تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۹


موضوع این قسمت: کلید زنده نگه داشتن انگیزه‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • چرا با اینکه می‌دانم بهبود باورها یک فرایند دائمی است اما باز هم در نقطه‌ای از مسیر فکر می‌کنم باورهایم به اندازه کافی قدرتمند کننده شده. در نتیجه ورودی‌های ذهن را کنترل نمی‌کنم و دوباره به عقب بر می‌گردم؟
  • جادوی هدف‌های کوتاه مدت؛
  • تفاوت حسادت سازنده با حسادت مخرب

چرا متوقف می‌شویم؟

چرا با اینکه می‌دانیم نباید کار کردن روی خودمان را قطع کنیم، بعد از رسیدن به یک سری نتایج (خانه، درآمد خوب، رابطه)، انگار به شرایط عادت می‌کنیم، انگیزه‌مان کم می‌شود و در یک «تله‌ی موفقیت» گرفتار می‌شویم؟

پاسخ استاد به این سوال، یک درس‌ «پیشرفته» برای مدیریت ذهن و حفظ رشد دائمی است. اگر احساس می‌کنید شور و اشتیاق گذشته را ندارید یا به نتایج فعلی خود راضی شده‌اید، شنیدن این فایل می‌تواند همان «ضربه» یا «تلنگر» بیدارکننده‌ای باشد که به آن نیاز دارید.


در این گفتگو، استاد عباس منش به ریشه‌های روان‌شناختی «توقف پس از موفقیت» می‌پردازند و راهکارهای عملی قدرتمندی برای عبور از آن ارائه می‌دهند:

۱. راز «اهرم رنج و لذت» در سکون

استاد توضیح می‌دهند که تمایل طبیعی انسان، «حرکت نکردن» و ماندن در منطقه‌ی امن است. در ابتدا، «رنجِ» نداشتن‌ها (خانه، پول، رابطه) ما را به حرکت وادار می‌کند. اما وقتی به «لذت» رسیدن به آن‌ها دست می‌یابیم، آن اهرم رنج از بین می‌رود و ما متوقف می‌شویم. این یک تله‌ی طبیعی است که اگر آگاهانه مدیریت نشود، منجر به سقوط می‌شود.

۲. ذهنیت «گشنه بمانید» 

چرا برخی افراد بعد از رسیدن به قله، باز هم تشنه‌ی موفقیت هستند؟ استاد با استفاده از الگوی شگفت‌انگیز «زین‌الدین زیدان» – که هم به‌عنوان بازیکن و هم مربی به تمام افتخارات ممکن رسید – توضیح می‌دهند که تفاوت قهرمانان واقعی با افراد موفقِ موقتی، در توانایی «گشنه نگه داشتن» ذهن برای موفقیت‌های بیشتر است.

۳. تکنیک «هدف بعدی»

استاد یک تکنیک عملی را فاش می‌کنند که خودشان برای جلوگیری از توقف استفاده می‌کنند: «قبل از اینکه به هدف فعلی‌تان برسید، هدف بعدی را انتخاب کنید.» ایشان توضیح می‌دهند که دقیقاً چه زمانی باید این کار را انجام دهید تا همواره موتور انگیزه‌ی شما روشن بماند.

۴. خطرات مرگبار «مقایسه» (دو لبه‌ی تیغ)

این بخش بسیار کلیدی است. استاد توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افراد «بدبخت» و راضی بودن به اینکه «حداقل از آن‌ها بهتریم»، یک سم کشنده است که به‌زودی شما را هم‌سطح آن‌ها خواهد کرد. از طرف دیگر، توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افرادی که «فاصله‌ی فرکانسی» بسیار زیادی با ما دارند و حسرت خوردن، به همان اندازه خطرناک است. راه‌حل صحیح، پیدا کردن الگوی الهام‌بخش است.

۵. خودشناسی پیشرفته: چگونه از «غرور» و «حسادت» به نفع خود استفاده کنیم؟

در بخش پایانی، گفتگو به سطح عمیق‌تری از «خودشناسی» می‌رسد. استاد تأکید می‌کنند که احساساتی مانند غرور، حسادت، خشم و ترس، بخشی از انسان بودن ما هستند و انکار آن‌ها توهم است. در عوض، باید یاد بگیریم چگونه این احساسات را به «غرور مولد» یا «حسادت سازنده» تبدیل کنیم؛ یعنی از آن‌ها به‌عنوان سوخت و انگیزه‌ای قدرتمند برای حرکت رو به جلو استفاده کنیم، نه مانعی برای توقف.


تمرین این قسمت: 

استاد از «تله‌ی موفقیت» صحبت کردند؛ یعنی رسیدن به یک سری اهداف (مثل خانه، ماشین، درآمد خوب) و سپس کم شدن انگیزه و متوقف شدن.

نقطه‌ی توقف، سکون یا «رضایت» شما در مسیر موفقیت کجا بوده است؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید:

چه زمانی احساس کردید که به اندازه‌ی کافی به دست آورده‌اید و انگیزه‌تان کم شد؟

و مهم‌تر از آن، چه «اهرمی» (دیدن یک الگوی بسیار موفق‌تر، یک هشدار از طرف جهان، یا یک تضاد و مشکل جدید) شما را از این خواب بیدار کرد و باعث شد دوباره «تشنه‌ی» رشد و موفقیت شوید؟

تجربه‌ی شما می‌تواند تلنگری برای بیدار شدن فرد دیگری باشد.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

342 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مصطفی شاه محمدی» در این صفحه: 3
  1. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    [ راهی که عجله و بدو بدو باشد ، اشتباه است]

    اگر باور به فراوانی در جهان داری نباید عجله کنی ، باید اجازه بدی تکاملت طی بشه

    یعنی ظرف وجودت برای دریافت نعمتهای بیشتر بزرگتر بشه

    اگه امروز حالت بده باید دلیلش رو بدونی ، اگه باور داری که خودت خالق زندگیت و اتفاقات خودت هستی

    جلسه اول قدم اول دوره دوازده قدم

    (عکس قبل از عمل )

    چکاپ فرکانسی

    استاد یادمه وقتی دوره دوازده قدم رو شروع کردم ، وقتی کامنتهای جلسه اول قدم اول رو میخوندم که دوستان نوشته بودن همین جلسه اول چقدر بهشون کمک کرده و چقدر در مدار دریافت آگاهی قرار گرعتن که خود جلسه اول مثل یک دوره بوده براشون ، من سعی میکردم قبول کنم و مقاومت نداشته باشم اما ذهنم به من میگفت مگه حالا این جلسه چی داشته که بچه ها دارن اینقدر بزرگش میکنند .

    وقتی استاد در جلسه آخر دوازده قدم از نتایج دوستان صحبت میکرد ، یاد آوری کرد و گفت که ببینید دوستانی که نتایح بزرگتری گرفتن از خیلی قبل شروع کردن و فقط کار کردن روی همین دوره نبوده و دوره های دیگه ای هم داشتن و روی خودشون و باورهاشون بیشتر و بهتر از بقیه کار کردن .

    امروز وقتی چکاپ فرکانسی رو شروع کردم ، مقایسه نتایج فعلیم با داشته های قبلیم گواه این درس بزرگ استاد عزیزم بود .

    و تغییرات اتفاق افتاده در تمام جنبه های زندگیم از شروع دوره دوازده قدم در چند سال پیش تا امروز گواه واضحی بود از این حقیقت بزرگ .

    و منو یاد لگوی سایت انداخت گروه تحقیقاتی عباسمنش ، موفقیت در تمام جنبه های زندگی

    《استاد شاید پروژه بعدی ترکیبی از دوره دوازده قدم باشه 》

    نمیدونم معنی قدم نو رسیده مبارکه ، چیه که مدتیه که بمن گفته میشه

    ===================================

    استاد قشنگم ، امروز صبح جمعه طبق روال جمعه ها و روزهای تعطیل ، برنامه داشتم برای رفتن به دل طبیعت و دوچرخه سواری و انجام یک کارگاه عملی و یک مراقبه هم جهت تر شدن با جریان خداوند .

    امروز ساعت پنج و نیم بیدار شدم بعد از وضو و آماده کردن قهوه ، پشت میزم در تاریکی ، دفترم رو باز کردم و چراغ گوشی رو روشن کردم که بنویسم و با خدا صحبت کنم .

    خیلی اشتیاق داشتم که جلسه اول قدم اول رو امروز شروع کنم ، اما وقتی مینوشتم دوست داشتم اول بیشتر رو نوشتن تمرکز کنم و با خداوند بخشنده مهربان بیشتر صحبت کردم و اونهم بهم گوش داد با همون لبخند همیشگی ، که خواستهات رو انجام شده بدان ، من میدونم ، اما تو بگو

    ساعت 6/5 با دوچرخه از خونه زدم بیرون

    یک هوای سرد و دلچسب و رویایی

    جلسه اول شروع شد

    چکاپ فرکانسی

    استاد واقعا بهترین مدار دنیا کجاست !؟

    ما تا چقدر میتونیم رشد کتیم!؟

    مگه داریم واقعا ؟

    هر چقدر که بر میگردیم و مرور میکنم و گوش میکنم الله اکبر این آگاهی ها و الهامات بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میشه

    استاد شما توی کدام مدار داری سیر میکنی !؟

    استاد شما واقعا کجایی !؟

    این همه آگاهی از کجا میاد!؟

    استاد با خودم مرور کردم که ظرفم رو خالی کنم از اطلاعات و اون داستان کسی رو با خودم مرور کردم که دنبال بهترین استاد میکشته و وقتی که پیداش میکنه ، استاد میگه باید یکسال کارهای خدماتی رو انجام بدی تا من قبولت کنم و بعد از یکسال به استادش اعتراض میکنه که چرا به من آموزش رو شروع نمیکنی !؟

    استادش میگه برو چای برام بیار

    وقتی که میاره میگه برو قوری رو هم بیار

    واستاد چای قوری رو دوباره میرزه توی لیوان پر از چای و شاگرد وقتی اعتراض میکنه ، استادش میگه تو الان مثل این لیوان پری وجایی برای دریافت مطالب من نداری تو باید خالی باشی تا من بهت آموزش بدم .

    و دوست دارم با تمام وجودم گوش بدم و پذیرای این مطالب باشم با همین شوروشوقی که امروز شروع کردم .

    امروز هوای منفی 5 و 6 درجه بود ، باد سردی میوزید ، بادی که حرکت رو کند میکرد و از سرما گذشته بود دیگه یخما بود .

    مثل همیشه اولین دوچرخه سوار بودم و بعد از دور اول من دیگر دوستان که گروهی رکاب میزنند هم از راه رسیدند.

    استاد امروز دوباره با دوجفت دستکش دوباره دستان و انگشت پاهام یخ زده بود و بینهایت برام لذتبخش بود باور کنید الان که دوساعته اومدم هنوز انگشتام سرخه و ذوق ذوق میکنه ، با اینکه وقتی رسیدم سریع رفتم و دوش آبگرم گرفتم و برعکس همیشه امروز چقدر با آب گرم و داغ حال کردم ، بسکه یخ زده بودم .

    اما شوروشوق شنیدن و گوش جان دادن به آگاهی ها والهامات دوره دوازده قدم در تمام وجودم جریان گرمی رو به حرکت درآورده بود که سرمای هوا تاثیری روی من نداشت .

    این آگاهی ها بقدری برام جالب و عالی بود که اگه دفتر و قلم همراهم بود ، در همون سردی هوا در دل طبیعت کوهستان پیاده میشدم و مینوشتم ، هر چند‌که دستام و انگشتام دیگه حتی توان ترمز گرفتن و دنده عوض کردن نداشت از سردی هوا

    استاد امروز دروازه ای از نعمت و رحمت و برکت دیگه ای به زندگیم باز شد و من خوشحالم که قدم اول رو برای اینکه تغییر رو در آغوش بگیرم با عشق برداشتم .

    و بقول آقا رضا عطارروشن عزیز عمو رضا که بیتهایت دوستش دارم و همین الان لبخندهاش جلوی چشممه ، گفتم خب من دوست دارم و میخوام تغییر کنم ، حالا من برای تغییر چی دارم ، دیدم که هیچ ایده ای ندارم ، پس گفتم من دوازده قدم رو دارم ، پس از همینی که دارم شروع میکنم و من با عشق شروع کردم .

    استاد من و دیگر دوستان عزیزی که بعدا شروع و استارت دوره دوازده قدم این دوره رو تهیه کردیم ، همه مون از فرکانسهای بینظیر دوستان که در کامنتهاشون نوشتن بهره بردیم وواز چراغی که این دوستان روشن کردند برای ادامه مسیر استفاده کردیم ، از جمله دوستانی مثل آقا رضا عطار روشن عزیز، سید علی خوشدل عزیز ، عادله عزیز ، شکیبای عزیز ، لیلا بشارتی عزیز که دیشب کامنتشون رو در پروژه تغییر خوندم . و خیلی از دوستان دیگه که در مدار بالاتری قرار دارند و داشتند و من همیشه آرزی بهترینها براشون داشتم و دارم .

    و درسهای بسیاری از خوندن کامنتهاشون و مسیر زیبایی که رفتن گرفتم .

    من از کامنتای لیلای عزیز تمام مسیر حرکت ایشون رو خوندم و در مسیری که حتی از روستایی میومدند و ماشین خراب میشه و معجزه وار درست میشه و ایشون با یه چشمک از خدا تشکر میکنه و میگه که من میدونم که کار کارتوه دمت گرم میدونم که همیشه کنارمی .

    مسیری که فقط روی خودش کار میکه و حتی به زندگی دختر گلش هم دخالت نمیکنه و اجازه میده خودش راهش رو انتخاب کنه تا تمام موفقیتهای بیشمارش .

    و اما بقول منصوره عزیز با اون لهجه قشنگ اصفهونیش در این پروژه عالی که میگه وقتی که ما وای میستیم ، جهان ماهم وای میسته اگه با هر نتیجه ای‌که داریم و درخواب موفقیتها مون فرو بریم ،وجهان ما هم متوقف میشه .

    و من دوست دارم که تغییر رو در آغوش بگیرم ، من دوست دارم به همه چیزهایی که دوست دارم اول برسم تا بتونم ازش بگذرم .

    تا وقتی که بهش نرسم نمیتونم ازش بگذرم .

    من دوست دارم تمام زیباییهای جهان رو تجربه کنم ، من دوست دارم خودم رو تجربه کنم ، دلم میخواد قدرت خالق بودنم رو که خداوند بخشنده نهربان در وجودم ودیه گذاشته رو تجربه کنم ، من دوست دارم جهانم رو زیباتر و قشنگتر از اینی که هست ، از خوب به عالی و عالی تر تبدیل کنم ، من دوست دارم بهشت رو در این جهان تا وقتی که خداوند بخشنده مهربان به من فرصت زندگی داده تجربه کنم

    من یک زمانی دوست داشتم باغ داشته باشم و با پولی که میشد اون موقع یک ماشبن اوبتیما ی صفر بخرم ، رفتم و یک باغ خریدم .

    باعشق روش کار کردم

    رفتم هرس کردن درختها رو یاد گرفتم نحوه آبیاری و چه و چه و چه رو یاد گرفتم و باغم رو اونطوری که دوست داشتم باشه ساختم .

    خودم کود دادم ، خودم آبیاری کردم و همه کار

    وقتی که اولین محصولش رسید وقتی که شکوفه داد و میوه ها به ثمر رسید ، همسایه های اطراف باغ من که اکثر بومی و بقول معرف بچه کشاورز بودند میگفتن تو چکار کردی که باغت این همه محصول داده ، ما که جد اندر جدمون کشاورز و باغداریم همچین محصولی رو هیچ وقت تجربه نکردیم و من میدونستم عشق و انرژی رو با تمام وجودم پای درختهای باغم ریختم .

    و طبق قانون جهان هستی وقتی من یک قدم برداشتم خداوند هزاران قدم برای من برداشته.

    من و پریا که اون موقع ابتدایی درس میخوند اکثر روزهای تعطیل توی باغ مشغول رسیدگی به باغ بودیم و باعشق درخت خریدیم و کاشتیم و بودجود آوردیم و آنچه را که دوست داشتیم داشته باشیم و شد .

    من و خانوادم در اولین فرصت ممکن به باغ میرفتیم و میخوندیم و میرقصیدیم و کیف میکردم آتیش روشن میکردین و غذا میخوردیم و برای مردم بومی اونجا عحیب بود که اینا تو بارون و برف و یخبندان تو باغ چی میکنن .

    و ما داشتیم از لحظه لحظه اونجا لذت میبردیم و تغییر فصلهارو باوعشق زندگی میکردیم .

    منی که کشاورزی نکرده بودم نصف شب تک و تنها برای آبیاری میرفتم باغ ، و برای خودم خیلی جالب بود که چرا دارم از این مسیر لذت میبرم و زمانی که داشتم و تجربش کردم براحتی تونستم ازش گذر کنم و این تجربه برام خیلی با ارزشه .

    و کامنت لیلای عزیز و گفتگوی شکیبای نازنین برام درسهای بسیاری داره

    و سپاسگزارم که این تجربه رو هم لیلای عزیزم با ما به اشتراک گذشت

    من همیشه دوست داشتم و دوست دارم از دوستان عزبزم همیشه چیزهایی رو بخونم ، بشنوم و ببینم که بهترینهارو دارن تجربه میکنند و من یاد میگیرم که تضاد اومده تا بما درس بدن و ما رو رشد بده بسمت بهتر شدن و حرکت کردن .

    ما باید بقول استاد عزیزم همیشه در حال حرکت و پبشرفت باشیم ، درجا زدن حکم همون آبی رو داره که حرکت نکنه و یکجا بمونه و ثروتی که جاری نشه و راکت بمونه .

    پروژه تغییر رو در آغوش بگیر بمن میگه باید حرکت کنی باید تغییر کنی

    شعر شکیبای عزیزم : فی الجمله اعتماد نکن به ثبات دهر ،کاین کارخانه ایست که تغییر میکند

    استاد عزیزم امروز موقع برگشتن طبق روال اکثر روزهای مراقبم بک اسکناس دوهزار تومانی سر راهم قرار گرفت ، پیاده شدم با دستهای یخزده که واقعا توان نداشت پول رو برداشتم سپاسگزاری کردم و به زور گذاشتم توی جیبم ، چون انگشتام یخ زده بود و خم نمیشد .

    الهی صد هزار مرتبه شکرت

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است

    خدایا من تسلیمم

    خدایا من آماده ام

    خدایا من قلبمو باز میکنم

    خدابا من اجازه میدهم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم

    خدایا منو هدایت کن به راه راست ، به راهی کهسانی که نعمت داده ای به آنها

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  2. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنمام خداوند بخشنده مهربان

    @ خدایا شکرت که هرآنچه دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است @

    ( خدایا من تسلیمم خدایا من آماده هستم خدایا من قلبم رو باز میکنم خدایا من اجازه میدهم

    # خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم #

    ^ خدایا منو هدایت کن به راه راست ، به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها ^

    استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی و عملگرا و دوستان جان در این مسیر نور و عشق و انرژی سلام

    ( خدا قوت )

    ======================================================================================================

    دوره احساس لیاقت زمانی که روی سایت اومد و استاد شروع به آموزش مطالب دوره کرد ، من دوره رو نداشتم و خیلی دوست داشتم که این دوره رو تهیه کنم و چون خواسته من داشتن این دوره و یادگیری و درک مطالب و استفاده از مطالب دوره بود ، جهان هستی و خداوند بخشنده مهربان در خواست منو اجابت کرد و من این دوره بی نظیر رو به راحتی ، به آسانی و بسادگی و با بهترین شرایط عالی تهیه کردم .

    و بارها و بارها مطالب رو گوش دادم و دیدم و شنیدم و فکر میکردم که دیگه مطالب و آموزها برام بدهی شده و یاد گرفتم .

    تا در پروژه بی نظیر تغییر را در آغوش بگیر ، استاد یک ترکیب جادوئی مثل همیشه ارائه دادند . ترکیب مطالب دوره احساس لیاقت و گفتگو با دوستان و مطالب بی نظیر پروژ تغییر را در آغوش بگیر .

    این پروژه که مطالب الهامی اون یه هدیه بی نظیر برای من بود و هست و منهم سعی کردم بصورت لیزری و تمرکزی روش کار کنم و مداوم تکرار و تکرارکردم و گوش دادم و کامنت خوندم و با قدرت در حد توانم ادامه دادم و سعی کردم مطالب رو یاد بگیرم و در عمل اجرا کنم و جهان به حرکت من پاسخ میده نه به آموزش دیدن و فهمیدن مطالب بلکه به عمل من و حرکت من و به قدم براشتن در مسیر دلخواهم و مسیری که دوست دارم تغییر کنم و شرایط بهتری روبرای خودم بسازم و بقول سجاد عزیز مسیری که بتونم ( ارزش خلق کنم )

    و بقول سید علی خوشدل عزیزم من برای شروع نباید منتظر معجزه باشم ، باید به ایده ها و الهاماتم عمل کنم و با ایمان و باور حرکت کنم .

    و مهم از خداوند بخشنده مهربان هدایت خواستم و هدایت میخوام که منو هدایت کنه ، من دوست دارم حرکت کنم و جهانم رو تغییر بدم ، اما خودم راه رو نمیدونم و نمیدونم از کجا باید شروع کنم و بقول رزای عزیز گفنم خداایا من نمیدونم ، من بلد نیستم ، خدایا تو آگاهی ، الهی تو میدونی ، من نمیدونم ، من نا آگاهم ، خدایا تو راه رو نشونم بده تو مسیر حرکت و تغییر منو برام هموارتر و روشن تر کن ، خدایا من تسلیمم خدایا من آماده هستم خدایا من قلبم رو باز میکنم خدایا من اجازه میدهم خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم

    خدایا منو هدادیت کن به راه راست ، به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها

    به راهی که منو هر لحظه به آرامش ، لذت ، شادی ، خوشحالی ، احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد میرسونه

    به مسیری که من دوست دارم در تمام لحظه های زندگیم ازش لذت ببرم و شادی و خوشحالی کنم ، با احساس خوب ، با شوروشوق خیلی زیاد

    به راهی که پر از نعمت ، برکت ، رحمت ، پول و ثروت ، فراوانی و خوشبختی و سلامتی و نور و عشق و انرژی هست

    به مسیر و مدار بالاتر به مدار خوبیها

    به مسیر آسانی ها

    به راهی که هر لحضه منو و ظرف وجود منو و سطل منو برای دریافت نعمتهای بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر ، بزرگ و بزرگتر میکنیه .

    به راهی که منو هر لحظه قویتر و بزرگتر از مسائلم میکنه و مسائل منو به نور و عشق و انرژی تبدیل میکنیه.

    به راهی که من به آزادی مالی ، آزادی مکانی و آزادی زمانی میرسونه .

    ترکیب جادوئی پروژه تغییر را در آغوش بگیر و فایلهای گفتگو با دوستان و دوره احساس لیاقت واقعا عالی بود و با اینکه دوره احساس لیاقت رو بارها و بارها گوش داده بودم و دیده بودم اما در این پروژه متوجه نکات ارزشمند و درک بهتر و بیشتری از مطالب و آموزه ها شدم .

    من در این پروژه چیزهائی رو شنیدم و فهمیدم که انگار قبلا اصلا اینها نبود و من متوجه نشده بودم و نشنیده بودم .

    حتی فایل نتایج آقا رضا عطار روشن عزیز رو با اینکه چندین بار دیده بودم ، اما اینبار مطالبی رو شنیدم و دیدم که قبلا متوجه اونها نشده بودم ، مطالبی که انگار استاد عباسمنش و آقا رضا عطار روشن در کنار هم اینها رو خلق کرده اند و چقدر فایل آقا رضا و کامنتهاشون عالی و بی نظیر و تاثیر گذار بود در کنار مطالب گوهر بار و الهامی استاد عباسمنش که من همینجا بینهایت از آقا رضا عطار روشن عزیز و نازنین هم سپاسگزاری و قدر دانی میکنم و برای ایشون آرزوی بهترینها رو دارم .

    چند روز پیش در نشانه روزانم هدایت شدم به فایل آگاهی های دوره دوازده قدم .

    و با خودم صحبت کردم که ببین دوره دوازده قدم چقدر عالی بود و چقدر روی من تاثیر مثبت گذاشت و من چه تغییراتی بزرگی در خودم بعد از دوره دوازده قدم و همزمان با این دوره بی نظیر دیدم و احساس کردم و ایجاد کردم و منو بر این داشت که با کمک و یاری خداوند بخشنده مهربان دوباره بصورت لیزری و فکوسی روی مطالب دوره دوازده قدم اقدام کنم و شروع کنم این دوره مقدس رو از اول با احساس بهتر و شوروشوق بیشتر آغاز کنم و برای شروع این تغییر بزرگ که دوست دارم در زندگیم اتفاق بیافته از اینجا شروع کنم و حرکت کنم .

    من قدم اول رو بردارم و به جهان نشون بدم که دارم برای تغییر حرکت میکنم و جهان هستی و خداوند بخشنده مهربان به اقدام و حرکت من پاسخ مثبت میده و الهامات و هدایتها حتما از راه میرسه .

    استاد عزیزم از صمیم قلبم و از اعماق وجودم برای این پروژه بی نظیر و این دوره جادوئی سپاسگزارم .

    از جنابعالی از گروه تحقیقاتی بی نظیر عباسمنش

    از خانم مریم شایسته نازنین از کادر فنی ، آقا ابراهیم بزرگوار و خانم فرهادی دوست داشتنی

    از تمام دوستان ارزشمندم در این سایت و مسیر الهی که از خوندن کامنتهای عالی و بی نظیرشون درس گرفتم و مسیر زندگی من هر لحظه هموارتر روشن تر و قشنگ تر شد

    بینهایت سپاسگزارم

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت که هستی و هوای منو خیلی داری و منو هدایت میکنی به راه راست

    به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  3. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    سلام دوست عزیز ارزشمندم

    چقدر از خوندن کامنت زیبات احساسم خوب و عالی شد .

    و چقدر در آرمش احساس خوبت رو با نوشتن این کامنت زیبا به منهم انتقال دادی .

    وچقدر دوست داشتم که گفتی خدارو برای وجود خودش دوست داری و این احساس ناب و خالص چقدر عالی و قشنگه و منهم دوستش داشتم و احساس خیلی خوبی ازت گرفتم .

    من بینهایت تحسینت میکنم دوست خوبم و برات بهترینهارو آرزو میکنم و امیدوارم که همیشه در اوج قله رسیدن به خواستهات باشی و از درو دیوار و آسمان و زمین برات آرامش ، لذت ، شادی ، خوشحالی ، احساس خیلی خوب و پول و ثروت و فراوانی و نعمت خوشبختی و سلامتی و نور و عشق و انرژی بباره

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: