این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-18 06:50:042025-11-19 18:36:49تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز سپاس فراوان دارم از شما بخاطر اینهمه آموزش های بینظیرتون به خاطر محصولات بینظیرتون به خاطر تک به تک کلامهاتون که یک جنس دِگر دارد.
من تقریبا ۲ سالی میشه در مسیر سبز الهی با شما هستم و واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم و بگم و چجوری توصیفش کنم زندگیم و،و بگم چیکارا کردین تو زندگیم.
من عباس هستم ۲۸ سالمه من از همسرم جدا شدم نزدیک ۲ سال و یک ناز دختر ۶ سال دارم که اغلب با من زندگی میکنه و اونم از دوستای عباس منشی هستش که در حد توان خودش با من قدم برمیداره در این مسیر.داستان آشنایی من با شما و قوانین الهی از موقعی شروع شد که من تو شرایط بدی از زندگی قرار گرفته بودم و از زندگی گزشته ام با کوله باری از آرزو همراه با درد که اعتیاد به مواد یکی از همین دردها بود و ناتوانی در برابر تقریبا همه چیز جزو بزرگی از این درد بود ،که ارامش ثانیه ای نداشتم کلا. توی زندگیم که به لطف خدای مهربان یک عزیزی یک عشقی یک دست بزرگ خدا وارد زندگیم شد دقیقا اون لحظه ای که من ناخود آگاه از خدا مسیر آرامش و نشاط میخواستم چرا میگم ناخود آگاه؟چون اصلا باوری به خدا و عملکرد اینجوری کائنات نداشتم و بعد ازینکه وارد مسیر سبز شدم فهمیدم خدا به خواسته های من پاسخ داده از دست همین عشق دلم که من و با شما آشنا کرد.
اینارو گفتم که کمی از بیوگرافی من اطلاع داشته باشین که اولین بارم هستش که کامنت میزارم توی سایت اینم بخاطر اینکه از محصول عزت نفس شما استفاده کردم و احساس لیاقت و در خودم به وجود آوردم این قدرت و بهم داد که بتونم منم با دوستای گلم در این مسیر مشارکت داشته باشم و برم سر اصل موضوع که جزو کدوم دسته بودم.
من متاسفانه همیشه در همه موضوع ها ی زندگیم جزو اون دسته آدمها بودم که همیشه تا ته همه چیز میرفتم و تا چوب کائنات دست و پام و له نکرده از چیزی دست بر نمیداشتم و فکر میکردم من با تلاش میتونم همه چیز و تغییر بدم ،البته تلاش( غیر مداری) یعنی منظورم مداریکه متفاوتر ازین مدار فعلی .در زندگی من خیلی هدایتها و لطف و نظر الهی دیده شده بود البته تو این ۲ سال خیلی زیاد دیده شده و دوست دارم در مورد قسمتی از زندگیم حرف بزنم که مربوط به سوال شما باشد.
من توی زندگی متاهلیم خیلی به تضاد و مشکل برخورده بودم حتی ازون اولش که ازدواج نکرده بودم وبا خانمم آشنا بودیم و ایشون دوست من بودن.از همون اولش به طروق مختلفی این پیامدها و هشدارها بهم داده میشده که عباس این مسیری که تو داری و این انتخابها و این سبک زندگی و خواسته هات ،مال تو نیستن و دست ازینها بردار که من بهترینهارا برات در نظر گرفتم ولی چون من متاسفانه با باور اینکه میتونم دیگرانرا راهم تغییر بدم یا همسر سابقم وتغییر بدم واینکه عیبی نداره و همه چیز درست میشه اینکه چیزی نیست ،اونکه چیزی نیست تهش رسید به اینکه من با یک بچه ۶ ساله با این همه درد که روزها میتونم درموردش حرف بزنم ازون زندگی بیام بیرون اونم به لطف خدا که باز من دست بردارش نبودم.یعنی اگه اون اولین و آخرین (نه)گفتن رو که گفتم دیگه من نمیخوام این زندگیرو ادامه بدم که بعدا ها فهمیدم که اون نه رو خدا به دل و زبونم انداخت و این دل و جرعت و داد که قبل از ازینکه بمیرم یک بار دیگر فرصت زندگی کردن و بهم داد به لطف شما دست مهربان خدا و دیگر دستان در زندگیم .نکته حرفم اینجاست که من نا آگاهانه داشتم خودم و به کشتن میدادم چونکه نمیدونستم قانون چیه یا این چیه اون چیه و قبل ازاینکه بمیرم خداوند یک فرصت دیگر بهم داد و آگاهی هایی بهم داد که به لطف خدا و شما استاد عزیزم من الان ۲ سال حتی یکدونه قرص سردرد ننداختم و حتی لب سیگار نزدم و اصلا حتی فکر نمیکنم که من یک زمانی اعتیاد داشتم و اینش خیلی جالب هستش برام که اصلا نمیبینمش ،با این دوست عزیزم نیلوفرم که من و با شما آشنا کرد توی مسیر عشق قدم گزاشتیم که کاملا خواسته ها و هدف ها مون یکی هستیم دور از هم نیستیم ،اصلا استاد من دقیقا اینجای کار به کائنات و عملکرد خداوند ایمان آوردم که دقیقا چیزهایی که از همسرم میخواستم و ناخودآگاه فرکانسهایی که به جهان میفرستادم اون زمان، و حتی اخلاقی که دوست داشتم تو پارتنرم باشه ،یا هر چیز دیگر ،به خداوندی خدا قسم میخورم بدون ذره ای تغییر درون خواسته ها خداوند اون زندگیرو بهم رسوند و همه اون خواسته هام و دارم به لطف خدا با آرامش خیلی فراوان ،یک ثانیه این زندگی ۲ سال پیش آرزوم بودهمه اوناییکه مارو از نزدیک میشناسند آرزوی داشتن همچین رابطه و زندگیرو میکنن در حال حاضر و جالبش اینجاست ما اینبار شدیم الگو😀 هم از لحاظ روابط هم از لحاظ نزدیکی به خدا هم از لحاظ درامد و بیزینس و هم از لحاظ سبک زندگی که الگو ماهم شما و خانم شایسته عزیز هستین من بازم تشکر میکنم از شما💌
آهان اینم بگم ناگفته نماند بعد ازینکه ما با قانون آشنا بشیم و فرکانس هامون اومد بالا الان دقیقا با توجه به تجربیات گزشته و هدایتهایی که جدیدا به هردو ما میشه مخصوصا تو این برنامه کِلاب که خیلی پیگیرش هستیم هدایتها یا همون هشدارهایی بهمون داده میشه که به قول شما به زندگی ایده آل رسیدین و نیاز دارین تغییر کنین و مهاجرت کنین و ما هم به حرف دلمون گوش دادیم بدون هیچ ایده و بدون هیچ شناخت هیچی اصلا استاد هیچی، نشستیم باهم به نتیجه رسیدیم که ما باید بریم ازین شهر و ازین زندگی ایده آل که به قول شمامثل اون قورباغه نباشیم که بپزیم البته ما تکاملمونم طی کردیم استاد به خدا بدون هیچ ایده ای نشتسم تمامی استانهای ایران و روی کاغذ دونه به دونه نوشتم و مثل قرعه کشی البته با توکل و توجه به هدایتهامون یدونه ازون کاغذ رو برداشتیم که استان یزد به نام قرعه ما درومد و من و عزیز دلم و نازدخترم داریم یواش یواش کارامون و تحویل میدیم و کارامون و اوکی کردیم که دیگه به قول شما بریم یک زندگی جدیدیرو تجربه کنیم بدون هیچ ایده ای و بدون هیچ آشنایی حتی یبارم یزد نرفتیم فقط یچیزی بهمون میگه دیگه وقت رفتن هستش و خدا بهترینهارو براتون در نظر گرفته شما و دوستای عباس منشی مخصوصا این برنامه کلاب اون انگیزرو دادن به ما که این مدارو دریافت کنیم و شروع کنیم به مهاجرت .
و من دیگه تصمیم گرفتم قبل ازینکه دنیا مجبورم کنه به تغییر، خودم تغییر کنم با توجه به تجربه گزشته ام و این تصمیم به تغییر جدید ما هست و امید بخدا بزوردی یزد خواهیم رفت.
از شما و تمامی دوستان تشکر فراوان میکنم و ازینکه بین این همه اساتید و دوستانی که دراین زمینه فعالیت دارن و یا مدعی هستن،خدا مستقیم مارو با شما آشنا کرد ماهم مثل این فرمایش شما در این قسمت از برنامتون مثل اون فلافلیه انقدر که شما برجسته هستین انقدر که کلام شما بینظیر تاثیر گزار هستش انقدر که تجربیات و نتایج شما خالصی توش داره که اصلا فکر این و نکردیم بریم سمت یک برنامه یا استاد دیگه،
میدونین استاد فرق شما و دیگران اینکه ،شما خیلی براق ترین
دوستون دارم خیلی دوستون دارم میبوسمتون و واقعا ممنونم ازتون.
امروز که مشغول انجام کارهام بودم یهو یاد یه موضوعی افتادم
قبل از این که بدونم سایت وجود داره خیلی دوست داشتم به یه نحوی یه موضوعی رو برای استاد باز گو کنم
این موضوع برای چهار پنج ماه قبل بود که دبال گفتن مطلبی به استاد عزیزم بودم
دراین مدت به قدری به موضوعات تحولاتم و فایل های استاد گوش دادم
و سرگرم به مسیر بودم که الان که بعد از شش ماه و خورده ای
از آشنایی من با استاد میگذره
وبه لطف خدا به سایت هدایت شدم فراموش کرده بودم بگم
و دوباره امروز یادم افتاد
من در کامنت های قبلی گفتم که من از طریق همسرم با استاد آشنا شدم
یک خانمی که برای خرید به مغازه همسرم اومده بود
وقتی میبینه همسرم کمی گرفته و ناراحته استاد رو معرفی میکنه
وقتی همسرم داشت فایل های استاد رو گوش میداد من به طور اتفاقی صحبت هاشون رو شنیدم و خیلی دوست داشتم ببینم ادامه حرفهاشون چیه؟همسرم خیلی پیگیر نبود و ادامه چندانی نداد ولی
یه احساس جویندگی در من شکل گرفته بود
مثل اینکه داشت جاهای جالی ذهنم پر میشد انگار دوست نداشتم تموم بشه دلم میخواست ساعت ها گوش دادنم ادامه داشته باشه
و من هم اصلا خسته نمیشدم و یه عطش عمیقی به کلام ایشون داشتم
خیلی جذب شده بودم من اسم ایشون رو به خاطر سپردم
همسرم از طریق تلگرام کانال رو داشت
من تلگرام نداشتم اسم ایشون رو داخل روبیکا زدم
و وارد کانالی شدم به اسم ایشون ولی اساتید دیگر هم بودند و من فقط میخواستم صحبت های استاد عباس منش رو دنبال کنم
احساس میکردم ایشون سرشار از صداقت در کلام هستن که در اساتید دیگه ندیدم
در همون ماه اول در یکی از فایل ها من اسم دوره قانون آفرینش رو از ایشون شنیدم
چون تازه فقط چند تا فایل توحیدی ایشون رو گوش داده بودم
و هیچ اطلاعی راجع به سایت نداشتم
اصلا به فکرم هم نرسیده بود که ایشون رو در گوگل سرچ کنم
و به هیچ عنوان و به هیچ عنوان و به هیچ عنوان نمیدونستم دوره های ایشون فروشی هستن و باید از سایت تهیه کنیم
خلاصه من چندتا فایل تو روبیکا گوش کرده بودم و هیچ آشناییت دیگری نداشتم
و فقط در یکی از فایلها ایشون اسم دوره قانون آفرینش رو اوردن
که گفتن موضع کامل رو در دوره قانون آفرینش توضیح دادم
خلاصه چون من داخل روبیکا استاد رو پیدا کرده بودم
گفتم حتما دوره قانون آفرینش هم یه چیزی هست که داخل روبیکا میتونم پیداش کنم
رفتم داخل جستجو و نوشتم قانون آفرینش
و یه کانال اومد و من پیوستم داخل کانال سیزده چهار ده تا فایل طولانی بود
و من خیلی خیلی خوشحال شدم فقط به خاطر اینکه فایل هایی که در کانال قبلی رفته بودم کوتاه بودن
و با استادهای دیگر و تبلیغ و موضاعات دیگر همراه بود
از این خوشحال شدم که اینجا فقط استاد عباس منش هست
و چقدر فایل ها طولانی هستن ولی اصلا اصلا اصلا نمیدونستم که این یک دوره آموزشی بسیار ارزشمنده و فروشیه
من هر روز با شوقی فراوان و با همون عطش درونی به کلام و موضوعاتی که گفته میشد
فایل ها رو گوش میدادم و همواره به کارهای دیگرم میپرداختم
خیلی خیلی تاثیر گرفته بودم و حسابی تحولاتم شروع شده بود
و نگاهم به زندگی تغییر کرده بود
