تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷
موضوع این قسمت: قانون تغییر: چرا میدانیم اما عمل نمیکنیم؟
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- اگر بر خداوند توکل کنی، خداوند برایت کافی است؛
- به وسیله اهرم رنج و لذت، هر تغییری را میٔتوان ایجاد کرد. تغییراتی مثل: ترک هر عادت مخرب و ایجاد هر عادت سازنده؛
منابع بیشتر:
دوره روانشناسی ثروت 1 | جلسه 2
دوره شیوه حل مسائل زندگی | جلسه 3
این جلسه گفتوگوی صمیمانهای است میان چند دانشجو و استاد عباسمنش که از یک «احساس گناه» آغاز میشود و به یک «استراتژی عملی برای جهش» ختم میگردد.
۱) همراستایی، قانون و آرامش: از احساس گناه تا اقدام درست
یکی از دوستان اعتراف میکند که مدتی ناآگاهانه فایلها را از سایتهای غیرمجاز تهیه کرده است و حالا عذاب وجدان دارد. پاسخ روشن است:
- ماندن در احساس بد، راهحل نیست.
- از صفحهی رسمی سایت abasmanesh.com وارد شوید و مستقیماً آدرس را در نوارِ مرورگر بنویسید تا دچار سایتهای جعلی نشوید.
- با فایلهای هدیه (صوتی/تصویری) شروع کنید.
- اگر نتیجه گرفتید، از همان نتایج برای سرمایهگذاری روی محصولات عمیقتر استفاده کنید.
۲) شواهد هدایت و قانون جذب در زندگی واقعی
چند روایت الهامبخش میشنوید:
دوستی که در اوج قرنطینه، با کارِ جدی روی «قدم اول و دوم» جهش درآمدی شگفتانگیزی را تجربه میکند و هم زمان عزتنفسش بالا میرود.
در ادامهی فایل، ما شاهد نتایج شگفتانگیزِ اعتماد به همین «مسیر درست» هستیم. داستان «حامد» عزیز یکی از نمونههای «توحید عملی» است:
- شرک پنهان: او در خانوادهای مرفه بزرگ شده بود و تمام اتکایش به پدرش بود.
- تصمیم بزرگ و نقطه عطف: زمانی که خانوادهاش از ایران میروند، او (در ۱۶-۱۷ سالگی) تصمیمی شجاعانه میگیرد: در ایران بماند و زندگیاش را «خودش» و با اتکا به «خدا» بسازد، نه پدرش.
- بهای تصمیم: او روزهایی را تجربه کرد که با ۵ هزار تومان برای دو روز زندگی میکرد. در حالی که ترسها و نجواها به او میگفتند «اشتباه کردی، بدبخت میشوی»، او در کنار دریا با خدا عهد بست: «خدایا، من این تصمیم را گرفتم، خودت من را هدایت کن.»
- نتیجهی توحید: خداوند «دستانش» را، از جمله استاد، سر راه او قرار داد. او که قبلاً درآمد بالای ۲۰۰ میلیون را تجربه کرده بود، خبر میدهد که پس از صحبت قبلیاش، درآمدهایش چندین برابر شده است.
این داستان، معجزهی رها کردن «اتکا به غیر خدا» و چنگ زدن به «قدرت مطلق» خداوند است.
این روایتها نشان میدهند وقتی باور و اقدام هماهنگ میشوند، «نشانهها»، «افرادِ درست» و «فرصتهای همفرکانس» مثل قطعات پازل سرِ راهتان مینشینند.
داستان «حامد» یک درس خیرهکننده از «توحید عملی» بود. او آگاهانه «طنابِ اتکا به پدر» را رها کرد تا فقط به خداوند تکیه کند و دیدیم که جهان چگونه برایش معجزه کرد.
همهی ما در زندگی، «طناب»هایی داریم که به آنها آویزان شدهایم و مانع اعتماد کامل ما به خدا شدهاند.
شما در زندگیتان، کدام «طناب اتکا به غیر خدا» را رها کردید (یا میدانید که باید رها کنید)؟
- شاید این طناب، اتکا به حقوق کارمندی بوده که جرات شروع کسبوکار خودتان را نداشتید.
- شاید اتکا به یک فرد خاص (پدر، مادر، همسر، شریک) برای حمایت مالی یا عاطفی بوده.
- شاید اتکا به مدرک تحصیلیتان بوده که جلوی تغییر شغل شما را گرفته.
- یا شاید اتکا به یک مشتری خاص یا یک «آب باریکهی همیشگی» بوده.
۳) نسخهی عملی برای «تصمیمهای بزرگ»: اهرم رنج و لذت
سؤال یکی از دوستان: چرا با وجود مطالعه و شنیدن فایلها، هنوز برای تصمیمهای بزرگِ کاری میترسم؟
پاسخ: هر تغییرِ پایدار، از اهرم رنج و لذت میگذرد.
- تا وقتی «رنجِ تغییر نکردن» در ذهنتان کمتر از «رنجِ تغییر کردن» باشد، حرکت نمیکنید.
- باید «لذتِ آینده» را چنان بزرگ و زنده کنید که شما را بکشد به جلو، و «رنجِ ماندن در وضع موجود» را آنقدر شفاف کنید که دیگر نتوان در آن ماند.
تمرین این قسمت:
بزرگترین مانع ما برای ایجاد تغییرات بزرگ، ترس از شکست است که ما را در حالت روزمرگی و رکود نگه میدارد. استاد در پاسخ به این ترس، راهحل قدرتمند اهرم رنج و لذت را معرفی کردند.
شما همین حالا برای کدام یک از اهداف بزرگ (کاری یا شخصی) که به دلیل ترس از آن فرار میکنید، میخواهید این اهرم را فعال کنید؟
لطفاً دقیقاً بنویسید:
۱. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
۲. رنج: اگر این تصمیم را به مدت ۵ سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
۳. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در ۵ سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
۴. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷28MB30 دقیقه














به نام خدای مهربانیها؛ خدایی که آرامش دلها در یاد اوست.
کامنت دوم
تمرین:
1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
پاسخ :
□ معجزهٔ اهرم رنج و لذت در ایجاد تحول مالی و زیستی انسان
مقدمه: لحظهای که زندگی صدایم کرد
گاهی در زندگی انسان به نقطهای میرسد که دیگر ادامه دادن مسیر قبلی ممکن نیست
نه به این دلیل که راه بسته است
بلکه چون روح انسان دیگر حاضر نیست زیر بار رنجهای تکراری خم شود.
سالها از زندگی من با درد، سردردهای میگرنی، افسردگی و محدودیتهای ذهنی سپری شد.
اما آشنایی من با استادعباسمنش واموزههای تحول افرین ایشان که دریچه ای ازجهانبینی جدید و آگاهی به رویم گشود.
آشنایی من درسال 98 بااستادعباسمنش نقطهٔ عطفی بود که مرا از زندگی قبلیام جدا کرد.
در همان ماههای اول تمرینی را تجربه کردم که بنیان وجودم را تکان داد:
●اهرم رنج و لذت.
این تمرین مرا وادار کرد برای اولینبار
باحقیقت پنهان زیررفتارهایم روبهرو شوم.
اینکه چرا سالها با بیماری زندگی کردم؟
چرا در مسائل مالی پیشرفتی نداشتم؟
چرا در تصمیمهای بزرگ زندگی همواره عقبنشینی میکردم؟
این نوشته روایت یک تحول است
تحولی که از درون آغاز شد
و اکنون در بیرون خود را به شکل یک بیزنس ساختوساز در حال رشد نشان میدهد.
●ریشهٔ تردیدها و تصمیمهای نیمهکاره
بیشتر انسانها میدانند باید پیشرفت کنند.
میدانند باید تغییر کنند.
میدانند باید تصمیم بگیرند.
اما چرا تصمیم بزرگ همیشه عقب میافتد؟
زیرا سیستم ذهنی انسان بر پایهٔ دو نیرو ساخته شده است:
1. نیروی رنج (دوری از درد)
2. نیروی لذت (حرکت به سوی خواستهها)
تا زمانی که رنج تغییر از رنج ماندن در وضعیت فعلی بیشتر باشد
ذهن اجازهٔ هیچ حرکتی نمیدهد.
من سالها در وضعیت سلامتی نامناسب و شرایط مالی محدود مانده بودم
نه اینکه چون نمیدانستم راهی هست
بلکه چون ذهنم به من میگفت:
«تغییر سخت است… خطرناک است… شاید موفق نشوی…»
اما یک روز به این نقطه رسیدم که:
دیگر ماندن در آن زندگی برایم غیرممکنتر از تغییر بود.
● مواجههٔ واقعی با رنج پنهان
در تمرین اهرم رنج و لذت من مجبور شدم با خودم صادق باشم:
• اگر با همین سبک زندگی ادامه دهم چه میشود؟
• پنج سال دیگر؟ ده سال دیگر؟
• با این وضعیت مالی چه احساسی خواهم داشت؟
• این ادامهٔ راه چه بلایی بر روح و جسم من خواهد آورد؟
وقتی این سؤالات را نوشتم،
برای اولینبار تصویری واضح از آیندهای دیدم که اگر تغییر نکنم
در انتظار من است.
و آن تصویر
چنان دردناک بود که همان لحظه تصمیم گرفتم:
تمام شد؛این مسیر دیگر مسیر زندگی من نیست.
●استفاده از نیروی لذت تصویر آیندهٔ رویایی
بعد از مواجهه با رنج
قدم بعدی ساختن تصویری از آیندهای بود که واقعاً میخواهم:
• سلامتی کامل
• آرامش ذهن
• ثبات مالی
• درآمدی که در آزادی زمان اتفاق بیفتد
• بیزنسی که عاشق آن هستم
• اثرگذاری بر زندگی دیگران
وقتی این تصویر را نوشتم
احساس عمیقی از قدرت در وجودم شکل گرفت.
ذهن من برای اولینبار باور کرد:
این تغییر ارزش دارد… این زندگی قابل دستیابی است…
●شفا از درون – رهایی از بیماری بیستساله
برای من اولین نشانهٔ اثرگذاری این تمرین شگفت انگیز
درمانی بود که هیچ پزشک، دارو یا روش درمانی نتوانسته بود طی 20 سال انجام دهد.
سردردهای میگرنی و افسردگی،
که بخش بزرگی از زندگیام را گرفته بودند.
در همان ماههای آغازین مسیر آگاهی درمان شدند.
وقتی آن اتفاق افتاد
ایمانی عمیق در من شکل گرفت:
اگر ذهن من قادر است بیماری جسمی را درمان کند
قطعاً قادر است شرایط مالیام را نیز متحول کند.
● تصمیم بزرگ – ورود به بیزنس ساختوساز
ساختوساز از سالها قبل عشق و علاقهٔ اصلی من بود
اما همیشه شروع آن را به تعویق انداختم.
تا اینکه دوباره تمرین اهرم رنج و لذت را انجام دادم.
این بار نوشتم:
○اگر وارد این بیزنس نشوم:
• همچنان در محدودیت مالی میمانم
• فرصتهای طلایی را از دست میدهم
• رؤیاهای من فقط رؤیا میمانند
• اعتمادبهنفسم در خودم فرومیریزد
• حسرت بزرگی تا آخر عمر همراه من خواهد بود
○اگر وارد این بیزنس شوم:
• وضعیت مالی من دگرگون میشود
• به علاقه و رسالت خودم نزدیکتر میشوم
• استقلال مالی پیدا میکنم
• برای دیگران شغل ایجاد میکنم
• زندگی باکیفیتتری میسازم
• لذت واقعی خلق و سازندگی را تجربه میکنم
این بار کفهٔ لذت بهقدری سنگین شد که دیگر حتی یک روز هم تأخیر جایز نبود.
● وقتی نیت پاک باشد، مسیر هموار میشود
از همان روزی که تصمیم گرفتم وارد ساختوساز شوم
اتفاقاتی افتاد که هر انسان آگاه میداند «تصادفی» نیستند.
• مقدمات کار بهطرز شگفتآوری فراهم شد
• ملک مناسب پیدا شد
• نقدینگی موردنیاز فراهم شد
• شرایط خرید مصالح مهیا شد
• حمایتها، همزمانیها و «الهامات» یکی پس از دیگری ظاهر شدند
تا جایی که همین هفته توانستم میلگرد و بتن را پیشخرید کنم
و اکنون منتظر صدور پروانه ساخت هستیم؛
پروانهای که احتمالاً تا بیست روز آینده آماده خواهد شد.
این سرعت پیشرفت نشان داد وقتی انسان در مسیر رسالت، ایمان و اقدام قرار بگیرد
کائنات با او همسو میشود.
● قدرت تصمیمگیری از هویت جدید میآید
هر تغییری که در بیرون رخ میدهد
نتیجهٔ تغییر «هویت درونی» است.
من دیگر آن فرد سالهای قبل نیستم.
دیگر از تغییر نمیترسم.
دیگر تصمیمها را عقب نمیاندازم.
دیگر رنج ماندن برایم قابلتحمل نیست.
اکنون از یک هویت جدید تصمیم میگیرم:
هویت فردی که ارزشمند است، توانمند است
و لایق بهترینهای زندگی است.
● شکرگزاری، ایمان و استمرار
سه عامل باعث شد این مسیر برایم عملی شود:
1. شکرگزاری
قدردانی از کوچکترین پیشرفتها، درهای جدیدی را باز کرد.
2. ایمان
ایمان به اینکه خداوند همراه کسی است که حرکت میکند.
نه کسی که فقط آرزو میکند.
3. استمرار
هر روز حتی روزهایی که انگیزهام کمتر بود
یک قدم برداشتم.
● جمعبندی
من تصمیم بزرگ خودم را گرفتم:
ترک زندگی قبلی و ورود به بیزنسی که سالها عاشقش بودم.
بااحترام وعشق
اصغرابراهیمی 17 اذر1404
به نام خدای مهربانیها؛ خدایی که آرامش دلها در یاد اوست.
خدایى که در سختیها پناه. در خوشیها همراه و در هر لحظه نزدیکتر از رگ گردن است.
سلام براستادعزیزم ،خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام
● اهرم رنج و لذت؛ نیروی پنهان که زندگی انسان را متحول میکند مقدمه:
هر انسانی در مسیر زندگی لحظهای را تجربه میکند که احساس میکند تمام جهان علیه اوست سالها تلاش میکند، مبارزه میکند، سختی میکشد… اما نتیجهای نمیگیرد.
همان لحظهای که ذهن، روح و جسم فریاد میزنند: «دیگر نمیتوانم!»
اما دقیقاً همینجا همان نقطهی شکستپنداشته، نقطهی تولد یک انسان جدید است.
برای بسیاری از ما این نقطه زمانی اتفاق میافتد که رنج به اوج میرسد.
وقتی دیگر نمیخواهیم همان آدم قبلی باشیم.
وقتی بهداشت ذهنیمان، سلامتمان، روابطمان یا وضعیت مالیمان به حدی از رنج میرسد که تصمیم میگیریم به هر قیمت تغیر کنیم.
اینجا همان نقطهای است که قانون اهرم رنج و لذت وارد میشود.
قانونی که اگر کسی آن را بفهمدنهتنها تغیر میکند
بلکه همواره درحال تغیر میماند.
● اهرم رنج و لذت چیست؟
اگر این قانون را در یک جمله تعریف کنیم:
انسان تنها زمانی تغیر میکند که رنج ماندن در وضعیت فعلی بیشتر از رنج تغیر باشد.
و تنها زمانی یک رفتار جدید را ادامه میدهد که لذت حاصل از آن بیشتر از لذت رفتارهای قبلی باشد.
ماانسانها موجوداتی احساسی هستیم.
بهظاهر فکر میکنیم منطقی تصمیم میگیریم.
اما در واقعیت تمام انتخابهای زندگی ما توسط دونوع احساس اصلی هدایت میشود:
1. رنج
چیزی که از آن فرار میکنیم.
2. لذت
چیزی که به سمتش حرکت میکنیم.
این دو نیروی قدرتمندهر لحظه بیوقفه زندگی ما را شکل میدهند
●چرا اکثر آدمها تغیر نمیکنند؟
چون هیچچیز در زندگیشان آنقدر دردناک نشده که مجبور شوند تغیر کنند.
یا هنوز لذت کافی در مقصد جدید ندیدهاند که انگیزه حرکت را ایجاد کند.
بسیاری میگویند:
• «میخواهم وزن کم کنم…»
• «میخواهم شغلم را عوض کنم…»
• «میخواهم آرامش داشته باشم…»
اما اینها خواستن واقعی نیست.
خواستن واقعی زمانی شروع میشود که رنج ادامه مسیر قبل ،از توانت بیشتر شود.
این همان نقطهای است که انسان از ته وجودش میگوید:
«دیگر بس است… من این زندگی را نمیخواهم»
و درست در همین لحظه است که نیروی خلق، نیروی عزتنفس و نیروی تغیر فعال میشود.
●نقطه انفجار: زمانی که رنج تو را بیدار میکند
هرکسی در زندگی دورانهایی را تجربه میکند که انگار همه چیز علیه اوست:
روزهایی که از بیماری، مشکلات روانی، فشارهای ذهنی، بیخوابیها یا اضطرابها خسته شده.
همان روزهایی که سالهاست تلاش کرده اما نتیجهای ندیده.
اما در مسیر رشد این لحظات هدیهاند.
چون ما انسانها معمولاً قبل از تجربه رنج شدید تغیر نمیکنیم.
رنجی که ما را به نقطه تصمیم میرساند.
رنجی که تو را از گذشته جدا میکند.
رنجی که تو را مجبور میکند خود جدیدت را بسازی.
این همان رنج مقدس است.
و وقتی انسان تصمیم میگیرد یعنی وارد مرحله فعال شدن اهرم رنج شده.
یعنی ذهن زیرکانۀ خودش را کنار میگذارد و میگوید:
«من دیگر نمیخواهم این وضعیت را تجربه کنم.»
این همان نقطه بیداری است.
● لذت؛ محرک اصلی ثبات و ادامه مسیر
رنج فقط انسان را به حرکت میاندازد.
اماچیزی که او را در مسیر نگه میدارد لذت است.
انسانی که هر روز نتیجههای کوچک اما واقعی میبیندانگیزهاش صدها برابر میشود.
لذت آرامش ذهنی
لذت سبک شدن
لذت بهبود حال جسم
لذت تغیرات کوچک اما پایدار
لذت حس کنترل داشتن بر زندگی
لذت واقعی
“خود یک انسان جدید بودن”
همین لذتها هستند که تغیر را پایدار میکنند.
بدون لذت ،تغیر فقط یک هیجان زودگذر است.
با لذت، تغیر تبدیل به سبک زندگی میشود.
●پیوستگی، ایمان و انسجام درونی
انسانی که تغیر میکند فقط رفتارهایش عوض نمیشود
هویتش تغیر میکند.
هویت یعنی:
«من کی هستم؟»
وقتی کسی به این نقطه برسد که بگوید:
• «من انسانی سالمم»
• «من ذهنی آرام دارم»
• «من ارزشمندم»
• «من مسئول زندگیام هستم»
از همان لحظه تمام رفتارهایش با هویت جدید هماهنگ میشود.
وقتی هویت تغیر کند:
• انتخابها تغیر میکند
• عادتها تغیر میکند
• واکنشها تغیر میکند
• حتی روابط، بدن، انرژی و محیط تغیر میکند
اهرم رنج و لذت، فقط یک تکنیک نیست؛
یک بازسازی هویت است.
● شکرگزاری، ایمان و وفاداری به مسیر
وقتی نتایج کوچک ظاهر میشوند.
وقتی آرامش وارد زندگی میشود.
وقتی حس قدرت درونی رشد میکند.
وقتی میبینی دیگر آن آدم قبلی نیستی…
احساس قدردانی تو را فرا میگیرد.
قدردانی، ارتعاش تو را بالا میبرد.
ایمانت را زیاد میکند.
و تو را در مسیر نگه میدارد.
اینجاست که تغیر شکل میگیرد و «عادی» میشود.
نه از روی اجبار
بلکه از روی عشق
● جمعبندی؛ نیرویی که زندگی را از نو میسازد
اهرم رنج و لذت،
قانونی ساده اما عمیق است که اگر کسی واقعاً آن را بفهمد:
• هویت خود را تغیر میدهد
• مسیر زندگیاش را تغیر میدهد
• آیندهاش را بازنویسی میکند
این قانون یادآور این حقیقت است که:
همه چیز از درون ما آغاز میشود.
هیچ تغیری از بیرون نمیآید.
و هیچ قدرتی در جهان قویتر از انسانی که تصمیم گرفته تغیر کند نیست.
وقتی رنج گذشته را ببینی
و لذت آینده را حس کنی
تبدیل میشوی به انسانی که نهتنها تغیر کرده
بلکه متولد شده است.
تمرین این قسمت:
داستان موفقیت من با تمرین اهرم رنج و لذت
سال 98 برای من نقطه تولدی دوباره بود.
دورهای که انگار خداوند از صمیم قلبم صدایم را شنید و من را به مسیر زیبای تغیر هدایت کرد.
مسیرى که با آشنایی با استاد عباسمنش و آموزههای تحولآفرین ایشان شروع شد و عملاً زندگی مرا از نو ساخت.
یکی از بزرگترین اتفاقاتی که در همان ماههای اول برای من رخ دادتجربهای بود که هنوز هم باورش برایم زیبا و الهامبخش است.
من تقریباً 20 سال با سردردهای شدید میگرنی، احساسات آزاردهنده و دورههای طولانی افسردگی دستوپنجه نرم کرده بودم.
سالهای مداومی که زیر بار فشارهای ذهنی و روحی بودم و برای کنترل آنها انواع داروهای آرامبخش و قرص خواب مصرف میکردم.
تا اینکه با تمرین اهرم رنج و لذت در جلسه 2 و 4 دوره ثروت 1 آشنا شدم.
تمرینی که ابتدا ساده بهنظر میرسید اما وقتی با تمام وجود انجامش دادم دریافتم که چقدر قدرتمند است
من در یک بازه 22 روزه با تکرار و انجام دقیق همین تمرین شگفت انگیزتوانستم به مرحلهای برسم که انگار لایههای عمیقی از رنجهای سالها انباشتهشده از درونم راپاک میکردم.
احساس میکردم هر روز که این تمرین را انجام میدهم بخشی از گذشتهام که سالها مرا آزار میداددر حال فرو ریختن است.
نتیجهاش برای خودم هم شگفتانگیز بود:
تمام علائم و تجربههای 20 سالهام
چه در زمینه سردردهای میگرنی و چه حال و هوای افسرده کاملا تغیر کرد و من وارد دورهای از آرامش ذهنی، روحی روانی، سلامتی جسمانی ،سبکى و انرژی شدم که سالها دنبالش بودم.
من شفایافتم.
این اتفاق ایمان و انگیزهای به من داد که نمیتوانم با کلمات توصیفش کنم.
انگار درونم مطمئن شد که:
«اگر ذهن من درمان شود زندگیام درمان میشود»
از آن روز تا امروزکه حدود شش سال میگذردهر بار در آینه خودم را نگاه میکنم میبینم آن آدم قبلی دیگر وجود ندارد.
انگار از صفر بازسازی شدهام.
چه از نظر فکری، چه از نظر روحی، چه از نظر آرامش درونی.
در این سالها حتی نیاز مراجعه به پزشک پیدا نکردم و اگر گاهی سرماخوردگی کوچکی بوده همان نسخه ساده اماشفابخش وانرژی بخش استادبوده:
یک لیوان آب ولرم + یک قاشق عسل طبیعی + نصف لیموترش تازه
برای من کافی بوده تا دوباره سرپا شوم.
امروز که به عقبه خود نگاه میکنم میبینم بزرگترین هدیه این مسیرفقط بهبود حالت جسمانی ام نبوده
بلکه به دنیا آمدن یک “من” جدید بوده
منی که مسئولیت زندگیاش را پذیرفته.
منی که آرامش را بهجای اضطراب انتخاب میکند.
منی که ایمان دارد خداوند او را در بهترین مسیر قرار داده است.
تمرین اهرم رنج و لذت برای من فقط یک تکنیک نبود…
شروع تحول زندگیام بود.
درسی بود که فهمیدم:
وقتی تصمیم بگیری از رنج گذشته جدا شوی خداوند بیوقفه راههای جدید را به رویت باز میکند.
بااحترام وعشق
اصغرابراهیمی 16اذر1404
بانام خداوندرحمان ورحیم
سلام به روی ماهت فاطمهی عزیز؛ خداراشاکرم که کامنتم موردتوجه وعنایت شمانازنین قرارگرفت
ازت ممنونم بابت ابرازلطف ومحبتت وممنونم با این صداقت و مهربونی دربارهی بیماریات صحبت کردی اینکه تصمیم گرفتی درمان ذهنتی را شروع کنی خودش یک قدم بزرگه چون همونطور که استادعباسمنش همیشه میگویند:
«زندگی ما بازتاب باورهای درونی ماست.
وقتی درون درست شودبیرون هم خودش را تنظیم میکند.»
من اینجا مسیری که خودم طی کردم وباعث درمان بیماری 20ساله ام شدو کاملاً کاربردی و مرحلهبهمرحله است برات میگذارم تا بتونی با استفاده از تمرین «اهرم رنج و لذت» و مدیریت ذهنت بدنت را در مسیر سلامتی قرار بدی تو فقط کافیه هر روز چند دقیقه وقت بذاری و به بدن معجزهگرت اجازه بدی خودش را بازسازی کنه.
1) پذیرش: آغاز درمان ذهنی
اولین قدم اینه که بدانی بدنت دشمن تو نیست.
بدنت همیشه در تلاش بوده که تو را سالم نگه دارد حتی اگر امروز نشانههایی از بیماری نشان میدهد
به خودت بگو:
«این نشانهها “ضعف”نیستند پیامهاییاند که میگویند وقت تغییر رسیده»
وقتی از جنگیدن با بیماری دست برداری و وارد فرایند همکاری با بدنت بشی ذهن شروع به آرام شدن میکنه و این اولین قدم بهبود جسمه.
2) استفادهٔ عمیق و عملی از اهرم رنج و لذت
مرحلهٔ اول: ایجاد رنج نسبت به ادامهٔ وضعیت فعلی
یه برگه کاغذبردار یک طرف برگه بنویس:
اگراین بیماری ادامه پیدا کند 5 سال اینده چه اتفاقی میافتد؟وچه بلاهایی سرم میاد؟
به طورمثال
• چه چیزهایی را از دست خواهم داد؟
• چه احساساتی خواهم داشت؟
• چه کارهایی را نمیتوانی انجام بدهم؟
• چه کسانی ناراحت میشوند؟
• این لیست رامیتونی تاکامل شدن برگه ادامه بدی.
مرحله دوم : ایجادلذت نسبت به درمان بیماری ووضعیت فعلی
پشت برگه بنویس:
اگرمن موفق به کنترل این بیماری شوم در5سال آینده چه اتفاقات خوب وزیبایی راتجربه میکنم؟
به طورمثال
• هرروزسالم تروتندرست میشم
• اززندگی لذت بیشتری میبرم
• انرژی من صدهابرابرمیشه
میتونی این لیست رانیزتاکامل شدن برگه ادامه بدی
سپس هرروزصبح بلافاصله بعدازبیدارشدندازخواب به مدت 22 روز این برگه روبخون بااحساس خوب
مطمئن هستم نشانه هاش میاد اگرلازم بودبازه زمانی 22روزه راتاچندمرحله ادامه بده تاباتوکل برخدای مهربان نتیجه حاصل شود
من فقط یک مرحله انجام دادم وموفق شدم
تمام اینها را روی کاغذ بنویس.
هدف این کار ایجاد «درد ذهنی» است تا ذهنت اجباراً به مسیر سلامتی حرکت کند.
ذهن تنها وقتی تغییر میکند که «رابطهٔ درد و لذت» تغییر کند.
مرحلهٔ سوم: ایجاد لذت نسبت به سلامتی
حالا تصور کن که سلامت شدهای:
• انرژی داری و بدنت سبک است
• با آرامش از خواب بیدار میشوی
• کارهایی را که دوست داری با شادی انجام میدهی
• خانوادهات لبخند میزنند
• احساس قدرت و آرامش در بدن جاری است
این تصاویر را هم بنویس و آنها را هر روز مرور کن.
ذهن فقط دو چیز را میفهمد: «تصویر» و «احساس»
پس وقتی تصویر سلامتی را با احساس خوب همراه کنی بدنت شروع به تولید سلولهای جدیدو درمانگر میکند.
3) تغییر باورهای بیماریساز به باورهای سلامتساز
خیلی از بیماریها نتیجهٔ باورهاییاند که در کودکی یا اثرپذیری از دیگران شکل گرفتهاند مثل:
• «بدنم ضعیفه»
• «هیچوقت کامل خوب نمیشم»
• «بیماری ارثیه»
از امروز هر وقت چنین فکری آمد فقط بگو:
«این فکر مال گذشتهست من الان مسیر جدیدی انتخاب کردم»
بهجای آن یک باور سالم بگذار:
«بدن من قابلیت ترمیم دارد. سلامتی حق طبیعی من است»
4)هرروز جملات تاکیدی زیررامرورکن یامیتونی باصدای خودت ضبط کنی ودایم گوش کنی
جملات تاکیدی قدرتمند برای سلامتی (تکرار روزانه)
اینها را با احساس بگو:
به طورمثال
• بدن من هوشمند است و میداند چطور خودش را ترمیم کند.
• هر سلول من در حال بازسازی و جوانسازی است.
• من لیاقت سلامتی کامل دارم و آن را با عشق میپذیرم.
• انرژی زندگی از تمام وجودم عبور میکند و من را قویتر میکند.
• من هر روز سالمتر، آرامتر و پرانرژیتر میشوم.
• سلامتی در من جریان دارد و بهصورت طبیعی در حال بازگشت است.
• بدنم بهترین دوست من است و من با عشق از او حمایت میکنم.
اینها را صبح بعد از بیدار شدن و شب قبل از خواب بگو؛ بهترین زمان برای برنامهریزی ناخودآگاه است.
این لیست راهم میتونی کاملترش کنی.
جمعبندی
فاطمهی عزیز؛
راهی که انتخاب کردهای راهی کاملاً درست است.
تو نیازی به جنگیدن نداری فقط کافی است به بدن اجازه دهی کار خودش را انجام دهد.
من مطمئن هستم که با استمرار در تمرین اهرم رنج و لذت تغییر باورها و تصویرسازی، نشانههای بهبود را خیلی زود احساس میکنی.
باعشق واحترام
اصغرابراهیمی 20اذر1404
بانام خداوندعشق وثروت
خانم حدیث صالح عزیز؛
باسلام ودرودفراوان
از لطف، مهربانی و انرژی زیبایی که در پیامتان جاری بود، صمیمانه سپاسگزارم. باور دارم هیچ اتفاقی در این جهان تصادفی نیست و پیام پرمهر شما یکی از همان نشانههای قشنگی است که جهان هستی برای من فرستاد تا بیادبیارم انرژیهای خوب همیشه راهشان را پیدا میکنند.
برای شمانازنین از عمق وجودم بهترینها را آرزو میکنم؛
آرامشی که هر صبح با آن چشم بگشایید.
سلامتیای که توان و شادیتان را چندبرابر کند.
سعادتی که در تکتک لحظههای زندگیتان جاری شود.
و ثروتی که نه فقط در حسابهای مالیتان بلکه در روابط، در عشق و در حس رضایت درونیتان جاری باشد.
امیدوارم زندگیتان سرشار از اتفاقات خوب، نشانههای الهی و درهای تازهای باشد که یکییکی رو به شما گشوده میشوند.
و باور دارم همانطور که خودتان با مهربانی، جهان را زیباتر میکنید، جهان هم زیباترینها را به سمت شما بازخواهد گرداند.
با احترام و انرژی خوب
اصغرابراهیمی 20اذر1404
بانام خدای مهربانیها…
سلام دخترم…
نرگس عزیزم…
هر بار که نام تو را زیر پستها میبینم همان موج آرام و لطیف انرژی آشنا از راه میرسد؛ همان انرژی مهربانی و صفای دل که همیشه همراه توست. تو مثل همیشه به من لطف داری و برایم مینویسی؛ و من هم از صمیم قلب قدردان این حضور گرم و این محبت بیدریغ هستم.
گاهی آدمها در این مسیرپر پیچوخم زندگی درست همان زمانی که نیاز دارند یک پیام، یک جمله، یک نشانه دریافت میکنند…
و تو برای من یکی از همین نشانههایی؛ دختری که با وجود همه چالشهایی که در مسیرش هست باز هم مهربانی را انتخاب میکندرشد را انتخاب میکندو با ایمان و امید، مسیرش را جلو میبرد.
گفتی این روزها کمی با مشکل تنفسی درگیری و میدانم چه حسّ سختی دارد وقتی بدن، نفسکشیدن را کوتاهتر میکند…
اما نرگس جان؛ باور کن همین هم بخشی از مسیر توست بخشی از فرایند قدرتمندی که تو را هر روز آگاهتر، قویتر و دوستداشتنیتر میکند. من برای درمان کاملت دعا میکنم و مطمئنم بهزودی این مرحله را هم پشت سرمیگذاری و از آن فقط یک تجربه و یک درس زیبا برایت میماند.
نرگس عزیز…
تواخیرا من را «پدر» خطاب میکنی… و چقدر این خطاب برایم شیرین و ارزشمند است. من هم با افتخار تو را دخترم صدا میکنم دختری که روح بزرگش وبلندش از ظاهر ظریفش بسیار قدرتمندتر است.
نرگس عزیزم…
زندگی، جمع لحظههایی است که میگذرانیم؛
و تو با ذهن زیبا و قلب مهربانت لحظههای خودت و اطرافیانت را روشنتر میکنی.
ازت ممنونم که هستی، ممنونم که مینویسی، ممنونم که محبت داری.
من هم همیشه دعاگوی تو هستم چه برای سلامتیات، چه برای آرامشت، و چه برای رشد بیزنسی که آیندهای بسیار روشن برایش میبینم.
نرگس جان…
بدان که جهان، همیشه پاسخ قلبهای مهربان را میدهد و تو یکی از همان قلبهایی.
همیشه بدرخشی…
هرزمان که دوست داشتی بازم بنویس …
باعشق ،برکت وانرژی خوب
ابراهیمی 20اذر1404