تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
موضوع این قسمت: مسئولیت مسائل زندگیات را بپذیر
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- شما فقط توان تغییر آنچه را داری که میپذیری خودت به وجود آوردهای. پس اولین قدم برای تغییر شرایط این است: “مسئولیت شرایط کنونی زندگیات را بپذیر”؛
- وقتی می پیذری که با باورهایت این شرایط را خلق کردهای، خود به خود تعهد و اراده لازم برای تغییر آن باورها در وجود شما شکل میگیرد؛
- چگونه نتایج را بزرگتر کنم؟
- آگاهی از گفتگوهایی است که در ذهن ما میگذرد؛
- سازندهترین بخش موفق شدن، ایمان و عزت نفسی است که به شما ثابت میکند که: “امکان پذیر است”
این فایل یکی از گفتگوهای بسیار الهامبخش میان استاد عباسمنش و دو نفر از دانشجویان ایشان است که هر کدام با بیان تجربهی شخصی خود، مسیر عبور از تضاد، رنج و محدودیتهای ذهنی به سوی قدرت، عشق و معجزه را روایت میکنند.
در این گفتوگو، استاد عباسمنش مفهومی بنیادین از آموزههای خود را با قدرت توضیح میدهد: مسئولیتپذیری کامل نسبت به نتایج زندگی، آغاز رهایی و معجزه است.
در ابتدای گفتگو، الهام عزیز با احساسات عمیق خود تعریف میکند که چگونه در اوج تضادهای خانوادگی و درونی، توانست با پذیرش مسئولیت کامل زندگیاش، دیوارهای ذهنی خود را فرو بریزد.
او لحظهای را توصیف میکند که تصمیم گرفت بهجای سرزنش والدین، شرایط، یا حتی خداوند، بپذیرد که “من خودم این واقعیت را ساختهام و خودم هم میتوانم آن را تغییر دهم.”
از همان لحظه، مسیر زندگیاش معجزهآسا دگرگون میشود: مهاجرتش، تحصیل در رشتهی مورد علاقهاش، بهبود روابط خانوادگی و پر شدن قلبش از عشق و آرامش.
استاد عباسمنش در پاسخ، بر همین نقطهی طلایی تأکید میکند:
وقتی انسان میپذیرد که خودش خالق موقعیتهای زندگیاش است، قدرت تغییر را بهدست میآورد. اما وقتی تقصیر را به گردن پدر، مادر، حکومت یا حتی خدا میاندازد، عملاً از قدرت خلق و تغییر محروم میشود.
او میگوید:
«ما در جهانی فرکانسی زندگی میکنیم؛ هر نتیجهای بازتاب فرکانسهای ماست. وقتی بپذیریم که جهان پاسخِ ارتعاشات ماست، همانجا کلید تغییر را در دست گرفتهایم.»
در ادامه، آرام عزیز از تحول عظیمی که با عملکردن به آموزههای استاد تجربه کرده میگوید:
از استادی دانشگاه با درآمد محدود، به مدیر ارشد یک شرکت بینالمللی تبدیل شده است. او با ایمان و تعهد، از ساعت ۴ تا ۸ صبح هر روز روی فایلها و آموزشهای استاد کار میکند، مینویسد، میاندیشد، و بهصورت مستمر باورهایش را تغییر میدهد.
در نتیجه زندگیاش از تنگناهای مالی و محدودیت ذهنی به وفور، آرامش و موفقیت جهانی رسیده است.
استاد عباسمنش در این بخش از گفتگو، راز تفاوت افراد موفق با دیگران را در یک کلمه خلاصه میکند:
تعهد.
تعهد به مسیر رشد، به تغییر باورها، و به استمرار در کار روی ذهن و احساس. او میگوید:
«نتیجه همیشه به اندازهی تعهد ماست. هرقدر عمیقتر، صادقتر و مداومتر روی خودت کار کنی، نتایجت بزرگتر و معجزهآساتر میشود.»
استاد با یادآوری سالهای ابتدایی زندگیاش در بندرعباس، شرایط سخت مالی و گرمای طاقتفرسای آن شهر را مثال میزند.
اما همانجا، در تاکسیِ بدون کولر و در میان چالشها، با ایمان و اشتیاق فایلها را گوش میداد، کتابها را مینوشت و عمل میکرد. و درست از همان شرایط، معجزهها شروع شدند اولین زمین، اولین پیشرفت مالی، اولین نشانهها از تغییر ارتعاش و هماهنگی با جریان خداوند.
پیام کلیدی: نتایج بزرگ به دلیل اتفاقات بزرگ رخ نمیدهند؛ آنها نتیجه تعهد مستمر به بهبود دائمی و کنترل ورودیها هستند.
پیام اصلی این جلسه
این گفتگو، یادآور حقیقتی عمیق است:
زندگی هیچکس از بیرون تغییر نمیکند. وقتی درونت را تغییر دهی، جهان بیرونت با تو همراستا میشود.
خداوند همیشه آمادهی یاری است، اما زمانی حرکت میکند که تو اولین قدم را برداری — قدمِ مسئولیت، قدمِ ایمان، قدمِ تعهد.
و آنگاه، همانطور که الهام گفت:
«وقتی من یک قدم برداشتم، خدا هزاران قدم به سویم آمد.»
تمرین این قسمت:
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
تجربهتان را با جزئیات بنویسید تا همه از داستان موفقیتتان الهام بگیریم و زنجیره معجزات را ادامه دهیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴15MB17 دقیقه














بنام خدای رحمان و رحیم
سلام ب استاد عزیز و دوستان نازنینم
گام 14 پروژه ی تغییر
مسئولیت مسائل زندگی خودت را بپذیر
وقتی انسان میپذیرد که خودش خالق موقعیتهای زندگیاش است، قدرت تغییر را بهدست میآورد. اما وقتی تقصیر را به گردن پدر، مادر، حکومت یا حتی خدا میاندازد، عملاً از قدرت خلق و تغییر محروم میشود.
«ما در جهانی فرکانسی زندگی میکنیم؛ هر نتیجهای بازتاب فرکانسهای ماست. وقتی بپذیریم که جهان پاسخِ ارتعاشات ماست، همانجا کلید تغییر را در دست گرفتهایم.»
تمرین
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
بزرگتربن دیوار ذهنی من این بود ک کارم ارزشمند نیست
نمیشه از مهارتم پول بسازم
هیچ کس قدر کار منو نمیدونه
من تو روستا زندگی میکنم دسترسی ب مواد اولیه کارم ندارم
چطور جذب مشتری داشته باشم
تو روستا نمیشه پول ساخت
من هیچ قدرتی ندارم برای تغییر اوضاع مالیم برای همین هم بیشتر وقتا لنگ شارژ بودم
از بقیه توقع داشتم ک هزینه هامو بدن
اصن تو ذهنم نبود ک خودم ی روز با مهارت خودم پول بسازم
تا اینکه ی روز داشتم جلسه 1 یا دو احساس لیاقت و گوش میدادم
استاد گفت شما با همین شرایطی ک الان داری با همین شرایط فعلی هم میتونی
با احساس ارزشمندی هم پول بسازی
خییلی ها خییلی مهارت دارن
ولی چون برای مهارتشون ارزش قائل نیستن نمیتونن پول بسازن
وقتی برای خودت ارزش قائل باشی جهان هم برای تو ارزش قائل میشه و بهت احترام
میزاره
اگه برای مهارت خودت ارزش قائل باشی بقیه هم ارزش قائل میشن و بهاشو پرداخت میکنن
باید از جایی ک هستی با همین شرایط فعلی شروع کنی
همچین چیزی
من پذیرفتم ک خودم تا حالا جلوی ورود پول و تو زندگیم گرفتم
مسئولیت زندگیم و هزینه هام و خودم پذیرفتم
گفتم بقیه مسئول هزینه های من نیستن
من مسئولم همون موقع هم هدایت شدم ب کامنت زیبای محسن منجزی عزیز
خدا بهش برکت بده ان شاالله
باورهای ثروت ساز بسبار قشنگی نوشته بود ک قلبم چنان باز شد خواست ک از قفسه سینم بزنه بیرون
چندبار اونا رو ک ویس گرفته بودم گوش دادم
بعد عمل کردم ب ایده ی دوخت کش مو
ک خداروشکر جواب داد در حد مدارم
دیروز بابت شومیز و شلواری
ک قبلا دوخته بودم برای خودم
و حتی شلوارشو پوشیده بودم قبلا
ولی خواهر زاده ام ازم خرید ب قیمت یک میلیون
امروز صبح خواهرم بهم زنگ زد گفت مبخوام ی کت مانتویی برام بدوزی چقد میدوزی
گفتم 300 ،ک بعد چند دقیقه اومد خونه مون و 300 تومن نقد هم بهم پول داد
قبل اینکه بدوزمش
بعد ک مدلشو انتخاب کرد و اندازه اش و گرفتم
ذهنم گفت خییلی کم گرفتی
این همه باید زحمت بکشی
جلوش و لایی کاری کنی
یقه انگلیسی بدوزی
جیب دوفیتاپ و …
اصلن ارزش داره وقت بزاری بهش بگو 500 تومن و
اینکه از کار کردن روی خودت فاصله میگیری
وقت نمیکنی رو دوره جدید کار کنی
ب پروژه تغییر نمبرسی
و..
حسم بد شد
اول اینکه من باید تکاملم و طی کنم من باید پله پله برم جلو
این ی نشونه اس برای من ک قانون داره جواب میده
افکار دارن کار میکنن
من اصن میخوام خودم و ب چالش بکشم
اخرین باری ک یقه انگلیسی دوختم برای پالتو قرمز خوشگلم دوسال پیش بود و واقعا عالی شد
اصن میخوام سرعت عملم بیشتر بشه
من باید از کارم لذت ببرم
از ابنکه دارم از مهارتم از عشقم پول میسازم
ن اینکه برای 200 تومن ی نمونه کار و ی خلق اثر جدید و از خودم بگیرم
اینکه امروز 300 تومن پول ساختم
برا چیزی ک الان دارو
قدر دان باشم و شکرگزار
شایدم دارم اشتباه میکنم نمیدونم
ولی اینو میدونم شیطون میخواد این فرصتی ک خدا برام فراهم کرده بگیره
با احساس بد
با مقایسه
من فقط باید لذت ببرم از کارم
از مسیرم
از اینکه دارم پول میسازم
از اینکه مهارتم ارزشمنده
دقیقا یادمه تو گذشته هم این ذهنم همه اش میگفت ک داری کم میگیری
ارزش نداره
درخواست پول بیشتر کن
و من با احساس بی ارزشی درخواست میکردم و نتبجه این شد ک مشتری دلخور میشد ک همیشه بعد اینکه قیمت میدی
باز میایی ب بهانه الکی میگی باید پول بیشتری برای فلان دوخت و ایده بدی
و اون اعتماد صلب میشد
و مشتری احساس امنیت نمیکرد
فکر میکرد دارم کلاه سرش میزارم
و خودمم همین فکرو داشتم
و حالا باز داره تکرار میشه
خدایا شکرت ک اگاهم کردی از این چرخه معیوب
من باید همون اول قیمت و با احساس ارزشمندی بدم
و از حرفم پایین نیام
پس اینبار رو باعشق میدوزم و درسش و میگیرم ک بیشتر برای کار خودم ارزش بزارم
باید بیشتر روی باورهام کار کنم
خداوند هم هدایتم میکنه
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم بابت این آگاهی ها
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
خداروشکر وقتی ک پذیرفتم من دارم با باورهام زندگبم رو خلق میکنم
و من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم،
داره اتفاقات قشنگ تری میفته
و باورهام هی قوی تر میشه ک ارره قانون داره جواب میده
وقتی ک من عمل میکنم نتیجه هم رخ میده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
سپاسگزارم
*
بنام رب دوسداشتنیِ قشنگم
خالق عشق و زیبای
مالک من
صاحب من
زیباترین نقاش دنیا
انرژی ک در وجود من جاریه
من رو دوست داره،
عاشقانه هر لحظه داره هدایتم میکنه
حمایتم میکنه
دلم و گرم میکنه ب وجودش
با ی لبخند ،با یه تحسین
با ی دل گرمی
با محبتش
با آغوش گرمی ک منو محکم بغل میکنه
با بوسه ای ک روی گونه ام میزنه
با اشعه ی زیبای خورشید چشمام و میبوسه
با پرواز دوتا کبوتر تو آسمون بهم میگه
ببین خبرهای خوبی تو راهه
ب زودی بال پروازت هم اوکی میشه
با دوتا قمری وسط جاده باز بهم یاد آوری میکنه
با ی پروانه ی بسیار زیبا رنگی ک میاد ی ثانیه جلوم میشینه و پرواز میکنه
با زبان خواهر زاده ام ثنا بهم میگه خیییلی دلم برات تنگ شده بود و چند بار محکم بغلم میکنه و چندبار صورتم و میبوسه و چشاش اشکی میشه
برام رزق بی حساب میشه
میوه های خوشمزه
نون داغ و ماست خوشمزه کنار تنور مادرم حسابی بهم میچسبه
ابرهای بسیار زیبا میشه و دل آسمون آبی
و غروب رویایی میشه ک اصن من دیوانه میکنه
بهم میگه امروز از کش موهای قشنگت فیلم بگیر و بزار یوتیوپ و کلی عشق بهم میده از طریق دوستان توحیدی قشنگم
کلی دلگرمی
محبت
تحسین
و الان ک نگاه کردم 676 تا بازدید خورده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر تغییرات قشنگ زندگیم
دارن صدام میکنن
باید برم
ببخشید سلام
و خدافظ
فعلا
عاشقتونممم
و دوستان توحیدی قشنگم میشه
سلام عزیزدلممم
سلام زهرای قشنگم
خیلی ازت ممنونم بابت کامنت سراسر آگاهی و درست
عاشقتممم بابت سپاسگزاری های قشنگنت از امروز سپاسگزاری های من رنگ و بوی دیگه ای میگیره
چقد ازت یاد گرفتم
چقد زیبا نوشتی:
حتی درباره آدم ها لازم ندیدم که نگهشون دارم چون اونها هم به شکل های مختلف دخالت میکردن یا به شکل تهدید یا به شکل دلسوزی یا به شکل دردودل یا به شکل مراقبت از ما
و تصمیم گرفتم به کسی هم وابسته نشم و منت رو نپذیرفتم
خوب همه این کارها باعث میشه آرامش ام بیشتر بشه
دقیقا من هروقت میخوام با یکی از اعضای خانواده ام صمیمی بشم
و تبادل نظر کنم
قشنگ میبینم ک افکار و باورهاش داره روم تاثیر میزاره
و میخواد نظر و دیدگاهش و ب من بقبولونه
و با مقایسه من با بقیه میخواد بیدارم کنه
چون همه مخالف مسیر من هستند
و بعد سریع از لحاظ ذهنی سعی میکنم باورهای خودم و تکرار کنم
خیییلی ازت ممنونم ک نوشتی
خیییلی تحسینت کردم بخاطر مسیری ک اومدی
چقد عالی داری روی خودت کار میکنی
شما الگوی عالی هستین برای من
با قلبم دوست دارم
و میبوسمت
زهرای من
عاشقتممم
ب خدای وهاب رزاق میسپارمت
سلام زهرای قشنگم
رفیق بهشتی
دختر خدا
چی بگم از کامنتی ک برام نوشتی
پیغام قشنگی ک برام آوردی ،منو دیوووانه کرد زهرا
خدای من
ازت خیییلی ممنونم ک برام پاسخ نوشتی
کامنت ،نور آبی قشنگت
زیباترین هدیه ی عمرم بود
روحم و ب پرواز درآورد
در حد مدار الانم ی کم درکش کردم
ولی باید بارها بخونمش
تا بهتر درکش کنم
مرررسی عزیزدلم بابت تحسینت برای کش موهای قشنگم و دستگیر های گوگولی راحتم واقعا هر خانومی ی بار دست بگیره عاشق راحتی و انعطافشون میشه و البته رنگی رنگی بودنشون خخخخخ
من عاشقتممم
با تمام وجودم تحسبنت میکنم بابت مدار زیبایی ک با تلاش و کنترل ذهن
درش قرار گرفتی
خیییلی فرکانست و دوسدارم
موقع خوندن کامنتت با خودم مبگفتم کاش حالا حالاها تموم نشه
مرررررسی بابت اینکه لطفکردی و ریشه اسمم و سرچ کردی تو قرآن
نمیدونی چ هدیه ی ارزشمندی ب روحم دادی
چقد حس فوق العاده ای دریافت کردم
چ نوری بر قلبم تابیده شد
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خداروشکر میکنم بخاطر وجود نازنینت و چهره زیبای بیبی فیس خوشگلت هربار عکستو نگاه میکنم و کلی باعشق نگات میکنم
با قلبم میبوسمت زهرای من
ب خدای وهاب رزاق میسپارمت :))
سلام نرگسم
سلام عزیزدلمممم
من عاشقتمممم بابت قلب بزرگت
عاشقتممم ک باعشق تجربه ی ارزشمندت و بهم هدیه دادی
نمیدونی چ باری و از روی دوشم برداشتی
رفتم تو گوگل نرخ قیمت خیاطی و سرچ کردم
نوشته بود از 500 تا1200
ب خواهرم پیام دادم ک الگوت رو کشیدم قسمتیش رو
هم اتوم ی کم پارچه میسوزونه
هم میخوام برای دوره ای ک خریدم وقت بزارم
هم نمی صرفه ک این همه وقت بزارم برا 300 تومن
پاسخش و کپی میکنم برات
سلام ممنون تو خوبی باشه.اشکال نداره.نمیخواد بدوزیش موفق باشین انشالله ️
اصن نمیدونی چقد سبک شدم ،کلی فشار نجوا از روم برداشته شد
میدونی یاد چی افتادم
تو کامنت یکی از بچه ها خوندم
وقتی ک نه ب کسی میگم
در اصل دارم ب خودم بله میگم
ی کم سختم بود ب خواهرم ن بگم چون تازه متوجه شدم بارداره ب لطف خدا
ولی دلیل نمیشه کلی انرژی بزارم و فشار ذهنی و تحمل کنم
من گفتم ب خودم ک همبن الان باید عمل کنی ب آگاهی ها
من برای پول کار نمیکنم
اگه این مدل و میخواستم برای خودم بدوزم
با عشق این کارو میکردم
چراااا
چون ریش و قیچی دست خودم بود
و ازاد بودم ک ب الهاماتم عمل کنم
درست مث مدل شومیز شلواری ک باعشق برای خودم دوختم
و خواهر زاده ام ازم خرید
چون خودم
بدون فشار
و انجام ایده بقیه دوختم
اینو تازه متوجه شدم
چقددد ازت ممنونم ک بهم گفتی وقتی داشتم دستکش های خوشگلت و کار میکردی
و کارهای دیگه هم انجام میدادی کنارش
انرژیتو هدر میداد
و نمیتونستی باعشق روی ایده ی الهامیت تمرکز کنی
همین حرفت باعث شد برای تمرکزم و ایده های خودم ارزش قائل بشم
و همین اول راه جلو هدر رفت انرژیم و بگیرم
مرررسی ک بهم گفتی رو کش موها تمرکز کنم
مرسی بابت ایده ای ک بهم دادی
نمیدونی با چ قلب باز بدون هیچ خستگی درستشون میکنم
اجازه میدم خداوند هدایتم کنه
اجازه میدم قلبم بهم بگه
نرگس جانم
میخواستم باهات ی مشورتی بکنم
قلبم بهم گفت ازت بپرسم
تقریبا دوسه ماه پیش
ی کیس بهم معرفی شد
ک راننده ماشین سنگین بود
من چون شوهر خواهرم راننده ماشین سنگین بود ردش کردم حتی ب خودم اجازه ندادم ک ببینمش
خیلی اصرار کردن ک همو ببینیم
ولی من بخاطر ذهنیتی ک داشتم از زندگی خواهرم گفتم ن
تا اینکه 7 آبان خواهر همون شخص ب خواهرم پیام داد ک
خواهرت یعنی من رو معرفی کرده ب یکی از آشنایانشون ک پسر خوبیه
شماره خواهرم و داده بودن ک تماس بگیره
ک تماس نگرفتن
همون خواهر خاستگارم گفت ک بهم گفتن میخوان عکس منو ببینن
منم گفتم ن
ما ک نمیشناسیمشون
قرار بود زنگ بزنن ک خبری نشد
تا اینکه امروز بعد یک ماه خواهر خاستگارم باز پیام داد ب آجیم
ک تماس نگرفتن ؟؟
اجیم گفت ن
گفته بود ک ی شخصی از اقوامشون فوت کرده احتمالا برای همین زنگ نزدن
اجیم گوشیشو بهم داد گفت خودتت پیاماشو بخون
بگو من چی بنویسم
نوشته بود شما ک اصن اجاره ندادید خانواده ها همو بشناسن
داداش من پسر سالم و کاری هست
ی جورایی باز درخواست کرده بود ک اگه امکانش هست همو ببینبم
ک باز گفتم ن
من ک بخاطر کارش جوابم و گفتم دیگه دلیل نداره وقت بزارم براش
ک باز سرشب آجیم قضیه رو ب مادر گفت
پدر گفت ما ک نمیشناسیمش
اجازه نمیدم دخترم بره اندبمشک اذیت بشه
اونا باید بیان خونه مون
خواهر خاستگارم از اجیم خواسته بود ک شماره منو بهش بده
ک زنگ بزنه
اجیم بهم گفت شماره تو بفرستم براش
دارم میفرستم
و..
ک شماره مو فرستاد
گفت فرستادم
گفتم خدایا من تسلیمم خودت هدایتم کن
مقاومت و میزارم کنار
امروز هم نشونه دیدم
ب اجیم گفتم ک بهش بگو بهم پیام بده
اجیم گفت کی زنگ بزنه
گفتم فردا
بعد چند دقیقه ی شماره بهم پیام داد
ک خانم لرستانی شماره تون و از خواهرت گرفتم
الان میتونم زنگ بزنم
گفتم الان شرایط صحبت کردن ندارم
فردا تماس بگیرید
داشتم برای شما نرگس جانم کامنت مینوشتم
نمیدونم چیکار کنم
حسم گفت برات بنویسم و باهات مشورت کنم
مخصوصا دیروز ک تو کامنتت خوندم خاستگارهایی ک خودشون میرن و خدا برای تو میبره کارو برات آسون میکنه
خدایا من هیچی نمیدونم
تو میدونی
تو بهم بگو
تو هدایتم کن
تو ب تمام اسرار سینه ها آگاهی
من ک از درون ادمها خبر ندارم
تو هدایتم کن
من تسلیم هستم
ب هرخیری از سمت تو محتاجم و فقیر
خدایا شکرت
مرررسی ک برام نوشتی
مرررسی قلبم و باز کردی
سپاسگزار خداوندم بخاطر وجود نازنینت
و اینکه عاشقتمممم
با قلبم میبوسمت
بنام خدای مهربانم
سلام ب رفیق بهشتی قشنگم نرگس جانم
خیییلی ازت ممنونم ک برام پاسخ نوشتی و تجربه ات و گفتی
دیروز ظهر تو باغچه بودم حسم گفت برو از تربچه ها فیلم بگیر و بزار یوتیوپ
ی فیلم گرفتم خیییلی حس خوبی بهم داد
و ی موزیک خیلی زیبا هم خدا هدایتم کرد برای فیلم
همون جا داشتم نگاش میکردم و لذت میبردم ک اسم خ،خاستگار افتاد رو گوشیم و گوشیم زنگ خورد
قلبم اومد تو دهنم خخخخخ
خلاصه جواب ندادم تا اومدم تو اتاق قطع شد
بعد 10 دقیقه بهش پیام دادم ک بعد ی ربع تماس گرفت
صبح از خدا هدایت خواستم ک خدایا بر زبانم جاری شو ک چی بگم بهشون
هدایتم کن،من تسلیم هستم ب هر خیری از سمت تو
من میخوام با ی مرد سالم ،پاک،توحیدی و کسی ک کنارش ارامش و تجربه کنم ازدواج کنم خودت بهتر میدونی خواسته ام رو و ب همه ی اسرار سینه ها آگاهی
خودت هدایتم کن
خواهرش لهجه ی قشنگی داشت ولی من متوجه حرفاش نمیشدم
ترکیب لهجه بختیاری و دزفولی
بهش گفتم ک بنده خدا خندید گفت مگه لُر نیستی گفتم چرا ولی من اصالتم برای خرم آباد هست
گفت باشه پس اروم تر صحبت میکنم
خیلی مهربون و خون گرم بود
گفت اجی حقیقت ن من دیدمت و ن میشناسمت
ولی خیییلی تعریفتو شنیدم
ی کم صحبت کردیم از داداشش گفت و..
گفت سری قبل خودت جواب رد دادی
گفتم اره
بعد راحت دلیل مخالفتم و بهش گفتم
ک شوهر خواهرم راننده 18چرخه و آجیم برای بزرگ کردن بچه هاش خیلی اذیت شد
گفت ن داداشم مسیر دور نمیره
الان اصفهانه ان شالله فردا میاد
گفت اگه اجازه میدی ی قرار بزاریم همو ببینیم با خانواده ات مشورت کن
بهم اطلاع بده گفتم باشه
هنوز دو دل بودم ک بعد ی ساعت پیام داد آجی اگه میشه عکستو ببینم بخدا پاکش میکنم
گفتم باشه ولی شمام باید عکس بفرستی ها
چون سری قبل ب اجیم گفتم میخوام عکسشو ببینم اگه اوکی بود میرم سرقرار
ولی اونا قبول نکردن
خلاصه عکس فرستادم اونم عکس فرستاد
ی ماشین خوشگل هیولا ک گوشه اش ی مرد تار توپول وایساده بود بنده خدا
بزرگ بالای ماشینش نوشته بود only GOD
قلبم آروم گرفت
تنها خدا برام کافیه
گفت همین عکس و دارم ازش تو گوشیم :/
و اگه اجازه میدی عکست و بفرستم برای داداشم ،گفتم باش
و گفت ک داداشم نمیدونه ک عکسش و فرستادم
بهم برخورد این حرفش
بهش گفتم اگه راضی نبود نباید میفرستادی
خلاصه با این حرفش
خیالم ی جورایی راحت شد ک این شخص ادم من نیست
ک البته عکسشم اینو نشون میداد
چون شبیه تصویر ذهنی ک از مرد زندگیم داشتم نبود
نرگس !
وقتی گفتی:
شاید فردی باشه که توی همین سایت باشه..
اینم از دلم گذشت…
اره قلبم اینو تایید کرد ،چنتا نشونه هم دیدم قبلا
همه چی و ب خودش سپردم ،باید ب زمانبندی خدا اعتماد کنم
من فقط باید سهم خودمو انجام ،باید مسیرمو با عشق طی کنم
راستش الانم حس میکنم وقتش نشده
هنوز آمادگیشو ندارم
خدا برام کافیه و وعده اش حقه
دیشب بهم گفت
سوره نور
ٱلْخَبِیثَٰتُ لِلْخَبِیثِینَ وَٱلْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَٰتِۖ وَٱلطَّیِّبَٰتُ لِلطَّیِّبِینَ وَٱلطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَٰتِۚ أُوْلَـٰٓئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَۖ لَهُم مَّغْفِرَهࣱ وَرِزْقࣱ کَرِیمࣱ(٢6)
زنان پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند، و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایى که [تهمت زنندگان] دربارۀ آنان مى گویند، مبرّا و پاک هستند، براى آنان آمرزش و رزق نیکویى است
والطیبات للطیبین
الهی صدهزار مرتبه شکرت
راسسستی نرگس جانم
اتاق کار قشنگت و دیدم
حیاط زیبای رویایی تون و دیدم
گلهای خوشگل خونه تون
اون پروانه ای ک گفتی،و نشون دادی حتی اگه تو بهشت باشی
اگه حالت بد باشه
هیچ فرقی نداره برات نمیبینی بهشت رو
اون خرماهای خوشمزه حیاط تون
من عاشق مزه شونم
اون دست کش های قشنگت با اتیکتی ک خودت با دستای قشنگت دوختی
خیلی خوشگل بودن
خییلی عالی بودن دستت طلا خدا برکت بده ب کارت
مرسی ک از تجربه ی کاریت نوشتی برام
اتفاقا اموزش گل روبانی گل رز رو دبدم دیروز خییلی راحت میتونم درست کنم
حتی ی ایده هم اومد ک دسته گل عروس درست کنم
گلهای رز،برای باکس و کادو و..
اره درست دیدی گل های حریرم و کامل با دست دوختم خخخخخ
باید اموزش ببینم
و ی چیز دیگه
چند روز پیش من هدایت شدم ب دوره لباس زیر
الان جلسه اولم دارم توضیحات مدل اول و مینویسم
خیلی ذوق دارم براش
امروز سرچ کردم
ست لباس زیر
ی مدلهایی اومد ک برند بودن و ظریف خیلی خوشگل بودن
این مسیرم هدایتی هدایت شدم
توسط آجیم تو روز آخری ک استادش تخفیف زده بود برای دوتا از دوره هاش
و یکی دوماه قبل من خودم با آموزشی ک سرچ کرده بودم
ی شورت گیپور قرمز و مشکی دوختم ک خیلی باحال شده بود
البته ی ایراد های هم داشت ولی نگاه کردن ب این خلق جدیدم روح منو پرواز میداد
همون شب ب اجیم نشونش دادم
ایشون گفت ک خیییلی تمیییز دوختیش زکییییه
میخوایی کانال استادم و بهت بدم
گفتم ارررره بفرس
و من رفتم تو کانالش متوجه تخفیفش شدم
و مدلهای دوخت شده شاگرد ها رو دیدم و عرض نیم ساعت یک ساعت من دیدم تو ی دوره جدید و متفاوت ام ک هیچ با عقلم جور در نمی یومد ک بخوام ی روزی کار کنم
ولی همه اش هدایتی بود
من جنس این هدایت و میشناسم و صدای قلبم و ک وقتی ک میگه الان همین الان این کارو انجام بده
یعنی چی
الهی صدهزار مرتبه شکرت
مرررسی عزیزم
عاشقتممم ک باعشق راهنمایم کردی
همه چی رو سپردم ب خدا
و ان شاالله با کیس جدید سعی میکنم ،تسلیم باشم
و حرف بزنم
باید توی ابن مورد هم تکامل طی کنم
مررسی ک این موضوع و بهم گفتی
خلاصه یک دنیا ازت ممنونم
و خداروشکر میکنم بخاطر وجود نازنینت