تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
موضوع این قسمت: بزرگترین اشتباه در مورد قانون: توقع نتایج بزرگ از تغییرات کوچک
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا میکند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار میکنم؛
- لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون من خلق میشود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
- به اندازهای که شخصیت من تغییر میکند، جهان پیرامونم نیز تغییر میکند؛
- اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی.
خطری که موفقها را تهدید میکند
این یک گفتگوی فوقالعاده حیاتی و هشداردهنده است، مخصوصاً برای کسانی که مدتی در مسیر کار کردن روی باورها بودهاند و نتایجی هم گرفتهاند.
شکیبا توضیح میدهد که چگونه از یک فرد فوقالعاده خجالتی، عصبی و وابسته، با کار کردن روی فایلها و به خصوص «دوره ۱۲ قدم»، به یک تحول شخصیتی شگفتانگیز رسید. او در سن ۱۸ سالگی به درآمد بسیار عالی دست یافت، روابط عالی ساخت و عزت نفس خود را بازیافت.
شکیبا با شجاعت اعتراف میکند که پس از رسیدن به آن نتایج عالی در سال ۹۸، دچار غرور شد، به ذهن خودش تکیه کرد و «کار کردن روی فایلها را کنار گذاشت». او فکر میکرد دیگر راه را بلد است و نیازی به آبیاری روزانهی آن نهال ندارد.
نتیجهی این توقف چه بود؟ سقوط آزاد. درآمد او تقریبا صفر شد! جهان ضربههایی به او زد تا به یاد بیاورد که تغییر و رشد، هرگز متوقف نمیشود.
فرق آدم موفق با «فوق موفق»
استاد در ادامهی این گفتگو، داستان شکیبا را تحلیل میکنند و از تلهی خطرناکی پرده برمیدارند که در «میانهی مسیر» منتظر همهی ماست:
- تلهی روزمرگی: وقتی نتایج اولیه را میگیریم (مثلاً از بحران مالی یا رابطهی بد خارج میشویم)، آن «تضاد» و «درد» اولیه که انگیزهی اصلی ما برای تغییر بود، از بین میرود.
- توقف انگیزه: در این نقطه، انگیزه کم میشود و فرد ناخودآگاه میایستد.
- نقطهی تمایز: استاد تأکید میکنند که فرق بین یک آدم موفق معمولی و یک آدم «فوق موفق» دقیقاً همینجاست. آدمهای فوق موفق میدانند که جهان در هر لحظه، در حال خلق لحظهی بعد، بر اساس فرکانسِ همین لحظه است. آنها هرگز متوقف نمیشوند.
استاد از زندگی خودشان مثال میزنند که چطور با پُر کردن تمام لحظات زندگی با کارهای هدفمند (مانند تولید محتوا، کار روی سایت، و…)، حتی ۳ ماه فرصت روشن کردن تلویزیون را پیدا نکردهاند. این «مشغولیت هدفمند» آنها را دائماً در فرکانس درست نگه میدارد و نتایج را بزرگ و بزرگتر میکند.
بزرگترین درس فایل: قانون «آینه» و سوتفاهم بزرگ «صبر»
مهمترین و کلیدیترین بخش این فایل، جایی است که استاد یک تصور اشتباه رایج در مورد «صبر» را به کلی دگرگون میکنند.
بسیاری فکر میکنند «صبر» یعنی من امروز روی باورهایم کار میکنم و «منتظر» میمانم تا جهان در آینده نتایج را به من بدهد.
استاد این دیدگاه را رد میکنند و «قانون آینه» را توضیح میدهند:
جهان دقیقاً مانند یک آینه عمل میکند. اگر شما جلوی آینه دستتان را بالا ببرید، آینه «همان لحظه» دستش را بالا میبرد، نه دو ساعت بعد!
جهان در برابر تغییرات فرکانسی شما «تأخیر» ندارد. واکنش آن «فوری» است.
پس مشکل کجاست؟ مشکل در «مقیاس» است، نه در «زمان».
مشکل اینجاست که ما (خیلی کم) تغییر میکنیم، اما انتظار داریم جهان ما (خیلی زیاد) تغییر کند. و چون آن نتیجهی بزرگ را نمیبینیم، فکر میکنیم قانون جواب نمیدهد!
داستان راننده تاکسی: دیدن نتایج فوری اما کوچک
استاد از دوران راننده تاکسی بودن خود مثال میزنند. وقتی روی باورهایشان کار میکردند، انتظار نداشتند «همان لحظه» یک میلیارد تومان به دست آورند (چون تغییرشان به آن اندازه بزرگ نبود).
اما آنها میدیدند که «همان لحظه»، مسافر بعدی که سوار میشد، «کمی» خوشاخلاقتر از مسافر قبلی بود. میدیدند که خرج ماشین «کمی» کمتر شده بود.
آنها این نتایج «کوچک اما فوری» را میدیدند، تأیید میکردند و همین باعث میشد ایمانشان قویتر شود و به مسیر ادامه دهند تا نتایج بزرگتر و بزرگتر شدند.
این فایل یک درس حیاتی در مورد «استمرار»، «دیدن نتایج کوچک» و «قانون آینه» است که جلوی سقوط شما از قلهی موفقیتهای اولیهتان را میگیرد.
تمرین این قسمت:
استاد در این فایل توضیح دادند که جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان میدهد (مثل داستان راننده تاکسی و مسافرانش). بسیاری از ما چون فقط منتظر نتایج «بسیار بزرگ» هستیم، این تغییرات «کوچک» و «فوری» را که جهان مثل آینه به ما نشان میدهد، نادیده میگیریم و ناامید میشویم.
تجربهی «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟
- مثلاً: بلافاصله بعد از تمرین سپاسگزاری، یک مشتری کمی خوشاخلاقتر پیدا شد؟
- یک جای پارک غیرمنتظره و عالی پیدا کردید؟
- یک تخفیف کوچک اما عجیب گرفتید؟
- کسی که انتظارش را نداشتید به شما کمک کرد؟
- یا دردی که داشتید «کمی» آرامتر شد؟
به اشتراک گذاشتن این «نشانههای فوری» به همهی ما کمک میکند تا قانون آینه را باور کنیم و در مسیر بمانیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸18MB20 دقیقه














سلام و درود به شما استاد عزیزم
من امروز به لطف هدایت الله یکتا اومدم که توی این فایل از نتایج خودم بگویم.
ابتدا رب العالمین را سپاس و شکر میگم به خاطر تک تک فراوانی هایی که در زندگی من قرار داده است خصوصا سعادت حضور در این سایت الهی که سراسر شکر خداوند، سراسر ایمان، توحید، یکتاپرستی و ایمان به خداوند است.
استاد عزیزم به لطف رب العالمین و تمرکز بر زیبایی ها، سپاسگزاری و استفاده از تمرین ستارهی قطبی به نتیجه ای که سالها تلاش میکردم ولی نمیرسیدم، به آسانی رسیدم.
خواسته ی من: خرید خودرو ی اتوماتیک، سالم، کم کار، تک برگ سند.
البته از گرم کن صندلی، برف پاک کن عقب، شیشه برقی، آینه برقی و تاشو برقی، سانروف، تهویه دیجیتال اتوماتیک، سیستم صوتی فابریک خوب هم خوشم میومد. مخصوصا برف پاک کن عقب.
استاد از روزی که روزانه در مورد خواسته هایم نوشتم، نوشتم خدایا من امروز خوشحال میشم ماشین مورد علاقه ام را ببینم، یکی یکی نشانه ها را خداوند به من نشان داد.
یک روز گفتم خدایا دوست دارم امروز یه آزرا سرمه ای ببینم، همون موقع دیدم توی سایت دیوار اصفهان، نزدیک خونمون یه سرمه ای گذاشته واسه فروش؛ 20 دقیقه قبل.
بعد از اون ایمانم تقویت شد و هر ورز با ایمان به خداوند حرکت کردم. هر روز کارهامو میکردم و هر وقت بهم گفته میشد میرفتم و ماشین های موجود برای فروش را نگاه میکردم. لذت میبردم و همواره تکرار میکردم خدایی که تا الان این همه به من عطا کرده است، پول خرید اینو به آسانی برای من جور میکند فقط کافی است باور کنم، کافی است درست عمل کنم و کارها را به درستی انجام بدهم.
فقط کافی است احساس خوبی داشته باشم، سپاسگزار باشم تا هم جهت بشوم با خواسته هایم.
یا همین نعمت برف و بارانی که اینطور خداوند به ما عطا کرده.
چندین روز قبل همینطور بیاد آوردم که خداوند چطور خواسته ها را عملی میکنه.
چطور خداوند در زمان مناسب با باورهای مناسب، به تمامی خواسته های من لبیک میگوید.
چطور خداوند خواسته ها را عملی میکند.
مادامی که من احساس خوبی داشته باشم، مادامی که به قوانین متعهد باشم، من فقط میتوانم رشد کنم.
خدارا شکر و سپاس.
استاد عزیزم.
برای من رسیدن به این خواسته منطقی شد و از یک خودروی فرسوده مدل پائین، به یک ماشین تمیز به نسبت مدل کم کار، به رنگ غیر سفید، اتوماتیک، دارای برف پاک کن عقب (اینو زیاد میگم چون واقعا بهش علاقه داشتم)، که تک برگ سند هست رسیدم.
حالا میخوام از معجزاتی که در این مسیر رخ داد بگم.
1. وقتی ماشینو معامله کردم، 10 میلیون بیع دادم.
فروشنده گفت بذار ماشین باشه، گفتم نه، من شنبه میام ببریمماشینو نشون بدیم، و تا 3 شنبه وجهم را پر میکنم.
شنبه طرف که رفتیم دنبال کارها، طرف گفت ماشینو بردار برو. البته 500 میلیون براش زدم.
اما بدون هیچ چک یا چیزی ماشین 1.600 میلیاردی را به من داد.
نه چکی، نه حتی اینکه پول را براش پر کنم.
من اینو به هر کسی گفتم تعجب میکرد.
چقدر من گریه کردم بخاطر این لطف رب العالمین که این چنین دستان خودش را در مسیر من قرار داد.
معجزه بعدی در زمان فروش ماشینم رخ داد.
سه شنبه بود و من باید مبلغی از خوردو که باقی مانده بود را تکمیل میکردم.
ذهن من میخواست مرا نگران کنه.
باز هم تکرار کردم، من لایق این ماشین هستم و خداوند مرا در مسیر بهترین ها قرار داده است.
خدا میخواهد من این ماشینو بخرم و خودش مرا آسان میکند برای آسانی ها.
تو ظهر یه بنده خدایی بهم زنگ زد، گفت میخوام ماشینو ببینم، گفتم بیا ببین، باورتون میشه یا نه در کمتر از نیم ساعت ماشینو خرید.
توی مسیر رسیدن به بنگاه ماشینشون، برای من 400 میلیون جابجا کرد.
و توی بنگاه 50 میلیون دیگه.
دیشب یعنی 2 روز بعد از فروش، مدارک را بهش دادم و تسویه شد.
حتی دیروز رفتم مدارک ماشین جدیدم را بگیرم. فروشنده بهم گفت شنبه بیا وکالت بگیر و تسویه کن.
واسم معجزه آسا بود این هدایت الله. اینکه مردم اینطور بهم اعتماد کردند و من تمام این الطاف را از سوی خداوند میبینم.
من این الطاف را از سوی خداوند میبینم از آن لحاظ ولی از این دستان خداوند نیز سپاسگزارم بخاطر این فراوانی ای که در زندگی ام قرار داد.
این مثال برای من یک الگویی شد که بارها بیاد بیاورم، تکرار کنم و سپاسگزار باشم.
من این نتیجه را نوشتم.
چرا که نتیجه ی باورهایی است که مدت ها دارم به دوستانم در بخش عقل کل، به دوستانم این روش را پیشنهاد میدم و این دومین خواسته ی من هست که با این روش اجابت شده است.
خواسته ای که شاید برای الانم بزرگ باشه، ولی یک الگوست که من به راحتی میتوانم رشد کنم.
من به راحتی میتوانم به هر خواسته ای برسم.
فقط کافی است خواسته هایم را بنویسم.
برای رسیدن به هر خواستهای ای تغییرات در افکار، باور ها، عملکردم داشته باشم.
از خواسته ام رها باشم.
و همواره زیبایی ها، فراوانی ها، تغییرات و نشانه ها را ببینم، قوانین و الطاف الهی را ذکر کنم، بیاد بیاورم و سپاسگزار باشم.
چون احساس خوب = اتفاقات خوب
چون احساس خوب، احساس آرامش، احساس شور و شعف درونی، این ذوقی که باعث جاری شدن اشک شوق بر چشمانم می شود. یعنی من هم جهت شده ام با جریان خداوند
خداروشکر میکنم که این چنین با ذوق، با عشق و با احساس خوب نوشتم.
در مکان شلوغی بودم و تمرکز کافی برای نوشتن را نداشتم. اما این لطف الهی شامل حالم شد، به هدایت الله امشب عمل کنم و بیام در این سایت الهی بنویسم.
استاد عزیزم.
یکی از بهترین نتایح متعهد بودن به بخش عقل کل همین دستاورد ها و نتایجی بود که نوشتم.
چون برای خودم خیلی خوب یادآوری شد و دوبعدی از یک مدتی بهتر درک کردم چطور دریافت کرده ام.
عاشقتونم استادان عزیزم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام و درود به شما استاد عزیزم
من امروز به لطف هدایت الله یکتا اومدم که توی این فایل از نتایج خودم بگویم.
ابتدا رب العالمین را سپاس و شکر میگم به خاطر تک تک فراوانی هایی که در زندگی من قرار داده است خصوصا سعادت حضور در این سایت الهی که سراسر شکر خداوند، سراسر ایمان، توحید، یکتاپرستی و ایمان به خداوند است.
استاد عزیزم به لطف رب العالمین و تمرکز بر زیبایی ها، سپاسگزاری و استفاده از تمرین ستارهی قطبی به نتیجه ای که سالها تلاش میکردم ولی نمیرسیدم، به آسانی رسیدم.
خواسته ی من: خرید خودرو ی اتوماتیک، سالم، کم کار، تک برگ سند.
البته از گرم کن صندلی، برف پاک کن عقب، شیشه برقی، آینه برقی و تاشو برقی، سانروف، تهویه دیجیتال اتوماتیک، سیستم صوتی فابریک خوب هم خوشم میومد. مخصوصا برف پاک کن عقب.
استاد از روزی که روزانه در مورد خواسته هایم نوشتم، نوشتم خدایا من امروز خوشحال میشم ماشین مورد علاقه ام را ببینم، یکی یکی نشانه ها را خداوند به من نشان داد.
یک روز گفتم خدایا دوست دارم امروز یه آزرا سرمه ای ببینم، همون موقع دیدم توی سایت دیوار اصفهان، نزدیک خونمون یه سرمه ای گذاشته واسه فروش؛ 20 دقیقه قبل.
بعد از اون ایمانم تقویت شد و هر ورز با ایمان به خداوند حرکت کردم. هر روز کارهامو میکردم و هر وقت بهم گفته میشد میرفتم و ماشین های موجود برای فروش را نگاه میکردم. لذت میبردم و همواره تکرار میکردم خدایی که تا الان این همه به من عطا کرده است، پول خرید اینو به آسانی برای من جور میکند فقط کافی است باور کنم، کافی است درست عمل کنم و کارها را به درستی انجام بدهم.
فقط کافی است احساس خوبی داشته باشم، سپاسگزار باشم تا هم جهت بشوم با خواسته هایم.
یا همین نعمت برف و بارانی که اینطور خداوند به ما عطا کرده.
چندین روز قبل همینطور بیاد آوردم که خداوند چطور خواسته ها را عملی میکنه.
چطور خداوند در زمان مناسب با باورهای مناسب، به تمامی خواسته های من لبیک میگوید.
چطور خداوند خواسته ها را عملی میکند.
مادامی که من احساس خوبی داشته باشم، مادامی که به قوانین متعهد باشم، من فقط میتوانم رشد کنم.
خدارا شکر و سپاس.
استاد عزیزم.
برای من رسیدن به این خواسته منطقی شد و از یک خودروی فرسوده مدل پائین، به یک ماشین تمیز به نسبت مدل کم کار، به رنگ غیر سفید، اتوماتیک، دارای برف پاک کن عقب (اینو زیاد میگم چون واقعا بهش علاقه داشتم)، که تک برگ سند هست رسیدم.
حالا میخوام از معجزاتی که در این مسیر رخ داد بگم.
1. وقتی ماشینو معامله کردم، 10 میلیون بیع دادم.
فروشنده گفت بذار ماشین باشه، گفتم نه، من شنبه میام ببریمماشینو نشون بدیم، و تا 3 شنبه وجهم را پر میکنم.
شنبه طرف که رفتیم دنبال کارها، طرف گفت ماشینو بردار برو. البته 500 میلیون براش زدم.
اما بدون هیچ چک یا چیزی ماشین 1.600 میلیاردی را به من داد.
نه چکی، نه حتی اینکه پول را براش پر کنم.
من اینو به هر کسی گفتم تعجب میکرد.
چقدر من گریه کردم بخاطر این لطف رب العالمین که این چنین دستان خودش را در مسیر من قرار داد.
معجزه بعدی در زمان فروش ماشینم رخ داد.
سه شنبه بود و من باید مبلغی از خوردو که باقی مانده بود را تکمیل میکردم.
ذهن من میخواست مرا نگران کنه.
باز هم تکرار کردم، من لایق این ماشین هستم و خداوند مرا در مسیر بهترین ها قرار داده است.
خدا میخواهد من این ماشینو بخرم و خودش مرا آسان میکند برای آسانی ها.
تو ظهر یه بنده خدایی بهم زنگ زد، گفت میخوام ماشینو ببینم، گفتم بیا ببین، باورتون میشه یا نه در کمتر از نیم ساعت ماشینو خرید.
توی مسیر رسیدن به بنگاه ماشینشون، برای من 400 میلیون جابجا کرد.
و توی بنگاه 50 میلیون دیگه.
دیشب یعنی 2 روز بعد از فروش، مدارک را بهش دادم و تسویه شد.
حتی دیروز رفتم مدارک ماشین جدیدم را بگیرم. فروشنده بهم گفت شنبه بیا وکالت بگیر و تسویه کن.
واسم معجزه آسا بود این هدایت الله. اینکه مردم اینطور بهم اعتماد کردند و من تمام این الطاف را از سوی خداوند میبینم.
من این الطاف را از سوی خداوند میبینم از آن لحاظ ولی از این دستان خداوند نیز سپاسگزارم بخاطر این فراوانی ای که در زندگی ام قرار داد.
این مثال برای من یک الگویی شد که بارها بیاد بیاورم، تکرار کنم و سپاسگزار باشم.
من این نتیجه را نوشتم.
چرا که نتیجه ی باورهایی است که مدت ها دارم به دوستانم در بخش عقل کل، به دوستانم این روش را پیشنهاد میدم و این دومین خواسته ی من هست که با این روش اجابت شده است.
خواسته ای که شاید برای الانم بزرگ باشه، ولی یک الگوست که من به راحتی میتوانم رشد کنم.
من به راحتی میتوانم به هر خواسته ای برسم.
فقط کافی است خواسته هایم را بنویسم.
برای رسیدن به هر خواستهای ای تغییرات در افکار، باور ها، عملکردم داشته باشم.
از خواسته ام رها باشم.
و همواره زیبایی ها، فراوانی ها، تغییرات و نشانه ها را ببینم، قوانین و الطاف الهی را ذکر کنم، بیاد بیاورم و سپاسگزار باشم.
چون احساس خوب = اتفاقات خوب
چون احساس خوب، احساس آرامش، احساس شور و شعف درونی، این ذوقی که باعث جاری شدن اشک شوق بر چشمانم می شود. یعنی من هم جهت شده ام با جریان خداوند
خداروشکر میکنم که این چنین با ذوق، با عشق و با احساس خوب نوشتم.
در مکان شلوغی بودم و تمرکز کافی برای نوشتن را نداشتم. اما این لطف الهی شامل حالم شد، به هدایت الله امشب عمل کنم و بیام در این سایت الهی بنویسم.
استاد عزیزم.
یکی از بهترین نتایح متعهد بودن به بخش عقل کل همین دستاورد ها و نتایجی بود که نوشتم.
چون برای خودم خیلی خوب یادآوری شد و دوبعدی از یک مدتی بهتر درک کردم چطور دریافت کرده ام.
عاشقتونم استادان عزیزم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام و درود به شما استاد عزیزم
من امروز به لطف هدایت الله یکتا اومدم که توی این فایل از نتایج خودم بگویم.
ابتدا رب العالمین را سپاس و شکر میگم به خاطر تک تک فراوانی هایی که در زندگی من قرار داده است خصوصا سعادت حضور در این سایت الهی که سراسر شکر خداوند، سراسر ایمان، توحید، یکتاپرستی و ایمان به خداوند است.
استاد عزیزم به لطف رب العالمین و تمرکز بر زیبایی ها، سپاسگزاری و استفاده از تمرین ستارهی قطبی به نتیجه ای که سالها تلاش میکردم ولی نمیرسیدم، به آسانی رسیدم.
خواسته ی من: خرید خودرو ی اتوماتیک، سالم، کم کار، تک برگ سند.
البته از گرم کن صندلی، برف پاک کن عقب، شیشه برقی، آینه برقی و تاشو برقی، سانروف، تهویه دیجیتال اتوماتیک، سیستم صوتی فابریک خوب هم خوشم میومد. مخصوصا برف پاک کن عقب.
استاد از روزی که روزانه در مورد خواسته هایم نوشتم، نوشتم خدایا من امروز خوشحال میشم ماشین مورد علاقه ام را ببینم، یکی یکی نشانه ها را خداوند به من نشان داد.
یک روز گفتم خدایا دوست دارم امروز یه آزرا سرمه ای ببینم، همون موقع دیدم توی سایت دیوار اصفهان، نزدیک خونمون یه سرمه ای گذاشته واسه فروش؛ 20 دقیقه قبل.
بعد از اون ایمانم تقویت شد و هر ورز با ایمان به خداوند حرکت کردم. هر روز کارهامو میکردم و هر وقت بهم گفته میشد میرفتم و ماشین های موجود برای فروش را نگاه میکردم. لذت میبردم و همواره تکرار میکردم خدایی که تا الان این همه به من عطا کرده است، پول خرید اینو به آسانی برای من جور میکند فقط کافی است باور کنم، کافی است درست عمل کنم و کارها را به درستی انجام بدهم.
فقط کافی است احساس خوبی داشته باشم، سپاسگزار باشم تا هم جهت بشوم با خواسته هایم.
یا همین نعمت برف و بارانی که اینطور خداوند به ما عطا کرده.
چندین روز قبل همینطور بیاد آوردم که خداوند چطور خواسته ها را عملی میکنه.
چطور خداوند در زمان مناسب با باورهای مناسب، به تمامی خواسته های من لبیک میگوید.
چطور خداوند خواسته ها را عملی میکند.
مادامی که من احساس خوبی داشته باشم، مادامی که به قوانین متعهد باشم، من فقط میتوانم رشد کنم.
خدارا شکر و سپاس.
استاد عزیزم.
برای من رسیدن به این خواسته منطقی شد و از یک خودروی فرسوده مدل پائین، به یک ماشین تمیز به نسبت مدل کم کار، به رنگ غیر سفید، اتوماتیک، دارای برف پاک کن عقب (اینو زیاد میگم چون واقعا بهش علاقه داشتم)، که تک برگ سند هست رسیدم.
حالا میخوام از معجزاتی که در این مسیر رخ داد بگم.
1. وقتی ماشینو معامله کردم، 10 میلیون بیع دادم.
فروشنده گفت بذار ماشین باشه، گفتم نه، من شنبه میام ببریمماشینو نشون بدیم، و تا 3 شنبه وجهم را پر میکنم.
شنبه طرف که رفتیم دنبال کارها، طرف گفت ماشینو بردار برو. البته 500 میلیون براش زدم.
اما بدون هیچ چک یا چیزی ماشین 1.600 میلیاردی را به من داد.
نه چکی، نه حتی اینکه پول را براش پر کنم.
من اینو به هر کسی گفتم تعجب میکرد.
چقدر من گریه کردم بخاطر این لطف رب العالمین که این چنین دستان خودش را در مسیر من قرار داد.
معجزه بعدی در زمان فروش ماشینم رخ داد.
سه شنبه بود و من باید مبلغی از خوردو که باقی مانده بود را تکمیل میکردم.
ذهن من میخواست مرا نگران کنه.
باز هم تکرار کردم، من لایق این ماشین هستم و خداوند مرا در مسیر بهترین ها قرار داده است.
خدا میخواهد من این ماشینو بخرم و خودش مرا آسان میکند برای آسانی ها.
تو ظهر یه بنده خدایی بهم زنگ زد، گفت میخوام ماشینو ببینم، گفتم بیا ببین، باورتون میشه یا نه در کمتر از نیم ساعت ماشینو خرید.
توی مسیر رسیدن به بنگاه ماشینشون، برای من 400 میلیون جابجا کرد.
و توی بنگاه 50 میلیون دیگه.
دیشب یعنی 2 روز بعد از فروش، مدارک را بهش دادم و تسویه شد.
حتی دیروز رفتم مدارک ماشین جدیدم را بگیرم. فروشنده بهم گفت شنبه بیا وکالت بگیر و تسویه کن.
واسم معجزه آسا بود این هدایت الله. اینکه مردم اینطور بهم اعتماد کردند و من تمام این الطاف را از سوی خداوند میبینم.
من این الطاف را از سوی خداوند میبینم از آن لحاظ ولی از این دستان خداوند نیز سپاسگزارم بخاطر این فراوانی ای که در زندگی ام قرار داد.
این مثال برای من یک الگویی شد که بارها بیاد بیاورم، تکرار کنم و سپاسگزار باشم.
من این نتیجه را نوشتم.
چرا که نتیجه ی باورهایی است که مدت ها دارم به دوستانم در بخش عقل کل، به دوستانم این روش را پیشنهاد میدم و این دومین خواسته ی من هست که با این روش اجابت شده است.
خواسته ای که شاید برای الانم بزرگ باشه، ولی یک الگوست که من به راحتی میتوانم رشد کنم.
من به راحتی میتوانم به هر خواسته ای برسم.
فقط کافی است خواسته هایم را بنویسم.
برای رسیدن به هر خواستهای ای تغییرات در افکار، باور ها، عملکردم داشته باشم.
از خواسته ام رها باشم.
و همواره زیبایی ها، فراوانی ها، تغییرات و نشانه ها را ببینم، قوانین و الطاف الهی را ذکر کنم، بیاد بیاورم و سپاسگزار باشم.
چون احساس خوب = اتفاقات خوب
چون احساس خوب، احساس آرامش، احساس شور و شعف درونی، این ذوقی که باعث جاری شدن اشک شوق بر چشمانم می شود. یعنی من هم جهت شده ام با جریان خداوند
خداروشکر میکنم که این چنین با ذوق، با عشق و با احساس خوب نوشتم.
در مکان شلوغی بودم و تمرکز کافی برای نوشتن را نداشتم. اما این لطف الهی شامل حالم شد، به هدایت الله امشب عمل کنم و بیام در این سایت الهی بنویسم.
استاد عزیزم.
یکی از بهترین نتایح متعهد بودن به بخش عقل کل همین دستاورد ها و نتایجی بود که نوشتم.
چون برای خودم خیلی خوب یادآوری شد و دوبعدی از یک مدتی بهتر درک کردم چطور دریافت کرده ام.
عاشقتونم استادان عزیزم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.