تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۹


موضوع این قسمت: کلید زنده نگه داشتن انگیزه‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • چرا با اینکه می‌دانم بهبود باورها یک فرایند دائمی است اما باز هم در نقطه‌ای از مسیر فکر می‌کنم باورهایم به اندازه کافی قدرتمند کننده شده. در نتیجه ورودی‌های ذهن را کنترل نمی‌کنم و دوباره به عقب بر می‌گردم؟
  • جادوی هدف‌های کوتاه مدت؛
  • تفاوت حسادت سازنده با حسادت مخرب

چرا متوقف می‌شویم؟

چرا با اینکه می‌دانیم نباید کار کردن روی خودمان را قطع کنیم، بعد از رسیدن به یک سری نتایج (خانه، درآمد خوب، رابطه)، انگار به شرایط عادت می‌کنیم، انگیزه‌مان کم می‌شود و در یک «تله‌ی موفقیت» گرفتار می‌شویم؟

پاسخ استاد به این سوال، یک درس‌ «پیشرفته» برای مدیریت ذهن و حفظ رشد دائمی است. اگر احساس می‌کنید شور و اشتیاق گذشته را ندارید یا به نتایج فعلی خود راضی شده‌اید، شنیدن این فایل می‌تواند همان «ضربه» یا «تلنگر» بیدارکننده‌ای باشد که به آن نیاز دارید.


در این گفتگو، استاد عباس منش به ریشه‌های روان‌شناختی «توقف پس از موفقیت» می‌پردازند و راهکارهای عملی قدرتمندی برای عبور از آن ارائه می‌دهند:

۱. راز «اهرم رنج و لذت» در سکون

استاد توضیح می‌دهند که تمایل طبیعی انسان، «حرکت نکردن» و ماندن در منطقه‌ی امن است. در ابتدا، «رنجِ» نداشتن‌ها (خانه، پول، رابطه) ما را به حرکت وادار می‌کند. اما وقتی به «لذت» رسیدن به آن‌ها دست می‌یابیم، آن اهرم رنج از بین می‌رود و ما متوقف می‌شویم. این یک تله‌ی طبیعی است که اگر آگاهانه مدیریت نشود، منجر به سقوط می‌شود.

۲. ذهنیت «گشنه بمانید» 

چرا برخی افراد بعد از رسیدن به قله، باز هم تشنه‌ی موفقیت هستند؟ استاد با استفاده از الگوی شگفت‌انگیز «زین‌الدین زیدان» – که هم به‌عنوان بازیکن و هم مربی به تمام افتخارات ممکن رسید – توضیح می‌دهند که تفاوت قهرمانان واقعی با افراد موفقِ موقتی، در توانایی «گشنه نگه داشتن» ذهن برای موفقیت‌های بیشتر است.

۳. تکنیک «هدف بعدی»

استاد یک تکنیک عملی را فاش می‌کنند که خودشان برای جلوگیری از توقف استفاده می‌کنند: «قبل از اینکه به هدف فعلی‌تان برسید، هدف بعدی را انتخاب کنید.» ایشان توضیح می‌دهند که دقیقاً چه زمانی باید این کار را انجام دهید تا همواره موتور انگیزه‌ی شما روشن بماند.

۴. خطرات مرگبار «مقایسه» (دو لبه‌ی تیغ)

این بخش بسیار کلیدی است. استاد توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افراد «بدبخت» و راضی بودن به اینکه «حداقل از آن‌ها بهتریم»، یک سم کشنده است که به‌زودی شما را هم‌سطح آن‌ها خواهد کرد. از طرف دیگر، توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افرادی که «فاصله‌ی فرکانسی» بسیار زیادی با ما دارند و حسرت خوردن، به همان اندازه خطرناک است. راه‌حل صحیح، پیدا کردن الگوی الهام‌بخش است.

۵. خودشناسی پیشرفته: چگونه از «غرور» و «حسادت» به نفع خود استفاده کنیم؟

در بخش پایانی، گفتگو به سطح عمیق‌تری از «خودشناسی» می‌رسد. استاد تأکید می‌کنند که احساساتی مانند غرور، حسادت، خشم و ترس، بخشی از انسان بودن ما هستند و انکار آن‌ها توهم است. در عوض، باید یاد بگیریم چگونه این احساسات را به «غرور مولد» یا «حسادت سازنده» تبدیل کنیم؛ یعنی از آن‌ها به‌عنوان سوخت و انگیزه‌ای قدرتمند برای حرکت رو به جلو استفاده کنیم، نه مانعی برای توقف.


تمرین این قسمت: 

استاد از «تله‌ی موفقیت» صحبت کردند؛ یعنی رسیدن به یک سری اهداف (مثل خانه، ماشین، درآمد خوب) و سپس کم شدن انگیزه و متوقف شدن.

نقطه‌ی توقف، سکون یا «رضایت» شما در مسیر موفقیت کجا بوده است؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید:

چه زمانی احساس کردید که به اندازه‌ی کافی به دست آورده‌اید و انگیزه‌تان کم شد؟

و مهم‌تر از آن، چه «اهرمی» (دیدن یک الگوی بسیار موفق‌تر، یک هشدار از طرف جهان، یا یک تضاد و مشکل جدید) شما را از این خواب بیدار کرد و باعث شد دوباره «تشنه‌ی» رشد و موفقیت شوید؟

تجربه‌ی شما می‌تواند تلنگری برای بیدار شدن فرد دیگری باشد.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

342 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «جواد بایرامی» در این صفحه: 1
  1. -
    جواد بایرامی گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    به نام خدای بزرگ و مهربان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم

    عرض ادب و احترام خدمت خانم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی خودم در این مسیر زیبا

    استاد عزیزم ، با هر بار شنیدن فایل های شما درباره تغییر و حرکت و ایمان ، احساس شور و انگیزه و احساس قدرت برای خلق کردن و تغییر زندگی در من تقویت میشه و زمان هایی که به فایل ها و صحبت های شما گوش می کنم و به این صحبت ها فکر می کنم این زمان ها به بهترین زمان های زندگی تبدیل میشه.

    و این بار هم پایان این پروژه بسیار ارزشمند و تکرار این صحبت ها باعث شکل گیری احساس شور و شعف و اشتیاق و انگیزه ببیشتر در من شد و این احساسات عالی + مقداری ایمان و توکل + و آگاهی های دوره مقدس ثروت یک درهم آمیخته شد و باعث شد بهتر از قبل روی ریل به سمت بهبود حرکت کنم.

    باز هم تکرار کردنِ بهتر و خالص ترِ آموزش های شما ، باعث دریافت ایده هایی در مسیر بهبود سایت و محصولم شد و وقتی به این ایده ها عمل کردم ، به لطف الله هم به نتیجه مالی منجر شد و هم باعث شد یک قدم بسیار عالی در مسیر بهبود کسب و کارم بردارم .

    این بار هم با درک بهتر از آموزش های شما و عمل کردن به ایده ها ، به لطف خدا ورودی های مالی بسیار عالی رو تجربه کردم و به وضوح بهتر شدن تمام شرایط خودم رو نسبت به گذشته می بینم و هر روز تو دفترم سپاسگزار این بهبود ها هستم .

    استاد عزیز ، هر چقدر بیشتر روی تکرار کردن بهتر و عمیق ترِ آموزش های شما آگاهانه تمرکز می کنم ، تازه می فهمم که اول راه هستم و چقدر جای کار دارم .

    هر چقدر بیشتر خودم رو با آموزشهای شما بمباران می کنم و از مسیر اکثریت فاصله می گیرم و تمرکزم روی اهداف و علایق خودم میذارم ، نتایج دلخواه بیشتری رو تجربه می کنم و یکی از بهترینِ این نتایج ، پیام واریزی پول به حسابم و فروش دوره خودم هست .

    دوره ای که به مدد الله و به لطف عمل کردن متعهدانه به آموزش های شما خلق کردم. وقتی تصمیم گرفتم تغییر کنم ، بعد از 4 سال تلاش و ممارست و صبر کردن و ادامه دادن و ناامید نشدن ، تونستم اول برای خودم خلق ارزش کنم و بعد با هدایت الله این ارزش خلق شده رو به یک دوره بی نظیر تبدیل کردم و قدم در یک مسیر سراسر زیبایی و عشق و لذت و رشد گذاشتم .

