این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-5.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-08 08:07:502025-12-09 20:28:48تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و توضیحاتتون در مورد اینکه هر روز کلی برنامه برای زندگیتون دارید که سه ما تلویزیون روشن نشده چونکه هر روز توی این فکر هستید که چکار بکنم همه چیز بهتر بشود و ایده هاتون رو عملی می کنید و هر روز حرکت می کنیم و عمل می کنید مسافرت مس روید نظافت می کنید زیبا سازی می کنید فایل ضبط می کنید روی باور هاتون کار می کنید و …
من هم الان هر روز برای خودم کلی برنامه دارم که بهشون عمل می کنم و روزی که بیکار بشینم اصلا انگار زندگی نکردم
حرکت می کنم و بهبود می بخشم به همه چیز و هر روز حرکت می کنم
احسام رو کنترل می کنم و روی باور هام کار می کنم
زندگی گلستان و عالی می شود
جدیدا شرایط کاری خوبی که مد نظرم بود رو جذب کردم
کارم ساده تر و عالی تر و نتیجه بخش تر شده
در نهایت سپاسگزارم از استاد عزیز و مریم خانم شایسته گل برای تمامی فایل های عالی و با کیفیت و پر محتوا❤❤❤
خدایا شکرت که اینجا هستم و خدایا شکرت که میتوانم بیشتر روی خودم کار کنم و بخوانم و بنویسم
نادیده گرفتن نتایج که من نمیخواهم اسم بزرگ وکوچک روی اونها بگذارم چون همون به ظاهر کوچک ها هم در زمان خودشون نتیجه بزرگی بودند ولی وقتی مدتی میگذره یا به دستش میاریم ذهن دست به کار میشه و میگه حالا معلوم بود که میبایست اینجوری بشه یا این که چیزی نیست پس از این همه کار کردن روی خودت.
پس نه باید غافل باشیم نه بی انگیزه و نه حرص داشته باشیم چون دقیقا همون لحظه که داریم روی خودمون کار میکنیم و با افکارمون توی ذهنمان بازی میکنیم درواقع داریم هدایت میشیم به سمت یک نتیجه و حالا اون نتیجه میتونه خوب باشه یانباشه خواسته باشه یا ناخواسته و این میشه بما کسبت ایدیهم آنچه از پیش فرستاده ایم.
پس هرچه بیشتر روی خودمون کارکنیم وبتونیم باورهای مناسب رو جایگزین باورهای مخرب ذهنمان کنیم هرچه تمرکز داشته باشیم و هرچه کنترل کنیم ورودیها رو که چی داریم به خورد ذهنمان میدیم مدارها تغییر کند و تکامل طی میشود بنابراین اشکال نداره اگر برای کنترل ذهن سرمون درد بگیره خسته بشیم یا مدتی احساس خستگی کنیم به هرحال به قول استاد از بیل زدن راحت تره. و همه چیز کنترل ذهن هست که باید این کنترل ذهن رو فریاد زد.فریاد زد که چقدر مهم هست و چقدر تعیین کننده.
سلام خدمت استاد گرامی و مریم جان شایسته عزیز. سلام خدمت دوستان عزیزم در سایت.
نکته ای که این فایل داشت این هست که ما به اندازه ای که تغییر میکنیم جهان هم به همون اندازه نتایج ما رو تغییر میده. یعنی به اندازه ای که از نظر فرکانسی و باوری و سپس عملکردی تغییر میکنیم جهان هم به همون اندازه نتایج ما رو تغییر میده. اگر یک ذره تغییر کنیم جهان به اندازه ی همون یک ذره نتایج ما رو تغییر میده. اگر خیلی تغییر کنیم جهان هم خیلی نتایج ما رو تغییر میده و نکته اینجاست که ما یک دفعه نمیتونیم خیلی تغییر کنیم و به مرور با ادامه مسیر تغییرات بزرگ رخ میده. مثلا درآمد در حال افزایش هست اما شاید با انتظارات ما نخونه ولی اگه میخوایم به درآمد بالاتر برسیم باید باورها رو تغییر بدیم تا نتایج بالا اتفاق بیفته.
صبر به این معنا نیست که ما روی خودمون کار کنیم کار کنیم کار کنیم و نتیجه ای رخ نده. نه به همون اندازه که داریم روی خودمون کار میکنیم نتایج رخ میده دقیقا مثل آینه ای که به اندازه ای که دستت رو تکون میدی چشمت رو میبندی و .. نتیجه رو تغییر میده. چه مثال جالبی زد استاد گفتید من روی خودم کار کردم در مسافر کشی و دیدم به اندازه ای که من روی خودم کار کردم مسافر بعدی ای که اومد سوار شد از مسافر قبلیه بهتر بود.این یعنی دقیقا به اندازه ای که ما تغییر میکنیم جهان هم زندگی ما رو تغییر میده.
یک نکته جالب دیگه ای که از صحبت های استاد یاد گرفتم این بود که چون ما روی خودمون کار میکنیم و تضادهای زندگیمون حل میشه فکر میکنیم که دیگه بسه یا خودش خوب شده یا دیگه نیازی نیست کار کنم این نتایج خودش بوجود اومده و هست و بالاخره زمانش بود که این اتفاقات بیفته و این جور فکرها. چون تضاده حل شده این فکر رو میکنیم. در صورتی که میخوایم اون تضادها تکرار نشن و تضادهای دیگه زندگیمون حل بشن باید کار کردن روی خودمون رو ادامه بدیم. برای اینکه عقب گرد نداشته باشیم باید روی خودمون هر روز کار کنیم.
من این صحبت استاد رو قبول دارم اما یک نکته ای هم میخوام این وسط اضافه کنم که شاید ما به خاطر زیاد کار کردن روی باورهامون نیاز به یک استراحت ذهنی هم داشته باشیم. یعنی وقتی مدت زیادی روی خودت کار میکنی ذهن مثل یک اسفنج میمونه که پر از آب شده هرچقدر آب بیشتری بریزی دریافت دیگه ای نداری و میگی چرا من دارم روی خودم کار میکنم اما تغییری رو حس نمی کنم و اگه این کار کردن مداوم رو با تعهد ادامه بدی و بیشتر روی خودت کار کنی ذهنت گنجایشش رو نداره داری الکی وقت هدر میدی باید یک زمان هایی رو هم بگذاری برای استراحت کردن، برای شل کردن! برای تفریح کردن، برای دوری کردن از فضای کار کردن روی ذهن. نه اینکه ورودی بد بدیم یا باورهای قدرتمند کنندمون رو تضعیف کنیم. نه. مراقب اونا که باید باشی مراقبت کانون توجهت در فضای زندگی روزمره باید باشی و از موارد نامناسب اعراض کنی ولی باید شل کنی! یک مدت شل کنی گوش دادن به فایل ها رو. باید وقتت رو بگذاری برای ارتباط با افراد مناسب، بیاد وقتت رو بگذاری برای فضای ذهن رو عوض کردن. یعنی باید فضای ذهنیت رو از کار کردن روی خودت دور کنی. یک جورایی باید رها کنی تا اسفنج ذهنیت که پر از آب شده خالی بشه و قابلیت دریافت مجدد آگاهی رو پیدا کنه. البته این در صورتی هست که فشرده و به مقدار زیاد – بمبارانی – کار کرده باشی. اگر روزی 2 الی 3 ساعت وقت بگذاری برای کار کردن تمرکزی روی خودت و در زمان های دیگه به فعالیت های مربوط به زندگیت بپردازی این فضا خود به خود ایجاد میشه و ذهنت باز هست. دقیقا مثل روزه میمونه. وقتی روزه میگیری (یا جدیدا یک روش هایی اومده که بهش میگن فست کردن که شما فکر میکنم در دوره قانون سلامتی در موردش صحبت کردید) چون چیزی نمیخوری و نمینوشی تا یک ساعت خاص معده ای که به خاطر تلاش های متداوم هضم غذا کار کرده و انرژی زیادی رو مصرف کرده فضا پیدا میکنه که استراحت کنه و این انرژی بدن بر میگرده و از طرفی هورمون های بدن هم شروع به متعادل شدن میکنن. مثلا دوپامین که مغز به عنوان پاداش ترشح میکرده بواسطه ی دریافت غذا ترشح نمیشه و سطح دوپامین بدن پایین میاد باعث میشه وقتی که موعد غذا خوردن میرسه و تو غذا میخوری از همون غذایی که دیگه لذتی ازش نمیبردی چنان لذتی دریافت کنی که کلی احساس خوب بهت بده، این به چه دلیله؟ به خاطر روزه. به خاطر فست. به خاطر گذاشتن یک فضای استراحت. مثل خواب میمونه. اگه همیشه بیدار باشیم و کار کنیم بازدهیمون صفر میشه. دیگه انرژی خلاقیت و .. از بین میره. اگه همیشه بیداری و نمیخوابی به مشکل میخوری. اگه همیشه غذا میخوری و روزه و فست نمیگیری به مشکل میخوری در طولانی مدت و لذت غذا و تعادل هورمون ها و خیلی چیزها از بین میره، اگه همیشه ورزش میکنی و استراحت و خواب و تغذیه مناسب رو رعایت نکنی به مشکل میخوری. بنابراین اگه همیشه سخت روی خودت کار میکنی و فایل توی گوشت هست و فضای استراحت در نظر نمیگیری بازدهیت صفر میشه. شاید این سوال برات بوجود اومده باشه من همیشه فایل توی گوشم هست چرا نتایج تغییر نمیکنه به خاطر اینکه تو باید فضا بدی به ذهنت. باید استراحت کنی. باید دور بشی از کار کردن روی خودت. من خودم این اشتباه رو از فایل «تغییر باورها به روش استاد عباس منش» کردم و چون استاد گفته بود باید بمباران کنی ذهنت رو همیشه هندزفری به گوش بودم و اتفاقا خیلی نتیجه هم داشت بمباران کردن ذهن اما بعد یک مدتی نتیجه معکوس میداد. انگار هر چی بیشتر تلاش میکردم که روی ذهنم کار کنم کمتر نتیجه میگرفتم. نتایج برعکس میشد و از طرفی ذهنمم به شدت مشغول میشد و نشخوار فکری پیدا کرده بودم. در صورتی که وقتی گیواپ کردم ورودی دادن مداوم رو و فضا رو گذاشتم کنار اون موقع بقیه موارد درست شد و تصمیم گرفتم که روزی 2 الی 3 ساعت وقت اختصاص بدم به کار کردن تمرکزی روی ذهنم و باقی زمانم رو بگذارم صرف مواردی که ربطی به فایل صوتی، کامپیوتر، موبایل و دنیای دیجیتال نداره و اجازه بدم اسفنج ذهنم با فعالیت های دیگه خالی بشه و اصلا فرصت عمل کردن به دانسته هام رو پیدا کنم. چون وقتی به بهانه کار کردن روی خودت میچسبی به گوشی و اینترنت و کامپیوتر از مسیر درست خارج میشی. ما به دنیا نیومدیم که پشت سر هم پشت این وسایل باشیم. ما باید هر روز برنامه پیاده روی داشته باشیم. باید هر روز برنامه ارتباط با افراد مناسب داشته باشیم. باید برنامه برای فعالیت کاری و بیزینسی داشته باشیم – که نمیدونم بگم خوشبختانه یا بگم متاسفانه خیلی از ابزارهای کاری امروزه شده کامپیوتری و ما رو میچسبونه به رایانه که این به نظرم کاملا خوب نیست – باید گاهی به خودمون فضا بدیم و از دنیای دیجیتال بزنیم بیرون و وابسته به اون نباشیم که البته سخته. اتفاقا دوره هایی در دنیا برگزار میشه به نام دوپامین دیتاکس که خیلی از فعالیت ها رو در اون در طول روز محدود میکنن مثل سوشال مدیا، غذا های شیرین خوردن، فست فود خوردن، پورن و خودارضایی، تلوزیون دیدن، موسیقی و خیلی موارد دیگه که دوپامین زیاد رو در مغز ترشح میکنه و همین کار باعث میشه که سطح دوپامین پایین بیاد و سیستم پاداش دهی مغز درست بشه. البته از نظر من خیلی از موارد دوپامین دیتاکس به صورت کلی باید از زندگی حذف بشه مثل غذاهای نامناسب، تلوزیون، گشتن بی مورد در شبکه های اجتماعی، پورن و … چون اعتیاد ایجاد میکنن و باعث افسردگی و خستگی بیشتر هم میشن. ولی همین دوره دوپامین دیتاکس باعث میشه که لذت های زندگی ما خیلی بیشتر بشه. کارهایی که دیگه برات رنگ و بویی نداشتن و عادی شده بودن بعد از دوپامین دیتاکس تبدیل به یک بخش لذت بخش در زندگیت بشن. مثلا موسیقی گوش دادن. وقتی یک مدت موسیقی گوش نمیدی و بعد از یک مدت گوش میدی خیلی لذت بیشتری ایجاد میشه و دیگه برات عادی نیست و مغز دوپامین زیادی باهاش تشرح میکنه که شاد ترت میکنه. شاید خیلی ها دوران کودکیشون رو به خوبی یاد میکنن و میگن که چقدر اون موقع حس و حال همه چیز خوب بود ولی الان کمتر شده. چرا؟ به خاطر عادی شدن سطح دوپامین در بدن هست. چون در کودکی ما تجربه استفاده از نعمت ها رو نداشتیم و تازه با اونها رو به رو شده بودیم دوپامین زیادی رو مغزمون بابت انجام اون فعالیت ها بهمون میداد. به قولی سپاسگزار تر بودیم. بابت کوچکترین چیزها لذت میبردیم و دوپامین ترشح میشد. اما بعد دیگه این نعمت ها برامون عادی شد چون همیشه بودن و دیگه اون میزان دوپامین ترشح نمیشد و به قولی حال نمیداد. اگه میخوای اون لذت زیاد قبلی رو ببری باید یک مدت اون نعمت ها رو از خودت دور کنی. دقت کردی وقتی برق یک مدت نیست و بعد از مدتی میاد چقدر سپاسگزار تر میشی و شاد تر میشی؟ یا وقتی میری کمپ و تو دل طبیعت وقتی میرسی به خونه بعد از چند روز چقدر حس لذت و سپاسگزاری بیشتر بابت همون امکانات زندگیت پیدا میکنی؟ اینها خاصیت دوپامین دیتاکس هست. دقیقا مثل فست و روزه که به تعادل زندگی کمک میکنه این موضوع هم کمک میکنه به شادی و لذت بیشتر. البته نکات زیادی داره که نمیخوام از بحث اصلی زیاد دور بشم. امیدوارم منظورم رو درست درک کرده باشید.
در ادامه ی فایل اشاره شد به اینکه قانون جهان این هست که جهان «در هر لحظه» داره به فرکانس های ارسالی ما پاسخ میده و اتفاقاتی که در آینده زندگیمون داره رخ میده (ثانیه های آینده) بوسیله کانون توجه ما در همین لحظه خلق شده بنابراین باید همواره فرکانس مناسب ارسال کنیم تا اتفاقات مناسب رخ بده و این به معنای این هست که همواره در طول زندگی باید کانون توجه رو مدیریت کنیم.
خیلی لذت بردم از صحبت های شکیبا عزیز و شعرهای قشنگش و لحن صحبت دلنشینش، امیدوارم هر جا که هستی سلامت باشی و موفق.
حالا مسئله امروز من چی هست و چه بهره ای میتونم از صحبت های استاد ببرم؟ اینکه من در موضوع مالی در کسب و کار شخصیم نتایج مالیم مطابق با انتظاراتم نیست و میگم کفاف یک زندگی معمولی رو هم نمیده و باید برم برای کسی کار کنم که حقوق خوبی میده و فرصت های شغلی زیادی که هست.. و کسب و کار فعلیم رو بگذارم کنار.. و البته به این معنا نیست که کار کردن روی خودم نتیجه نداشته. قبلا هم گفتم من نتیجه گرفتم از کار کردن روی باورهای مالیم اما نتیجه به اون اندازه ای که میخواستم نشده. دقیقا مثال گذشته استاد که گفت کار کردن روی باورهای مالیم نتایج رو مطابق انتظاراتم بهتر نکرد ولی بهتر شد. نتایج مالی فعلی من در حد دخل و خرج روزمره ام هم نیست و میگم من با این درامد نمیتونم فکر این رو بکنم که دوره های روان شناسی ثروت رو بخرم که بتونم درست و حسابی تر روی باورهام کار کنم و ظرف وجودم رو گسترش بدم. فروش پایین هست. با توجه به صحبت های استاد در این فایل به این نتیجه میرسم که من به اندازه کافی تغییر نکردم. ولی از لحاظ زمانی من واقعا زمان زیادی گذاشتم. من خیلی فایلها رو نوشتم خیلی گوش دادم و خیلی تکرار کردم و همین هم باعث شد از مدار بدهی فاصله بگیرم و به مدار سود برسم. واقعیت این هست که من قبلا در مدار بدهی بودم. ولی الان در مدار سود هستم و به بالای صفر رسیدم. مدتی هم هست که در این مدار هستم و به ثبات رسیدم. ولی خواسته هام این هست که بتونم درامد بالاتری رو تجربه کنم. جدیدا هم خیلی زیاد روی فایل های باور فراوانی، چند برابر کردن درآمد کار کردم. ازشون هم نتیجه دیدم و ثروت وارد زندگیم کرده ولی میزانش به اندازه کمترین استانداردهامم نیست و اگه همین ها رو هم کار نکنم نتیجه ای که دارم از بین میره. بنابراین باید کار کنم. الان میتونم بگم که ورودی مالی دارم و خدارو بابت همین ورودی مالی ای که دارم بسیار شاکر هستم چون قبلا همینم نبود – منظورم از زمانی که با استاد آشنا شدم هست چون قبل از استاد من کسب و کار موفقی داشتم که داستانش رو گفتم که چی شد – به نظرم این تلاش ذهنی زیاد به نظر من ارزش این مقدار ورودی مالی کم رو نداشته و من باید تغییری رو ایجاد کنم که این مسئله حل بشه. شاید بحث ترمزهاست که مانع نتایج من شده. سوال شد برام که چرا یک سری افراد از همین فایل های نتایج رشد چند برابری درامد رو میگیرن اما من نتیجه ام رشد نیم برابری فوقش هست. چطور یک فایل ثابت این نتیجه متفاوت رو ایجاد میکنه. طبق آگاهی های این فایل باید این معیار رو در نظر بگیرم که نتایج من به اندازه تغییر من بوده. دقیقا مثال آینه. اگر من دستم رو تکون بدم آینه همون موقع دستم رو تکون میده. اگه دست من رو آینه تکون نمیخوره یعنی من دستم رو تکون ندادم که نتیجه تغییر نکرده. پس باید روی باورهای مالیم کار کنم. من تمرکز بیشتری میگذارم برای کار کردن روی مباحث ثروت به صورت هدیه و برخی دوره هایی که در سایت دارم و امیدوارم هستم به بهبود نتیجه چون من دوست دارم از طریق کسب و کار شخصیم رشد کنم حقیقتا. خیلی سپاسگزار میشم از استاد عزیز که بیشتر در مورد مسائل مالی در سایت فایل بگذارن که ما ایرادات خودمون رو متوجه بشیم و روشون کار کنیم چون به اندازه ای که ما تغییر میکنیم نتایج هم تغییر میکنه و اگر نتیجه ما تغییر نکرده یعنی ایراد از ما هست و باید روی خودمون کار کنیم. سپاسگزارم.
با شکر گزاری و تمرکز بر روی تجسم روز بارانی من 3روز بارانی را در دل کویر تجربه کردم در راه باز گشت برف را دیدم که چطور همه مردم در کنارش شادی میکردند و خودم که عکس گرفتم این نتیجه کوچک وزیبا از توجه به تصویر باران وبرف بدست امد
وخواسته دیگرم رفتن به جشن یلدا بود که جور شد ودر باشگاه ورزشی جشن گرفتند در کنار دوستان که خیلی خوش گذشت خدا را سپاسگزارم
سلام بر استاد عباسمنش عزیز ک باعث شدن خیلیامون از همه جهات تغییر کنیم و مهم ترینش خودمونو پیدا کنیم، عزت نفس داشته باشیم ک استاد عزیز خدا میدونه فقط ک چ چیزایی برای شما کنار گذاشته ک بهتون بده ک ۱۰۰ درصد بهترین چیزهاس،ی موردی رو خاسم بگم اونم اینک لطفآ استاد عزیز بعضی از دوستان ک صحبت میکنن از حیطه بحث خارجن و فقط اومدن تو اون محیط ک چیزی گفته باشن!! در حالیکه اگ تک تک دوستان ب این امر واقف بشن ک اگ آمادگی لازم برای بیان مطلب و یا اگر چیزی برای گفتن دارن صحبت کنن ک بقیه دوستان ازش استفاده کنن حتی شده از ی جمله….بعضی از دوستان هم دو بار صحبت میکنن ک چی بشه !! کلاب هاوس الان همه دارن چرا ما از این تایم استفاده درست نکنیم؟! بیشتر سخنان استاد عزیز اینکه ما در شرایط بحرانی حالا چ خوب چ بد جلوی احساساتمونو بگیریم و درست رفتار کنیم، و اینم گردن اینکه من از خدا خاسم ک امروز با استاد حرف بزنم ک شد و شاید باورتون نشه!!!! یعنی چی مثلا؟؟؟
استاد عزیز ب نظر من این برنامه زمان میبره تا جاش بیوفته ک دوستانی ک واقعآ حرفی دارن بیان جلو و گرنه کله اعضای سایت باید بریزن اونجا…
ب نظر من مثل استاد رفتار کنیم، سر بزنگاه تصمیم درست بگیریم و تفاوت کاری ک نفس دستور میده با الهام رو درک کنیم.
استاد گرامی ممنون میشم ی برنامه در مورد نفس و الهام صحبت کنید و تفاوت اینارو ب هممون بگین
من آنقدر آدمها را برای خودم بزرگ کردم که دیگه حریف هیچ کسی نمیشدم همه می خواستند یه ادای دینی به من داشته باشند چون خودم ساخته بودم چون عامل اصلی خودم بودم
من با دوره های استاد اومدم آدمها را کم کم در ذهنم حذف کردم یعنی هیچ کسی در ذهنم نبود خودم بودم و خدای خودم که اون تمرکز اصلی که در روانشناسی ثروت یک استاد تاکید دارند خیلی منو منقلب کرد
بعد دیدم تکامل را طی نکردم دارم چحدو لگد می خورم.
اومدم روی فایل ها دوباره کار کردم
دیدم تند رفتم دور تند را گذاشتم و اومدم باز هم با هدایت الله مهربانم آروم آروم آدمها را در ذهنم کمرنگ تر از قبل کردم و دیدم اوضاع خیلی بهتر شد
همیشه باید حواسم به تکاملم باشد
من چون دارم روی خودم کار می کنم آدمهای جدیدی هم باهام می خواهند ارتباط بگیرند چون من تغییر کردم ولی من حواسم نبود که یه کم تأمل کنم ببینم این آدم کیه که با من می خواهد ارتباط داشته باشداین بود که من با همه ارتباط داشتم حالا
آدمهای قبلی که در مدار همدیگه نبودیم حرف شدن و اینها آمده بودند
در صورتیکه هنوز من دو درصد تغییر کرده بودم
تغییرات وسیع نبود
من طبق باورهای نامحدود قبلیم هنوز جای کار داشتم ولی ذهنیتم آدمهای جدید را می آورد ولی
خیلی مدار پایین بود
این بود که دفعه ی بعد یه کم تأمل کردم یه کم صبر کردم تا ببینم این آدم کیه کجاست و بعد بخواهم باهاش ارتباط بگیرم
من جای کار داشتم و اون طرف و اون افراد مصمم و محکم و پایبند به اون اعتقادات و رفتارهای خودشون…..
باز هم هدایت از خداوند خواستم و دوباره فایل های عزت نفس و تمرینات را از اول به دوم به سوم به چهارم وووو به آخر از آخر به اول ووووو
ادامه و ادامه
و خدا را صد هزار مرتبه شکر الآن کلا آدمهای سمی
آدمهایی که اصلاً ما باهم همدار نبودیم
اونها یک طرف من هم یک طرف
اصلأ اونها دوست داشتن غیبت کنند ولی حالا من دوست نداشتم
اونها دوست داشتن با هم بروند خرید و من دوست نداشتم و من نمی رفتم بعد که می اومدن اونقدر خرید کرده بودن ولی ناراضی بودن و حسرت اینکه کاش نرفته بودیم
وووو
میگم ناآگاهانه با بقیه ارتباط می گرفتم
وای الآن خدا را صد هزار مرتبه شکر حواسم هست این خانم این آقا اصلأ طرز فکری که دارد و دارد می گوید و محکم سر حرفش ایستاده است آیا من دوست دارم آیا من علاقه به این ارتباط دارم …..
همیشه می گفتم ایراد از منه ایراد از خودمه ولی به جایی رسیدم که به خودم گفتم درسته ایراد دارم درسته بی نهایت ایراد دارم ولی این دلیل نمیشود که هر کسی هم چون من ایراد دارم و ضعف دارم بخواهد من را راهنمایی کند منو ارشاد کند
من خودم می دانم ضعف های شخصیتی زیادی دارم ولی ازم روی خودم کار می کنم و موقعیت خودمو دارم تغییر می دهم
این نباشد که هر کسی چون من ضعف دارم بخواهد
منو همسیر خودش کند
من ضعف دارم این درست ولی این خانم یا آقا هم
خودش را باید واکاوی کند
چون من ضعف دارم اینها میخواستند من را در مسیر خودشون ببرند
این غلط بود
من دوست نداشتم
حالا اگر مسیر درست بود می گفتم خب مسیر درست است ولی می دیدم چه جنگ های با خودشون با خانواده ووو دارند حالا می خواهند منو ارشاد کنند
نتیجه اینکه هیچ وقت خودمو بازیچه ی هیچ کسی نکنم با این باور که من ضعف دارم بزار لااقل با اینها همراه شوم این طرز فکر خوشی برای من نداشت و ندارد
میگم من عزت نفس را اونقدر کار کردم که کلا کلا و کلا همه حذف شدن
مگر اینکه خودم با دست خودم دوباره بهشون زنگ بزنم و بخواهم مثلاً یه جورایی وانمود کنم که من آدم خوبی هستم من ایرادی ندارم من مشکلی با شماها ندارم
من در دوره ی دوازده قدم بودم کلا آدمها حذف شدن ولی من دوباره خودم بعد از مدتی نمی دانم چرا و علتش هم برام نامعلوم است دوباره به همشون زنگ زدم و جویای حالشون شدم
اصلأ خودشون شاخ در آورده بودن
چون ما ماه ها بود اصلا نه کار به هم دیگه داشتیم و نه خبری از هم داشتیم
ولی من دوباره ارتباط باهاشون گرفتم حالا اونها
در برابر من جبهه می گرفتن
بزرگترها می خواستن وانمود کنند که کسی در بن بین منظوری ندارد ….
دوباره الان اونقدر روی خودم کار کردم و زمان
گذاشتم می خواستم دوباره باهاشون ارتباط برقرار کنم ولی یه دعوایی با خودم کردم و گفتم بابا عزیز من اونها خودشون هم باور کردن که ما با هم نیستیم
ما با هم دوست نیستیم
ما با هم رابطه ای نداریم
مه چی که می خواهی دوباره باهاشون ارتباط برقرار کنی…..
چقدر ضعف ها و کمبودها باعث عقب کردهای من میشود
چه من بروم و چه نروم چه زنگ بهشون بزنم چه نزنم اگر در مواقعی یادشون کردم و از جلو چشمم پس نرفتن من به نیکی ازشون یاد کنم برای خودم برای موفقیت های خودم و نه کس دیگه ای
منطقی کردن ذهن هم تکامل می خواهد
منطق کردن ذهن هم ایمان می خواهد
پشتکار می خواهد
من ایراد از کسی نمی گیرم
من خودم هستم
هر کسی با هر نگاه و دیدگاهی که دارد داشته باشد
من این هستم
اینها را همه را به خودم گفتم تا دیگر به طرز فکر های قبلی بر نگردم
مادرم در فرکانس من نیست حالا پشت سر هم تماس دارم باهاش آخه عزیز من ما در مدار همدیگه نیستیم چه ارتباطی چه زنگ زدنی ….
صبح تا شب میگه کمرم دلم پاهام دستم همه درد می کند حالا من چیکار می تونم بکنم از دست من کاری بر نمیآید….
بعضی از آدمها را حذف کردم بعضی از آدمها هم منو حذف کردن و این خیلی خوبه و عالیه
نمیدونم چرا حس خوبی در مورد این کلمه نداشتم ،وحالا دارم متوجه میشم چرا
چون باورهای جامعه این را به ما القا کرده که صبر یعنی مدت طولانی منتظر بودن
و حالا متوجه شدم این صبر ذره ذره با تغییر ما شکل میگیره
درسته که نیاز به تکامل داره این صبر کردن ما ودرست عمل کردنمون،
ولی همون لحظه که تغییر کنیم جهان ما هم تغییر میکنه
وصبر به معنای امید و کارکردن تا رسیدن به مدارهای بالاتره، در حالیکه همون لحظه هم نتایج کوچک را میبینیم.
ما نمیتونیم از پله ی اولین به پله ی دهم یا بالاتر بریم این صبر یعنی تکامل و در دل این صبر از همان لحظه جوانه های کوچک زیبا رویش کرده است و با توجه و نگهداری و مراقبت این جوانه ها تبدیل به درختان تنومند میشود.
اولین نکته ای که میخواهم بگم اینه منم طول مسیر یه مدت تقریبا کوتاه از کارکرد روی خودم سست شدم اما نه اینکه کاملا رها کنم و واقعا درک کردم و با چشم بیناتر دیدم که رفتار و جهان اطراف منم تغییر کرد حالا تغییر جهان اطراف ما از ارتباط با آدمها گرفته تا تجربه های زندگیمون و نتیجه درآمد،آرامش و ….
حالا چه منفی چه مثبت
من به یه موضوعی همین دیروز داشتم فکر میکردم وقتی ما آدمها در بعضی مواقع آگاهی کمتری داریم احساس ندونستن باعث میشه ما بهتر و متعهدتر به آموزه ها عمل کنیم چونکه گوش سپرده تریم اما ممکنه بعضی هامون با داشتن آگاهی و اطلاعات بیشتر باعث بشه بازم در تله شیطان گیر کنیم که من میدونم و چونکه فکرمیکنیم میدونیم و میگیم خب من که الان میدونم ولی چرا اتفاقات مورد علاقه من رخ نمیده،،من که این همه دانستی و آگاهی ذهنی دارم پس چرا اتفاقات دلخواهم رخ نمیده ،همین میشه یه سد بزرگی جلو راهمون
خب منی که دارم اینارو میگم چونکه بنده خودم در یه شغلی که قبلا مشغول بودم تا زمانی که احساس میکردم هیچی نمیدونم و با احساس ایمان،انگیزه و پاگذاشتن در دل ترسهای اون موقعیت های کاری پا میذاشتم یه عالمه پیشرفت و نتایج خوب کسب میکردم اما از زمانی که یه خورده بیشتر یاد گرفتم و احساس میکردم بیشتراز قبل میدونم و اون انگیزهای قبل رو نداشتم دیگه اون نتایج همیشه دلخواه هم رو نداشتم چونکه اون احساس قبلی رو نداشتم تازه بعداز مدتها همین چندماه قبل فهمیدم دلیل اصلی پیشرفت و پسرفتم چی بوده
اما درنهایت اون کار مورد علاقم نبود گذاشتمش کنار و مدتهاست که فقط به رشته مورد علاقه خودم فعالم،،
استاد وقتی مثال زیدان رو زدی انگار یه جورایی احساس کردم که منم قبل از اینکه به اهداف و رویاهام برسم باید اون دیدگاه و باورهای بزرگ رو در خودم درست کنم و بسازم
یا این نکته که ما هرچقدر تغییر کنیم جهان هم تغییر میکنه اینو من پریروز هم خیلی خوب تجربه کردم و همین دیشب وقتی داشتم تمرکزی روی خودم کار میکردم همون لحظه یه ایده خوب و ساده در موضوع کارم اومد به ذهنم و واقعا دیشب هم خیلی بهتراز روز قبل این موضوع سریع العجاب رو درک کردم،،
و استاد مثال آینه رو زدی خیلی مفید و آموزنده بود برام
که ما باید اینقدر از تغییرات کوچک رو جلو آینه انجام بدیم که همون لحظه نتیجه های کوچک رو ببینیم تا با تکرار این نتایج کوچک منجر به نتایج های بزرگتر بشه مانند همین آینه وقتی ما یه حرکت یه قیافه یه تمرین رو جلو آینه مدام تمرین کنیم همون لحظه واکنش جهان اطرافمون رو میبینیم
اما نتایج بزرگتر و دلخواه رو بعداز مدتی انجام دادن خواهیم دید مانند مقایسه عکسهای قبل خودمون و تصویر الان جلو آینه،،
وقتی آدم کمی عمیق تر به کارکرد خودش و جهان میندازه بهتر میفهمه که همونطور تا قبل از رسیدن به خیلی از خواسته ها و اهداف کارش دشواره همونطور هم میتونه بعداز رسیدن یسری از اهداف و خواسته ها هم کارش کمی دشوار بشه چونکه دیگه از یسری تضادها گذشته دیگه باید خیلی از انگیزه هارو آگاهانه برا خودش ایجاد کنه،،
من از دیشب که واکنش جهان رو به خودم دیدم پس امروز با تعهد بیشتری به تغییر خودم ادامه میدم
آرزوی سلامتی و خوشبختی و پیشرفت رو برا همگی دارم همیشه منتظر نتایج عالیتون هستم و در پایان تحسین میکنم چنین استادی رو که همیشه تلاش برا پیشرفت بیشتر و سیری ناپذیره شاید این جمله بظاهر ساده باشه اما برا من به اندازه کهکشانها ارزش داره چونکه وقتی بهش فکرمیکنی خیلی بهتر معنای زیبایی و پیشرفت در کل کیهان و قصد پروردگار رو درک میکنی،،،،
سلام خدای نازم خدایی که تو لحظه اجابت میکنی به شرط ایمان به شرط پاکی دل
استاد عزیزم قطب نمای واقعی زندگی من ومریم شایسته عزیز سلام ودرود فراوان
وقتی دوست عزیز داشتن صحبت میکردن مقاومتهای ذهن من هی میگفت چیزی رو بگو که استاد گفت وتا اخر صحبتشون فکر کردم باز هم اون مطلب اصلیه رو نگفت اما اما اما خدایا چطور استاد از دل این صحبت به ظاهر پرت از موضوع عجب اصل واساسی رو گفتن اصلی که من به عینه امروز لمس کردم ذر حالی که نمیدونستم اقا این کل موضوع هست که تا تو تغییر میکنی بلافاصله دنیات عوض میشه همون موقع به اندازه ی تغییر باور تو جهانت تغییر خواهد کرد و دنیا صبر نمیکنه بعداااا نتیجه بهت بده خدایااا به قول شما عباسمنشی ها چه کدی چه کدی رو استاد گفت که نمیدونم اولین بار میشنوم یا چون توی مدارش نبودم تا حالا این موضوع رو نگرفته بودم
خدایااا من دو سه روزه درباره ی خودم بیشتر میخام وامروز فوراا دوتا نشونه اومد که اولی طبق فایل قبلی که استاد راجع به حسادت مفید صحبت میکرد دقیقا تا موفقیت یه نفر رو شنیدم از کجا به کجا اول حسودیم شد از نوع مخربش بعد یهو با یه تلنگر جالب خدااا یادم اورد اره ه اون تونسته برا من راحت تر سریعتر وگسترده تر انجام میشه واتفاقا نشونه هست برا درخواست جدیدی که دو سهروزه دارم توحیدی بهش فکر میکنم
وقبل این فایل یه نشونه ی دیگه در راستای خواستم دیدم اومدم توسایت دیدم خدایااا استاد داره راز بزرگ تغییر باورها رو میگه. دقیقا نکته ای که تا حالا باعث شده فکر کردم رو خودم تو خیلی زمینه ها دارم کار میکنم اصلا هیچ تغییر باور مفید وسازند ه ای نبوده بلکه درجا میزدم فکر میکردم دارم تکاملم رو طی میکنم
استاد فوق العاده ای
کمتر از دوساله با قانون جذب با شما واساتید ومتدهای موفقیت دیگه اشنا شدم ولی هر روز که میگذره بیشر وملموس تر فهمیدم فهمیدم که این استاد عباسمنش من واقعا پیشتازی هست که بقیه حالاحالا ها مونده به. عمق فهم ودرک قانون برسن هر سری واضح تر میشه که استاد میگه دنبال راه میانبر نگردید از تجربه واگاهی وعلمش هست که میگه هنوز بقیه دارن با ازمون وخطا پیش میرن ولی استاد عزیزم همه ی اضافی های مسیر وشناسایی کرده و اصل مطلب رو شسته ورفته اقا داره بهت میگه مخصوصا معنای واقعی صبر رو امروز باز کردن پس بزنیم تو دل جاده که این ته تهش هست فوق العاده ای استاد دمت گرم
سلام استاد عزیزم
چقدر توضیحات زیبایی دادید استاد جان
خصوصا مثال خوبی که جهان رو مانند آینه تشبیه کردید
و توضیحاتتون در مورد اینکه هر روز کلی برنامه برای زندگیتون دارید که سه ما تلویزیون روشن نشده چونکه هر روز توی این فکر هستید که چکار بکنم همه چیز بهتر بشود و ایده هاتون رو عملی می کنید و هر روز حرکت می کنیم و عمل می کنید مسافرت مس روید نظافت می کنید زیبا سازی می کنید فایل ضبط می کنید روی باور هاتون کار می کنید و …
من هم الان هر روز برای خودم کلی برنامه دارم که بهشون عمل می کنم و روزی که بیکار بشینم اصلا انگار زندگی نکردم
حرکت می کنم و بهبود می بخشم به همه چیز و هر روز حرکت می کنم
احسام رو کنترل می کنم و روی باور هام کار می کنم
زندگی گلستان و عالی می شود
جدیدا شرایط کاری خوبی که مد نظرم بود رو جذب کردم
کارم ساده تر و عالی تر و نتیجه بخش تر شده
در نهایت سپاسگزارم از استاد عزیز و مریم خانم شایسته گل برای تمامی فایل های عالی و با کیفیت و پر محتوا❤❤❤
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی بزرگوار
خدایا شکرت که اینجا هستم و خدایا شکرت که میتوانم بیشتر روی خودم کار کنم و بخوانم و بنویسم
نادیده گرفتن نتایج که من نمیخواهم اسم بزرگ وکوچک روی اونها بگذارم چون همون به ظاهر کوچک ها هم در زمان خودشون نتیجه بزرگی بودند ولی وقتی مدتی میگذره یا به دستش میاریم ذهن دست به کار میشه و میگه حالا معلوم بود که میبایست اینجوری بشه یا این که چیزی نیست پس از این همه کار کردن روی خودت.
