تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۹


موضوع این قسمت: کلید زنده نگه داشتن انگیزه‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • چرا با اینکه می‌دانم بهبود باورها یک فرایند دائمی است اما باز هم در نقطه‌ای از مسیر فکر می‌کنم باورهایم به اندازه کافی قدرتمند کننده شده. در نتیجه ورودی‌های ذهن را کنترل نمی‌کنم و دوباره به عقب بر می‌گردم؟
  • جادوی هدف‌های کوتاه مدت؛
  • تفاوت حسادت سازنده با حسادت مخرب

چرا متوقف می‌شویم؟

چرا با اینکه می‌دانیم نباید کار کردن روی خودمان را قطع کنیم، بعد از رسیدن به یک سری نتایج (خانه، درآمد خوب، رابطه)، انگار به شرایط عادت می‌کنیم، انگیزه‌مان کم می‌شود و در یک «تله‌ی موفقیت» گرفتار می‌شویم؟

پاسخ استاد به این سوال، یک درس‌ «پیشرفته» برای مدیریت ذهن و حفظ رشد دائمی است. اگر احساس می‌کنید شور و اشتیاق گذشته را ندارید یا به نتایج فعلی خود راضی شده‌اید، شنیدن این فایل می‌تواند همان «ضربه» یا «تلنگر» بیدارکننده‌ای باشد که به آن نیاز دارید.


در این گفتگو، استاد عباس منش به ریشه‌های روان‌شناختی «توقف پس از موفقیت» می‌پردازند و راهکارهای عملی قدرتمندی برای عبور از آن ارائه می‌دهند:

۱. راز «اهرم رنج و لذت» در سکون

استاد توضیح می‌دهند که تمایل طبیعی انسان، «حرکت نکردن» و ماندن در منطقه‌ی امن است. در ابتدا، «رنجِ» نداشتن‌ها (خانه، پول، رابطه) ما را به حرکت وادار می‌کند. اما وقتی به «لذت» رسیدن به آن‌ها دست می‌یابیم، آن اهرم رنج از بین می‌رود و ما متوقف می‌شویم. این یک تله‌ی طبیعی است که اگر آگاهانه مدیریت نشود، منجر به سقوط می‌شود.

۲. ذهنیت «گشنه بمانید» 

چرا برخی افراد بعد از رسیدن به قله، باز هم تشنه‌ی موفقیت هستند؟ استاد با استفاده از الگوی شگفت‌انگیز «زین‌الدین زیدان» – که هم به‌عنوان بازیکن و هم مربی به تمام افتخارات ممکن رسید – توضیح می‌دهند که تفاوت قهرمانان واقعی با افراد موفقِ موقتی، در توانایی «گشنه نگه داشتن» ذهن برای موفقیت‌های بیشتر است.

۳. تکنیک «هدف بعدی»

استاد یک تکنیک عملی را فاش می‌کنند که خودشان برای جلوگیری از توقف استفاده می‌کنند: «قبل از اینکه به هدف فعلی‌تان برسید، هدف بعدی را انتخاب کنید.» ایشان توضیح می‌دهند که دقیقاً چه زمانی باید این کار را انجام دهید تا همواره موتور انگیزه‌ی شما روشن بماند.

۴. خطرات مرگبار «مقایسه» (دو لبه‌ی تیغ)

این بخش بسیار کلیدی است. استاد توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افراد «بدبخت» و راضی بودن به اینکه «حداقل از آن‌ها بهتریم»، یک سم کشنده است که به‌زودی شما را هم‌سطح آن‌ها خواهد کرد. از طرف دیگر، توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افرادی که «فاصله‌ی فرکانسی» بسیار زیادی با ما دارند و حسرت خوردن، به همان اندازه خطرناک است. راه‌حل صحیح، پیدا کردن الگوی الهام‌بخش است.

۵. خودشناسی پیشرفته: چگونه از «غرور» و «حسادت» به نفع خود استفاده کنیم؟

در بخش پایانی، گفتگو به سطح عمیق‌تری از «خودشناسی» می‌رسد. استاد تأکید می‌کنند که احساساتی مانند غرور، حسادت، خشم و ترس، بخشی از انسان بودن ما هستند و انکار آن‌ها توهم است. در عوض، باید یاد بگیریم چگونه این احساسات را به «غرور مولد» یا «حسادت سازنده» تبدیل کنیم؛ یعنی از آن‌ها به‌عنوان سوخت و انگیزه‌ای قدرتمند برای حرکت رو به جلو استفاده کنیم، نه مانعی برای توقف.


تمرین این قسمت: 

استاد از «تله‌ی موفقیت» صحبت کردند؛ یعنی رسیدن به یک سری اهداف (مثل خانه، ماشین، درآمد خوب) و سپس کم شدن انگیزه و متوقف شدن.

نقطه‌ی توقف، سکون یا «رضایت» شما در مسیر موفقیت کجا بوده است؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید:

چه زمانی احساس کردید که به اندازه‌ی کافی به دست آورده‌اید و انگیزه‌تان کم شد؟

و مهم‌تر از آن، چه «اهرمی» (دیدن یک الگوی بسیار موفق‌تر، یک هشدار از طرف جهان، یا یک تضاد و مشکل جدید) شما را از این خواب بیدار کرد و باعث شد دوباره «تشنه‌ی» رشد و موفقیت شوید؟

تجربه‌ی شما می‌تواند تلنگری برای بیدار شدن فرد دیگری باشد.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

342 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه» در این صفحه: 3
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى

    سوره واقعه

    وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلسَّـٰبِقُونَ

    و پیشى گیرندگان به اعمال نیک که پیشى گیرندگان به رحمت و آمرزش اند،

    أُوْلَـٰٓئِکَ ٱلْمُقَرَّبُونَ11

    اینان مقربان اند،

    فِی جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِیمِ12

    در بهشت هاى پر نعمت اند

    تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی

    تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی

    من همه در حکم توام، تو همه در خون منی

    گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی

    دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من

    کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی

    ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما

    لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی

    چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم

    بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی

    **ای دل و جانم که تویی**

    مولانا

    ==========================================

    سلام استاد جانم استادی که حتی در خواب هم در مورد قانون با من صحبت میکنه سپاسگزار خداوند هدایتگرم هستم برای وجود شما عزیزان

    خدای مهربانم تو هدایتم کردی به این بهشت زیبا مرا در این مسیر بهشتی نگه دار.

    خدای عزیزم .خدای دلبرم . خدای نور . خدای ابراهیم . خدای استاد عباس‌منش عزیزم مرا برای رشد بیشتر ثابت قدم بدار . آمین

    سلام به خانم شایسته دلبرجانم و خداقوت برای این به روز رسانی های هر روز بهتر از دیروزت سپاسگزارم

    هر چند که با نوشتن می گویم ولی درونی و قلبی است دوستتون دارم هر روز بیشتر از دیروز

    چه زمانی احساس کردید که به اندازه‌ی کافی به دست آورده‌اید و انگیزه‌تان کم شد؟

    تجربه من از زمانی که تشنه ای بیش از حد آب می شوی مانند روزه داری که نیاز به آب شدید در تابستان دارد .

    زمانی که تشنه ی خواسته ای هستم انرژی فراوان و احساس فوق العاده ای دارم

    ولی زمانی که نیازهای اساسی دریافت شوند به قول استاد به آرامش اولیه برسم انگار کند می شود

    و اون رنج و لذت برعکس می شود

    چون ذهن کمی آرام می شود و اون خواسته های بیشتر کم رنگ می شوند و ادامه مسیر کند می شود

    مثلا برای من اینگونه بوده که جایی رفتم و نتونستم چیزی بخرم از همون لحظه تصمیم جدی می گیرم که باید روی باور ثروت و فراوانی کار کنم

    کار می کنم تا نتیجه وقتی کارت هام پر می شن یا به خواسته ام می رسم دوباره میل به ادامه دادن کم می شود

    در مورد رابطه هم همین طور تا وقتی به چالش نخورم متوجه نمی شم که باید ادامه بدم تا ابد نه برای روزهایی و یا ماه هایی باید استمرار در قرآن باشد

    همان طور که استاد عزیزم همیشه مثال غذا و آب را می زنند ادامه دهید فکر نکنید که همه چیز و بلد شدید و ادامه نمی دهید نتایج بر میگرده یا یویو پیش می روید

    یک ماه خوب یک ماه کم رنگ مگه شما می گویید من دیروز غذا خوردم امروز نمی خورم

    دیروز آب خوردم امروز نمی خورم

    خداوند در قرآن از استمرار و رشد دائمی صحبت کرده تا ابد نه یک روز و چند ماه و دیگر تمام

    من این تجربه رو بارها داشتم زمانی که ادامه می دادم نتیجه میاد دوباره میگم خوبه دیگه درسته هیچ وقت قطع نکردم کامل ولی اون انرزی اولیه رو نداشتم

    بیشتر مواقع اگر یک نشانه اومد در همه شرایط سریع خودم رو جمع و جور می کنم و دوباره ادامه میدم

    نمی گذارم که خیلی شرایط بد بشه بعد حرکت کنم برای تغییر همیشه سعی کردم بهتر از قبل کار کنم ولی پیش آمده که دلسرد بشم دوباره سریع برگشتم و مومنتوم مثبت تا حدودی حفط شده

    اگه پراکنده می نویسم در حال رشد و تکامل هستم به خودم سخت نمی گیرم و خودم رو همین جوری که هستم پذیرفته ام

    بعضی مواقع می گم فقط کامنت بخونم ننویسم ولی باید ادامه بدم تا درکم بالا بره و نگران قصاوت نباشم

    چون هر کسی توانایی هایی داره و من از درون بیشتر دارم ساخته می شوم و قوی‌تر عمل می کنم

    حتی اگر درکم رو نتونم تو کامنت بیارم ولی تو عمل دارم بهتر کار می کنم و هر روز ادامه می دم مهم اینکه خداوند مهربانم از من راضیه و خودم از خودم راضی هستم

    سپاسگزارم که می تونم بنویسم .

    بخوانم

    و بفهمم

    و درک کنم

    ولی در حال تلاش و استمرار برای بهبود دائمی از همه لحاظ هستم

    خدا رو برای یک روز بی‌نظیری که در اختیارم قرار داده تا روی بهبود خودم کار کنم سپاسگزارم

    چون اگر اول به خودشناسی و آرامش و شادی برسم و هماهنگی روح و ذهن درست بشه بقیه اش درست میشه هدایت می شم ثروت و فراوانی خودش به من برخورد میکنه

    چون در مدارش قرار می گیرم با احساس خوب و زندگی در لحظه

    چون آسان می شوم برای آسانی ها

    بینهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم و تک تک شما دوستانم

    درپناه الله شاد و تندرست باشید

    ٱللَّهُ خَیْرٌ حَٰفِظࣰاۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّـٰحِمِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى

    إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذْکِرَهࣱۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِیلًا19

    بى تردید این قرآن مایۀ تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش با تکیه براین قرآن برگزیند.

    سوره مزمل

    امروز هدایت شدم به سوره مدثر واقعا تاثیر گذار و احساس عالی و آگاهی های ناب دریافت کردم ان شالله که با استمرار در این مسیر الهی پایدار بمانم تا رشد کنم.

    به قول قرآن این آیات بسیار واضح و شفاف هستند که فهم آنها راحت و آسان است .

    سپاسگزار خداوند هستم که در این مسیر هموار و درحال رشد هستم

    وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ 3

    و پروردگارت را بزرگ دار،

    سوره مدثر

    وَلِرَبِّکَ فَٱصْبِرْ7

    و براى پروردگارت شکیبایى ورز

    ذَرْنِی وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِیدࣰا11

    مرا با کسى که او را به تنهایى آفریدم واگذار،

    وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالࣰا مَّمْدُودࣰا12

    و برایش ثروت گسترده و فراوان قرار دادم،

    وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِیدࣰا14

    و نعمت ها ى مادى و وسایل زندگى را به طور کامل براى او فراهم آوردم،

    وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَۚ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَىٰ لِلْبَشَرِ21

    و سپاهیان پروردگارت را جز خود او کسى نمى داند، و این قرآن فقط مایۀ تذکر و پند براى بشر است.

    کَلَّا وَٱلْقَمَرِ

    این چنین نیست سوگند به ماه

    وَٱلَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ23

    و سوگند به شب هنگامى که پشت مى کند

    إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْکُبَرِ25

    که بى تردید این قرآن از بزرگ ترین پدیده هاست؛

    نَذِیرࣰا لِّلْبَشَرِ26

    هشدار دهندۀ به بشر است،

    لِمَن شَآءَ مِنکُمْ أَن یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ

    براى هر کس از شما که بخواهد به وسیله ایمان، طاعت و انجام کار خیر پیشى جوید یا به سبب کفر، طغیان و گناه پس ماند؛

    کُلُّ نَفْسِۭ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَهٌ28

    هر کسى در گرو دست آورده هاى خویش است،

    إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْیَمِینِ39

    مگر سعادتمندان

    فَمَن شَآءَ ذَکَرَهُۥ55

    پس هرکه بخواهد از آن پند گیرد،

    وَمَا یَذْکُرُونَ إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَهِ56

    و از آن پند نمى گیرند مگر ، کسانی که سزاوار ندو از وى پروا کنند، و به آمرزشش امید بندند

    گَر تو نباشی یارِ مَن، گَشت خراب کارِ من

    مونسِ و غَم‌گُسارِ مَن، بی‌تو به سر نمی‌شود

    مولانا

    ==========================================

    ای دوست قبولم کن و جانم بستان

    مستم کن و از هر دو جهانم بستان

    با هرچه دلم قرار گیرد بی تو

    آتش به من اندر زن و آنم بستان

    سلام استاد جانم استاد بی‌نظیرم

    که در تمام چالش ها ابزاری دارم و نکات کلیدی رو به یادم می آورید تا کنترل ذهنم راحتر بشه

    بینهایت سپاسگزارم از شما و خانم شایسته عزیزم

    و تمام دوستان سایت که برکت خداوند و فضلش در این بهشت هستند

    تمرکز گذاشتم روی تغییر رو درآغوش بگیر و احساس لیاقت به همراه هم جهت کنار هم و خواندن قرآن روزانه به آرامش رسیدم

    دیروز رفته بودم خرید شب یلدا و معجزات به شکل های مختلف برام رقم خورد

    از تخفیف های فروشگاه هفت ژله و نمک دریایی و خیلی چیزهای دیگه

    رفته بودم یه جای دیگه برای دخترم کمپوت گیلاس و سیب بگیرم باز هم بدون درخواست خودش گفت من از دوتاش برات 50 تومن تخفیف دادم منم سپاسگزاری کردم و گفتم که خداوند بهتون برکت بده و روز خوبی داشته باشید پراز خیر و برکت

    ایشون هم گفتند همچنین برای شما خانم محترم

    و در مسیر برگشت خرید های فراوانی داشتم و در حال سپاسگزاری بودم و برگشت به خونه نزدیک خیابان مون دیدم یک موتوری یوهویی جلوم سبز شدند

    یه خانم و آقای جوان بودند یخورده جا خوردم سلام کردند و درخواست کمک کردند که وسایل و بدید برسونیمتون خونه سنگینه

    من تشکر کردم و گفتم سپاسگزارم خونمون همین کوچه‌ ست

    بعد رفتند و من هم رفتم خونه چند دقیقه بعد همسر جان با احساس عالی و لبخند فوق العاده تمام کارهای اداری اش به شکل معجزه انجام شده بود

    کارهای بیمه گره خورده بود 8 سالی قطعش کرده بودیم کامل چون اصلا حتی یکبار به لطف خداوند و آموزش های استاد همگی در سلامتی کامل بودیم

    تا اینکه یک نشانه آمد که باید دوباره درخواست کنیم هدایتی زنگ زدن و ما گفتیم بله می خواییم در صورتی که این همه سال حتی یکبار زنگ نزده بودند

    خلاصه همسرجان زنگ زد چه مدرکی بیارم رفت که انجام بده گفت رسیدم دیدم خانمی که اونجا کارمند هست منتظر بود همسرم برسه و کارش رو انجام بده بعد بره

    ظاهرا کاری برایشان پیش آمده بود ولی چون همسرم گفته اگه هستید دارم میام از تهران به کرج

    نزدیک یک ساعت و نیم منتظر نشسته تا کارمون انجام بشه گفته به خاطر شما موندم چون دلم نیومد اینهمه راه و بیایین و من رفته باشم

    زیر حرفم نزدم و همسرجان بینهایت سپاسگزاری کرده و تحسین کرده که شما خانم بسیار خوش قول . مهربان و درستکار هستید سپاسگزارم از این محبت و بزرگواری تون

    بعد خانم گفته چون چندین سال گذشته و شما قطع کرده بودید شما رو سوال پیچ می کنند و دردسر میشه

    برو پیش فلانی کارش درسته و آدم خوبیه کارت رو راه میندازه

    گفت رفتم و آقا همین و گفت بعد رفتم تا دم در صدام زد بیا اذیتت می کنن بیا خودم سیستم با اینکه کار من نیست ولی انجام میدم برو خیالت راحت

    برو کلا کارت با 5 دقیقه تمام شد وگرنه حالا حالاها باید بدوی تا درست شه

    میگن کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود کیه

    وای خدای عزیزم وقتی در احساس خوب بتونیم خودمون رو نگه داریم

    معجزه پشت معجزه

    اتفاق خوب ==. پشت اتفاق خوب

    انگار خداوند جهان رو ول کرده و چسبیده به ما فقط کار ما رو انجام میده

    آمد خونه چنان اتفاقات عالی رخ داده که گفت اصلا غذا نزار بیا برات تعریف کنم که خدای دلبرم امروز همه کارها رو خودش انجام داد

    من فقط رفتم همین

    انگار می گفت دست به سیاه و سفید نزن فقط حرکت کن باقی با من

    الله اکبر

    به قول استاد عزیزم روی شونه خداوند نشسته و فرمون دستشه و ما عشق و حال کنیم

    میتونه همیشه اینطور باشه اگه بتونیم ذهنمون رو با روحمون هماهنگ کنیم

    به قول دوره هم جهت هماهنگ با خواسته باشیم و اجازه بدهیم

    خداوند کارها رو انجام بده و ما فقط عشق و حال کنیم

    دوست داشتم این تجربه فوق العاده رو برای خودم و دوستان به اشتراک بگذارم

    دوستتون دارم

    در پناه رب شاد و تندرست باشید روی دوش خداوند متنعم به فضلش و نعمت هایش باشید

    فَٱللَّهُ خَیْرٌ حَٰفِظࣰاۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّـٰحِمِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 685 روز

    بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    لَّذِینَ صَبَرُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

    همانان که شکیبایی ورزیدند و همواره بر پروردگارشان توکل می کنند.

    وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّهِ حَیْثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ14

    می گویند: همه ستایش ها ویژه خداست که درباره ما به وعده اش وفا کرد، و زمین را به ما میراث داد که هر جای از بهشت را بخواهیم، جای خود قرار می دهیم. چه نیکوست پاداش عمل کنندگان.

    گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد

    گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید

    گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشت

    گفتا تو بندگی کن کاو بنده‌پرور آید

    حافط

    ========================================

    سلام استاد جانم و خانم شایسته عزیزم

    سلام به همه عزیزانی که با بهترین تجربه های فوق العاده شون به ما کمک می کنند

    از تک تک شما عزیزانم سپاسگزارم

    استاد از نتایج کار کردن روی همین جلسات تغییر را درآغوش بگیر من با عزم و اراده بالا شروع کردم به ساختن مومنتوم مثبت با انرژی بسیار بالا نتایج هم عالی بود درعرض کمتر از یک ماه من به یک خواسته ای که خیلی مدت هاست می خواستم ولی بهش نمی رسیدم

    درعرض کمتراز یکماه خواسته من که یک موبایل سامسونگ بود مدل بالا ویک کفش ورزشی مارک برای راحتی و آرامش پیاده روی

    شروع کردم با قدرت تمام درهر لحظه به خودم گفتن که من نمی دونم به قول دوره هم جهت با جریان خداوند سمت منه با خواسته ام هماهنگ بشم بقیه اش و جهان انجام میده

    و معجزه ها برام رخ داد از حساب ام که پر شد از جایی که به عقلم نمی رسید

    موبایل به شکل سورپرایز دستم آمد و کفش که درعرض نیم ساعت به شکل معجزه دستم رسید

    و اتفاقات به شکل معجزه پشت سر هم مشتریان به من شیرینی فروش می دادند غیراز درصد فروش مون از اجناسمون

    و از جایی که به عقلم نمی‌رسید از همه طرف معجزه می شد خودم متحیر از اینهمه نتیجه،یخچال پر شده بهترین نعمت ها وارد شدند

    فریزر پرشد به شکل معجزه به غیر حساب از خزانه الهی بعد دیدم همه چی متوقف شد و گفتم چرا ؟

    با اینکه کار می کردم برسی که کردم خودمو دیدم یک تضاد برام پیش اومد نتونستم خیلی ذهنم رو خوب کنترل کنم .

    الخیر فی ماوقع

    البته به لطف خداوند و آموزش های استاد به مدت7سال پیاپی حتی یکبار دکتر نرفتیم

    ولی بعد از مدت ها این اتفاق افتاد

    دخترم سرما خورد ولی به صورتی که اصلا هرچی دم نوش یا مایعات خونگی گرم . خوب نشد. کم کم فرکانس من اومد پایین به مدت یک هفته درگیر شد ذهنم با اینکه قرآن بالای سرش می خواندم

    باخودم خیلی تکرار می کردم خدای مریم همون خدای دختر منه .

    خدایی که یوسف رو از چاه آورد بیرون

    خدایی که یعقوب نبی رو بینا کرد

    خدایی که آب رو برای اسماعیل آورد

    من نمی دونم تو میدونی ؟

    اون فرزند من نیست اون فرزند توست

    تو همه کاره من ناتوان

    نگو که من برخلاف باد حرکت می کردم من دعا و خدایا چرا اجابت نمی کنی من از تو درخواست کمک کردم من فرزندم رو از تو می خوام

    تو حکیمی

    تو طبیبی

    تو دکتری

    تو تمام سلول ها و قلبش رو مدیریت می کنی

    تو از رگ گردن به اون نزدیکتری

    تو شفا

    تو دوا

    تو همه کس

    تو همه کاره

    خدایا به هر خیری که از تو به من برسه من فقیرم

    ولی بچه دوست داره بره دکتر و به من التماس می کرد من می گفتم نه من به خدا ایمان دارم خودش شفا میده و تو خونه با هدایتش و چیزهایی که گفته میشه بهش میدم و خوب میشه

    اصلا منو کشید پایین داشتم می رفتم تو مومنتوم منفی همسرم گفت بابا بریم دیگه این دکترا هم دست های خداوند روی زمین هستند بریم دیگه داره اذیت میشه

    خدایا من به هدایت هایت نیازمندم

    من فقیرم

    من ناتوانم

    خودت درستش کن

    خودت همه کس

    خودت همه کاره

    هدایت شدیم و با نشانه ها. رفتیم 2 تا بیمارستان رفتیم گفتند تخت خالی نداریم یه چیزی قوی درونم حسم می گفت خوب شد جا ندارن اصلا احساس بسیار بدی داشتم از برخورد و نشانه هایی که دیدم

    و بعد هدایت شدیم و حسم می گفت برو از اون آقایی که داره نگاه میکنه به شما انگار می خواد چیزی بگه و من رفتم جلو سلام کردم و پرسیدم به نظر شما بیمارستان خوب و تمیز و دکترای خوب این نزدیک هست

    گفت 10 دقیقه پیاده روی هست فاصله اش کمه برید اونجا من اونجا کار می کردم همه چیز خوبه بچه ات وببر اونجا

    هدایت شدیم اینجا و درعرض نیم ساعت به شکل معجزه ویک خانمی که داشت شیفت عوض می شد دست زیبای الهی کل کار ها رو با عشق انجام داد به راحتی و بعد شیفت عوض شد و رفت

    رفتم تشکیل پرونده بدم آدرس تو خیابون بگو . وقتی گفتم خندید و گفت ما تو یک خیابان و محله ایم و من اصلا احساس خوبی بهم دست داد گفتم اینجا درسته

    نشانه ها و کارها به شکل معجزه انجام شد حالا می فهمم چرا اون دو تا بیمارستان حس بدی داشتم چون پلن خداوند عالیه فقط باید تسلیم بود و عمل کرد

    بعدش پشت سرهم معجزه انگار فقط دختر من بود اینقدر بهش توجه شد که از همه لحاظ حتی پرستارها اجازه می خواستن چه احترامی چه برخوردهایی به شکل عالی

    اجازه می گرفتند از دخترم کل پرستاران تا کاری رو انجام بدن براش

    چندین بار اجازه می گرفتن برای یک چیز

    چون من تمرکزی روی فایل های تغییر را درآغوش بگیر و دوره احساس لیاقت دارم کار می کنم

    واینقدر دارم تو بخش کنترل ذهن می کنم که بی نهایت احترام و عشق از پرستاران و هم اتاقی هامون ا، چایی می دن

    آب معدنی

    میوه

    پسته

    خرما

    کیک

    و….

    حتی خود پرستاران هم به شکل معجزه خدمت می کنند خصوصا به دخترم

    و تا من و دخترم می بینند می خندند و شوخی می کنند و خیلی شادن

    نتیجه کار کردن روی خود و استمرار و کنترل ذهن درهر شرایطی و حفظ مومنتوم مثبت

    الان آگاهانه دارم اینقدر تو بخش بهتر از خونه دارم کنترل می کنم

    به زیبایی های آدم ها

    به رنگ های پرده ها

    به لبخند پرستارها

    حتی مایع دستشویی

    آینه ها

    پنجره ها

    به آسمان از پشت پنجره ها

    به چشم های سبز و خوشکل نقاشی الهی یک پرستار

    به سرامیک خوشکل کف

    یخچالهاو نگهداری میوه

    خنده‌های دخترم وجودش

    تختی که روش خوابیده

    و….

    بهترین اتاق با فقط دو تخت و تمیز و بهترین هم اتاقی مهربان . خوش اخلاق . شیک پوش و شاد

    می گفتند سی تی اسکن می گفتم خدای عزیزم همه چی با خودت تو خلقش کردی خودت همه کاره ای

    ده دقیقه بعد گفتند کنسل دکتر گفته نمی خواد بگیریم

    من درحفاظت خداوند مهربانم

    من هم جهت هستم با جریان خداوند

    تکرار می کنم دخترم در دستان امن خداوند هست و من نگران نیستم که چی بشه

    خداوند فقط و فقط خیر برای من و فرزندم می خواد

    درنتیجه همه چیز به نفع منه

    خداوند بیشتر از من دوست داره که من خوشبخت و سعادتمند باشم

    خداوند برای من آرامش و شادی می خواد

    ولی من هم باید تو مدارش باشم سمت خودم رو انجام بدم خداوند همیشه سمت خودش رو درست انجام میده

    به قول قرآن استقامت داشته باشم تا رستگار شوم تا رشد کنم

    تمام این آگاهی ناب رو سپاسگزار استاد عزیزم هستم که دراین مسیر به من آموزش دادند و همین جا از صمیم قلبم بهترین ها رو براشون از خداوند مهربانم خواستارم

    استاد جانم دوستتون دارم خدا حفظتون کنه برامون

    فَٱللَّهُ خَیْرٌ حَٰفِظࣰاۖ وَهُوَ أَرْحَمُ ٱلرَّـٰحِمِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای: