این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام انرژی سخاوتمند و قدرتمندی که به خوشبختی، ثروتمندی و سعادتمندی من بسیار بیشتر از خودم، مشتاق و مصر است
به نام سیستمی عادل و قانونمند که من را موجودی ارزشمند و لایق و نیز خالق تمام شرایط و اتفاقات زندگیام خلق کرده
تا از راههای لذتبخش و آسان به تمام خواستهها و آرزوهایم برسم
*
سلام به خوبیها
سلام به زیباییها
سلام به آدمهای خوب
سلام به عشق و وفاداری
سلام به ثروت و آسایش و رفاه
سلام به سلامتی و طول عمر
سلام به موفقیت و کامیابی
سلام به آبرومندی و عزتمندی
سلام به لذتهای پاک و فوقالعاده
سلام به تجربههای وصفنشدنی و ناب
سلام به جهان غنی و زیبایی که مملو است از فرصت و نعمت و برکت و فراوانی
و سلام به هدایتهای خداوند
*
خداوند به عنوان قدرتمندترین فرمانروا و خالق کل جهان که داره اون رو هدایت میکنه به سمت گسترش بیشتر، خالق من هم هست، من رو هم داره هدایت میکنه، میخواد که من هم خوشبخت باشم و نقشی در گسترش این جهان زیبا داشته باشم.
بنابراین من تنها به این انرژی قدرتمند توکل میکنم و تنها تسلیم او هستم و تنها از او یاری میجویم. با وجود اینچنین قادر مطلقی که از رگ گردن به من نزدیکتره، به هیچ پارتی و عامل بیرونی نیاز ندارم؛ فقط خدا مرا بس است.
پس از سالها، من خدای بزرگ، مهربان و سخاوتمند را خیلی نزدیکتر از چیزی که فکرش را میکردم پیدا کردم. خدا همیشه در من بود، در قلب من بود، در جان من بود. برخلاف تصور گذشتهام، خداوند همیشه منو دوست داشته و میخواسته خوشبخت و خوشحال باشم؛ خدا همیشه داشته منو به سمت خواستههام و بهترین نعمتها و زندگی رویایی هدایتم میکرده.
توحید اصل و اساس خوشبختیه؛ بنابراین با داشتن همچین سیستم قانونمند و نیروی عظیمی در کنار خودم، در تمام جنبهها به تو اعتماد میکنم و میدانم همه چیز میتواند به راحتی در زندگی من رخ دهد.
چه خوشبختی عظیمی است داشتن دوستی که قدرتمندترین موجودیت در کل کهکشانهاست؛ دوستی با تو را در قلبم جستوجو میکنم؛ هرگز از تو دست برنمیدارم و میدانم پیوسته حامی و هدایتگر من هستی و چیزی جز خوشبختی برایم نمیخواهی.
از وقتی دوستیام با خدای قدرتمند و هدایتگر را شروع کردم، یک دوست دیگر هم پیدا کردم و آن دوست، خودم هستم؛ خودم را بیشتر دوست دارم؛ خودم را بیشتر لایق میبینم؛ خودم را ارزشمندتر میبینم؛ حتی به خودم بیشتر احترام میزارم؛ به تواناییهایم بیشتر اطمینان دارم؛ جهان را زیباتر میبینم؛ همه چیز را دوستداشتنیتر میبینم؛ بیشتر لذت میبرم؛ بیشتر امید دارم؛ بیشتر شکرگزارم؛ و حالم خیلی خوبه، خیلی.
خدایا من فقط و فقط به تو ایمان دارم؛ به تو باور دارم؛خدایا من تنها از تو میخواهم و خودم را به دستان پر مهر تو میسپارم؛ چون میدانم برایم بهترین را میخواهی؛ چون باور دارم سررشته همه امور در دستان توست و تو بهترین راهها را میشناسی که در مغز محدود من نمیگنجد، پس بدون توجه به چگونگی، تنها به تو توکل میکنم و با خیال راحت و دلی گشوده تمام خواستههایم را از تو طلب میکنم و به سپاسگزار این زندگی خواهم بود.
*
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها به تو توکل میکنم
و فقط از تو یاری میجویم
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم من را به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
ای خدای بخشنده، به خاطر همه شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به خوشبختی و داشتن زندگی ایدهال و رویاییم ترتیب میدی، هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و عادل من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
خدایا، به خاطر همه چیزهای ریز و درشت خوبی که من عطا کردی، ولی من هیچوقت متوجه اونها نشدم،
یا اون دسته از نعمتهایی که بهم بخشیدی ولی فراموش کرده و از یاد بردم،
حتی اون خوبیهایی که الان هم متوجه اونها نیستم
و اون نعمتهایی که در آینده به من خواهی داد و ممکنه متوجهشون نشم یا باز هم از یاد ببرم
هزاران هزار هزار بار شکرت.
خدایا
بخاطر سلامتی و امنیتی که برایم مهیا کردی و میکنی،
بخاطر آدمهای خوبی که وارد زندگیم کردی و همچنان میکنی،
بخاطر همسر فوق العادهای که نصیبم میکنی،
بخاطر موفقیتهای گذشته و آیندهام،
بخاطر فرصتهای خوبی که جلوی پاهام گذاشتی و میگذاری،
به خاطر وضع مالی خوبم و نیز ثروت عظیمی که نصیبم میکنی،
به خاطر عزت و احترام و ارزش و لیاقت و آبرویی که بهم بخشیدی و میبخشی،
بخاطر تمام تجربههای شیرین و ناب گذشته و
لذتهای وصفنشدنی و فوقالعادهای که به من عطا خواهی کرد،
به خاطر رفاه و آسایشی که به من بخشیدی و همچنان میبخشی،
بخاطر خیر و برکتی که به زندگیم دادی و همچنان ازم دریغ نمیکنی،
بخاطر احساس خوب و آرامش و خوشبختی که برایم فراهم کردی و میکنی،
بخاطر داشتن شرایط دلخواه و زندگی رویایی و ایدهآلم،
بخاطر رسیدن به خواستهها و رویاهای کوچک و بزرگم،
برای تکتک این خوبیها، زیباییها و نعمتها
پیوسته و پیشاپیش، میلیونها بار سپاسگزار و ممنون تو هستم.
استاد میخوام مثل دوست عزیزمون منم تجربمو از فایلاتون بگم
من از فایلای رایگان شروع کردم نه شغل داشتم نه درامد،بعد ی مدت از طریق اینستا شروع کردم ب درامد زایی(21سالگی) ولی استاد این اون هدف من نبود که مخاطبم من رو نشناسه و فقط ی سری پکیج ها رو بفروشم که خدا منو هدایت کرد ب ی بیزنس ک خودم ران کردم(22سالگی) ک هم فروش حضوری داشتم هم انلاین،پولای خیلی خوبیم ازش ساختم ولی چون هیچ مکانی برای کارم نداشتم و هیچ جایگاهی ب زعم خودم تو اجتماع نداشتم خدا هدایتم کرد (24سالگی)به یه شغلی که فوق العاده دارم از این شغل و این جایگاهم اطلاعات کسب میکنم و خودمو رشد میدم و آدمای بیشتریو میشناسم،کارکردنو یادمیگیرم،توحوزه ی کاریم دارم بهترین خودم میشم
استاد این فایلتونو من قبلا گوش داده بودم و اون قسمتش که رزا جان گفت که برای کسایی اون مطالبشو ارائه داده که سابقه طرف از عمر خودش بیشتر بوده خیلی تو ذهنم زنگ میزد تااینکه استاد اوایل دوران کاریم برا کارشناسامون جلسه گذاشتم کارشناسایی ک 15 سال سابقه به بالا بودن و حتی یکی 28سال فقط سابقش بود و از عمر خودم بیشتر،من بااعتماد بنفس از پس اون جلسه بر اومدم و استاد نمیدونین که چقدر بزرگ شدم و رشد کردم بعد اون
تاجایی که الان یه جورایی من مسئول اونا محسوب میشم و خداروشکر میکنم که باتمام احترامی که برام قائلن و ازم حرف شنوی دارن رابطم باهاشون فوق العاده عالیه
استاد درامدم ی مبلغیه ک از خیلی از ادمای اطرافم حتی با 30 سال سابقشون من با چند ماه سابقه بیشتر دریافت میکنم
رابطم با همکارام عالیه
عاشق شغلمم
چند نفر اونجا مسئول دارم و رابطم باهاشون بینظیره بسیار انسان های فوق العاده ای هستند و بجای اینکه من ازشون بترسم با تموم احترامم دوسشون دارم
چون هیچوقت اونا رو تو ذهنم بُت نکردم،نگفتم اینا منو سرکار اوردن،نگفتم اینا بازنشست بشن یا برن من چه کنم
اعتبار این جایگاهمو دادم به رب العالمین
و از شما دوستان عزیز و استاد عزیزم ممنونم و خدا هممونو آسون کنه به آسونی ها
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم
سلام عزیزان جان
روز116
فایل گفتگو با دوستان
فایلی سرشار از توحید سرشار از ایمان و اعتماد و توکل و باور
فایلی که روحم را به پرواز درآورد
فایلی که همزمان شده با فایل های توحیدی که روی سایت قرار گرفته
همه چی توحیده همه کاره خداست
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا چقدر اشک شوق ریختم برای هدایتهای ناب الهی که هر لحظه در معرض هدایت الله هستم
هر لحظه داره بهم میگه بیشتر باورم کن ایمانتو قوی تر کن
اعتمادتو بیشتر کن توکلت را بیشتر کن
هر لحظه بهم میگه آرام باش و به من فقط گوش دل بسپار
هر لحظه میگه فقط روی من حساب کن
هر لحظه میگه قدرت را به عوامل بیرونی ندی
چون من صاحب کل کیهان هستم
تمام ذرات را من دارم مدیریت و هدایت میکنم
تنها قدرت جهانیان من هستم
خدا یا شکررررررت من تسلیمم
خدایا شکرت برای دوستان ارزشمندم همچون سحر و عزیز و رزای عزیز که الگوهای خوبی برای تکامل امروزم بودند
خدایا شکرت که خودت همه کاره ام هستی و بر قلمم و قلبم جاری هستی و مرا به نوشتن و ردپا گذاشتن برای خودم هدایت کردی
دیشب به یه تضاد برخودم که دوست پسرم چند وقته بهش هر بار یه قولی میده و بهش عمل نمیکنه
و من چندبار پسرم رو راهنمایی کردم که هیچ وقت منتظر نمون که کسی از بی ون بیاد و بهت چیزی بده خودت به توانایی هات باور داشته باش و فقط روی خدا ی درونت حساب باز کن نه غیر خدا
ولی پسرم هر بار با به حرف جدید و قول های پوچی که بهش داده میشد نیومد و میگفت که دوستم گفته اینجوری و اونجوری و من میخوام فلان چیز رو برات بیارم
تا دیشب که همسرم ناراحت شد از دست پسرم و گفت کم برو سراغ وعده های الکی بقیه چرا باور کردی حرفهای دوستت رو و قضیه رو آورد سمت من که انگشت اتهام به سمت من بود که تو حواستو بیشتر جمع کن و یه وقت پسرمون گول نخوره و از این صحبت ها
و من چنان آرامشی داشتم که اگه قبلم بود چنان میترسیدم و مقصر صد در صد هم خودمو میدونستم و اوضاع را کلی سمت میکردم برای خودم
ولی چنان با قدرت چند جمله حرف زدم که انگار آب روی آتیش بود
گفتم اول این بچه خدا را داره ما که هر لحظه تو مدرسه باهاش نیستیم
خودش خوب رو از بد تشخیص میده و هر کاری که درسته رو انجام میده
وقتی خدا هست من کاره ای نیستم
این بچه مال مانیست خدا داده خودشم هواشو داره
بزار چند بار به وعده های پوچ دوستش گوش کنه
ما هم دورادور هواشو داشته باشیم
خودش چند روز دیگه متوجه میشه که دیگه روی کسی حساب نکنه غیر از خدا
و به پسرم گفتم عزیزم هیچ وقت به مال دیگران چشم ندوز
به خودت و توانایی هات باور داشته باش و خداوند. هر لحظه همراه همه ماست و مارا هدایت میکند
و با همین چند جمله همسرم آرام شد و بخدا گفتم خدایا تو بودی که این حرفها را بر زبانم جاری کردی من هیچی نمیدانم تو گفتی به مو میرسه ولی پاره نمیشه
و گفتم خدایا از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم
من هیچی بلد نیستم تو. بگو کار. درست چیه من نمیدوووووونم خودت کمکم کن که فقط باورهای درست را در بچه تقویت کنم
خدایا من تسلیمم هرچی تو بگی
خدایا این تضاده اومده کلی برای من خیر و برکت آورده خودت مرا لایق دریافت عالیترین الهامات الهی ات قرار بده
من نمیدونم
من هیچ قدرتی ندارم
همه کاره ام تویی تو بهم بگو باید چکار کنم؟
خدایا شکرت همه چی توحیده
همه چی منم
همه اتفاقات دنیا در من خلاصه شده
خدایا تو همان ظرفی هستی در وجودم که من بهش شکل میدهم
خدایا شکرت که توحید یعنی پذیرفتن تمام اتفاقات زندگی ام بواسطه افکار و باورهای خودم
خدایا شکرت توحید یعنی شجاعت
توحید یعنی قدارت را بخدا دادن
توحید یعنی قدرت را به غیر خدا ندادن
توحید یعنی یکتا پرستی
توحید یعنی عمل کردن به آنچه که به من با احساس خوب و آرامش گفته میشود
توحید یعنی تسلیم خدا بودن
تسلیم صدای هدایتگر درونم بودن
توحید یعنی وابستگی به اصل
توحید یعنی راستگو و پاک و درست بودن
توحید یعنی موحد بودن و مشرک نبودن
توحید یعنی راه ابراهیم را ادامه دادن
توحید یعنی عمل کردن به ایده های الهامی
توحید یعنی طی کردن تکامل
توحید یعنی ایمان بخدا داشتن
توحید یعنی توکل و امید بخدا داشتن
توحید یعنی راه راست
توحید یعنی لذت بردن از هر چیز ی که الان هست
توحید یعنی منتظر غیر خدا نبودن
توحید یعنی روح پاک و لطیف
توحید یعنی نیازمند خدا بودن
توحید یعنی من نمیدوووووونم خودت میدونی بهم بگو
توحید یعنی با چطور کاری نداشتن
توحید یعنی بینهایت راه و روش ساده و آسان و زیبا و راحت برای خدا وجود داشتن
توحید یعنی نامحدود بودن خداوند
توحید یعنی قاضی و حاکم خدا ست
توحید یعنی استمرار و ثابت قدم ومتعهد تر بودن در مسیر درست الهی
توحید یعنی خودت را بخدا همه جوره سپردن
توحید یعنی هر اتفاقی خیر ونیکی برای من است
خدایا شکرت که این اتفاق بظاهر بد را برایم سرشار از زیبایی و عشق الهی کردی
همین که کمکم کردی تا ذهنم را کنترل کنم و قضیه را مدیریت کنم یعنی یک قدم به ذره شخصیتم تو جدیدی تر بود
همینکه موقع حرف زدن قدرتی پشت حرفهایم بود یعنی بهبود شخصیتم یعنی مسیرم درسته یعنی اعتمادم بیشتر شده توکلم بیشتر شده خداروشکر
وقتی به همسرم گفتم نگران باش بسپارش بخدا
انگار که این جمله از من نبود یه قدرتی پشتش بود که همه سکوت کردیم
الله و اکبرررر
خدایا شکرت برای دوستانم که با کنترل ذهن و ایمان قوی هر روز از همه نظر بهتر و بهتر هستند
خدایا شکرت که امروزم با کلام خودت در قرآن هدایتم کردی به سوره ضحی و قلبم را باز تر کردی برای دریافت الهامات الهی
خدایا شکرت که بهم گفتی بزودی چنان بتو میدهیم که تو راضی شوی
خدایا من بنده ارزشمند و تسلیم تو به کمتراز بهترین راضی نیستم خودت بهم یاد دادی که هر لحظه بهترین ها را بخواهم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت های عالی قرار دارم
خدایا شکرت خدا جونم سپاسگزارم که بهم یاد دادی توجه و تمرکز م را بر روی زیبای ها و نکات مثبت و سازنده اطرافم و خودم بگذارم
خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری بینهایت سپاسگزارم
خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفرید ی
خدایا شکرت که امروز هم فرصتی طلایی بخشیدی تا تجربه کنم بهترین خودم را
خدایا شکرت که با کنترل ذهن درهای رحمت و برکت و نعمت و ثروت و فراوانی را برویم باز کردی خدا جونم همه کاره ام تویی
در قلبم باز است بروی الهامات الهی ات
خدایا من تسلیمم هرچی تو بگی من هیچی نمیدانم
من نمیفهمم خودت بهم بگو تو میدانی فقط
پس یالا کمکم کن که سخت بهت نیازمندم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات و اوضاع و شرایط و انسانها وسیله ای است برای رساندن موهبت های الهی به من
خدایا شکرت بخاطر تمام داشته های زندگیم
خدایا شکرت که فقط دارم عشق و حال میکنم با جان جانانم
آرامم و آسوده خاطر چون خدایی دارم بزرگتر از همه کس و همه چیز
خودش هدایت مرا بر خودش واجب کرده
چه ایمانی قوی تر از این که هدایتم در دستان قدرتمند خدای بخشنده و رزاق و وهاب و صاحب کل کیهان است
خدایا سعادت از این بالاتر ای مهربان ترین مهربانان
خدایا میخواهم با روی سفید و رستگاری به اصلم برگردم
خودت چراغ و راهنمای راهم باش
من تسلیمم مسیر درست را تو بگو و من را هدایت کن
قلبم را منور کن با صدای بلند خودت واضح ترم کن
خدایا بهم بگو
شکررررررت رب العالمین
قدرت فقط در دستان خداست
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
و دلیل ترس از مرگ کسی نیست جز خودم و اعمال خودم فرکانس های ناخوبم که منجر به تجربه اعمالی که ناخوب هستن میشه
من دیشب وقتی تا ساعت 2 شب نقاشی رنگ روغنم رو رنگ کردم واقعا پیشرفت کردم و متوجه شدم از وقتی تمرین فنجان قهوه ام رو به لطف خدا ،به کمک خدا ،شد که قابل قبول باشه و الان چهره کار کردم و اونم فوق العاده شده
دیشب با هر رنگی که میزدم و به حرفای استاد تو فایلایی که میگفتن گوش میدادم یهویی بغضم میگرفت
یا اینکه گریه میکردم سر نقاشیم و با خدا حرف میزدم
وقتی دیدم ساعت داره 2 میشه وسایلامو جمع کردم و قبلشم داشتم دوباره به یه قسمت زندگی پس از زندگی نگاه میکردم
مادرم هم رفته بود خونه خواهرش و داداشم دیر وقت میومدمد خونه دیشب رو و من تنها بودم
وقتی که جمع کردم و یه لحظه نمیدونم چی شد دوباره یاد مرگ افتادم و ترسیدم
و حتی گفتم خدا میدونم اعمال خودم هست که باعث ترسم از اومدن به پیش تو ،اومدن و رسیدن به تو میشه
بعد دوباره به دلم افتاد قرآن بخونم گوشیمو باز کردم تا از اپلیکیشن بخونم
یهویی دیدم بین گزینه ها اعلام و اسماء رو انتخاب کردم گفتم خدا چی بهم میخوای بگی چی باید یاد بگیرم
بعد کلی موضوع داشت آسمان و کیهان توجه منو جلب کرد روش زدم و باز بین موضوعات اون بخش آسمان چهارم رو انتخاب کردم ، متنی آورد که آیه قرآن نوشته بود
آیه 57 و 56 سوره مریم
ما ادریس را به مکانی والا بلند کردیم
خوندمش گفتم یعنی منظورت چیه مدارم تغییر داره میکنه با تلاشایی که هر روز برای تغییر شخصیتم میکنم؟؟؟
بعد گفتم خب برم قرآن رو بخونم تو بگو کدوم سوره خدا؟؟
بعد رفتم کاملا هدایتی بود دقیق و حساب شده انگار اختیار دستام با خودم نبود
همیشه میرم تو جستجو و میگم خدا چه سوره ای ولی این بار رفتم روی قرآن کریم تو اپلیکیشن زدم و یهویی دیدم آیه 57 سوره مریم دقیقا همون آیه برام باز شده
اینو دیدم اشک تو چشمام جمع شد و گریه کردم
سوره مریم بود متوجه حرف خدا نشدم گفتم خدایا یعنی چی میخوای بهم بگی
بین اون همه متن ، درست منو اول برد یکی یکی ،از اعلام و اسما به آسمان و کیهان بعد آسمان چهارم
حتی من همیشه دوست دارم هفت رو انتخاب کنم اینبار بی اختیار رفتم چهار رو انتخاب کردم
وقتی که میخوندم و اشگ میریختم میگفتم خدایا هنوز ترسی هست تو وجودم از مرگ که میدونم نشانه از شرک هست و ازت میخوام کمکم کنی تا رفتار و اعمالم رو هر روز کنترل کنم و تو خیر و شرم رو بهم بگی هر لحظه تا طبق اعمال خوبی که از خودم هر لحظه انجام میدم از مرگ ترسی نداشته باشم
چون نتیجه اعمال من عذاب میشه برای من
میدونم که مثل ترسای قبلیم که به توحید در عمل تبدیل شد این هم به توحید در عمل تبدیل میشه
بعد خوابیدم و صبح که بیدار شدم باز رنگروغن کار کردم و بعد ظهر رفتم مدرسه دخترونه تا نقاشیامو بفروشم
خداروشکر 128 هزار تمن خریدن ازم
بعد بچه ها میومدن و میپرسیدن کیفتو خودت رنگ کردی خاله و بعد پرسیدن آموزش داری منم گفتم آره میام تو مسجد یاد میدم اگه خواستین برین اسماتونو بنویسید چند نفرشون گفتن من حتما میام دوست دارم یاد بگیرم
یه دختر بهم گفت خاله فردا هم بیا من میخوام آینه بگیرم بهش گفتم خونمون نزدیکه فردا خواستی بیا در خونمون آینه رو بگیر
انقدر حس خوبی داشتم همه و همه کار خداست و خداست که وقتی میبینه من دارم قرم برمیدارم همه کارامو به راحتی انجام میده مثل آب خوردن
و بعدش خواهر زاده ام اومد که باهم برگردیم خونه و میومدن خونه ما ناهار بیارن باهم بخوریم
حتی ملایمت هوا نفس که میکشیدم خود بهشت بود انقدر زیبا و سبک بود فوق العاده بود
وقتی رفتیم جلو در مدرسه زودتر تعطیل شده بودن و رفته بودن ، درخت توت خیلی بزرگی بود که باخواهر زاده ام چیدیم و خوردیم و وقتی برمیگشتیم سپاسگزاری کردیم تو راه توجه میکردم به زیبایی ها
بعد تو راه بهم گفت بیا مسیرمونو تغییر بدیم خاله گفتم باشه و رفتیم یه درخت توت دوباره دیدیم و چند تا چیدیم یهویی دیدم کلی حلزون دور درخته و وقتی یکم نگاه کردم دیدم زمین پر از حلزونه و ما ندونسته چند تاشو له کرده بودیم
گفتم خدایا ببخش ما ندونسته این کارو کردیم بعد به خواهر زاده ام گفتم بیا هرچی حلزون اومدن تو پیاده رو برداریم و بذاریم تو باغچه تا همه شون برن
انقدر زیاد بودن عکس گرفتم و همه شون بیرون از خونه شون اومده بودن و داشتن روی برگا و درختا و اطراف باغچه میرفتن
بعد که برگشتیم خونه یهویی یادم اومد که من دیروز میخواستم با پولی که خدا بهم عطا کرده بود که کلی برام مشتری شد برم و چوب و آینه دستی بگیرم تا بازم بیارم و رنگ کنم
بعد با خواهرم رفتیم تا حضوری بخریم آینه دستی و چوبای مختلف
وقتی رسیدیم انقدر تنوع زیاد بود که من 825 واریز کردم و کلی وسیله برداشتم تا بیام با کلی ذوق و اشتیاق رنگ کنم و یک شنبه ببرم و بفروشم
خیلی حس خوبی داشت خدا داره همه چیو برای من آسون میکنه ، البته اینم بگم اگر من قدم برنمیداشتم خدا این درارو برای من باز نمیکرد
جدیدا وقتی از حسابم پول کم میشه حتی خوشحالم میشم
چند روزه متوجه شدم من دیگه تو چند مورد طیبه قبل نیستم
یکی اینکه :
دیگه نمیگم وای مشتری بیاد یا چرا مشتری نیومد یا اینکه یعنی میگیرن و از این حرفا
به جاش میگم من باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و خدا مثل روزای قبل و هفته و ماه های قبل همون لحظه اول برام مشتری میاره ، من فقط باید ظرفمو بزرگ کنم و ایمانم رو بیشتر به خدا نشون بدم تا خدا بیشتر بهم عطا کنه و تغییرم پایدار باشه
دوم اینکه :
من به مادرم میگفتم میخوام برم مترو بفروشم به خواهرمم گفتم
گفتن که نه طیبه برو مدارس میبینی که اونجا خوب میگیرن
گفتم نه من باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و از این چالش که برام بوجود اومده و میدونم یه حسی بهم میگه که اگر این چالشو به درستی حل کنی و بری مترو و تو واگن مثل بقیه دست فروشا بلند کارتو تبلیغ کنی و بفروشی ، خیلی سرعت میگیره تغییرت
و من باید انجامش بدم تمام تلاشم رو میکنم و از خدا میخوام کمکم کنه مثل اون روز یکشنبه که رفتم 2 اردیبهشت و قدمی برداشتم و فرداش خدا برام مشتری فرستاد 600 تمن فروخت برام
وقتی برگشتیم خونه تو راه گفتم به خواهرم که یکی از بچه ها شماره ام رو خواست تا از ایتا سفارش بده ، خواهرم گفت تو چرا کانال نمیزنی تو ایتا ؟؟؟ یهویی گفتم آره حتما خدا گفته که این کارم انجام بدم چون ایده ای هست که طبق گفته استاد با توجه به شرایط الان من قابل اجراست تو بی آر تی زود یه کانال تو ایتا باز کردم و اسمشم گذاشتم هفت وادی
همون اسمی که خدا چند ماه پیش بهم الهام کرد برای اسم فروشگاهم برای فروش دیجی کالا
بعد که رسیدیم خونه شروع کردم طرحاشونو مشخص کردم تا نقاشیاشونو بکشم و تا یکشنبه اگر خدا بخواد و هرچی که صلاحم باشه ببرم بفروشم
الانم بعد نوشتن دیدگاهم میرم که ادامه تمرین کلاس رنگ روغنم رو کتر کنم تا شنبه به لطف خدا برم کلاس
بی نهایت از خدا سپاسگزارم که هر لحظه بهم خیر و شرم رو میگه حتی میگه چیکار کنی به نفعته یا به ضررت
استاد من چیزی که از حرفای رزای مهربان و با اراده دریافت کردم این هست که وقتی ایمان واقعی به خدا داشته باشی و با توکل بهش کارهاتو انجام بدی سمت خودتو درست کنی این ما نیستیم که به سمت نعمت ها هدایت میشیم
انگار خدا تمام نعمت هاش رو به سوی بنده با ایمانش میفرسته
انگار جهان داره کل کائنات رو درخدمت اون بنده سپاسگزارش میذاره
و چقدر قشنگ چقدر زیبا میشه درک کرد میشه فهمید توحید چیه باور درست چیه
امیدوارم منم به همین حد از ایمان و باور توحیدی برسم و خودم رو از بندِ بندگی آدمای اطرافم رها کنم و دلم رو بخدا بسپارم
روزی که ناتوان شده بودم و به عجز رسیدم صداش کردم چیکار که بامن نکرددد همه کس شد برای من و چقدر قشنگ به دلم انداخت فایلهای توحیدی رو گوش بدم
چقدر این بخش از شعر تویه سرم زمزمه میشه
من به مردم داشتم روی نیاز
غافل از اینکه درحق بود باز
اشک استاد از چشمانم سرازیر میشه بخدا که توحید همه چیه تویه فایلاتون استاد توحید میشنیدم ولی میگفتم نبابا من که موحد م شرک ندارم که اما بقول حدیث پیامبر شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل سیاهی شبه
غافل بودم که وابستگیم تویه رابطه عاطفیم شرک بود غافل از اینکه اون ناخواسته های زندگیمومقصرش بقیه دونستن شرک بود غافل از اینکه تکیه به دوست و بقیه شرک بود روزی که تنها شدم تنهای تنها اونجا بود که خدارو پیدا کردم درست مثل رزای عزیز
چقدر با همه وجودم حرفاتو درک کردم
و گفتم خدایا من نمیدونم من نمیتونم تو هدایتم کن و تویه همه چی هدایت خواستم تویه همین فایل گوش دادن که خدایا چه فایلی رو گوش بدم الان؟ومدتهاس بهم میگه توحید توحید …
این چیزیه که باید روش کار کنی
وخدا میدونه از وقتی فایلای توحیدی گوش دادم چه آرامشی دارم چقدر ترس و نگرانیم کمترشده
واقعا استاد الان بحث تکامل تویه توحید میفهمم
و لازمه تا آخر عمرم روش کار کنم
برای من توحید همه چیزه خدایا اصلن نمیدونم چطور شکرتو بجا بیارم
استاد عاشق کلامتم با چشمای گریونم از شدت شوق زیاد اشکم جاریه میگم
واقعا خداوند همه کس می شود مارا
به شرط ایمان
ایمان همه چیز ایمان به خدا تسلیم بودن و شنیدن هدایتش و عمل به اون
استاد عاشقتم باهمه وجودم ممنون که شما الگوی منی شما انسان توحیدی هستید خدا بشما سلامت آرامش و عشق بیشتر بیشتر ببخشه باهمه وجودم دوستون دارم
ودوستان بهتون پیشنهاد میکنم فایلای توحیدی که تویه دسته بندیا هس بخدا که درونتون یه جهادی بنا میکنه که نگو ونپرس به راستی که توحید اصل
سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من ،،
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که باز اشک شوق ریختم از لمس حضورت ،، شکرت
چقدر قشنگ و چقدر آرامش بخش وقتی این فایل زیبا رو میشنوی ، رنگ خدا رو عطر و بوی الله مهربان و حس میکنی خدایا شکرت ،،
ای مهربان ترین مهربانان ای پازل چین ماهر ،،
باز سر من به نشانه تأیید داره تکون میخوره و زیر لب میگم آره ،، آره منم دیدم منم لمس کردم ،،
بچه ها خواندن این کامنتای بی نظیرتون به شخصه به من کلی انرژی میده از همینجا بهتون خدا قوت میگم و امیدوارم تا ابد ادامه پیدا کنه این عشق و انرژی مقدس تون بفرستین برای من ،، مررررسی
خدای مهربونم چقدر در های بسته پیش روم و برام باز کردی ای مهربونم ای عزت دهنده من ،،
قربونت برم که همه بسیج شده بودن جلوی گرفتن مدرکم منو بگیرن تو دستت تو دست من گذاشتی و عزتمندانه اونو بهم تقدیم کردی و اشک شوق ریختم و سجده کردم به درگاهت ،،
آره همون موقع که همه منو رونده بودن و تک و تنها مونده بودم و حتی تو خرج روزم مونده بودم تو بهم نعمت و برکت ات رو عطا کردی ،، کار دادی ،، عزت دادی ،، اعتبار دادی ،، چقدر قشنگ این دعاهای حضرت علی علیه السلام
میگه اونجایی که من کاری نکردم و تو منو از زبان بقیه عزت دادی و تشویق کردی ای مهربونم ،،
خدای مهربانم منو از شرک و کفر و ندیدن چشم هایم نشنیدن گوشهایم نچشیدن زبانم و حمد نگفتنت حفظ کن با بند بند وجودم از درگاهت میخوام سراسر تسلیم خودت قرار بدی منو ای الله ، ای رب من ای رب العالمین ،، کی میتونه منو یاری کنه منو تو مسیرت قرار بده غیر از خودت ،، من تمام افسار و زمام امور کل زندگی ام را در اختیار دستان مهربان تو گذاردم تو منو هدایت کن به نور ایمانت دل و دیده منرا سو بده ای مهربانترین مهربانان ،،
خدایا شکرت برای شنیدن رزای عزیز برای این فایل عشق سراسر نور و روشنایی ،، خداااااایا
تویی پازل چین شاهکار کننده من ،، برو بریم تا نور مطلق ،،
چقدر این فایل آموزنده بود، ی گنجینه از تمام کارهایی که اگه ی شخص انجام بده زندگیش تبدیل میشه به بهشت
رزا خانم من با تمام وجود، با تک تک سلول هام بهت تبریک میگم، چقدر خوب قانون رو فهمیدی و چقدر خوب عمل کردی
اولین قانون، قانون تکامل
خیلی خوب متوجه شدی و از اون جایگاهی که بودی و هدایتی که فرستاده شد، از گارسونی شروع کردی و تونستی فقط بعد یک ماه به اون شغل مورد علاقت برسی، آفرین به شما
من تحسینتون میکنم
این فوق العادس که به خودت قول دادی تکاملت رو طی کنی و از اون جایی که هستی شروع کنی
مورد بعدی اینکه خوب تعقل میکنی
ما آدما خیلی مواقع اتفاقات خارق العاده واسمون میافته که هزاران بار جای شکر داره اما به خودمون زحمت فکر کردن نمیدیم
این خیلی خوبه که وقتی تونستی واسه خودت خونه بگیری نشستی فکر کردی که چون یک ماه گارسونی کردم، تونستم بیعانه بدم و به کارم ادامه بدم
قانون بعدی just do it
فکر کن ی شخصی میدونه ی سری مشکلات داره
مثلاً برای شما، شما میدونی لهجه داری و ی سری کلمات رو اشتباه میگی ولی انقدر با خودت به صلح رسیدی که تصمیم میری بری کنفرانس بدی اونم مقابل کسایی با اون سابقه کار
و انقدر این قوانین رو تکرار کردی که جزیی از شخصیتت شده
الان که استاد بهت گفت با زبان انگلیسی صحبت کن گفتی من لهجه دارم و کلمات رو اشتباه میگم ولی انجااااااامش میدم
آفرین به شما
شما با صحبتهاتون اصلیترین قوانین زندگی رو بهمون یاد دادید
خیلی خیلی ازتون ممنونم و واستون بهترین هارو آرزو میکنم
چقدر این هم زمانی ها رو من دوست دارم امروز برای مصاحبه رفتم بودم یه هلدینگ بزرگ رفتم برای تکمیل مدارک و در مقایسه با جاهای قبلی که میرفتم برا مصاحبه میگفتم من چنینم من چنانم امروز خیلی آرووم بودم و هم قبل جلسه هم بعد جلسه همش می گفتم خدایا خودت می دونی و من نمی دونم تو بلدی به قول استادم تو از بالای جنگل می بینی و من نمی بینم اون جاهای رو که من رو خودم و رو آدمهای اطرافم که بهم وعده وعید دادن رو دیدی و دیدم خیلی خسته هستم هیچی نمی دونم به ندونستن خودم اعتراف می کنم فقط تو بگو تا من برم نه الان بلکه تا آخر عمرم تو بگو حتی یه لیوان آب رو هم بدون اجازه تو نخورم خلاصه تو این فضا بودم نا گفته نماند که یکماه منتظر این روز بود کارام شکر خدا خیلی خوب انجام شد تو راه برگشت به خونه داشتم فک می کردم به گذشتم که چقدر تا به امروز که خدا رو درک کردم آروم تر شدم و اعتماد بهش یعنی لذتی که تا به الان تجربه نکردی یعنی اینکه اینقدر چیزهای کوچیک و بزرگ رو بهش سپردم و جواب داده خدارو شکر که تا ذهن میاد و نجوا کنه یه حسی فوق العاده گردن کلفت بیدار میشه و میگه مگه استاد نگفته در قرآن که من نزدیک هستم و اجابت می کنم در خواست درخواست کننده رو به شرطی که اونم منو اجابت کنه و تسلیم اوامر اربابش باشه من یکماه نجوا اومد سراغم که نمیشه تورو نمی خوان و این صدای رزای عزیز رو چندین بار گوش گرفته بودم که امروز تصویری دیدم اینارو گفتم که به اینجا برسم که اونجای که رزای عزیز میگن خدایا شکرت در شرایط غربت یه کشور یه زن تنها گارسون هستن و رزومه میدن به جایی و یکی بهش میگه ننننننننننننننننننههههههههههههههههههه بخاطر این نه خدارو شکر می کنه می خوام اصل ماجرا رو بگم که [[[[[[[[[اتفاقات به خودی خود شکلی ندارن ما هست که با واکنش بهشون شکل می دیم ]]]]][[[حالا رزا در اون شرایط می تونست به خودش 100تا برچسب بی عرضه بودن و ….به خوش بزنه ولی میاد سپاس گذاری می کنه و اینجاست که وعدهای خدارو ما می بینیم که میگه اگه سپاس گذار باشید شما را می افزایم این تیکه گم شده پازل بود و بعدش بهش میگن از اون خونه باید بری بازم ایمانش رو نشون میده میگه استاد گفته وقتی یه بار تونسته انجام بده بازم می تونه میاد به اون خانم میگه من کارمو نمیرم جا برا خواب ندارم در کسری از ثانیه همه چیز بر می گرده و تا یکماه شکر خدا می تونه اونجا بمونه دوباره می خواسته جای جدید بره با همون پول گارسونی پول اونجا جور میشه شکر خدا
هر چقدر هم شرایط بد باشه از نظر ما؛ما وظیفه داریم بندگی بکنیم اون کارش رو خوب بلده احساسمون رو خوب نگه داریم و سپاس گذار باشیم بخدا جواب میده من اصلا به مخیلم نمی رسید یه روزی اینجور جایی استخدام بشم شکر خدا این یکماه هم بخاطر این طول کشید که فهمیدم ضربه های که می خوردم بخاطر احساس عدم لیاقت بوده وگرنه مگه میشه یه کار رو به شکل نامبر وان شکر خدا بلد باشی و نتونی ازش پول خوب بسازی عدم لیاقت بود و قاطی شده بود با شرک که میرفتم پیش این و اون ولی امروز گفتم و تا آخر عمرم میگم که تو خودت دست منو بگیر و منو هدایت کن
و یه نکته جالب که اون روز داشتم تو تنهاییم بهش فکر می کردم این بود ما یه ماشین ظرفشویی می خریم یه دفترچه راهنما داره این که به دست بشر ساخته شده یعنی خدا مارو فرستاده رو زمین همینجور ولمون کرده هدایتمون نمی کنه شرک محضه نمی دونم چرا تا به الان ما به این موضوعات فکر نکردیم ولی شکر خدا جااااااااان استاد ناجی مون شد و خدای مهربان گذاشتش سر راهمون
الهی صد هزار مرتبه به تعداد نفس هامون شکر که استادمون هست و سالم و تندرست باشه 120ساله جیبی پر پول تر در کنار خانم شایسته عزیز
من این فایل روقبلا دیدم خیلی حال کردم واستادومریم جون تحسین میکنم وبه شماتبریک میگم که به ماآموخته ای مابی انتهاهستیم نه مبدا داریم نه مقصدفقط تواین سفرالهی که کل اسپانسریش باصاحب ماست یک چیزبرامون میمونه لذت حضورولذت بازی روزگارازماس دیگه بقیه فانی است.
بنده هفته ی قبل باشمارهایی که ازیک خانم راوی گرفته بودم تماس گرفتم برای امرخیرچندنفرگفتن عکس آقازاده روبفرستین پسرم عکس فرستادیکی پیام دادتماس بگیرین آدرس بدم خداروشکرازهمون شب که قرابودبرافرداهماهنگ کنیم معدی من به هم خوردکه کنسل کردم چون واقعارمقی که ازخانه برم بیرون روندارم.
گفتم مهندس عمران بعدلحظه ای گفت نه خانم موافقت نشده منم سریع گفتم الهی شکرخداخیرتون بده هم براشماخواستگاردلخواهتون میادهم برای ماجای بهتری هست اون دخترخانم هم همین دعاروبرای ماکردوخداحافظی کردم!انشاالله بهتربشم که بتونم برم خواستگاری.
خدایاهم تومیدونی هم خودم که من ورای دیگران به این دنیاآمده ام من جوردیگری روتوحساب بازکردم خدایابه این حساب کتابهای من بیشتررسیدگی کن!!!!
یعنی من ماقبل انسانهای اولیه هستم به رهبریتت توهرکاری نیازدارم یاریم ده.
امروزرفتیم درمانگاه همون اولش گفتم به نگهبانی بگومریض اورژانسی دارم که باماشین بریم تودرمانگاه بنده خدامیله رودادبالاواردمحوطه شدیم چندتاپله بودنای راه رفتن نداشتم بااسانسوررفتیم عزیزدلم گفت:ویلچردارین پذیرش گفت ازنگهبانی بگیرویلچر رو آورد نشستم عزیزدلم ازمریض قبلی اجازه گرفت که من اول برم پیش آقای دکترآقای دکترویزیت کردعزیزدلم من بردتوتزریقات بره داروبگیره گفتم خانم کمکم کن روتخت درازبکشم گفت باشه همراهیت بیاد!¡!!!!!!!!!
من به همراهی مریض دیگه گفتم لطفاکمکم کن روتخت درازبکشم بنده خداکمکم کردرفتم روتخت،به نفربعدی گفتم کمکم کن ازاین تخت برم اون تخت دم درب چون تکیه گاه داشت راحت بودم.
به خانم دیگه گفتم لطفایک لیوان آب برام بیارین آب آوردواشاره کردم بلندم کن ولیوان آب روبه دهانم داشت درازم کردگفتم گُرگرفتم لباسم روکم کن گفت نه الان سردمیشی گرمانداره.
داروهاروعزیزدلم دادبه یک پیرزن که بده به خانم تزریقات خودموبه زحمت بلندکردم گفتم شربتشوبدین بخورم یک خانم بهم شربت دادخوردم بعدهم آمپول وسرم.
وتواین 40 دقیقه ای که توتزریقات بودم گفتم قدرلحظه هاتوبدون لیلاقشنگه فایل گوش کردم .
خانم سرم رابه پشت دستم وصل کردگفتم دستم میسوزه آمدگفت خانم نشتی داره! بنده خدادست تنهابود سرش خیلی هم شلوغ بود.دوباره عزت نفسم روبالابردم گفتم دستم میسوزه گفت الان میام به پشت دستم نگاه کردم دیدم عه پشت دستم ورم کرد.صدازدم گفتم اصلا سرم تورگ نمیره!! خانم بغلی هم گفت آره دستت ورم کردخانم تزریقات اومدگفت آخرای سرمِ ازدستم کشیدگفتم نه بقیه شم لطفا برام وصل کن این دفعه جای همیشگی وصل کردتاتمام شداینوگفتم که اینجاازعزت نفسم استفاده کردم الهی شکرت.
لحظه آخریک دخترخانم نوجون بودازش پرسیدم بهتری ؟؟؟
گفت الحمدوالله وهمون لحظه باهاش یک پیام بازرگانی اجراکردم گفتم لیلادمت گرم چون چندروه بیرون نرفتم امروزنیم ساعت رفتم پیاده روی اصلا رمق راه رفتن رو نداشتم توهمون مسیرولی 2جاپیام بازرگانی روانجام دادم گفتم حال جسمت ناخوبه احساس خوب وانرژی خوبت روبابقیه به اشترابذاراینم کارنیک است برای گسترش جهان هستی لبخندبزن الهی شکرت خدایاکمکم که وقتی روح ازجسمم جداشدبگم خدایاروحی که دربدن داشتم آزادورهابودواین جسمم وذهنم رابااصل وجودیکی کنم من خودم رادوست دارم این مسئله هم که برام پیش اومدالخیروفی ماوقع هرچی هست به نفع منه.عاشقتونم وبه همه تحسن میگم.
به نام خدای مهربان و بخشنده
به نام انرژی سخاوتمند و قدرتمندی که به خوشبختی، ثروتمندی و سعادتمندی من بسیار بیشتر از خودم، مشتاق و مصر است
به نام سیستمی عادل و قانونمند که من را موجودی ارزشمند و لایق و نیز خالق تمام شرایط و اتفاقات زندگیام خلق کرده
تا از راههای لذتبخش و آسان به تمام خواستهها و آرزوهایم برسم
*
سلام به خوبیها
سلام به زیباییها
سلام به آدمهای خوب
سلام به عشق و وفاداری
سلام به ثروت و آسایش و رفاه
سلام به سلامتی و طول عمر
سلام به موفقیت و کامیابی
سلام به آبرومندی و عزتمندی
سلام به لذتهای پاک و فوقالعاده
سلام به تجربههای وصفنشدنی و ناب
سلام به جهان غنی و زیبایی که مملو است از فرصت و نعمت و برکت و فراوانی
و سلام به هدایتهای خداوند
*
خداوند به عنوان قدرتمندترین فرمانروا و خالق کل جهان که داره اون رو هدایت میکنه به سمت گسترش بیشتر، خالق من هم هست، من رو هم داره هدایت میکنه، میخواد که من هم خوشبخت باشم و نقشی در گسترش این جهان زیبا داشته باشم.
بنابراین من تنها به این انرژی قدرتمند توکل میکنم و تنها تسلیم او هستم و تنها از او یاری میجویم. با وجود اینچنین قادر مطلقی که از رگ گردن به من نزدیکتره، به هیچ پارتی و عامل بیرونی نیاز ندارم؛ فقط خدا مرا بس است.
پس از سالها، من خدای بزرگ، مهربان و سخاوتمند را خیلی نزدیکتر از چیزی که فکرش را میکردم پیدا کردم. خدا همیشه در من بود، در قلب من بود، در جان من بود. برخلاف تصور گذشتهام، خداوند همیشه منو دوست داشته و میخواسته خوشبخت و خوشحال باشم؛ خدا همیشه داشته منو به سمت خواستههام و بهترین نعمتها و زندگی رویایی هدایتم میکرده.
توحید اصل و اساس خوشبختیه؛ بنابراین با داشتن همچین سیستم قانونمند و نیروی عظیمی در کنار خودم، در تمام جنبهها به تو اعتماد میکنم و میدانم همه چیز میتواند به راحتی در زندگی من رخ دهد.
چه خوشبختی عظیمی است داشتن دوستی که قدرتمندترین موجودیت در کل کهکشانهاست؛ دوستی با تو را در قلبم جستوجو میکنم؛ هرگز از تو دست برنمیدارم و میدانم پیوسته حامی و هدایتگر من هستی و چیزی جز خوشبختی برایم نمیخواهی.
از وقتی دوستیام با خدای قدرتمند و هدایتگر را شروع کردم، یک دوست دیگر هم پیدا کردم و آن دوست، خودم هستم؛ خودم را بیشتر دوست دارم؛ خودم را بیشتر لایق میبینم؛ خودم را ارزشمندتر میبینم؛ حتی به خودم بیشتر احترام میزارم؛ به تواناییهایم بیشتر اطمینان دارم؛ جهان را زیباتر میبینم؛ همه چیز را دوستداشتنیتر میبینم؛ بیشتر لذت میبرم؛ بیشتر امید دارم؛ بیشتر شکرگزارم؛ و حالم خیلی خوبه، خیلی.
خدایا من فقط و فقط به تو ایمان دارم؛ به تو باور دارم؛خدایا من تنها از تو میخواهم و خودم را به دستان پر مهر تو میسپارم؛ چون میدانم برایم بهترین را میخواهی؛ چون باور دارم سررشته همه امور در دستان توست و تو بهترین راهها را میشناسی که در مغز محدود من نمیگنجد، پس بدون توجه به چگونگی، تنها به تو توکل میکنم و با خیال راحت و دلی گشوده تمام خواستههایم را از تو طلب میکنم و به سپاسگزار این زندگی خواهم بود.
*
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها به تو توکل میکنم
و فقط از تو یاری میجویم
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم من را به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
ای خدای بخشنده، به خاطر همه شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به خوشبختی و داشتن زندگی ایدهال و رویاییم ترتیب میدی، هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و عادل من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
خدایا، به خاطر همه چیزهای ریز و درشت خوبی که من عطا کردی، ولی من هیچوقت متوجه اونها نشدم،
یا اون دسته از نعمتهایی که بهم بخشیدی ولی فراموش کرده و از یاد بردم،
حتی اون خوبیهایی که الان هم متوجه اونها نیستم
و اون نعمتهایی که در آینده به من خواهی داد و ممکنه متوجهشون نشم یا باز هم از یاد ببرم
هزاران هزار هزار بار شکرت.
خدایا
بخاطر سلامتی و امنیتی که برایم مهیا کردی و میکنی،
بخاطر آدمهای خوبی که وارد زندگیم کردی و همچنان میکنی،
بخاطر همسر فوق العادهای که نصیبم میکنی،
بخاطر موفقیتهای گذشته و آیندهام،
بخاطر فرصتهای خوبی که جلوی پاهام گذاشتی و میگذاری،
به خاطر وضع مالی خوبم و نیز ثروت عظیمی که نصیبم میکنی،
به خاطر عزت و احترام و ارزش و لیاقت و آبرویی که بهم بخشیدی و میبخشی،
بخاطر تمام تجربههای شیرین و ناب گذشته و
لذتهای وصفنشدنی و فوقالعادهای که به من عطا خواهی کرد،
به خاطر رفاه و آسایشی که به من بخشیدی و همچنان میبخشی،
بخاطر خیر و برکتی که به زندگیم دادی و همچنان ازم دریغ نمیکنی،
بخاطر احساس خوب و آرامش و خوشبختی که برایم فراهم کردی و میکنی،
بخاطر داشتن شرایط دلخواه و زندگی رویایی و ایدهآلم،
بخاطر رسیدن به خواستهها و رویاهای کوچک و بزرگم،
برای تکتک این خوبیها، زیباییها و نعمتها
پیوسته و پیشاپیش، میلیونها بار سپاسگزار و ممنون تو هستم.
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم
استاد میخوام مثل دوست عزیزمون منم تجربمو از فایلاتون بگم
من از فایلای رایگان شروع کردم نه شغل داشتم نه درامد،بعد ی مدت از طریق اینستا شروع کردم ب درامد زایی(21سالگی) ولی استاد این اون هدف من نبود که مخاطبم من رو نشناسه و فقط ی سری پکیج ها رو بفروشم که خدا منو هدایت کرد ب ی بیزنس ک خودم ران کردم(22سالگی) ک هم فروش حضوری داشتم هم انلاین،پولای خیلی خوبیم ازش ساختم ولی چون هیچ مکانی برای کارم نداشتم و هیچ جایگاهی ب زعم خودم تو اجتماع نداشتم خدا هدایتم کرد (24سالگی)به یه شغلی که فوق العاده دارم از این شغل و این جایگاهم اطلاعات کسب میکنم و خودمو رشد میدم و آدمای بیشتریو میشناسم،کارکردنو یادمیگیرم،توحوزه ی کاریم دارم بهترین خودم میشم
استاد این فایلتونو من قبلا گوش داده بودم و اون قسمتش که رزا جان گفت که برای کسایی اون مطالبشو ارائه داده که سابقه طرف از عمر خودش بیشتر بوده خیلی تو ذهنم زنگ میزد تااینکه استاد اوایل دوران کاریم برا کارشناسامون جلسه گذاشتم کارشناسایی ک 15 سال سابقه به بالا بودن و حتی یکی 28سال فقط سابقش بود و از عمر خودم بیشتر،من بااعتماد بنفس از پس اون جلسه بر اومدم و استاد نمیدونین که چقدر بزرگ شدم و رشد کردم بعد اون
تاجایی که الان یه جورایی من مسئول اونا محسوب میشم و خداروشکر میکنم که باتمام احترامی که برام قائلن و ازم حرف شنوی دارن رابطم باهاشون فوق العاده عالیه
استاد درامدم ی مبلغیه ک از خیلی از ادمای اطرافم حتی با 30 سال سابقشون من با چند ماه سابقه بیشتر دریافت میکنم
رابطم با همکارام عالیه
عاشق شغلمم
چند نفر اونجا مسئول دارم و رابطم باهاشون بینظیره بسیار انسان های فوق العاده ای هستند و بجای اینکه من ازشون بترسم با تموم احترامم دوسشون دارم
چون هیچوقت اونا رو تو ذهنم بُت نکردم،نگفتم اینا منو سرکار اوردن،نگفتم اینا بازنشست بشن یا برن من چه کنم
اعتبار این جایگاهمو دادم به رب العالمین
و از شما دوستان عزیز و استاد عزیزم ممنونم و خدا هممونو آسون کنه به آسونی ها
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم
سلام عزیزان جان
روز116
فایل گفتگو با دوستان
فایلی سرشار از توحید سرشار از ایمان و اعتماد و توکل و باور
فایلی که روحم را به پرواز درآورد
فایلی که همزمان شده با فایل های توحیدی که روی سایت قرار گرفته
همه چی توحیده همه کاره خداست
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا چقدر اشک شوق ریختم برای هدایتهای ناب الهی که هر لحظه در معرض هدایت الله هستم
هر لحظه داره بهم میگه بیشتر باورم کن ایمانتو قوی تر کن
اعتمادتو بیشتر کن توکلت را بیشتر کن
هر لحظه بهم میگه آرام باش و به من فقط گوش دل بسپار
هر لحظه میگه فقط روی من حساب کن
هر لحظه میگه قدرت را به عوامل بیرونی ندی
چون من صاحب کل کیهان هستم
تمام ذرات را من دارم مدیریت و هدایت میکنم
تنها قدرت جهانیان من هستم
خدا یا شکررررررت من تسلیمم
خدایا شکرت برای دوستان ارزشمندم همچون سحر و عزیز و رزای عزیز که الگوهای خوبی برای تکامل امروزم بودند
خدایا شکرت که خودت همه کاره ام هستی و بر قلمم و قلبم جاری هستی و مرا به نوشتن و ردپا گذاشتن برای خودم هدایت کردی
دیشب به یه تضاد برخودم که دوست پسرم چند وقته بهش هر بار یه قولی میده و بهش عمل نمیکنه
و من چندبار پسرم رو راهنمایی کردم که هیچ وقت منتظر نمون که کسی از بی ون بیاد و بهت چیزی بده خودت به توانایی هات باور داشته باش و فقط روی خدا ی درونت حساب باز کن نه غیر خدا
ولی پسرم هر بار با به حرف جدید و قول های پوچی که بهش داده میشد نیومد و میگفت که دوستم گفته اینجوری و اونجوری و من میخوام فلان چیز رو برات بیارم
تا دیشب که همسرم ناراحت شد از دست پسرم و گفت کم برو سراغ وعده های الکی بقیه چرا باور کردی حرفهای دوستت رو و قضیه رو آورد سمت من که انگشت اتهام به سمت من بود که تو حواستو بیشتر جمع کن و یه وقت پسرمون گول نخوره و از این صحبت ها
و من چنان آرامشی داشتم که اگه قبلم بود چنان میترسیدم و مقصر صد در صد هم خودمو میدونستم و اوضاع را کلی سمت میکردم برای خودم
ولی چنان با قدرت چند جمله حرف زدم که انگار آب روی آتیش بود
گفتم اول این بچه خدا را داره ما که هر لحظه تو مدرسه باهاش نیستیم
خودش خوب رو از بد تشخیص میده و هر کاری که درسته رو انجام میده
وقتی خدا هست من کاره ای نیستم
این بچه مال مانیست خدا داده خودشم هواشو داره
بزار چند بار به وعده های پوچ دوستش گوش کنه
ما هم دورادور هواشو داشته باشیم
خودش چند روز دیگه متوجه میشه که دیگه روی کسی حساب نکنه غیر از خدا
و به پسرم گفتم عزیزم هیچ وقت به مال دیگران چشم ندوز
به خودت و توانایی هات باور داشته باش و خداوند. هر لحظه همراه همه ماست و مارا هدایت میکند
و با همین چند جمله همسرم آرام شد و بخدا گفتم خدایا تو بودی که این حرفها را بر زبانم جاری کردی من هیچی نمیدانم تو گفتی به مو میرسه ولی پاره نمیشه
و گفتم خدایا از هر خیری از تو به من برسد من سخت نیازمند وفقیرم
من هیچی بلد نیستم تو. بگو کار. درست چیه من نمیدوووووونم خودت کمکم کن که فقط باورهای درست را در بچه تقویت کنم
خدایا من تسلیمم هرچی تو بگی
خدایا این تضاده اومده کلی برای من خیر و برکت آورده خودت مرا لایق دریافت عالیترین الهامات الهی ات قرار بده
من نمیدونم
من هیچ قدرتی ندارم
همه کاره ام تویی تو بهم بگو باید چکار کنم؟
خدایا شکرت همه چی توحیده
همه چی منم
همه اتفاقات دنیا در من خلاصه شده
خدایا تو همان ظرفی هستی در وجودم که من بهش شکل میدهم
خدایا شکرت که توحید یعنی پذیرفتن تمام اتفاقات زندگی ام بواسطه افکار و باورهای خودم
خدایا شکرت توحید یعنی شجاعت
توحید یعنی قدارت را بخدا دادن
توحید یعنی قدرت را به غیر خدا ندادن
توحید یعنی یکتا پرستی
توحید یعنی عمل کردن به آنچه که به من با احساس خوب و آرامش گفته میشود
توحید یعنی تسلیم خدا بودن
تسلیم صدای هدایتگر درونم بودن
توحید یعنی وابستگی به اصل
توحید یعنی راستگو و پاک و درست بودن
توحید یعنی موحد بودن و مشرک نبودن
توحید یعنی راه ابراهیم را ادامه دادن
توحید یعنی عمل کردن به ایده های الهامی
توحید یعنی طی کردن تکامل
توحید یعنی ایمان بخدا داشتن
توحید یعنی توکل و امید بخدا داشتن
توحید یعنی راه راست
توحید یعنی لذت بردن از هر چیز ی که الان هست
توحید یعنی منتظر غیر خدا نبودن
توحید یعنی روح پاک و لطیف
توحید یعنی نیازمند خدا بودن
توحید یعنی من نمیدوووووونم خودت میدونی بهم بگو
توحید یعنی با چطور کاری نداشتن
توحید یعنی بینهایت راه و روش ساده و آسان و زیبا و راحت برای خدا وجود داشتن
توحید یعنی نامحدود بودن خداوند
توحید یعنی قاضی و حاکم خدا ست
توحید یعنی استمرار و ثابت قدم ومتعهد تر بودن در مسیر درست الهی
توحید یعنی خودت را بخدا همه جوره سپردن
توحید یعنی هر اتفاقی خیر ونیکی برای من است
خدایا شکرت که این اتفاق بظاهر بد را برایم سرشار از زیبایی و عشق الهی کردی
همین که کمکم کردی تا ذهنم را کنترل کنم و قضیه را مدیریت کنم یعنی یک قدم به ذره شخصیتم تو جدیدی تر بود
همینکه موقع حرف زدن قدرتی پشت حرفهایم بود یعنی بهبود شخصیتم یعنی مسیرم درسته یعنی اعتمادم بیشتر شده توکلم بیشتر شده خداروشکر
وقتی به همسرم گفتم نگران باش بسپارش بخدا
انگار که این جمله از من نبود یه قدرتی پشتش بود که همه سکوت کردیم
الله و اکبرررر
خدایا شکرت برای دوستانم که با کنترل ذهن و ایمان قوی هر روز از همه نظر بهتر و بهتر هستند
خدایا شکرت که امروزم با کلام خودت در قرآن هدایتم کردی به سوره ضحی و قلبم را باز تر کردی برای دریافت الهامات الهی
خدایا شکرت که بهم گفتی بزودی چنان بتو میدهیم که تو راضی شوی
خدایا من بنده ارزشمند و تسلیم تو به کمتراز بهترین راضی نیستم خودت بهم یاد دادی که هر لحظه بهترین ها را بخواهم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت های عالی قرار دارم
خدایا شکرت خدا جونم سپاسگزارم که بهم یاد دادی توجه و تمرکز م را بر روی زیبای ها و نکات مثبت و سازنده اطرافم و خودم بگذارم
خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری بینهایت سپاسگزارم
خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفرید ی
خدایا شکرت که امروز هم فرصتی طلایی بخشیدی تا تجربه کنم بهترین خودم را
خدایا شکرت که با کنترل ذهن درهای رحمت و برکت و نعمت و ثروت و فراوانی را برویم باز کردی خدا جونم همه کاره ام تویی
در قلبم باز است بروی الهامات الهی ات
خدایا من تسلیمم هرچی تو بگی من هیچی نمیدانم
من نمیفهمم خودت بهم بگو تو میدانی فقط
پس یالا کمکم کن که سخت بهت نیازمندم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات و اوضاع و شرایط و انسانها وسیله ای است برای رساندن موهبت های الهی به من
خدایا شکرت بخاطر تمام داشته های زندگیم
خدایا شکرت که فقط دارم عشق و حال میکنم با جان جانانم
آرامم و آسوده خاطر چون خدایی دارم بزرگتر از همه کس و همه چیز
خودش هدایت مرا بر خودش واجب کرده
چه ایمانی قوی تر از این که هدایتم در دستان قدرتمند خدای بخشنده و رزاق و وهاب و صاحب کل کیهان است
خدایا سعادت از این بالاتر ای مهربان ترین مهربانان
خدایا میخواهم با روی سفید و رستگاری به اصلم برگردم
خودت چراغ و راهنمای راهم باش
من تسلیمم مسیر درست را تو بگو و من را هدایت کن
قلبم را منور کن با صدای بلند خودت واضح ترم کن
خدایا بهم بگو
شکررررررت رب العالمین
قدرت فقط در دستان خداست
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
116. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
مرگ= ترس = اعمال ناخوب
و دلیل ترس از مرگ کسی نیست جز خودم و اعمال خودم فرکانس های ناخوبم که منجر به تجربه اعمالی که ناخوب هستن میشه
من دیشب وقتی تا ساعت 2 شب نقاشی رنگ روغنم رو رنگ کردم واقعا پیشرفت کردم و متوجه شدم از وقتی تمرین فنجان قهوه ام رو به لطف خدا ،به کمک خدا ،شد که قابل قبول باشه و الان چهره کار کردم و اونم فوق العاده شده
دیشب با هر رنگی که میزدم و به حرفای استاد تو فایلایی که میگفتن گوش میدادم یهویی بغضم میگرفت
یا اینکه گریه میکردم سر نقاشیم و با خدا حرف میزدم
وقتی دیدم ساعت داره 2 میشه وسایلامو جمع کردم و قبلشم داشتم دوباره به یه قسمت زندگی پس از زندگی نگاه میکردم
مادرم هم رفته بود خونه خواهرش و داداشم دیر وقت میومدمد خونه دیشب رو و من تنها بودم
وقتی که جمع کردم و یه لحظه نمیدونم چی شد دوباره یاد مرگ افتادم و ترسیدم
و حتی گفتم خدا میدونم اعمال خودم هست که باعث ترسم از اومدن به پیش تو ،اومدن و رسیدن به تو میشه
بعد دوباره به دلم افتاد قرآن بخونم گوشیمو باز کردم تا از اپلیکیشن بخونم
یهویی دیدم بین گزینه ها اعلام و اسماء رو انتخاب کردم گفتم خدا چی بهم میخوای بگی چی باید یاد بگیرم
بعد کلی موضوع داشت آسمان و کیهان توجه منو جلب کرد روش زدم و باز بین موضوعات اون بخش آسمان چهارم رو انتخاب کردم ، متنی آورد که آیه قرآن نوشته بود
آیه 57 و 56 سوره مریم
ما ادریس را به مکانی والا بلند کردیم
خوندمش گفتم یعنی منظورت چیه مدارم تغییر داره میکنه با تلاشایی که هر روز برای تغییر شخصیتم میکنم؟؟؟
بعد گفتم خب برم قرآن رو بخونم تو بگو کدوم سوره خدا؟؟
بعد رفتم کاملا هدایتی بود دقیق و حساب شده انگار اختیار دستام با خودم نبود
همیشه میرم تو جستجو و میگم خدا چه سوره ای ولی این بار رفتم روی قرآن کریم تو اپلیکیشن زدم و یهویی دیدم آیه 57 سوره مریم دقیقا همون آیه برام باز شده
اینو دیدم اشک تو چشمام جمع شد و گریه کردم
سوره مریم بود متوجه حرف خدا نشدم گفتم خدایا یعنی چی میخوای بهم بگی
بین اون همه متن ، درست منو اول برد یکی یکی ،از اعلام و اسما به آسمان و کیهان بعد آسمان چهارم
حتی من همیشه دوست دارم هفت رو انتخاب کنم اینبار بی اختیار رفتم چهار رو انتخاب کردم
وقتی که میخوندم و اشگ میریختم میگفتم خدایا هنوز ترسی هست تو وجودم از مرگ که میدونم نشانه از شرک هست و ازت میخوام کمکم کنی تا رفتار و اعمالم رو هر روز کنترل کنم و تو خیر و شرم رو بهم بگی هر لحظه تا طبق اعمال خوبی که از خودم هر لحظه انجام میدم از مرگ ترسی نداشته باشم
چون نتیجه اعمال من عذاب میشه برای من
میدونم که مثل ترسای قبلیم که به توحید در عمل تبدیل شد این هم به توحید در عمل تبدیل میشه
بعد خوابیدم و صبح که بیدار شدم باز رنگروغن کار کردم و بعد ظهر رفتم مدرسه دخترونه تا نقاشیامو بفروشم
خداروشکر 128 هزار تمن خریدن ازم
بعد بچه ها میومدن و میپرسیدن کیفتو خودت رنگ کردی خاله و بعد پرسیدن آموزش داری منم گفتم آره میام تو مسجد یاد میدم اگه خواستین برین اسماتونو بنویسید چند نفرشون گفتن من حتما میام دوست دارم یاد بگیرم
یه دختر بهم گفت خاله فردا هم بیا من میخوام آینه بگیرم بهش گفتم خونمون نزدیکه فردا خواستی بیا در خونمون آینه رو بگیر
انقدر حس خوبی داشتم همه و همه کار خداست و خداست که وقتی میبینه من دارم قرم برمیدارم همه کارامو به راحتی انجام میده مثل آب خوردن
و بعدش خواهر زاده ام اومد که باهم برگردیم خونه و میومدن خونه ما ناهار بیارن باهم بخوریم
بهش گفتم میخوام برم مدرسه دبیرستان دخترونه میای ؟ گفت باشه بارونم میبارید
عین خود بهشت بود همه چی
حتی ملایمت هوا نفس که میکشیدم خود بهشت بود انقدر زیبا و سبک بود فوق العاده بود
وقتی رفتیم جلو در مدرسه زودتر تعطیل شده بودن و رفته بودن ، درخت توت خیلی بزرگی بود که باخواهر زاده ام چیدیم و خوردیم و وقتی برمیگشتیم سپاسگزاری کردیم تو راه توجه میکردم به زیبایی ها
بعد تو راه بهم گفت بیا مسیرمونو تغییر بدیم خاله گفتم باشه و رفتیم یه درخت توت دوباره دیدیم و چند تا چیدیم یهویی دیدم کلی حلزون دور درخته و وقتی یکم نگاه کردم دیدم زمین پر از حلزونه و ما ندونسته چند تاشو له کرده بودیم
گفتم خدایا ببخش ما ندونسته این کارو کردیم بعد به خواهر زاده ام گفتم بیا هرچی حلزون اومدن تو پیاده رو برداریم و بذاریم تو باغچه تا همه شون برن
انقدر زیاد بودن عکس گرفتم و همه شون بیرون از خونه شون اومده بودن و داشتن روی برگا و درختا و اطراف باغچه میرفتن
بعد که برگشتیم خونه یهویی یادم اومد که من دیروز میخواستم با پولی که خدا بهم عطا کرده بود که کلی برام مشتری شد برم و چوب و آینه دستی بگیرم تا بازم بیارم و رنگ کنم
بعد با خواهرم رفتیم تا حضوری بخریم آینه دستی و چوبای مختلف
وقتی رسیدیم انقدر تنوع زیاد بود که من 825 واریز کردم و کلی وسیله برداشتم تا بیام با کلی ذوق و اشتیاق رنگ کنم و یک شنبه ببرم و بفروشم
خیلی حس خوبی داشت خدا داره همه چیو برای من آسون میکنه ، البته اینم بگم اگر من قدم برنمیداشتم خدا این درارو برای من باز نمیکرد
جدیدا وقتی از حسابم پول کم میشه حتی خوشحالم میشم
چند روزه متوجه شدم من دیگه تو چند مورد طیبه قبل نیستم
یکی اینکه :
دیگه نمیگم وای مشتری بیاد یا چرا مشتری نیومد یا اینکه یعنی میگیرن و از این حرفا
به جاش میگم من باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و خدا مثل روزای قبل و هفته و ماه های قبل همون لحظه اول برام مشتری میاره ، من فقط باید ظرفمو بزرگ کنم و ایمانم رو بیشتر به خدا نشون بدم تا خدا بیشتر بهم عطا کنه و تغییرم پایدار باشه
دوم اینکه :
من به مادرم میگفتم میخوام برم مترو بفروشم به خواهرمم گفتم
گفتن که نه طیبه برو مدارس میبینی که اونجا خوب میگیرن
گفتم نه من باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و از این چالش که برام بوجود اومده و میدونم یه حسی بهم میگه که اگر این چالشو به درستی حل کنی و بری مترو و تو واگن مثل بقیه دست فروشا بلند کارتو تبلیغ کنی و بفروشی ، خیلی سرعت میگیره تغییرت
و من باید انجامش بدم تمام تلاشم رو میکنم و از خدا میخوام کمکم کنه مثل اون روز یکشنبه که رفتم 2 اردیبهشت و قدمی برداشتم و فرداش خدا برام مشتری فرستاد 600 تمن فروخت برام
وقتی برگشتیم خونه تو راه گفتم به خواهرم که یکی از بچه ها شماره ام رو خواست تا از ایتا سفارش بده ، خواهرم گفت تو چرا کانال نمیزنی تو ایتا ؟؟؟ یهویی گفتم آره حتما خدا گفته که این کارم انجام بدم چون ایده ای هست که طبق گفته استاد با توجه به شرایط الان من قابل اجراست تو بی آر تی زود یه کانال تو ایتا باز کردم و اسمشم گذاشتم هفت وادی
همون اسمی که خدا چند ماه پیش بهم الهام کرد برای اسم فروشگاهم برای فروش دیجی کالا
بعد که رسیدیم خونه شروع کردم طرحاشونو مشخص کردم تا نقاشیاشونو بکشم و تا یکشنبه اگر خدا بخواد و هرچی که صلاحم باشه ببرم بفروشم
الانم بعد نوشتن دیدگاهم میرم که ادامه تمرین کلاس رنگ روغنم رو کتر کنم تا شنبه به لطف خدا برم کلاس
بی نهایت از خدا سپاسگزارم که هر لحظه بهم خیر و شرم رو میگه حتی میگه چیکار کنی به نفعته یا به ضررت
خدایا شکرت بی نهایت سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم
و همه دوستای این سایت عالی
استاد من چیزی که از حرفای رزای مهربان و با اراده دریافت کردم این هست که وقتی ایمان واقعی به خدا داشته باشی و با توکل بهش کارهاتو انجام بدی سمت خودتو درست کنی این ما نیستیم که به سمت نعمت ها هدایت میشیم
انگار خدا تمام نعمت هاش رو به سوی بنده با ایمانش میفرسته
انگار جهان داره کل کائنات رو درخدمت اون بنده سپاسگزارش میذاره
و چقدر قشنگ چقدر زیبا میشه درک کرد میشه فهمید توحید چیه باور درست چیه
امیدوارم منم به همین حد از ایمان و باور توحیدی برسم و خودم رو از بندِ بندگی آدمای اطرافم رها کنم و دلم رو بخدا بسپارم
دوستتون دارم کارتون عالیه
به امید موفقیت و دیدار شما عزیزان
استادددد استاددد
اصلن دیوانه شدم من با این فایلای توحیدی شما
ینی خدا چقدر قشنگ من رو هدایت کرد
روزی که ناتوان شده بودم و به عجز رسیدم صداش کردم چیکار که بامن نکرددد همه کس شد برای من و چقدر قشنگ به دلم انداخت فایلهای توحیدی رو گوش بدم
چقدر این بخش از شعر تویه سرم زمزمه میشه
من به مردم داشتم روی نیاز
غافل از اینکه درحق بود باز
اشک استاد از چشمانم سرازیر میشه بخدا که توحید همه چیه تویه فایلاتون استاد توحید میشنیدم ولی میگفتم نبابا من که موحد م شرک ندارم که اما بقول حدیث پیامبر شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل سیاهی شبه
غافل بودم که وابستگیم تویه رابطه عاطفیم شرک بود غافل از اینکه اون ناخواسته های زندگیمومقصرش بقیه دونستن شرک بود غافل از اینکه تکیه به دوست و بقیه شرک بود روزی که تنها شدم تنهای تنها اونجا بود که خدارو پیدا کردم درست مثل رزای عزیز
چقدر با همه وجودم حرفاتو درک کردم
و گفتم خدایا من نمیدونم من نمیتونم تو هدایتم کن و تویه همه چی هدایت خواستم تویه همین فایل گوش دادن که خدایا چه فایلی رو گوش بدم الان؟ومدتهاس بهم میگه توحید توحید …
این چیزیه که باید روش کار کنی
وخدا میدونه از وقتی فایلای توحیدی گوش دادم چه آرامشی دارم چقدر ترس و نگرانیم کمترشده
واقعا استاد الان بحث تکامل تویه توحید میفهمم
و لازمه تا آخر عمرم روش کار کنم
برای من توحید همه چیزه خدایا اصلن نمیدونم چطور شکرتو بجا بیارم
استاد عاشق کلامتم با چشمای گریونم از شدت شوق زیاد اشکم جاریه میگم
واقعا خداوند همه کس می شود مارا
به شرط ایمان
ایمان همه چیز ایمان به خدا تسلیم بودن و شنیدن هدایتش و عمل به اون
استاد عاشقتم باهمه وجودم ممنون که شما الگوی منی شما انسان توحیدی هستید خدا بشما سلامت آرامش و عشق بیشتر بیشتر ببخشه باهمه وجودم دوستون دارم
ودوستان بهتون پیشنهاد میکنم فایلای توحیدی که تویه دسته بندیا هس بخدا که درونتون یه جهادی بنا میکنه که نگو ونپرس به راستی که توحید اصل
سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من ،،
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که باز اشک شوق ریختم از لمس حضورت ،، شکرت
چقدر قشنگ و چقدر آرامش بخش وقتی این فایل زیبا رو میشنوی ، رنگ خدا رو عطر و بوی الله مهربان و حس میکنی خدایا شکرت ،،
ای مهربان ترین مهربانان ای پازل چین ماهر ،،
باز سر من به نشانه تأیید داره تکون میخوره و زیر لب میگم آره ،، آره منم دیدم منم لمس کردم ،،
بچه ها خواندن این کامنتای بی نظیرتون به شخصه به من کلی انرژی میده از همینجا بهتون خدا قوت میگم و امیدوارم تا ابد ادامه پیدا کنه این عشق و انرژی مقدس تون بفرستین برای من ،، مررررسی
خدای مهربونم چقدر در های بسته پیش روم و برام باز کردی ای مهربونم ای عزت دهنده من ،،
قربونت برم که همه بسیج شده بودن جلوی گرفتن مدرکم منو بگیرن تو دستت تو دست من گذاشتی و عزتمندانه اونو بهم تقدیم کردی و اشک شوق ریختم و سجده کردم به درگاهت ،،
آره همون موقع که همه منو رونده بودن و تک و تنها مونده بودم و حتی تو خرج روزم مونده بودم تو بهم نعمت و برکت ات رو عطا کردی ،، کار دادی ،، عزت دادی ،، اعتبار دادی ،، چقدر قشنگ این دعاهای حضرت علی علیه السلام
میگه اونجایی که من کاری نکردم و تو منو از زبان بقیه عزت دادی و تشویق کردی ای مهربونم ،،
خدای مهربانم منو از شرک و کفر و ندیدن چشم هایم نشنیدن گوشهایم نچشیدن زبانم و حمد نگفتنت حفظ کن با بند بند وجودم از درگاهت میخوام سراسر تسلیم خودت قرار بدی منو ای الله ، ای رب من ای رب العالمین ،، کی میتونه منو یاری کنه منو تو مسیرت قرار بده غیر از خودت ،، من تمام افسار و زمام امور کل زندگی ام را در اختیار دستان مهربان تو گذاردم تو منو هدایت کن به نور ایمانت دل و دیده منرا سو بده ای مهربانترین مهربانان ،،
خدایا شکرت برای شنیدن رزای عزیز برای این فایل عشق سراسر نور و روشنایی ،، خداااااایا
تویی پازل چین شاهکار کننده من ،، برو بریم تا نور مطلق ،،
شکرت شکرت شکرت
سلام استاد عزیزم
سلام خانواده بهشتی
چقدر این فایل آموزنده بود، ی گنجینه از تمام کارهایی که اگه ی شخص انجام بده زندگیش تبدیل میشه به بهشت
رزا خانم من با تمام وجود، با تک تک سلول هام بهت تبریک میگم، چقدر خوب قانون رو فهمیدی و چقدر خوب عمل کردی
اولین قانون، قانون تکامل
خیلی خوب متوجه شدی و از اون جایگاهی که بودی و هدایتی که فرستاده شد، از گارسونی شروع کردی و تونستی فقط بعد یک ماه به اون شغل مورد علاقت برسی، آفرین به شما
من تحسینتون میکنم
این فوق العادس که به خودت قول دادی تکاملت رو طی کنی و از اون جایی که هستی شروع کنی
مورد بعدی اینکه خوب تعقل میکنی
ما آدما خیلی مواقع اتفاقات خارق العاده واسمون میافته که هزاران بار جای شکر داره اما به خودمون زحمت فکر کردن نمیدیم
این خیلی خوبه که وقتی تونستی واسه خودت خونه بگیری نشستی فکر کردی که چون یک ماه گارسونی کردم، تونستم بیعانه بدم و به کارم ادامه بدم
قانون بعدی just do it
فکر کن ی شخصی میدونه ی سری مشکلات داره
مثلاً برای شما، شما میدونی لهجه داری و ی سری کلمات رو اشتباه میگی ولی انقدر با خودت به صلح رسیدی که تصمیم میری بری کنفرانس بدی اونم مقابل کسایی با اون سابقه کار
و انقدر این قوانین رو تکرار کردی که جزیی از شخصیتت شده
الان که استاد بهت گفت با زبان انگلیسی صحبت کن گفتی من لهجه دارم و کلمات رو اشتباه میگم ولی انجااااااامش میدم
آفرین به شما
شما با صحبتهاتون اصلیترین قوانین زندگی رو بهمون یاد دادید
خیلی خیلی ازتون ممنونم و واستون بهترین هارو آرزو میکنم
خدانگهدار
با سلام خدمت استاد جاااان و خانم شایسته عزیز
چقدر این هم زمانی ها رو من دوست دارم امروز برای مصاحبه رفتم بودم یه هلدینگ بزرگ رفتم برای تکمیل مدارک و در مقایسه با جاهای قبلی که میرفتم برا مصاحبه میگفتم من چنینم من چنانم امروز خیلی آرووم بودم و هم قبل جلسه هم بعد جلسه همش می گفتم خدایا خودت می دونی و من نمی دونم تو بلدی به قول استادم تو از بالای جنگل می بینی و من نمی بینم اون جاهای رو که من رو خودم و رو آدمهای اطرافم که بهم وعده وعید دادن رو دیدی و دیدم خیلی خسته هستم هیچی نمی دونم به ندونستن خودم اعتراف می کنم فقط تو بگو تا من برم نه الان بلکه تا آخر عمرم تو بگو حتی یه لیوان آب رو هم بدون اجازه تو نخورم خلاصه تو این فضا بودم نا گفته نماند که یکماه منتظر این روز بود کارام شکر خدا خیلی خوب انجام شد تو راه برگشت به خونه داشتم فک می کردم به گذشتم که چقدر تا به امروز که خدا رو درک کردم آروم تر شدم و اعتماد بهش یعنی لذتی که تا به الان تجربه نکردی یعنی اینکه اینقدر چیزهای کوچیک و بزرگ رو بهش سپردم و جواب داده خدارو شکر که تا ذهن میاد و نجوا کنه یه حسی فوق العاده گردن کلفت بیدار میشه و میگه مگه استاد نگفته در قرآن که من نزدیک هستم و اجابت می کنم در خواست درخواست کننده رو به شرطی که اونم منو اجابت کنه و تسلیم اوامر اربابش باشه من یکماه نجوا اومد سراغم که نمیشه تورو نمی خوان و این صدای رزای عزیز رو چندین بار گوش گرفته بودم که امروز تصویری دیدم اینارو گفتم که به اینجا برسم که اونجای که رزای عزیز میگن خدایا شکرت در شرایط غربت یه کشور یه زن تنها گارسون هستن و رزومه میدن به جایی و یکی بهش میگه ننننننننننننننننننههههههههههههههههههه بخاطر این نه خدارو شکر می کنه می خوام اصل ماجرا رو بگم که [[[[[[[[[اتفاقات به خودی خود شکلی ندارن ما هست که با واکنش بهشون شکل می دیم ]]]]][[[حالا رزا در اون شرایط می تونست به خودش 100تا برچسب بی عرضه بودن و ….به خوش بزنه ولی میاد سپاس گذاری می کنه و اینجاست که وعدهای خدارو ما می بینیم که میگه اگه سپاس گذار باشید شما را می افزایم این تیکه گم شده پازل بود و بعدش بهش میگن از اون خونه باید بری بازم ایمانش رو نشون میده میگه استاد گفته وقتی یه بار تونسته انجام بده بازم می تونه میاد به اون خانم میگه من کارمو نمیرم جا برا خواب ندارم در کسری از ثانیه همه چیز بر می گرده و تا یکماه شکر خدا می تونه اونجا بمونه دوباره می خواسته جای جدید بره با همون پول گارسونی پول اونجا جور میشه شکر خدا
هر چقدر هم شرایط بد باشه از نظر ما؛ما وظیفه داریم بندگی بکنیم اون کارش رو خوب بلده احساسمون رو خوب نگه داریم و سپاس گذار باشیم بخدا جواب میده من اصلا به مخیلم نمی رسید یه روزی اینجور جایی استخدام بشم شکر خدا این یکماه هم بخاطر این طول کشید که فهمیدم ضربه های که می خوردم بخاطر احساس عدم لیاقت بوده وگرنه مگه میشه یه کار رو به شکل نامبر وان شکر خدا بلد باشی و نتونی ازش پول خوب بسازی عدم لیاقت بود و قاطی شده بود با شرک که میرفتم پیش این و اون ولی امروز گفتم و تا آخر عمرم میگم که تو خودت دست منو بگیر و منو هدایت کن
و یه نکته جالب که اون روز داشتم تو تنهاییم بهش فکر می کردم این بود ما یه ماشین ظرفشویی می خریم یه دفترچه راهنما داره این که به دست بشر ساخته شده یعنی خدا مارو فرستاده رو زمین همینجور ولمون کرده هدایتمون نمی کنه شرک محضه نمی دونم چرا تا به الان ما به این موضوعات فکر نکردیم ولی شکر خدا جااااااااان استاد ناجی مون شد و خدای مهربان گذاشتش سر راهمون
الهی صد هزار مرتبه به تعداد نفس هامون شکر که استادمون هست و سالم و تندرست باشه 120ساله جیبی پر پول تر در کنار خانم شایسته عزیز
به نام خدا وسلام به خدا وهمه عزیزان سایت.
116ردپاروزشمارزندگی به سبک الهی راتجربه کردم.
الهی بی نهایت توراسپاسگذارم که به ما
جیگرگوشه نی،نیِ سالم هدیه کردی تابدهاسپاس.
من این فایل روقبلا دیدم خیلی حال کردم واستادومریم جون تحسین میکنم وبه شماتبریک میگم که به ماآموخته ای مابی انتهاهستیم نه مبدا داریم نه مقصدفقط تواین سفرالهی که کل اسپانسریش باصاحب ماست یک چیزبرامون میمونه لذت حضورولذت بازی روزگارازماس دیگه بقیه فانی است.
بنده هفته ی قبل باشمارهایی که ازیک خانم راوی گرفته بودم تماس گرفتم برای امرخیرچندنفرگفتن عکس آقازاده روبفرستین پسرم عکس فرستادیکی پیام دادتماس بگیرین آدرس بدم خداروشکرازهمون شب که قرابودبرافرداهماهنگ کنیم معدی من به هم خوردکه کنسل کردم چون واقعارمقی که ازخانه برم بیرون روندارم.
ویک دخترخانمی گفت هفته ی آینده تماس بگیرین خبرتون میدم!اول این هفته تماس گرفتم همون دخترخانم گفت مشخصات آقاپسرتون چی بود؟
گفتم مهندس عمران بعدلحظه ای گفت نه خانم موافقت نشده منم سریع گفتم الهی شکرخداخیرتون بده هم براشماخواستگاردلخواهتون میادهم برای ماجای بهتری هست اون دخترخانم هم همین دعاروبرای ماکردوخداحافظی کردم!انشاالله بهتربشم که بتونم برم خواستگاری.
خدایاهم تومیدونی هم خودم که من ورای دیگران به این دنیاآمده ام من جوردیگری روتوحساب بازکردم خدایابه این حساب کتابهای من بیشتررسیدگی کن!!!!
یعنی من ماقبل انسانهای اولیه هستم به رهبریتت توهرکاری نیازدارم یاریم ده.
امروزرفتیم درمانگاه همون اولش گفتم به نگهبانی بگومریض اورژانسی دارم که باماشین بریم تودرمانگاه بنده خدامیله رودادبالاواردمحوطه شدیم چندتاپله بودنای راه رفتن نداشتم بااسانسوررفتیم عزیزدلم گفت:ویلچردارین پذیرش گفت ازنگهبانی بگیرویلچر رو آورد نشستم عزیزدلم ازمریض قبلی اجازه گرفت که من اول برم پیش آقای دکترآقای دکترویزیت کردعزیزدلم من بردتوتزریقات بره داروبگیره گفتم خانم کمکم کن روتخت درازبکشم گفت باشه همراهیت بیاد!¡!!!!!!!!!
من به همراهی مریض دیگه گفتم لطفاکمکم کن روتخت درازبکشم بنده خداکمکم کردرفتم روتخت،به نفربعدی گفتم کمکم کن ازاین تخت برم اون تخت دم درب چون تکیه گاه داشت راحت بودم.
به خانم دیگه گفتم لطفایک لیوان آب برام بیارین آب آوردواشاره کردم بلندم کن ولیوان آب روبه دهانم داشت درازم کردگفتم گُرگرفتم لباسم روکم کن گفت نه الان سردمیشی گرمانداره.
داروهاروعزیزدلم دادبه یک پیرزن که بده به خانم تزریقات خودموبه زحمت بلندکردم گفتم شربتشوبدین بخورم یک خانم بهم شربت دادخوردم بعدهم آمپول وسرم.
وتواین 40 دقیقه ای که توتزریقات بودم گفتم قدرلحظه هاتوبدون لیلاقشنگه فایل گوش کردم .
خانم سرم رابه پشت دستم وصل کردگفتم دستم میسوزه آمدگفت خانم نشتی داره! بنده خدادست تنهابود سرش خیلی هم شلوغ بود.دوباره عزت نفسم روبالابردم گفتم دستم میسوزه گفت الان میام به پشت دستم نگاه کردم دیدم عه پشت دستم ورم کرد.صدازدم گفتم اصلا سرم تورگ نمیره!! خانم بغلی هم گفت آره دستت ورم کردخانم تزریقات اومدگفت آخرای سرمِ ازدستم کشیدگفتم نه بقیه شم لطفا برام وصل کن این دفعه جای همیشگی وصل کردتاتمام شداینوگفتم که اینجاازعزت نفسم استفاده کردم الهی شکرت.
لحظه آخریک دخترخانم نوجون بودازش پرسیدم بهتری ؟؟؟
گفت الحمدوالله وهمون لحظه باهاش یک پیام بازرگانی اجراکردم گفتم لیلادمت گرم چون چندروه بیرون نرفتم امروزنیم ساعت رفتم پیاده روی اصلا رمق راه رفتن رو نداشتم توهمون مسیرولی 2جاپیام بازرگانی روانجام دادم گفتم حال جسمت ناخوبه احساس خوب وانرژی خوبت روبابقیه به اشترابذاراینم کارنیک است برای گسترش جهان هستی لبخندبزن الهی شکرت خدایاکمکم که وقتی روح ازجسمم جداشدبگم خدایاروحی که دربدن داشتم آزادورهابودواین جسمم وذهنم رابااصل وجودیکی کنم من خودم رادوست دارم این مسئله هم که برام پیش اومدالخیروفی ماوقع هرچی هست به نفع منه.عاشقتونم وبه همه تحسن میگم.