پس نه باید غافل باشیم نه بی انگیزه و نه حرص داشته باشیم چون دقیقا همون لحظه که داریم روی خودمون کار میکنیم و با افکارمون توی ذهنمان بازی میکنیم درواقع داریم هدایت میشیم به سمت یک نتیجه و حالا اون نتیجه میتونه خوب باشه یانباشه خواسته باشه یا ناخواسته و این میشه بما کسبت ایدیهم آنچه از پیش فرستاده ایم.
پس هرچه بیشتر روی خودمون کارکنیم وبتونیم باورهای مناسب رو جایگزین باورهای مخرب ذهنمان کنیم هرچه تمرکز داشته باشیم و هرچه کنترل کنیم ورودیها رو که چی داریم به خورد ذهنمان میدیم مدارها تغییر کند و تکامل طی میشود بنابراین اشکال نداره اگر برای کنترل ذهن سرمون درد بگیره خسته بشیم یا مدتی احساس خستگی کنیم به هرحال به قول استاد از بیل زدن راحت تره. و همه چیز کنترل ذهن هست که باید این کنترل ذهن رو فریاد زد.فریاد زد که چقدر مهم هست و چقدر تعیین کننده.
شاد باشید و تندرست ثروتمند در دنیا وآخرت
سلام خدمت استاد گرامی و مریم جان شایسته عزیز. سلام خدمت دوستان عزیزم در سایت.
نکته ای که این فایل داشت این هست که ما به اندازه ای که تغییر میکنیم جهان هم به همون اندازه نتایج ما رو تغییر میده. یعنی به اندازه ای که از نظر فرکانسی و باوری و سپس عملکردی تغییر میکنیم جهان هم به همون اندازه نتایج ما رو تغییر میده. اگر یک ذره تغییر کنیم جهان به اندازه ی همون یک ذره نتایج ما رو تغییر میده. اگر خیلی تغییر کنیم جهان هم خیلی نتایج ما رو تغییر میده و نکته اینجاست که ما یک دفعه نمیتونیم خیلی تغییر کنیم و به مرور با ادامه مسیر تغییرات بزرگ رخ میده. مثلا درآمد در حال افزایش هست اما شاید با انتظارات ما نخونه ولی اگه میخوایم به درآمد بالاتر برسیم باید باورها رو تغییر بدیم تا نتایج بالا اتفاق بیفته.
صبر به این معنا نیست که ما روی خودمون کار کنیم کار کنیم کار کنیم و نتیجه ای رخ نده. نه به همون اندازه که داریم روی خودمون کار میکنیم نتایج رخ میده دقیقا مثل آینه ای که به اندازه ای که دستت رو تکون میدی چشمت رو میبندی و .. نتیجه رو تغییر میده. چه مثال جالبی زد استاد گفتید من روی خودم کار کردم در مسافر کشی و دیدم به اندازه ای که من روی خودم کار کردم مسافر بعدی ای که اومد سوار شد از مسافر قبلیه بهتر بود.این یعنی دقیقا به اندازه ای که ما تغییر میکنیم جهان هم زندگی ما رو تغییر میده.
یک نکته جالب دیگه ای که از صحبت های استاد یاد گرفتم این بود که چون ما روی خودمون کار میکنیم و تضادهای زندگیمون حل میشه فکر میکنیم که دیگه بسه یا خودش خوب شده یا دیگه نیازی نیست کار کنم این نتایج خودش بوجود اومده و هست و بالاخره زمانش بود که این اتفاقات بیفته و این جور فکرها. چون تضاده حل شده این فکر رو میکنیم. در صورتی که میخوایم اون تضادها تکرار نشن و تضادهای دیگه زندگیمون حل بشن باید کار کردن روی خودمون رو ادامه بدیم. برای اینکه عقب گرد نداشته باشیم باید روی خودمون هر روز کار کنیم.
من این صحبت استاد رو قبول دارم اما یک نکته ای هم میخوام این وسط اضافه کنم که شاید ما به خاطر زیاد کار کردن روی باورهامون نیاز به یک استراحت ذهنی هم داشته باشیم. یعنی وقتی مدت زیادی روی خودت کار میکنی ذهن مثل یک اسفنج میمونه که پر از آب شده هرچقدر آب بیشتری بریزی دریافت دیگه ای نداری و میگی چرا من دارم روی خودم کار میکنم اما تغییری رو حس نمی کنم و اگه این کار کردن مداوم رو با تعهد ادامه بدی و بیشتر روی خودت کار کنی ذهنت گنجایشش رو نداره داری الکی وقت هدر میدی باید یک زمان هایی رو هم بگذاری برای استراحت کردن، برای شل کردن! برای تفریح کردن، برای دوری کردن از فضای کار کردن روی ذهن. نه اینکه ورودی بد بدیم یا باورهای قدرتمند کنندمون رو تضعیف کنیم. نه. مراقب اونا که باید باشی مراقبت کانون توجهت در فضای زندگی روزمره باید باشی و از موارد نامناسب اعراض کنی ولی باید شل کنی! یک مدت شل کنی گوش دادن به فایل ها رو. باید وقتت رو بگذاری برای ارتباط با افراد مناسب، بیاد وقتت رو بگذاری برای فضای ذهن رو عوض کردن. یعنی باید فضای ذهنیت رو از کار کردن روی خودت دور کنی. یک جورایی باید رها کنی تا اسفنج ذهنیت که پر از آب شده خالی بشه و قابلیت دریافت مجدد آگاهی رو پیدا کنه. البته این در صورتی هست که فشرده و به مقدار زیاد – بمبارانی – کار کرده باشی. اگر روزی 2 الی 3 ساعت وقت بگذاری برای کار کردن تمرکزی روی خودت و در زمان های دیگه به فعالیت های مربوط به زندگیت بپردازی این فضا خود به خود ایجاد میشه و ذهنت باز هست. دقیقا مثل روزه میمونه. وقتی روزه میگیری (یا جدیدا یک روش هایی اومده که بهش میگن فست کردن که شما فکر میکنم در دوره قانون سلامتی در موردش صحبت کردید) چون چیزی نمیخوری و نمینوشی تا یک ساعت خاص معده ای که به خاطر تلاش های متداوم هضم غذا کار کرده و انرژی زیادی رو مصرف کرده فضا پیدا میکنه که استراحت کنه و این انرژی بدن بر میگرده و از طرفی هورمون های بدن هم شروع به متعادل شدن میکنن. مثلا دوپامین که مغز به عنوان پاداش ترشح میکرده بواسطه ی دریافت غذا ترشح نمیشه و سطح دوپامین بدن پایین میاد باعث میشه وقتی که موعد غذا خوردن میرسه و تو غذا میخوری از همون غذایی که دیگه لذتی ازش نمیبردی چنان لذتی دریافت کنی که کلی احساس خوب بهت بده، این به چه دلیله؟ به خاطر روزه. به خاطر فست. به خاطر گذاشتن یک فضای استراحت. مثل خواب میمونه. اگه همیشه بیدار باشیم و کار کنیم بازدهیمون صفر میشه. دیگه انرژی خلاقیت و .. از بین میره. اگه همیشه بیداری و نمیخوابی به مشکل میخوری. اگه همیشه غذا میخوری و روزه و فست نمیگیری به مشکل میخوری در طولانی مدت و لذت غذا و تعادل هورمون ها و خیلی چیزها از بین میره، اگه همیشه ورزش میکنی و استراحت و خواب و تغذیه مناسب رو رعایت نکنی به مشکل میخوری. بنابراین اگه همیشه سخت روی خودت کار میکنی و فایل توی گوشت هست و فضای استراحت در نظر نمیگیری بازدهیت صفر میشه. شاید این سوال برات بوجود اومده باشه من همیشه فایل توی گوشم هست چرا نتایج تغییر نمیکنه به خاطر اینکه تو باید فضا بدی به ذهنت. باید استراحت کنی. باید دور بشی از کار کردن روی خودت. من خودم این اشتباه رو از فایل «تغییر باورها به روش استاد عباس منش» کردم و چون استاد گفته بود باید بمباران کنی ذهنت رو همیشه هندزفری به گوش بودم و اتفاقا خیلی نتیجه هم داشت بمباران کردن ذهن اما بعد یک مدتی نتیجه معکوس میداد. انگار هر چی بیشتر تلاش میکردم که روی ذهنم کار کنم کمتر نتیجه میگرفتم. نتایج برعکس میشد و از طرفی ذهنمم به شدت مشغول میشد و نشخوار فکری پیدا کرده بودم. در صورتی که وقتی گیواپ کردم ورودی دادن مداوم رو و فضا رو گذاشتم کنار اون موقع بقیه موارد درست شد و تصمیم گرفتم که روزی 2 الی 3 ساعت وقت اختصاص بدم به کار کردن تمرکزی روی ذهنم و باقی زمانم رو بگذارم صرف مواردی که ربطی به فایل صوتی، کامپیوتر، موبایل و دنیای دیجیتال نداره و اجازه بدم اسفنج ذهنم با فعالیت های دیگه خالی بشه و اصلا فرصت عمل کردن به دانسته هام رو پیدا کنم. چون وقتی به بهانه کار کردن روی خودت میچسبی به گوشی و اینترنت و کامپیوتر از مسیر درست خارج میشی. ما به دنیا نیومدیم که پشت سر هم پشت این وسایل باشیم. ما باید هر روز برنامه پیاده روی داشته باشیم. باید هر روز برنامه ارتباط با افراد مناسب داشته باشیم. باید برنامه برای فعالیت کاری و بیزینسی داشته باشیم – که نمیدونم بگم خوشبختانه یا بگم متاسفانه خیلی از ابزارهای کاری امروزه شده کامپیوتری و ما رو میچسبونه به رایانه که این به نظرم کاملا خوب نیست – باید گاهی به خودمون فضا بدیم و از دنیای دیجیتال بزنیم بیرون و وابسته به اون نباشیم که البته سخته. اتفاقا دوره هایی در دنیا برگزار میشه به نام دوپامین دیتاکس که خیلی از فعالیت ها رو در اون در طول روز محدود میکنن مثل سوشال مدیا، غذا های شیرین خوردن، فست فود خوردن، پورن و خودارضایی، تلوزیون دیدن، موسیقی و خیلی موارد دیگه که دوپامین زیاد رو در مغز ترشح میکنه و همین کار باعث میشه که سطح دوپامین پایین بیاد و سیستم پاداش دهی مغز درست بشه. البته از نظر من خیلی از موارد دوپامین دیتاکس به صورت کلی باید از زندگی حذف بشه مثل غذاهای نامناسب، تلوزیون، گشتن بی مورد در شبکه های اجتماعی، پورن و … چون اعتیاد ایجاد میکنن و باعث افسردگی و خستگی بیشتر هم میشن. ولی همین دوره دوپامین دیتاکس باعث میشه که لذت های زندگی ما خیلی بیشتر بشه. کارهایی که دیگه برات رنگ و بویی نداشتن و عادی شده بودن بعد از دوپامین دیتاکس تبدیل به یک بخش لذت بخش در زندگیت بشن. مثلا موسیقی گوش دادن. وقتی یک مدت موسیقی گوش نمیدی و بعد از یک مدت گوش میدی خیلی لذت بیشتری ایجاد میشه و دیگه برات عادی نیست و مغز دوپامین زیادی باهاش تشرح میکنه که شاد ترت میکنه. شاید خیلی ها دوران کودکیشون رو به خوبی یاد میکنن و میگن که چقدر اون موقع حس و حال همه چیز خوب بود ولی الان کمتر شده. چرا؟ به خاطر عادی شدن سطح دوپامین در بدن هست. چون در کودکی ما تجربه استفاده از نعمت ها رو نداشتیم و تازه با اونها رو به رو شده بودیم دوپامین زیادی رو مغزمون بابت انجام اون فعالیت ها بهمون میداد. به قولی سپاسگزار تر بودیم. بابت کوچکترین چیزها لذت میبردیم و دوپامین ترشح میشد. اما بعد دیگه این نعمت ها برامون عادی شد چون همیشه بودن و دیگه اون میزان دوپامین ترشح نمیشد و به قولی حال نمیداد. اگه میخوای اون لذت زیاد قبلی رو ببری باید یک مدت اون نعمت ها رو از خودت دور کنی. دقت کردی وقتی برق یک مدت نیست و بعد از مدتی میاد چقدر سپاسگزار تر میشی و شاد تر میشی؟ یا وقتی میری کمپ و تو دل طبیعت وقتی میرسی به خونه بعد از چند روز چقدر حس لذت و سپاسگزاری بیشتر بابت همون امکانات زندگیت پیدا میکنی؟ اینها خاصیت دوپامین دیتاکس هست. دقیقا مثل فست و روزه که به تعادل زندگی کمک میکنه این موضوع هم کمک میکنه به شادی و لذت بیشتر. البته نکات زیادی داره که نمیخوام از بحث اصلی زیاد دور بشم. امیدوارم منظورم رو درست درک کرده باشید.
در ادامه ی فایل اشاره شد به اینکه قانون جهان این هست که جهان «در هر لحظه» داره به فرکانس های ارسالی ما پاسخ میده و اتفاقاتی که در آینده زندگیمون داره رخ میده (ثانیه های آینده) بوسیله کانون توجه ما در همین لحظه خلق شده بنابراین باید همواره فرکانس مناسب ارسال کنیم تا اتفاقات مناسب رخ بده و این به معنای این هست که همواره در طول زندگی باید کانون توجه رو مدیریت کنیم.
خیلی لذت بردم از صحبت های شکیبا عزیز و شعرهای قشنگش و لحن صحبت دلنشینش، امیدوارم هر جا که هستی سلامت باشی و موفق.
حالا مسئله امروز من چی هست و چه بهره ای میتونم از صحبت های استاد ببرم؟ اینکه من در موضوع مالی در کسب و کار شخصیم نتایج مالیم مطابق با انتظاراتم نیست و میگم کفاف یک زندگی معمولی رو هم نمیده و باید برم برای کسی کار کنم که حقوق خوبی میده و فرصت های شغلی زیادی که هست.. و کسب و کار فعلیم رو بگذارم کنار.. و البته به این معنا نیست که کار کردن روی خودم نتیجه نداشته. قبلا هم گفتم من نتیجه گرفتم از کار کردن روی باورهای مالیم اما نتیجه به اون اندازه ای که میخواستم نشده. دقیقا مثال گذشته استاد که گفت کار کردن روی باورهای مالیم نتایج رو مطابق انتظاراتم بهتر نکرد ولی بهتر شد. نتایج مالی فعلی من در حد دخل و خرج روزمره ام هم نیست و میگم من با این درامد نمیتونم فکر این رو بکنم که دوره های روان شناسی ثروت رو بخرم که بتونم درست و حسابی تر روی باورهام کار کنم و ظرف وجودم رو گسترش بدم. فروش پایین هست. با توجه به صحبت های استاد در این فایل به این نتیجه میرسم که من به اندازه کافی تغییر نکردم. ولی از لحاظ زمانی من واقعا زمان زیادی گذاشتم. من خیلی فایلها رو نوشتم خیلی گوش دادم و خیلی تکرار کردم و همین هم باعث شد از مدار بدهی فاصله بگیرم و به مدار سود برسم. واقعیت این هست که من قبلا در مدار بدهی بودم. ولی الان در مدار سود هستم و به بالای صفر رسیدم. مدتی هم هست که در این مدار هستم و به ثبات رسیدم. ولی خواسته هام این هست که بتونم درامد بالاتری رو تجربه کنم. جدیدا هم خیلی زیاد روی فایل های باور فراوانی، چند برابر کردن درآمد کار کردم. ازشون هم نتیجه دیدم و ثروت وارد زندگیم کرده ولی میزانش به اندازه کمترین استانداردهامم نیست و اگه همین ها رو هم کار نکنم نتیجه ای که دارم از بین میره. بنابراین باید کار کنم. الان میتونم بگم که ورودی مالی دارم و خدارو بابت همین ورودی مالی ای که دارم بسیار شاکر هستم چون قبلا همینم نبود – منظورم از زمانی که با استاد آشنا شدم هست چون قبل از استاد من کسب و کار موفقی داشتم که داستانش رو گفتم که چی شد – به نظرم این تلاش ذهنی زیاد به نظر من ارزش این مقدار ورودی مالی کم رو نداشته و من باید تغییری رو ایجاد کنم که این مسئله حل بشه. شاید بحث ترمزهاست که مانع نتایج من شده. سوال شد برام که چرا یک سری افراد از همین فایل های نتایج رشد چند برابری درامد رو میگیرن اما من نتیجه ام رشد نیم برابری فوقش هست. چطور یک فایل ثابت این نتیجه متفاوت رو ایجاد میکنه. طبق آگاهی های این فایل باید این معیار رو در نظر بگیرم که نتایج من به اندازه تغییر من بوده. دقیقا مثال آینه. اگر من دستم رو تکون بدم آینه همون موقع دستم رو تکون میده. اگه دست من رو آینه تکون نمیخوره یعنی من دستم رو تکون ندادم که نتیجه تغییر نکرده. پس باید روی باورهای مالیم کار کنم. من تمرکز بیشتری میگذارم برای کار کردن روی مباحث ثروت به صورت هدیه و برخی دوره هایی که در سایت دارم و امیدوارم هستم به بهبود نتیجه چون من دوست دارم از طریق کسب و کار شخصیم رشد کنم حقیقتا. خیلی سپاسگزار میشم از استاد عزیز که بیشتر در مورد مسائل مالی در سایت فایل بگذارن که ما ایرادات خودمون رو متوجه بشیم و روشون کار کنیم چون به اندازه ای که ما تغییر میکنیم نتایج هم تغییر میکنه و اگر نتیجه ما تغییر نکرده یعنی ایراد از ما هست و باید روی خودمون کار کنیم. سپاسگزارم.
با نام الله باسلام برهمگی
با شکر گزاری و تمرکز بر روی تجسم روز بارانی من 3روز بارانی را در دل کویر تجربه کردم در راه باز گشت برف را دیدم که چطور همه مردم در کنارش شادی میکردند و خودم که عکس گرفتم این نتیجه کوچک وزیبا از توجه به تصویر باران وبرف بدست امد
وخواسته دیگرم رفتن به جشن یلدا بود که جور شد ودر باشگاه ورزشی جشن گرفتند در کنار دوستان که خیلی خوش گذشت خدا را سپاسگزارم
به نام خدای مهربونم
من چند روز با شکرگزاری احساسم بطور شگفت انگیز خوب میشد ، از بابت پولی که خداوند بهم داده بود هر چند کم سپاسگزاری میکردم
الان حسم گفت خب اگر نتیجه گرفتی محکم تر قدم بردار این یک نشونه هست
چند روز بعد من دیدم نعمت هام داره بیشتر میشه مثل خوراک روزانه و پولی که در حسابمه داره بیشتر میشه بطوری که من اصلا نمیفهمم چطور اما بیشتر میشه.
قلبم باز تر شده شکرگزاری باعث شد من فرکانس های نعمت و اتفاقات خوب جذب کنم
امیدوارم بتونم هروز بهتر بتونم شکرگزار باشم
سلام بر استاد عباسمنش عزیز ک باعث شدن خیلیامون از همه جهات تغییر کنیم و مهم ترینش خودمونو پیدا کنیم، عزت نفس داشته باشیم ک استاد عزیز خدا میدونه فقط ک چ چیزایی برای شما کنار گذاشته ک بهتون بده ک ۱۰۰ درصد بهترین چیزهاس،ی موردی رو خاسم بگم اونم اینک لطفآ استاد عزیز بعضی از دوستان ک صحبت میکنن از حیطه بحث خارجن و فقط اومدن تو اون محیط ک چیزی گفته باشن!! در حالیکه اگ تک تک دوستان ب این امر واقف بشن ک اگ آمادگی لازم برای بیان مطلب و یا اگر چیزی برای گفتن دارن صحبت کنن ک بقیه دوستان ازش استفاده کنن حتی شده از ی جمله….بعضی از دوستان هم دو بار صحبت میکنن ک چی بشه !! کلاب هاوس الان همه دارن چرا ما از این تایم استفاده درست نکنیم؟! بیشتر سخنان استاد عزیز اینکه ما در شرایط بحرانی حالا چ خوب چ بد جلوی احساساتمونو بگیریم و درست رفتار کنیم، و اینم گردن اینکه من از خدا خاسم ک امروز با استاد حرف بزنم ک شد و شاید باورتون نشه!!!! یعنی چی مثلا؟؟؟
استاد عزیز ب نظر من این برنامه زمان میبره تا جاش بیوفته ک دوستانی ک واقعآ حرفی دارن بیان جلو و گرنه کله اعضای سایت باید بریزن اونجا…
ب نظر من مثل استاد رفتار کنیم، سر بزنگاه تصمیم درست بگیریم و تفاوت کاری ک نفس دستور میده با الهام رو درک کنیم.
استاد گرامی ممنون میشم ی برنامه در مورد نفس و الهام صحبت کنید و تفاوت اینارو ب هممون بگین
تشکر فراوان از استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
به نام خدا
خدایا شکرت
.
من آنقدر آدمها را برای خودم بزرگ کردم که دیگه حریف هیچ کسی نمیشدم همه می خواستند یه ادای دینی به من داشته باشند چون خودم ساخته بودم چون عامل اصلی خودم بودم
من با دوره های استاد اومدم آدمها را کم کم در ذهنم حذف کردم یعنی هیچ کسی در ذهنم نبود خودم بودم و خدای خودم که اون تمرکز اصلی که در روانشناسی ثروت یک استاد تاکید دارند خیلی منو منقلب کرد
بعد دیدم تکامل را طی نکردم دارم چحدو لگد می خورم.
اومدم روی فایل ها دوباره کار کردم
دیدم تند رفتم دور تند را گذاشتم و اومدم باز هم با هدایت الله مهربانم آروم آروم آدمها را در ذهنم کمرنگ تر از قبل کردم و دیدم اوضاع خیلی بهتر شد
همیشه باید حواسم به تکاملم باشد
من چون دارم روی خودم کار می کنم آدمهای جدیدی هم باهام می خواهند ارتباط بگیرند چون من تغییر کردم ولی من حواسم نبود که یه کم تأمل کنم ببینم این آدم کیه که با من می خواهد ارتباط داشته باشداین بود که من با همه ارتباط داشتم حالا
آدمهای قبلی که در مدار همدیگه نبودیم حرف شدن و اینها آمده بودند
در صورتیکه هنوز من دو درصد تغییر کرده بودم
تغییرات وسیع نبود
من طبق باورهای نامحدود قبلیم هنوز جای کار داشتم ولی ذهنیتم آدمهای جدید را می آورد ولی
خیلی مدار پایین بود
این بود که دفعه ی بعد یه کم تأمل کردم یه کم صبر کردم تا ببینم این آدم کیه کجاست و بعد بخواهم باهاش ارتباط بگیرم
من جای کار داشتم و اون طرف و اون افراد مصمم و محکم و پایبند به اون اعتقادات و رفتارهای خودشون…..
باز هم هدایت از خداوند خواستم و دوباره فایل های عزت نفس و تمرینات را از اول به دوم به سوم به چهارم وووو به آخر از آخر به اول ووووو
ادامه و ادامه
و خدا را صد هزار مرتبه شکر الآن کلا آدمهای سمی
آدمهایی که اصلاً ما باهم همدار نبودیم
اونها یک طرف من هم یک طرف
اصلأ اونها دوست داشتن غیبت کنند ولی حالا من دوست نداشتم
اونها دوست داشتن با هم بروند خرید و من دوست نداشتم و من نمی رفتم بعد که می اومدن اونقدر خرید کرده بودن ولی ناراضی بودن و حسرت اینکه کاش نرفته بودیم
وووو
میگم ناآگاهانه با بقیه ارتباط می گرفتم
وای الآن خدا را صد هزار مرتبه شکر حواسم هست این خانم این آقا اصلأ طرز فکری که دارد و دارد می گوید و محکم سر حرفش ایستاده است آیا من دوست دارم آیا من علاقه به این ارتباط دارم …..
همیشه می گفتم ایراد از منه ایراد از خودمه ولی به جایی رسیدم که به خودم گفتم درسته ایراد دارم درسته بی نهایت ایراد دارم ولی این دلیل نمیشود که هر کسی هم چون من ایراد دارم و ضعف دارم بخواهد من را راهنمایی کند منو ارشاد کند
من خودم می دانم ضعف های شخصیتی زیادی دارم ولی ازم روی خودم کار می کنم و موقعیت خودمو دارم تغییر می دهم
این نباشد که هر کسی چون من ضعف دارم بخواهد
منو همسیر خودش کند
من ضعف دارم این درست ولی این خانم یا آقا هم
خودش را باید واکاوی کند
چون من ضعف دارم اینها میخواستند من را در مسیر خودشون ببرند
این غلط بود
من دوست نداشتم
حالا اگر مسیر درست بود می گفتم خب مسیر درست است ولی می دیدم چه جنگ های با خودشون با خانواده ووو دارند حالا می خواهند منو ارشاد کنند
نتیجه اینکه هیچ وقت خودمو بازیچه ی هیچ کسی نکنم با این باور که من ضعف دارم بزار لااقل با اینها همراه شوم این طرز فکر خوشی برای من نداشت و ندارد
میگم من عزت نفس را اونقدر کار کردم که کلا کلا و کلا همه حذف شدن
مگر اینکه خودم با دست خودم دوباره بهشون زنگ بزنم و بخواهم مثلاً یه جورایی وانمود کنم که من آدم خوبی هستم من ایرادی ندارم من مشکلی با شماها ندارم
من در دوره ی دوازده قدم بودم کلا آدمها حذف شدن ولی من دوباره خودم بعد از مدتی نمی دانم چرا و علتش هم برام نامعلوم است دوباره به همشون زنگ زدم و جویای حالشون شدم
اصلأ خودشون شاخ در آورده بودن
چون ما ماه ها بود اصلا نه کار به هم دیگه داشتیم و نه خبری از هم داشتیم
ولی من دوباره ارتباط باهاشون گرفتم حالا اونها
در برابر من جبهه می گرفتن
بزرگترها می خواستن وانمود کنند که کسی در بن بین منظوری ندارد ….
دوباره الان اونقدر روی خودم کار کردم و زمان
گذاشتم می خواستم دوباره باهاشون ارتباط برقرار کنم ولی یه دعوایی با خودم کردم و گفتم بابا عزیز من اونها خودشون هم باور کردن که ما با هم نیستیم
ما با هم دوست نیستیم
ما با هم رابطه ای نداریم
مه چی که می خواهی دوباره باهاشون ارتباط برقرار کنی…..
چقدر ضعف ها و کمبودها باعث عقب کردهای من میشود
چه من بروم و چه نروم چه زنگ بهشون بزنم چه نزنم اگر در مواقعی یادشون کردم و از جلو چشمم پس نرفتن من به نیکی ازشون یاد کنم برای خودم برای موفقیت های خودم و نه کس دیگه ای
منطقی کردن ذهن هم تکامل می خواهد
منطق کردن ذهن هم ایمان می خواهد
پشتکار می خواهد
من ایراد از کسی نمی گیرم
من خودم هستم
هر کسی با هر نگاه و دیدگاهی که دارد داشته باشد
من این هستم
اینها را همه را به خودم گفتم تا دیگر به طرز فکر های قبلی بر نگردم
مادرم در فرکانس من نیست حالا پشت سر هم تماس دارم باهاش آخه عزیز من ما در مدار همدیگه نیستیم چه ارتباطی چه زنگ زدنی ….
صبح تا شب میگه کمرم دلم پاهام دستم همه درد می کند حالا من چیکار می تونم بکنم از دست من کاری بر نمیآید….
بعضی از آدمها را حذف کردم بعضی از آدمها هم منو حذف کردن و این خیلی خوبه و عالیه
چقدر جا در مغزم برای ارتباط های بهتر باز میشه
برای ایذه های بهتر
برای حرکت های بهتر
سلام استاد نازنینم
بابت این توضیحات شما در مورد صبر بسیار سپاسگزارم
نمیدونم چرا حس خوبی در مورد این کلمه نداشتم ،وحالا دارم متوجه میشم چرا
چون باورهای جامعه این را به ما القا کرده که صبر یعنی مدت طولانی منتظر بودن
و حالا متوجه شدم این صبر ذره ذره با تغییر ما شکل میگیره
درسته که نیاز به تکامل داره این صبر کردن ما ودرست عمل کردنمون،
ولی همون لحظه که تغییر کنیم جهان ما هم تغییر میکنه
وصبر به معنای امید و کارکردن تا رسیدن به مدارهای بالاتره، در حالیکه همون لحظه هم نتایج کوچک را میبینیم.
ما نمیتونیم از پله ی اولین به پله ی دهم یا بالاتر بریم این صبر یعنی تکامل و در دل این صبر از همان لحظه جوانه های کوچک زیبا رویش کرده است و با توجه و نگهداری و مراقبت این جوانه ها تبدیل به درختان تنومند میشود.
به نام خداوند همیشه مهربان
سلام به همه
اولین نکته ای که میخواهم بگم اینه منم طول مسیر یه مدت تقریبا کوتاه از کارکرد روی خودم سست شدم اما نه اینکه کاملا رها کنم و واقعا درک کردم و با چشم بیناتر دیدم که رفتار و جهان اطراف منم تغییر کرد حالا تغییر جهان اطراف ما از ارتباط با آدمها گرفته تا تجربه های زندگیمون و نتیجه درآمد،آرامش و ….
حالا چه منفی چه مثبت
من به یه موضوعی همین دیروز داشتم فکر میکردم وقتی ما آدمها در بعضی مواقع آگاهی کمتری داریم احساس ندونستن باعث میشه ما بهتر و متعهدتر به آموزه ها عمل کنیم چونکه گوش سپرده تریم اما ممکنه بعضی هامون با داشتن آگاهی و اطلاعات بیشتر باعث بشه بازم در تله شیطان گیر کنیم که من میدونم و چونکه فکرمیکنیم میدونیم و میگیم خب من که الان میدونم ولی چرا اتفاقات مورد علاقه من رخ نمیده،،من که این همه دانستی و آگاهی ذهنی دارم پس چرا اتفاقات دلخواهم رخ نمیده ،همین میشه یه سد بزرگی جلو راهمون
خب منی که دارم اینارو میگم چونکه بنده خودم در یه شغلی که قبلا مشغول بودم تا زمانی که احساس میکردم هیچی نمیدونم و با احساس ایمان،انگیزه و پاگذاشتن در دل ترسهای اون موقعیت های کاری پا میذاشتم یه عالمه پیشرفت و نتایج خوب کسب میکردم اما از زمانی که یه خورده بیشتر یاد گرفتم و احساس میکردم بیشتراز قبل میدونم و اون انگیزهای قبل رو نداشتم دیگه اون نتایج همیشه دلخواه هم رو نداشتم چونکه اون احساس قبلی رو نداشتم تازه بعداز مدتها همین چندماه قبل فهمیدم دلیل اصلی پیشرفت و پسرفتم چی بوده
اما درنهایت اون کار مورد علاقم نبود گذاشتمش کنار و مدتهاست که فقط به رشته مورد علاقه خودم فعالم،،
استاد وقتی مثال زیدان رو زدی انگار یه جورایی احساس کردم که منم قبل از اینکه به اهداف و رویاهام برسم باید اون دیدگاه و باورهای بزرگ رو در خودم درست کنم و بسازم
یا این نکته که ما هرچقدر تغییر کنیم جهان هم تغییر میکنه اینو من پریروز هم خیلی خوب تجربه کردم و همین دیشب وقتی داشتم تمرکزی روی خودم کار میکردم همون لحظه یه ایده خوب و ساده در موضوع کارم اومد به ذهنم و واقعا دیشب هم خیلی بهتراز روز قبل این موضوع سریع العجاب رو درک کردم،،
و استاد مثال آینه رو زدی خیلی مفید و آموزنده بود برام
که ما باید اینقدر از تغییرات کوچک رو جلو آینه انجام بدیم که همون لحظه نتیجه های کوچک رو ببینیم تا با تکرار این نتایج کوچک منجر به نتایج های بزرگتر بشه مانند همین آینه وقتی ما یه حرکت یه قیافه یه تمرین رو جلو آینه مدام تمرین کنیم همون لحظه واکنش جهان اطرافمون رو میبینیم
اما نتایج بزرگتر و دلخواه رو بعداز مدتی انجام دادن خواهیم دید مانند مقایسه عکسهای قبل خودمون و تصویر الان جلو آینه،،
وقتی آدم کمی عمیق تر به کارکرد خودش و جهان میندازه بهتر میفهمه که همونطور تا قبل از رسیدن به خیلی از خواسته ها و اهداف کارش دشواره همونطور هم میتونه بعداز رسیدن یسری از اهداف و خواسته ها هم کارش کمی دشوار بشه چونکه دیگه از یسری تضادها گذشته دیگه باید خیلی از انگیزه هارو آگاهانه برا خودش ایجاد کنه،،
من از دیشب که واکنش جهان رو به خودم دیدم پس امروز با تعهد بیشتری به تغییر خودم ادامه میدم
آرزوی سلامتی و خوشبختی و پیشرفت رو برا همگی دارم همیشه منتظر نتایج عالیتون هستم و در پایان تحسین میکنم چنین استادی رو که همیشه تلاش برا پیشرفت بیشتر و سیری ناپذیره شاید این جمله بظاهر ساده باشه اما برا من به اندازه کهکشانها ارزش داره چونکه وقتی بهش فکرمیکنی خیلی بهتر معنای زیبایی و پیشرفت در کل کیهان و قصد پروردگار رو درک میکنی،،،،
در پناه همون آفریدگار کیهان باشید….
سلام خدای نازم خدایی که تو لحظه اجابت میکنی به شرط ایمان به شرط پاکی دل
استاد عزیزم قطب نمای واقعی زندگی من ومریم شایسته عزیز سلام ودرود فراوان
وقتی دوست عزیز داشتن صحبت میکردن مقاومتهای ذهن من هی میگفت چیزی رو بگو که استاد گفت وتا اخر صحبتشون فکر کردم باز هم اون مطلب اصلیه رو نگفت اما اما اما خدایا چطور استاد از دل این صحبت به ظاهر پرت از موضوع عجب اصل واساسی رو گفتن اصلی که من به عینه امروز لمس کردم ذر حالی که نمیدونستم اقا این کل موضوع هست که تا تو تغییر میکنی بلافاصله دنیات عوض میشه همون موقع به اندازه ی تغییر باور تو جهانت تغییر خواهد کرد و دنیا صبر نمیکنه بعداااا نتیجه بهت بده خدایااا به قول شما عباسمنشی ها چه کدی چه کدی رو استاد گفت که نمیدونم اولین بار میشنوم یا چون توی مدارش نبودم تا حالا این موضوع رو نگرفته بودم
خدایااا من دو سه روزه درباره ی خودم بیشتر میخام وامروز فوراا دوتا نشونه اومد که اولی طبق فایل قبلی که استاد راجع به حسادت مفید صحبت میکرد دقیقا تا موفقیت یه نفر رو شنیدم از کجا به کجا اول حسودیم شد از نوع مخربش بعد یهو با یه تلنگر جالب خدااا یادم اورد اره ه اون تونسته برا من راحت تر سریعتر وگسترده تر انجام میشه واتفاقا نشونه هست برا درخواست جدیدی که دو سهروزه دارم توحیدی بهش فکر میکنم
وقبل این فایل یه نشونه ی دیگه در راستای خواستم دیدم اومدم توسایت دیدم خدایااا استاد داره راز بزرگ تغییر باورها رو میگه. دقیقا نکته ای که تا حالا باعث شده فکر کردم رو خودم تو خیلی زمینه ها دارم کار میکنم اصلا هیچ تغییر باور مفید وسازند ه ای نبوده بلکه درجا میزدم فکر میکردم دارم تکاملم رو طی میکنم
استاد فوق العاده ای
کمتر از دوساله با قانون جذب با شما واساتید ومتدهای موفقیت دیگه اشنا شدم ولی هر روز که میگذره بیشر وملموس تر فهمیدم فهمیدم که این استاد عباسمنش من واقعا پیشتازی هست که بقیه حالاحالا ها مونده به. عمق فهم ودرک قانون برسن هر سری واضح تر میشه که استاد میگه دنبال راه میانبر نگردید از تجربه واگاهی وعلمش هست که میگه هنوز بقیه دارن با ازمون وخطا پیش میرن ولی استاد عزیزم همه ی اضافی های مسیر وشناسایی کرده و اصل مطلب رو شسته ورفته اقا داره بهت میگه مخصوصا معنای واقعی صبر رو امروز باز کردن پس بزنیم تو دل جاده که این ته تهش هست فوق العاده ای استاد دمت گرم
عاشقتم عاشقتم عاشق
خدایااا شکر شکر شکر