تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4198 روز

    به قول استاد بارها گفتن : این فایلهای رایگان به خدا رایگان نیست ما رایگان گذاشتیم توی سایت

    خداییش واقعیت فقط و فقط همین یه دونه فایل رو کسی خوب و خوب بارها و بارها گوش کنه و بارها و بارها و متوالی و مستمر انجام بده به نظرم نیاز به هیچ فایل رایگان و پولی دیگه نیست

    فقط همین یه دونه فایل ارزشش به نظرم حد اقل یک میلیون تومنه شاید هم بیشتر هر چند اثراتش میلیارها ارزش میتونه ایجاد میکنه

    اما کی؟ گفتن … زمانی که تمرین رو بارها و بارها انجام بدیم

    همین الان یه آگاهی برام الهام شد که میگه بارها و بارها گوش دادن فایل خیلی مهم نیست بارها و بارها تمرین انجام دادن مهمه و تغییرات در جهان پیرامونمون ایجاد میکنه

    چقدر این تمرین کردنه مهمه حتی تمرین توی ذهنمون …

    مثلا من گاها تمرین آگهی بازرگانی دوره عزت نفس رو تو ذهنم تصویر سازی و تجسم میکنم که مثلا برای فلان شخص دارم میخونمش… تاثیرشو در عالم بیرون به چشم میبینم

    حمید جان تمرین تمرین و تمرین

    وقتی تمرین انجام میدی شخصیتت تغییر میکنه و به موازاتش پیرامون تو هم تغییر میکنه

    تمرین انجام بده تمرین انجام بده تمرین انجام بده

    درپناه الله یکتا شاد موفق پیروز و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1912 روز

    بنام خدای مهربان

    ای دوست، جهان آینهٔ جانِ توست،

    هر نقش در آن، زِ نشانِ توست.

    گر تلخ نماید، نه از نیش اوست،

    زخم است که از تارِ اندیشِ توست.

    جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان می‌دهد

    من در خیلی وقت ها از همین قانون استفاده کردم و نتایج خیلی عالی گرفتم ولی از اونجایی که ذهن ما همیشه میخواد اینارو فراموش کنه گفتم این تمرین امروز انجام میدم و نتایجشو میام اینجا مینویسم

    با تمرین سپاسگزاری شروع کردم و با احساس‌ بسیار خوب فایل همین قسمت چند بار گوش دادم و در هر لحظه آگاه بودم که فرکانس نیاد پایین

    ️🟣چکی که مشتری داده بود بعد از چند روز دیروز ثبت شد

    ️🟣چندین مشتری جدید به مجموعه من اضافه شد

    ️🟣یک مبلغ قابل توجهی که مشتری همیشه چک میداد نقدا تسویه شد

    ️🟣جنسی که اصلا دستم من نرسیده هنوز ، مشتری پولشو از شهرستان برام واریز کرد

    ️🟣یکی از کارمندام به صورت خودجوش برام بازار یابی کرد و جنسی که خیلی کم فروش بود و من میگفتم این تا چند ماه مهمون انبار هستش کلا صفر شد .در حالی که شغل ایشون اصلا بازاریاب نبود

    🟣️دیروز یک احساسی رو تجربه کردم که اویل آشنایی با استاد تجربش کرده بودم احساس بسیار عالی

    ️🟣و از همه مهمتر در بهترین زمان و مکان قرار داشتم و با هر کسی برخورد یا تماسی داشتم خیلی حالش خوب بود

    قوانین خیلی ساده هستند ولی نیاز به تعهد و استمرار داره تا اون مومنتوم شکل بگیره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سارا حسن خانی گفته:
    مدت عضویت: 811 روز

    تجربه‌ی «آینه‌ای» شما چیست؟

    به نام خدایی ک هر چه دارم از اوست؛)

    سلام و درود پر مهر

    خدمت شما عشقای جانم و استاد محبوبم و مریم بانوی قهرمان

    الان ک دارم این کامنتو مینویسم توی کلبه دنجم نشستم و از فرصت خلوتی استفاده کردم و دارم تایپ می کنم

    و از خدا خواستم هدایتم کنه

    برای هر آنچه ک باید بنویسم.

    راستش از دیشب تا الان در حال کنترل ذهن عجیبیم هر کاری می کنم

    شکرگزاری

    توجه به زیباییها

    مشغول کردن خودم به انجام کارها

    توی خونه نموندن

    خوابیدن

    و …

    بازم حس واقعی خوب بودن رو هنوز بدست نیوردم

    اول بگم ک دنیا و زندگی ما انسانها همه همش آینه درونمونه

    ک به شخصه اگاهانه دقت ک میکنم میبینم هر حسی ک دارم همونو تجربش می کنم

    یکی از کلیدهایی ک بهم خیلی کمک می کنه یاداوری این جملس ک (( سارا حواست باشه ک چه نوع انرژیی میفرستی ))

    چون همه چی انرژیه

    و این رفتارو کردار ماست ک تو غالب انرژی بهشون معنا میده

    من به شخصه از قانون رهایی خیلی خیلی استفاده می کنم برای بهتر کردن لحظاتم

    البته ک توی پاشنه آشیلام سختتر موفق میشم اما انقد ادامه میدم تا بالاخره موفق میشم ..

    راستش قضیه کنترل ذهنمم برای همون پاشنه اشیلمه

    ک باعث شد مقاومت نشون بدم و تا همین الان حالمو ناخوب کنم.

    زمانی ک حسم ناخوش میشه

    سریع متوجه مقاومت یا توجه به چیزی ک نمیخوام میشم چون درونمه ک دچار چالش شده و بیرون داره خودشو نشون میده.

    من نسبت به رفتار اطرافیان

    مشتریام

    خیلی روون شدن کارای هرروزم

    حتی هدیه گرفتن

    دقت ک میکنم میبینم

    همش زمانی اتفاق میفته ک حس و حالم عالیه

    هروق میخوام واکنشی نشون بدم اگاهانه حواسم هست و به خودم میگم

    اگه جای طرف بودی چه ری اکشنیو دوس داشتی ؟

    سریع میام تو لحظه و رفتاریو انجام میدم ک شایستشم

    و قطعا هم جوابیم ک دریافت می کنم عالیه

    دیشب ریشه واکنشم نسبت به پاشنه آشیلمو پیدا کردم

    متوجه شدم انقد در گیر پیدا کردن باورای ثروت سازم بودم ک یجور حس نیاز اومده سراغم

    انقد ک کلافگی اومده سراغم و بی حوصلم و حس ارزشمندیمم برده زیر سوال

    باعث شده همش منتظر مشتری باشم

    از اونورم حس نیازبه توجه درونم موج میزنه

    انگار از مسیر خارج شده بودم

    و‌جهانم خیلی زیبا همزمانیهاشو برام چیده ک حالمو نیازمندتر نشون بده و اخرین ری اکشنشم واکنش دیشب بنده بود

    سریع متوجهش شدم اماااا

    نتونستم سریع حالمو مثبت کنم

    طوری ک لذت واقعی ببرم و لحظه هامو بچشم و زندگی کنم

    انقدی ک به هر روشی ک بلد بودم میخواستم از این وضعیت بیام بیرون

    الان ک دارم مینویسم حسم یکم بهتر شد انگاری اعتراف کرده باشم و سبک شده باشم

    خدایا شکرت.

    خلاصه ک خیلی هشیارانه متوجه تک تک ورود و خروج نعمتها و برکتهای خداوند به زندگیم هستم و خداروشاکرم ک سریع دستمو میگیره.

    زوم کردن روی هر چیزی

    همونو میاره سمتت

    زوم سارا اینبار روی کم شدن مشتریاش بود ک هرروز کمتر میشدن

    به ظاهر داشت روی باوراش کار می کرد

    اما از اونجایی ک جهان ما جهان فرکانسهاست و فرکانس و انرژیش ناجالب بود همونم دریافت کرد حالا به شکل های مختلف ک اخریش جریان دیشبش بود ک تا الان درگیرش کرده

    بنابراین اگه قبل از رخ دادنهای ناخوش

    حواس جمعی کنیم

    واجازه ندیم مومنتوم پیدا کنه

    انرژیمون هدر نمیره و تجربه های تلخو وارد زندگیمون نخواهیم کرد.

    در پناه خدای وهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه نوری گفته:
    مدت عضویت: 841 روز

    سلام

    استاد من حرف های این جلسه ی شمارو با جون و دل درک میکنم دقیقاااا همینطوره …

    استاد جهان اینقدر هوشمنده که اگر در لحظه احساس بهتری داری به طرز عجیبی اتفاقات جذاب و خوشایندی تجربه می‌کنی به چشم دیدم به خدا

    اینقد جهان سریع به احساسات خوب ما پاسخ می‌دهد و اینقدر سریع از احساسات خوب ما حمایت میکند که خودم میمونم تعجب میکنم از این همه واکنش سریع به احساسات خوب ما

    بار‌ها و بار‌ها تجریش کردم و این حرف شما خیلی درسته خیلی خیلی باورش دارم که جهان مانند آیینه عمل میکند کاش واقعا همه اینو درک میکردن اونوقت راحت تر قدم برمیداشتن و سریع ناامید نمیشدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2513 روز

    روز شمار 172

    گفتگو با دوستان 20 | فرایند تکاملی تغییر شخصیت

    بنام خداوند و یگانه خالق جهان هستی که من را خالق اهداف و خواسته ها و آرزوهای مقدس الهی ام آفرید

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته ی نازنین ممنون و سپاسگذارم

    سلام به دوستان همراه در این قسمت

    خدایااا شکرت برای اینکه آخرین قسمت فایل بینظیر از فصل پنجم روزشمار تحول زندگی من را متعهدانه و با موفقیت بالا آمدم و روی خودم و تغییر باورهایم کار کردم و برای بهبودی تغییر شخصیم در مدار و جایگاه آگاهی بیشتری هدایت شدم شکرگذارم و دوباره برای شروعی دیگر و زیبا و بینظیر در فصل ششم هدایت شدم ..خدایا شکرت

    سخن ارزشمند استاد عزیزم که باید آویزه ی گوشم کنم اگر برای تحول زندگی ات کمر همت بسته ای، به خودت قول بده تا تعهدی غیر قابل مذاکره و بی‌بهانه برای عمل به آگاهی های هر روز را  داشته باشی‌

    از خانم شایسته ی عزیزم هم ممنون و سپاسگذارم که لیست قسمت های روز شمار رو افزایش دادند تا دوباره برگردم و از فصل ششم ادامه بدهم خدایا شکرت

    خدا رو شکر باز هم اومدم طبق تعهدم در این قسمت از سری فایل های دانلودی روزشمار تحول زندگی من تا بتونم ادامه ی این مسیر رو در این بخش ادامه دهم چون من بخودم تعهد داده بودم که تمام فایل های دانلودی رو دانه به دانه ببینم و روی تغییر باورهام کار کنم تا بتونم همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم و این در صورتی امکان پذیر است که هر روز روی تغییر باورهایم کار کنم و توانایی تغییر در شخصیتم را داشته باشم و بر این اساس بعد از این روزشمار که در فصل ششم در اون زمان آخرین قسمت بود بلافاصله هدایت شدم به سری فایل های دانلودی توانایی کنترل ذهن و بعد از نتایجی که در اون قسمت گرفتم و توانستم تا حد زیادی ذهنمو کنترل کنم و با تکرار و تمرین های مداوم فقط روی نکات مثبت تمرکز کنم و این تمرکز سبب شد که به یک پله بالاتر صعود کنم و این تعهد رو همچنان در خودم ایجاد کنم که باید همیشه روی تغییرات خودم تمرکز داشته باشم و با تکامل رشد کنم . این تکامل در تمام جنبه های زندگیم با همین تمرین ها و تکرار ها برای شناسایی افکار و باورهای محدود کننده ام سبب رشد شخصیتم شده است و وقتی شخصیتم تغییر کند یعنی باورهایم تغییر کرده است و وقتی باورهایم تغییر کرده باشد نتایج هم تغییر میکند و وقتی نتایج تغییر کند یعنی در مدار رشد و پیشرفت بسمت خواسته هام آگاهانه رشد کرده ام

    این تغییرات ممکنه از طریق تضادهای زندگی مون شکل گرفته باشه یعنی وقتی یک تضاد در هر یک از جنبه های زندگیم بوجود بیاد این بدان معناست که خواسته ام رو می توانم شناسایی کنم و برای اینکه به خواسته ام برسم باید بطور مداوم روی این باورم و خواسته هام تمرکز داشته باشم و مسیرم رو با تکامل طی کنم و شکر خدا تضادها در زندگیم خیلی خیلی کمتر شده یعنی قبل از اینکه تضادی در زندگیم بوجود بیاد خودم زودتر. بفکر فتح قله های دیگری هستم و بطور مداوم به خواسته های بعدیم تمرکز دارم …

    از وقتی فهمیدم که این من هستم که اتفاقات زندگیم رو بوجود میاورم دیگه حجت بر من تمام شده که طبق قانون آگاهانه فقط به خواسته هام توجه کنم نه به ناخواسته هایم

    شاید تغییرات من خیلی محسوس و قابل لمس نباشد چون توقع اینرا ندارم که مثلا یهویی و یکشبه به خواسته ام برسم ولی وقتی روند رشد زندگیم را میبینم که هر روز داره بهتر میشه و هر روز بیشتر در مدار احساس خوب هستم و بیشتر شکرگذار خداوند هستم بیشتر نعمت های خداوند در زندگیم جاری شده بیشتر در روابطم با افراد درست و مناسب روبرو میشم همینکه آدمهای سمی از زندگیم بطور کلی حذف شدن و فقط در مدار شرایط و افراد درست و مناسب هستم یعنی شخصیتم تغییر کرده یعنی مدارم بالاتر رفته .. وقتی چرخ زندگیم روانتر شده و کارها برام آسانتر پیش میره و به آرامش بیشتری رسیدم یعنی روی خودم خوب کار کردم و شخصیتم تغییر کرده یعنی باورهام تغییر کرده پس نتایج و اتفاقات خوب هم باید داشته باشم و دقیقا همین اتفاقات خوب رو دارم تجربه میکنم ..

    مثلا داشتم به تمدید قرار داد خانه ام فکر میکردم و همش از خداوند میخواستم آن بهترین برام رخ بده و سعی کردم احساسمو خوب نگه دارم و در آرامش بیشتری بسر ببرم چون میدونستم که فقط با احساس خوب می تونم اتفاقات خوب رو برای خودم رقم بزنم و خدا رو شکر مالکم یکماه قبل از سررسید تمدید قرارداد با من تماس گرفت و گفت که اصلا پول پیش خانه نمی‌خواد اضافه کنه .. فقط به اجاره خونه مبلغ چهار میلیون تومان اضافه کرد ‌. و خدا رو شکر کردم که مالکم آنقدر از من راضی بوده و آنقدر اعتماد داشته که این پیشنهاد رو دقیقا یکماه به تمدید قرارداد مانده پیشنهاد داده در صورتی که در سال گذشته از خرداد ماه تصمیم قرار دادشو بهمون اعلام کرده بود که اگر نتوانیم با شرایطش کنار بیایم فرصت داشته باشیم که تا آخر شهریور بفکر جابجایی باشیم .. یعنی می‌خوام بگم بر عکس سال گذشته همش فکر میکردم که چرا مالکم تا الان که آخر مرداد شده هیچ تماسی نگرفته که وضعیت تمدید رو مشخص کنه ولی میدونستم که حتما خیریتی در کار است پس خودمو به خداوند سپردم و گفتم خدایا هر اتفاقی پیش بیاد بنفع منع و دقیقا آخر مرداد تماس گرفت و وضعیت رو اعلام کرد و ما هم موافقت کردیم و روز دوم شهریور به اتفاق برادرشون آمدند و تمدید قرار داد برای آخر شهریور رو نوشتیم و به همین سادگی و آسونی هم خیال ما راحت شد و هم خیال مالک راحت شد و از اینکه در مدار آرامش بیشتری هستم از خداوند تشکر و قدردانی کردم … خدا رو شکر

    باز هم مثل همیشه این باور رو آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من در این فایل های دانلودی است . 

    .تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است چه آگاهانه و چه ناآگاهانه

    به  هر  آنچه  که  توجه  می کنیم  از  ریشه  و  اساس  همون  موضوع  وارد  زندگی مون میشه

    پس طبق این قانون ما در هر لحظه داریم اتفاقات مون رو خلق می‌کنیم، بنابراین اگر می‌خواهیم نتایج نتایج پایداری باشه باید همیشه روی خودمون کار کنیم

    اینکه پاسخ کانون توجه مون رو می گیریم

    اینکه پاسخ افکارمون رو می گیریم

    اینکه پاسخ باورها مون رو می گیریم

    پس باید همیشه روی باورها مون کار کنیم

    خدایااا کمکم کن ظرف وجودمو در خدایی وجودم بزرگتر کنم

    خدایااا شکرت که تمام هدایت های الهی تو با هم جمع شدند تا تمام راه حل های درست و مناسب مسعلع های زندگیم را حل و فصل کند که به هیچ عنوان اعتبار آن را به غیر از تو نمی توانم به کسی جز تو بدهم

    خدایااا شکرت من تمام راه حل ها و تمام اتفاقات خوب و عالی و تمام معجزهای بزرگ را از جانب تو میبینم خدایااآاا شکرت که همیشه با بهترین ها سوپرایزم کردی

    هر روز از لحاظ مالی در حال رشدم و هیچ اتفاق دیگه ای نمیتونه رخ بده چون روی خدای خودم حساب کردم ودارم روی تغییر باورهام بطور مداوم کار میکنم

    بقول استاد عزیزم

    اول باید همه چی رو در ذهن مون ساده و راحت کنیم و از خداوند هدایت بطلبیم و حرکت کنیم و خداوند درهایی رو برامون باز میکنه که الان هیچی از آن نمیدانم از استاد عزیزم ممنون و سپاسگذارم که این باور رو همیشه و همیشه بخودم یاوری میکنم

    خدایااا شکرت و از اینکه هم شما و هم خانم شایسته ی عزیز الگوهای بارز و مشخص من در تمام جنبه های زندگیم. هستید از خداوند تشکر و قدردانی می کنم

    من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم

    خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا خودت هدایتم کن

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به تو اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2636 روز

    به نام خدای زیبایم

    ستایش مخصوص خدایست که رب جهانیان است

    که مهربانترین مهربانان است

    سلام به استاد عزیز و مریم خانم نازنینم

    و سلام به تمام دوستان مهربانم

    منم خیلی زیاد این تجربه رو دارم

    که واقعا به اندازه ای که زمان و انرژی

    گذاشتم و فقط به اندازه ای که تغییر کردم

    جهانم تغییر کرده

    یه موقع که روزمو با انرژی و احساس خوب شروع

    کنم خدایی یه روز خوب خواهم داشت یه روزی

    که با خودم وبا همه در صلح هستم

    اونقدر اون حسم قشنگه که همش به خودم

    میگم چرا چه طوریه که گاهی اوقات

    ازین مسیر دور میشم مگه زیباتر از این

    حس و حال در دنیا وجود داره؟

    اما خبر خوب اینکه که خدا اونقدر مهربانه

    اونقدر عظیمه و ابن قانون زیبا رو گذاشته

    که هر لحظه هر زمان دوباره به مسیر برگردیم

    اون بهمون نه نمیگه و دوباره دستمونو میگیره.

    انحراف از مسیر فقط یه لحظه س

    اگه بتونیم مثل دوستان قدرتمند دیگه مون مثلا فاطمه جان سعیده جان و خیلیای دیگه متعهد باشیم صددرصد موفقیت‌های بزرگتری رو تجربه میکنیم.

    پس همه چی فقط به اعمال و رفتار خودمون برمیگرده و نه هیچ عامل دیگه.

    بله خیلی خوب میشه که بتونیم هر بار انقدر

    رو خودمون کار کنیم که بتونیم هر سری زمانهای بیشتری در حس خوب مون بمونیم گاهی اوقات حتی با یه شوخی کردن با یه حرف خنده دار به

    خاطر همرنگ شدن با جامعه از مسیر دور میشیم

    و همین مورد کوچیک همش ما رو کم کم می‌بره

    و تا جایی که قشنگ احساس می‌کنیم چه قدر افت

    انرژی داریم چرا دیگه اون حس قشنگ رو نداریم

    البته اینا همش تکامل میخواد و من همیشه به

    اندازه ظرفیتم می‌خوام از خودم انتظار داشته باشم .

    امیدوارم که خدای مهربونم همه رو هدایت کنه

    به سمت زیبایی حس خوب و فراوانی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    بنیامین حسن سیرت گفته:
    مدت عضویت: 4193 روز

    سلام؛بسیار سپاسگزارم

    مثل همیشه لذت بردم .

    متاسفانه مدتی درگیر کرونا شده بودم و ذهن و روحم دچار دگرگونی عجیبی شده بود که خدا رو شکر به زندگی برگشتم .آمدم به جمع شما خوبان تا بهتر بشم و ان شاالله از همین لحظه پرقدرت مجدد شروع میکنم.براتون دعای خیر میکنم برای منم دعا کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    وحیده گفته:
    مدت عضویت: 2454 روز

    استاد قربونتون برم که واقعااااا حرفاتون انقدر نابه، تمام حاشیه ها رو ول میکنید و اصل رو‌ هر سری از یه بعدش برامون تشریح میکنید

    استاد من فایل رو ادیت کردم و اون تیکه صحبتاتونو مدام گوش میدم بینظیرهه

    استاد حجت رو امروز بر ما تموم کردین به نظرم، اینکه گفتین وقتی جلو آینه دستتو میبری بالا تصویرت همون لحظه دستش میره جهانم با هر تغییرت همون لحظه تغییر میکنه

    و استاد این حرف چنان شجاعتی بهم داد که من یه تصمیمی گرفته بودم که بخاطر حذف یا کمتر شدن یه سری آدم ها میخواستم یه دروغی بگم و به همه ابعادش فک کرده بودم و قرار بود هفته ی آینده این دروغو بگم فقط بخاطر اینکه تنهاتر بشم و راحتتر رو‌ خودم کار کنم…

    ولی امروز بعد این حرفا بعد شجاعت و ایمانی که از حرفاتون گرفتم، گفتم به هیچ وجه دروغ نمیگم آشغالارو زیر فرش نمیذارم ، میگردم باورای غلطمو پیدا میکنمو رفع میکنم عزت نفسمو بیشتر میکنم و میزارم جهان تغییر کنه عاشقتونم،

    عاشق خودمم که با این شجاعت تصمیم گرفتم

    هرچقدر سپاسگزاری کنم ازتون کمه بهتریییین استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    پریسا شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 2974 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گل عباسمنشی

    احساس کامنت نوشتن خیلی خوبه چون احساس میکنم اول با چند خط میخای تمام کنی بعد یهو میای میبینی چندین خط شده اون هم پر محتوا😍خوب خداروشکر

    چیزایی که من از این بحث گرفتم بحث اول شکیبا خانم بود با بحث آخر

    اولش از اینجا شروع شده منطق میبینم کسی که تونسته نتایج و ب بار بیاره خیلی عملگرا بوده یعنی هر عضوی از بچه ها که میاد صحبت می‌کنه و از نتایج باب میل حرف میزنه نشون از عملگرایی طرف میده چند روزه پیش با خانم فرهادی داشتم صحبت میکردم می‌دیدم که ایشون از هر حرفی که میزنه آخرش ی مثال میزنه (مثال واقعی) اونجا فهمیدم که منطق خیلی نقش داره همون‌طور که قدم اول گفته بودین

    شکیباخانم هم اومده از منطق جهان و از منطق تغییر صحبت کرده این خیلی برای ذهن مهمه که باهاش از راه منطق صحبت کنی حداقل برای ذهن من اینطوریه .یعنی تا میاد ی چیزی میگه من باید با جواب منطقی منطق تر و تمیز متقاعدش کنم .پس الگوی اول⁦☑️⁩ منطق آوردن واسه ذهن خودمون که طبیعی باشه داشتن اون خاسته برامون ⁦⁦✌️⁩

    فهم من از موضوع آخر استاد اینه 👇

    اول بزارین از خودم مثال بزنم چون با مثال همچین واضحتر میشه تولد دخترم بود ۲هفته پیش و قرار بود مهمان بیاد خونمون اون هم ۱۶نفر و همسرم چون این ماه باید پس انداز میکرد گفت که کنسل کن و نگیر و فلان و بسان منم گفتم اوکی

    حالا اومدم الکی گفتم که خانمها آقایون ما هفته بعد کم آب هستیم و نمی‌تونیم که مهمان داری کنیم بعد گفتن که اوکی و بیاین خونه ما و این داستانها ک اون هم نشد و برام مهم نبود واقعیت .

    خوب اینم مربوط ب این میشه ک از ۲روز قبل باید درگیر بشم و کلی غذا و پیش غذا و کلی هزینه و فلان و بسان آخر شب هم کلی ظرف نشسته دم دستم .و العان ارزش خودم و می‌دونم و نمیخام آنقدر الکی انرژی هدر بدم و دوست داشتم با همسرم و دخترم تفریح ۳نفری بریم و تمام🤗

    کجا بودیم🤔اونجایی که من گفتم الکی هفته بعد آب نداریم

    تو دلم گفتم وای من این فرکانس و فرستادم حالا امیدوارم که نشه یعنی خودم حسم خوب نبود نسبت ب این حرفی که زدم

    میدونین چی شد مهمونی که کنسل شد أما خونه ما از روز سه شنبه کم آب شد 😳باورتون میشه آب به تپ تپ افتاده بود میتونین حدس بزنین کدوم قسمت ؟؟؟؟؟؟؟

    فقط سینگ ظرفشویی جایی که من گفته بودم کم آب هست واسه هفته بعد 😐

    چی از این واضحتر چه واقعیتی از این شفاف تر

    تمام همسایه هامون آب داشتن(آپارتمان)فقط سینگ من آب نداشت

    چی می‌تونست باشه فقط یه چیزی رسوب در ورودی علم 👌

    واقعیت چیه؟؟؟؟

    من که بهت میگم اما توام فکر کن بهش تا ببینم خوب درک کردی یا نه

    انگاری همون لحظه گفتم که هفته بعد خونمون کم آب میشه خدا گفت باشه چشم تمام رسوب ها رو حرکت داده درب ورودی علم و رسوب جمع شده و جلوی حرکت آب و گرفته (میبینی؟؟؟؟؟؟؟ )

    میبینی چقدر جهان صریح و حساب هست همون لحظه که دستم و براش تکون دادم اون هم تکون داد برام. فقط نتیجه کامل من کی بود چون خاسته أم تو ابعادی کوچیکتر بود زودتر رخ داد

    همون لحظه که استاد دوست داشت تو خونه ای که تهیه میکنن استخر هم داشته باشه همون موقع ب دل صاحبخانه میوفته که خونش و استخر دار کنه تو شهرک‌خصوصی تمپا 😊

    ب گفته خود استاد وقتی ساکن شدن اونجا همسایه سوم گفت این خونه تازه ۶ماه پیش استخر دار شد همون زمانی که چنین درخواستی تو دل استاد افتاده همون لحظه پاسخ داده شده

    به همین راحتی

    چرا نمیخایم این همه واقعیت و بفهمیم این همه شفافیت ب چی وصلیم آخه ما ؟بخدا که بخودمون وصلیم 😭ب این همه تنبلی😭 ب این همه روز مرگی😭 ب این همه بی هدفی و زود خسته شدن

    ی مثال دیگ هم راجب (سلامتی) چون از درون هست با این همه توضیحاتی که من العان دادم همون ۲تا مثال واضح و شفاف اینه مثلا میگیم

    ما از درون بدنمون ی تغییر بکنه که چنین نتیجه ای بیاد بعد وقتی تجسم میکنیم وقتی حتی تصورش میکنیم همون لحظه دقیقا همون لحظه اتفاق داره میوفته نگین که ای نشد که هنوز درد هست اگه درد هست توجه هر لحظه باید باشه رو سلامتی هر ثانیه باید با درون خودمون صحبت کنیم امیدواری بهش بدیم این هر لحظه ها تو درونمون تاثیر گذاره بعد میایم ۱هفته کار میکنیم میبینیم همه چی بهتره بعد میگیم ک ای بابا نشد اون نتیجه بزرگه نشد.تا کی صبر کنم .تا ۲ماه بعد تا ۲سال بعد تا ۱۰سال بعد .لذت باید برد از مسیر .حالت باید خوب باشه.بابا تو داری تلاش میکنی .تو‌کم کاری انجام نمیدی .فکر نکن تلویزیون ندیدن یا غیبت نکردن کار هر کسی هست نه ۹۹%جامعه برعکس این و دارن انجام میدن.فکر نکن کار کمی هست وقتی از بازیهای هیجانی می‌ترسی اما میری تو دلش تو اون مسیر رفت و برگشت چشاتو بسته و داری ب خاسته هات فکر می‌کنی کاره الکی هست که عموم جامعه دارن انجام میدم نه کسی چنین جسارتی ندارن .

    یادمه تو اون تایم گفتم که نهایت این تجربه اینه که پا رو ترسم گذاشتم این یک دوم اینکه فهمیدم دیگ نمیخام بازی های هیجانی سوار بشم .

    نمی‌دونم واقعا کی میخوام ب خودم بیام کی؟؟ نمی‌دونم فقط امیدوارم بخودم بیام هر چ زودتر عشق و حال زودتر 😍😘

    ب امید الله مهربان

    بماند ب یادگار

    ۰۰/۱۰/۰۵

    نشانه امروزم بوده زمانی که ناراحت از نرسیدن ب خاسته سلامتی بودم این نشانه اومده برام ⁦♥️⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سید جواد همتی گفته:
    مدت عضویت: 2252 روز

    به نام خدا که به شدت کافیست

    به شرط پاکی دل وطهارت روح و پرهیز از معامله با شیطان

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان وتماام عاشقان این مسیر توحیدی

    تغیر مفهوم صبر فاصله بین تغیر ونتایج

    خدا روسپاسگزارم ک هبازهم به انچه درخواست داشرم هر دفعه پاسخ میده چقدر این فایل برای الان من در این روزهاست چقدر ردخواست داشتم که خداوند پاسخ بده چرا الان که وسط خواسته هایم هستم و رسیدم به اون مکان مناسب در زمان مناسب چرا انگیزه ام داره کم کم تر میشه بزارید داستان را بگویم که واضح تر بشه

    من تقریبا دو ماهی هست که تصمیم گرفتم برم در مسیر علاقه ام از خداوند هدایت خواستم وبا وجود تمام مسایلی که وجود داشت تمام وجودم وتمرکزم را گذاشتم روی تمریناتم و تمرکزی رفتم سراغ دوره احساس لیاقت وواقعا خیلی خوب کار کردم این دوماه رو و انقدر حس خوب داشتم و هدایت ها رو دریافت میکردم که انگار خدا فقط میگفت تو چی میخوای بگو تا بشه در این حد یعنی هر قدمی که گفته میشد فقط میگفتم گوش کن اقدام کن و واقعا همش معجزه بود برام انقدر این چند ماه برام درس داشته که میتونم یه کتاب بنویسم با ماجراجویی هایم ولی واقعا وصل شدن بود یعنی تمام اتفاقاتی که تا الان در این چند ماه برام رخ داده از هر طرفی بچرخم نمیتونم بگم چیزی جز نتیجه عمل به قانون بوده چیزی جز باور کردم بهتر وبیشتر خداوند و توحید بوده یعنی دونه دونه قدم هام رو بهم میگفت خوب تو این مدت من خیلی تنها شده بودم که خیلی هاش اگاهنه بود چون از ابتدای سال محکم پس گردنی رو خوردم انقدر جهان زدم تا تصمیم گرفتم عمل کنم تغیر کنم انقدر به تضاد های بزرگی خوردم که فکر نکنم هیچ وقت فراموش کنم این تضادی که بهش برخوردم رابطه عاطفی ام دچار بحران جدی شد و منجر به جدایی شد تمام درامد وپول وهمه چیزم را از دست دادم حس وحالم وحشتناک بد بود به چیز هایی تو زندگیم خوردم وشخصیت ووضعیتی از جواد دیدم که تا حالا هیچ وقت ندیده بودم همه چیز روی سرم اوار شده بود تضاد ها ومسایل پشت سرهم میومد اما یه جایی نشستم وبه خدا گفتم خدایا من کم اوردم میدونم شرک ورزیدم اما تسلیمم من الان هیچی و هیچ کس رو جز تو ندارم کمکم کن بپذیرم خودم کردم همه اینا خلق خودم بود تو تغیری نمیکنی قانون تو تغیری نمیکنه اونی که ایراد داشته من بودم وهنوز هم هستم خدایا کمکم کن من بدون تو نمیتونم از پس هیچ کدوم از اینا بر نمیام اونجا بود که درونن فهمیدم که چقدر عاجزم ناتوانم چقدر روی خودم حساب کردم چقدر روی دیگران حساب کردم چقدر ایمانم سست شده بود با وابستگی با قدرت دادن به عوامل بیرونی مثل پول رابطه ام و بی ارزشی و بی لیاقتی بیداد میکرد عزت نفس منفی شده بود اما میدونستم هر جوری باشم تنها کسی که همه جوره بامن میمونه ومونده وبهم کمک میکنه خداست انگار فقط منتظر بود که برگردم و فقط بهش بگم بهم گفت دستتو بده به من بلند شو باز شروع میکنیم باهم انقدر واضح باهام حرف میزد که قدرت میگرفتم هر لحظه گفت عیبی نداره باز درستش میکنیم فقط با من باش همش درست میشه فقط نامید نشو از من بهم اعتماد کن هیچی نیست اروم باش درستش میکنیم فقط توکل کن به من ایمان داشته باش من بهت میگم چیکار کنی استاد امسال بهترین وبزرگ ترین تضادهای زندگی ام را دیدم در عمرم بد ترین حال ها رو داشتم ولی واقعا از لحظه ای که تصمیم گرفتم توحید بیشتری داشته باشم وقدرتش را باور کنم ورق برگشت یه جوری برگشت که هنور مات و مبهوت پاسخ های خداوند هستم یه جوری که اگر به قول خودش تمام دریا ها مرکب بشن وتمام درختان قلم نمیتونم فقط به خاطر این شش هفت ماه زندگیم براش سپاسگزاری بنویسم شروع کردم به کار کردن روی دوره ها دوره احساس لیاقت رو شروع کردم وشبانه روزی کار میکردم کامنت میزاشتم مینوشتم فایل های توحید عملی رو گوش میکردم وبیستر وبهتر وصل میشدم استاد در عرض یک ماه کاری به من پیشنهاد شد که تقریبا تمام بدهی هام رو دادم من فقط اشک میریختم فقط سپاسگزاری میکردم تحسین میکردم که اینقدر قانون خوب جواب میده این عظمت خداوند وقدرتی که داره بعد از اون سقدم بعدی بهم گفته شد بهم گفت باید بیشتر روی خودت تمرکز کنی به تغیر بیشتر نیاز داریم گفتم چیکار باید بکنم گفت دوباره مستقل شو باید یه فضای بهتری برای تغیر وتمرکزت درست کنی یه پایگاه برای کار کردن روی خودت سریع رفتم دنبال خونه شروع کردم یه هفته ای طول کشید اما یه جوری پول پیش خونه وپول اجاره وخود خونه جور شد که هنوز که هنوزه باورم نمیشه خونه ام اوکی شد و رفتم باز خونه خودم وشروع کردم به کار کردن روی خودم کار ثابتی نداشتم گفتم تمام این تضادها اومد که من دیگه برم سراغ علاقه ام خدایی که اینجوری داره برام راه رو هموار میکنه اینم درست میکنه من دارم بنده بهتری میشم وبندگیم رو میکنم اونم اربای اش رو بلده نشستم وهدایت خواستم گفت برو سراغ اشپزی که فکر میکنی بهش علاق داری رفتم و کارم یه جا شروع کردم و یه روز نشد بهم نشونه داد با شرایطی که برای استخدام گذاشتن برام چک وسفته وضامن میخواستن بهش گفتم چیکار کنم گفت بیا بیرون از اونجا ترس ها اومد نجوای شیطان اومد اما باز یه لحظه به خودم اومدم و گفتم اگر جا بزنی و هدایتش رو عمل نکنی نتیجه نمیگیری نتیجه تو عمل کردنه ذهنم پر از چرایی بود اما یه چیزی تو وجودم تریگر میکرد میگفت شک داری باز میخای بزنم محکم در گوشت تا بر گردی گفتم نه ایمان دارم درسته همه چیز به خیر منه انجامش میدم از اونجا اومدم بیرون باز بیکار شدم گفتم قدم بعدی چیه گفت برو سراغ علاقه بعدی من در ذهنم ورفتارهایم و خواسته هایم ماجراجویی وسفر کردن جز علاقه هایم بوده اومدم وگفتم من به این موضوع گردشگری و تور لیدری و سفر علاقه دارم اما گوشه ذهنم میگفت تو ظرفت اماده این کار نیست چون هیچ تجربه ومهارتی نداشتم براش گفت برو سراغ برق کشی که هم مهارتش رو داری هم تجربه اش و برای اونم هدایتت میکنم خوب در مورد اشپزی و برق کشی هم علاقه ام بود هم سابقه کاری داشتم اما برای گردشگری هیچ ایده ومهارت وتجربه ای نداشتم فقط میدونستم علاقه دارم به خاط همین اینبار مقاومت زیادی ذهنم نداشت پس دست به کار شدم ورفتم سراغ برق گشی و اونم به صورت جادویی اوکی شد در کنارش بهم میگفت مهارت زبانم یادبگیر و دنبال شروع مسیر باش گفتم باشه زبانمم به صورت کاملا هدایتی شروع کردم وبسیار سوال درباره گردشگری داشتم وکار برق کشی هم پیش میرفت هم در امد داشتم هم داشتم مهارت کسب میکردم و تا اینکه یه سفر ماری کوتاهی رفتم ودر اونجا باز هدایت خداوند که از طریق کار برق کشی من رو به یه نفر دیگه رسوند توی سفرم که جواب سوال های گردشگری ام را میدونست وچقدر بهم کمک کرد گفتم ببین خیرش اینجا بود حالا گرفتی باید چیکار کنی خیلی از سوالاتم پاسخ داده شد و باز ازش هدایت خواست گفتم چیکار کنم قدم بعدی چیه گفت از این کار بیا بیرون و ایندفعه هیچ دلیلی نداشت فقط گفت بیا بیرون اینجا بود که هر روز ازش نشونه میخواستم چون ایمانم در حد نبود چند روزی طول کشید و یه اتفاقاتی رخ داد بین من ودوستم که نشونه دیدمش و از اون کار اومدم بیرون چون ایمانم با اون نشونه تقویت شد بعد از اون بهش گفتم باید چیکار کنم گفت باید صبر کنی فعلا فقط روی خودت کار کن گفتم باشه من همین جوری زبانم را کار میکردم وروی خودمم کار میکردم و دنبال نشونه بودم یه روزی همین طور که داشتم روی خودم کار میکردم بهم گفت برو دنبال کار اصلا نمیگفت چه کاری فقط گفت شروع کن باز و دنبال کار هم باش گفتم باشه منم اولین ایده ای که زد تو ذهنم این بود که گوشیم بردارم و برم تو برنامه دیوار دنبال کار یه خورده گشتم وچند جا زنگ زدم ویه جا قرا گذاشتم ورفتم کار تو باشگاه بدنسازی بود اما تو کافه اش منم رفتم واوکی شد قرار شد یه چند روزی ازمایشی وایسم و کار کنم منم قبول کردم بعد از چند روز همه چیز خوب بود واوکی شد صاحب کارم اومد و گفت همه چی اوکیه فقط باید یه برگه چک یا سفته بیاری بیاری ضمانت منم گفتم بزارید فکر کنم رفتم و دسته چک رو برداشتم باز هم شرک و رفتم برگه چک رو دادم و روز بعدش دیدم اصلا اینجوری ارامش ندارم چک دادم داره حس و حالم بد میشه همون موقع شروع کردم به نوشتن و ازش هدایت خواستم و نشانه ام رو در سایت دیدم اون نشانه انقدر حس خوبی به من داد اسم فایل ابوموسی نباشیم بود من فقط اشک میریختم دسته چک بیست و پنج برگی ام رو برداشتم و رفتم باشگاه صاحب کارم اومد قبل از اومدنش دسته چک رو پاره کردم و بعد برگه چک رو هم اومد ازش گرفتم و پاره کردم و تصمیم گرفتم دیگه دسته چک نگبرم در زندگی ام و به توحید ربطش دادم و همون جا گفتم من دسته چک ندارم سفته هم هم نمیتونم بگیرم اونم گفت نمیتونیم با هم کا کنیم اینجوری منم تشکر کردم و اومدم خونه اون روز خیلی حس خوبی داشتم وخدا هم هر لحظه بهم در درونم دلگرمی میداد و میگفت همه چی درست میشه تو به من اعتمادت رو بیشتر کردی همه چی رو باهم درست میکنیم قدم بعدی اینه که صبر کنی من فقط صیر میکردم و روی خودم کار میکردم شرایط زندگیم سخت شده بود با این اینکه سخت شده بود اما حسم خوب بود و با انگیزه ادامه میدادم پول نداشتم برم برا خونه چیزی بگیرم فقط نون گرفته بودم با چند تا تخم مرغ هر روز همین رو میخوردم بعضی مواقع پول همون هم نداشتم که بگیرم اما حسم خوب بود و امید داشتم یه دو هفته ای گذشت و هر روز کار میکردم روی خودم ونشانه هام رو میدیدم و از خدا هدایت میخواستم درخواست میکردم که هدایتم کنه به مسیر علاقه ام وقدم بعدی رو بهم بگه و در وجودم میخواستم برم سمت گردشگری و جهانگردی برای اموزش و کار و تجربه اش کنم خیلی احساس میکردم درونم میخواد این موضوع رو وعاشقش هستم تا اینکه یه روز یه نفر با شماره ناشناس بهم زنگ زد و بهم گفت شما یک ماه پیش رزومه فرستاده بودی برای کار کافه هر چقدر فکر میکردم یادم نمیومد که کجا وکی ولی انقدر بنده خدا نشانه داد تا بالا خره یادم اومد که کیه رزومه براش فرستاده بودم برای کار کافی شاپ بعد کافی شاپ توی هتل بود یه هتل سi ستاره گفت بیا برا مصاحبه منم رفتم برا مصاحبه و کار رو شروع کردم و از اون جایی که خیلی زود شروع کردم با بچه های هتل ارتباط گرفتن بعد از چند روز تازه فهمیدم که چه هدایتی شدم چطور خداوند درها رو برام باز کرد یعنی دقیقا من رو در زمان مناسب در مکان مناسب خودم قرار داد منی که دوست داشتم برم با خارجی ها ارتباط بگیرم وزبانم روش کار کنم وتوریست هایی که توشهرمون هستن ارتباط بگیرم وبرم دنبال کار های تور لیدری وگردشگری خداوند خودش همه این کار ها رو برام انجام داد ودقیقا من رو یه جایی قرار داد که تمام سوال هایم در مورد اینکه باید از کجا شروع کنم واموزش هام باید از کجا شروع کنم یعنی با دقت وجزییات هر چه بیشتر از طریق بندگانش در کوتاه ترین زمان ممکن جواب همه سوالاتم را درمورد مسیر مورد علاقه ام بهم داد و انقدر ارتباطاتم خوب شد با بچه های هتل وبا مدیر هتل که بهم پیشنهاد دادن که پذیرش شب هتل رو بعد از کار کافه ام در هتل دست بگیرم خوب من زبانم در سطح بالایی نبود اما بازهم یه نشانه بود برای رشد و قدم بعدی ام از خداوند نشانه خواستم وگفته شد من الان در پذیرش هتل جایی که حتی فکرش رو نمیکردم دارم کامنتم رو مینویسم من که نمیدونستم باید از کجا شروع کنم خداوند همه کارها رو برام انجام داد ومسیر را برایم هموار تر کرد الان من دقیقا جایی هستم که چند اتاق از هتل توریست داره ومنم چون پذیرش هستم باید کارها رو انجام بدم و هر روز توریست داریم ما اینجا از سراسر دنیا از روسیه از انگلستان امریکا از عربستان از فرانسه از چین من خودم هنوز بعد از یک ماه باورم نمیشه هر روز توی سپاسگزاری ام این رو مینویسم که خدایا اگر این خواسته ام به این راحتی شد وخلق شد من دیگه از پس هر کاری بر میام این دیگه چنان نشدنی بود وانقدر برایم بزرگ بود که اگر این مسیر اینطوری خلق شد با توحید تو من دیگه هر چی بخوام رو با توحید وباور کردن بیشتر وبهتر تو عمل به قوانین بدون تغیر تو و کنترل ذهنم خلق میکنم و چنان انگیزه واحساس عزت نفس بیشتر وبهتر را در درونم زنده کرد که اصلا وصف شدنی نیست بارها به خدا گفتم خدایا چه ارزشی به من دادی چطور من رو از فرش از هیچ مهارت خاصی اوردی وسط ماجراجویی ام این قدرت تو ست قدرت خلق است و اشک میریختم که چقدر اگر فراوانی و بزرگی و عظمتش را ببینم وتوحید بیارم وعمل کنم نتایج میتونه بعه راحتی تغیر کنه یه جوری از غیب برام رسوند که هنوز هم باورش نمیکنم یه جوری بهم اعتبار داد که اگر میلیون ها بار شکرش را به جا بیاورم باز هم کمه این قدرت توحید است این قدرت خلق است این قدرت کنترل ذهن است خدار وشکر میکنم هزاران بار شکرش رو به جا میارم که در عرض شش ماه انقدر زندگی ام ماجرا های خوب داشت و همه اینا از ارزش تضاد هایی بزرگ برایم به وجود امد که من یه جایی تصمیم گرفتم خیر ببینمش و بسپارم وتسلیم باشم و ازش هدایت بخوام تا بزرگ تر بشم وصل بشم وهمه چیز را در قدرت وسیطره خودش بدانم که کارها رو انجام میده وهیچ وقت کنترل هیچ چیز از دستان او خارج نمیشود خدا روشکر میکنم که در مسیر علاقه ام قرار گرفتم وبا عشق درام کار میکنم خدا روشکر که ارامش بیشتری دارم

    و حالا منم داره انگیزه هاینم افت میکنه اما هر چقدر ذهنم را بررسی میکنم استاد میبینم بیشتر از روزمرگی هست جون اینجا کارمم زیاد شده هی دارم تلاش میکنم که روی خودم کار کنم وهر دفعه به خودم میگم جواد یادت باشه درسته به این خواسته واین مسیر هدایت شدی اما هنوز خواسته های بزرگ تر داری باید انگیزه داشته باشی حواست به ذهنت باشه حواست باشه که باید روی خودت کار کنی بر نامه زندگی ات را یادت باشه که باید باورهات تغیر کنه بنیادی هنوز از لحاظ مالی به ائن جایی که میخوای نرسیدی باید ادامه بدی یه جمله دیگه هم از شما استاد یادم هست در این باره در یه فایل دیگه اونم این بود که قهرمان شدن مهمه وخوبه ولی قهرمان موندن مهم تره و اینجاست که وقتی به خواسته ای میرسم باید یادم باشه که از چه مسیری بهش رسیدم و اگر رها کنم مسیر درست رو باز گم میشم اگر توحیدم رو باورهای توحیدی ام را هدایت خواستن وکار کردن روی خودم را فراموش کنم وانگیزه وهدف بعدی را مشخص نکنم دچار روزمرگی میشم واین من رو برمیگردونه و هر روز سعی میکنم از خدا بیشتر بخوام وجز برنامه ام باشه هر روز روی خودم وقت برزارم وکار کنم و ذهنم شرطی بماند برای کار کردن روی خودم برای لذت بیشتر بردن از نتایج عمل به قانون انگیزه بیشتر بگیرم از این نتیجه ای که اینجوری وارد زندگی ام کرد از این پاسخ خداوند وحرکت کنم ودر جا نزنم

    و یاد اوری این قانون استاد برام فوق العاده بود که

    این نتایجی که به وجود اومد نتیجه فرکانسهایی بود که در گذشته ارسال کردی پاسخش رو گرفتی والان باید فرکانس درست در مسیر خواسته ات ارسال کنی تا به وجود بیاد در اینده وهمیشه یه جورایی با هر اندازه انگیزه خودم را درمسیر درست وارسال فرکانس درست بمانم و بهتر بشم سعی کنم در مسیر بهتر کردن اوضاع باشم

    و چقدر داستان این تلویزیون رو گفتید برام واضح است

    الان بیشتر وبهتر درک میکنم که هدف داشتن یعنی چی وقتی انقدر هدف داری تو زندگیت ودنبال برنامه هات هستی که در مسیر خواسته هات است اصلا وقت نمیکنی که بری دنبال حاشیه من خودم برام این فوق العاده است که تمرکزم روی افزایش مهارتم در این کاری است که بهش علاقه دارم دارم روی مهارت ارتباطاتم کار میکنم دارم زبانم رو کار میکنم کار های هتل وپذیرشم هست هنوز تازه میخوام کلاس گردشگری ام را هم شروع کنم و انقدر برنامه دارم که فقط صبح ها ذوق دارم کی شروع میشه وقتی دو سه ساعت تو شب میخوابم یا دارم کارهای پذیرشم رو انجام میدم وفایل با هندزفری تو گشم هست یا دارم روی خودم کار میکنم یا دارم سپاسگزاری میکنم یا دارم زبانم کار میکنم یا در کافه هستم ودارم کارهام انجام میدم اصلا وقتی بران نمیمونه بخوام تلف کنم همش سوده وسود خدا روشکر همش رشده وپیشرفت همش بهتر شدن هست خدا روشکر و تمرکز خدا روشکر و این برنامه داشتن وحرکت کردن وهدف داشتن ووقت نداشتن برای من یعنی لذت بیشتر بردن از زندگی یعنی ارامش یعنی ارزشمندی یعنی درک قانون یعنی باور درست در مسیر درست خدا روشکر میکنم که اینگونه داره پیش میره خدا روشکر که خداوند یاری ام میکنه که هر کاری میکنم یادم باشه باید بهتر وبیشتر هر روز روی خودم کار کنم خدا روشکر میکنم که انگیزه بیشتر وحس بهتر هر روز بهتر وبیشتر به وجود میاد وهر روز در مسیر رشد وتصاعد همه چیز قرار میگیره خدا روشکر که توکل میکنم وایمان بیشتر دارم وخداوند را بهتر وبیشتر قدرت میبینم

    و همیشه این تعهد بیشتر وقدرت گرفتن از نتایج به وجود اومده از عمل به قانون وارسال فرکانس درست در جهت خواسته ها هست که نتایج را بزرگ وبزرگ تر میکنه باید متعهد تر بشی و انجام بدی و ادامه بدی

    مثال ایینه برام زنگی بود برای درک بهتر تغیر این برام واضح ترین مثال بود که این تغیر را درک کنم وقتی جلو ایینه هستم هر حرکتی همان لحظه خودش را نشان میدهد

    جهان ایینه تمام نمای درون من است

    و اگر قانون بدون تغیر است وبدون سر سوزنی خطا نتایج را به من نشان میدهد پس باید در همان لحظات ابتدایی تغیر درون من تغیرات در بیرون هم خودشون رو نشون بدن و نتایج به وجود امده هم منطقی میکنه این باور را برای ذهنم تا بپذیرد که درست است صبر یعنی تکامل اما به این معنا نیست که باید زمان ببرد تا نتایج حاصل شود صبر یعنی نتایج به وجود میاد اما باید برای رشد بیشتر ادامه بدم ارسال فرکانس هم جهت با خواسته هایم را تا تغیرات بزرگ تر نشود نتایج هم بزرگ تر نمیشود

    و چقدر منم اینجوری هستم در هر جنبه ای روی خودم کار کردم روابط یا عزت نفس یا احساس لیاقت نتایج خیلی زودتر وبهتر خودشون رو نشون دادم اما در مورد ثروت پاشنه های اشیل زیادی دارم میدونم که هنوز نتیجه ها بزرگ تر نشدن چون تغیرات من هنوز در اون زمینه شروع نشدن و به هر اندازه ای که پاشنه ها قوی تر هستن منم باید بنیادی تر کار کنم منم مشکل وایراد دارم در بحث ثروت

    خدا روسپاسگزارم

    از شما ممنونم استاد عزیزم

    متشکرم از دوست های عزسزم در این خانواده صمیمی خودمون

    براتون بهترین ها رو از خداوند خواستارم چون لیاقتش رو دارید

    دوستتون دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: