تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴ - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1563 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در مورد نتایج زندگی خود:

    مسئولیت پذیر باشیم و عوامل بیرونی را عامل اصلی و مقصر اتفاقات زندگی خود ندانیم

    باور داشته باشیم:

    تمام اتفاقات زندگی ما تنها به واسطه ی باورها و فرکانس های خودمان رقم می خورد چون در جهان فرکانسی زندگی می کنیم که تمام اتفاقات زندگی مان را خودمان رقم می زنیم

    برای گرفتن نتایج بزرگتر: تعهد بیشتر نسبت به درک و اجرای قوانین لازم است

    به اندازه ای که متعهد به درک و عمل کردن به قوانین باشیم: نتایج ما بزرگتر و بزرگتر خواهد شد

    ورودی های خود را کنترل کنیم نسبت به تغییر باورهایمان : متعهد باشیم

    افراد نامناسب تلویزیون فیلم سریال اخبار شبکه های اجتماعی را حذف کنیم: تمرکز خود را تنها بر روی تغییر باورهایمان قرار دهیم

    با تغییر باورهایمان: می توانیم اتفاقات دلخواه زندگی خود را رقم بزنیم

    تضادها و مشکلات: باعث می شود خواسته های خود را بشناسیم و به سمت آن حرکت کنیم

    اینکه ما آگاه باشیم : چه باورهایی داریم و چگونه می توانیم آن ها را تغییر دهیم و به اهداف خود برسیم بسیار مهم است

    زمانی که موفقیتی را در حوزه ای کسب کرده ایم:

    از آن برای موفقیت در سایر حوزه ها کمک بگیریم

    موفقیت های ما می تواند معیاری : برای سایر موفقیت های ما باشد

    ایمان و باوری که از رسیدن به اهداف در ما ایجاد می شود: باعث می شود با اعتماد به نفس و خود باوری بیشتری برای دست یابی به خواسته های بزرگتر اقدام کنیم.

    هدف کوچک قابل دسترس برای خود قرار دهیم به آن دست یابیم و آن را:

    سکویی : برای سایر موفقیت های بعدی خود قرار دهیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    تمرین این قسمت: در زندگی‌تان، بزرگ‌ترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساخته‌اید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزه‌ای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟

    خب در دومرحله میتونم بگم

    در مجردی دیوار ذهنیم ، بخاطر سخت گیری های مادر و بعد از ازدواج: دیوار ذهنی با وجود بچه های پشت هم و کوچکم خودمو دز دو حالت محدود و بسته کرده بودم. دقیقا چه استعاره جالبی گفتین استاد دیوار ذهنی اینو باید به یاد داشته باشم که اینجور باورای صدددرصد محدود کننده و ذهنی هستن.

    در زمان مجردی که البته خداروشکر قدم هایی برداشتم و نتایجی هم گفتم که انصافا الان میگم صددددددرصددددددد خودم بودم که کم لطفی و کم کاری کردم. البته اونوقت اصلا با سایت و استاد با این کیفیت آشنا نبودم.

    برای بعد ازدواج و وجود دو فرشته کوچولویی که صدای خنده هاشون و دیدن چشمان زیباشون دوتا از بهترین حس های دنیاست. با آشنایی با استاد و کللللی گوش دادن و البته به مرور فهم و درک و ایمانی که دارم بهش ورود بیشتری میکنم با پذیرش مسئولیت هر شخص و قدمهای هرچند کوچک و این اخیرا بیشتر متعهد و تعهد آمیز متوجه شدم که این دیوار و تاحد خوبی شکستم و هنوز یه کم هستا یه جهتاییش اللان که فکرشو میکنم، البته که پیشرفتم ملموس هست و حسم بگم که حسم خیلی به اینکه بزودی میفتم رو غلطکی که خیلی خوب و روون و تو جاده آسفالته موفقیت میرم و میرم و میرم و از مسیر سوت زنان لذت میبرم و هربار بهتر میشه امکانات و داشته ها و نعمات و راحتی و البته خلق ثروت ( نفس عمیق )

    در کنار همین دخترای قشنگم و خونواده عزیزم 5 ساله دیگه خیلی شیک و مجلسی داریم چهار ستونمون برقرار و فضای فکری، ذهنی و آسایشی لذتشو میبریم.

    عاشقتم خدا که چقد حال میده واقعا میشه برای 5 سال دیگه این پیامو باز ببینم و بگم واووووووووووو دیدی شده، دیدی دمم گرم که متعهد تو مسیر موندم و زندگیم چقد در این مدت همش بهبود و رو به متعالیه همچنان ( بوس به خودم تو سال 1409 )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سمیرا صنعت کار گفته:
    مدت عضویت: 1862 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربانم

    اِلهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک

    خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .

    خدای ثروتمندم من هرآنچه که هستم و هرآنچه که دارم از آن توست و تو از عشق بی نهایتت به من میبخشی .

    عشق دلم سپاسگزارتم که هدایتم میکنی تا کمالگرایی و ترس از قضاوت شدن در کامنت نوشتن رو کنار بزارم .

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    خداقوتتون بده

    بابت تک تک این فایلا ازتون سپاسگزارم با تمام قلبم

    قبلا یکی از دیوارای ذهنی بزرگی که در گذشته م ساخته بودم ترس از پدرشوهرسابقم بود که من به شدت از ایشون میترسیدم و خیلی زیاد تو ذهنم غول ساخته بودم ازش و ترس از قضاوت شدن و حرفایی که پشت سرم زده خواهدشد بعد از جدایی اما من به این ترسا غلبه کردم و رفتم تو دلشون و همیشه میگفتم که من کار درست رو بخاطر خودم‌ انجام دادم و هرکی هرچی حرف بزنه در نهایت به زندگی خودش برمیگرده البته که یه مدتی تو درودیوار بودم و قطعا اون موقع نه با شما آشنا شده بودم و نه از هیچ کدوم ازقوانین خداوند آگاه بودم و بسیار دچار عذاب وجدان بخاطر دخترم شدم که الان بهترم اما هنوز جای کار دارم ولی من اون موقع اون دیوارارو خراب کردم و واقعا یکی از بزرگترین معجزاتش آشنا شدن با شما و سایت بود و واقعا بی نهایت سپاسگزار خداوندم .

    دیوارای ذهنی ای که در حال حاضر برای خودم ساختم دوباره :

    1. خانوادم 2. پارتنرم 3. عدم ارزشمندی و احساس لیاقت درونی

    و 3تای اینا واقعا منو متوقف کردن چون من بهشون قدرت دادم

    خیلی باحاله که من فایل نتایج دوستان رو گوش میدادم و استاد شما گفتید که 99درصد مردم دوست دارن که مسئولیت شرایطشون رو بندازن گردن بقیه گردن خانواده و دولت و شرایط مملکت و … و دیدم که منم همین الان که مثلا دارم روی خودم کار میکنم بازم دارم دوباره همین کارو میکنم

    واقعا که دیوارای ذهنی هستن

    واقعا که ساخته و پرداخته ذهن هستن

    چون بارها شده که وقتی من مسئولیت رو پذیرفتم و به خودم برگشتم واقعا از بین رفتن اون مانع ها اون دیوارا الانم مثل همون موقع هست

    من میفهمم که اینا بهونه های ذهنم هستن

    من میفهمم که اینا رو ذهنم داره برام الکی بزرگ میکنه

    من میدونم که بازم میتونم بشکنمشون

    فقط باید واقعااااا متعهدتر باشم به تغییر

    این تعهد به تغییر و ادامه دادن و عمل کردن واقعا پاشنه آشیل منه بقیه همش به قول شما حرف مفته

    خیلی دوستت دارم استاد که آگاهم میکنی

    مریم جون خیلی دوستت دارم که اینجوری مینویسی و سوالات رو مطرح میکنی که از یه زاویه ی دیگه نگاه کنم به زندگیم

    واقعا سپاسگزار حضورتون تو زندگیم و وجودتون تو این دنیا هستم

    عشق سمیرا

    نفس سمیرا

    من عاشقتم همین و بس

    سپاسگزارتم که تمام قدرت دست تو و خودمه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1034 روز

    به نام خدای بزرگ و بی همتا

    درود به استاد عزیزم

    تمرین جلسه

    در زندگی،بزرگترین (دیوار ذهنی)که خودم ساخته بودم چه بوده است؟

    بزرگترین دیوار ذهنی برای من باور کمبود بود که قبلا همیشه فکر میکردم همچیز روبه اتمام هست و کم هست و این واسم سخت بود توی هرکاری که میکردم حتی ی دوش گرفتن یا استفاده از یه ابزار ساده این از کودکی شده بود باور من و تا چند سال قبل داشتمش

    اما با اگاهی های ثروت1 همه اون باورهای اشتباه غلط پودر شد و اون دیوار بزرگ و محکم نابود شد و واقعا مثل یه معجزه بود و با چشمای خودم دیدم با گوشهای خودم میشنیدم با دستهای خودم امس کردم که چقدر فراوانی هست و چقدر ثروت ساختم

    هر لحظه چیزای جدیدی جایگزین قبلی ها میشن و باورهای محدود کننده ام تا حدی از بین رفته و همگی بر میگرده به کار کردن با تعهد خودم به خودم مثل باشگاه بدنسازی

    ترس از شکست

    چند وقت قبل کاری میخواستم انجام بدم که بلد نبودم و میترسیدم که خراب بشه و از هرکسی که توی اون حرفه وارد بود سوال میکردم در جواب جوری تعریف میکرد که میگفتم انگار فقط همین عده هستن که میتونن این کارو انجام بدن و این شد ترس واسم که حرکت نکنم واسه اون کار

    ی روز توی فکرش بودم و واسم قابل قبول نبود که بپذیرم من نتونم اون کارو انجام بدم گفتم من باید انجامش بدم خدایا تو میدونی و تو میتونی پس کمکم کن هدایتم کن و بهم بگو و به اسانی و زیبایی هدایت شدم و چقدر اون کار واسم لذت بخش هست و خداوکیلی اصلا ازش خسته نمیشم و وقتی که تموم میشه کار میفهمم که چقدر خسته شدم و همونم لذت بخشه

    ارزشمندی من

    قبلا هر کاری که میکردم باید یجوری تایید طرف مقابلم رو میگرفتم حتی اگه شده بود که کارای اونو هم انجام میدادم تا اون راضی باشه و تایید کنه و دیدم که کاری فوق العاده اشتباه هست و حتی طرف مقابل هم داره ازم سو استفاده میکنه و حتی اخرشم راضی نبود یا اگرم بود نشون نمیداد و یجوری برخورد میکرد که انگار کاری نکردم و بی ارزشه و این بر میگشت به عدم احساس ارزشمندی و لیاقت من

    تا اینکه دوره عالی احساس خود ارزشمندی اومد روی سایت و توی ثروت1 هم استاد ی اشاره کوچیک به احساس ارزشمندی داشتید و از همونجا شروع شد درون روح من که باید احساس ارزشمندی کنم و اگاه شدم از اینکه من لایق هستم چه کار مفیدی داشته باشم و چه نداشته باشم و دیگه اصلا خودمو درگیر این مسئله نکردم که ببینم کسی کارمنو تایید میکنه چون خودم میدونم که کارم من مفید هست و حتی بودن من در اون شرایط مفت هست چه کاری انجام داده باشم چه نه من مفید هستم

    اگاهی های جلسه

    وقتی من یک قدم بر میدارم خدا هزار قدم به سوی من میاد

    پیام اصلی

    زندگی هیچکسی از بیرون تغیر نکرده ، وقتی درونت رو تغیر میدی جهان بیرون تعظیم میکنه جلوی پاهام

    تعهد

    نتایج بزرگ به دلیل اتفاقات بزرگ رخ نمیده اونها نتیجه #تعهد مستمر# به بهبود دائمی و کنترل ورودی ها و احساس خوب با قلب باز و هدایت خواستن از خدای پاکم هست

    تعهد به مسیر رشد به تغیر باورها و به استمرار در کار روی ذهن و احساس است

    استاد عزیزم و خانوم شایسته ممنون ازتون بابت این اگاهی ها و نکته سنجی های بجا

    رد پا

    1404/9/2

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    الناز و هانیه گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام و صد سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار و مریم جان عزیز

    براستی که استاد بودن برازنده شماست تک تک جملات تون ارزش طلا و جواهر رو دارن و ممنون و سپاسگزارم که این آگاهی های ارزشمند که دستاورد چندین سال تلاش تون هست با ما به اشتراک میگذارین از تک تک جملات استاد و دوستان انگیززززه فوووق العاده میگیرم انگیزه برای حرکت برای اینکه منم می تونم اگه اونا تونستن پس منم می تونم انگیزه برای ایجاد هدفی جدید برنامه ای جدید برای رفتن به گام بعدی به سوی خوشبختی و ثروت و سلامتی

    بی نهایت از این ایده عالی و برنامه فوق العاده سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    علیرضا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 3123 روز

    سلام و درود خدا بر شما استاد عزیز

    استقبال از تغییر، پذیرش تغییر، تغییر اجباری یا مقاومت در برابر تغییر

    اینکه کدوم نگرش رو در نسبت به تغییر انتخاب می کنی، می تونه سرنوشتت رو زیر رو کنه

    چقدر مهمه که اصل رو از فرع تشخیص بدیم، چقدر مهمه که درگیر فرعیات (که برای بقیه جامعه اصل هستند) نسیم.

    استاد عزیز، خدارو شکر می کنم بخاطر وجود شما که اینقدر عالی اصل رو از فرع می شناسید، جدا می کنید و به ما هم یاد می دید.

    راستش اول که این گفتگو رو می دیدم، با خودم می گفتم این همه موضوع مهم و جذاب وجود داره برای صحبت کردن، چرا استاد این موضوع رو انتخاب کردن

    قسمت های مختلف گفتگو رو که نگاه می کردم و می آمدم جلوتر، اهمیت موضوع برام بیشتر مشخص می شد اما بازم به نظرم اونقدر حیاتی و تعیین کننده نبود، تا اینکه دیشب داشتم سوره اعراف رو مطالعه می کردم رسیدم به آیه هایی که درباره قوم فرعون و فرآیند نابودی اونها صحبت می کرد

    اینکه اولا نابودی یا پیشرفت یک فرآینده که به تدریج اتفاق می افته

    اینکه جهان با تضادها با ما صحبت می کنه، با نشانه ها

    اگر درس یک تضاد رو گرفتی و به اون درس عمل کردی، بزرگتر میشی، می ری کلاس بالاتر، اما اگه درسو نگیری تجدید نمی شی، سر همون کلاس نمی مونی بلکه می ری یه کلاس پایین تر و اگه بازم درسو نگیری، کلاس پایین تر و در نهایت اخراج

    فرعونی که پادشاه قدرتمند ترین امپراتوری زمانه هست، کسی که خودشو «رب» می دونه هم اگر قوانین رو نادیده بگیره، اگر بخواد بر خلاف مسیر حرکت جهان حرکت کنه، اگر نشانه ها و تضادها رو نادیده بگیره، محکوم به نابودی است

    قرآن تشریح می کنه که چطور در ابتدا تضادهای کوچکی (رجز) بر اونها واقع می شد اما درس نمی گرفتند، قول می دانند که تغییر کنند. می دونستد که این گرفتاری ها علامتی هست که میگه تغییر کنید و اونها هم قول می دادند که رفتارشون رو تغییر بدن، اما به محض اینکه اون مسئله رفع می شد، دوباره به همون شیوه قبل رفتار می کردن.

    اعراف:۱۳۴

    وَلَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا یَامُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِندَکَ لَئِن کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرَائِیلَ

    و هرگاه بر آنها بلای پریشانی و اضطراب واقع می‌شد می‌گفتند: ای موسی، از پروردگارت، بنا به عهدی که با تو بسته، بخواه که اگر این بلا را از ما بردارد، به یقین به تو ایمان می‌آوریم و حتماً بنی‌اسرائیل را همراه تو روانه می‌سازیم!

    اعراف:۱۳۵

    فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ یَنکُثُونَ

    اما همین که آن بلا را تا سرآمدی که به آن می‌رسیدند، برمی‌داشتیم، با اینحال پیمان می‌شکستند!

    بارها و بارها این تضادها وارد زندگیشون می شد و چون توجهی نمی کردند و این تضادها و نشانه ها رو نادیده می گرفتن، به جهت قوانین بدون تغییر جهان هستی که میگه یا باید تغییر کنی و رشد کنی یا نابود بشی، هر بار تضادهای شدیدتری وارد زندگیشون می شد اما باز هم توجه نمی کردند، بازهم این نشانه ها رو که دیگه خیلی واضح شده بودند رو نمی دیدند.

    اینجا بود که قوانین بدون تغییر جهان هستی حکم به دفع و طرد آنها گرفت و آنها را نابود کرد.

    اعراف:۱۳۶

    فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا عَنْهَا غَافِلِینَ

    پس آنان را دفع و طرد کردیم و در دریا غرقشان ساختیم، از آن روی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و همواره از آن غافل بودند.

    اما چرا این نشانه ها رو نمی دیدند؟ چرا متوجه این چک و لقدها نمی شدند؟

    به قول فرمایش شما، این آگاه بودن، این که ما آگاه باشیم به اینکه چی تو مغزمون داره می گذره، اینکه آگاه باشیم به اینکه می تونیم زندگی مون رو تغییر بدیم، خودش قسمت اعظمی از تغییره

    اما اونها به قول قرآن چون دچار غرور شده بودند، چون فکر می کردند که همه چی رو می دونن چون فکر می کردند که دیگه به سقف رشد و پیشرفت رسیدند، نمی تونستند نشانه ها رو ببینند، به نشانه ها به قوانین باور نداشتند و بنابراین بجای راه رشد، راه سر گردانی رو پیش می گرفتند.

    اعراف:۱۴۶

    سَأَصْرِفُ عَنْ آیَاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَإِن یَرَوْا کُلَّ آیَهٍ لَّا یُؤْمِنُوا بِهَا وَإِن یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لَا یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَإِن یَرَوْا سَبِیلَ الْغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا عَنْهَا غَافِلِینَ

    کسانی را که به ناحق در زمین تکبر می‌ورزند، از آیات خود منصرف خواهم ساخت، اگر هر نشانه‌ای ببینند ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه رشد را ببینند، آن را در پیش نمی‌گیرند و اگر راه سرگرادانی را ببینند آن را در پیش می‌گیرند، این بدان دلیل است که آیات ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند.

    موضوع تغییر، موضوع دیدن نشانه ها، توجه به نشانه و حرکت کردن، عمل کردن بر اساس نشانه ها برام اهمیتش صد چندان شد و ایمانم به شما که چقدر خوب قوانین رو می فهمید و تشریح می کنید

    صمیمانه از شما سپاسگزارم و خدا رو شکر می کنم بخاطر وجود ارزشمندتون و از خداوند سلامتی براتون آرزو می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    سپاسگذار الله مهربان هستم این فایل را برام بصورت نشانه فرستاد و باعث شد ایمانم قوی‌تر بشه وقتی موفقیت دوستان را می بینیم و می شنویم چقدر به ما انگیزه و انرژی مثبت میده چقدر شور و اشتیاق ما را برای پیگیری این فایل ها زیادتر میکنه و از این بابت خداراشکر می کنم .

    نکته مهم که درک کردم این بود که چطوری میشه بعضی ها نتایج پایدار وبزرگ می‌گیرند جواب استاد این بود ؛ تعهد بیشتر ، بله تعهد بیشتر باعث تلاش بیشتر با تمرکز بالا میشه و به همان اندازه هم نتایج برزگ تر می آد.

    خدایا خودت می دونی که این مطلب را الان می نویسم چقدر خوشحالم بی نهایت خوشحالم چون تصمیم گرفتم یکی از اعضای سایت را که خانمی هست در شما ملاقات کنم .

    که دیدن او باعت تقویت ایمانم میشه

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2820 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام استاد و مریم جان

    من عاشق نشانه روز هستم

    میتونی دقیق تر میگه امروز چیکار کن

    اینکه همه چی خوب پیش بره که عالیه

    ولی اینکه وقتی کمی بد شدند تو چیکار میکنی مهمه

    خیلی الکی بحث شد و من خیلی ناراحت از رفتاری که با عزیزم شد

    و این ماجرا باعث اتفاق ناخواسته دیگه شد

    ومن حیران و گریان

    به خودم اومدم شکر کردم بابت وجودشان و تعهد دادم آنچه باعث ناخواسته شده دیگه انجام ندهم تا دیگران به خاطر هر چیزی اجازه توهین داشته باشند

    گاهی نه خیلی وقتها محبت زیاد باعث شک میشه

    میانه رو تر باشم

    و مسولیت تمام اتفاقات زندگیم رو بپذیرم

    خدایا شکرت که بهم فهماندی و نگذاشتی مسیر سخت بشه

    خدایا شکرت

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1053 روز

    راز تفاوت افراد موفق با دیگران خلاصه شده در یک کلمه:

    تعهد

    تعهد به مسیر رشد، به تغییر باورها، و به استمرار در کار روی ذهن و احساس. او می‌گوید:

    «نتیجه همیشه به اندازه‌ی تعهد ماست. هرقدر عمیق‌تر، صادق‌تر و مداوم‌تر روی خودت کار کنی، نتایجت بزرگ‌تر و معجزه‌آساتر می‌شود.»

    —————————————-

    به نام الله

    به نام خالق

    به نام رب العالمین

    این فایل برای من یک نشونه خوب بود، به فال نیک میگیرم

    امروز یکی از آشناها به من زنگ زد و پیشنهاد کاری به ظاهر خوب رو داد

    کار تو دستگاه دولتی با حقوق مکفی و مزایایی مثل پنجشنبه ها سر کار نرفتن!!!

    قطعا اگر در ورژن قبلی ام بود چقدر ذوق میکردم

    چقدر خوشحال میشدم که بالاخره یک نفر برای من هم پارتی شد

    من میتونم با پارتی وارد یک اداره و دستگاهی بشم با خیال راحت حقوق بگیرم، چند سال بعد احتمالا رسمی بشم و ….

    اما این عاطفه اون عاطفه قبلی نیست

    به ایشون زنگ زدم ضمن اینکه کلی هم احترام گذاشتم و تشکر کردم از پیشنهادشون اما این گزینه رو با اطمینان رد کردم، چون قراره که اوضاع به شکل دگه ای پیش بره به لطف خدا !!

    تنها کاری که باید بکنم اینه که در این مسیر دلخواهی که انتخاب کردم ادامه بدم

    ادامه ….ادامه….ادامه….. حفظ مومنتوم مثبت…..تعهد به مسیر ….. و قطعا همون خدایی که منو تا اینجا آورده از این به بعد هم پیش میره و خیلــــی خوشگل تر همه چی رو برام میچینه

    چیزی به اسم پارتی وجود نداره؛ وقتی بزرگترین پارتی من خداست

    چیزی به اسم کارمندی برای من معنی نداره، وقتی میتونم خودم بهترین شغل و کار دنیارو داشته باشم که به آزادی زمانی و مکانی و مالی برسم…. فقط باید بند کفشم رو محکم تر ببندم!

    چیزی به اسم ناامیدی وجود نداره، وقتی همه امید من به خدایی هست که برگی بدون اجازه او از درخت نمی افته

    چیزی به اسم تنهایی وجود نداره، وقتی خداوند از رگ گردن به من نزدیک تره و همواره منو میبینه و هدایتگر منه

    خدایا کمکم کن متعهد بمونم؛ من جز تو کسی رو ندارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1131 روز

    به نام خدایی که‌در همین نزدیکیست

    به نام خدای عشق

    به نام خدای دوست داشتن وبه نام خدای مهربانی

    سلام استادعزیزم وبچهای پروژه

    به لطف خدا رسیدیم به گام14پروژه.

    دیواری که من سالها برای خودم ساخته بودم .

    زندگی درب و داغونی بود که سالها داشتم وخودم با باورهای کمبود،باور های عدم لیاقت برای خودم ساختم.ولی دیگران رو مسئول این زندگی درب و داغون میدونستم.

    وقتی ازدواج کردم شوهرم با برادراش شراکتی کارمیکردن همه چی بود ،خونه،ماشین ،مغازه ،درامد عالی

    وقتی بینشون بحث وناراحتی به وجود اومد شوهرم با سرمایه ی صفر ازشون جدا شد .

    ودیگه خبری از اون خونه،ماشین و امکانات نبود.

    روحیه ی هر دومون داغون داغون شده بود،

    و انقدر با خودمون تکرار کردیم که برادراش چه بلایی سرمون اوردن و اگه الان ما هیچی نداریم و زندگیمون بهم ریخته بخاطر اوناست .

    همین شرایط باعث شدشوهرم به اعتیاد رو بیاره وباز ما این اعتیاد رو از بلایی که برادرشوهرام به سرمون اوردن میدونستیم.

    از یه جایی به بعد به خودمون اومدیم وخواستیم دیگه این دیواری که خودمون ساخته بودیم ودیگران رو عاملش میدونستیم رو خراب کنیم و مسؤلیت شرایطی که برامون به وجود اومده رو بپذیریم و دنبال مقصر نباشیم.

    شوهرم تصمیم به ترک گرفت وپذیرفت که خودش این همه بلا به سر خودش اورده.

    تصمیم گرفت دیگه توی زندگیمون هیچ وقت با کسی شراکت نکنه.

    پذیرفت که اعتیاد رو خودش وارد زندگیمون کرد و هیچ ربطی به کسی نداشت.

    رابطش رو با برادراش درست کرد .

    همون موقع بود که منم با سایت اشنا شدم .

    و تمرکز گذاشتم روی خودم و کار کردن روی دورها.

    ارامش به زندگیمون برگشت .

    واین ارامش زمانی برگشت که ما با خودمونو جهان اطرافمون در صلح قرار گرفتیم و دیگه دیگران رو عامل بدبختی و خوشبختی در زندگیمون نمی دیدیم .

    به لطف خداوند و اموزش های شما زندگیمون هر روز رو به پیشرفته و من بی نهایت از خداوند و شما استادعزیزم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: