این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-18 06:50:042025-11-19 18:36:49تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد چقدر خاطرتون پیش خدا عزیزه که هر کس صحبت میکنه با نهایت عشق باهاتون حرف میزنه و بی نهایت شکرگزار وجودتونه:)مثل خود من
چقدر خوب روی روابطتون کار کردین استاد و چقدر ذات خوبی دارید.
استاد استاد همین الان داشتم با امین(داداشم) راجع به این موضوع صحبت میکردیم.
امین یکی از شغلایی که داره ساخت و سازه و به لطف خدا هر روز داره ثروتمند تر میشه و بسیار بسیار هم آدم انفاق کننده و خیری هست.
بهش گفتم تو دوره ای که همه میگن پول کمه،شرایط زندگی سخته،قدرت خرید پایینه تو داری عین کره واحد میفروشی اونم واحدای چند میلیاردی.
گفت فاطمه قبلا نگران میشدم وقتی نیاز به تامین مالی داشتم برای ساختمون . همش زور میزدم باید واحد فروش بره و استرس میگرفتم اما الان تا نجوا میاد میگم یادت رفته دفعه های قبلی چطور فروش رفت واحدا؟تو کاری کردی؟ این دفعه هم اتفاق میفته
و به طرز معجزه واری مشتری از جایی که فکرش و نمیکردم بهم زنگ میزنه
گفت دقیقا وقتایی که رها میکنم و به خدا میسپرم به راحتی اتفاق میفته:)
آخ خدا این خدا چی داره؟.؟.؟؟ لنتی چقدر کارش درسته
امروز چه هدایت هایی که برام اتفاق نیفتاد!
میخواستم لباس محلی کرایه کنم برای عروسی گفتم خدایا هدایتم کن به بهترین و آسون ترین راه اگر قراره لباس محلی بپوشم برا عروسی.
زمانی که دیگه کلا منصرف شدم چون فردا که عروسیه هوا بارونیه،
رفتم مرکز خرید کفش بخرم یهو دیدم دختر عموم تو یکی از مغازه ها نشسته داره خیاطی میکنه
منو میگی!!!! کلی تعجب کردم گفتم تو کی مغازه گرفتییی؟؟؟
خلاصه با هم حرف زدیم گفتم میخواستم لباس محلی بپوشم ولی بارون میاد نمیتونم بپوشم
گفت بابا نگران نباش تو حیاطش سایه بون میزنن بارون نمیزنه ( این از هدایت اول)
به نام خداوند فراوانی ها ، کلمه ای که من وقتی عضو سایت شدم واقعا مغزم هنگ کرده بود و نمیفهمیدم که بچه ها چی میگن ، فراوانی یعنی چی، این چیه که انقدر توی این سایت نوشته ، استاد راجع بهش صحبت میکنند واقعا خندم میگیره و باور نکردنیه که من تا اون روز و اون سن که 4 شال پیش میشه فکرکنم معنی کلمه فراوانی و نمیدونستم و نفهمیده بودم ،،،
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
میخوام بدون اینکه این فایل و گوش داده باشم فعلا جواب بدم بله من این موضوع و تجربه کردم که بدون تقلا بهش رسیدم ، چند وقت پیش چند روزی خیلی درگیر بودم و همش تو فکربودم اما پیاده روی و رها نکردم با اینکه به وضعیت بی پولی عجیبی رسیده بودم وضعیتی که زیاد تحربش میکنم و همش سینوسی بالا پایین میرم ، اما چند وقت پیش انقدر روی باور فراوانی کار کرده بودم و فایل معرفی ثروت استاد و گوش داده بودم ، یهو توی مسیر باشگاه بودم انگار یکی پشت سرهم داشت بهم میگفت به طور طبیعی حق ماست که ثروت مثل بقیه نعمت ها وارد زندگیت بشه ، به طور طبیعی به طور طبیعی به طور طبیعی ، بعد از شنیدن این صحبت های تویمغزم ، به طرز عجیبی آروم شدم و شاد شدم ،بعد از چند ساعت هنوز به شب نرسیده بود مشتری بهم پیام داد و یه شفارش خیلی راحت و زیاد بهم داد ،و باعث شد پول به حسابم واریز بشه به راحتی .
من بهترین نوع عملکردم در زندگی تمرین همین قسمت بوده است وخیلی از مواقع خواسته های خود را رها کردم و جهان به موقع پاسخ داده است البته این رهایی کاملا ناخودآگاه بوده و آن زمان من از قانون خبر نداشتم
ازدواج من یکی از این موارد بود والبته داشتن حال خوب هم هدایت خدا بود من در آن زمان در جمعی حضور داشتم که با فرکانس های من کاملا هماهنگ بودند وهمین حس پذیرفته شدن و دوست داشته شدن کلی حال خوب به من میداد
وهمین باعث شد من با فردی ازدواج کنم که هم از نظر شخصیتی عالی باشد وهم از نظر مالی که این امر هم رابطه مورد علاقه من را ساخت و هم زندگی در خانه ومحله ای که همیشه تجسمش میکردم
ومورد دیگر داستان هدایت من به سمت این اصل واین استاد عالی است من بارها با التماس از خدا وامامان یک استاد عالی میخواستم البته به من اسم استاد را گفتم ولی آن زمان من در مدار درکش نبودم ولی بعدا رها کردم و کتاب در محدوده صفر را خواندم و کلی حال خوب والبته یک سوال اساسی که خدایا جریان چیست و دریک سحر مقدس اسم استاد تایپ شد و کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم آمد ومن اصل را پیدا کردم
وهمیشه این داستان برای من شیرین و یادآور یک تجربه هدایت دلنشین است
تقلا کردن در همه جنبه های زندگی من بر میگرده قبل از آشنایی با استاد عزیزم
نسبت به رابطه ایجاد کردن برای ازدواج چقدر چشمم به دست دیگران بود که یه کاری یا یکی بهم معرفی کنن و همیشه حالمم بد بود چون نمیدونستم خالق زندگی خودم خودم هستم و همیشه منتظر منجی بودم کسی کاری برام بکنه و چقدر کوفور بودم
واز وقتی روی باور فراوانی کار کردم که دختر خوب بسیار زیاد هست هدایت شدم به خانمهای خوب والان با یکیشون در حال آشنایی قبل ازدواج هستم
پس میشود چون دارم نتایج تغییر فرکانسهامو میبینم خداروشکر
خودش میاد نگران نباشید فقط باید تغییر کنیم
استاد دمت گرم اومدی تو زندگیم
درمورد بیزنس شاید تا الان صدها کار عوض کردم نمیدونستم خودم کار و حرفه ای دارم که پولسازه
مربیگری ورزش
نزدیک دوسال هست که دارم با آموزهای استاد کار میکنم و دقیقا از عید امسال 1404 با محصول هم جهت با خدا نتایج تغییر کرده تازه الان اول راهه
قبل از این همش دنبال تبلیغات و شاگرد بودم و یه باشگاه کوچیک و بدون هیچ امکاناتی داشتم اما با کارد کردن روی باورهام و دوام اوردن الان از درو دیوار داره برام میباره خداروشکر هیچ زحمتی فقط شبها دو ساعت میرم سرکار اونم مربیگری عشق میکنم و پول در میاره و برای جذب مشتری هیچ تقلا و تبلیغی نمیکنم
داره نتیجه میده این دوسالی که جدی شروع کردم روی خودم کار کردن مطمئنم که خیلی بیشتر از اینها بدست خواهم اورد اگه ظرفم بزرگتر بشه به امید الله
سلام شما خیلی خوشحالم بابت تغییرات مثبتی که تو زندگیتون اتفاق افتاده
من چند ساله تو مسیر رشد فردی هستم فقط فایل گوش میکنم همین و هیچ اتفاقی تو زندگیم نمیفته و الان هم تو شرایط مناسبی نیستم نه از نظر مالی و نه روابط نمیدونم باید چیکار کنم کم آوردم دگه
خودتونم اشاره کردین که فقط فایل گوش میدین اولا که گوش دادن و یاد گرفتن و باور کردن دوتا موضوع کاملا مجزا هستن
من تا زمانی که فایلهارو گوش میدم فقط حالم موقت خوب میشه اما وقتی مینویسم یادشون میگیرم و وقتی کامنت میخونم و مینویسم و دوباره و چند باره فایل هارو گوش میدم و نمونه عینی براخودم تو ذهنم میارم قشنگ یاد میگیرم و وقتی تمرین ها و انجام میدم و عمل میکنم و کتمنت میخونم و مینویسم و حرکت میکنم بعنی نشونه اینه که باور کردم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این تکیه کلام استاده
به خودت رجوع کن ببین ایا چیزی یاد گرفتی ایا تغییری از نظر شخصیتی داشتی ایا تغییری در زندگیت داشتی؟اگر نداشتی بعنی هیچکاری نکردی فقط مثل به داستان اموزش هارو گوش دادی و حکم به مسکن برات داشتن
توصیه دوستانه میکنم بعد از گوش دادن هر فایل بیا توضیحات خانم شایسته رو بهون بعد کامنت بخون بعد راجب مسایلی که خوندی و گوش دادی فکر کن بذار تحلیلشون کن دلیل ومنطق بیار
اینا کاریه که من میکنم البته بعد مدتها تو سایت بودن تازه فهمیدم باید رو کامنتها و توضیحات بیشتر زوم کنم البته که نتیجه هم گرفتم اما به اندازه ای که تغییر کردم و باورهامو با باور بهتر جایگزین کردم
برات بهترینهارو ارزو میکنم قشنگم امیدوارم راهتو به زودی پیدا کنی و تواین راه الهی همراه همه ما ادامه بدی و نا امید نشی
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
لطفاً در کامنتها بنویسید: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
در مورد این موضوع مثالهای زیادی هست تو زندگی
من یکی ازون موارد برمیگرده به زمانی که خیلی جوان
بودم میخواستیم ماشین بخریم. من و داداشم خیلی
عجول بودیم همش به پدرم فشار میآوردیم که بریم
بگردیم دنبال ماشین پدرم خیلی خونسرد میگفت بابا
جان هر وقت موقعش باشه یه ماشین خوب پیدا میشه
که راحت میخریمش. ولی ما به حرفش گوش نمیدادیم
هر جا که به فکرمون میرسید میرفتیم دنبال ماشین
خلاصه آخرش تو یکی از بنگاههای محل یه پراید دیدیم
خیلی تمیز بود رفتیم خودمون دوتایی بدون اینکه با
پدرم مشورت کنیم ماشینو قولنامه کردیم.
پدرم چیزی به ما نگفت فقط گفت خیره انشالله
خلاصه گذشت بعد از چند وقت میخواستیم ماشینو
بفروشیم که یه ماشین مدل بالاتر بخریم هر جا ماشینو
میبردیم که بفروشیم میگفتن این ماشین تصادفیه
هیچکس نمیخرید یا به نصف قیمت میخریدند
خیلی فشار زیادی رو من بود روم نمیشد تو چشمای
پدرم نگاه کنم با اینکه چیزی هم به ما نمیگفت.
خلاصه دیگه خسته شده بودم به خدا گفتم خدایا
کمکم کن آبروم داره پیش پدرم میره. یه حسی
بهم گفت ماشینو ببر پیش همون بنگاهی که ازش
خریدی اما دوباره به خودم میگفتم اون که زیر بار
نمیره میگه شما ماشینو بررسی کردی خریدی
ولی اون حس قوی میگفت برو اونجا کارت نباشه
بعداز کلی کشمکش آخرش با داداشم رفتیم از در
که رفتیم تو داداشم که یه مقدار زود جوش میاره
شروع کرد به سرو صدا کردن ما اصلا قصد همچین
کاری رو نداشتیم. باورتون نمیشه طرف داداشمو
آروم کرد برامون چای آورد آخرشم گفت ماشینو
به قیمت، خودم ازتون میخرم واقعا باور کردنی
نبود خدایا شکرت که هروقت میگی تو برو بقیش با من
چقدر قشنگ همه چیزو میچینی. بارها ازین دست
اتفاقات تو زندگی افتاده ولی ما باز هم فراموش میکنیم
و به الهامات گوش نمیکنیم. این تمرین باعث شد به
یاد بیارم استاد عزیزم سپاسگزارم از شما و خانوم شایسته
برای این دوره الهی. همه شما رو به خدای مهربان میسپارم
تقریبا از دو سالی که با مفاهیم تدریسی شما آشنا شده ام،میگذرد. ولی از ۹ ماه پیش یه ذهنیتی برام به وجود امده بود که فکر میکردم(باید یه سری فنون خاصی برای بازاریابی و فروش یاد بگیری تا موفق شوی و گر نه مفهوم فرکانس زیاد کارساز نیست)
همیشه ذهن و قلبم با هم دیگر بر سر این موضوع جدال داشتند و حسم بد میشد. از طرفی من کلیه نتیجه از یادگیری مفهوم فرکانس دیده بودم، از طرفی هم متاسفانه نگاه خیلی بزرگی به بازاریابی و فروش داشتم و بولد کرده بودم(در صورتی که اونها فقط توانایی مهارت هستند و نه بیشتر)
تا اینکه دیشب این فایل را دیدم که شما در اواسط آن گفتید زمانی که فردی در فرکانس درست باشد،شرایط متاسب و افراد مناسب در زمان مناسب به اون برخورد میکنند و لازم نیست آنچنان تبلیغات خاصی برای جذب مخاطب کنیم و فقط متکی به اینها باشیم و دنبال مردم برویم.و بعدش مثال فایل خودتون و سریال زندگی در بهشت را گفتید.
این حرف ها چونان اب گوارایی بود که پس از نوشیدن ان،احساس آرامش بی نظیری در درون من به وجود اورد و شادی زیادی به همراه داشت و الان بیشتر از میش اطمینان حاصل پیدا کردم کا تنها و تنها منبع رزق جهان هستی الله یکتاپرست و تنها ارتباط من با منبع هست که روزی من را تعیین میکند و نه چیز دیگری،نه فلان شبکه تبلیعاتی، نه فلان رفیق، نه فلان رئیس شرکت،نه پارتی، هیچ کدومشون، فقط منبع و اینها را فقط خداوند میاورد،نه اینکه آنها از خودشان قدرتی داشته باشند
دوست داشتم این مطلب مهم و زیبا در داخل ویدئو استاد را در کامنت بازگو کنم تا برای دیگر عزیزان هم تکرار گردد.
ودوباره ودوباره هزاران هزاربارخداروشکر ازاین همه اگاهی ..
نمیدونم چراهربارکه که فایلی رو میبینم اینگاردوباره دری تازه بجهان هستی بروم بازمیشه
اگه ازالان تاصدسال دیگه این فایلها روزی یبار پخش شه ومن ببینم اصلابرام تکراری نیست وجذابتراز قبل دلم میخاد ببینمو لذت ببرم واگاهی کسب کنم..
ودلیلی نداره جزاینکه حقیقت هستن و واقعی اینجاست که درون هرفردی که امادگیشو داره تشخیص میده اصل اصل هستن این صحبتها..
چیزی که فقط یکم قبلنا داشت اذیتم میکرد این بودکه داشتن ی همراه تواین مسیرمیتونه خیلی ادموبیشتروبهترب جریان نعمت وثروت برسونه چون وقتی فرکانسها بیشتربشن اتفاقات خوب زودترپیش میان..مثلا همین زوج محترم اقامحمدوفرزانه خانم..یاخیلیا دیگه که حالایا همسرن یا خانواده..
اره این موضوع یکم فقط ناراحتم میکرد تا اینکه نه تواین فایل بلکه چندین جای دیگه استادعزیزم استاد دوستداشتنیم که عاشقشم قدهمون خدا.. فرمودند.. وقتی مسیرت درست باشه وتوی مسیر باشی توزمان مناسبش تومکان مناسبش همون که میخای میشه…
وقتی این حرفوشنیدم یعنی نمیدونید چجور حس قشنگی اینگار خدادنیاروبهم دادومن رو هواهستم بهم دست داد…
بخداکه خدا اگه عمر حضرت نوح رو بهتون بده کمه اقای عباسمنش استادعزیزدلم چون دیگه نیست مثل خودت …
ودراخرمن خوب بلدنیستم بنویسم بیشتر حرف بزن هستم ودراینجا میخام که منوببخشی اگه نمیتونم درونمو نثاروجودت کنم بااین نوشته ها..
وباارزوی سربلندی برای شما وخانواده محترم عباسمنش ب خداوندمیسپارمتون
الهی هزاران بار شکر گذارت هستم که دارم برای یه قسمت فوق العاده دیگه از سری فایل های گفتگو با دوستان می نویسم
همین چند دقیقه پیش این فایلو دیدم و از همون اولش یه حس عالی پیدا کردم برای نوشتن برای مرور درس ها و آگاهی ها برای بیان اصل و توجه به اون و دوری از فرع فقط جاده خاکیه و به جای هدایت، بدتر منحرفمون میکنه
استاد شما دوباره این بار، موضوع چه زمانی تصمیم به تغییر میگیرم رو مطرح کردید که دوستان بیان و صحبت کنن
خیلی جالبه این چند روز یسری فایل های قدیمی از شما دریافت کردم که داخلش یکی از این فایلا شما دارید صحبت میکنید در مورد اینکه عده خیلی زیادی از مردم میگن چرا داخل قرآن ینقدر یسری مسائل دارن هی تکرار میشن؟؟ چرا خداوند بعضی موارد رو بارها و بارها در سوره های مختلف بیان کرده و بعد رسیدیم به اینجا، که خداوند روی اصل و موارد اصلی بارها تاکید کرده و اون مواردی که گفته نشده یا فقط یکبار بوده اصل نیستن و فرعن که اگه حالا 100% هم رعایت نشن، اتفاق خاصی نمیفته
و دقیقا موضوع این سری فایلای گفتگو رو هم که دارم میبینم و شما بعد از شاید 10 جلسه، دوباره این تاپیک رو گذاشتید، این داره این زنگ هشدار رو در ذهن من به صدا در میاره که آقا، تغییر کردن در زمان مناسب، یه اصل بسیار مهمه
اینکه تو کی تصمیم به تغییر میگیری
به نظر من اصلا این تغییر کردنه بستگی خیلی زیادی به قدرت تصمیم گیری ما
من هر چقدر قدرت تصمیم گیری قوی تری داشته باشم و هر چه بتونم سریعتر تصمیماتم رو عملی و اجرایی کنم، یعنی من انسانی هستم که قدرت تغییر زیادی دارم و میتونم هر موقع بخوام تغییر کنم
یعنی این قدرت تصمیم گیری قوی ( به قول شما این عضله قوی در تصمیم گیری) جسارت و شجاعت من رو جهت تغییر کردن خیلی بیشتر میکنه چون تصمیم گیری از یه شجاعت و ایمان سرچشمه میگیره و اینکه من با تصمیم گیری و عمل به اون هی می فهمم چقدر تواناتر میشم ، چقدر بهتر میشم، چقدر رشد میکنم و اینجوری توانایی و ایمان و امیدم در راستای تغییر و بهبود دائمی هم بیشتر و بیشتر میشه
چقدر لذت بردم از فرزانه نازنین و همسر عزیزش آقا محمد که به عنوان اولین دوستان موفقم در این فایل، اومدن و از نتایج بی اندازه ارزشمندشون صحبت کردن
هر لحظه که فرزانه جان با ذوق از رشدشون از بهبود در روابطشون از خوشبختیشون بیشتر صحبت میکردن من هم ایشون رو بیشتر و بیشتر تحسین میکردم و هی ایمانم و انگیزم در این مسیر بیشتر و بیشتر میشد همینطور که توی 15 جلسه قبل هم بارها و بارها این اتفاق برای من افتاد
و استاد باید بگم در راستای تغییرات من طی 1 سال گذشته از زمان سریال زندگی در بهشت، حالا این فایل های گفتگو دیگه شدن یه نیر محرکه جدید و بسیار قدرتمند جدید که داره دوباره به شکل دیگه من رو رشد میده و باعث میشه من تغییر کنم
استاد چقدر عالی گفتید که مهمتر از نتایج، این هست که بدونیم این مسیره هست که داره جواب میده
یعنی اگر نتیجه گرفتم در هر جنبه ای، توجه کنم و بفهمم که آرههههههههههه این همون قوانین بدون تغییر هست که برای استادم و هزاران نفر دیگه که ازش استفاده کردن و نتیجه گرفتن و حالا داره برای من هم اتفاق میفته و من تائید کنم این تاایج رو هر چند کوچک و شکرگذاری کنم تا این چرخه برام هر روز بهتر بشه، هر روز رشد و بهبودش هم ملموس تر و هم راحت تر بشه
استاد شما از ابزار گفتین که باید استفاده درست ازش کنیم و من میگم اون ابزاره همون باورهامونه که میتونه اینقدر سازنده و مثبت باشه که ماها رو به اوج برسونه در هر جنبه ای یا میتونه اینقدر منفی باشه که به زمین ما رو بزنه و نکته مثبت و خوشحال کننده و انگیزه دهنده این هست که این باور و ساختنش، در دستان خودمونه که خداوند این توانایی رو بهمون داده که بسازیم و ازش استفاده کنیم در مسیر زندگیمون
کار من فقط کار کردن روی خودمه و جهان با توجه به اون 1 قدمی که من برمیدارم، هزاران برابر برای من قدم بر میداره و این همواره اتفاق میفته
وقتی اعتماد کنم به خداوند و سیستم و هدایت هاش و در مسیر درست قرار بگیرم اون موقع در زمان و مکان مناسب من به سمت آدمها و شرایط مناسب هدایت میشم و دیگه نیاز به زور زدن و تکیه به عوامل خارجی نداره، همیه اینا در درون منه اگه من باور کنم و براش اقدام کنم
حتی این فایل های گفتگو با دوستان هم یه مدل دیگه از هدایت خداونده که باعث میشه من الگو ببینم، من نمونه عملی ببینم و باورسازی های درست تر و مثبت تری انجام بدم و ای مصداق ها، مسیرم و این گونه نتیجه گرفتن رو برای ذهنم منطقی میکنه
همزمان که روی باورهام کار میکنم روی مهرت هام هم کار کنم و اون موقع چون من در راستای خواسته هام دارم تغییر میکنم، جهان من هم تغییر میکنه فارغ از اینکه اطرافیان من در چه حال و وضعی هستن چون هر کسی داره نون باورهای خودشو میخوره و نتیجش = باورهاشه
اون مثال فلافلی هم یه نمونه دیگه هست از اینکه باید اصل رو گرفت و بقیه چیزا رو کنار گذاشت چون باورهای تو نتایجت رو رقم میزنه بطوری که تو میتونی توی فروش ، بهترین حالت رو داشته باشی در حالیکه حتی زبان مشتریهات رو هم متوجه نمیشی ( خدایی این دیگه آخرشه)
خدایاشکرت که امروز لایق نوشتن از تو و قوانین بدون تغییرت بودم که همیشه حالم رو خوبتر از خوب میکنه
خدایا شکرت که در مسیر و مدار استاد عباسمنش بزرگوار هستم و میتونم از درس های ارزشمند ایشون که زندگی سازه، استفاده کنم و ببینم و درک کنم و شکرگذاری کنم و بدونم این من هستم فقط من، که خالق همه شرایط زندگی خودم هستم
هزاران بار سپاسگذارم و قدردان تک تک آگاهی هایی هستم که بی توقع میبخشید و خداوند هر روز خوان نعمت هاش رو براتون گسترده تر میکنه
برای هممون سلامتی بی اندازه، شادی بی نهایت، ثروت در همه جنبه های زندگی و آرامش واقعی ذهنی و روحی رو آرزو دارم
داشتم فک میکردم سرزمین عجایب وجود داره یا نه ساعت ۴صبحه الان و من دارم از ذوق گریه میکنم
نمیدونم چی بگم.یااصلا چطوری بگم .باورم نمیشه همه فایل ها رو کنار گذاشتم و دارم این گفت وگو رو واین گفت گو ها رو گوش میدم
این فایل ها انگار معجزات واقعیه که استاد جرات داده بقیه هم ثابت کنیم ماهام این معجزاتی که داریم .جرات داده بیایم بگیم عباس منش و زندگی رویایش فقط یدونه نیست .بلکه تعداد زیادی هست فقط باید بخوایم اونای که خواستن داریم میبینم بااینکه این تعداد محدودی از اقیانوسی ایست که استاد تربیت کرده
این فایل این حرفا رو انگار به من زدید
من سری قبل وارد گفت گو شدم دستمم بالا بردم
ولی وقتی این حرفا رو شنیدم اومدم بیرون به خودم گفتم معصوم اول بگو از تغییرات به خودت بعد به استاد
وای استاد باورتون نمیشه این فایل شما جواب تمام سوال های من بود تا الان ۱۰بار گوش دادم هز بار انگار اولین باره دارم میشنوم
استاد اینجوری بگم مثل دوران دبیرستان کل درس رو حفظ کردی میای جواب بدی ولی اولش یادت میره بعد هی به خودت فشار بیاری یادت بیاد یهو چشت به استاد بیوفته و اون اولشو با لبخند بگه و تو مثل طوطی بقیه اشو بگی
الان من اینجوریم انگار سرازیر شدم الان،انگار حس میکنم همه جواب سوالام رسیدم از شوق نمیدونم چی بگم خدایا خدایا صد هزار بار شکرت دورت بگردم
خدایا دورت بگردم
هزار بار شکر هزار بار شکرت
خدا رو شکر میکنم که شما رو برای ما خلق کرده استاد
امشب قول میدم باهاتون حرف بزنم و این حسو حالمو براتون تعریف کنم
الان دنبال دفترم میگردم و این فایل رو باز گوش بدم این سد شکسته شده این مانع های برداشته شده رو بنویسم استاددد عاشقتم امشب شروع یه تغییر بزرگه در من
خدا رو شکر که شما رو داریم استاد
خدا رو شکر که شما و این مسیر خلق شدین خدا رو شکر که دوستای عزیزی مثل شما داریم
سلام استاد عزیزمممم
الهی شکر برا وجودتون استااااد
استاد چقدر خاطرتون پیش خدا عزیزه که هر کس صحبت میکنه با نهایت عشق باهاتون حرف میزنه و بی نهایت شکرگزار وجودتونه:)مثل خود من
چقدر خوب روی روابطتون کار کردین استاد و چقدر ذات خوبی دارید.
استاد استاد همین الان داشتم با امین(داداشم) راجع به این موضوع صحبت میکردیم.
امین یکی از شغلایی که داره ساخت و سازه و به لطف خدا هر روز داره ثروتمند تر میشه و بسیار بسیار هم آدم انفاق کننده و خیری هست.
بهش گفتم تو دوره ای که همه میگن پول کمه،شرایط زندگی سخته،قدرت خرید پایینه تو داری عین کره واحد میفروشی اونم واحدای چند میلیاردی.
گفت فاطمه قبلا نگران میشدم وقتی نیاز به تامین مالی داشتم برای ساختمون . همش زور میزدم باید واحد فروش بره و استرس میگرفتم اما الان تا نجوا میاد میگم یادت رفته دفعه های قبلی چطور فروش رفت واحدا؟تو کاری کردی؟ این دفعه هم اتفاق میفته
و به طرز معجزه واری مشتری از جایی که فکرش و نمیکردم بهم زنگ میزنه
گفت دقیقا وقتایی که رها میکنم و به خدا میسپرم به راحتی اتفاق میفته:)
آخ خدا این خدا چی داره؟.؟.؟؟ لنتی چقدر کارش درسته
امروز چه هدایت هایی که برام اتفاق نیفتاد!
میخواستم لباس محلی کرایه کنم برای عروسی گفتم خدایا هدایتم کن به بهترین و آسون ترین راه اگر قراره لباس محلی بپوشم برا عروسی.
زمانی که دیگه کلا منصرف شدم چون فردا که عروسیه هوا بارونیه،
رفتم مرکز خرید کفش بخرم یهو دیدم دختر عموم تو یکی از مغازه ها نشسته داره خیاطی میکنه
منو میگی!!!! کلی تعجب کردم گفتم تو کی مغازه گرفتییی؟؟؟
خلاصه با هم حرف زدیم گفتم میخواستم لباس محلی بپوشم ولی بارون میاد نمیتونم بپوشم
گفت بابا نگران نباش تو حیاطش سایه بون میزنن بارون نمیزنه ( این از هدایت اول)
گفتم خب پس برم لباس بگیرم گفت بیا اینجا رفیق خودم لباس داره
خلاصه هدایت شدم به یه فروشنده بسیااار خوش اخلاق که یه لباس عالی و فوق العاده زیبا با یه قیمت بییی نظیر گرفتم.(هدایت دوم)
آخ اصلا به امروزم فکر میکنم چقدر قشنگ بود.
امروز اولین بارون پاییزی شیراز بارید و کلی خوشحالی کردم و حتی با امیرعلی(برادرزادم) زبر بارون آرزو کردیم:)
خدا به طرر معجزه واری جون امین و خانوادش و نجات داد از یه تصادف.
الهی شکرت
خدایا من چقدر ثروتمندم
من چقدر ثروتمندم. من پر از نعمت و دارایی ام:)
من خانواده دارم
من سلامتی دارم
من یه سقفی بالای سرم دارم
من همیشه پول دارم
من دوستای فوق العاده دارم
من خویشاوندای خوبی دارم
خدایا چقدر به من نعمت و ثروت دادی(تازه خودم و توانایی هام و فاکتور گرفتم:) )
خدایا خیلی خوشحالم خدایا شکرت خدایا شکرت
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند فراوانی ها ، کلمه ای که من وقتی عضو سایت شدم واقعا مغزم هنگ کرده بود و نمیفهمیدم که بچه ها چی میگن ، فراوانی یعنی چی، این چیه که انقدر توی این سایت نوشته ، استاد راجع بهش صحبت میکنند واقعا خندم میگیره و باور نکردنیه که من تا اون روز و اون سن که 4 شال پیش میشه فکرکنم معنی کلمه فراوانی و نمیدونستم و نفهمیده بودم ،،،
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
میخوام بدون اینکه این فایل و گوش داده باشم فعلا جواب بدم بله من این موضوع و تجربه کردم که بدون تقلا بهش رسیدم ، چند وقت پیش چند روزی خیلی درگیر بودم و همش تو فکربودم اما پیاده روی و رها نکردم با اینکه به وضعیت بی پولی عجیبی رسیده بودم وضعیتی که زیاد تحربش میکنم و همش سینوسی بالا پایین میرم ، اما چند وقت پیش انقدر روی باور فراوانی کار کرده بودم و فایل معرفی ثروت استاد و گوش داده بودم ، یهو توی مسیر باشگاه بودم انگار یکی پشت سرهم داشت بهم میگفت به طور طبیعی حق ماست که ثروت مثل بقیه نعمت ها وارد زندگیت بشه ، به طور طبیعی به طور طبیعی به طور طبیعی ، بعد از شنیدن این صحبت های تویمغزم ، به طرز عجیبی آروم شدم و شاد شدم ،بعد از چند ساعت هنوز به شب نرسیده بود مشتری بهم پیام داد و یه شفارش خیلی راحت و زیاد بهم داد ،و باعث شد پول به حسابم واریز بشه به راحتی .
بله فقط کافیه روی باورهامو درست کارکنیم …
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم و بانو شایسته ی عزیزم
تجربه من از رها کردن کارها
من بهترین نوع عملکردم در زندگی تمرین همین قسمت بوده است وخیلی از مواقع خواسته های خود را رها کردم و جهان به موقع پاسخ داده است البته این رهایی کاملا ناخودآگاه بوده و آن زمان من از قانون خبر نداشتم
ازدواج من یکی از این موارد بود والبته داشتن حال خوب هم هدایت خدا بود من در آن زمان در جمعی حضور داشتم که با فرکانس های من کاملا هماهنگ بودند وهمین حس پذیرفته شدن و دوست داشته شدن کلی حال خوب به من میداد
وهمین باعث شد من با فردی ازدواج کنم که هم از نظر شخصیتی عالی باشد وهم از نظر مالی که این امر هم رابطه مورد علاقه من را ساخت و هم زندگی در خانه ومحله ای که همیشه تجسمش میکردم
ومورد دیگر داستان هدایت من به سمت این اصل واین استاد عالی است من بارها با التماس از خدا وامامان یک استاد عالی میخواستم البته به من اسم استاد را گفتم ولی آن زمان من در مدار درکش نبودم ولی بعدا رها کردم و کتاب در محدوده صفر را خواندم و کلی حال خوب والبته یک سوال اساسی که خدایا جریان چیست و دریک سحر مقدس اسم استاد تایپ شد و کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم آمد ومن اصل را پیدا کردم
وهمیشه این داستان برای من شیرین و یادآور یک تجربه هدایت دلنشین است
خدایا شکرت وعاشقتم
استاد بینهایت بار سپاسگزارتان هستم
سلام به استاد عزیزم
تقلا کردن در همه جنبه های زندگی من بر میگرده قبل از آشنایی با استاد عزیزم
نسبت به رابطه ایجاد کردن برای ازدواج چقدر چشمم به دست دیگران بود که یه کاری یا یکی بهم معرفی کنن و همیشه حالمم بد بود چون نمیدونستم خالق زندگی خودم خودم هستم و همیشه منتظر منجی بودم کسی کاری برام بکنه و چقدر کوفور بودم
واز وقتی روی باور فراوانی کار کردم که دختر خوب بسیار زیاد هست هدایت شدم به خانمهای خوب والان با یکیشون در حال آشنایی قبل ازدواج هستم
پس میشود چون دارم نتایج تغییر فرکانسهامو میبینم خداروشکر
خودش میاد نگران نباشید فقط باید تغییر کنیم
استاد دمت گرم اومدی تو زندگیم
درمورد بیزنس شاید تا الان صدها کار عوض کردم نمیدونستم خودم کار و حرفه ای دارم که پولسازه
مربیگری ورزش
نزدیک دوسال هست که دارم با آموزهای استاد کار میکنم و دقیقا از عید امسال 1404 با محصول هم جهت با خدا نتایج تغییر کرده تازه الان اول راهه
قبل از این همش دنبال تبلیغات و شاگرد بودم و یه باشگاه کوچیک و بدون هیچ امکاناتی داشتم اما با کارد کردن روی باورهام و دوام اوردن الان از درو دیوار داره برام میباره خداروشکر هیچ زحمتی فقط شبها دو ساعت میرم سرکار اونم مربیگری عشق میکنم و پول در میاره و برای جذب مشتری هیچ تقلا و تبلیغی نمیکنم
داره نتیجه میده این دوسالی که جدی شروع کردم روی خودم کار کردن مطمئنم که خیلی بیشتر از اینها بدست خواهم اورد اگه ظرفم بزرگتر بشه به امید الله
سلام شما خیلی خوشحالم بابت تغییرات مثبتی که تو زندگیتون اتفاق افتاده
من چند ساله تو مسیر رشد فردی هستم فقط فایل گوش میکنم همین و هیچ اتفاقی تو زندگیم نمیفته و الان هم تو شرایط مناسبی نیستم نه از نظر مالی و نه روابط نمیدونم باید چیکار کنم کم آوردم دگه
سلام مینا جان خوبین
خودتونم اشاره کردین که فقط فایل گوش میدین اولا که گوش دادن و یاد گرفتن و باور کردن دوتا موضوع کاملا مجزا هستن
من تا زمانی که فایلهارو گوش میدم فقط حالم موقت خوب میشه اما وقتی مینویسم یادشون میگیرم و وقتی کامنت میخونم و مینویسم و دوباره و چند باره فایل هارو گوش میدم و نمونه عینی براخودم تو ذهنم میارم قشنگ یاد میگیرم و وقتی تمرین ها و انجام میدم و عمل میکنم و کتمنت میخونم و مینویسم و حرکت میکنم بعنی نشونه اینه که باور کردم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این تکیه کلام استاده
به خودت رجوع کن ببین ایا چیزی یاد گرفتی ایا تغییری از نظر شخصیتی داشتی ایا تغییری در زندگیت داشتی؟اگر نداشتی بعنی هیچکاری نکردی فقط مثل به داستان اموزش هارو گوش دادی و حکم به مسکن برات داشتن
توصیه دوستانه میکنم بعد از گوش دادن هر فایل بیا توضیحات خانم شایسته رو بهون بعد کامنت بخون بعد راجب مسایلی که خوندی و گوش دادی فکر کن بذار تحلیلشون کن دلیل ومنطق بیار
اینا کاریه که من میکنم البته بعد مدتها تو سایت بودن تازه فهمیدم باید رو کامنتها و توضیحات بیشتر زوم کنم البته که نتیجه هم گرفتم اما به اندازه ای که تغییر کردم و باورهامو با باور بهتر جایگزین کردم
برات بهترینهارو ارزو میکنم قشنگم امیدوارم راهتو به زودی پیدا کنی و تواین راه الهی همراه همه ما ادامه بدی و نا امید نشی
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
لطفاً در کامنتها بنویسید: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
در مورد این موضوع مثالهای زیادی هست تو زندگی
من یکی ازون موارد برمیگرده به زمانی که خیلی جوان
بودم میخواستیم ماشین بخریم. من و داداشم خیلی
عجول بودیم همش به پدرم فشار میآوردیم که بریم
بگردیم دنبال ماشین پدرم خیلی خونسرد میگفت بابا
جان هر وقت موقعش باشه یه ماشین خوب پیدا میشه
که راحت میخریمش. ولی ما به حرفش گوش نمیدادیم
هر جا که به فکرمون میرسید میرفتیم دنبال ماشین
خلاصه آخرش تو یکی از بنگاههای محل یه پراید دیدیم
خیلی تمیز بود رفتیم خودمون دوتایی بدون اینکه با
پدرم مشورت کنیم ماشینو قولنامه کردیم.
پدرم چیزی به ما نگفت فقط گفت خیره انشالله
خلاصه گذشت بعد از چند وقت میخواستیم ماشینو
بفروشیم که یه ماشین مدل بالاتر بخریم هر جا ماشینو
میبردیم که بفروشیم میگفتن این ماشین تصادفیه
هیچکس نمیخرید یا به نصف قیمت میخریدند
خیلی فشار زیادی رو من بود روم نمیشد تو چشمای
پدرم نگاه کنم با اینکه چیزی هم به ما نمیگفت.
خلاصه دیگه خسته شده بودم به خدا گفتم خدایا
کمکم کن آبروم داره پیش پدرم میره. یه حسی
بهم گفت ماشینو ببر پیش همون بنگاهی که ازش
خریدی اما دوباره به خودم میگفتم اون که زیر بار
نمیره میگه شما ماشینو بررسی کردی خریدی
ولی اون حس قوی میگفت برو اونجا کارت نباشه
بعداز کلی کشمکش آخرش با داداشم رفتیم از در
که رفتیم تو داداشم که یه مقدار زود جوش میاره
شروع کرد به سرو صدا کردن ما اصلا قصد همچین
کاری رو نداشتیم. باورتون نمیشه طرف داداشمو
آروم کرد برامون چای آورد آخرشم گفت ماشینو
به قیمت، خودم ازتون میخرم واقعا باور کردنی
نبود خدایا شکرت که هروقت میگی تو برو بقیش با من
چقدر قشنگ همه چیزو میچینی. بارها ازین دست
اتفاقات تو زندگی افتاده ولی ما باز هم فراموش میکنیم
و به الهامات گوش نمیکنیم. این تمرین باعث شد به
یاد بیارم استاد عزیزم سپاسگزارم از شما و خانوم شایسته
برای این دوره الهی. همه شما رو به خدای مهربان میسپارم
یا حق
با سلام خدمت استاد گلم و بچه های سایت عباسمنش.
تقریبا از دو سالی که با مفاهیم تدریسی شما آشنا شده ام،میگذرد. ولی از ۹ ماه پیش یه ذهنیتی برام به وجود امده بود که فکر میکردم(باید یه سری فنون خاصی برای بازاریابی و فروش یاد بگیری تا موفق شوی و گر نه مفهوم فرکانس زیاد کارساز نیست)
همیشه ذهن و قلبم با هم دیگر بر سر این موضوع جدال داشتند و حسم بد میشد. از طرفی من کلیه نتیجه از یادگیری مفهوم فرکانس دیده بودم، از طرفی هم متاسفانه نگاه خیلی بزرگی به بازاریابی و فروش داشتم و بولد کرده بودم(در صورتی که اونها فقط توانایی مهارت هستند و نه بیشتر)
تا اینکه دیشب این فایل را دیدم که شما در اواسط آن گفتید زمانی که فردی در فرکانس درست باشد،شرایط متاسب و افراد مناسب در زمان مناسب به اون برخورد میکنند و لازم نیست آنچنان تبلیغات خاصی برای جذب مخاطب کنیم و فقط متکی به اینها باشیم و دنبال مردم برویم.و بعدش مثال فایل خودتون و سریال زندگی در بهشت را گفتید.
این حرف ها چونان اب گوارایی بود که پس از نوشیدن ان،احساس آرامش بی نظیری در درون من به وجود اورد و شادی زیادی به همراه داشت و الان بیشتر از میش اطمینان حاصل پیدا کردم کا تنها و تنها منبع رزق جهان هستی الله یکتاپرست و تنها ارتباط من با منبع هست که روزی من را تعیین میکند و نه چیز دیگری،نه فلان شبکه تبلیعاتی، نه فلان رفیق، نه فلان رئیس شرکت،نه پارتی، هیچ کدومشون، فقط منبع و اینها را فقط خداوند میاورد،نه اینکه آنها از خودشان قدرتی داشته باشند
دوست داشتم این مطلب مهم و زیبا در داخل ویدئو استاد را در کامنت بازگو کنم تا برای دیگر عزیزان هم تکرار گردد.
با آرزوی موفقیت و شادی 🌹❤
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
افراد به چهار گروه تقسیم می شوند:
گروه اول:
با دیدن نشانه های واضح تغییر نکرده تا بالاخره زیر چرخ دنده های جهان له می شوند
گروه دوم:
در لحظه ی آخر تصمیم به تغییر گرفته و مسیر سختی برای تغییر در پیش دارند
گروه سوم:
با دیدن کوچکترین و اولین نشانه ها تغییر می کنند
گروه چهارم:
خود به خود به صورت مداوم و پیوسته در حال تغییرند
توجه داشته باشیم:
-همه ی ما در هر برهه از زمان در حوزه های گوناگون در این دسته ها قرار داشته ایم
-باید به این نتیجه دست یابیم که داشتن باورهای درست و نگاه کردن به مسائل از زاویه ی متفاوت جوابگو است
-همواره به یاد داشته باشیم که نتایج ما تنها به واسطه ی تغییر افکار و باورهای ماست
-باورهای مناسب مانند ابزاری است که به ما در تحقق اهدافمان کمک می کند
-با قرار گرفتن در مسیر درست در زمان مناسب با افراد مناسب برخورد می کنیم
-برخورد کردن با افراد مناسب می تواند در تمام حوزه ها از روابط تا کسب و کار باشد
-برای جذب افراد مناسب لازم به تلاش خاص نیست تنها کافی است بر روی باورها و افکار خود به درستی کار کنیم
-به دنبال تغییر افراد و شرایط نباشیم تنها کافی است بر روی باورها و افکار خود به درستی کار کنیم
-درک قوانین و عمل کردن به آن در نهایت نتایج عالی را برای ما خلق و ایجاد می کند
-با قرار گرفتن در مدار مناسب افراد مناسب به سمت ما هدایت می شوند
-نیاز به تبلیغ برای محصولات یا خدماتمان نیست با قرار گرفتن در مسیر درست و در مدار مناسب افراد لاجرم به سمتمان هدایت می شوند
-باور فراوانی مهم ترین باوری است که باعث رشد و پیشرفت همه جانبه می شود
-به خداوند و قوانین ثابت و بدون تغییر او اطمینان داشته بر روی باورها و افکار خود کار کرده تا در مدار درست قرار گیریم
-با حرکت کردن در مسیر درست با برداشتن یک قدم خداوند هزاران قدم به سمت ما بر می دارد
-با توجه به الگوها تحقق خواسته ها برایمان امکان پذیر و دست یافتنی می شود
-اگر در مسیر درست قرار گیریم خداوند تمام کارها را برای ما انجام می دهد
-اگر به خداوند و هدایت های او ایمان و باور داشته باشیم به جای نگرانی به خاطر مسائل فرعی تمرکز خود را بر اصل و قوانین قرار می دهیم
-خداوند در زمان مناسب افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
-به جای تقلا برای تحقق اهداف بر روی باورها و مهارت های خود کار کرده سایر کارها توسط خداوند انجام خواهد شد
-باورها و افکار ما فارغ از عوامل بیرونی نتایج اصلی را برایمان رقم می زند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
باسلام خدمت استادعزیزویارویاورهمیشه درصحنشون سرکارخانم شایسته مهربان ونیزهمه دوستانه عباسمنشی…
ودوباره ودوباره هزاران هزاربارخداروشکر ازاین همه اگاهی ..
نمیدونم چراهربارکه که فایلی رو میبینم اینگاردوباره دری تازه بجهان هستی بروم بازمیشه
اگه ازالان تاصدسال دیگه این فایلها روزی یبار پخش شه ومن ببینم اصلابرام تکراری نیست وجذابتراز قبل دلم میخاد ببینمو لذت ببرم واگاهی کسب کنم..
ودلیلی نداره جزاینکه حقیقت هستن و واقعی اینجاست که درون هرفردی که امادگیشو داره تشخیص میده اصل اصل هستن این صحبتها..
چیزی که فقط یکم قبلنا داشت اذیتم میکرد این بودکه داشتن ی همراه تواین مسیرمیتونه خیلی ادموبیشتروبهترب جریان نعمت وثروت برسونه چون وقتی فرکانسها بیشتربشن اتفاقات خوب زودترپیش میان..مثلا همین زوج محترم اقامحمدوفرزانه خانم..یاخیلیا دیگه که حالایا همسرن یا خانواده..
اره این موضوع یکم فقط ناراحتم میکرد تا اینکه نه تواین فایل بلکه چندین جای دیگه استادعزیزم استاد دوستداشتنیم که عاشقشم قدهمون خدا.. فرمودند.. وقتی مسیرت درست باشه وتوی مسیر باشی توزمان مناسبش تومکان مناسبش همون که میخای میشه…
وقتی این حرفوشنیدم یعنی نمیدونید چجور حس قشنگی اینگار خدادنیاروبهم دادومن رو هواهستم بهم دست داد…
بخداکه خدا اگه عمر حضرت نوح رو بهتون بده کمه اقای عباسمنش استادعزیزدلم چون دیگه نیست مثل خودت …
ودراخرمن خوب بلدنیستم بنویسم بیشتر حرف بزن هستم ودراینجا میخام که منوببخشی اگه نمیتونم درونمو نثاروجودت کنم بااین نوشته ها..
وباارزوی سربلندی برای شما وخانواده محترم عباسمنش ب خداوندمیسپارمتون
ب امیددیدار شما..بزودی..
خداوندا ب امید هدایت های تو مینویسم
سلام استاد بزرگوارم، سلام مریم نمازننینم و سلام دوستان مسیر خوشبختی
الهی هزاران بار شکر گذارت هستم که دارم برای یه قسمت فوق العاده دیگه از سری فایل های گفتگو با دوستان می نویسم
همین چند دقیقه پیش این فایلو دیدم و از همون اولش یه حس عالی پیدا کردم برای نوشتن برای مرور درس ها و آگاهی ها برای بیان اصل و توجه به اون و دوری از فرع فقط جاده خاکیه و به جای هدایت، بدتر منحرفمون میکنه
استاد شما دوباره این بار، موضوع چه زمانی تصمیم به تغییر میگیرم رو مطرح کردید که دوستان بیان و صحبت کنن
خیلی جالبه این چند روز یسری فایل های قدیمی از شما دریافت کردم که داخلش یکی از این فایلا شما دارید صحبت میکنید در مورد اینکه عده خیلی زیادی از مردم میگن چرا داخل قرآن ینقدر یسری مسائل دارن هی تکرار میشن؟؟ چرا خداوند بعضی موارد رو بارها و بارها در سوره های مختلف بیان کرده و بعد رسیدیم به اینجا، که خداوند روی اصل و موارد اصلی بارها تاکید کرده و اون مواردی که گفته نشده یا فقط یکبار بوده اصل نیستن و فرعن که اگه حالا 100% هم رعایت نشن، اتفاق خاصی نمیفته
و دقیقا موضوع این سری فایلای گفتگو رو هم که دارم میبینم و شما بعد از شاید 10 جلسه، دوباره این تاپیک رو گذاشتید، این داره این زنگ هشدار رو در ذهن من به صدا در میاره که آقا، تغییر کردن در زمان مناسب، یه اصل بسیار مهمه
اینکه تو کی تصمیم به تغییر میگیری
به نظر من اصلا این تغییر کردنه بستگی خیلی زیادی به قدرت تصمیم گیری ما
من هر چقدر قدرت تصمیم گیری قوی تری داشته باشم و هر چه بتونم سریعتر تصمیماتم رو عملی و اجرایی کنم، یعنی من انسانی هستم که قدرت تغییر زیادی دارم و میتونم هر موقع بخوام تغییر کنم
یعنی این قدرت تصمیم گیری قوی ( به قول شما این عضله قوی در تصمیم گیری) جسارت و شجاعت من رو جهت تغییر کردن خیلی بیشتر میکنه چون تصمیم گیری از یه شجاعت و ایمان سرچشمه میگیره و اینکه من با تصمیم گیری و عمل به اون هی می فهمم چقدر تواناتر میشم ، چقدر بهتر میشم، چقدر رشد میکنم و اینجوری توانایی و ایمان و امیدم در راستای تغییر و بهبود دائمی هم بیشتر و بیشتر میشه
چقدر لذت بردم از فرزانه نازنین و همسر عزیزش آقا محمد که به عنوان اولین دوستان موفقم در این فایل، اومدن و از نتایج بی اندازه ارزشمندشون صحبت کردن
هر لحظه که فرزانه جان با ذوق از رشدشون از بهبود در روابطشون از خوشبختیشون بیشتر صحبت میکردن من هم ایشون رو بیشتر و بیشتر تحسین میکردم و هی ایمانم و انگیزم در این مسیر بیشتر و بیشتر میشد همینطور که توی 15 جلسه قبل هم بارها و بارها این اتفاق برای من افتاد
و استاد باید بگم در راستای تغییرات من طی 1 سال گذشته از زمان سریال زندگی در بهشت، حالا این فایل های گفتگو دیگه شدن یه نیر محرکه جدید و بسیار قدرتمند جدید که داره دوباره به شکل دیگه من رو رشد میده و باعث میشه من تغییر کنم
استاد چقدر عالی گفتید که مهمتر از نتایج، این هست که بدونیم این مسیره هست که داره جواب میده
یعنی اگر نتیجه گرفتم در هر جنبه ای، توجه کنم و بفهمم که آرههههههههههه این همون قوانین بدون تغییر هست که برای استادم و هزاران نفر دیگه که ازش استفاده کردن و نتیجه گرفتن و حالا داره برای من هم اتفاق میفته و من تائید کنم این تاایج رو هر چند کوچک و شکرگذاری کنم تا این چرخه برام هر روز بهتر بشه، هر روز رشد و بهبودش هم ملموس تر و هم راحت تر بشه
استاد شما از ابزار گفتین که باید استفاده درست ازش کنیم و من میگم اون ابزاره همون باورهامونه که میتونه اینقدر سازنده و مثبت باشه که ماها رو به اوج برسونه در هر جنبه ای یا میتونه اینقدر منفی باشه که به زمین ما رو بزنه و نکته مثبت و خوشحال کننده و انگیزه دهنده این هست که این باور و ساختنش، در دستان خودمونه که خداوند این توانایی رو بهمون داده که بسازیم و ازش استفاده کنیم در مسیر زندگیمون
کار من فقط کار کردن روی خودمه و جهان با توجه به اون 1 قدمی که من برمیدارم، هزاران برابر برای من قدم بر میداره و این همواره اتفاق میفته
وقتی اعتماد کنم به خداوند و سیستم و هدایت هاش و در مسیر درست قرار بگیرم اون موقع در زمان و مکان مناسب من به سمت آدمها و شرایط مناسب هدایت میشم و دیگه نیاز به زور زدن و تکیه به عوامل خارجی نداره، همیه اینا در درون منه اگه من باور کنم و براش اقدام کنم
حتی این فایل های گفتگو با دوستان هم یه مدل دیگه از هدایت خداونده که باعث میشه من الگو ببینم، من نمونه عملی ببینم و باورسازی های درست تر و مثبت تری انجام بدم و ای مصداق ها، مسیرم و این گونه نتیجه گرفتن رو برای ذهنم منطقی میکنه
همزمان که روی باورهام کار میکنم روی مهرت هام هم کار کنم و اون موقع چون من در راستای خواسته هام دارم تغییر میکنم، جهان من هم تغییر میکنه فارغ از اینکه اطرافیان من در چه حال و وضعی هستن چون هر کسی داره نون باورهای خودشو میخوره و نتیجش = باورهاشه
اون مثال فلافلی هم یه نمونه دیگه هست از اینکه باید اصل رو گرفت و بقیه چیزا رو کنار گذاشت چون باورهای تو نتایجت رو رقم میزنه بطوری که تو میتونی توی فروش ، بهترین حالت رو داشته باشی در حالیکه حتی زبان مشتریهات رو هم متوجه نمیشی ( خدایی این دیگه آخرشه)
خدایاشکرت که امروز لایق نوشتن از تو و قوانین بدون تغییرت بودم که همیشه حالم رو خوبتر از خوب میکنه
خدایا شکرت که در مسیر و مدار استاد عباسمنش بزرگوار هستم و میتونم از درس های ارزشمند ایشون که زندگی سازه، استفاده کنم و ببینم و درک کنم و شکرگذاری کنم و بدونم این من هستم فقط من، که خالق همه شرایط زندگی خودم هستم
هزاران بار سپاسگذارم و قدردان تک تک آگاهی هایی هستم که بی توقع میبخشید و خداوند هر روز خوان نعمت هاش رو براتون گسترده تر میکنه
برای هممون سلامتی بی اندازه، شادی بی نهایت، ثروت در همه جنبه های زندگی و آرامش واقعی ذهنی و روحی رو آرزو دارم
سلام به سرزمین آرامش
سلام به اهالی این سرزمین
سلام به پدر عزیز این سرزمین
سلام به همگییی🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
داشتم فک میکردم سرزمین عجایب وجود داره یا نه ساعت ۴صبحه الان و من دارم از ذوق گریه میکنم
نمیدونم چی بگم.یااصلا چطوری بگم .باورم نمیشه همه فایل ها رو کنار گذاشتم و دارم این گفت وگو رو واین گفت گو ها رو گوش میدم
این فایل ها انگار معجزات واقعیه که استاد جرات داده بقیه هم ثابت کنیم ماهام این معجزاتی که داریم .جرات داده بیایم بگیم عباس منش و زندگی رویایش فقط یدونه نیست .بلکه تعداد زیادی هست فقط باید بخوایم اونای که خواستن داریم میبینم بااینکه این تعداد محدودی از اقیانوسی ایست که استاد تربیت کرده
این فایل این حرفا رو انگار به من زدید
من سری قبل وارد گفت گو شدم دستمم بالا بردم
ولی وقتی این حرفا رو شنیدم اومدم بیرون به خودم گفتم معصوم اول بگو از تغییرات به خودت بعد به استاد
وای استاد باورتون نمیشه این فایل شما جواب تمام سوال های من بود تا الان ۱۰بار گوش دادم هز بار انگار اولین باره دارم میشنوم
استاد اینجوری بگم مثل دوران دبیرستان کل درس رو حفظ کردی میای جواب بدی ولی اولش یادت میره بعد هی به خودت فشار بیاری یادت بیاد یهو چشت به استاد بیوفته و اون اولشو با لبخند بگه و تو مثل طوطی بقیه اشو بگی
الان من اینجوریم انگار سرازیر شدم الان،انگار حس میکنم همه جواب سوالام رسیدم از شوق نمیدونم چی بگم خدایا خدایا صد هزار بار شکرت دورت بگردم
خدایا دورت بگردم
هزار بار شکر هزار بار شکرت
خدا رو شکر میکنم که شما رو برای ما خلق کرده استاد
امشب قول میدم باهاتون حرف بزنم و این حسو حالمو براتون تعریف کنم
الان دنبال دفترم میگردم و این فایل رو باز گوش بدم این سد شکسته شده این مانع های برداشته شده رو بنویسم استاددد عاشقتم امشب شروع یه تغییر بزرگه در من
خدا رو شکر که شما رو داریم استاد
خدا رو شکر که شما و این مسیر خلق شدین خدا رو شکر که دوستای عزیزی مثل شما داریم
خدا رو شکر این سرزمین مال ماست