یه چیزی بگم،اینکه من اینجا میخام بنویسم آره منم حالم بدبود،منم شکست خوردم این یعنی من مرضیه، عزت نفسم رشد کرده،یعنی دیگه نگران این نیستم نکنه کسی خوشش نیاد،نکنه قضاوت بشم
من قبل از تغییر درچاه تاریکی بودم،کارم همش گریه بود،احساس گناه واحساس قربانی شدیدی داشتم،خودم رو توی اتاق ازبقیه قایم کرده بودم.
یه چیزخیلی جالب بگم ، نحوه آشنایی من با شما ازطریق خانم تیموری ،مادر فرزندتون بود،
من پیج ایشون رو میدیم ووقتی توی هایلات داستان زندگیش رو گفتن خیلی کنجکاو شدم که همسر سابقشون کی میتونه باشه، و وقتی توی اینترنت سرچ کردم اسم شما بالا اومد،اون جا اسمتون رودیدم،فایل های چند دقیقه ای دیدم
و بعدا یه دوست خیلی خوب ،که دانشجوی شماست،آدرس سایت رو بهم داد.
کم کم باعث شد خودم رو ببخشم،وقتی که شروع کردم به نوشتن شکرگذاری، ذهنم به شدت مقاومت داشت،می گفت کو،کجا ومن همش به دنبال اتفاقات خوب درگذشته بودم ولی حالا،به لطف خودش حتی برای خواسته هام میتونم شکرگذارباشم،دیگه ذهنم نمیگه کو،کجا،بلکه میگه اگه اون دفعه شده،پس الان هم میشه
ومارمیت اذ رمیت(آیه 37/سوره انفال )
خدایا هرعمل وفعل من ناشی از اراده ی توست و من بدون تو ونیروی تو هیچ نیستم
اگه الان من فکرمیکنم بهترشدم وکسی هستم ازجانب توست
اما بعضی وقتها این سوال برام پیش میومد،که استاد میگه ایمان بدون عمل مفته،،،،میگفتم نکنه منم جزو همین دسته هستم ،،اما بعدها متوجه شدم همین کارها یعنی عمل.
میخام یه چیزی بگم که خیلی برام جالب بود،،که جزو اولین کارهای محکم توی زندگیم بود،یکی از اعضا خانواده ام کار دادگاهی داشت و ازمن خواست که باهاش برم برای منی که اصلا اونجاها تاحالا نرفتم،هرچند بنده خدا خودش هم قبلا اونجا نرفته بود،اما میفهمم که آبشخور همه چیز باوره.
اما اینجا جایی بود که بگم نه،،من بعدازاون همه فایل گوش دادن،متوجه شده بودم نباید ازروی دلسوزی کاری انجام بدم،با مخالفت خیلی زیاد من نه گفتم،،و اون لحظه اون نه برای من کار خیلییی بزرگی بود انگاری که کارشاخی انجام داده باشم ،،اما اونجا بهترین کاری بود که شجاعتش رو ازگوش دادن به حرفهای استاد پیدا کرده بودم،خدایاااااشکرت واقعا خداروهزاران بارشکر، چون اگه می رفتم قضیه به اونجا ختم نمیشد
چالش وغلبه:
من ازدرامدی که با 400 پول یارانه میشد 2100 هدایت شدم به یه کاری بادرامد 13 میلیونی،اما اونجا بدون درنظر گرفتن مدارها خیلی سعی کردم حتما واردکار بشم اما نشد
پذیرفتنش تا یک ماه برام طول کشید اما همین که با خودم حرف زدم وبه خودم یادآوری کردم،قانون تکامل رو،،قانون دوبرابری رو،، وارد یه کاری با درآمد 4تومن شدم که فقط دوهفته توی کاربودم،،وبعد هدایت شدم به همون کار13 تومنی که بعد درآمدش بیشترشد درآمدم رشد کرد وتونستم خیلی ازچیزهایی که تا اون سن دوست داشتم اما نداشتم رو بخرم.
الهیییی شکرت برای این لحظه، برای این نفس،برای آگاهی های نابی که درونم رو بیدارتر وقلبم رو روشن تر و چشمانم رو پرنورررر تر کردن.
خداجونم شکرگذارم برای ذوق وشوقم برای یادگیری، عشق ورزیدن،تغییر، رشد
خدایاااااشکرت برای کسایی که دوستم دارن وبهم عشق می ورزن،خدایاااااشکرت برای کسایی که من دوستشون دارم
چقداین گفتگو رو من دوس داشتم دارم خدایاشکرت سپاس از خدای عزتمندم سپاس از استاد توحیدیم سپاس از رزای عزیزم شاگردتوحیدی استادودانشگاه توحیدی استادعباسمنش واقعا لذت بردم گفتگویی که همش توحید بود و توحید زرای عزیزرفتی سر اصل مطلب سپاسگزاری سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده بایدم خدارو یه جوان آبی ببینی بایدم باجواب منفی بگی خدایاشکرت وقتی تو فرکانس خداوندی فقط زیباییارو میبینی چون از نگاه رب داری همه چی رو میبینی خداروشکرمیکنم این تجربه رو داشتم.منم با سپاسگزاری فقط سپاسگزاری که رزاجان میگن خیلی سخت بود واقعا سخته وقتی همه چی خوبه راحته سپاسگزاربودن ولی تو شرایط سخت روحی ومالی تحت فشار باشی درا بسته باشه بتونی سپاسگزار باشی سپاسگزاری که واقعی باشه واقعا جهاد اکبرمیخواد بقول استاد
و درایی رو باز میکنه دستایی رومیاره کارایی میکنه که فقط میگی وعووووووو
تعقیرات من از جهنمه خود ساخته ام باهمین یه کاربود سپاسگزاری با یه فایل از استاد که گفتن فقط همین یه کارو انجام بده همین جوری که عادتت بشه و من ورد زبانم خدایا شکرت بود با دیدن یه برگ.یه بچه اصن همه چی من همیشه میگم خدا واسه من کاری کرد که بزرگتر از کاری که واسه حضرت موسی وقومش کرد.من تو اون شرایط بود میدونم چه معجزه ای کرد سپاسگزاری دوستان باید سپاسگزاری بشه جزیی از وجودمونا به خودم میگم من استپ کردم واسه اینکه فقط اول صبح یه سپاسگزاری میکنم دیگه تمام ولی اون زمانا هرلحظه سپاسگزاربودم هرلحظه
سال 97 بدنبال چالشهای ارتباطی وشغلی ونگرانی واضطرابی که باورهای محدودکننده مذهبی وفرهنگی شرایط رو سخت تر میکرد واحساس گناه برای تصمیم هایی که خودم (با عدم توجه به خواسته های دیگران ) میگرفتم رو تشدید میکرد،،،اولین بار بدنبال شنیدن فایلی ،،که استاد شعر ملاصدرا رو خوندن،،،چنان آرامش ورهایی احساس کردم وایمان پیدا کردم که فقط باید همین مسیر رو ادامه بدم که هنوز هم ادامه داره وطی کردن مسیر تکاملی ام بهم کمک کرده که آگاهانه به رفتار وگفتارم در لحظه توجه کنم وبپذیرم که خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام رو خلق میکنم.
2- جرقه:کدام فایل/ جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟؟
بدنبال شنیدن شعر ملاصدرا(که از طریق یکی از آشنایان دریافت کردم،فایلهای محصولات در تلگرام برام ارسال شد ومن مشتاقانه فقط گوش میدادم ومیگفتم چرا من اینقدر دیر متوجه این آگاهی ها شدم وچنان غرق بودم که بعد از شنیدن چندین محصول،،،پیگیری کردم وعضو سایت شدم واون فایلهای محصولات را پاک کردم) فایل توحیدی جلسه 6 اولین فایلی بود که بدنبال عضویت در سایت براش کامنت گذاشتم وسپس تمام محصولاتی که غیر مجاز گوش داده بودم رو خریدم وکامنت زیبای خانم اشکی رو دریافت کردم ونمیدانستم که در پاسخ به ایشان دلیل خرید همه محصولات را بنویسم که چون قبلا همه را گوش دادم وخواستم از راه درست این مسیر رو ادامه بدم وهنوز اول راهم ،،،،ولی فقط تشکر کردم وحتی در پروفایلم هم بدنبال مقاومتهای ذهنی واینکه هنوز نتیجه ای نگرفتم،چیزی ننوشتم،والان شکر گزار خداوندم که تو این مسیر هستم وتکاملم رو با بهبود کمالگرایی ام طی میکنم ومتعهدتر شدم که قدمهای هر چند کوچک وبهبودهام رو ببینم وبنویسم وبه دلیل رفتارهام وافکارم آگاه تر شوم.
3- اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟؟
گوش دادن مکرر به فایلهای توحیدی وشکر گزاری ونوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وتجربه زیبایی های طول روز ونشانه هایی که اضطراب ونگرانی ام رو کم کرد وآرامش گرفتم.
4- فرآیند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی( مثلا: شکر گزاری روزانه،دفتر باورها،اهرم رنج ولذت، ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته،و….) با مثال مشخص
نوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وشکر گزاری زیبایی ها که متناوبا ادامه داشت،هر چند گاهی با کمال گرایی ،نتیجه ها رو نادیده گرفته وبدیهی میدونستم ومجدد با انرژی بیشتر بدنبال مومنتوم منفی که رخ میداد، شروع به نوشتن وپیاده سازی میکردم وگاهی این مقاومت ذهنی وتمایل به بی نقص بودن ومقایسه کردن باعث میشد، محصولات را اکثرا علی رغم گوش دادن نصفه ونیمه رها کنم وعجولانه محصول دیگه ای رو شروع کنم ،که مبادا عقب بمونم واین سیکل معیوب پروسه رشد وخودشناسی من وشناخت باورهای محدودکننده ام را ،کندتر کرد،،،،هرچند شکر گزار ادامه دادن هستم ومتعهد تر از قبل به نشانه ها وهدایت خداوند توجه میکنم.
البته اهرم رنج لذت را برای مواردی از خواسته هام نوشتم وخیلی بهم کمک کرد ولی ادامه ندادم وتحسین میکنم دوست عزیزمون رزا جان که گفتند دفترها نوشتند ونتایج شگفت انگیزی خلق کردند واین نشونه متعهد بودن وعملگرا بودن هست.
نا امیدی وچالش تضادهای کاری وارتباطی با دیگران وتجربه تضادها ونازیبایی های بیشتر
تمرکز مستمر روی گوش کردن فایلهای توحیدی وگوش کردن دوره عشق ومودت وپیاده سازی دوره ثروت یک که معجزاتی رخ داد وبا احساس عدم ارزشمندی تجربه زیبایی ها کمتر شد ومجدد بدنبال نشانه های تضادی که تلاش برای تغییر دیگران ودیدگاههاشون داشتم،،،ترجیحا سکوت کردم وآگاهانه روی خودم وادامه مسیر متمرکز شدم،،،بویژه نوشتن که به من بیشتر کمک میکنه وکنترل ذهن بهتری بهم میده.
6- نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟
( احساس، روابط،سلامتی، کار،مالی )
با شروع گوش کردن فایلهای توحیدی هر روز اول صبح با احساس آرامش وتوجه آگاهانه به نشانه های هدایت خداوند مثل روابط بهتر،راحت انجام شدن کارهام ،امیدوار تر وبا ایمان بیشتر زیبایی های زندگی ام وافراد وشرایطی که خداوند سر راهم قرار میداد رو مینوشتم و شکر گزاری میکردم .
با انگیزه وانرژی وشورو شوق بیشتر زمانیکه روی فایلها متمرکز میشدم ومینوشتم،،به ورزش وسلامتی وتغییر زاویه دیدم در چالشها بیشتر توجه میکردم وحاشیه ها ونازیبایی های شرایط کاری ام کم میشد وبهبودهایی در روابط وشرایط مالی ام وراحتی انجام کارم تجربه میکردم که زمانیکه خودم تقلا وتلاش میکردم،،،،علی رغم مسئولیت پذیری وتعهد خوب در کارم،،،،تجربه نمیکردم،،واین تجارب ایمان وانگیزه من رو برای ادامه مسیر بیشتر میکرد.
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (سجده 17 )
پس هیچ کس نمی داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می داده اند، برای آنان پنهان داشته اند.
سلام به استاد جان و مریم جانم و رفیق های بهشتی عزیزم
خداروشکر بخاطر رزق های قشنگی که امروز دریافت کردم
پروژه تغییر را در آغوش بگیر ، جلسه دوم :
قبل از تغییر کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
راستش من خیلی تکاملی با شما استاد جان آشنا شدم و قبل از اینکه به این سایت بهشتی هدایت بشم با اساتید دیگه بودم که برای مدار اون زمانم بهم کمک کرد آگاهی هاشون ولی کاملا موقتی بود و مثل مُسَکِن بود، چرا؟؟ چون کسی بهم نگفته بود قانون جهان اینه که احساس خوب برابر با اتفاقات خوبه و اگه بدونی آتیش دستت رو میسوزونه دیگه با هیچ دلیل و منطق و بهانه ای دستت رو نمیکنی تو آتیش. طبق قانون وقتی که من آماده شدم خداوند من رو به سمت شما هدایت کرد تا آگاهی هایی که دریافت میکنم خالص تر باشه، استاد جان شما خیلی راحت قوانین جهان رو مطرح کردین،بدون تفره رفتن، شما من رو با قرآن آشنا کردین و خوندن کلام خداوند شده یار همیشگی من و همسرم و قلبمون آروم میگیره با خوندن و عمل کردن بهش.
قبل از آشنایی با شما من تو زمینه های مختلف بگیر نگیر داشتم، یعنی یه مدت کوتاه خوب میشد همه چی (هم در زمینه روابط با دیگران هم رابطم با همسرم، هم سلامتی و هم کار و کسبم) و بعد از یه مدت دوباره همه چی عقبگرد داشت ( الان که فکر میکنم میبینم من ناخودآگاه وقت هایی که سپاسگزاری میکردم از ته قلبم اتفاقات خوب خیلی نرم و روان میوفتاد تو زندگیم ) و من ناخودآگاه داشتم به قانون عمل میکردم ولی واقعا نمیدونستم این قانون اصلی جهانه، خدارو صد هزار مرتبه شکر که هدایتم کرد
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
از وقتی که آموزش های شما رو دنبال کردیم ( من و همسرم ) و فهمیدیم قانون چیه، سعی کردیم راجع به ویژگی های منفی دیگران اصلا صحبت نکنیم، حتی الان طوری شده که بقیه هم میدونن ما از این عادت خوشمون نمیاد و دیگه خودشون هم وقتی ما کنارشونیم در مورد ویژگی منفی بقیه صحبت نمیکنن ( واسم شده مثل آتیش واقعا ) و فقط راجع به چیزهای خوب صحبت میکنن، یعنی یه جورایی چون ما تغییر کردیم رفتار جهان هم با ما تغییر کرده
و همین صحبت نکردن در مورد دیگران و تمرکز گذاشتن روی زندگیمون و دیدن نعمت های زندگیمون، باعث شد که کم کم شرایط زندگیمون بهتر بشه و به طرز عجیبی اطرافمون خالی شد از آدم هایی که دیگه هم فکرمون نبودن و همین باعث شد ما با قدرت بیشتری بتونیم رو خودسازیمون کار کنیم و زمان بذاریم و قدم خیلی خیلی مهم دیگه ای که برداشتیم این بود که در مورد چالش هایی که واسمون پیش میومد دیگه با هیشکی صحبت نمیکردیم آگاهانه و همین باعث شد که چرخ زندگیمون روون تر بشه و این رو هم از آموزش های شما یاد گرفتیم استاد جان
ازتون ممنونم که با عشق کامنتم رو خوندین
در پناه امن خدا جون باشین الهی
بنام خدا
وقتی صحبت های رزا عزیز را شنیدم غرق حس و حال عجیبی شدم و همه وجودم به لرزه دراومد.
قبل از تغییر، به خاطر شرایطی که در اون بزرگ شده بود بشدت پرخاشگر و عصبی بودم، احساس قربانی شدن داشتم، خودم را فراموش کرده بودم خودم را آدم حساب نمیکردم، هیچ ارزشی برای خودم قائل نبودم، بسیار سست اراده و باری به هرجهت بودم. خودم را مسؤل خوشبختی نزدیکانم میدیدم و احساس گناه دایمی داشتم.
دوره عزت نفس باعث شد کمی از پرخاشگری من کم بشه ولی من در مدار های خیلی پایین بودم و خیلی شخصیت ضعیفی داشتم بخاطر همین تغییر برای من خیلی خیلی سخت بود.
دوره عشق و مودت تهیه کردم و کار کردم اما پروژه خانه تکانی ذهن خیلی بمن کمک کرد درین پروژه من تقریبا هر روز کامنت میذاشتم و کامنت گذاشتن و کامنت خواندن باعث شد درک من از قانون بیشتر بشه میتونم بگم روش کار کردن روی باور ها را یادگرفته بودم بعد ازین پروژه وقتی من دوباره دوره عشق و مودت را کار کردم تازه میفهمیدم استاد چی میگن و به اهمیت این دوره پی بردم
همینطور فایل های هدیه را هم کار میکردم و کم کم مدارم بالا رفت و به لطف الله تونستم دوره احساس لیاقت را تهیه کنم
مهمترین و تاثیرگذار ترین دوره برای من دوره احساس لیاقت است واقعا این دوره برای من مثل یک معجزه است در زندگی من
با پاسخ به سوالات خودشناسی هرجلسه من اشک ریختم، درهای جدیدی از آگاهی بسوی من باز شد خیلی دردآور بود برام وقتی فهمیدم در تمام سالهای عمرم خودم دشمن خودم بودم و دشمنی بیرون از خودم وجود نداشته و همچنان احساس خوشحالی داشتم و دارم که میتونم اوضاع را تغییر بدم.
تغییراتی که در شخصیت و زندگی من ایجاد شده:
از یک دختر پرخاشگر، عصبی و بشدت واکنشگرا تبدیل شدم به یه دختر آرام، صبور و خونسرد طوریکه اطرافیانم میگن چقدر تو آرام شدی.
احساس گناه و احساس قربانی شدن در وجودم خیلی کمرنگ شده
دیگر خودم را ناجی دیگران نمیبینم و تمرکزم روی خودم است
تونستم از شغل کارگری بیام بیرون و در کنار یک استاد کار بلد هم مهارت یادمیگیرم هم حقوق میگیرم و تایم ازاد دارم برای اینکه روی باور هام کار کنم
یادگرفتم خودم را سرزنش نکنم و برای خودم ارزش قائل باشم
احساس نیازم نسبت به خواسته هام کم شده کمتر عجله دارم.
کار کردن روی باور هام روتین زندگیم شده
و حال و احساس خوبی دارم در اغلب اوقات احساس سپاس گذاری دارم
قلبم آرومه
در اکثر اوقات احساس آرامش و یقین دارم
دیگر کمتر خودمو مقایسه میکنم
ترس هام کمتر شده.
و این بهبود و تغییر در تمام جنبه های زندگیم تا روزیکه زنده ام ادامه دارد
خدایاشکرت.
سلام به استاد و مریم شایسته و دوستان عزیز
خیلی ممنون از رزای عزیز. چقدر من از صحبت های رزا عزیز لذت بردم و چقدر صدای ایشون دلنشین و لذت بخش بود برای من و بیشتر از همه داستان تکامل و قدم هاشون که فوق العاده بود و حسابی الهام بخش من بود خصوصا همون تیکه ای که خود استاد هم بهش اشاره کردن که رزا جان برای شرکت ها رزومه می فرستاد ولی اون ها اصلا جوابی نمی دادن و زمانی که این شخص به رزا جان گفتن که ما به شما نیاز نداریم ایشون بخاطر همین جواب دادن شکرگزاری کردن و این برای من خیلی الهام بخش بود چون خودم هم خیلی رزومه ام رو برای شرکت های مختلف می فرستادم اینو خیلی خوب درک کردم. بارها شده بود که رزومه می فرستادم و هیچ جوابی نمی گرفتم و یا رد می شدم و خب من مثل رزای عزیز نمی تونستم برای همین جواب رد شنیدن هم شکرگزار باشم برای همین فهمیدم که رزا جان چقدر عمیق خوداش رو تغییر داده و روی خودش کار کرده و منم باید همین کار رو انجام بدم و این قدر شکرگزاری بکنم برای کوچک ترین چیز های توی زندگیم تا ناخودآگاه شکرگزاری بتونم بکنم و عمیقا تغییر کنم.
1.قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ قبل از تغییر در یک اتاقی در خونه پدر و مادرم بودم که هیچ حریم شخصی نداشتم و نمی تونستم حتی لحظه ای با خودم خلوت کنم هر هفته مجبور بدم برم دیدن فامیل هایی که افراد بشدت منفی بودن و زمانی که کنار اون ها بودم اصلا حالم خوب نبود و اون ها هم با من بد رفتار می کردن و در اطراف هم پرشده بود از افراد و دوست های نامناسب که کنار هیچ کدوم شون من درون ان خوشحال نبود و فقط تظاهر به خوشحالی می کردم و همیشه به دنبال راضی کردن دیگران و گرفتن تایید از اون ها بودم و خودم رو مثل یک وسیله برای خوشحال کردن اون ها در اختیار شون می گذاشتم و به خودم هیچ احترامی نمی ذاشتم و توی هیچ کاری هم مهارت نداشتم و خودم رو ناتوان می دونستم و همیشه وابسته به پدر و مادرم بودم.
2 .جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ اولین فایل از استاد که باعث شد من اصلا به دنبال تغییر خودم باشم و برای موفقیت خودم تلاش کنم کتاب رویا هایی که رویا نیستن بود که با هدیه رایگان استاد که برای تشکیل اکانت در سایت به من داده شد خرید ام اش و خوندم اش و باعث شد تمام آرزو ها و هدف هایی که فراموش شون کرده بودم و فکر می کردم این قدر غیرممکن و نشدنی هست که بهتره بی خیال اش بشم تا اصلا نا امید نشم رو بیاد بیارم و (( باور کنم که می شود به این خواسته ها رسید )) و این شد که با این جرقه آتیش تغییر در وجود من روشن شد و من هر روز به شوق تغییری که با تمام وجود ام می خواستم اش از خواب بیدار می شدم و روی خودم تا شب که می خواستم بخوابم کار می کردم هر لحظه و هر جا من فقط به قوانین و حرف های استاد فکر می کردم و برای خودم بار ها و بار ها توی ذهنم تکرار شون می کردم.
3.اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ اولین قدم کوچیک من این بود که آروم آروم با قدم های خیلی کوچیک شروع کنم به ساختن یه شخصیت قوی و همین طور کسی که به خودش احترام می زاره و برای خودش ارزش قائل می شه
4 .فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتم:(
1.شروع کردم به مرتب کردن وسایل ام و اتاق ام و رسیدن به خودم و غذای سالم خوردن و ورزش کردن و لباس خوب برای خودم خریدن و کادو های مختلف برای خودم
2.فاصله گرفتن از افرادی که کنار شون احساس خوبی نمی گرفتم خیلی اروم اروم از کمتر کردن صحبت با این افراد تا نزدیک شون نشدن و کمتر دیدن شون و هم صحبت نشدن با این ادم ها و سکوت کردن
3 .شروع کردم به یادگیری برنامه نویسی که بهش خیلی علاقه داشتم و هر روز بطور تکاملی و آروم آروم روی اون کار می کردم حتی اگر یک کد ساده هم می زدم و کار می کرد بابت اش خیییلی خوشحال می شدم و خدا رو شکر می کردم و هر روز سعی می کردم که روش کار کنم حتی اگر کاری که انجام می دادم خیلی کوچیک بود و به ظاهر بی تاثیر بود .
5.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
چالش: جایی من بیشتر از همه گیر کردم که هر کاری می کردم توی کارم موفق نمی شدم یک پروژه ای داشتم که هر چقدر که روش کار می کردم باز نمی تونستم تموم اش کنم و هعی به مشکل می خوردم
غلبه: خودم رو رها کردم و گفتم خدایا من نمی دونم و تو می دونی هدایتم کن, دقیقا بعد از این گفتن این جمله و رها کردن خودم و سپردن خودم به خدا,یک ایده ای هدایت شد به من که فورا با کارفرما قرار گذاشتم و ایده رو بهش گفتم و اون هم قبول کرد و من اجراش کردم و مشکلی که یک سال من درگیر اش بودم توی 3 روز حل شد و پروژه تموم شد
6.نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ تمام اطرافیان نامناسب از من دور شدن و من دوست های بسیار خوبی پیدا کردم, رفتار بقیه با من بسیار تغییر کرد , اعتماد به نفس من خیلی رشد کرد و تونستم به خود باوری برسم, وابستگی من به دیگران بشدت کم شد و مستقل شدم , به درآمد مالی رسیدم و در کارم خیلی پیشرفت کردم , حریم شخصی پیدا کردم و روابط بیشتری سر شار از عشق احترام برام خدا ساخت , سلامتی ام و بدن ام خیلی بهبود پیدا کرد و از یک فرد بسیار چاق به یک فرد لاغر تبدیل شدم که وزن متعادل و بسیار خوبی داره , تونستم از بی برنامه بودن به یک روتین روازنه برسم و آرامش من در زندگی هزاران برابر قبل شد من خیلی خیلی نسبت به قبل در زندگیم آرامش دارم و همه این نتایج رو در سن 17 سالگی خدا به من داد(اصلا نمی شه بقول استاد کردیت اش رو به خودم بدم چون هر آنچه تا به امروز بدست آوردم رو من فقط در خواست کردم و خدا به من داده و من فقط به آنچه بهش هدایت شدم عمل کردم که این نتایج رو بدست آوردم) و بابت اش خیلی از خدا سپاس گذارم.
همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم
سلام ودرود
میخاستم ازاول آبان هفته ای 2/5کیلو وزنمو پایین بیارم این هفته با اتفاقاتی که برام افتاده 10روزه 2کیلو وزنم اومده پایین با رژیم پیاده روی ورقص ،الان چون حالم خوبه باید باتمرکزبالاتری به هفته ای 2/5کیلوبرسونم که تا 3ماه آینده کشتی نوح روساخته باشم وبه الهام خداوند عمل کنم ،البته این هفته گذشته تمرکزمو رابطه عاطفی پایین آورده بود ، هرچی که تمرکزم میره سمت ورزش راحتتر وزنم میادپایین چون کمترفکرمیکنم ورژیم راحتتری میگیرم .
متاسفانه چالش رابطه عاطفی همیشه هست وتمرکز منوبالا پایین میبره .
هفته گذشته چالش رابطه عاطفی لازم بود براش تلاش کنم ،اگرچیزی نمیگفتم اوضاع بدمیشد وخیالم راحت نبود .الان کاملا خیالم راحته دلمم آرومترشد .
بخدامیگفتم من خدایا یک بچه دیگه میخام ایا الان مثل قدیم بچه دارمیشم خدا بمن درعمل ثابت کرد که هنوزم بدون اینکه خودم بفهمم میتونم بارداربشم راحت وبی دغدغه .وکاملا سالم هستم خداروشکر .
میگم عزیزم انگارخوشت میادمن قهرکنم نازکنم و سکوت کنم توبیای دنبالم تادوباره به صحبتهامون ادامه بدیم :))))
منم قلق شما دستم اومده اولش عصبانی میشم بعدش قهرمیکنم بعدش سکوت میکنم بعدش میبینم عزیزم اومده ابرازعلاقه میکنه و انگارنه انگارکه من قهرم :))))
منم یادم میره قهربودم جواب صحبتهارومیدم بعدش این چرخه همش ادامه داره خدابخیرکنه عاقبتمون رو .
سلام
قبل از تغییر کجا بودم و چه احساسی داشتم؟
قبل از اینکه من با استاد آشنا بشم زندگیم مملو از ترس و نگرانی و دلشوره بود.من از نظر روحی آدم مریضی بودم.حالم خوب نبود.افسرده بودم.روابطم افتضاح بود.هیچ کنترلی روی افکارم نداشتم مثل برگی در باد بودم.دور و برم پر بود از آدمهایی که هیزم بر آتش حال بدم بودند.به شدت حرفهای بقیه روم اثر میذاشت به شدت آدم دهن بین و گوشه گیری بودم بسیار منفی نگر بودم.ارتباطم با خدا که هیچ یه خدای الکی بود.واقعا قعر جهنم درون خودم زندگی میکردم و من یکجایی استپ کردم .عاجزانه به خدا التماس کردم که کمکم کن من دیگ این زندگی رو نمیخام و اینجا بود که بعد از مدتی با استاد عزیزم آشنا شدم.
جرقه؛من اون موقه ها اینستاگرام داشتم و صدای استاد در فایلی که میگفت ایمان یعنی احساس یقین اگر هنوز نگرانی یعنی ایمان نداری…. این بریده صحبت های استاد از تو فایل هاش که کنار هم گذاشته بودند و توی بعضی پیج ها بود. من بعد از اون وارد سایت استاد شدم.
تکامل:اولین اثر این آگاهی ها در من شرکت در دوره آموزشی مربوط به کارم بود که بسیار باعث پیشرفتم شد در واقع سرمایه گذاری روی خودم باور کردن توانایی هام ،افزایش اعتماد به نفسم همه نتیجه این آموزش ها بود.و هنوزم این آموزش دیدن ها ادامه داره و پیشرفت روزانه و گام به گام دارم و هر روز دارم بهتر میشم از نظر مهارت.شکر گزاری راندا برن و که تقریبا همیشه انجام میدم و تمامی هم نداره دیگ این وظیفه ماست که شکرگزاری و یاد بگیریم و هی بهتر و بهتر بشیم که بیشترین اثرش و در سلامتی و روابط و آرامشم میبینم. ستاره قطبی هم یک عادت شده برام اما نمیتونم بگم خیلی توش عالی ام. چون به قول استاد ما در یک محیط ایزوله نیستیم و مداوم باید تنظیم مسیر کنیم ،خیلی باید مسلط بشیم به کانون توجهتون ولی در کل بسیار از قبل بهتر شدم .اهرم رنج و لذتم که در مورد ثروت ساختم با دوره روانشناسی ، میفهمم چقدر دیدگاهم عوض شده.چون من واقعا قعر باورهای افتضاح بودم و الان دارم میفهمم که چقدر تعهد میخاد و چقدددددددر بایدکار کنم روی خودم تو این مسیر. اما اونجایی که استاد میگن شما به چشم نمیبینی اما اون نون تازه داره برات آماده میشه و جهان داره کارها رو انجام میده این ایمان به نتیجه قانونه.تقریبا میتونم بگم این فاصله فرکانسی با احساس خوب،داره پر میشه.
چالش و غلبه:گیر که خیلی جاها هنوز گیر میکنم اما شکر خدا سریع برمیگردم.مثلا گاهی میفهمم که حالم خیلی خوب نیست و از کجا نشئت میگیره اما تنظیم مسیر میکنم اینم بگم که انگار هر بار خداوند هدایتم کنه به چیزی که مهر تایید باشه به آگاهی های استاد ، سالها بود که کتاب راز و 4 اثر اسکاول شین توی کتابخونه خونم بود و نخونده بودمشون. اما به تازگی رفتم سراغ این کتاب ها و انگار بعد خوندن آنها ،عمیق تر صحبت های استاد و میفهمم و خییییلی بهم کمک کرده.
تغییرات: در مورد احساس که صادقانه بگم قبلا من در یکسال شاید 2 یا 3 روزش حالم خوب بود خیییییییلی کم و به ندرت پیش میومد کمی حالم خوب باشه ولی الان خیلی خوب شدم و میدونم که چقدر جا داره بهتر بشم. اما واقعا آدم قبلی خودم برام غیر قابل درکه. از نظر مالی هم دارم کار میکنم و درآمدم دیگ صفر نیست و این خودش بسی جای امید داره که بهتر و بهتر بشه.از نظر رابطه با همسرم مدتهاست که یادم نمیاد سر موضوعی ما با هم اختلاف داره باشیم غیر از یه موردای کوچکی در ارتباط با بچه ها که اونم فورا حل میشه.خواهر و برادرانم که همشون توی در و دیوارن تقریبا دیگ نمیبینمشون. و جهان جدا کرده ما رو از هم.یکی از بزرگترین تغییر شخصیت من اینه که دیگ نسبت به کسی کینه و نفرت ندارم.فهمیدم که بخشش دیگران بزرگترین لطف در حق خودمه.در صورتی که قبلا با کینه از خیلی ها زندگی میکردم. دوره عزت نفس باعث شده خیلی بیشتر خودمو دوست داشته باشم و اینو از برخورد دیگران با خودم میفهمم.
امیدوارم خداوند قدمهای ما رو استوار کنه قلبمون و با ایمان محکم کنه و عزم راسخ برای عمل به قوانینش بهمون بده.آمین
به نام خدای مهربانم خدای قدرتمند و هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم من از اون روزی که این فایل رو گوش دادم خیلی خیلی هم از صحبتهای رزای عزیز و از صدای قشنگش از داشتن ایمانش از اون قدم برداشتن های با تکاملش لذت بردم و چقدر به من انرژی و انگیزه داد
و من از اون روز روزی یه بار این فایل رو نگاه میکنم و صحبتهاشو گوش میدم و هر دفعه یه چیزی متوجه میشم و درک میکنم
استاد ممنونتم برای اینکه این نتایج عالی رو با ما به اشتراک میذارین و هر دفعه باورهامون ایمانمون بالا تر میره
چقدر کمک کننده هستن این طور صحبتها که میان برای ما توضیح میدن که کجا بودند و به کجا رسیدن با چی فرمولی با چه تمرینی
همه چی باور و ایمان به خداوند ست
دوستت دارم استاد عزیزم مریم جانم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا من ایمان و اعتماد به تو و قدرتت دارم
خدایا من ارزشمندم
من ثروتمندم
من باورهای فراوانی عالی دارم
من بی نهایت دارم هر روز بهتر و بهتر میشم
خدابا کمکم کن تا هر روز باورهای توحیدیم بالا برود
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
سلام خدمت همه عزیزان
قبل غز تغییر کجا بودی؟چه احساس داشتی؟
قبل از آشنا شدن با این آگاهی ها من کسی بودم از درون خودم را بی اهمیت میدانستم بخاطر خودم کاری نمیکردم فقط برای تایید گرفتن از دیگران هر کاری میکردم وقتی تایید گرفته نمیتوانستم خیلی گریه میکردم خودم را سرزنش میکردم احساس خشم افسردگی غم وهمه احساسات منفی در وجودم جا داشت.
جرقه بعد من یکی از فایلهای استاد عرشیانفر راشنیدم دیدم شنیدن این فایلها روی من اثر میگذاره بعدا از طریق همون کانال که فایل استاد عرشیانفر را شنیده بودم فایلی استاد عزیز که بنام فقط روی خدا حساب بازکن آشنا شدم وقتی شنیدم خیلی خوشم آمد بعدا یک کانال تلگرام که بنام استاد بود را پیدا کردم ودوره قانون سلامتی واحساس لیاقت را خریدم اما بزودی متوجه شدم که استاد فقط ازسایت محصولات را میفروشد اون یک کانال کلاهبردار بوده همون فایلها را حذف کردم ودیدم درسایت قیمت محصولات خیلی بالاست منم شروع کردم از فایلهای ومطالعه سوالات وپاسخ های عقل کل وکمک از نشانه برای تصیماتم
حالا زندگی من نسبت به قبل خیلی تغییر کرده من آرامش دارم احساس خوشحالی وسپاسگزاری دارم با شنیدن فایلها مخصوصا داستان رزا عزیز فقط اشک شوق میریزم منی که قبلا اشک نا امیدی میریختم حالا اشک امید وشوق میریزم خداوندا سپاسگزارم چقدر من تغییر کردم که اینجا بین این همه خوبان کمنت مینویسم منی که علاقه یی به کمنت نویسی ندارم اما بعضی مواقع در این سایت کمنت مینویسم.
چالش وغلبه من از حرف زدن در جمع هراس داشتم حتی مراسم فاتحه وسایر مراسم ها هراس داشتم حاضر بودم مریض بشم ولی تو اون جمع ها شرکت نکنم با سایت من دانستم که این نشانه هایی کمبود عزت نفسه من باید با ترسهام روبرو بشم من کم کم بر این ترس با شرکت در چنین مراسم غلبه کردم از این لحاظ راحتم
به نام خداوند بخشنده ومهربانم
سلاااام به تک تک روی ماه شما خوبان
قبل ازتغییر کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟؟؟
اول ازهمه یه چیزی بگم،اینکه من اینجا میخام بنویسم آره منم حالم بدبود،منم شکست خوردم این یعنی من مرضیه، عزت نفسم رشد کرده،یعنی دیگه نگران این نیستم نکنه کسی خوشش نیاد،نکنه قضاوت بشم
من قبل از تغییر درچاه تاریکی بودم،کارم همش گریه بود،احساس گناه واحساس قربانی شدیدی داشتم،خودم رو توی اتاق ازبقیه قایم کرده بودم.
یه چیزخیلی جالب بگم ، نحوه آشنایی من با شما ازطریق خانم تیموری ،مادر فرزندتون بود،
من پیج ایشون رو میدیم ووقتی توی هایلات داستان زندگیش رو گفتن خیلی کنجکاو شدم که همسر سابقشون کی میتونه باشه، و وقتی توی اینترنت سرچ کردم اسم شما بالا اومد،اون جا اسمتون رودیدم،فایل های چند دقیقه ای دیدم
و بعدا یه دوست خیلی خوب ،که دانشجوی شماست،آدرس سایت رو بهم داد.
جرقه ها ازفایل های توحیدی بود،به خصوص فایل توحیدی قسمت 5
کم کم باعث شد خودم رو ببخشم،وقتی که شروع کردم به نوشتن شکرگذاری، ذهنم به شدت مقاومت داشت،می گفت کو،کجا ومن همش به دنبال اتفاقات خوب درگذشته بودم ولی حالا،به لطف خودش حتی برای خواسته هام میتونم شکرگذارباشم،دیگه ذهنم نمیگه کو،کجا،بلکه میگه اگه اون دفعه شده،پس الان هم میشه
ومارمیت اذ رمیت(آیه 37/سوره انفال )
خدایا هرعمل وفعل من ناشی از اراده ی توست و من بدون تو ونیروی تو هیچ نیستم
اگه الان من فکرمیکنم بهترشدم وکسی هستم ازجانب توست
شروع کردم وادامه دادم شکرگذاری، تحسین کردن،سناریو نویسی،اهرم رنج ولذت،وفایل های رایگان،کنترل ذهن
اما بعضی وقتها این سوال برام پیش میومد،که استاد میگه ایمان بدون عمل مفته،،،،میگفتم نکنه منم جزو همین دسته هستم ،،اما بعدها متوجه شدم همین کارها یعنی عمل.
میخام یه چیزی بگم که خیلی برام جالب بود،،که جزو اولین کارهای محکم توی زندگیم بود،یکی از اعضا خانواده ام کار دادگاهی داشت و ازمن خواست که باهاش برم برای منی که اصلا اونجاها تاحالا نرفتم،هرچند بنده خدا خودش هم قبلا اونجا نرفته بود،اما میفهمم که آبشخور همه چیز باوره.
اما اینجا جایی بود که بگم نه،،من بعدازاون همه فایل گوش دادن،متوجه شده بودم نباید ازروی دلسوزی کاری انجام بدم،با مخالفت خیلی زیاد من نه گفتم،،و اون لحظه اون نه برای من کار خیلییی بزرگی بود انگاری که کارشاخی انجام داده باشم ،،اما اونجا بهترین کاری بود که شجاعتش رو ازگوش دادن به حرفهای استاد پیدا کرده بودم،خدایاااااشکرت واقعا خداروهزاران بارشکر، چون اگه می رفتم قضیه به اونجا ختم نمیشد
چالش وغلبه:
من ازدرامدی که با 400 پول یارانه میشد 2100 هدایت شدم به یه کاری بادرامد 13 میلیونی،اما اونجا بدون درنظر گرفتن مدارها خیلی سعی کردم حتما واردکار بشم اما نشد
پذیرفتنش تا یک ماه برام طول کشید اما همین که با خودم حرف زدم وبه خودم یادآوری کردم،قانون تکامل رو،،قانون دوبرابری رو،، وارد یه کاری با درآمد 4تومن شدم که فقط دوهفته توی کاربودم،،وبعد هدایت شدم به همون کار13 تومنی که بعد درآمدش بیشترشد درآمدم رشد کرد وتونستم خیلی ازچیزهایی که تا اون سن دوست داشتم اما نداشتم رو بخرم.
الهیییی شکرت برای این لحظه، برای این نفس،برای آگاهی های نابی که درونم رو بیدارتر وقلبم رو روشن تر و چشمانم رو پرنورررر تر کردن.
خداجونم شکرگذارم برای ذوق وشوقم برای یادگیری، عشق ورزیدن،تغییر، رشد
خدایاااااشکرت برای کسایی که دوستم دارن وبهم عشق می ورزن،خدایاااااشکرت برای کسایی که من دوستشون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
چقداین گفتگو رو من دوس داشتم دارم خدایاشکرت سپاس از خدای عزتمندم سپاس از استاد توحیدیم سپاس از رزای عزیزم شاگردتوحیدی استادودانشگاه توحیدی استادعباسمنش واقعا لذت بردم گفتگویی که همش توحید بود و توحید زرای عزیزرفتی سر اصل مطلب سپاسگزاری سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده بایدم خدارو یه جوان آبی ببینی بایدم باجواب منفی بگی خدایاشکرت وقتی تو فرکانس خداوندی فقط زیباییارو میبینی چون از نگاه رب داری همه چی رو میبینی خداروشکرمیکنم این تجربه رو داشتم.منم با سپاسگزاری فقط سپاسگزاری که رزاجان میگن خیلی سخت بود واقعا سخته وقتی همه چی خوبه راحته سپاسگزاربودن ولی تو شرایط سخت روحی ومالی تحت فشار باشی درا بسته باشه بتونی سپاسگزار باشی سپاسگزاری که واقعی باشه واقعا جهاد اکبرمیخواد بقول استاد
و درایی رو باز میکنه دستایی رومیاره کارایی میکنه که فقط میگی وعووووووو
تعقیرات من از جهنمه خود ساخته ام باهمین یه کاربود سپاسگزاری با یه فایل از استاد که گفتن فقط همین یه کارو انجام بده همین جوری که عادتت بشه و من ورد زبانم خدایا شکرت بود با دیدن یه برگ.یه بچه اصن همه چی من همیشه میگم خدا واسه من کاری کرد که بزرگتر از کاری که واسه حضرت موسی وقومش کرد.من تو اون شرایط بود میدونم چه معجزه ای کرد سپاسگزاری دوستان باید سپاسگزاری بشه جزیی از وجودمونا به خودم میگم من استپ کردم واسه اینکه فقط اول صبح یه سپاسگزاری میکنم دیگه تمام ولی اون زمانا هرلحظه سپاسگزاربودم هرلحظه
یاشکور قدرت سپاسگزاری بیشتربهم بده
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم
جلسه دوم تغییر را در آغوش بگیر
تمرین::
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
سال 97 بدنبال چالشهای ارتباطی وشغلی ونگرانی واضطرابی که باورهای محدودکننده مذهبی وفرهنگی شرایط رو سخت تر میکرد واحساس گناه برای تصمیم هایی که خودم (با عدم توجه به خواسته های دیگران ) میگرفتم رو تشدید میکرد،،،اولین بار بدنبال شنیدن فایلی ،،که استاد شعر ملاصدرا رو خوندن،،،چنان آرامش ورهایی احساس کردم وایمان پیدا کردم که فقط باید همین مسیر رو ادامه بدم که هنوز هم ادامه داره وطی کردن مسیر تکاملی ام بهم کمک کرده که آگاهانه به رفتار وگفتارم در لحظه توجه کنم وبپذیرم که خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام رو خلق میکنم.
2- جرقه:کدام فایل/ جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟؟
بدنبال شنیدن شعر ملاصدرا(که از طریق یکی از آشنایان دریافت کردم،فایلهای محصولات در تلگرام برام ارسال شد ومن مشتاقانه فقط گوش میدادم ومیگفتم چرا من اینقدر دیر متوجه این آگاهی ها شدم وچنان غرق بودم که بعد از شنیدن چندین محصول،،،پیگیری کردم وعضو سایت شدم واون فایلهای محصولات را پاک کردم) فایل توحیدی جلسه 6 اولین فایلی بود که بدنبال عضویت در سایت براش کامنت گذاشتم وسپس تمام محصولاتی که غیر مجاز گوش داده بودم رو خریدم وکامنت زیبای خانم اشکی رو دریافت کردم ونمیدانستم که در پاسخ به ایشان دلیل خرید همه محصولات را بنویسم که چون قبلا همه را گوش دادم وخواستم از راه درست این مسیر رو ادامه بدم وهنوز اول راهم ،،،،ولی فقط تشکر کردم وحتی در پروفایلم هم بدنبال مقاومتهای ذهنی واینکه هنوز نتیجه ای نگرفتم،چیزی ننوشتم،والان شکر گزار خداوندم که تو این مسیر هستم وتکاملم رو با بهبود کمالگرایی ام طی میکنم ومتعهدتر شدم که قدمهای هر چند کوچک وبهبودهام رو ببینم وبنویسم وبه دلیل رفتارهام وافکارم آگاه تر شوم.
3- اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟؟
گوش دادن مکرر به فایلهای توحیدی وشکر گزاری ونوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وتجربه زیبایی های طول روز ونشانه هایی که اضطراب ونگرانی ام رو کم کرد وآرامش گرفتم.
4- فرآیند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی( مثلا: شکر گزاری روزانه،دفتر باورها،اهرم رنج ولذت، ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته،و….) با مثال مشخص
نوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وشکر گزاری زیبایی ها که متناوبا ادامه داشت،هر چند گاهی با کمال گرایی ،نتیجه ها رو نادیده گرفته وبدیهی میدونستم ومجدد با انرژی بیشتر بدنبال مومنتوم منفی که رخ میداد، شروع به نوشتن وپیاده سازی میکردم وگاهی این مقاومت ذهنی وتمایل به بی نقص بودن ومقایسه کردن باعث میشد، محصولات را اکثرا علی رغم گوش دادن نصفه ونیمه رها کنم وعجولانه محصول دیگه ای رو شروع کنم ،که مبادا عقب بمونم واین سیکل معیوب پروسه رشد وخودشناسی من وشناخت باورهای محدودکننده ام را ،کندتر کرد،،،،هرچند شکر گزار ادامه دادن هستم ومتعهد تر از قبل به نشانه ها وهدایت خداوند توجه میکنم.
البته اهرم رنج لذت را برای مواردی از خواسته هام نوشتم وخیلی بهم کمک کرد ولی ادامه ندادم وتحسین میکنم دوست عزیزمون رزا جان که گفتند دفترها نوشتند ونتایج شگفت انگیزی خلق کردند واین نشونه متعهد بودن وعملگرا بودن هست.
5- چالش وغلبه::کجا گیر کردی وچطور برگشتی به مسیر؟؟(یک مانع+راه حل)
نا امیدی وچالش تضادهای کاری وارتباطی با دیگران وتجربه تضادها ونازیبایی های بیشتر
تمرکز مستمر روی گوش کردن فایلهای توحیدی وگوش کردن دوره عشق ومودت وپیاده سازی دوره ثروت یک که معجزاتی رخ داد وبا احساس عدم ارزشمندی تجربه زیبایی ها کمتر شد ومجدد بدنبال نشانه های تضادی که تلاش برای تغییر دیگران ودیدگاههاشون داشتم،،،ترجیحا سکوت کردم وآگاهانه روی خودم وادامه مسیر متمرکز شدم،،،بویژه نوشتن که به من بیشتر کمک میکنه وکنترل ذهن بهتری بهم میده.
6- نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟
( احساس، روابط،سلامتی، کار،مالی )
با شروع گوش کردن فایلهای توحیدی هر روز اول صبح با احساس آرامش وتوجه آگاهانه به نشانه های هدایت خداوند مثل روابط بهتر،راحت انجام شدن کارهام ،امیدوار تر وبا ایمان بیشتر زیبایی های زندگی ام وافراد وشرایطی که خداوند سر راهم قرار میداد رو مینوشتم و شکر گزاری میکردم .
با انگیزه وانرژی وشورو شوق بیشتر زمانیکه روی فایلها متمرکز میشدم ومینوشتم،،به ورزش وسلامتی وتغییر زاویه دیدم در چالشها بیشتر توجه میکردم وحاشیه ها ونازیبایی های شرایط کاری ام کم میشد وبهبودهایی در روابط وشرایط مالی ام وراحتی انجام کارم تجربه میکردم که زمانیکه خودم تقلا وتلاش میکردم،،،،علی رغم مسئولیت پذیری وتعهد خوب در کارم،،،،تجربه نمیکردم،،واین تجارب ایمان وانگیزه من رو برای ادامه مسیر بیشتر میکرد.
سپاسگزارشما استاد عزیز وخانم شایسته نازنین هستم وشاکر خداوند بابت کامنتهای زیبا وتاثیر گذار دوستان خوبم هستم.