وقتی که کامل فایل هارو گوش میدادم
همزمان با آنها الله بی همتا ایده نویسندگی به ذهنم انداخت و به زیبایی راجع به موضوع مورد علاقه ام من رو هدایت کرد
و در هر لحظه دستم رو میگرفت و کلمات رو به قلب و ذهنم جریان میداد
این هدایت ها درست همزمان با گوش دادن دوره قانون آفرینش به من گفته شد
من که از قبل هیچ اطلاعی در باره نویسندگی نداشتم
به یاری الله مهربون کتابی نوشتم که ایمان دارم یکی از بهترین کتاب های جهانی میشود
حتی یه وقتهایی که داشتم مینوشتم یه دفعه این فکر می اومد توذهنم
که اگر این کلمه رو بخوان به زبان دیگه ترجمه کنند چطور میشه
و از عبارت های مناسب تری استفاده میکردم یعنی تا این حد خداوند به من اعتماد به نفس داد که حتی کتابم رو در حدی تصور کردم
که به طور جهانی به چاپ میرسد
و قسمت مهم اون در خواب به من گفته شد
حتی یک جایی رسیدم
که خودکارم چیزی رو نمی نوشت
و مثل کودکی که خواندن و نوشتن بلد نیست دستم نمیچرخید
و شروع کرد به خط خطی کردن
و من خیلی سریع هدایت و نشانه ها رو دریافت کردم
و متوجه شدم که متن هایی که مربوط به شکر گذاری است را یادداشت کردم
و به نا سپاسان و نا امیدان رسیدم و
موضوعی که به شدت در حال ادامه دادن بودم
رو تغییر دادم و به موضوع توبه چرخش دادم و نگاه کردم دیدم بله درسته
من موضوعی که راجع به افسردگی و خودکشی رو نوشته بودم و داشتم اشاره میکرم که دیگه آخر خطه
و باز هم خدا راه رو نشونم داد و موضوعی که دستم برای نوشتن آن حرکت نمیکرد را تغییر دادم و متن هایی که به توبه مربوط میشد به ذهنم رسید
و به یاری خدا ادامه مطالب رو نوشتم
و با توکل به خدا یک روز برایتان از نتایج چاپ و انتشار کتابم مینویسم
من قبل از هدایت شدنم اصلا تصورش رووهم نمیکردم
که یک روز نویسندگی رو انجام بدم ولی حالا شاهد نویسندگی و پیشرفت های همه جانبه در خودم هستم
خلاصه وقتی دوره قانون آفرینش رو گوش کردم و تمام شد
نوشتن کتابم سه ماه طول کشید
که همینطور با کامل شدن هدایت گونه کتابم خودم هم در حال طی کردن مسیر تکاملم بودم
باز هم فایها تموم شده بود و من عطش به شنیدن صحبت های استاد داشتم که به طور اتفاقی اسم سایت عباسمنش به گوشم خورد باز هم خوشحال شدم و گفتم
پس باز هم میتونم صحبت های ایشون رو گوش کنم رفتم گوگل و سرچ کردم
و رفتم رو گزینه فهرست تمام فایل های دانلودی دیدم
واااااااااای خدایا ایجا که یه دنیای دیگه ایه
همون دنیایی که من بهش تعلق داشتم
چقدر فایل من میتونم ساعت ها و ساعت ها استفاده
و کنم و در اینجا بود که متوجه شدم ایشون محصولات مختلفی دارن و دوره قانون آفرینش هم یکی از این محصولاته
و به هیچ عنوان ایشون راضی نیستم که کسی محصولات رو در اختیار دیگران بزاره
و باید با پرداخت هزینه از خود سایت دریافت کنیم
اینجا بود که گفتم ای واااااااااای حالا چیکار کنم من که اصلا روحمم خبر نداشت که دوره چیه
و اصلا نمیدونستم که چرا اسمشون دوره هست و اینها پولیه
و باید براشون هزینه پرداخت کنیم خیلی دگرگون بودم
ولی دیگه کار از کار گذشته بود و من همه فایل ها رو به طور کامل و دقیق گوش کرده بودم دوباره رفتم همون کانال که قانون آفرینش رو گوش کرده بودم
و دیدم اسم کانال هست ولی داخلش هیچ فایلی وجود نداره
خدا رو شکر که هیچ کدوم رو ذخیره نکرده بودم که اگر این کار هم کرده بودم پاکشون میکردم
باز هم این که بخواهم جزو سایت بشوم و عضویت داشته باشم رو بلد نبودم
و وقتی هم که یاد گرفتم هر چقدر ایمیلم رو میزدم عمل نمیکرد
و میگفت اشتباه است
و من هم بیخیال شده بودم و برام خیلی مهم بود که وارد سایت بشم و فایل ها رو گوش کنم
خیلی خوشحال بودم که از این دنیا دارم استفاده میکنم حالا اشکالی نداشت که عضو آن نباشم
تا اینکه چند روز پیش خیلی اتفاقی که میخواستم برنامه ورد رو نصب کنم از عروسمون خواستم کمکم کنه
فهمیدم که داخل ایمیلم اشتباهی به جای حرف q من حرفgرو مینوشتم
برنامه ورد رو نتونستم نصب کنم
اما وقتی ایمیل درستم رو پیدا کردم
یهو خداوند هدایتم کرد که حالا میتونم عضو سایت بشم
اون هم بعد از شش هفت ماه آشنایی من با شما
خلاصه استاد من رو حلال کنید
ازتون از صمیم قلب سپاسگزارم خیلی دوره تاثیر گذاری بود
به خواست خدا از طریق این دوره من خیلی متحول شدم
و احساس میکنم از دوران کفران به دوران شیرین شکران رسیدم
و العان که بیشتر فکر میکنم میبینم باز هم یکی از هدایت های پروردگارم بود
چون من که نمیتونستم فایل هارو بخرم و اگر میدونستم شما راضی نیستید گوش نمیدادم
ولی انگار در زمان مناسب در فضای مناسب قرار گرفته بودم
به نظر من این دوره میتونه یکی از بهترین دوره های کاربردی باشه که گذروندنش واقعا لازم و لذت بخشه و موضوعات اصلی رو به صورت بنیادین بازگو کرده
از خداوند سپاسگزارم که مرا از طریق فایل های شما هدایت کرد
از شما سپاسگزارم که به این خوبی آموزه ها رو تشریح میکنید
شما خیلی ساده و واضح قوانین رو شرح دادید و هر وقت به مرحله جدیدی از تکاملم میرسم به معنی و هدف اصلی شما از بازگو کردن مبحثی دست پیدا میکنم
بعد با خودم میگم عه استاد که این رو خیلی خیلی ساده شرح داده بود پس چرا اونموقع من نفهمیدم
و خدا رو شکر بعد از گذشت شش یا هفت ماه به آموزش هایی که شما به زبان ساده برامون توضیح داده بودید رو درک میکنم
و خدا رو شکر میکنم که این لیاقت رو به من عنایت داشت و از خدای مهربون میخوام همگیمون غرق در شادی و سلامتی و ثروت وخوشبختی و پیشرفت های عالی باشیم
سلام به استاد عباسمنش عزیز👩🦲ومریم خانم عزیز دل👩💼 ودوستان عزیز…
استاد عزیزم من تا الان جرات وجسارت نداشتم ذهنم مقاومت میکرد کامنت بزارم ولی امروز که فایل گفتگو با دوستان قسمت ۱۶ رادیدم یه جوری انگار خدا بهم گفت بنویس تصمیم گرفتم براتون کامنت بزارم
استاد عزیزم داستان هدایت چقدر ساده رخ میده حتی ما بیشتر مواقع دقت نمیکنیم این هم بخاطراینکه ذهنمون مقاومت داره از پذیرش قوانین
از پذیرش اینکه به هرچیزی توجه کنید جهان از اصل واساس آن توجهات وارد زندگیمون میکنه وهدایت میشویم به مسیر توجه همون
من دوره ۱۲قدم را خریداری کردم والان در قدم سوم هستم چندروزی بود مدام فایل جلسه سه قدم سوم گوش میکردم که هدایت شدم به راهکارهای دوره ها برای مسائل شما (چون من درمورد مسائل مالی وثروت بیشترین باورهای مخرب رو در این زمینه دارم) اونجا هدایت شدم به فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابرکنیدشما در این فایل درمورد دوره ثروت یک صحبت کردیدکه خیلی عالی بود صحبتتون…
چون این چندوقته خیلی توجه ام روی این زمینه هست وچندروزی هست خیلی به دوره ثروت یک توجه میکنم وتحسین میکنم این دوره ونتایج دوستان رو از این دوره که توی سایت میخونم
بسیار تحسین میکنم دوره ثروت یک رو تجسم میکنم خیلی شور وشوق دارم برای دوره ثروت یک🤩🤩🤩
دیروز با دوستم هم فرکانسیم نرگس درمورد این قوانین وزیبایی های جهان صحبت میکردیم که صحبتمون هدایتی رفت به سمت دوره ثروت یک که خیلی هر دواشتیاق داریم برای خریدش که هردو خیلی تحسین میکردیم این دوره رو
وامروز که بیدار شدم وتمرین ستاره قطبیم نوشتم :
آگاهی کسب کنم در مورد ثروت
وچیزهای دیگه….
چون من به محض اینکه بیدار میشم وکارهای که باید انجام بدم اول صبح بعدوارد سایت میشم وهمه شبکه اجتماعی رو کلا پاک کردم وتعهد دادم که بیشترین وقتم رو تو سایت باشم کامنت های دوستان رو بخونم تو دوره ۱۲ قدم
همین که وارد سایت شدم با فایل جدید بنام گفتگو با دوستان قسمت ۱۶ چون من همه فایل های که میزارید دنبال میکنم داشتم دانلود میکردم دیدم زمانش ۳۳ دقیقه هست گفتم چه فایل عالی بشه استاد چه صحبتهای کرده زمانشم زیاده شور وشوق داشتم زود دانلود بشه ببینم وقتی گذاشتم ببینم که بعد صحبتهای شما فرزانه ومحمدعزیز که شروع کردن به صحبت کردن وای خدای من در مورد دوره ثروت دارن میگن واز نتایج بینظیرشون وبعد صحبت های عالی وبی نظیرتون که من رو به وجد میاره بخدا گفتم این مسیر اسمش هدایت نیست پس چیه خدای من چرا من نمیتونستم دقیق این موضوع رو درک کنم که توجه کردن یعنی این 😭😭😭
من به ثروت وبه فراوانی توجه کردم وخدا اینقدر قشنگ من رو هدایت کرد به این مسیروبه این فایل های عالی میدونم که همین خدا منو به خریددوره ثروت یک هدایت میکنه ومن میخرم هدایت چقدر ساده وطبیعی رخ میده من تازه اول راه هستم باید تکامل رو طی کنم انشالله بعداز دوره فوقالعاده ۱۲قدم هدایت بشم به دوره ثروت یک
استاد نمیدونید من چقدر از سریال زندگی در بهشت لذت میبرم وبه حس خوب میرسم برای این همه زیبایی که بهشت داره وفرشته های که اونجا زندگی میکنن وشور شوق دارم برای قسمت های جدید
استاد عزیزم ومریم عزیزم از شما سپاسگزارم برای این همه انرژی مثبت که به من ودوستانم هدیه میکنید
به نام عشق ،به نام محبوبم که جهان رو پراز فراوانی آفرید
امروز سه فایل از استاد تماشا کردم که دوتاش مستقیم راجب کارکردن رو خودت بود
اینکه من تنها وظیفم اینکه رو خودم به صورت تمرکزی کارکنم وجهان وظیفه خودش که کبوتر با کبوتر باز با باز هست رو انجام میده
اینهمه تاکید جهان روی این موضوع که من از سه فایل دو فایل راجب این رو گوش کنم قطعا اتفاقی نیست
من باخودم تعهد بستم که هرروز فایل های سایت رو چه دانلودی های باارزش که انصافا چیزی از محصولات کم ندارن رو گوش کنم و بنویسم وچه محصولاتی که خریداری کردم
درهر صورت حتما اینکارو کنم تا اصل بهبود دایمی وپیوسه رو رعایت کرده باشم
تا مدارم بالاتر بره ونتایجم بزرگترشه،
وحالا درامتداد این تعهد باز همین اصل برام تکرار وتاکید میشه که ماریا متمرکزانه رو خودت کارکن ودرمسیر درست باقی بمونه تا جهان هم قسمت خودشو انجام بده
همون جور که برای محمد انجام داد همونجور که برای موسی وابراهیم انجام داد
خدایا شکرت که صحبتهای دوستان رو میشنوم این باعث میشه ایمانم خیلی قوی تر
که این دوستان توانستند پس منم میتونم..
قبلاً هم این گفتگو هارو گوش میکردم اما اصلا برام جذاب نبود درس نداشت
الان درمدار درک و دریافتشم الان باعث قوی ترشدن باورهام میشه
استاد عزیزم سپاسگزارم از اینکه به هدایت هاتون توجه میکنید و عملیش میکنید ومارو از تاثیراتش بهرمند میکنید
سپاس بابت این فایل های ارزشمند و پراز درس وپراز باور
سپاسگزارخداوندی هستم که امروزمنوبه این فایل هدایت کرد.
خیلی خوشحال میشم که استادتوفایلهاشون مدام به مایادآوراین میشن که درمسیردرست باشیم نتایج راخواهیم دید.پس بایدبه همون میزان ازخودمون توقع کنیم.
استادجونم 4گروهی ازانسانهاروکه به این روشها زندگی میکنن ،معرفی کردن.
گروه اول :گروهی بودن که انقدبایدبلابه سرشون بیاد.انقدنشونه هاببینن تاباورشون بشه که بایدمسیرروتغییربدن.
گروه دوم :تاسرحدمرگ مسیراشتباه رومیرن ووقتی که خوشگل خوردن زمین ،تازه متوجه میشن که بایدتغییرمسیربدن.
گروه سوم :بااولین نشانه هامتوجه میشن که درمسیرغلط افتادن وسریع تغییرمسیر میدن.
گروه چهارم :کسانی هستن که قبل از اینکه نشانه ای ببینن ،دنبال بهبوددائمی هستن .وهرروزاین مسیرروبافکرکردن ادامه میدن.
راسش ماتوزندگیمون ،هرچارتا،گروه روتجربه کردیم.
قبل ازآشنایی بااستادکه کلن تومسیراشتباه بودیم .مسیری که هم ب لحاظ مالی آسیبهای زیادی خوردیم هم توروابط عاطفی.
ولی وقتی که بااستادهستیم ،باتوجه به قانون تکامل شبیه گروه سه بودیم وبه یاری خداداریم روی خودمون هرروز کارمیکنیم تاهمیشه طبق اصول گروه 4بمونیم.
بالاخره کسب آگاهی های جدید،تغییرافکاروایجادباورهای خوب ،کارکردن روی دوره های که استاد برامون تهیه دیدن ،خودش بی تاثیرنبوده.
از تجربه ی دوست عزیزمون فرزانه ومحمدهم لذت بردیم.انشالله به یاری خدا پله های ترقی رویکی پس ازدیگری طی کنن وبه خوشبختی کامل برسن.
به قول استاداین خیلی خوبه که در بهترین زمان ممکن خداونداونهاروبه خریددوره ی ثروت یک ،هدایت کردن.وازاون بهتراینکه اهل عمل بودن وباتوجه به تجربه های استاد،مسیردرست روانتخاب کردن ونتیجشم گرفتن.
راسش منم زمانی به سمت استادهدایت شدم که هم ازلحاظ مالی داغون داغون بودیم هم ازلحاظ روابط عاطفی با همسرم که یه چیزی بدترازداغون شدن.
که خداروشکربعدازگذشت دوسال ازلحاظ مالی تغییراتی کردیم به قول استاددرآمدمون بالاتر رفت .واتفاقات بهتری توزندگیمون افتاد.البته به نتایج بالاهنوزنرسیدیم ولی باوردارم که میرسیم.
میدونیدهمسرمنم دوره ی ثروت یک وسه روخریدوباورهای خوبی پیداکرد.فقط متاسفانه به خاطروابستگیش به من ،هروقت بامن حالش خوب باشه ینی ازجانب من اوکی باشه ،بیشتردنبال تغییرافکاروباورهاش میره .انگاراین نیرو،روازسمت من میخادبگیره.
ولی وقتی ازسمت من حالش خوب نباشه ،حوصله ودل ودماغ هیچ کاری رونداره.
من به این احساسش کاری ندارم هرچند که منم ظاهرن ازاین طریق سودمیبرم یاضررمیکنم ولی من سعی کردم اصولی ،روی خودم کارکنم واونم متوجه ی این ضعفش بشه وسعی کنه این حال خوبی روازخودش بگیره.
که تواین یکسالی که گذشته ،شاید20درصدصدفرق کرده باشه که من به همونشم راضیم .
اهل گوش کردن فایل ونوشتن هم نیست ولی هروقت فایلی گوش میدم که میدونم به کارش خیلی میاد،ازش درخاست میکنم که گوش بده .یه وقتایی هم خلاصه ومفیدخودم صحبتهای استادروبراش توضیح میدم .هرچیزی به من ربط داشته باشه ،دوست داره .چیزی که منووازش جداکنه حالشوبدمیکنه.
روابط بین منووایشون پاشنه آشیل منم هست .
البته که من اصلن وابسته به ایشون نیستم اتفاقاگاهی فراری هم هستم .
ولی خب دارم سعی میکنم حدتعادل این احساس روپیداکنم .تاخودمم به آرامش برسم وخودمم ازاین رابطه لذت بیشتری ببرم.
منم برای حفظ روابط خیلی زورزدم .خیلی وقتها برخلاف میلم رفتارکردم.اماحالامتوجه شدم که اینم مثل ساختن ثروت وهرچیزدیگه ای ،بایدرهابشه واجازه داده بشه که خداونددرمسیربه هرآنچه که خودش بهترین میدونه ،هدایتم کنه.
سماجت توبراورده شدن من ،توخواسته هام ازاون حرکتهای اشتباهه .ولی دست جهان وخداروبازگذاشتن ازاون حرکتهای کاملن درسته .که ممکنه تواین مسیرباتضادهایی مواجه بشی که توروازمسیرمنحرف کنه.یاباعث بشن توبزرگ بشی .که این بستگی به کارکردعمل خودت داره.
توروابط من مثل گروه سوم عمل کردم .
ینی نشانه هایی دیدم که منومتوجه کرده که درمسیرغلطی گام برداشتم ،به همین جهت دوباره برگشتم .
امسال راخوب شروع کردم ودلم میخادبه جای دیدن نقصهای همسرم توروابط به نقصهای خودم توجه کنم .
همیشه از خواندن کامنت هایت یاد میگیرم وبرام یاد آوری بوده بسیار سپاسگذارم
راسش منم زمانی به سمت استادهدایت شدم که هم ازلحاظ مالی داغون داغون بودیم هم ازلحاظ روابط عاطفی با همسرم که یه چیزی بدترازداغون شدن.
که خداروشکربعدازگذشت دوسال ازلحاظ مالی تغییراتی کردیم به قول استاددرآمدمون بالاتر رفت .واتفاقات بهتری توزندگیمون افتاد.البته به نتایج بالاهنوزنرسیدیم ولی باوردارم که میرسیم.
میدونیدهمسرمنم دوره ی ثروت یک وسه روخریدوباورهای خوبی پیداکرد.فقط متاسفانه به خاطروابستگیش به من ،هروقت بامن حالش خوب باشه ینی ازجانب من اوکی باشه ،بیشتردنبال تغییرافکاروباورهاش میره .انگاراین نیرو،روازسمت من میخادبگیره.
ولی وقتی ازسمت من حالش خوب نباشه ،حوصله ودل ودماغ هیچ کاری رونداره.
من به این احساسش کاری ندارم هرچند که منم ظاهرن ازاین طریق سودمیبرم یاضررمیکنم ولی من سعی کردم اصولی ،روی خودم کارکنم واونم متوجه ی این ضعفش بشه وسعی کنه این حال خوبی روازخودش بگیره.
که تواین یکسالی که گذشته ،شاید20درصدصدفرق کرده باشه که من به همونشم راضیم .
اهل گوش کردن فایل ونوشتن هم نیست ولی هروقت فایلی گوش میدم که میدونم به کارش خیلی میاد،ازش درخاست میکنم که گوش بده .یه وقتایی هم خلاصه ومفیدخودم صحبتهای استادروبراش توضیح میدم .هرچیزی به من ربط داشته باشه ،دوست داره .چیزی که منووازش جداکنه حالشوبدمیکنه.
روابط بین منووایشون پاشنه آشیل منم هست .
البته که من اصلن وابسته به ایشون نیستم اتفاقاگاهی فراری هم هستم .
آره الان تغییر کردم چونکه خدادوست داره و داشته من تغییر کنم هدایتم کرده به سمت خودش برم هدایتیم کرد درصورتیکه بهش ایمان داشته باشم توکل یقین چونکه رسالت دارم اگرنداشتم اصلا پا به این کره زمین نمیذاشتم
پس قرار یه کارایی رو انجام بدم بله اعظم خانم دوست داشتنی و ارزشمند تو روح خدایی تو اینقدر ارزشمند بودی که بزرگترین قدرت کیهان رب العامین که ارزشمندترین روحشو به تو داده تو از خون پوست اسخوانشی تو از رگهاشی
قرار اینکه تو این دنیا اومدی یه چیزهایی رو تجربه کنی لذت ببری عشق کنی
فقط تماشاچی نباشی قرار بوده لذت بردن از تک تک بخشهای زندگیت
لذت از ایمانی که در عمل نشون بدی
جسارت خرج کنی
خدارو خودت درکش کنی بفهمیمیش
نه از دیدگاه دیگران فقط در موردش بدونی
روحی که در تو وجودداره درونیه لمس کردن درکش کنی
صبحی ساعت 5با اذانت اسمت بلند در فضای اطراف خانه ام بیدارم کردی
با ذکر الله اکبر
با اسم رب العامین شنیدن بیدارم کردی
هدایت شده ای در راه هست
به آرومی با یه حس خیلی خیلی نرم لطیف آرام
بیدارم کردی
گفتی برو سوار ماشینت شوگفتم آخه نمیتونم منکه هنوز خوب وارد نیستم
گفت میگم برو مگرتو منو باور نداری مگر قدرتی بالاتر از قدرت من هم هست
گفتم چشم میرم
ماشین روشن کردم چند دقیقه ای صبر کردم اولی داشت روز میزد گفتم چشم حرکت میکنم اما خودت خوب میدونی الان وضع من چجوریه
گفت تو برو کارت نباشه
گفتم چشم ماشین حرکت دادم ولی اصلا خودم نبودم آسان شدم برای اسانیها
به راحتی رفتم تو مرکز شهر رفتم
ترسها بود ولی ایمان قویتر بود در مقابل ترس
اینو برای خودم ردپایی میزارم که یادآوری باشه برام
خیلی نشانه وهدایتها بهم داده شده
به همین دلیل که توکلم ایمانم وحساب کردنم فقط روی خود تو هست
کی از تو به من نزدیکتر کی از تو به من عاشقتر
وقتی منو آوردی توی این سایت الهی و
از هزاران دست بامن داری حرف میزنی
یکی شده پیام اورت استاد عزیزم و بهم نشانها وهد ایتهارو یادم دادی
من که اصلا نمیدونستم هدایت یعنی چی
نشانه یعنی چی
صحبت کردن با تو یعنی چی
همه رو بهم آموزش دادی درکشونو مفهومشونو بهم گفتی
درلحضه بودن از زمان وساعتم وقت ارزشمندم رو بهم گفتی
گفتی اعظم تو ارزشمندی تو لایق بهترین نعمت سلامتی ودوستان هم فرکانسی در این مسیر بهشتی هستی
خداجونم سپاسگزارم
هرچند نمیتونم از این همه هدایتها ومسیرها ی بینظیر ی که بهم دادی سپاسگزارت باشم
یادت اعظم وقتی تغییرات رو داری متوجه میشی و رشدو مدار بالایی که قرار گرفتی رو میبینی
اون موقع این ذهن نجواگرم که میشنه ویکسر به گوشم میخونه کو کجا کی چجوری ساکتش میکنی که آروم میشنه دیگه صداش در نمیاد
یادت اعظم وقتی دخترت میخواستی عروسی بگیری اصلا هیچ جهازیه ای نداشت
اون موقع اولی بود وارد دوره 12قدم شده بودی
ستاره قطبی انجام میدادی
تمام اون خواستهایی که داشتی انجام داده شد
خب کی تونسته خلقش کنه تو چرا چونکه به من ایمان داشتی میشود توکل داشتی یقین داشتی میشود
منم وقتی ایمان جسارت یقین درونیتو دیدم درخواستت رو اجابت کردم بله عزیز دلم روح پاک لطیفم اعظم عزیزم و دوست داشتنی من
بهترین عروسی رو برای دخترت گرفتم بهترین پذیرایی جهازیه رو برات جور کردم با بهترین امکانات
آره میدونم به همین دلیل که میگم هر آنچه که دارم از تو دارم هرچی که از تو به من رسیده این حال خوب این در لحظه حال بودن لذت بردن ارزش زمان. ساعت. لحضهایم رو بدونم که چقدر ارزشمندم الکی نباید حدرش بدم
نباید وقت زمانم بزارم به مهمانیهای الکی به دورهمیهایی که الکی فقط داره زمان ارزشمند منو میگیره
زمان من همینجاست درکنار این جمع توحیدی استاد عزیزم کار کردن روی خودم ردپا به جا گذاشتن از خودم که هرقدر هم زمان بزارم بازم کمه
بزنم به دل طبیعت جنگل چشمه آواز پرندگان عجیب انرژی بالایی داره طبیعت من عاشق طبیعتم عاشق جنگل کوه چشمه پرندگانتم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همچنین سلام خدمت دوستان و عزیزان هم فرکانس امروز 29/8 404 هست که فایل تغییر را در آغوش بگیر قسمت سیزدهم را شنیدم
و داستان جادویی و حیرت انگیز و در عین داستان واقعی برای افرادی که در این فرکانس هستند از زبان دو تا عزیز خانم فرزانه و محمد عزیز شنیدم
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و همچنین سخنان استاد بسیار عزیزم در مورد اینکه ما به جای تقلا کردن بر روی خودمان کار بکنیم در وقت مناسب و در زمان مناسب افراد و موقعیتها آشنا میشویم
این جمله کلیدی بود که امروز من به آن رسیدم چون که چند روز است در این زمینه فکرم مشغول بود امروز خداوند هدایتم کرد که راهکار را از زبان استادم بشنوم
الان من میخواهم از زمان آشناییام با سایت و تا امروز که 29 برج 8 1404 هست برای دوستان بگویم و یادآوری هم باشد برای خودم تا یک قدم بیشتر پیشرفت بکنم
و از این سطحی که هستم یه قدم بالاتر برم من دقیقاً پارسال با این قوانین آشنا شدم
با یک استادی موفقیت دیگر اما اما به گونهای پیش رفت که تقریباً برج 10 پارسال من با استاد آشنا شدم از فایل دانلودی استاد استفاده کردم و خیلی پیشرفت کردم
در زمینه روابط عاطفی من خیلی پیشرفت کردم یعنی بگم اگر 100 درصد دروغ نگفتم چرا چون که قبل از آشنایی با قوانین من تا حد خیلی زیاد در روابط مشکل داشتم
نمیشد که هفتهای یک مرتبه دعوای اساسی نباشه به هر حال در روابط عاطفی خیلی خیلی پیشرفت داشتم روابطم با افراد روابطم با مردم پیشرفت های چشمگیری داشتم
بعد هدایت شدم به 12 قدم من هر آن چیز از پول که در حسابم بود جمعش کردم قدم اول را خریدم روی قدم اول کار کردم و تا حد توانم بر تمرین قدم اول کار کردم چکاپ فرکانسیمو قشنگ نوشتم تا اینکه هدایت شدم به قدم دوم
دقیق نمیدونم قدم دوم بود یا سوم بود که حرفی که استاد همیشه در فایلها تکرار میکنه این بود
«که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است»
ین حرف خیلی روی من تاثیر میگذاشت و دومین جملهای که استاد میگفت
وقتی که شما روی دورهها کار بکنید به شما ایده عملی گفته میشود شما اگر اون ایده را انجام بدهید شما هدایت میشوید
دقیقاً اولین ایدهای که اومد این بود که من بروم برای تهران دقیقاً این قبل از جنگ 12 روزه اسرائیل و ایران بود
هر روز به همسرم میگفتم که من باید برم
بعد از جنگ بلیط را گرفتم و راهی تهران شدم بدون اینکه آشنایی داشته باشم یا کسی را بشناسم همینجوری قدم در راه گذاشتم و حرکت کردم
هدایت شدم به رستورانی به هر حال دو ماه اونجا کار کردم یک مبلغی حدود 27 میلیون پسانداز کردم
بعد خداوند برنامهها را برای من چیده بود یه اتفاقی پیش اومد دقیقاً بعد از دو ماه برگشتم
اینجا(خونه) که اومدم
ایدهای که به فکرم اومد این بود که این 20 میلیون را پارچه بکنم
چون که این را بگم من قبل از اینکه با استاد آشنا بشم شغلم خیاطی بود کنار گذاشته بودم اون را و بعد از برگشت از تهران این ایده آمد که کارم را استارت بزنم من کارم را استارت زدم و 20 میلیون که داشتم اون رو هم پارچه خریدم و مغازهام را استارت زدم
الان که در این تاریخ هست تاریخ 29 8 404 مغازهام را دارم و خدا را شکر ورودی مالی هم دارم روابط عاطفیام خیلی عالی شده و الان قدم ششم از دوره 12 قدم را خریداری کردم به امید خدا قدم هفتم و الان هم میخواهم با هدایت الهی دوره عزت نفس را بگیرم و دقیقاً الان دارم هدایت میشوم به شغل مورد علاقهام و در آینده هم به امید خدا نتایج ملموسی که میگیرم میام به اشتراک میذارم
در پناه خداوند یکتا شاد سلامت و ثروتمند و پیروز باشید.
خیلی خوشحال و سپاسگزارم بابت این که در این فضا قرار دارم
و شاهد این همه زیبایی و پیشرفت و قدرت الله مهربونم هستم
به دوستان خوبم تبریک میگم که به لطف خداوند به آرزوهای قشنگشون رسیدن
و ما روهم در شادی خودشون شریک کردن
چقدر زیبا صحبت کردن و احساسات شون رو بیان کردن
چقدر درس های بزرگی برامون داشت ازتون تشکر میکنم
یادم میاد چند ماه پیش که تازه از طریق روبیکا با استاد آشنا شده بودم
و فایل هاشون رو گوش میدادم برام مثل مسکن بود
و هنوز در مدار عمل کردن قرار نگرفته بودم و فقط دوست داشتم که بشنوم
کلام ایشون خیلی من رو جذب میکرد
وقتی گوش میکردم اصلا دوست نداشتم صدای دیگه ای حواسم رو پرت کنه و کاملا ذهنم رو درگیر میکرد
مخصوصا فایلی که میگفتن این خدایی که من میشناسم همیشه بامنه همیشه من رو میبینه همیشه صدای من رو میشنوه
در همان روزها من برای گرفتن گواهی نامه شرکت کرده بودم
و آیین نامه رو در اولین بار قبول شدم
ولی برای انتحان شهری چهار بار رفته بودم
و هر بار ردشده بودم
ودر اون چهار جلسه چیزهایی که از قبل بلد بودم مثل نذر و نیازی که هر بار بیشتر به استرسم اضافه میکرد رو انجام میدادم
و بااین حال باز هم وقتی داخل خیابان امتحان قدم میزاشتم تپش قلب میگرفتم و دست و پام شروع میکرد به لرزیدن که حتی پدال ها به لرزش در می اومدن
من خیلی خوب یاد گرفته بودم
ولی امتحان برام شده بود هیولا
با این حال باز هم خداجون کمکم کرد و بیشتر تمرین کردن و مهارتم بیشتر شد چون قدم کوتاه بود پارک دوبل خوبی نداشتم و خداجون باز هم به من کمک کرد که بدون آموزش کسی بتونم پارک دوبل خوبی رو یاد بگیرم
اصلا از افسرها نمیترسیدم خیلی هم انسان های مهربونی و خوش برخوردی بودن
ولی یه احساسی بود که یهو وارد قلبم میشد و من هم هرچقدر هم صلوات میفرستادم و دعا میخوندم به شدت استرسم اضافه میشد
و قلبم به شدت بیشتری به تپش در می اومد علتش رو هم نمیفهمیدم که چیه
هر بار قبل از امتحان سعی میکردم داخل گوشی نحوه صحیح پارک دوبل
و چیزایی که مربوط به امتحان بود رو نگاه کنم
و با بچه های دیگه راجع به نکاتی که اونا بلد بودن حرف میزدیم
ولی برای پنجمین بار و آخرین باری که شرکت کردم با خودم هنس فری برده بودم
و یه گوشه نشستم و همون فایل توحیدی استاد که بهش علاقه مند بودم و به شدت آرومم میکرد رو گوش دادم
و در همان لحظه فقط برای یکبار توکل کردم
نه به شکلی که بعضیا تصور میکنن که دست به دامن یا خیلی به شدت اصرار و تمنا و تقلا داشته باشم
نه فقط یک توکل همراه با آرامش و سپس رهایی و بدون اینکه دوباره با کسی صحبت کنم رفتم محل امتحان
ولی اینبار دیگه قلبم خودش رو نمیکوبید و آرام بود
دیگه هیجان نداشتم برامون دو تا افسر اومده بود که باید به دو گروه تقسیم میشدیم
یکی از افسر ها قبلا هم ازم امتحان گرفته بود و میشناختمش
یعنی بهترین و آسونگیر ترین افسری بود که دیده بودم
و از قبل این زمینه برام وجود داشت که عه این افسره که سختگیر نیست
همه جمع شده بودیم و یکی یکی اسمها خونده میشد
من به لطف خدای عزیزم در گروه همون افسر که میشناختمش قرار گرفتم
و خیلی زود اسمم رو خوند و در اولین گروه قرار گرفتم
تعداد خیلی بالا بود ولی من اصلا حتی معطل هم نمیشدم
قبل از امتحان اول افسر میاد و با بچه هایی که اسم هاشون رو خونده صحبت میکنه
خودش رو معرفی میکنه
و یه کم توضیح میده و بعد هم اولین گروه رو میبره
ایشون که اومد جلو برای صحبت من از استاد یاد گرفته بودم که شل حرف نزنم و محکم و رسا حرف بزنم
مثلا استاد تو یه فایلی گفته بود وقتی وارد مغازه میشید بلند سلام کنید
تا توجه فروشنده جلب بشه نه این که آرام و ضعیف باشه
خلاصه یه هو یادم افتاده بود و با صدای رسا و پرانرژی به افسر سلام کردم
ایشون با همون عینک دودی که داشت یه نگاهی کرد و احساس میکنم براش جالب بود که بین اون بچه های پر استرس
من یه طور دیگه بودم این رو کاملا تونستم احساس کنم
بعد کمی توضیح داد و خودش رو معرفی کرد
که دقیق یادم نیست اسمشون چی بود ولی یادمه تو اسمش خدا داشت نمیدونم آقای خدا شناس بود ؟ خدا بنده بود ؟خلاصه یه چیز تو این مایه ها بود
که خیلی بیشتر خوشحال شدم انگار یه نشونه بود
یه کم توضیح داد و گفت گروه اول بیاد
من که رفتم گفت شما هم هستین گفتم بله
گروه اول نفر دوم بودم اولین نفر نشست و حسابی خراب کرد
و خیلی زود پیاده شد
من که نشستم باید اول خراب کاری اون رو درست میکردم
بعد شروع به پارک دوبل و این داستانا میکردم
اون روز با این که یه کوچولو فراموش کرده بودم راهنما رو بزنم ولی واقعا همه چیز خوب پیش رفت و حتی یه کمی هم راهنماییم کرد
خیلی دقیق و درست انجام دادم و یهو افسر گفت مبارکه
واااااااااای خدایا شکرت خیلی احساس فوق العاده ای بود
واین تجربه ای بود که اگه از قبل کاری آررامش داشته باشی
میتونی نتیجه آرامش بخش رو ببینی
و احساس خوب نشانه توکل میشود و نشانه اعتماد ما به رب
اون روز به طور خدا خواسته
من در مدار قوانین قرارگرفتم
و بعد که باگوش دادن بیشتر فایل ها قانون رو بیشتر درک کردم
سعی میکنم به خوبی اجرا کنم و میخوام همیشه و قبل از هر کاری کاملا احساس خوبم رو حفظ کنم
و از الله بی همتا میخوام کمکم کنه تا هر روز هدایت هاش رو دریافت کنم و به خوبی نشانه هارو دنبال کنم و ازش میخوام کمکم کنه تا همیشه در راه راست قدم بردارم
به نام خدای مهربانم خدایی که رب العالمین ست
من تسلیمم تو برام به تنهایی کافی هستی الهی صد هزاران مرتبه شکرت که امروز داری کاری میکنی که همه چیز همه انسانها به نفع من قدم بردارند سپاسگزارتم
همه چیز در زندگی و کسب و کار باور و ذهن ست
اگر به محض اینکه باورها رو تغییر بدیم و در مسیر هماهنگ با خواسته باشیم سریع نتایج متفاوت میشود و با سرعت بیشتری خواسته به سمته ما میآید
آن مع العسر یسری
خداوند همانا آسان میکند برای من آسانیها رو
وقتی رها میکنی و بهش میسپاری او برات قشنگ میچیند
خدایا شکرت برای تمام داشته هایم
من تسلیمم
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام رب العالمین
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز سپاس فراوان دارم از شما بخاطر اینهمه آموزش های بینظیرتون به خاطر محصولات بینظیرتون به خاطر تک به تک کلامهاتون که یک جنس دِگر دارد.
من تقریبا ۲ سالی میشه در مسیر سبز الهی با شما هستم و واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم و بگم و چجوری توصیفش کنم زندگیم و،و بگم چیکارا کردین تو زندگیم.
من عباس هستم ۲۸ سالمه من از همسرم جدا شدم نزدیک ۲ سال و یک ناز دختر ۶ سال دارم که اغلب با من زندگی میکنه و اونم از دوستای عباس منشی هستش که در حد توان خودش با من قدم برمیداره در این مسیر.داستان آشنایی من با شما و قوانین الهی از موقعی شروع شد که من تو شرایط بدی از زندگی قرار گرفته بودم و از زندگی گزشته ام با کوله باری از آرزو همراه با درد که اعتیاد به مواد یکی از همین دردها بود و ناتوانی در برابر تقریبا همه چیز جزو بزرگی از این درد بود ،که ارامش ثانیه ای نداشتم کلا. توی زندگیم که به لطف خدای مهربان یک عزیزی یک عشقی یک دست بزرگ خدا وارد زندگیم شد دقیقا اون لحظه ای که من ناخود آگاه از خدا مسیر آرامش و نشاط میخواستم چرا میگم ناخود آگاه؟چون اصلا باوری به خدا و عملکرد اینجوری کائنات نداشتم و بعد ازینکه وارد مسیر سبز شدم فهمیدم خدا به خواسته های من پاسخ داده از دست همین عشق دلم که من و با شما آشنا کرد.
اینارو گفتم که کمی از بیوگرافی من اطلاع داشته باشین که اولین بارم هستش که کامنت میزارم توی سایت اینم بخاطر اینکه از محصول عزت نفس شما استفاده کردم و احساس لیاقت و در خودم به وجود آوردم این قدرت و بهم داد که بتونم منم با دوستای گلم در این مسیر مشارکت داشته باشم و برم سر اصل موضوع که جزو کدوم دسته بودم.
من متاسفانه همیشه در همه موضوع ها ی زندگیم جزو اون دسته آدمها بودم که همیشه تا ته همه چیز میرفتم و تا چوب کائنات دست و پام و له نکرده از چیزی دست بر نمیداشتم و فکر میکردم من با تلاش میتونم همه چیز و تغییر بدم ،البته تلاش( غیر مداری) یعنی منظورم مداریکه متفاوتر ازین مدار فعلی .در زندگی من خیلی هدایتها و لطف و نظر الهی دیده شده بود البته تو این ۲ سال خیلی زیاد دیده شده و دوست دارم در مورد قسمتی از زندگیم حرف بزنم که مربوط به سوال شما باشد.
من توی زندگی متاهلیم خیلی به تضاد و مشکل برخورده بودم حتی ازون اولش که ازدواج نکرده بودم وبا خانمم آشنا بودیم و ایشون دوست من بودن.از همون اولش به طروق مختلفی این پیامدها و هشدارها بهم داده میشده که عباس این مسیری که تو داری و این انتخابها و این سبک زندگی و خواسته هات ،مال تو نیستن و دست ازینها بردار که من بهترینهارا برات در نظر گرفتم ولی چون من متاسفانه با باور اینکه میتونم دیگرانرا راهم تغییر بدم یا همسر سابقم وتغییر بدم واینکه عیبی نداره و همه چیز درست میشه اینکه چیزی نیست ،اونکه چیزی نیست تهش رسید به اینکه من با یک بچه ۶ ساله با این همه درد که روزها میتونم درموردش حرف بزنم ازون زندگی بیام بیرون اونم به لطف خدا که باز من دست بردارش نبودم.یعنی اگه اون اولین و آخرین (نه)گفتن رو که گفتم دیگه من نمیخوام این زندگیرو ادامه بدم که بعدا ها فهمیدم که اون نه رو خدا به دل و زبونم انداخت و این دل و جرعت و داد که قبل از ازینکه بمیرم یک بار دیگر فرصت زندگی کردن و بهم داد به لطف شما دست مهربان خدا و دیگر دستان در زندگیم .نکته حرفم اینجاست که من نا آگاهانه داشتم خودم و به کشتن میدادم چونکه نمیدونستم قانون چیه یا این چیه اون چیه و قبل ازاینکه بمیرم خداوند یک فرصت دیگر بهم داد و آگاهی هایی بهم داد که به لطف خدا و شما استاد عزیزم من الان ۲ سال حتی یکدونه قرص سردرد ننداختم و حتی لب سیگار نزدم و اصلا حتی فکر نمیکنم که من یک زمانی اعتیاد داشتم و اینش خیلی جالب هستش برام که اصلا نمیبینمش ،با این دوست عزیزم نیلوفرم که من و با شما آشنا کرد توی مسیر عشق قدم گزاشتیم که کاملا خواسته ها و هدف ها مون یکی هستیم دور از هم نیستیم ،اصلا استاد من دقیقا اینجای کار به کائنات و عملکرد خداوند ایمان آوردم که دقیقا چیزهایی که از همسرم میخواستم و ناخودآگاه فرکانسهایی که به جهان میفرستادم اون زمان، و حتی اخلاقی که دوست داشتم تو پارتنرم باشه ،یا هر چیز دیگر ،به خداوندی خدا قسم میخورم بدون ذره ای تغییر درون خواسته ها خداوند اون زندگیرو بهم رسوند و همه اون خواسته هام و دارم به لطف خدا با آرامش خیلی فراوان ،یک ثانیه این زندگی ۲ سال پیش آرزوم بودهمه اوناییکه مارو از نزدیک میشناسند آرزوی داشتن همچین رابطه و زندگیرو میکنن در حال حاضر و جالبش اینجاست ما اینبار شدیم الگو😀 هم از لحاظ روابط هم از لحاظ نزدیکی به خدا هم از لحاظ درامد و بیزینس و هم از لحاظ سبک زندگی که الگو ماهم شما و خانم شایسته عزیز هستین من بازم تشکر میکنم از شما💌
آهان اینم بگم ناگفته نماند بعد ازینکه ما با قانون آشنا بشیم و فرکانس هامون اومد بالا الان دقیقا با توجه به تجربیات گزشته و هدایتهایی که جدیدا به هردو ما میشه مخصوصا تو این برنامه کِلاب که خیلی پیگیرش هستیم هدایتها یا همون هشدارهایی بهمون داده میشه که به قول شما به زندگی ایده آل رسیدین و نیاز دارین تغییر کنین و مهاجرت کنین و ما هم به حرف دلمون گوش دادیم بدون هیچ ایده و بدون هیچ شناخت هیچی اصلا استاد هیچی، نشستیم باهم به نتیجه رسیدیم که ما باید بریم ازین شهر و ازین زندگی ایده آل که به قول شمامثل اون قورباغه نباشیم که بپزیم البته ما تکاملمونم طی کردیم استاد به خدا بدون هیچ ایده ای نشتسم تمامی استانهای ایران و روی کاغذ دونه به دونه نوشتم و مثل قرعه کشی البته با توکل و توجه به هدایتهامون یدونه ازون کاغذ رو برداشتیم که استان یزد به نام قرعه ما درومد و من و عزیز دلم و نازدخترم داریم یواش یواش کارامون و تحویل میدیم و کارامون و اوکی کردیم که دیگه به قول شما بریم یک زندگی جدیدیرو تجربه کنیم بدون هیچ ایده ای و بدون هیچ آشنایی حتی یبارم یزد نرفتیم فقط یچیزی بهمون میگه دیگه وقت رفتن هستش و خدا بهترینهارو براتون در نظر گرفته شما و دوستای عباس منشی مخصوصا این برنامه کلاب اون انگیزرو دادن به ما که این مدارو دریافت کنیم و شروع کنیم به مهاجرت .
و من دیگه تصمیم گرفتم قبل ازینکه دنیا مجبورم کنه به تغییر، خودم تغییر کنم با توجه به تجربه گزشته ام و این تصمیم به تغییر جدید ما هست و امید بخدا بزوردی یزد خواهیم رفت.
از شما و تمامی دوستان تشکر فراوان میکنم و ازینکه بین این همه اساتید و دوستانی که دراین زمینه فعالیت دارن و یا مدعی هستن،خدا مستقیم مارو با شما آشنا کرد ماهم مثل این فرمایش شما در این قسمت از برنامتون مثل اون فلافلیه انقدر که شما برجسته هستین انقدر که کلام شما بینظیر تاثیر گزار هستش انقدر که تجربیات و نتایج شما خالصی توش داره که اصلا فکر این و نکردیم بریم سمت یک برنامه یا استاد دیگه،
میدونین استاد فرق شما و دیگران اینکه ،شما خیلی براق ترین
دوستون دارم خیلی دوستون دارم میبوسمتون و واقعا ممنونم ازتون.
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد گرامی و اهالی محترم سایت
امروز که مشغول انجام کارهام بودم یهو یاد یه موضوعی افتادم
قبل از این که بدونم سایت وجود داره خیلی دوست داشتم به یه نحوی یه موضوعی رو برای استاد باز گو کنم
این موضوع برای چهار پنج ماه قبل بود که دبال گفتن مطلبی به استاد عزیزم بودم
دراین مدت به قدری به موضوعات تحولاتم و فایل های استاد گوش دادم
و سرگرم به مسیر بودم که الان که بعد از شش ماه و خورده ای
از آشنایی من با استاد میگذره
وبه لطف خدا به سایت هدایت شدم فراموش کرده بودم بگم
و دوباره امروز یادم افتاد
من در کامنت های قبلی گفتم که من از طریق همسرم با استاد آشنا شدم
یک خانمی که برای خرید به مغازه همسرم اومده بود
وقتی میبینه همسرم کمی گرفته و ناراحته استاد رو معرفی میکنه
وقتی همسرم داشت فایل های استاد رو گوش میداد من به طور اتفاقی صحبت هاشون رو شنیدم و خیلی دوست داشتم ببینم ادامه حرفهاشون چیه؟همسرم خیلی پیگیر نبود و ادامه چندانی نداد ولی
یه احساس جویندگی در من شکل گرفته بود
مثل اینکه داشت جاهای جالی ذهنم پر میشد انگار دوست نداشتم تموم بشه دلم میخواست ساعت ها گوش دادنم ادامه داشته باشه
و من هم اصلا خسته نمیشدم و یه عطش عمیقی به کلام ایشون داشتم
خیلی جذب شده بودم من اسم ایشون رو به خاطر سپردم
همسرم از طریق تلگرام کانال رو داشت
من تلگرام نداشتم اسم ایشون رو داخل روبیکا زدم
و وارد کانالی شدم به اسم ایشون ولی اساتید دیگر هم بودند و من فقط میخواستم صحبت های استاد عباس منش رو دنبال کنم
احساس میکردم ایشون سرشار از صداقت در کلام هستن که در اساتید دیگه ندیدم
در همون ماه اول در یکی از فایل ها من اسم دوره قانون آفرینش رو از ایشون شنیدم
چون تازه فقط چند تا فایل توحیدی ایشون رو گوش داده بودم
و هیچ اطلاعی راجع به سایت نداشتم
اصلا به فکرم هم نرسیده بود که ایشون رو در گوگل سرچ کنم
و به هیچ عنوان و به هیچ عنوان و به هیچ عنوان نمیدونستم دوره های ایشون فروشی هستن و باید از سایت تهیه کنیم
خلاصه من چندتا فایل تو روبیکا گوش کرده بودم و هیچ آشناییت دیگری نداشتم
و فقط در یکی از فایلها ایشون اسم دوره قانون آفرینش رو اوردن
که گفتن موضع کامل رو در دوره قانون آفرینش توضیح دادم
خلاصه چون من داخل روبیکا استاد رو پیدا کرده بودم
گفتم حتما دوره قانون آفرینش هم یه چیزی هست که داخل روبیکا میتونم پیداش کنم
رفتم داخل جستجو و نوشتم قانون آفرینش
و یه کانال اومد و من پیوستم داخل کانال سیزده چهار ده تا فایل طولانی بود
و من خیلی خیلی خوشحال شدم فقط به خاطر اینکه فایل هایی که در کانال قبلی رفته بودم کوتاه بودن
و با استادهای دیگر و تبلیغ و موضاعات دیگر همراه بود
از این خوشحال شدم که اینجا فقط استاد عباس منش هست
و چقدر فایل ها طولانی هستن ولی اصلا اصلا اصلا نمیدونستم که این یک دوره آموزشی بسیار ارزشمنده و فروشیه
من هر روز با شوقی فراوان و با همون عطش درونی به کلام و موضوعاتی که گفته میشد
فایل ها رو گوش میدادم و همواره به کارهای دیگرم میپرداختم
خیلی خیلی تاثیر گرفته بودم و حسابی تحولاتم شروع شده بود
و نگاهم به زندگی تغییر کرده بود
وقتی که کامل فایل هارو گوش میدادم
همزمان با آنها الله بی همتا ایده نویسندگی به ذهنم انداخت و به زیبایی راجع به موضوع مورد علاقه ام من رو هدایت کرد
و در هر لحظه دستم رو میگرفت و کلمات رو به قلب و ذهنم جریان میداد
این هدایت ها درست همزمان با گوش دادن دوره قانون آفرینش به من گفته شد
من که از قبل هیچ اطلاعی در باره نویسندگی نداشتم
به یاری الله مهربون کتابی نوشتم که ایمان دارم یکی از بهترین کتاب های جهانی میشود
حتی یه وقتهایی که داشتم مینوشتم یه دفعه این فکر می اومد توذهنم
که اگر این کلمه رو بخوان به زبان دیگه ترجمه کنند چطور میشه
و از عبارت های مناسب تری استفاده میکردم یعنی تا این حد خداوند به من اعتماد به نفس داد که حتی کتابم رو در حدی تصور کردم
که به طور جهانی به چاپ میرسد
و قسمت مهم اون در خواب به من گفته شد
حتی یک جایی رسیدم
که خودکارم چیزی رو نمی نوشت
و مثل کودکی که خواندن و نوشتن بلد نیست دستم نمیچرخید
و شروع کرد به خط خطی کردن
و من خیلی سریع هدایت و نشانه ها رو دریافت کردم
و متوجه شدم که متن هایی که مربوط به شکر گذاری است را یادداشت کردم
و به نا سپاسان و نا امیدان رسیدم و
موضوعی که به شدت در حال ادامه دادن بودم
رو تغییر دادم و به موضوع توبه چرخش دادم و نگاه کردم دیدم بله درسته
من موضوعی که راجع به افسردگی و خودکشی رو نوشته بودم و داشتم اشاره میکرم که دیگه آخر خطه
و باز هم خدا راه رو نشونم داد و موضوعی که دستم برای نوشتن آن حرکت نمیکرد را تغییر دادم و متن هایی که به توبه مربوط میشد به ذهنم رسید
و به یاری خدا ادامه مطالب رو نوشتم
و با توکل به خدا یک روز برایتان از نتایج چاپ و انتشار کتابم مینویسم
من قبل از هدایت شدنم اصلا تصورش رووهم نمیکردم
که یک روز نویسندگی رو انجام بدم ولی حالا شاهد نویسندگی و پیشرفت های همه جانبه در خودم هستم
خلاصه وقتی دوره قانون آفرینش رو گوش کردم و تمام شد
نوشتن کتابم سه ماه طول کشید
که همینطور با کامل شدن هدایت گونه کتابم خودم هم در حال طی کردن مسیر تکاملم بودم
باز هم فایها تموم شده بود و من عطش به شنیدن صحبت های استاد داشتم که به طور اتفاقی اسم سایت عباسمنش به گوشم خورد باز هم خوشحال شدم و گفتم
پس باز هم میتونم صحبت های ایشون رو گوش کنم رفتم گوگل و سرچ کردم
و رفتم رو گزینه فهرست تمام فایل های دانلودی دیدم
واااااااااای خدایا ایجا که یه دنیای دیگه ایه
همون دنیایی که من بهش تعلق داشتم
چقدر فایل من میتونم ساعت ها و ساعت ها استفاده
و کنم و در اینجا بود که متوجه شدم ایشون محصولات مختلفی دارن و دوره قانون آفرینش هم یکی از این محصولاته
و به هیچ عنوان ایشون راضی نیستم که کسی محصولات رو در اختیار دیگران بزاره
و باید با پرداخت هزینه از خود سایت دریافت کنیم
اینجا بود که گفتم ای واااااااااای حالا چیکار کنم من که اصلا روحمم خبر نداشت که دوره چیه
و اصلا نمیدونستم که چرا اسمشون دوره هست و اینها پولیه
و باید براشون هزینه پرداخت کنیم خیلی دگرگون بودم
ولی دیگه کار از کار گذشته بود و من همه فایل ها رو به طور کامل و دقیق گوش کرده بودم دوباره رفتم همون کانال که قانون آفرینش رو گوش کرده بودم
و دیدم اسم کانال هست ولی داخلش هیچ فایلی وجود نداره
خدا رو شکر که هیچ کدوم رو ذخیره نکرده بودم که اگر این کار هم کرده بودم پاکشون میکردم
باز هم این که بخواهم جزو سایت بشوم و عضویت داشته باشم رو بلد نبودم
و وقتی هم که یاد گرفتم هر چقدر ایمیلم رو میزدم عمل نمیکرد
و میگفت اشتباه است
و من هم بیخیال شده بودم و برام خیلی مهم بود که وارد سایت بشم و فایل ها رو گوش کنم
خیلی خوشحال بودم که از این دنیا دارم استفاده میکنم حالا اشکالی نداشت که عضو آن نباشم
تا اینکه چند روز پیش خیلی اتفاقی که میخواستم برنامه ورد رو نصب کنم از عروسمون خواستم کمکم کنه
فهمیدم که داخل ایمیلم اشتباهی به جای حرف q من حرفgرو مینوشتم
برنامه ورد رو نتونستم نصب کنم
اما وقتی ایمیل درستم رو پیدا کردم
یهو خداوند هدایتم کرد که حالا میتونم عضو سایت بشم
اون هم بعد از شش هفت ماه آشنایی من با شما
خلاصه استاد من رو حلال کنید
ازتون از صمیم قلب سپاسگزارم خیلی دوره تاثیر گذاری بود
به خواست خدا از طریق این دوره من خیلی متحول شدم
و احساس میکنم از دوران کفران به دوران شیرین شکران رسیدم
و العان که بیشتر فکر میکنم میبینم باز هم یکی از هدایت های پروردگارم بود
چون من که نمیتونستم فایل هارو بخرم و اگر میدونستم شما راضی نیستید گوش نمیدادم
ولی انگار در زمان مناسب در فضای مناسب قرار گرفته بودم
به نظر من این دوره میتونه یکی از بهترین دوره های کاربردی باشه که گذروندنش واقعا لازم و لذت بخشه و موضوعات اصلی رو به صورت بنیادین بازگو کرده
از خداوند سپاسگزارم که مرا از طریق فایل های شما هدایت کرد
از شما سپاسگزارم که به این خوبی آموزه ها رو تشریح میکنید
شما خیلی ساده و واضح قوانین رو شرح دادید و هر وقت به مرحله جدیدی از تکاملم میرسم به معنی و هدف اصلی شما از بازگو کردن مبحثی دست پیدا میکنم
بعد با خودم میگم عه استاد که این رو خیلی خیلی ساده شرح داده بود پس چرا اونموقع من نفهمیدم
و خدا رو شکر بعد از گذشت شش یا هفت ماه به آموزش هایی که شما به زبان ساده برامون توضیح داده بودید رو درک میکنم
و خدا رو شکر میکنم که این لیاقت رو به من عنایت داشت و از خدای مهربون میخوام همگیمون غرق در شادی و سلامتی و ثروت وخوشبختی و پیشرفت های عالی باشیم
سلام به استاد عباسمنش عزیز👩🦲ومریم خانم عزیز دل👩💼 ودوستان عزیز…
استاد عزیزم من تا الان جرات وجسارت نداشتم ذهنم مقاومت میکرد کامنت بزارم ولی امروز که فایل گفتگو با دوستان قسمت ۱۶ رادیدم یه جوری انگار خدا بهم گفت بنویس تصمیم گرفتم براتون کامنت بزارم
استاد عزیزم داستان هدایت چقدر ساده رخ میده حتی ما بیشتر مواقع دقت نمیکنیم این هم بخاطراینکه ذهنمون مقاومت داره از پذیرش قوانین
از پذیرش اینکه به هرچیزی توجه کنید جهان از اصل واساس آن توجهات وارد زندگیمون میکنه وهدایت میشویم به مسیر توجه همون
من دوره ۱۲قدم را خریداری کردم والان در قدم سوم هستم چندروزی بود مدام فایل جلسه سه قدم سوم گوش میکردم که هدایت شدم به راهکارهای دوره ها برای مسائل شما (چون من درمورد مسائل مالی وثروت بیشترین باورهای مخرب رو در این زمینه دارم) اونجا هدایت شدم به فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابرکنیدشما در این فایل درمورد دوره ثروت یک صحبت کردیدکه خیلی عالی بود صحبتتون…
چون این چندوقته خیلی توجه ام روی این زمینه هست وچندروزی هست خیلی به دوره ثروت یک توجه میکنم وتحسین میکنم این دوره ونتایج دوستان رو از این دوره که توی سایت میخونم
بسیار تحسین میکنم دوره ثروت یک رو تجسم میکنم خیلی شور وشوق دارم برای دوره ثروت یک🤩🤩🤩
دیروز با دوستم هم فرکانسیم نرگس درمورد این قوانین وزیبایی های جهان صحبت میکردیم که صحبتمون هدایتی رفت به سمت دوره ثروت یک که خیلی هر دواشتیاق داریم برای خریدش که هردو خیلی تحسین میکردیم این دوره رو
وامروز که بیدار شدم وتمرین ستاره قطبیم نوشتم :
آگاهی کسب کنم در مورد ثروت
وچیزهای دیگه….
چون من به محض اینکه بیدار میشم وکارهای که باید انجام بدم اول صبح بعدوارد سایت میشم وهمه شبکه اجتماعی رو کلا پاک کردم وتعهد دادم که بیشترین وقتم رو تو سایت باشم کامنت های دوستان رو بخونم تو دوره ۱۲ قدم
همین که وارد سایت شدم با فایل جدید بنام گفتگو با دوستان قسمت ۱۶ چون من همه فایل های که میزارید دنبال میکنم داشتم دانلود میکردم دیدم زمانش ۳۳ دقیقه هست گفتم چه فایل عالی بشه استاد چه صحبتهای کرده زمانشم زیاده شور وشوق داشتم زود دانلود بشه ببینم وقتی گذاشتم ببینم که بعد صحبتهای شما فرزانه ومحمدعزیز که شروع کردن به صحبت کردن وای خدای من در مورد دوره ثروت دارن میگن واز نتایج بینظیرشون وبعد صحبت های عالی وبی نظیرتون که من رو به وجد میاره بخدا گفتم این مسیر اسمش هدایت نیست پس چیه خدای من چرا من نمیتونستم دقیق این موضوع رو درک کنم که توجه کردن یعنی این 😭😭😭
من به ثروت وبه فراوانی توجه کردم وخدا اینقدر قشنگ من رو هدایت کرد به این مسیروبه این فایل های عالی میدونم که همین خدا منو به خریددوره ثروت یک هدایت میکنه ومن میخرم هدایت چقدر ساده وطبیعی رخ میده من تازه اول راه هستم باید تکامل رو طی کنم انشالله بعداز دوره فوقالعاده ۱۲قدم هدایت بشم به دوره ثروت یک
استاد نمیدونید من چقدر از سریال زندگی در بهشت لذت میبرم وبه حس خوب میرسم برای این همه زیبایی که بهشت داره وفرشته های که اونجا زندگی میکنن وشور شوق دارم برای قسمت های جدید
استاد عزیزم ومریم عزیزم از شما سپاسگزارم برای این همه انرژی مثبت که به من ودوستانم هدیه میکنید
خدایا شکرت 🙏🙏🙏🙏🙏
به نام مهربان پروردگار هدایت گرم
به نام عشق ،به نام محبوبم که جهان رو پراز فراوانی آفرید
امروز سه فایل از استاد تماشا کردم که دوتاش مستقیم راجب کارکردن رو خودت بود
اینکه من تنها وظیفم اینکه رو خودم به صورت تمرکزی کارکنم وجهان وظیفه خودش که کبوتر با کبوتر باز با باز هست رو انجام میده
اینهمه تاکید جهان روی این موضوع که من از سه فایل دو فایل راجب این رو گوش کنم قطعا اتفاقی نیست
من باخودم تعهد بستم که هرروز فایل های سایت رو چه دانلودی های باارزش که انصافا چیزی از محصولات کم ندارن رو گوش کنم و بنویسم وچه محصولاتی که خریداری کردم
درهر صورت حتما اینکارو کنم تا اصل بهبود دایمی وپیوسه رو رعایت کرده باشم
تا مدارم بالاتر بره ونتایجم بزرگترشه،
وحالا درامتداد این تعهد باز همین اصل برام تکرار وتاکید میشه که ماریا متمرکزانه رو خودت کارکن ودرمسیر درست باقی بمونه تا جهان هم قسمت خودشو انجام بده
همون جور که برای محمد انجام داد همونجور که برای موسی وابراهیم انجام داد
خدایا شکرت که صحبتهای دوستان رو میشنوم این باعث میشه ایمانم خیلی قوی تر
که این دوستان توانستند پس منم میتونم..
قبلاً هم این گفتگو هارو گوش میکردم اما اصلا برام جذاب نبود درس نداشت
الان درمدار درک و دریافتشم الان باعث قوی ترشدن باورهام میشه
استاد عزیزم سپاسگزارم از اینکه به هدایت هاتون توجه میکنید و عملیش میکنید ومارو از تاثیراتش بهرمند میکنید
سپاس بابت این فایل های ارزشمند و پراز درس وپراز باور
دوستتون دارم
عشق برای همه دوستان سرزمین عباسمنش 💚💚💚❤️❤️❤️
سلام به استادعزیزونازنینم.
گفتگوی استادعباس منش قسمت 16.
سپاسگزارخداوندی هستم که امروزمنوبه این فایل هدایت کرد.
خیلی خوشحال میشم که استادتوفایلهاشون مدام به مایادآوراین میشن که درمسیردرست باشیم نتایج راخواهیم دید.پس بایدبه همون میزان ازخودمون توقع کنیم.
استادجونم 4گروهی ازانسانهاروکه به این روشها زندگی میکنن ،معرفی کردن.
گروه اول :گروهی بودن که انقدبایدبلابه سرشون بیاد.انقدنشونه هاببینن تاباورشون بشه که بایدمسیرروتغییربدن.
گروه دوم :تاسرحدمرگ مسیراشتباه رومیرن ووقتی که خوشگل خوردن زمین ،تازه متوجه میشن که بایدتغییرمسیربدن.
گروه سوم :بااولین نشانه هامتوجه میشن که درمسیرغلط افتادن وسریع تغییرمسیر میدن.
گروه چهارم :کسانی هستن که قبل از اینکه نشانه ای ببینن ،دنبال بهبوددائمی هستن .وهرروزاین مسیرروبافکرکردن ادامه میدن.
راسش ماتوزندگیمون ،هرچارتا،گروه روتجربه کردیم.
قبل ازآشنایی بااستادکه کلن تومسیراشتباه بودیم .مسیری که هم ب لحاظ مالی آسیبهای زیادی خوردیم هم توروابط عاطفی.
ولی وقتی که بااستادهستیم ،باتوجه به قانون تکامل شبیه گروه سه بودیم وبه یاری خداداریم روی خودمون هرروز کارمیکنیم تاهمیشه طبق اصول گروه 4بمونیم.
بالاخره کسب آگاهی های جدید،تغییرافکاروایجادباورهای خوب ،کارکردن روی دوره های که استاد برامون تهیه دیدن ،خودش بی تاثیرنبوده.
از تجربه ی دوست عزیزمون فرزانه ومحمدهم لذت بردیم.انشالله به یاری خدا پله های ترقی رویکی پس ازدیگری طی کنن وبه خوشبختی کامل برسن.
به قول استاداین خیلی خوبه که در بهترین زمان ممکن خداونداونهاروبه خریددوره ی ثروت یک ،هدایت کردن.وازاون بهتراینکه اهل عمل بودن وباتوجه به تجربه های استاد،مسیردرست روانتخاب کردن ونتیجشم گرفتن.
راسش منم زمانی به سمت استادهدایت شدم که هم ازلحاظ مالی داغون داغون بودیم هم ازلحاظ روابط عاطفی با همسرم که یه چیزی بدترازداغون شدن.
که خداروشکربعدازگذشت دوسال ازلحاظ مالی تغییراتی کردیم به قول استاددرآمدمون بالاتر رفت .واتفاقات بهتری توزندگیمون افتاد.البته به نتایج بالاهنوزنرسیدیم ولی باوردارم که میرسیم.
میدونیدهمسرمنم دوره ی ثروت یک وسه روخریدوباورهای خوبی پیداکرد.فقط متاسفانه به خاطروابستگیش به من ،هروقت بامن حالش خوب باشه ینی ازجانب من اوکی باشه ،بیشتردنبال تغییرافکاروباورهاش میره .انگاراین نیرو،روازسمت من میخادبگیره.
ولی وقتی ازسمت من حالش خوب نباشه ،حوصله ودل ودماغ هیچ کاری رونداره.
من به این احساسش کاری ندارم هرچند که منم ظاهرن ازاین طریق سودمیبرم یاضررمیکنم ولی من سعی کردم اصولی ،روی خودم کارکنم واونم متوجه ی این ضعفش بشه وسعی کنه این حال خوبی روازخودش بگیره.
که تواین یکسالی که گذشته ،شاید20درصدصدفرق کرده باشه که من به همونشم راضیم .
اهل گوش کردن فایل ونوشتن هم نیست ولی هروقت فایلی گوش میدم که میدونم به کارش خیلی میاد،ازش درخاست میکنم که گوش بده .یه وقتایی هم خلاصه ومفیدخودم صحبتهای استادروبراش توضیح میدم .هرچیزی به من ربط داشته باشه ،دوست داره .چیزی که منووازش جداکنه حالشوبدمیکنه.
روابط بین منووایشون پاشنه آشیل منم هست .
البته که من اصلن وابسته به ایشون نیستم اتفاقاگاهی فراری هم هستم .
ولی خب دارم سعی میکنم حدتعادل این احساس روپیداکنم .تاخودمم به آرامش برسم وخودمم ازاین رابطه لذت بیشتری ببرم.
منم برای حفظ روابط خیلی زورزدم .خیلی وقتها برخلاف میلم رفتارکردم.اماحالامتوجه شدم که اینم مثل ساختن ثروت وهرچیزدیگه ای ،بایدرهابشه واجازه داده بشه که خداونددرمسیربه هرآنچه که خودش بهترین میدونه ،هدایتم کنه.
سماجت توبراورده شدن من ،توخواسته هام ازاون حرکتهای اشتباهه .ولی دست جهان وخداروبازگذاشتن ازاون حرکتهای کاملن درسته .که ممکنه تواین مسیرباتضادهایی مواجه بشی که توروازمسیرمنحرف کنه.یاباعث بشن توبزرگ بشی .که این بستگی به کارکردعمل خودت داره.
توروابط من مثل گروه سوم عمل کردم .
ینی نشانه هایی دیدم که منومتوجه کرده که درمسیرغلطی گام برداشتم ،به همین جهت دوباره برگشتم .
امسال راخوب شروع کردم ودلم میخادبه جای دیدن نقصهای همسرم توروابط به نقصهای خودم توجه کنم .
دلم میخادباورهای ثروت وفراوانی وداشتن روابط عاطفی خوب وعالی ازباورهای قوی خودم باشه .
وتمام مقاومتهاموتواین راستا،ازبین ببرم.
یه کم منطقی تروعادلانه تربه این قضایا نگاه کنم .
خدادرهمه لحظات میتونه به من نعمت وفراوانی بده .
اگه ازاین داستان محرومم ،ب خاطرکمبودباورهاوایمان خودمه .
نبایدخدا،یاهیچ کس دیگه رومواخذه کنم ،بایدبه درون خودم نگاهی بندازم تاعلت اصلی روپیداکنم .
تقلاوتلاش زیادی کاری ازپیش نمیبره بلکه باید به اون بالایی اعتمادکنم وایمان داشته باشم که خودش به هر طریقی که میخادمنوهدایت میکنه .
به قول استاد اجازه بدم خودش مهره هاروبچینه.فقط کافیه من بهش ایمان داشته باشم بقیش حله.
وقتی روکله ی خودمون راه میریم هزارویک سوال توذهنمون میاد.طوری که جواب هیچکدوم روهم نمیدونیم .بعدتنهااتفاقی که میفته اینه که به احساس بدمیریم بعدتوقع اتفاق خوب داریم .
هنوزکوچیک فکرمیکنیم .هنوزنیازداریم باورهامونو،قدرتمندتربکنیم.
امیدوارم که بتونیم .
ازاستادعزیزمون هم بی نهایت سپاسگزاریم .که همیشه صدای دلگرمشون روحیه بخش دلهامون میشه.
سلام
سپاسگذارم
همیشه از خواندن کامنت هایت یاد میگیرم وبرام یاد آوری بوده بسیار سپاسگذارم
راسش منم زمانی به سمت استادهدایت شدم که هم ازلحاظ مالی داغون داغون بودیم هم ازلحاظ روابط عاطفی با همسرم که یه چیزی بدترازداغون شدن.
که خداروشکربعدازگذشت دوسال ازلحاظ مالی تغییراتی کردیم به قول استاددرآمدمون بالاتر رفت .واتفاقات بهتری توزندگیمون افتاد.البته به نتایج بالاهنوزنرسیدیم ولی باوردارم که میرسیم.
میدونیدهمسرمنم دوره ی ثروت یک وسه روخریدوباورهای خوبی پیداکرد.فقط متاسفانه به خاطروابستگیش به من ،هروقت بامن حالش خوب باشه ینی ازجانب من اوکی باشه ،بیشتردنبال تغییرافکاروباورهاش میره .انگاراین نیرو،روازسمت من میخادبگیره.
ولی وقتی ازسمت من حالش خوب نباشه ،حوصله ودل ودماغ هیچ کاری رونداره.
من به این احساسش کاری ندارم هرچند که منم ظاهرن ازاین طریق سودمیبرم یاضررمیکنم ولی من سعی کردم اصولی ،روی خودم کارکنم واونم متوجه ی این ضعفش بشه وسعی کنه این حال خوبی روازخودش بگیره.
که تواین یکسالی که گذشته ،شاید20درصدصدفرق کرده باشه که من به همونشم راضیم .
اهل گوش کردن فایل ونوشتن هم نیست ولی هروقت فایلی گوش میدم که میدونم به کارش خیلی میاد،ازش درخاست میکنم که گوش بده .یه وقتایی هم خلاصه ومفیدخودم صحبتهای استادروبراش توضیح میدم .هرچیزی به من ربط داشته باشه ،دوست داره .چیزی که منووازش جداکنه حالشوبدمیکنه.
روابط بین منووایشون پاشنه آشیل منم هست .
البته که من اصلن وابسته به ایشون نیستم اتفاقاگاهی فراری هم هستم .
سپاسگذارم
برام یاد آور خیلی خیلی عالی از زندگیم بود سپاس
سلام به بچه های عباسمنشی امیدوارم حالتون عالی باشه
محمد د فرزانه خیلی داستان خوبی داشتن
و چقدر جسارت داشتن که با همه ی وجودشون تغییر کردن با همه ی سرمایشون
خیلی ایمان قوی داشتن و ی جورایی در اون برهه دنیا فشارشون داده و مجبور شدن که تغییر کنن
البته نتیجه های بینظری داشتن از خرید ماشین و خونه در برج لوکس و 30 برابر شدن درآمد خدایا شکرت
[[اگر من در مسیر درست باشم در زمان مناسب و مکان مناسب با انسان های مناسب با اتفاقات مناسب برخورد میکنم ]]
خیلی این موضوع راهنمایه خوبی هست اگه بتونیم درکش کنیم
برای مثال وقتی شاگرد آماده باشه استاد از راه میرسه
ما وقتی در زمینه ی خودمون آماده باشیم جهان اتفاقات و افراد رو به سمت ما میاره
مثال عالی برای توانایی و باور
در هر زمینه ای میتونیم ببینم که نفر اول توی اون شغل توانایی و مهارت بینظیری داره
اگه توانایی رو با باور مناسب ترکیب کنیم نتایج باور نکردنی میده
هر دو این موضوع ها درونی هست
ما نمیتونم از بیرون بت زور زدن به نتیجه برسیم
آسان گیر کارهاکزروی تب سخت میگیرد
جهان بر مردمان سختکوش
گام 12
آره الان تغییر کردم چونکه خدادوست داره و داشته من تغییر کنم هدایتم کرده به سمت خودش برم هدایتیم کرد درصورتیکه بهش ایمان داشته باشم توکل یقین چونکه رسالت دارم اگرنداشتم اصلا پا به این کره زمین نمیذاشتم
پس قرار یه کارایی رو انجام بدم بله اعظم خانم دوست داشتنی و ارزشمند تو روح خدایی تو اینقدر ارزشمند بودی که بزرگترین قدرت کیهان رب العامین که ارزشمندترین روحشو به تو داده تو از خون پوست اسخوانشی تو از رگهاشی
قرار اینکه تو این دنیا اومدی یه چیزهایی رو تجربه کنی لذت ببری عشق کنی
فقط تماشاچی نباشی قرار بوده لذت بردن از تک تک بخشهای زندگیت
لذت از ایمانی که در عمل نشون بدی
جسارت خرج کنی
خدارو خودت درکش کنی بفهمیمیش
نه از دیدگاه دیگران فقط در موردش بدونی
روحی که در تو وجودداره درونیه لمس کردن درکش کنی
صبحی ساعت 5با اذانت اسمت بلند در فضای اطراف خانه ام بیدارم کردی
با ذکر الله اکبر
با اسم رب العامین شنیدن بیدارم کردی
هدایت شده ای در راه هست
به آرومی با یه حس خیلی خیلی نرم لطیف آرام
بیدارم کردی
گفتی برو سوار ماشینت شوگفتم آخه نمیتونم منکه هنوز خوب وارد نیستم
گفت میگم برو مگرتو منو باور نداری مگر قدرتی بالاتر از قدرت من هم هست
گفتم چشم میرم
ماشین روشن کردم چند دقیقه ای صبر کردم اولی داشت روز میزد گفتم چشم حرکت میکنم اما خودت خوب میدونی الان وضع من چجوریه
گفت تو برو کارت نباشه
گفتم چشم ماشین حرکت دادم ولی اصلا خودم نبودم آسان شدم برای اسانیها
به راحتی رفتم تو مرکز شهر رفتم
ترسها بود ولی ایمان قویتر بود در مقابل ترس
اینو برای خودم ردپایی میزارم که یادآوری باشه برام
خیلی نشانه وهدایتها بهم داده شده
به همین دلیل که توکلم ایمانم وحساب کردنم فقط روی خود تو هست
کی از تو به من نزدیکتر کی از تو به من عاشقتر
وقتی منو آوردی توی این سایت الهی و
از هزاران دست بامن داری حرف میزنی
یکی شده پیام اورت استاد عزیزم و بهم نشانها وهد ایتهارو یادم دادی
من که اصلا نمیدونستم هدایت یعنی چی
نشانه یعنی چی
صحبت کردن با تو یعنی چی
همه رو بهم آموزش دادی درکشونو مفهومشونو بهم گفتی
درلحضه بودن از زمان وساعتم وقت ارزشمندم رو بهم گفتی
گفتی اعظم تو ارزشمندی تو لایق بهترین نعمت سلامتی ودوستان هم فرکانسی در این مسیر بهشتی هستی
خداجونم سپاسگزارم
هرچند نمیتونم از این همه هدایتها ومسیرها ی بینظیر ی که بهم دادی سپاسگزارت باشم
یادت اعظم وقتی تغییرات رو داری متوجه میشی و رشدو مدار بالایی که قرار گرفتی رو میبینی
اون موقع این ذهن نجواگرم که میشنه ویکسر به گوشم میخونه کو کجا کی چجوری ساکتش میکنی که آروم میشنه دیگه صداش در نمیاد
یادت اعظم وقتی دخترت میخواستی عروسی بگیری اصلا هیچ جهازیه ای نداشت
اون موقع اولی بود وارد دوره 12قدم شده بودی
ستاره قطبی انجام میدادی
تمام اون خواستهایی که داشتی انجام داده شد
خب کی تونسته خلقش کنه تو چرا چونکه به من ایمان داشتی میشود توکل داشتی یقین داشتی میشود
منم وقتی ایمان جسارت یقین درونیتو دیدم درخواستت رو اجابت کردم بله عزیز دلم روح پاک لطیفم اعظم عزیزم و دوست داشتنی من
بهترین عروسی رو برای دخترت گرفتم بهترین پذیرایی جهازیه رو برات جور کردم با بهترین امکانات
آره میدونم به همین دلیل که میگم هر آنچه که دارم از تو دارم هرچی که از تو به من رسیده این حال خوب این در لحظه حال بودن لذت بردن ارزش زمان. ساعت. لحضهایم رو بدونم که چقدر ارزشمندم الکی نباید حدرش بدم
نباید وقت زمانم بزارم به مهمانیهای الکی به دورهمیهایی که الکی فقط داره زمان ارزشمند منو میگیره
زمان من همینجاست درکنار این جمع توحیدی استاد عزیزم کار کردن روی خودم ردپا به جا گذاشتن از خودم که هرقدر هم زمان بزارم بازم کمه
بزنم به دل طبیعت جنگل چشمه آواز پرندگان عجیب انرژی بالایی داره طبیعت من عاشق طبیعتم عاشق جنگل کوه چشمه پرندگانتم
اعظم در این لحظه در قالب روح خدا
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همچنین سلام خدمت دوستان و عزیزان هم فرکانس امروز 29/8 404 هست که فایل تغییر را در آغوش بگیر قسمت سیزدهم را شنیدم
و داستان جادویی و حیرت انگیز و در عین داستان واقعی برای افرادی که در این فرکانس هستند از زبان دو تا عزیز خانم فرزانه و محمد عزیز شنیدم
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و همچنین سخنان استاد بسیار عزیزم در مورد اینکه ما به جای تقلا کردن بر روی خودمان کار بکنیم در وقت مناسب و در زمان مناسب افراد و موقعیتها آشنا میشویم
این جمله کلیدی بود که امروز من به آن رسیدم چون که چند روز است در این زمینه فکرم مشغول بود امروز خداوند هدایتم کرد که راهکار را از زبان استادم بشنوم
الان من میخواهم از زمان آشناییام با سایت و تا امروز که 29 برج 8 1404 هست برای دوستان بگویم و یادآوری هم باشد برای خودم تا یک قدم بیشتر پیشرفت بکنم
و از این سطحی که هستم یه قدم بالاتر برم من دقیقاً پارسال با این قوانین آشنا شدم
با یک استادی موفقیت دیگر اما اما به گونهای پیش رفت که تقریباً برج 10 پارسال من با استاد آشنا شدم از فایل دانلودی استاد استفاده کردم و خیلی پیشرفت کردم
در زمینه روابط عاطفی من خیلی پیشرفت کردم یعنی بگم اگر 100 درصد دروغ نگفتم چرا چون که قبل از آشنایی با قوانین من تا حد خیلی زیاد در روابط مشکل داشتم
نمیشد که هفتهای یک مرتبه دعوای اساسی نباشه به هر حال در روابط عاطفی خیلی خیلی پیشرفت داشتم روابطم با افراد روابطم با مردم پیشرفت های چشمگیری داشتم
بعد هدایت شدم به 12 قدم من هر آن چیز از پول که در حسابم بود جمعش کردم قدم اول را خریدم روی قدم اول کار کردم و تا حد توانم بر تمرین قدم اول کار کردم چکاپ فرکانسیمو قشنگ نوشتم تا اینکه هدایت شدم به قدم دوم
دقیق نمیدونم قدم دوم بود یا سوم بود که حرفی که استاد همیشه در فایلها تکرار میکنه این بود
«که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است»
ین حرف خیلی روی من تاثیر میگذاشت و دومین جملهای که استاد میگفت
وقتی که شما روی دورهها کار بکنید به شما ایده عملی گفته میشود شما اگر اون ایده را انجام بدهید شما هدایت میشوید
دقیقاً اولین ایدهای که اومد این بود که من بروم برای تهران دقیقاً این قبل از جنگ 12 روزه اسرائیل و ایران بود
هر روز به همسرم میگفتم که من باید برم
بعد از جنگ بلیط را گرفتم و راهی تهران شدم بدون اینکه آشنایی داشته باشم یا کسی را بشناسم همینجوری قدم در راه گذاشتم و حرکت کردم
هدایت شدم به رستورانی به هر حال دو ماه اونجا کار کردم یک مبلغی حدود 27 میلیون پسانداز کردم
بعد خداوند برنامهها را برای من چیده بود یه اتفاقی پیش اومد دقیقاً بعد از دو ماه برگشتم
اینجا(خونه) که اومدم
ایدهای که به فکرم اومد این بود که این 20 میلیون را پارچه بکنم
چون که این را بگم من قبل از اینکه با استاد آشنا بشم شغلم خیاطی بود کنار گذاشته بودم اون را و بعد از برگشت از تهران این ایده آمد که کارم را استارت بزنم من کارم را استارت زدم و 20 میلیون که داشتم اون رو هم پارچه خریدم و مغازهام را استارت زدم
الان که در این تاریخ هست تاریخ 29 8 404 مغازهام را دارم و خدا را شکر ورودی مالی هم دارم روابط عاطفیام خیلی عالی شده و الان قدم ششم از دوره 12 قدم را خریداری کردم به امید خدا قدم هفتم و الان هم میخواهم با هدایت الهی دوره عزت نفس را بگیرم و دقیقاً الان دارم هدایت میشوم به شغل مورد علاقهام و در آینده هم به امید خدا نتایج ملموسی که میگیرم میام به اشتراک میذارم
در پناه خداوند یکتا شاد سلامت و ثروتمند و پیروز باشید.
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم عزیزم و دوستان گلم
خیلی خوشحال و سپاسگزارم بابت این که در این فضا قرار دارم
و شاهد این همه زیبایی و پیشرفت و قدرت الله مهربونم هستم
به دوستان خوبم تبریک میگم که به لطف خداوند به آرزوهای قشنگشون رسیدن
و ما روهم در شادی خودشون شریک کردن
چقدر زیبا صحبت کردن و احساسات شون رو بیان کردن
چقدر درس های بزرگی برامون داشت ازتون تشکر میکنم
یادم میاد چند ماه پیش که تازه از طریق روبیکا با استاد آشنا شده بودم
و فایل هاشون رو گوش میدادم برام مثل مسکن بود
و هنوز در مدار عمل کردن قرار نگرفته بودم و فقط دوست داشتم که بشنوم
کلام ایشون خیلی من رو جذب میکرد
وقتی گوش میکردم اصلا دوست نداشتم صدای دیگه ای حواسم رو پرت کنه و کاملا ذهنم رو درگیر میکرد
مخصوصا فایلی که میگفتن این خدایی که من میشناسم همیشه بامنه همیشه من رو میبینه همیشه صدای من رو میشنوه
در همان روزها من برای گرفتن گواهی نامه شرکت کرده بودم
و آیین نامه رو در اولین بار قبول شدم
ولی برای انتحان شهری چهار بار رفته بودم
و هر بار ردشده بودم
ودر اون چهار جلسه چیزهایی که از قبل بلد بودم مثل نذر و نیازی که هر بار بیشتر به استرسم اضافه میکرد رو انجام میدادم
و بااین حال باز هم وقتی داخل خیابان امتحان قدم میزاشتم تپش قلب میگرفتم و دست و پام شروع میکرد به لرزیدن که حتی پدال ها به لرزش در می اومدن
من خیلی خوب یاد گرفته بودم
ولی امتحان برام شده بود هیولا
با این حال باز هم خداجون کمکم کرد و بیشتر تمرین کردن و مهارتم بیشتر شد چون قدم کوتاه بود پارک دوبل خوبی نداشتم و خداجون باز هم به من کمک کرد که بدون آموزش کسی بتونم پارک دوبل خوبی رو یاد بگیرم
اصلا از افسرها نمیترسیدم خیلی هم انسان های مهربونی و خوش برخوردی بودن
ولی یه احساسی بود که یهو وارد قلبم میشد و من هم هرچقدر هم صلوات میفرستادم و دعا میخوندم به شدت استرسم اضافه میشد
و قلبم به شدت بیشتری به تپش در می اومد علتش رو هم نمیفهمیدم که چیه
هر بار قبل از امتحان سعی میکردم داخل گوشی نحوه صحیح پارک دوبل
و چیزایی که مربوط به امتحان بود رو نگاه کنم
و با بچه های دیگه راجع به نکاتی که اونا بلد بودن حرف میزدیم
ولی برای پنجمین بار و آخرین باری که شرکت کردم با خودم هنس فری برده بودم
و یه گوشه نشستم و همون فایل توحیدی استاد که بهش علاقه مند بودم و به شدت آرومم میکرد رو گوش دادم
و در همان لحظه فقط برای یکبار توکل کردم
نه به شکلی که بعضیا تصور میکنن که دست به دامن یا خیلی به شدت اصرار و تمنا و تقلا داشته باشم
نه فقط یک توکل همراه با آرامش و سپس رهایی و بدون اینکه دوباره با کسی صحبت کنم رفتم محل امتحان
ولی اینبار دیگه قلبم خودش رو نمیکوبید و آرام بود
دیگه هیجان نداشتم برامون دو تا افسر اومده بود که باید به دو گروه تقسیم میشدیم
یکی از افسر ها قبلا هم ازم امتحان گرفته بود و میشناختمش
یعنی بهترین و آسونگیر ترین افسری بود که دیده بودم
و از قبل این زمینه برام وجود داشت که عه این افسره که سختگیر نیست
همه جمع شده بودیم و یکی یکی اسمها خونده میشد
من به لطف خدای عزیزم در گروه همون افسر که میشناختمش قرار گرفتم
و خیلی زود اسمم رو خوند و در اولین گروه قرار گرفتم
تعداد خیلی بالا بود ولی من اصلا حتی معطل هم نمیشدم
قبل از امتحان اول افسر میاد و با بچه هایی که اسم هاشون رو خونده صحبت میکنه
خودش رو معرفی میکنه
و یه کم توضیح میده و بعد هم اولین گروه رو میبره
ایشون که اومد جلو برای صحبت من از استاد یاد گرفته بودم که شل حرف نزنم و محکم و رسا حرف بزنم
مثلا استاد تو یه فایلی گفته بود وقتی وارد مغازه میشید بلند سلام کنید
تا توجه فروشنده جلب بشه نه این که آرام و ضعیف باشه
خلاصه یه هو یادم افتاده بود و با صدای رسا و پرانرژی به افسر سلام کردم
ایشون با همون عینک دودی که داشت یه نگاهی کرد و احساس میکنم براش جالب بود که بین اون بچه های پر استرس
من یه طور دیگه بودم این رو کاملا تونستم احساس کنم
بعد کمی توضیح داد و خودش رو معرفی کرد
که دقیق یادم نیست اسمشون چی بود ولی یادمه تو اسمش خدا داشت نمیدونم آقای خدا شناس بود ؟ خدا بنده بود ؟خلاصه یه چیز تو این مایه ها بود
که خیلی بیشتر خوشحال شدم انگار یه نشونه بود
یه کم توضیح داد و گفت گروه اول بیاد
من که رفتم گفت شما هم هستین گفتم بله
گروه اول نفر دوم بودم اولین نفر نشست و حسابی خراب کرد
و خیلی زود پیاده شد
من که نشستم باید اول خراب کاری اون رو درست میکردم
بعد شروع به پارک دوبل و این داستانا میکردم
اون روز با این که یه کوچولو فراموش کرده بودم راهنما رو بزنم ولی واقعا همه چیز خوب پیش رفت و حتی یه کمی هم راهنماییم کرد
خیلی دقیق و درست انجام دادم و یهو افسر گفت مبارکه
واااااااااای خدایا شکرت خیلی احساس فوق العاده ای بود
واین تجربه ای بود که اگه از قبل کاری آررامش داشته باشی
میتونی نتیجه آرامش بخش رو ببینی
و احساس خوب نشانه توکل میشود و نشانه اعتماد ما به رب
اون روز به طور خدا خواسته
من در مدار قوانین قرارگرفتم
و بعد که باگوش دادن بیشتر فایل ها قانون رو بیشتر درک کردم
سعی میکنم به خوبی اجرا کنم و میخوام همیشه و قبل از هر کاری کاملا احساس خوبم رو حفظ کنم
و از الله بی همتا میخوام کمکم کنه تا هر روز هدایت هاش رو دریافت کنم و به خوبی نشانه هارو دنبال کنم و ازش میخوام کمکم کنه تا همیشه در راه راست قدم بردارم