تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸ - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین اعتبار گفته:
    مدت عضویت: 2635 روز

    سلام بچها و استادعزیزم

    خیلی تغییرات شکیبا عزیز باور های مثبت ایجاد کرد برام

    کلا هر کس از بچه ها میاد و از نتایجش میگه خیلی تاثیر مثبتی روی ما میزاره و حالا نکات مثبتش رو شکار کنیم::

    وقتی ادم یک سری از تضاد هاشو از بین میبره انقدر به آرامش میرسه که دیگه میزاره کنار به دلایل مختلف یجورایی انگیزه ی سوزان افراد از بین میرود اما با درک بهتر قوانین ثابت جهان می‌فهمیم که اون لحظه ، لحظه ی طلایی برای موفقیت ماست و باید بتونیم از این تله جان سالم به در ببریم ، ما در هر لحظه زندگیمون رو خلق میکنیم و وقتی فاصله میگیرم قطعا شرایط ناخواسته وارد زندیگه ما میشود.

    ما همیشه باید سعی در بهبود خودمون داشته باشیم یک هدف بزرگ داشته باشیم و اونو خوردش کنیم که به هرچی رسیدیم ی استراحت کوجولو انجام بدیدم انرژی جمع کنیم و به سمت بهتر شدن حرکت کنیم ، رفتن به سمت پیشرفت خود به خود ما رو از عقب گرد کردن دور نگه میداره.

    در همه ی حوضه ها باید برای خودمون هدف مشخص کنیم روابط، مالی، شخصی، …. که تمام روزمون با تنوع پر کنیم .

    (خداوند سریع الحساب استتتتت ) به اندازه ای که ما تغییر میکنیم جهان تغییر می‌کند جهان مانند یک آینه است امااااا به اندازه ای که خودت تغییر میکنی اگر نتایج تو کمه بخاطر این که تغییر تو کمه ، به اندازه ای فرکانس ها و باور هات و رفتار و عملت داره تغییر میکنه همون لحظهههه.

    نکته ی طلایی من توانایی تغییر یهویی به 100 لول بالا تر رو ندارمممممممم. تغییر ها کوجولو کوجولو صورت میگیره جوری که شاید متوجه نشیم و ناسپاس بشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان

    ردپای من درفایل172سفرنامه

    من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوفرکانس هایی هست که به جهان هستی ارسال میکنم الهی شکرت

    تازمانی که روی خودمون کارمیکنیم نتایج خوبه ولی وقتی مغرورمیشیم وبه خودمون میگیم همه چی بلدیم اونوقته که سقوط میکنیم

    یکی ازصحبت های کوین ترودوهمینه که میزان اموزش پذیری شماچقدرهست چقدرحاظریدبهابپردازید

    کوین میگه اگه بگیدمن بلدم ویاددارم کلاازدایره اموزش حذف میشیدشمابایدهرروزدرحال یادگیری باشیدوچقدرحرفش بااستادیکی هست

    مثل غداخوردن بایدهرروزبه ذهنمون غذابدیم ورشدکنیم

    ماهرلحظه نتیجه فرکانس های خودمون رومیگیریم که داریم به چی توجه میکنیم چی صحبت میکنیم روچی تمرکزداریم وبعدنتایج میاد

    به محض این که روخودتون کارمیکنیدنتایج خودش رونشون میده وقتی به احساس خوب میرسی نتیجه میادهرچندکوچک نه این که صبرکنیم تانتایج بیاد

    هرروزبایدروی خودمون کارکنیم تانتایج بزرگتروبهترشودوبه همه خواسته هامون برسیم

    شادوموفق باشید

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    172مین گام خوشبختی روی مدار روزشمارزندگی.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    الهی‌ سپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ونی نی جونم.

    چندروزپیش که به نوه دایی جانم تماس گرفتم درحالی که توی پارک ملت پیاده روی میکردم وباپسرم باماشین به خانه آمدیم این تماس ادامه داشت حدودا 1/30 ساعت طول کشیدصحبتهای عالی.

    که قرارگذاشتیم یک ملاقات حضوری داشته باشیم.

    گفت :بیا خونه ما،گفتم: نوه هات نمیذارن صحبت کنیم!

    گفت:بیاروستاتوباغ،گفتم :من راه دورنمیام !که اتوبوس سوارشم.گفتم:شمابیاخونه مابچه هابزرگن سرِ کارن.

    چندروزگذشت تاروز5شنبه21فروردین سالگرددائی جانم بوددعوت بودیم .

    توی روستامون برای ناهارهنوزازخونه راه نیفتاده بودم خبردادان که زندایی جانم بهشتی شد¡!!!!!!!¡

    بنده خداحدو7سالِ مریض بودزیردست شده بود5سال پیش پسر4رمشون که همسرخواهرمن بودبهشتی شد!!!!!!!

    سال/1403/12/1یک دانه دخترشون فوت کردهمون روزخاکسپاری دایی جانم سکته کردبعد9روزفوت کردبعدیکماه پسربزرگ خانواده بهشتی شد.

    دیگه زندایی جانم آلزایمرگرفته بودخیلی اذیت نمی‌شدکه عزیزانش رفتن!!!!!

    این پلن زیبا رو خدا برای منونوه دایی جانم به زیبایی چیده بود که باهم باشیم وازحال خوب واحساس خوب صحبت کنیم. الهی شکرت

    روز اول مراسم گفتم :من باعزیز دلم میرم شهر وفردا برای مراسم ختم سوم نمیام!!!!!!

    نوه دایم گفت: نه نبایدبری بیاباهم بریم باغ خونه ی ما که فرداناهارباشی.

    خدایاشکرت شب باخواهرم رفتیم باغ همین نوه دایی جانم خیلی به حال بود.

    ازکجاشروع کنم؟؟؟؟!!!!!!! وتا کجا ادامه بدم!!!!!!؟؟؟؟

    اونقدرزیبایی بود.

    تراس بزرگ،جلوی خانه رودخانه پرآب باصدای دلنشین،صدای پرندگان گوناگون،زیردرختان سربه فلک کشیده، ،رنگ سبز گیاهان توی باغهای دور،واطراف،کوههای سرسبز وسبزیهای کوهی،درختان ارغوان بارنگ گلهای زیبا،ویلاهای اطراف،رستورانهاباآبنماهای زیباوخوش صدا ،تختهابرای میهمانان که برای لذت وتفریح وخوردن غذاهای خوشمزه آمده بودن، دیگه قطعه ای ازبهشت روتجربه می‌کردم.

    اجاق کنارتراس،طنابی که برای بچه‌ها وسط تراس آویزان بودوماهم استفاده میکردیم.

    سفره ی شام وصبحانه دورهمی عالی،که بالباس گرم وملحفه دورخودمون پیچده بودیم!!!!!!!

    ازسرماطوفان ورعدوبرق، بارش باران وتگرگ صدای شکسته شدن شاخه ها که روی سقف تراس میریخت دخترداییم میگفت :نترسید.

    شب خوابیدن زیرکُرسی وروشن کردن بخاری هواسردبود.توی شهرکل پنجره ها رو باز میذاریم که هوای تازه بیادولی اونجادر وپنجرها بسته بود

    الهی شکرت برای ناهار رفتیم مسجد

    بازدوباره خانم مداح یک خبردیگری اعلام کردکه فدابرای خانم فلانی مراسم ختم دراین محل اجرامیشه!

    من تصمیم داشتم بعدازناهاروسرمزار باخواهرازروستابرگردیم.

    ولی به محض شنیدن این خبر دخترداییم گفت: بیاامشب باهم بریم باغ فردا باهم میریم مراسم ختم بعدبروشهر!!!!!!!

    به عزیزدلم تماس گرفتم که برنامه اینه میخوام شب بمونم باخنده وجدی درهم میگفت: نه! خانم بیادیگه ماتنهاییم!!!!بچه چی بخورن!!!؟؟؟؟

    که انگاربچه هاکوچکندماشاالله بالای30سال عمردارن خخخخخخخخخخخ.

    گفتم: عزیزم، این خانم ازاقوام شماست!!!!

    گفت:عزیزم فقط به توخوش بگذره اشکال نداره بمون!!!!

    راستش من وقتی میرم روستادلم میگیره مگه بابچه هاوعزیزدلم باشم.

    بالاخره دوباره شب رفتیم باغ بازهمون زیبایهاولی این بار جلسه ی 2نفره داشتیم. وازفایلهای استاداستفاده میکردیم.

    صبح همسرشون که پسرخاله ی بنده هم هست رفت شهرسرِ کار دیگه خودمون 2نفرحالکردیم رفتیم روی بلندی کنارِ رودخانه وپشت سرمون نهرآب باعشق داستان انداختن موسی به آب رو گوش میکردیم.

    خلاصه براتون بگم که ازیک کلام خواسته که منودختردایی جانم داشتیم که باهم خلوت کنیم ومنی که میگفتم:باغ نمیام

    ولی خداگفت: باغ بهترین جابرای عشق بازی بامن است.

    وبرای مراسم ختم هم ازباغ باید میرفتیم روستاحالاازباغ تامسجد روستا کمی راه هست من که سعی میکردم پیاده برم ولی یکم سربالایی داره و دخترداییم نمیتونست پیاده روی کنه هرماشین میومداشاره میکردیم که سوارمون کنن!!!

    چون از رودخانه ماشین زیادمیادبعددیدم یک ماشین خیلی باعزت جلوپامون نگه داشت درب جلوی ماشینوبازکردصدازدخاله بفرمایین!!!!!!

    نگاه کردم دیدم داماددخترخواهرمِ میگه بیابنشین دیگه منم رفتم صندلی جلونشستم جلوتررفتیم جلوی بنگاهشون بوق میزدکه خانمش(نوه ی)خواهرم بیادلوازمهاشوبرداره .

    بعدگفت: خاله نگاه همشون اخم کردن که این خانم کیه کنارِ من نشسته!!!!!!

    بوق میزدو باخنده میگفت :این خانم دوستِ دخترمِ خخخخخخخخخخخ .

    خانمش،مادرخانمش،خواهرخانمش،زن برادرخانمش،وحتی خواهرهمین آقااخم کرده بودن ومنم براشون دست تکون میدادم.

    ولی نمی شناختن تاخانمش آمدجلودیدعه خاله لیلا توماشینه!!!!

    خندیدبه شوهرش گفت: بروبادوست دخترت خوش بگذره خخخخخخخخخخخ.

    بنده ی خدا ماروتامسجدرسون الهی شکرت که این وسیله رو برامون فرستادی.

    همش معجزه ونعمت بود.

    رفتیم مراسم ختم وهمون شب هم مراسم ختم شام مارونگه داشتن .به دخترعمه عزیزدلم گفتم: من اگه برای شام بمونم باید منوببرین شهردخترعمه ی عزیزدلم گفت: چشم ماشین داریم میبریمت خیلی بااحترام خدابهترین وسیله ی ایاب ذهاب روبرام مهیاکرد دمت گرم خداجون.

    ودوتاازفامیلامونده بودن برای برگشت چکارکنن!!؟؟؟

    یکیشون سریع بعدنمازشب برگشت چون شب وسیله نبودولی خدابرای لیلاجان همه جوره خدمت رسانی کردازجایی که فکرش رانمیکردمتشکرم خداجون.

    شب قبل از شام تومسجدنشسته بودم مداح روضه میخواندومنتظربودن میهمانهاسرجمع بشن.

    عینک همراهم نبودولی صفحه رو بزرگ نماکردم وشروع کردم به کامنت خوندن.

    فکرکنم کامنت فهیمه جان بود.

    داشتم میخوندم که تولد17سالگی برادرزاده عزیزشون بوده وازحرم اقام امام رضاباعمه جانشون تماس تصویری میگیرن!!!!

    وفهیمه خانم گریه میکنن و نوشته بود بهشون الهام میشه که توبه خاطراعتقادات ومذهبی بودنت هنوزبه ثروت (پول)نرسیدی!!!!!

    ولی فهیمه جون اول صحبتشون میگفت: همه روباهم قاتی نکنین وبه ایشون الهام شده!!!!!

    منم باخواندن کامنت گریه میکردم ومداح روضه میخواندهرکس متوجه من میشد گریه کردن واشک ریختنهای من خیلی طبیعی بود¡!!!!!

    گفتم :خدایامن برای درخواستهام باخودت مستقیم تماس برقرارمیکنم چون استادبه من آموخته به خداشرک نورز!!!!

    ولی تویه خدارودرتمام ابعاد دوستت دارم .

    حتی درابعادپیامبران وامامان وائمه.

    چون الگوی خیروبرکت وثروتمندی وصبرهستند. و خودت همه رو برام به صورت معلم خلق کردی.

    چون آنقدر رد پای محکم واستوارازخودشون به جاگذاشتن ویکتاپرستی روگسترش دادن تاآخرین اولاد آدم وحوابرکت داره .

    الهی چشم وگوش وزبانم رادراین صراط مستقیم مستدام واستواربگردان چون من بی نهایت ازوجودخودم توی این مسیرلذت میبرم ورسمشم همین بوده وهست وخواهدبود قانون بدون تغییر را دوست دارم بایدبیشتر روی خودم کارکنم.که لذتش توی همینه صبرکردن آمین.

    آقابعدازشام صدازدن بیابریم.

    سوارماشین شدیم به داماددخترعمه گفتم شماپل چهل بازه منوپیاده کنین پسرم میاددنبالم وَشمابه مسیرخودت ادامه بده!!!البته ازجای خانه ی ماهم راه بودولی کمی پیچیده وچراغ راهنمایی، بلاخره پسرم آمددنبالم رسیدم خونه البته بارهبریت خودِ خدااین جورچین ازطرف خدابودمتشکرم خداجون بوس به کله ی خدا.

    نمازصبح بیدارشدم نمازخواندم چای وصبحانه ی عزیزدلم وگل پسرم رو آماده کردم وخوابیدم.

    خواب دیدم مثلأ تویک مدرسه هستم فقط صدامیشنیدم که یک گروه دخترهستندکه صداشون میومدازیک دختری میپرسیدن پس اسب کجاست!؟؟ومن دیدم اسبی خوش اندام ورزیده زین شده یگ پارچه مخمل سبزوبارنگ قرمزونارنجی روش دوخته شده یاابوالفضل یااسم ائمه بودنمیدانم ودوتابال بزرگ داشت رنگ نقره‌ای مایل به سفید که انگار این رنگ از مرکز شروع میشدنقره ای وبه رنگ سفیدتاسرِ بالهاش تمام میشد!!!!!!!!

    نمیدونم چه جوری توصیف کنم!!!!!!!!؟؟؟؟..

    واین اسب ازبس که بزرگ بودوهیبت داشت اگه توی فضای بازبودخیلی بزرگتربود.ولی باهمان عظمت و هیبت توی این سالن هم راحت بود.

    فقط دیدم یک دیوارکه سمت راست دفتربود.

    این دیواربازشدیامحوشدومن از سمت راست اون مکان رومیدیدم درختهای سبز وبلندمثل کاج بودواحساس میکردم پشت این دیوارجنگله واسب که ردشد ودرحال ردشدن اسب واین معجزه من تند،تندمیگفتم:

    الرزق ورزقان.الرزق ویطلبک.

    و دیوارسرجای خودش قرارگرفت الله اکبر ،سبحان آلله

    بیدارشدم .

    دیدم ساعت 7/10دقیقه شده سریع دفترشکرگذاری رو آوردم خوابم رو نوشتم الهی شکرت بااین همه نعمت وثروت ومعجزه والهامات .

    خدایافهم ودرک همراه باعمل ودیدن نتیجه رو به من ارزانی ده.آمین

    عاشق همتونم یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -وقتی به خواسته های خود دست میابیم نباید مغرور شده و مسیر درست را فراموش کنیم

    -اغلب ما به دلیل گذر از تضادها کار کردن بر روی باورهایمان را فراموش کرده و دچار روزمرگی می شویم

    -تفاوت افراد موفق و ناموفق از این نقطه آغاز می شود

    -همواره قانون را به یاد داشته باشیم و بدانیم جهان هر لحظه به افکار و باورهای ما پاسخ می دهد

    -در هر لحظه جهان اطراف ما با باورها و فرکانس هایمان خلق می شود

    -جهان اطراف منظور: شرایط ایده ها افکار افراد اتفاقات و موقعیت هاست

    -اتفاقات آینده ی ما با فرکانس های کنونیمان خلق و ایجاد می شود

    -هر لحظه بررسی کنیم: در چه مسیری در حال حرکتیم؟

    -باید بتوانیم با ایجاد انگیزه همواره خود را در مسیر صحیح ثابت قدم نگه داریم

    -همواره سعی کنیم از روز پیش خود تنها کمی بهتر عمل کنیم

    -پیش از مواجه شدن با تضادها و چالش ها تغییراتی در جهت درست ایجاد کنیم

    -به محض تغییر باورها و افکارمان شرایط به نفع ما تغییر میابد

    -با کار کردن بر روی باورهایمان شرایط هر بار بهتر و بهتر می شود

    -ورودی های ذهنی خود را به شدت کنترل کنیم

    -تلویزیون و سایر رسانه های اجتماعی را کاملا قطع کنیم

    -تمرکز خود را تنها بر روی رشد و پیشرفت خود قرار دهیم

    -وقتی نتایج مناسب از تغییر باورهای خود می بینیم تعهد خود را به کار کردن بر روی باورها و افکارمان بیشتر کنیم

    -به اندازه ای که باورها و افکار ما تغییر کند نتایج زندگی ما تغییر می کند

    -صبر کردن به معنای طی شدن زمان طولانی برای تحقق اهداف نیست

    -جهان مانند آینه ای باورها و فرکانس های ما را به ما باز می گرداند

    -مشکل ما این است که با تغییربسیار کوچک انتظار نتایج بسیار بزرگ را داریم

    -به اندازه ای که باورها و فرکانس های ما تغییر می کند جهان به ما واکنش متفاوتی نشان می دهد

    -از همان ابتدا درک کنیم که ما تنها می توانیم مدار خود را به یک مدار بالاتر تغییر دهیم

    -باورهای ما به صورت اساسی و بنیادین در زمینه ی ثروت دچار اشکال است به همین دلیل نتایج کار کردن بر روی باورهای ثروت ساز دیرتر رخ می دهد

    -توقع و انتظار خود را از تغییر باورها و دریافت نتیجه در حد تعادل نگه داریم

    -به محض تغییر باورها و فکارمان رفتار جهان با ما همان لحظه تغییر می کند

    -اگر نتایج زندگی ما تغییر نکرده به این معناست که افکار و باورهای بنیادین و اساسی ما تغییر نکرده است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    بنام خدای توانا!

    خدایا شکرت!

    166 روز

    خدایا شکرت که درین بهشت زیبا حضور دارم.

    از موقع که در مسیر درست قرار گرفتم و دارم یاد می گیرم عمل به قوانین خداوند رو،

    زندگیم خیلی روان‌تر شده،

    خدارا شکر می کنم توی این مدت بیشتر از دوسال که در مسیر درست هستم،

    همیشه سعی کردم و از خداوند خواستم که حواسش به من باشد که از مسیر خارج نشم،

    و خداوند هیشه حواسش به من بوده،

    من نشانه های عمل به قوانین رو به وضوع می بینم تو زندگیم،

    خیلی واضع برایم شخص هست که هر موقع خیلی تمرکزی و با استمرار رو فایل ها کار می کنم و بیشتر تو سایت حضور دارم اصلا جنس اتفاقات زندگیم فرق می کنم،

    نشانه های عمل به قوانین رو من تو جنبه های مختلف زندیگم می بینم،

    روابط

    سلامتی

    آرامش

    مالی

    خدارا شکر می کنم که توی مدت بیشتر از دوسال که در مسیر قرار گرفتم همیشه حواسم هست که از اصل دور نشم،

    ولی یه تایم های استثنایی که در حد یکی دو روز از اصل دور میشم

    قشنگ متوجه شرایط زندگیم میشم،

    و سریع بر می گردم در مسیر درست و آغوش گرم پروردگارم،

    و همیشه از خدایم می خواهم که حواسش به من باشد که دچار روز مرگی ها نشم و اصل رو فراموش نکنم،

    به لطف تمرین ستاره قطبی که نزدیک به دوسال می شود مستمر بهش عمل می کنم، خیلی زندگیم روان‌تر شده،

    خیلی مسائلم کمتر شده

    خیلی آرام تر شدم،

    صبح به محض بیدار شدن خواسته هایم رو می نویسم، آنچه که دوست دارم در طول روز اتفاقات بیافته و منو خوشحال کنه،

    به لطف خدای مهربانم و قوانین بی نقصش بیشتر از 90 درصد خواسته هام در طول روز تیک می خوره، اون 10 درصد دیگه ام شاید دقیقا همون روز اتفاق نیافته ولی قطعا که در روز های آینده اتفاق میافته،

    دلیلشم اینه که اتفاق افتادنش باید برایم باور پذیر بشه و خیلی راحت اتفاق میافته،

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان

    این فایل نشونه من بودازطرف پروردگارمتعال

    خدابهم گفت که احمددنبال موفقیت یک شبه نباش

    به میزانی که تغییرمیکنی وذهنتوکنترل میکنی خودت وجهان اطرافت تغییرمیکنند

    همین نتایج کوچکی مثل ارامش داشتن افزایش توان مالی دوستای بهترروبه خودت یاداوری کن وتحسین کن وسپاسگزاری کن وکم کم به مداربالاترهدایت میشی

    تضادهای زندگیت باعث خواسته دردرون تومیشن وباتغییرباورهات خواسته های تودربهترین زمان به وقوع میپیوندندبه صورت طبیعی وباطی کردن قاون تکامل

    استادوقتی فایل هاروتوتاکسی گوش میدادبه میزان تغییرفرکانسش مسافرهای بهتری روسوارمیکردنه این که یک شبه مسافرکشی روبزارکنارومیلیاردربشه یواش یواش باطی کردن تکامل وعمل ایده هاوتغییررفتاروشخصیتش زندگیش ازهرجهت بهتروبهترشد

    ازبندرعباس به تهران وعمل کردن به ایده تندخوانی که شروع موفقیت مالی استادبودوهرروزبهتروبهترشدند

    صبربه معنای امیدواری ونگران نبودن وادامه دادن وتعهدداشتنه نه این که هیچ کاری انجام ندیم وصبرداشته باشیم یعنی مسیروادامه بدی واستمرارداشته باشی اماباصبروتقواوکنترل ذهن وباتغییرمدارت کم کم نتایج بهتروبهترمیشن

    به جای تمرکزکردن روی دیگران روی خودت تمرکزکن دقیقاشب قبل برادرمن داشت بایک نفرصحبت میکردکه درموردمشکلات جامعه حرف میزدبعدمن میخواستم بهشون بگم صحبت نکنیددرمورداین مسایل امابه خودم که بیام روی خودم واهدافم تمرکزکنم چون من نمیتونم بقیه روتغییربدم واگه بخوام دنبال تغییردیگران باشم خودم هم درمداراون هاقرارمیگیرم واحساسم بدمیشه واتفاقات بدبرام رخ میده

    جهان هرلحظه داده به افکاروفرکانس های ماپاسخ میده

    پس بایدسعی کنم که احساس خوبی داشته باشم وازمسیرالهی خارج نشم

    بایدتوزندگیم هدف داشته باشم که مثل استادوقت لرای خیلی کارهانداشته باشم یک هدف واضح ومشخص وهرروزبرنامه داشته باشم که بایدچکارکنم که زندگیم بهترازروزقبل باشه

    شادوموفق باشید

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محسن mohsenta57 گفته:
    مدت عضویت: 1261 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و همه خانواده عزیزتر از جانم در سایت الهی عباس منش

    خدایا سپاسگزارم بابت لطفی که امروز به من داشتی همانند تمامی روزهای زندگی ام و مرحمتی که ویژه امروز به من داری برای دیدن این فایل عالی .. چقدر یاد فرمایش استاد افتادم که همیشه میگن هر فایل رابار ها و بارها گوش کنید تا بشه ملکه ذهنتون و هربار گه گوش میکنید باتوجه به تغییر مدارتون قطعا چیزهای جدیدی ازش یاد میگیرید و دقیقا الان داشتم به این توجه میکردم که من این فایل راچند بار گوش داده بودم ولی شعر زیبای دوستمون را اصلا یادم نمیومد که فرمودند ((( تازگی هر گلستان جمیل هست بر باران پنهانی دلیل))) و چقدر نقطه کور ذهنمو باز کرد و در ادامه هم به مطالب جالب درستی اشاره شد که مهمترین اونها از نظر من این بود که جهان من به اندازه تغییری که من در همون لحظه در خودم ایجاد میکنم دقیقد در همون لحظه تغییر میکنه و این در همون لحظه تغییر کردنش، هم قشنگه و هم فهمیدنشو برای انسان سخت میکنه که باید کاملا توجه کنه و تقواپیشه کنه و حواسش به اطرافش باشه که بتونه اون تغییر های کوچک را ببینه و باور داشته باشیم که واقعا جهانمون تغییر میکنه با تغییر باورهای ما هر چند در حد اپسیلون باشه و باید مهارت دیدن این تغییرات کوچک را کسب کنیم .. دومین مورد اینکه نباید داشتن صبر را در دیدن نتیجه مد نظر قرار بدیم چراکه با توجه به توضیحات بالا صبر در دیدن نتیجه منطقی نیست و جهان مثل آینه در همون لحظه تغییر اونو بهت نشون میده و بلکه صبر برای تکامل است که باید داشته باشیم و حوصله کنیم و آرام آرام و بتدریج تکاملمون راطی کنیم و صبر کنیم تا نتایج بزرگ و بزرگتر بشن .. واقعا الان که دارم به گذشته خودم نگاه میکنم دقیقا این دو موضوع را دارم کاملا میبینم که چقدر جالب در زندگیم اتفاق افتاده و داره عمل میکنه و خدارا بابت درک بهترش که از توضیحات عزیزان دلم و استاد عزیز نشات میگیره ، شکر میکنم و امیدوارم تمام چیزهای عالی در زندگی تک تکتون بوجود بیاد و حال دل همتون عالی باشه

    در پناه خدا ،شاد و پیروز و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    روح الله هاشمی منور گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    بنام الله یکتای بی همتا که تنها رب عالمیان است.

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته؛

    از فایل زیبا و پر مفهوم و صحبتهای پر مغز استاد عزیزم لذت بردم و از همه ی دوستان و همراهان سایت بخصوص از استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم.

    به نظر من مبحث تغییر مقدمه و بیس موفقیت هر فرد است.

    بطوریکه رسیدن به موفقیت بدون تغییر امکان پذیر نبوده و حرکت به سوی هدفها و رسیدن به آنها دائما با تغییر همراه و میسر خواهد بود.

    تغییر برای ذهن منطقی ما همیشه سخت بوده، هست و خواهد بود حتی کسی که در مسیر موفقیت هست و داره دونه دونه هدفهاش رو تیک میزنه هم با تغییر کردن مشکل داشته، داره و خواهد داشت.

    اینطور نیست که اگر کسی تغییر کرد و در مقطعی به خواسته و هدفی رسید دیگه تمومه و باید در اون حالت بمونه، بلکه باید برای پیشرفت بیشتر دوباره و همواره تغییرات بیشتر رو تجربه کنه.

    ما برای پیشرفت و تعالی بیشتر و بی وقفه، باید یاد بگیریم که انعطاف پذیر و شکل پذیر و در حال تغییر باشیم.

    تغییر نیاز به شجاعت و جرات دارد و شجاعت از ایمان به خدا سرچشمه می گیرد، اگر به خداوند و قوانین بی تغییرش ایمان داشته باشیم می توانیم شجاعت و جرات لازم را بدست بیاوریم و وجود چراغ پر نوری مانند استاد، راه ما را روشنتر و کارمان را راحتتر کرده است.

    دیدن فایلهایی مانند زندگی در بهشت باعث قوی شدن ایمانمان می شود که آن را مدیون استاد و خانم شایسته هستیم و من از صمیم قلبم از این دو بزرگوار تشکر و قدردانی می کنم.

    تغییر همیشه با ترس همراه بوده و ذهن هیچوقت نمی خواهد حاشیه ی امن بوجود آمده را ترک کند. اما با تغییرات کوچک و درک نتایج بهتر ذهن انسان مانند بچه ای میشود که در حال یاد گرفتن راه رفتن است.

    بچه ها اول با ترس و بصورت نا متعادل بلند می شوند و یک قدم بر می دارند و زمین می خورند با این یک قدم کمی اعتماد به نفس و ایمانشان قوی شده و جرات به خود می دهند که دوباره بلند شوند و بار دوم دو قدم و بعد سه قدم تا اینکه بعد چند روز این طرف و آن طرف می دوند و راه رفتن برایشان عادی می شود.

    ذهن هم دقیقا مانند این بچه پله پله رشد کرده و تغییر برایش عادی شده و نتایج حاصل از تغییر شیرین و لذت بخش، که با درک و تجربه کردن نتایج و چشیدن این شیرینی دیگر از راه خود باز نمی ایستد و ادامه میدهد.

    همانگونه که استاد فرمودند در اول راه تغییرات ما کوچک هستند و نتایج آنها نیز کوچک و این ما هستیم که باید هوشیار بوده و این تغییرات را ناچیز نشمرده و بدانیم که باید تابع قانون تکامل باشیم و انتظار نداشته باشیم که در مقابل تغییر کوچک نتایج بزرگ را تجربه کنیم.

    به هر حال تغییرات بزرگ و نتایج بزرگ از همان تغییرات کوچک و نتایج کوچک شروع می شوند، مثل گلوله ی برفی که از بالای کوه و روی برف رها میشود و به پایین کوه که میرسد می تواند به اندازه ی همان کوه باشد.

    و البته این نکته ی مهم را نباید فراموش کنیم که این فرایندها نیاز به زمان دارد و صبر و حوصله لازمه ی موفقیت است.

    در این فایل، دوست عزیزم خانم شکیبا بسیار زیبا و جذاب صحبت کردند، درست است که فرمایشات ایشان کمی خارج از موضوع بحث بود ولی اینکه ایشان از آن شرایط و با آن سن کم توانسته اند آنقدر تغییر کنند که مانند یک سخنران مسلط و ماهر صحبت بکنند نشان از قدرت تغییر است، بسیار لذت بردم و به ایشان تبریک می گویم.

    به استاد عزیزم نیز تبریک و درود میگویم که آموزشهایشان در این حد موثر و عالیست که امثال خانم شکیباهارا تربیت می کند.

    در نهایت خداوندم را به اندازه ی خودش، شاکر و سپاسگزارم که مرا در مسیری قرار داده که در این جمع باشم و آموزشهای استاد عزیزم را درک کنم و از تغییر خودم، دوستان و همراهان در سایت لذت ببرم.

    استاد عزیزم امیدوارم که در دنیا و آخرت روسفید و سعادتمند باشید.

    ارادتمند، شاگرد و مخلص شما(هاشمی)❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    امیر آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 1991 روز

    ب نام خدای مهربان

    سلام ب استاد مریم عزیز

    چقد خوشحالم در این سایت هستم و چقد دوستانم قشنگ صحبت میکنم وقد یاد میگیرن ازشون

    چقد تکامل مهمه در زندگی و موفقعیت در هر زمینه ای با تکامل پیش میاد

    خداروشکر به خیلی خیلی از خاسته هام رسیدم و هر روز تلاشم زیاده بیشتر یاد بگیرم و نتایجم بیشتر بشه و خداهدایت کنه همیشه در حال حرکت باشم

    والان هر روز هر روز داره اتفاغات مثبت می افته خدایا شکرت برای این قوانین زیبات

    قانون کلی

    جهان من در هر لحظه داره ب فرکانس های من پاسخ میده و اتفاغات در زندگیم خلق میشه

    =باید از جواب دادن قانون شکرگزار باشیم و تلاشمون بیشتر کنیم

    =از وقتی تغییر کنیم جهان تغییر میکنه مثل آینه

    ب انداره ای که فرکانس هات تغییر کنه جهان اطرافت تغییر کنه

    خدایا ممنون برای این الگویی که در زندگی من قرار دادی

    آرزوی

    سلامتی شادی ثروت حاا خوب و هدایت الله برای همه دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمد احمد گفته:
    مدت عضویت: 3039 روز

    الان بعد یه مدت زیادی دوباره برگشتم به سایت حاله این روزام خیلی بهم ریختس چون خودمو توی قفس میدیدم دست به هر کاری میزدم ده برابر بقیه تلاش میکردم از نظر خودم اما یک هزارم اون ها نتیجه نمی‌گیرم کیفیت را مقایسه میکردم میدیم کیفیت کار و خروجی من ده برابر اون هاست از هر لحاظی اما نتیجه نمیاد دیگه ، لابلای این افکار یادم میاد میومد این الهامات که کیفیت مهمه اما اگر کیفیت بالا باشه ولی باور و افکار و… بد باشه حال بد باشه بری تو فاز مقایسه کردن بد و… نتیجه دلخواه نمیگیریا ولی خب یه جرقه بود این الهام و سریع با کوهی از چرتو پرت های قبلی ذهن نابود میشد ، ولی دوست دارم با خودم تکرار کنم بنظرم با توجه به افکار و فرکانس حال حاظرم درست این قضیه اینه که کار با کیفیت با افکار داغون جواب نمیدهد از لحاظ مالی اما کار قابل قبول با توکل و باور احساس خوب نتیجه هزار برابر بهتر داره، کار باکیفیت از نظر من شده بود رنج کشیدن ، باید وقت گذاشت باید رنج کشید ولی کار با کیفیت میشه آخرش. ولی نه این درست نیست لذت ببرید کار باکیفیت از دل آرامشو لذت و عمل به الهامات خود به خود با تکامل بوجود می آید، کار باکیفیت تر شما حالا تو هر حوضه ای که باشید با پیش رفتن و قدم برداشتن و احساس خوب داشتن و ادامه دادن و توکل کردن بوجود میآید ،. در کل اصل را دنبالش باشد ریشه را دنبالش باشیم ببینیم چیو درست کنیم همه چی بهش وصله و بقیه مسائل هم درست میشه که توی این مثال افکار درست و آرامش دهنده اگه درست بشه خود به خود کیفیت هر بار بالا تر می‌ره نیازی به رنج نیست ، برای رسیدن به شرایط خوب نیازی به یه مدت رنج کشیدن نیست ، لذت ببریم ، چون رسیدن به موفقیت به ما لذت نمیده بلکه لذت بردن مارو به نتیجه میرسونه، موفقیت توی این مثال میشه نتایج مالی ، لذت ببریم و لذت بردنو به تعویق نندازیم چون عمر نمیدونیم کی قراره بمیریم اما لذت ببریم و پیش بریم و آرامش قدم به قدم ادامه دار هر روز بهتر میشیم و هر روز خود به خود از دل این آرامشو لذت که از ایمان میاد میشه رسیدن به جایی که راضی باشیم از خودمون ار درونمون از دنیا و…. خدایا شکرت، اول کامنت نوشتن حالم بد بود الان آخر کامنته حالم بغض آلود از احساس آرامشو خوبه خدایا شکرت، میخواستم کامنت بنویسم تو ذهنم بود چیزی ندارم بنویسم اخه چی بنویسم اما اومد اینا تو ذهنم منم نوشتمشون ، خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: