تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 2
موضوع این قسمت: هم مداری با وجه خوشایند آدمها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- ورودی ها، پیش فرض های ذهنی ما را شکل می دهند؛
- اگر در معرض ورودی های محدود کننده باشی، پیش فرض های محدود کننده ذهنیت شما را شکل می دهد؛
- پیش فرض های محدودکننده، شما را با وجه نا دلخواه اتفاقات، هم مدار می کند؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 2415MB43 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 242MB43 دقیقه













به نام خدای هدایتگرم
درود بر استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستانم
الهی شکرت که یک روز زیبای دیگه بهم زندگی بخشیدی
خدای من چقدر ما انسانها خوشبختیم فکر کنید ما انسان خلق شدیم و قدرت اختیار اراده و خلق داریم
هیچ کدو م از مخلوقات که آفریده شدن مثل من انسان ارزشمندتر نیستن من اشرف مخلوقاتم وای خدای من
چی بهتر و مهمتر ازین هست در جهان که قدرتی که این کیهان با این عظمت را آفریده که اصلا عقل انسانی
ما نمیتونه درک کنه چه خبر هست در این عالم ما را مختار آفریده و از قدرت خلاقه خودش به ما داده پس
دیگه چی بهتر و بالاتر از این وجود داره فقط داستان اینه که ما انسانها چون در معرض ورودی های محیط
قرار میگیریم خانواده جامعه ما را به شکل خودشون شکل دادن و ما چون نمیدونستیم که داریم به شکل
محیط بزرگ میشیم و شبیه به اونا در میایم و یه جورایی تحت سلطه آنها بودیم و هستیم تا زمانی که
از این بند رها بشیم خیلی از ادمها تا اخر عمرشان هم ازین قضیه بی خبر از جهان میرن و هیچ بویی از
قدرت خلاقه اشرف مخلووقاتی خودشون خبرندارن یک عده بسیار کم هستند که نمیخان تحت سلطه
افکار جمعی جامعه باشن و هیچ محدودیتی را قبول ندارن یه جورایی در این قضیه سرکش هستند
و خودشون را تسلیم شرایط نمیکنن روحشون را بیشتر درک میکنن و باهاش در ارتباط بیشتری هستند
واقعا اگر ما قدرت خودمون را بدانیم چه کارهایی انجام میدیم ما بی انتها میشیم
باید بتونم از محیط و شرایطم بزرگتر باشم نباید بزارم کسی چیزی منو درگیر خودش کنه یعنی نباید بزارم
به قول استاد عزیزم کسی دست تو مغزم نکنه نزارم واقعا ما داریم با باز نگه داشتن مغزمون به ورودی های
بیرون اجازه میدیم ما را کنترل کنن یکم به من بر میخوره وقتی بیشتر بهش فکر میکنم که فلان شخص
داره منو تحت کنترل خودش قرار میده با اون مسله ای که پیش اورده داره منو برده خودش میکنه
چه جوری میشه ما برده کسی چیزی میشیم وقتی ما داریم به اون موضوع یا شخص فکر میکنیم
در واقع داره ما ذهن ما را در اختیار خودش قرار میده به همین دلیل که در قران گفته مومنان کسانی
هستند که نه غمی از گذشته دارن و نه ترسی از آینده دارن یعنی چی همین جملات داره نشون میده
که من اگر بتونم ذهنم را کنترل کنم نمیزارم کسی چیزی موضوعی منو تحت کنترل خودش قرار بده ما وقتی
بتونیم به چیزی در گذشته و یا اینده فکر نکنیم رها باشیم و در لحظه سخاوتمند اکنون باشیم در لحظه زندگی
کنیم و شاد باشیم مومن کیه ؟ کسی که شاد هست یعنی داره تقوا میکنه کنترل ذهن میکنه بی خیاله
خیالش راحته اعتماد داره ایمان توکل داره به قدرت بی نهایت خداوند که با اونه حواسش بهش هست
چه زمانی میتونیم به این نقطه در لحظه زندگی کردن برسیم زمانی که بتونیم ورودی های دلخواه خواسته هامون
را ارسال کنیم یعنی من بیام اگاهانه به خواسته هام فکر کنم تجسم مراقبه کنم در موردش حرف بزنم بنویسم
اهدافم را براشون قدم بردارم عمل صالح داشته باشم میتونم بگم داره تقوا میکنم و نمیزارم کسی دستش را بکنه
تو مغزم از مدار شیطان ذهن که با افکارهای نامناسب بهمون وعده فقط و فحشا میده مهاجرت کنیم به جایی
که منبع نور و امید و زیبایی وعده های نعمت و فراوانی میده این کار ادامه بدیم تکاملی در ذهن ناخوداگاهمون
این نورونهای جدید عصبی شکل تغییر میکنن و در واقع ما شخصیتمون ارام ارام تغییر میکنه با تغییر رفتارمون
نشون میده که داریم از من قبل به من جدید هجرت میکنیم خیلی موضع راحته برامون پیچیدش کردن تمام
انسانها در طول تاریخ این را میدونستن و ما را با دنبال نخود سیاه فرستادن گمراه کردن برای منافع خودشون
ما اینجاییم که به اسونی در مدار اسونی ها قرار بگیریم و استااد عزیزمون دست خدا شده برامون فانوس
راه برامون روشن کرده و دید ما را به نور الهی روشنی داده خدایا شکرت
استاد عزیزم دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم
خدا نگهدارتون