    به لطف خدا چند وقتی هست آموزش های شما استاد عزیز رو به سبک زندگی خودم تبدیل کردم . و فکر می کنیم این مرحله (یعنی مرحله تبدیل شدن این آگاهی ها به سبک زندگیم) یکی از مهم ترین مراحل مسیر زندگیم هست یعنی به کارگیری و اجرای تک تک صحبت ها و آموزش های شما در واکنش ها ، رفتار ها ، تصمیمات ، جهت دهی گفتگوهای درونی ، اعمال ها و در کل اجرای این قوانین در حد تلاش خودم در روزمره زندگیم .

    تبدیل کردن آموزش های شما و این قوانین به سبک زندگی باعث شد :

    روابطم با همسرم به بهترین و عاشقانه ترین حالت خودش در این 13 سال زندگی مشترک رسیده.

    آرامش و امید و توکلم بهتر از قبل شده

    عزت و اعتبار و احترام عالی رو از جهان دریافت می کنم .

    به لطف الله شرایط مالی به اندازه تغییراتم بهتر شده

    ایده های عالی در مسیر بهبود کسب و کارم رو دریافت می کنم.

    و تجربه معجزات ریز و درشت و پی در پی و به امید الله این معجزات بزرگتر و برای همیشه ادامه دار خواهد بود .

    یکی از مهمترین دستاورد های من از آموزش های شما ، موضوع گفتگوهای درونی هست ، و من در طول روز مطالب مختلف دوره های شما رو مرور می کنم ، بهشون فکر می کنم ، الگوها و مصداق های منطبق با این اصول رو جستجو می کنم و با تمام تلاش سعی می کنم این آگاهی ها رو تو اتفاقات و تصمیمات روزمره خودم CUSTOMIZE کنم . به قول آقارضای عزیز (فرکانس های غالب ما همون گفتگوهای درونی ما هستند که ما هر روز به جهان ارسال می کنیم ، نه اون یک ساعتی که فایل های شما رو می بینم)

    خدا رو شکر مهارتم در دیدن بهبودهای ریز رو درشت زندگیم خیلی بهتر از قبل شده و بیشتر واکنش هام به اتفاقات ، بهتر و قابل قبول تر از قبل شده .

    اما امروز دوست دارم در مورد 2 عامل بسیار مهم صحبت کنم ، عمل کردن و صبر کردن در مسیر تغییر .

    قبل از بررسی و تحلیل این این دو مورد مهم دوست دارم در مورد درک خودم از تغییر بنویسم .

    استاد عزیزم ، من هم مثل خیلی از دانشجوها در این مسیر بارها تصور می کردم که تغییر کردم .

    فکر می کردم که تغییر کردم و بر اساس همین فکر و برداشت غلط ، توقع بهتر شدن اتفاقات و خلق نتایج مد نظرم رو داشتم ، و صد البته که هیچ وقت این اتفاق رخ نمیداد و گاهی اوقات این اشتباه ، باعث میشد به قوانین خداوند شک کنم .

    همیشه توقع من سوار بر یک تویوتا کمری 2025 بود و با سرعت تمام به جلو حرکت می کرد ولی ، تغییرات من سوار بر یک موتورسیکلت داغون و متلاشی بود که چرخ هاش در حال تابیدن بود و با سرعت بسیار کم و با صدای بسیار زیاد(صدای زیاد همون ادعا ها و منم منم ها) در حال زور زدن برای رسیدن به کمری 2025 بود .

    توقع من هر روز در حال بزرگ تر شدن ولی در مقابل تغییرات من در حال درجا زدن!

    استاد من اسم این پاشنه آشیل خودم رو میذارم سندرم توهم تغییر .

    هر روز سعی میکنم از این سندرم توهم تغییر ، دوری کنم و بدونم که تغییر کردن یک فرآیند کوتاه مدت نیست که یک بار انجام بشه برای همیشه ! بلکه تغییر کردن یک روند مادام العمر هست و هیچ وقت روزی نمیرسه که من نیازی به تغییر کردن نداشته باشم .

    باید به خودم یادآوری کنم که مسیر همینه ، تنها راه خوشبختی مسیر کنترل آگاهانه ذهن برای تغییر کردن و بهبود هست و کل داستان زندگی و تجربه خوشبختی که همه بشریت به دنبالش هستند حرکت در این مسیر و هر روز یک مقدار بهتر شدن از روز قبل هست .

    بقیه چیزهایی که در مورد خوشبختی به ما گفتند توهمی بیش نبوده .

    اینکه ازدواج کنیم تا خوشبخت بشیم

    دانشگاه قبول بشیم تا خوشبختی رو تجربه کنیم

    بچه دار بشیم که خوشبختی سراغ مون بیاد

    شاغل بشیم که در زمره خوشبخت ها قرار بگیریم و این دست آموزه های غلط.

    خوشبختی چیزیه که از درون من به وجود میاد و به هیچ یک از این عوامل بیرونی ربطی نداره چون با از بین رفتن هر یک این عوامل ، اون نوع خوشبختی دروغین هم از بین میره.

    استاد این جمله شما خیلی به من کمک کننده بوده که یا من در حال حرکت به سمت مدارهای بالاتر هستم (حرکت آرام و آهسته به سمت کمال و خوشبختی و رشد ) یا در حال سقوط و حرکت به سمت ضلال و مدارهای پایین تر هستم و هیچ توقفی در این جهان مادی وجود نداره . دقیقا مثل یک گیاه که همیشه در حال تغییر هست یا رشد می کنه یا خشک میشه و از بین میره .

    همه انسان ها بدون شک در حال هدایت شدن هستند و این خاصیت جهان مادی است که همه تحت تاثیر این هدایت هستیم .

    به قول قرآن یا در حال هدایت شدن به مسیر نعمت ها و زیبایی ها هستیم یا در حال هدایت به سمت نازیبایی ها و ناخواسته ها . هیچ راه فراری از این هدایت در این جهان وجود نداره و هیچ انسانی نمی تونه از این هدایت تاثیر ناپذیر باشه . نکته مهم این اصل این هست که تعیین کننده مسیر این هدایت ، ما هستیم نه خداوند .

    وقتی ما تغییر می کنم رفتار و واکنش جهان و خداوند با ما تغییر می کنه . به همین دلیل هست که هر کسی که در مسیر تغییر و بهبود شخصیت و توحید و حرکت قرار می گیره ، در حقیقت به خودش لطف کرده نه به خداوند .

    خداوند بی نیاز از هر چیزی هست .

    همه چیز برای این سیستم لازمه . چون همه اتفاقات و تضادها و تفاوت ها و جنگ ها و سایر مسائل که در طول تاریخ بشریت رخ داده ، همگی برای رشد و گسترش جهان لازم بوده و اینها باعث ایجاد شدن درخواست های جدید در انسان ها شده .

    و این درک من از خداوند و سیستمی بودن جهان و قدرت تغییری که در وجود همه انسان ها هست ، یکی از بزرگترین و ارزشمندترین درس هایی بوده که من از شخص شما آموختم و بابت این موضوع و سایر آموزه های ارزشمند خودم بی نهایت از شما سپاسگزارم .

    تغییر یعنی یا من در حال حرکت کردن به سمت بهبود شخصیت و بهتر شدن باورهام و انجام دادن رفتارهای جدید هستم یا در حال حرکت به سمت بدتر شدن اوضاع و نازیباتر شدن شرایط پیرامون خودم هستم .

    این شدن ها (بهتر شدن یا بدتر شدن) نیازمند یک سری اعمال و رفتار هاست . به قول قرآن إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّىٰ

    تلاش ها و رفتارها و حرکت های انسان ها گوناگون و متفاوت است و ریشه این تفاوت به تفاوت بینش و نگرش انسان ها برمیگرده . یعنی آبخشور تمام اعمال انسان ها به افکار اونها بر میگیرده . هر عملی حاصل یک باور و ایمان هست .

    این شدن ها (بهتر شدن یا بدتر شدن) در ادامه باورها و افکار ما رقم می خورند . ما بعد از ارسال افکار و باورهای خودمان در مورد مسائل گوناگون به جهان هستی ، به یک سری رفتارها هدایت میشیم که این رفتارها گوناگون و متفاوت هستند .

    هر شدنی ، نیازمند یک فرکانس قوی و تکرار شونده است و خوب و بدِ این شدن ها (یا همون جنس نتایج) ، هیچ وقت خدا رو ناراحت و غمگین و یا خوشحال و سرمست نمی کنه .

    تمام مسئولیت این شدن ها خودم من هستم ، مسئول هدایت شدن خودم هستم و این من هستم که واکنش خداوند با خودم رو رقم میزنم .

    من با انتخاب نوع ورودی های ذهنم ، به جهان هستی ورودی میدم ، بعد من وارد مراحل دریافت میشم ، ایده ها رو دریافت می کنم و بعد با عمل کردن تو مسیر خلق نتیجه حرکت می کنم .

    تا زمانی که من به قدرت تغییر خودم باور نداشته باشم ، عملا حرکت خاصی برای تغییر شرایطم انجام نمی دم و رفتارها و اعمال من در این حالت فقط برای زنده موندن و کنار اومدن با ناخواسته هاست.

    استاد عزیزم با احترام به نظر شما در رابطه با ارتباط پروژه تغییر و دروه احساس لیاقت ، به نظرم این پروژه هم با دوره احساس لیاقت ارتباط داره و هم با دوره بسیار فوق العاده کشف قوانین زندگی .

    چون برای تغییر هم لازم داریم که احساس لیاقت و ارزشمندی خودمون رو بازیابی کنیم و هم باید مسلح بشیم به درک قوانین بدون تغییر خداوند .

    چون وقتی ما شروع می کنیم به انجام دادن این تمرین ها و خودشناسی و اجرا کردن این آگاهی در زندگی ، ذهن شروع می کنه که خب! فرض کنیم که روی احساس لیاقت خودت کار کردی ، چطور میخواد شرایط تو (شرایط مالی ، روابط ، سلامتی و …)تغییر کنه!

    اینجاست که یکی از مهم ترین ابزارهای تغییر یعنی دوره کشف قوانین زندگی لازمه ادامه دادن و صبر و پایداری و استقامت در این مسیر میشه .

    البته که تمام دوره های شما برای تغییر در تمام ابعاد زندگی لازم و ضروری هست و این نظر شخصی من بود .

    استاد ، چقدر این آگاهی کیهانی شما ، گره های ذهنی من رو باز کرد ، اونجایی که فرمودید محمد توسط خدا برگزیده نشد و خدا محمد رو به عنوان پیامبر انتخاب نکرد بلکه این محمد بود که خدا رو انتخاب کرد ، تغییر کرد ، مراقبه کرد و به پیامبری مبعوث شد!

    به نظرم هر انسانی حتی پیامبران هم نمی تونند از قوانین خداوند قسر در بروند . و هر پیامبری در مسیر درست حرکت کرده واکنش درستی رو از خداوند دریافت کرده و همیشه در مسیر تغییر و بهبود پیش رفته تا پایان عمرش ، و هر پیامبری هم قوانین رو زیر پا گذاشته طبق قانون مسیر براش سخت شده .

    حالا برم سراغ صبر کردن (تکامل) در مسیر تغییر که به نظرم مهم ترین و اساسی ترین عاملی است که 99 درصد افرادی که بی خیال تغییر می شوند و مسیر رو رها می کنند و مثل بقیه زندگی می کنند ، عدم درک صحیح از واژه صبر هست .

    اگر روند تغییر رو در مسیرِ افکار مثبت و نتایج مثبت درنظر بگیرم ، انجام دادن مراحل مختلف در این مسیر – یعنی دریافت الهاماتی که با فرکانس های اون لحظه ما هماهنگ هستند و عمل کردن به اون ایده ها و یک پله رشد کردن و منتظر دریافت قدم بعدی موندن – همون صبر میشه .

    اما صبری که من از دین و مذهب و جامعه و گذشتگانم درک کردم کجا و اون معنای الهی و درستی که در مورد صبر از زبان شما شنیدم کجا .

    قبل از آشنایی با شما ، برداشت من از صبر این بود که من با همون شرایط نابسامان و با همون کمبود ها و سختی و نازیبایی ها و مشقت ها و رنج ها ، باید روزگار رو سپری کنم و منتظر پاداش این صبر در دنیای پس از مرگ باشم!

    همینی که هست !

    برای همه همینه !

    همه چیز کمه ! دنیا محل زجر و سختیِ !

    دنبال چی می گردی! هم رنگ جماعت باش و پات رو از گلیم ات درازتر نکن!

    صبر کن شاید این جمعه ظهور انجام بشه و منجی میاد ، و اون منجی اول کلی آدم رو گردن می زنه و بعد بقیه آدم ها رو نجات بده! تغییر و بهبود و گلستان شدن دنیا در گرو ظهور هست!!!

    من هم مثل اغلب افراد به اصطلاح فرهیخته و پرهیزکار و متدین ، جمعه ها مشغول ندبه ، سه شنبه ها توسل ، و در وفات ها و شهادت و مراسم های مذهبی در تکاپوی بهتر شدن اوضاع زندگیم خودم بودم غافل از اینکه در شرک و ضلالت بیشتر فرو می رفتم!

    و مثل بقیه برای تغییر و بهبود ، منتظر یک عاملی به جز خودم بودم .

    استاد من هم تغییر شرایط خودم در همه چیز جستجو می کردم جز خودم و خدای درون خودم .

    چیزهایی مثل ظهور ، رییس جمهور جدید ، تصویب شدن قانون جدید ، تغییر حکومت ، تغییر محل زندگی و سایر عوامل

    99 درصد افراد مذهبی که من میشناختم صبر رو با این ایدئولوژی به من آموزش داده بودند و الباقی کسانی که مذهبی نبودند هم دقیقا ریشه همین باورهای اشتباه و غلط در مورد تغییر رو داشتند ولی با ظاهر غیر دینی و مذهبی ، باورهایی مثل اینکه ژن ما همین بوده ، فقر و بدبختی و کمبود سرنوشت ماست ، ثروت و خوشی به ما نیومده و …

    اما وقتی به دلیل شدت تضادها و چک و لگدها ، از درون خواستم که تغییر در زندگیم ایجاد کنم ، به لطف خداوند با شما و آموزشهای شما آشنا شدم و به اندازه درک و فهم و تکامل خودم و به اندازه ای که آموزشهای شما رو درست برداشت کردم و به همین برداشت ها عمل کردم ، شرایطم بهتر و بهتر و بهتر شد .

    خدا رو شکر الان به این درک صحیح از صحبت های شما رسیدم که ، خوشبختی و لذت همین لحظه ای است که من دارم برای بهبود خودم تلاش و حرکت می کنم .

    خوشبختی یعنی از لحظه بیدار شدن با اطمینان از قوانین خداوند روزت رو شروع کنی و آگاه باشی که تو هستی با فرکانس هات لحظه بعد رو خلق می کنم و به همین دلیل هر روز پاهات رو محکم رو زمین میذاری و حرکت می کنی.

    خوشبختی یعنی باور داری هیچ چیزی در زندگیت تاثیر نداره و قدرت نظام و حکومت و رییس جمهور و رهبر و رییس شرکت و قانون همه در زندگیت به یک اندازه قدرت دارند و قدرت اونها صفر هست.

    خوشبختی واقعی یعنی باور داشتن به ربی که جهان رو خلق کرده و مدیریت می کنه و وقتی رب رو باور کنم ، خیالم راحته که همه چیز بیرون از من درسته و هیچ چیزی به اندازه ذره ای در جهان اشتباه نیست .

    خوشبختی واقعی یعنی باور قلبی داشته باشم برای قدم اول تمام ابزاهار و استعدادها و توانایی های خدادادی در من وجود داره و من برای قدم اول تمام ابزار لازم رو در اختیار دارم (بدون وام و قرض)

    خوشبختی واقعی یعنی باور قلبی داشتن به اینکه با ادامه دادن این مسیر بدون شک و 100 درصد اوضاع من به اندازه تغییر درونی من تغییر خواهد کرد .

    خوشبختی واقعی بهتر شدن در مسیر کسب و کار و بهبود شخصیتم.

    باید حواسم باشه که خوشبختی واقعی رسیدن به خواسته های مالی نیست ، دفنتلی رسیدن به خواسته هام باعث شادی و لذت و خوشحالی خواهد شد ولی این شادی ولذت کاملا موقتی و گذاراست ، خوشبختی واقعی تشنه بودن برای درک بهتر آگاهی ها و داشتن هدف جدید و حرکت و رشد و یادگیری تا روز آخر عمرم هست.

    خوشبختی واقعی همین لحظه است که دارم این کامنت رو می نویسم و در حال بهتر شدن افکار و باورهام هستم .

    صبر کردن یعنی در زمان حال بودن و تلاش برای بهتر شدن و منتظر نتایج بزرگ نبودن . چون لذت مسیر خیلی خیلی بیشتر از رسیدن به خواسته هاست ، این جمله رو باید همیشه بهتر از قبل درک کنم.

    خوشبختی مقصد نیست بلکه سفری پر پیچ و خم جادویی و جاری است و همین جاری بودن ، همین تجربه رشد و برخورد با اتفاقات جدید اصل خوشبختی است .

    خوشبختی واقعی پیروی از جریان هدایت و رها بودن و سپردن ادامه مسیر به خداوند است .

    این مسیر تنها مسیری است که ما را زنده نگه می دارد ، هدایت می کند و در نهایت به سر منزل مقصود که همانا روشن بینی و لذتِ بیکران است می رساند.

    خوشبختی واقعی درک این جمله است که ، ما در این جهان هستی همگی مسافر و هم سفریم. هر یک از ما برای این خلق شده ایم که زندگی شکوهمندی را که در انتظار ماست تجربه کنیم تا به حقیقی ترین سرنوشت خود برسیم و مسیر درست را طی کنیم . و ادامه این مسیر درست منجر به خلق کردن اثر جاودانه خودمان و زدن امضا پای ورق روزگار و هجرت به جهان ابدی است . باید به خداوند ، به تکامل ، به مسیر و به زمان اعتماد کنیم .

    و از آن جایی که زمان مانند رودخانه می مونه ، هیچ کس نمی دونه که چقدر زمان لازم داریم که به خوشبختی برسیم ، هیچ زمان مشخصی نداره و اصلا نیازی به انتظار کشیدن نیست.

    این حقیقت اساسیِ ساده را باید بیاموزم که در تمام مدتی که من چشم انتظار رسیدن به خوشبختی هستم ، غافلم که خوشبختی همین جا و در کنار من بوده و من دنبال چیزی به جز خوشبختی بودم .

    خوشبختی ، مرکز اصلیِ حقیقتِ واقعی ماست و از درون ما نشأت می گیرد و منتظر است تا ما آن را به سوی خود فراخوانیم.

    همه ما که در این مسیر هستیم بر این باوریم که خلقت ما در جهانی برتر و بالاتر بوده و سپس به این کره خاکی گام نهاده ایم. هنگامی که از طبیعت و سرشتمان پیروی کنیم ، روح مان ، توانمندی ها ، استعدادها ، شور و هیجان ، قدرت و عمیق ترین احساساتمان بر پایه این که چه کسی هستیم و آرزو داریم چگونه باشیم شکل می گیرد.

    وقتی من خودم رودر مسیر درست زندگی قرار بدهم و با آن هماهنگ بشم بی شک در طول راه با شگفتی های زیادی رو به رو خواهم شد. شادمانی و لذتِ سرمست کننده زندگیِ سحرآمیز همواره در وجود من هست و فقط کافیه که من این لذت و شادی را به عنوان نیروی ذاتی بپذیرم.

    و جمله آخر اینکه برای عوض شدن آینده باید اکنون را تغییر داد و آینده درست با اعتقاد و تعهد و عمل در زمان حال شروع می شود.

    شاد موفق و تندرست باشید

    این مسیر زیبا برای همیشه ادامه دارد .

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: