تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲ - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    امروز صبح طبق روال همیشه بعد از نوشتن در دفترم و قبل از شروع کاردر محل کارم ، ایمیلم رو چک کردم

    چون طبق روال همیشه در pinterest عکسهایی رو میبینم که دوست دارم و دنبال میکنم و برای من نشانه ثروت و فراوانی در جهانه و بهم انگیزه و احساس خیلی خوبی میده ، مثل همون ایده درین برد .

    امروز pinterest برای من هیچ چیزی نداشت و خیلی تعجب کردم .

    اما کامنت دوستان رو که فعال کردم در سایت استاد عباسمنش و خواستم اگر که ایشون کامنتی نوشت به ایملیم ارسال بشه خیلی زیاد بود و بیشتر از همیشه که باعث خوشحالی و احساس خیلی خوب من شد .

    و بعد این پیام از سایت

    سلام مسعود عزیز

    اول از همه از مشارکت شما در بخش نظرات سایت سپاسگزاریم

    اما همانطور که می دانید، طبق قوانین نظرات، در بخش هر فایل قرار است شما نقطه نظر یا تجربه خودتان را درباره آگاهی های آن قسمت ذکر کنید

    اما اخیرا شما مرتبا در حال کپی کردن تمام مطالبی هستید که گروه تحقیقاتی عباس منش در صفحه توضیحات قرار داده است.

    آن توضیحات برای مطالعه شما و درک بهتر شماست

    ما تمام نظرات شما را که داری این الگو هستند، حذف کرده ایم

    لطفا از تکرار این شیوه جلوگیری کنید زیرا تمامی این نظرات پاک خواهند شد.

    منتظر خواندن خبرهای خوب و پیشرفت‌های شما در بخش نظرات سایت هستیم️

    برای پیدا کردن پاسخ‌ سؤالت در سایت‌ گروه تحقیقاتی عباس‌منش، اینجا کلیک کن.

    گروه تحقیقاتی عباس‌منش

    من خیلی دوست دارم در پروژه تغییر رو در آغوش بگیر و دوره احساس لیاقت کامنت بنویسم ، اما ایده ای نداشتم و نوشتنم نمی اومد و اومدم کامنتهارو خوندم و بعد مقاله های عالی و فوق العاده ای برای هر فایل نوشته شده بود رو مطالعه کردم و واقعا از خوندن این مطالب عالی مثل همیشه و بیشتر از قبل لذت بردم و ایده اومد که حالا که ایده برای نوشتن نداری بیا از این مطالب بعد از خوندن و مطالعه و درک و فهم خودت اونهارو کپی کن و منتشر کن و منهم انجام دادم .

    این ایده و انجام این کار بهم احساس خیلی خوبی میداد و خوندن بارها و بارهای این مطالب آگاهی منو بهتر و بیشتر میکرد .

    این مطلبی بود که دوست داشتم اینجا بنویسم و برای خودم کامنت کنم

    درباره فایل 12 پروژه تغییرو در آغوش بگیر من با اینکه بارها و بارها قبلا این فایل رو گوش داده بودم ، اما هنوز که در رو زجندین بار اونو محددا گوش میدم ، بی اختیار اشک شوقم بقول عادله جان در مقابل این همه عشق و عظمت جاری میشه و من هیچ کنترلی رو اون ندارم .

    من اولین دوره ای که از سایت خریداری کردم ، دوره مقدس دوازده قدم بود که منو پله ها رشد داد و بزرگترم کرد.

    من با همراه شدن با دوره دوازده قدم وارد خیلی از ترسهام شدم و از اونها به راحتی گذر کردم .

    و با خواندن کامنتهای الهی و عالی دوستان عزیزم سید علی خوشدل و عادله و شکیبای عزیز بینهایت لذت بردم و فرکانس منو بالا و بالاتر برد و چنان احساس خوبی از خوندن کامنتهای دوستان میگرفتم که فارق از مکان و زمان احساس نزدیکی و آشنایی خیلی زیادی رو با این دوستان نازنین داشتم و دارم ، گوئی سالهاست با آنها آشنا هستم و در کنار آنها زندگی کردم

    و همیشه عمگرائی این دوستان بی نظیر و رفتن تو دل ترسها به من ایده و قدرت عمل و حرکت به سمت خواسته هام داده و میده و من همیشه سپاسگزار استاد عزیز و نازنین و تیم بی نظیر این سایت الهی و دوستان فوق العاده که در این سایت الهی حضور داشته و دارند هستم که وجود و حضور آنها در تمام لحضه ها منو به سمت خلق خواسته هام حرکت داده و میدهد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    سمیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    سلام به همه عزیزان

    سلام به استاد توانای زندگیم

    هرزمان این گفتگو رو گوش میکنم منم باعادله جان گریه میکنم و کاملا درکش میکنم استاد به چه اندازه زندگیمو تغییر داده

    عادله شکیبا علی آقا کاش بازم پررنگ تو سایت بودید امیدوارم هرسه تون هر جا هستین بیشتر و بیشتر موفق باشین

    خوشبحالتون که از سن کم این مسیرو شروع کردید

    باید حرکت کنیم باید حرکت کنیم باید هرروز تصمیم بگیریم منم خیلی تصمیمات گرفتم وعملیشون کردم ولی هنوزم جای کار دارم

    منم درآمدم 3برابر شده و هنوز باورم قوی نشده که می‌تونه ازاینم خیلی خیلی بیشتر بشه پس یکی از تصمیمات باید کارکردن روی باور فراوانی باشه

    بعضی روزا یادم میره دنبال هدایت الهی باشم وحواسم بهش باشه

    چقدر وجه مشترک میبینم بین بچه های سایت یکیش سلامتیه من یکساله هیچ نوع مریضی نگرفتم و سالم سالمم

    یکی دیگه تغییر خودبخودی همسرمان هست همسر من بعد 15سال خودش بدون اینکه من تلاشی بکنم سیگاروگذاشت کنار ومن هرروز از این بابت خداروشکر میکنم

    تمام اینا نشون میده هرچیزی که از ته دل بخوای شدنیه فقط کافیه ایمان بیاریم واعتماد کنیم

    واقعا این مسیر انتهایی برای خوشبختی نداره

    الان که اوضاع سخت نشده بگردیم دنبال موفق‌تر شدن

    اگه هرروز دنبال تغییر باشیم پاداش جهان بینهایته

    استاد الان که فکر میکنم اگه من دستاوردهای شما رو داشتم تا آخر عمر تو پرادایس زندگی می‌کردم ولذت می‌بردم ولی شما بازهم دنبال تغییر هستین ومن به شما افتخار میکنم که استادی برازندتون هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    هانیتا علوی گفته:
    مدت عضویت: 244 روز

    سلام به استاد عزیزی که تا الان دوبار هدایت شدم به شما و قطعا اینسری تا آخرش خواهم بود چون دقیقا آگاهانه از خدا پرسیدم و باز به شما هدایت شدم،اولین باری هست که دارم توی این سایت پیامم. و میزارم من همیشه عاشق نوشتن هستم ولی توی دفتر خودم ،خواستم بنویسم بلکه فقط یک نفر بخونه و‌مفید باشه ،من چهارسال پیش زمانی که دقیقا توی داستان کرونا از سر کارم که حسابداری و فروش بود اومده بودم بیرون و‌همش دنبال یه کاری بودم که شرایط زندگیم رو بهتر کنم و‌دقیقا میدونستم دیگه نمیخوام برای کسی کار کنم ٫منی که چندین سال برای بقیه کار کرده بودم و‌قطعا باید اون مسیر طی می‌شد و یه جورابی توی مسیر خواست تغییر بودم شروع کردم مطالعه جاهای مختلف ،کتاب سپاسگزاری بهم معرفی شد عبارت های تاکیدی ،خیلی دنبال حقیقت و راه حل برای تغییر شرایط بودم،هر روز صبح شروع کرده بودم عبارت های تاکیدی قشنگ‌رو‌هرکدوم‌سه بار مینوشتم اونقدر مینوشتم که.دیگه دستم درد میگرفت ،تغییر باورهای ذهنی برای من راحت نبود چون بینهایت باورهای محدود کننده داشتم و خودم خبر نداشتم و‌پر از نشخوار فکری بودم یه درختی نزدیک خونمون بود میرفتم زیر سایش مینشستم حرف میزدم مینوشتم و همش میگفتم خدایا چرا من نمیشه که تغییر کنه شرایط زندگیم‌اصلا نمیخوام به این فکر کنم که الان شرایطم چیه من لایقشم و میدونم لایقشم نمیخوام از شرایط فعلیم از زندگیم و شرایط سخت زندگیم و هر چیز دیگه ای فرار کنم میپذیرمشون ولی منم‌لایق خوشبختیم ٫و‌بعد از یه مدت من با شخصی ازدواج‌کردم به لطف پروردگار که هم مدار بود با طرز فکرم و خواسته جفتمون مهاجرت بود و بدون اینکه بهش فکر‌کنیم به راحتی رفتیم استانبول و روی دوتا چیز سرمایه گزاری کرده بودیم که همون لحظه بالاترین سود رو داد و به طرز باور نکردنی سودی دریافت کردیم که تونستیم قشنگترین آپارتمان رو‌توی‌ یکی ازبهترین محیط های استانبول بگیرم واجاره اون خونه هر ماهش برای من قابل باور نبود پولی که برای یکماهش داشتیم پرداخت می‌کردیم کل کارکرد یکسال زندگی قبلی کارمندی من بود و‌هم‌خوشحال کننده بود هم باورم نمی‌شد٫حالا اینجا داستان شروع میشه من تونستم جهیزیه ای بخرم که رویای من بودهمیشه از بهترین برندا ؛این وسط من توی بهترین خونه بودم همه چیز قشنگ همه چیز رویایی بعد اون سرمایه گزاری داشت هر ماه سود خوبی میداد من‌میتونستم تمام لباسا لواز آرایشی تمام چیزایی که آرزشون توی قلبم بود رو‌از بهترین مغازهها بخرم ٫عملا رفته بودم توی محیطی که همه کمترین ماشینی که داشتن بنزای آخرین مدل همون سال بود ماشینای دیگه و سبک زندگیشون به کنار٫اینجا بود که اون الگوهای غلط ذهنی و باورهای محدود کننده باعث شد به جای پیشرفت و خلق شرایطی بهتر از همون شرایط ما دوباره سقوط کنیم ‚همش‌ترس این رو داشتم بقیه بفهمن زندگیمون چقدر خوبه بعد مقایسه کنن و‌حسرت بخورن یعنی ناخواسته اصل توحیدی بودن رو‌برده بودم زیر سوال ٫خونم‌ خیلی بزرگ بود و‌من هم ذوق می‌کردم هم بدون اینکه بفهمم دارم چه فرکانسی میفرستم میگفتم اگر بقیه بیان خونم چون اونا از لحاظ مالی یه جورابی متوسط رو‌به پایین به سمت فقر بودن از لحاظ فکری و مالی بعد میگن مگه میشه یهو اینقدر پیشرفت کنید از کجا اومده هی حسرت می‌خورن توقعشون میره بالا چشمم می‌کنن و همش ازم توقع می‌کنم اگر پاسخم منفی باشه دلشون می‌شکنه و نا خواسته توی مغزم گفتگوهای ذهنی که با خودم داشتم میگفتم اگر خواستن بیان برا اینکه نفهمن چقد پیشرفت کردیم می‌روم یه استودیو کوچیک می‌گیرم و میگم اونجاییم و‌از اونور‌همیشه آرزوی تولید محتوا و هر انچیزی که آموخته بودم رو که با عشق با آدما به اشتراک بزازم رو داشتم بعد تمام شرایط جور بود خونه زندگی موقعیت اینترنت هر باز میومد تو‌ذهنم میگفتم نه میترسم شروع کنم بعد بقیه دوستا و فامیل ببینن حسودی کنن هی بخوان زندگیمو بریزن بهم با هرچیزی ولش کن دنبال یه شغل دیگه ای میگردم که نخوام تولید محتوا کنم در صورتی که عاشق این‌کارم ٫بعد میگفتم‌میرم‌انلاین شاپ میزنم بعد میگفتم مندکه زبان بلد نیستم بقیه که زبانشون خوبه و‌میدونن کجا برن می‌توانم موفق شن من نمی‌تونم ٫شاید باورتون نشه هر روز پر از نشخوار فکری توی‌مغزم‌بود و من میگفتم چرا من همچین افکاری دارم ولی نمیدونستم این افکار دوباره شرایط رو‌تغییر میدن’و‌اتفاقی که افتاد این بود که ما باید از استانبول مبرفتیم و‌تنها گزینه ای که داشتیم دوبی بود و کسی که‌میخواست وسایلای مارو‌ببره قیمتی که بهمون داد از قیمت کل وسایلامون دوبرابر بیشتر بود و‌شاید باورتون نشه ما اون لحظه نمیتوسنتیم اون مبلغ رو بدیم و چند روز بیشتر زمان نداشتیم تا روزی که بلیط گرفته بودیم و فکر‌نمیکردیم اونجوری بشه و هیچ آشنا و‌دوستی نداشتیم که وسایلامون رو بفروشیم و مجبور شدیم تمام وسایلایی که با عشق خریده بودم‌ که همشمون فوق العاده گرون بودن رو با یک دهم قیمت واقعیش بدیم به صاحبخونه بماند که به عنوان یک زن چقد اون لحظه برام ناراحت کننده بود ،رفتیم دوبی و‌هزینه ها اونجا دوبرابر بود دقیقا و خونه ای که گرفتیم خیلی کوچیکتر از خونه قبلی بود و‌هی شرایط داشت سخت و سخت تر می‌شد و‌اون سرمایه گزاری کرده بودیم جای سود داشت وارد ضرر می‌شد و‌من اینجوری بودم که هی به‌خودم میگفتم اینجا جایی هست که همه‌دارن پول میسازن من چرا هیچ غلطی نمیکنم چم‌شده من‌الان اقامت اینجا رو دارمیتونم صدتا حرکت بزنم پول در بیارم ٫چرا هیچ قدمی بر نمیداشتم چون قدرت الگوهای ذهنی منفیم‌و‌باورهای محدود کننده به قدری زیاد بود که جلوی قدم‌گزاشتنم رو‌میگرفت ٫یعنی هر چی الهام‌میومد قدم بردار شرایط داره سخت میشه ،من میگفتم من هیچ‌دوستی ندارم منو‌پروموت کنه من هیچ رفیقی ندارم راهنماییم‌کنه نمیدونم‌چه‌جوری قدم بردارم وارد کار شم‌چه جوری جنس بفرستم ایران اگر بخوام آنلاین شاپ بزن،اگرم‌بزنم‌کسی ازم‌خربد نمیکنه چون هیچکدام منو قبول نداره و‌نمیشناسه و اونقدر صدای افکارم بلند شده بود که نمیدونستم روزا چه جوری میگذره و اون اتفاقی که نباید میوفتاد افتاد ،کل سرمایه من توی اون سرمایه‌گذاری صفرشد یعنی چند میلیارد که ساخته شده بود صفر شد ،مجبور بودیم برگردیم ایران خیلی گریه گردیم خیلی غصه خوردیم دلم نمیخواست برگردم پر از غم و‌غصه بودم که چرا اینجوری شد ،و منی که دویست دلار برام اون سه سالیکه خارج از ایران بودم پول دو‌روز خریدم بود به حدی رسیدم که الان برای دو‌میلیون باید دو دو تا چهارتا کنم بماند کهچقد سخت گذشت تا ما برگردبم ایران و‌مستقر شیم و مجبور شدیم وام بگیریم که بتونیم پول پیش خونه بدیم و حتی توی دوبی کلی وسایل دوباره خریده بودم و‌کلی لباس از قبل داشتم بیشترشو اونجا ول کردیم و مقداری از چیزا رو همینجوری دادم یه یکی ازکسایی که اونجا میشناختم چون پول برای چمدان اضافه هم نداشتیم در این حد یعنی ما عملا ورشکست شدیم و‌از صد به صفر رسیدیم ،من اینجا به خدا گفتم کمکم کن‌چرا اینطوری شد منی که قلبم‌پر از عشقه و‌تو‌همیشه هوامو داشتی ومن برای بار دوم هدایت شدم به شما و‌خیلی آرزو دارم بتونم فایل درک قوانین جهان و‌مابقی فایلهاتون رو بخرم ولی الان در حال حاضر نمیتونم از لحاظ مالی و حقیقتش دارم رایگان هارو‌گوش میدم ولی چون خیلی اشتیاق داشتم که فایل های پولی رو گوش بدم مخصوصا درک‌قوانین رفتم‌توی یوتیوب و چهار تا پنج تا از قدم های درک قوانین. و رو‌اونجا گزاشته بودن و من حقیقت گوش دادم ولی میدونم باید هزینه رو بدم ولی بینهایت شوق دارم برای گوش دادنش و همون پنج قدم رو‌که دقیقا هم کامل نبود گوش ‌دادم و متوجه ترمزهای ذهنی غلطم و اقدامدنکردن و قدم‌نزاشتنم‌در مواقعی که هنوز جهان فشار نیاورده بود شدم و به خودم قول دادم دیگه از یوتیوب گوش ندم و از خدا خواستم‌کمکم‌کنه هزینه از یه طریقی بیاد که بتونم اون فایل درک‌قوانین‌رو‌بخرم که حلال باشه و‌حق باشه و‌ارزو‌ دارم ‌اونقدر ثروت بیاد بتونم تمامی فایلهاتونرو‌بخرم چون ‌الان پر از شوقم ازاموزش ،و همون پنج‌ویسی که از درک قوانین گوش‌دادم از یوتیوب رو هر روز‌صبح‌گوش‌دادم دلم‌مبخواد خدا کمکم کنه از یه طریقی بتونم بخرمش و دیگه بقیه رو‌گوش‌نمیدم تا مبلغش بیاد و‌بخرم و از راه حلال و حقیقت گوشش بدم ٫فقط استاد فهمیدم من چون توی خانواده ای بزرگ‌شدم‌که مدام توجه‌شون به حرف مردم‌و‌گفته های مردم‌واینکه اگر بقیه بفهمندچی‌اگر بقیه بفهمن چشممون می‌کنند اگر بقیه بفهمن حسرت میخورن شده بودم تمام باورهایی که زمانی که در اوج ثروت بودم داشتم توقع بقیه حرف بقیه حسرت بقیه و همش از شرک و باورهای نادرست و‌غلط بوده خیلی اذیت میشدم که چرا همچین تفکراتی توی‌مغزم مدام میاد ٫خیلی باور قلبیم‌و‌توحیدیم به خدا بیشتر شده مطمئنم به صورت معجزه آوری پولش میاد می‌خرم دورتون رو و من رو ببخشین و‌حلال کنید اگر‌چندتا از قدم های درک قوانین رو‌رایگان گوش دادم چون بینهایت دنبال تغییر و بهتر شدنم‌چون میدونم مقصر همش باورهای غلط کهنه و قدیمی و محدود‌کننده‌خودم بودن ولی امید دارم و قلبم‌روشنه که اوضاع دوباره تغییر میکنه شاید این مدت خیلی گریه کردم فشار مالی و‌تغییراتی که یهو از صد به صفر شدیم‌ولی قلبم میگه به زودی تغییری می‌کنم خیلی قویتر از قبل میشم اینبار با قلبی قوی ‌تر و‌توکل به خداوند مهربان و‌بخشنده و خوش قلب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1640 روز

      سلام و خوش آمدگویی میکنم خانم علوی….به مسیر تکاملی و هدایت خداوند!!!!…

      داستانتون پر از چالش و پر از گفتهای زجر آور بود..

      میدونی منو به چه نتیجه ایی رسوند!؟…

      که هیچ وقت از این مسیر شونه”خالی نکنم..

      چون عذابش مثل دوزخه برام..

      دقیقا یه لحظه داستانتونو که خوندم…این آلارام رو بهم داد..

      مهم نیست !!!

      تو چه شرایطی هستی…مهم اینه که از لحظات زندگی و داشتهات “سپاسگزار خداوند باشی…

      و ظرفت بزرگ بشه برای قدمهای جدید…

      خیلی خیلی گفتهاتون منو برانگیخته کرد..

      که چقدر قانون جهان درست عمل میکنه…

      بهمین خاطر..زندگی بیشتر مردم..شبیه یو یو هست…

      مهم نیست شکل زندگیت چجور باشه!

      مهم اینه!!!تو چجور میتونی اون شرایط؟رو هر بار بهبود بدی..

      دوست عزیزم..من توی” شرایط شما نبودم…ولی میدونم وقتی به یه جایگاه ارزشمندی میرسی.وقتی اون شریط خراب بشه..تصورش مثل جهنم میمونه…

      که نه راه پیش داری..نه راه پس…

      دوست عزیزم..همه ماها طعم این موقعیتها رو چشیدم…

      حالا هر کسی به یه طریقی..

      ولی چون “اول مسیر هستی…

      باید خیلی مواظب” نفست باشی..

      و باید تکاملتو بگذرونی…

      دقیقا راز موفقعیت.توی هر جنبه ایی!..که منم تو مسیرشم!!!!…باید با خشتهای درست ساخته بشه…

      اگه بخای بیفتی تو دام نفست…بازم همون نتایج رو میگیری..

      منم خودم طبق هدایت خداوند دوره های استاد رو خریدم..

      توی سایت که هستین!بریید نگاه کنید!میبینید” بیش از 500 خورده ایی فایلهای دانلودی….و هزاران ها کامنت وجود داره..

      پس از همین فایلهای دانلودی شروع کنید.

      و گوش بفرمای نشانه های خداوند باشید…

      همه ماها ..همین مسیر رو رفتیم..و باید برای نتایج خوب در زندگیت……باید از درون تعقییر کنی…

      تا درونت تعقییر نکنه..

      نتایجی توی زندگی واقعیت نمیاد..

      نتایجت مثل همین نتایجی که نوشته اید میشه….

      پس عجله نکن…از فایلهای دانلودی شروع کن.متاهد باش…که وارد مسیرها و بهبودهای دائمی بهتر بشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        هانیتا علوی گفته:
        مدت عضویت: 244 روز

        سلام عزیزم وقتی پیامتون رو خوندم اشک تو چشام‌جمع شد ،من به خودم قول دادم وقتی پولش بیاد حتما حتما اولین پکیجی که می‌خرم کشف قوانین زندگی استاد هست چون چند قدمش رو رایگان گوش کردم دلم می‌خواد هم بخرمش هم داشته باشمش هم اونایی که گوش کردم با عشق حلال و‌درست باشه ،سپاس که برام پیام‌گزاشتب عشق کردم و خوشحال شدم برای بودن در ابن قدم و به قلبم باور و ایمان بیشتری پیدا کردم ،دوست داشتم اتفاقاتی که در این جهارسال برام افتاده بگم که شاید فقط یکنفر اگر در مسیر من هست نخواد اون چک رو‌بخوره و بتونه پر قدرت رو به جلو بره ،هرچند برای من باید این اتفاق میوفتاد تا بتونم بفهمم مکش از باورهای درونمه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سید ساسان حسامی گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیز

    با اینکه از روز معلم گذشتیم ولی وظیفه حکم میکنه به کسی که دیدمنو نسبت به همه چیز به خدا قران و به اتفاقاتی که قبلا برام رخ داده به اتفاقاتی با فرکانس همین لحظه ام که در حال نوشتن این کامنت هستم برام رخ میده چون قانون که تمرکز بر زیبایی ها اتفاقات هم سنگ اون وارد زندگیم میکنه تشکر کنم بابت تک نک لحظه هایی که به شما گوش دادم و درحال یاد گرفتن هستم بابت تک تک کلماتی که گفتید و درد داره و باید بهم بر بخوره به قول حضرت علی که هرکسی چیز به من بیاموزه منو تا اخر عمر مدیون خودش کرده کاری شما با همه ما اینکارو کردین و اونم با قوانین که شما رو خودتون کار کردین و یه عالمه انسان هم فرکانس دور خودتون جمع کردین و واقعا خدارو شکر میکنم که لیاقت حضور تو این جمع پیدا کردم تو جمعی که دوستانی مثل سید علی و تمام کسانی که تو این بیست قسمت از گفتگو با دوستان با صداشون و نتایجشون و تجربیاتشون اشنا شدم با استادی که با عزت نفس کامل زمانی که دوستان عزیز ابراز لطف میکردن با کنترل احساسات و لحن صمیمی و با صبر گوش کردن و اجازه دادن بچه ها کامل صحبت کنن و منم واقعا با شور شوق عادله عزیز و شکیبا ذوق کردم و خودم جای اونا حسم کردم و یه لحظه بدنم گرم شد وبه خودم گفتم باید عمل کنی چون زمانی که میخوای با استاد صحبت کنی باید از نتایج حرف بزنی نه از کارهایی که دوست داری ونه صرفا حرف هایی قشنگ همون نکته ای که در انتها گفتین که همون میدونم که کجا جای کار داریم و چه مهارت هایی باید یاد بگیرم که کمک میکنه بهمون تا قبل از اینکه جهان اون پتک تو سرمون بزنه مثل بچه ادم گوش کنیم و تعمل کنیم ممنون استاد که عملی هم بهمن یاد میدی نشونه هارو ببینم مثل زمانی گوشیتون زنگ خورد و حرف ادامه ندادین مثل زمانی که بچه ها ازتون سوال میکردن چه رژیم گرفتین که به تناسب اندام رسیدین و شما گفتین بزارین نتیجه که کامل شد میگم شما یاد میدن که از نتایج حرف بزنیم که استیبل شده نه یه روز جواب نه یکماه همیشگی باشه همون حرفی که سید خوشدل عزیز گفت کع بعد از سیزده ماه هشت روز جواب داد این باورها این سیمان ها یه شب نیومده که یه شب بره استمرار میخواد هنوز خیلی جا ها اشتباه میکنم ولی خوشحالم زود میفهمم و اگر مثل قبل بود سرزنش میکردم خودمو ولی الان میبخشم و به وضوح میرسم الان سعی میکنم ندا قلبم صداشو بلندتر کنم وگوش بدم حتی اگر اون لحظه نتیجه خاصی همراهش نباشه چقدر تحسین کردم خواهر کیانی فر عزیزو که با جسارت از تو دل تضادهاشون بیرون اومدن ومهاجرت کردن و روی خودشون کار کردن حتی وقتی دوبارقصد مهاجرت داشتن با اومدن پیشنهاد هایی کاری جدید به حرف قلبشون گوش کردن پل هایی پشت سر خراب کردن و این پاشنه اشیل من خارج شدن از نقطه امن از کم شدن و تلخ شدن پنیرم از اینکه تا قبل از اینکه جهان لای پرس بزارتم با این نشانه ها عوض بشم و تو این چندین فایل فقط بحث مهاجرت رام بولد شد .با اینکه داخل سریال زندگی در بهشت قضیه کارگاه عملی که قرار با تعداد محدود از دوستان برگزار بشه رو گفتین و دلم هوایی کردین و بازم اینجا از گفتش ذوق کردم و دلم خواست اونجا باشم و این مصاحبت حضوری با شما خانم شایسته مهربون و اقوام عباسمنشی داشته باشم انشالله که این اتفاق در بهترین زمان رخ بده خودم تجسم میکنم نشستم کنار درختی که ورودی کلبه روی اب هست و چشمام میبندم باز میکنم و خداروشکر میکنم براونی مبینم داک مهاجر بوقلمون با حالمون خدایا شکرت وصف العیش نصف العیش و به خودم قول دادم اگر تو فرکانس دیدنتون اول تو امریکا یا ایران شدم اصلا سوال نکنم و فقط فقط بگم استاد عاشقتم منمون بابت بودنت بابت این فضا و این دوستان

    خدایا شکرت که امروز تولد یکسال گیم تو این بهشت هست .

    خدایا شکرت

    دوستون دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3173 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    امیدوارم حالتون این روزا بهتر باشه🌹

    دیشب بازی پاریسن ژرمن و من سیتی بود و از اونجا که من عاشق و شیفه فوتبال هستم خیلی دوس داشتم این بازی ببینم اما هی ذهنم رژه میرفت میگفت بجاش روی خودت کار کن فلان کن

    ولی بازم دلم پیش بازی بود

    گفتم اصلا بذار ببینیمش

    خب میخوام بگم استاد این روزااا کنترل ذهن کلیدی که همیشع به ما میگید رو من از لای اون بازی کشیدم بیرون

    اصلا یه زمانایی به خودم میگمم اههه مریمم اصلا چقدر تحلیل بازی های فوتبال لذت بخشه

    حالا تصور کنید با اگاهی باز قانون هم بهش نگاه کنید

    خب خیلی سوالات توی ذهنم بود یه جورایی قفل بودم نمیدونستم چیکار کنم

    از اینور میدیدم تضاد هایی توی زندگیم و حس اون قورباغع که استاد توی فایل شما جز کدام دسته بهم دست میداد و نمیخواستم اوضاع بدتر بشع

    اما قانون میگه تو نمیتونی چیزیوو دور کنی

    تو فقط میتونی تغییرش بدی

    نکتع ای که تازه تازگی دارم درکش میکنم

    با همین حال زدیم بازی نگاه کردییممممم

    حالا میخوامممم توضیح بدم و ردپای قانون رو بگم که وقتی شما موفق میشی خیلی قشنگ ردپای کنترل ذهن میتونی ببنیی مثل همین دوستان خوبمان در کلاب هوس که موفقیت هایشان عطش ما را بیشتر کرد که از این دانه ای که کاشتم بیشتر مراقبت کنم و بیشتر قدرش بدونم

    بزن بریممم..

    بازی رفت پاریسن ژرمن و من سینی در شهر پاریس..

    خب من سیتی ۲ به ۱ بازی را برد

    در اینجا روحیه پی اس جی اومد پایین

    یعنی قشنگ بعد خوردن گل دوم توسط پدر خوبمون آقای دی بروین😁🤭(اخه ایشون پدر چند پسر هستند ولی اصلا بهش نمیخوره)

    چه گلی زد

    استاد شوت های اینطوریه از جناحین

    روحیه تیم پی اس جی کمتر شد و اونا با همین روحیه بازی تموم کردن

    حالا همه قوتبال دوستا منتظر یه دوبل یا درخشش عالی از نیمار ستاره گران قیمتی بودند که خدای حرکات فانتزیه واقعا من خیلی لذت میبرم از این همه اعتماد به نفسش که نه فقط در حرف و توی تمرینات بلکه توی زمین و بازی های مهم این دریبل ها رو میزنه میدونید انجام خود هر کدام از اینا یعنی غلبه بر ترس

    اخه مثلا با بازیکن های ضعیفی هم بازی نمیکنه همه حریفاش بیشتر بازی های تاپ جهانن

    برگردیم به بازی،، در این حین هم ذهنم روی مخم رژه میرفت و من خیلی زیاد چسبیده بودم به دریافت یه سری آگاهی هاا از اون طرف پی اس جی هم گل نمیزد

    بعد چند لحظع ذهنم گفت بیااا به بازی اینا دقت کن

    داره زندگی ادما رووو میگهه هاااا

    همه انتظار یه بازی رقابتی هیجان داشتند چون فکر میکردند پی اس جی میاد و خودش میکشه بالا..

    ولی امان از جایی که نتونی افسار ذهنت بدست بگیریی

    گل اول خوردن

    (راستی دیشب شب رویایی ریاض محرز بود)

    روحیشون کم شد

    خیلی جالب بود که انگار عموم هم روی نیمار خیلی فوکوس کرده بودن و بنده خدا شاید نتونسته بود اون حد از توقع رو برآورده کنه هر بار هم عصبانی تر میشد

    گل دوم..

    اشتباهات و خطا های بچگانه…

    هی اشتباه و اشتباه پشت سر هم

    کارت زرد

    شیطنت دیماریا و گرفتن کارت قرمز..

    دعوا بازیکن های پی اس جی با بازیکنای من سیتی..

    همین خطا ها باعث شد که دفاعشون از مهاجم ها و ضد حمله ها جا بمونه و با زدن دوتا گل دیگه هم بخورن تا در مجموع ۴ به ۱ برنده بشن

    تیمی که برای اولین بار میرسید به فینال جام باشگاه های اروپا

    در حال پی اس جی قبلا تجربه رفتن به فینال داشته بود..

    پی اس جی با زدن تقریبا ۱۲ شوت نتونست هیچ گلی بزنه

    خیلی عجیب دیشب

    تمام موقعیت هایی پشت محوطه که فرصت مناسبی برای گل زنی بود رو همه با زدن توپ به اسمون از دست دادند

    وقتی میدیدم که هر بار شرایط داره برای پاریسن ژرمن بدتر میشه

    به شکل هاب مختلف، یادم اومد ذهن ما هم همین کارو میکنه

    مثلا ما یه جایی کم میاریم و به یه مسئله به ظاهر سخت و حل نشدنی میرسیم بعد بجای اینکه حالمون خوب کنیم و بتونیم ازش عبور کنیم یعنی همون ایمان به غیب رو در رفتارمون نشون بدیم

    با گفتن جملاتی چون

    ” خدایا چرا من”

    ” چرا من اینقدر بدبختم”

    ” چرا من باید اینقدر زجر بکشم، مگه من چه گناهی کردم”

    ” خدایا مگه زجر کشیدن من برای تو چه سودی داره و….”

    غرق در احساس بد و احساس بدبخت بودن و قربانی شدن میشیممم

    و باز همون احساس ما رو گرفتار یه تضاد دیگه با یه شکل دیگه میکنه

    باز همون واکنش نشون میدیم باز

    بیشتر فرو میبریممم در تضاد هاا

    و همینطور این زنجیره حال بد ، زنجیره اتفاقات بد رقم میزنه

    و اینجاست که اتفاقی که میوفته که مثل اون قورباغههه میپذیم بدون اینکه خودمون هم حواسمون باشه

    اتفاقی که دیشب برای تیم پاریسن ژرمن افتاد

    نکته دیگر این هست که وقتی حالت بده وقتی تمرکزت روی مشکلاتت هست وقتی که ذهنت روی مقاومت ها و ترس هات هست

    حتی اگر خوش تکنیک ترین باشی

    حتی اگر اسم ستاره هم روت گذاشته باشن

    حتی اگر گران قیمت ترین بازیکن هم باشی

    بازم نتیجه فرکانسات میگیری

    تیم پاریسن ژرمن بازیکن های کمی نداشت

    اما وقتی توپ بدستشون میرسید و شروع میکردن به پاس کاری حتی تا محوطه جریمه هم میرفتن اما چون هیچ برنامه ای نداشتن

    یا توپو میانه راه لو میدادن یا حتی اگر میرسوندن به زمین من سیتی خیلی راحت فرصت رو از دست میدادن

    یا دفاع تیم من سیتی سد راهشون میشد

    یعنی به خداوند وصل نبودند خدایی که از نقاط ضعف و قوت هر تیم قوییی خبر دار۶ بخاطر همین هیچ راهی برای این مسئله پیدا نکردن و دست از پا درازتر برگشتن به خونشون

    بازیکنای من سیتی اینقدر خوب بودن که اصلا حواسمون نبود که گواردیولا چه بازیکن های خوبی رو روی نیمکت داره..

    دلم برای رحیم استرلینگ و ژستوس تنگ شده بود

    دو چهره دوست داشتنی و مهربون.. فرصت بازی پیدا کردند..

    دیشب بازی در هوای برفی برگزار شد

    اما به قول گزارشگر ما از کم شدن کیفیت پاسکاری بازیکنا ندیدیم

    انگار این بازیکنا جورین که استاد رد کردن توپ از موانع هستن

    پاس های زمینی دقیق و به قولی ریسکی که ریسک نیست و اتفاقا خیلی خوب این کار انجام میدن

    و من هربار لذت میبرم از این حجم دقت و انگار که گویا جزیی از وجودشونه

    خیلی زمینی بازی میکنن تا بیشتر هوایی

    قشنگ سلف کنترل رو میشه دید

    حالا توی همون مدار بالا، من سیتی برنده شد

    و توی بازی فینال این تیم خواهیم دید..

    این اون درسی بود که من از دیشب از این بازی گرفتم..

    خب من تاز۶ دارم یاد میگیرم که از همی چیزی که هست استفاده کنم خدا راه برام باز میکنه

    خب استاد عزیزم جوونه های منم در حال رشده

    انشالله چند سال دیگه به این روزا برمیگردم و میبینم خدای هدایتگرم چطور دستم گرفت..

    این روزا مطمئنم که چند سال دیگه جهان منو

    به عنوان شگفتی ساز خواهد دید…

    یوووهووو… بزن بریم

    بریییم برای خلق موقعیت های عالییی

    و نمایش بی نظیرممم

    درسته..

    شعار من تجلی خواهد یافت

    تو با نشون دادن ایلان ماسک به من گفتی

    توام باید شروع یه تاریخ جدید باشی

    منم دارم ذره ذره حرکت میکنم هرچند گاهی حس میکنم سرعتم کنده اما دیدم چطوری کار ها روو رقم زدی توی زندگی

    فقط باید باورت کنم..

    تمام.

    💫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      Princess Ela گفته:
      مدت عضویت: 2733 روز

      مریم مریم.مریم من

      عشق من

      قلب خواهری

      عمیق مننن عمیق ترین من

      اشکام ریخت از این همه عشقق نابتت

      از این همهههه درک بینطیرت

      از این ایمانننن ایمان نابت

      چقدر زیبااا ترین گفتی

      عاسققتمم عاسققتممم چقدر چقدر بینهایتت بینهایتت عاشق این اتصال نابتت عاشقق این عشق نابتنم قلب منن چقدر بینهایتت بینهایتوتحسسنتتتت میکنمم عشق خودهریی چقدربینهایتوتحسسنتت میکنمم خدای مم شکرت شکرت چقدرزیبل هرلحظهدهدایتمون میکنهه به سمت درک بهترررر بهترش هرلحظه هدایتمون میکنه به سمت اگاهی های ناب نابش خدای من شکرت چقدرر عاشققتمم ممن چقدر تحسینتت میکنمم

      چقدر زیبااا ترین هدایتتم کرد به سمت کامنتتتِ اخ اخ نور بود نورر. جقدر زیبا نوشتی چقدررر بینطیریی زیبای مننن چقدر زیباا ترین گفتی که دقیقا دقییا جوونه های ماا در حال رشدههه هرلحظه داریم.رشد میکنیمم هرلحظه داریم رشد میکنیمم در حال رشدیم چقدر زیبا هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنه چقدر زیبا هرلحظه هرلحظه هدایتمون میکنهه بهمون الهام میکنهه هرلحظه هدایتمون میکنهه به سمت درکک بهتر بهتررر عمیق ترر به سمت اگاهی های بیشترر رشدد بیشترمان

      مریم.مریم مننن عشق مننن عاشقققتممم عاشقققتمم چقدرر چقدربا تمام وجودممم با تمام سلولل بهذسلوللل روحممم جقدر بینهایت بینهایت تحسینتتتت میکنم عشق خواهری چقدر بینهایت تحسسنتت میکنم چقدر بینهایت تحسینتت میکنمم این نگاه توحیدیییی نابت رو ۰قدر پراز خداییی ۰قدر پر ازز عشقی چقدر زیبا با نگاههه قانونن این بازی رو دیدی اونجاییکه گفتی مهم نیست ۰قدر مشهوری جهانننن تنهااا وتنهاااا به فرکانسسس من پاسخ میده. وقتی حالت بده وقتی تمرکزت روی اون چیزیه که نباید باشه هست جهان تنهاااا وتنهااا وتنهااا به فرکانس مننن به احساس تنها منن پاسخ میده مریممم من عشق خواهری پاره ی تن مننن چقدر چقدر زیباترین گفتیرکه اوهرلحظه هدایتم میکند هرلحظه هدایتم میکنددد و بهم الهام میکنددد هرلحظه بهم الهام میکنههه هرلحظهدهدایتم میکنه تموم شدم تمومم چقدر بینطیز بود جقدر برام درس داشت جقدر جقدر بینهایت بینهایت این دقتت این درک بینطیرتت این ایمان نابتت رو چقدر بینهایت تحسینتت میکنمم عشق ولمم چقدر بینهایت تحسسنتت میکنم چقدر ستایش میکنم این درک بینطیرت رو چقدر زیبا گفتی که

      “” منم دارم ذره ذره حرکت میکنم هرچند گاهی حس میکنم سرعتم کنده اما دیدم چطوری کار ها روو رقم زدی توی زندگی

      فقط باید باورت کنم.'”😭😭 عاشققتم عاشقققتممم چقدرر بینطیربود چقدر عاشق این عشقممم جقدر عاشق این عشققمم جقدر عاشقققتمم چقور زیبا گفتی وعده ی خدادند حق ترین حق ترینهه عاشقتم بینهایت بینهایت تحسسنت میکنمم قلب خواهری پاره ی تنمم بینهایت تحسسنتتت میکنمم بینهایت بهت افتخار میکنممم قهرمان خداوندم بینهایت تحسسنتتتت میکنمم چقدربینطیربود چقدرر

      الهی که هر انچه در دل دارییی الهی که هر انجه در دل داری بی نهایت فراترر فراتررش رو به چشم ببینی الهی که جریانیی ازبینهایتت نعمت ها فراوانی ها ثروتها شادی هاا عشقارامش اتصالل بینهایت بینهایت جاری ترین جاری ترین باشه برلحظه لحظه ات عشق مننن عشق من عشق منن عاشقققتممم جقدر بینهایت تحسینت میکنمم چقدر بینهایت تحسسنتتت میکنمم چقدرر

      بهتریننن های بهتریننن هازووو برایت میخواهمم بینهایتت فراتر از تصورتت را بینهایت بهتریننن هارو برایت میخواهمم از یگانه قدرتت جهان که همه اوست تنها قدرتت اوستت تنها او کافی ترین است تنهاا او کافی ترینه عاشققتمم

      تو بینطیریی بینظیرییی قهرمان منن عاشقققتنم عاشققق💞😍🍧💖🐣

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی رضا مومنی گفته:
      مدت عضویت: 2279 روز

      سلام فکر نمی کردم یه دختر آنقدر فوتبالی باشه یا من ندیده بودم خلاصه که هرچیی تحلیل بازیت خوب متناسب با قانون من میخواسم یه چیزی اضافه کنم اونم اینه که یه مربی بسیار بسیار زیاد بروی یک تیم تاثیر گزاری چه از لحاظ مساعل فنی چه از لحاظ ذهنی و باوری اینو از کجا میگم از اونجا که تیم چلسی تحت هدایت توخل قهرمان شد درحالی که این تیم قبل از اون اصلا تیم خوب یک دستی نبود اصلا خود باوری و اعتماد به نفس نداشتند با این که بازیکن هایی کلاس جهانی بودند و این با اومدن توخل کلا زیرو رشد با اینکه توخل با همون ترکیب لمپارد بازی میکرد اما تفاوت زمین تا آسمون بود که در واقع تفاوت باور توخل و لمپارد و نشون میداد کلا تاثیر که باور مربی بروی بازیکنان که باعث تفاوت اصلی میشه اینکه این خود باوری چجوری منتقل می‌کنه اصله و اینکه مربی پاریس پوچتینو مربی ه که اصلا در حد این تیم نیست چون به خودش باور ندارند به این تیم عالی باور نداره ترس عامل اصلی شکست تیم پاریس بود و اینکه این ترس از مربی به بازیکنان منتقل شد .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    رسول گفته:
    مدت عضویت: 2909 روز

    سلام به استاد جانم و خانم شایسته مهربان و دوستان همراهم در این خانواده صمیمی

    خدا رو شکر می کنم که در این مسیر سبز با دوستانم هستم.دوستانی که به خاطر رسیدن به خواسته ها و رویاهاشون دور هم جمع شده اند.خانواده ای که توحید رو فریاد می زنه و با ایمان و توکل حرکت می کنه.

    خیلی خیلی خوشحال شدم وقتی صحبت های دوستان هم فرکانسیم علی جان و عادله و شکیبا خانم رو شنیدم. از کامنت هاشون هم لذت می برم ، مثل خیلی از دوستان دیگرم در این سایت.وقتی دوست عزیز شکیبا خانم از گذشته و روند تغییرات خودش گفت بارها ایشون رو تحسین کردم چرا که گذشته خودم هم بسیار شبیه به ایشون بود.من در کامنت های قبلیم در مورد خودم توضیح دادم.

    تضاد ها موهبت اند.اومدن که مارو رشد بدن.من وقتی برای اولین بار مفهوم تضاد رو از زبان استاد عزیزم شنیدم اصلا جهانم دگرگون شد و انگار با جهانم در صلح قرار گرفتم.تازه داشتم با الفبای درست زندگی کردن آشنا میشدم. واکنش ما به تضاد مهم هست ، درس هاشو بگیریم و خودمون رو رشد بدیم.

    من رویاهای بزرگ زیادی دارم.من جاه طلبم.من می خوام دنیا رو تجربه کنم.به خاطر همین خداوند من رو به این مسیر هدایت کرد که چه هدایت سراسر سعادت و خوشبختی و زیبایی.

    استاد جانم وقتی نگاه آرامش بخش شما رو میدیدم که داشتید به صحبت های شیرین دوستانم گوش میدادید ، واقعا شما رو تحسین کردم و گفتم چقدر این انسان با این همه دستاورد و آموزش این همه شاگرد موفق ، به خودش غره و مغرور نمیشه و با فروتنی تمام ، تلاشش رو هر روز و هر روز برای ما شاگرداش بیشتر میکنه ، که این واقعا تحسین برانگیزه.

    استاد جانم بهت خدا قوت میگم ، از صمیم قلب امیدوارم که در سلامتی کامل باشی.من هم یکی از خواسته هام دیدن شماست که ایمان دارم روزی این خواسته ام هم برآورده میشه.

    من بعد از دیدن فایل عشق واقعی از دیدگاه استاد عباس منش ، اومدم در دفترم ویژگی های همسر آینده ام رو نوشتم.من بارها این رابطه عاطفی دوست عزیز علی و عادله رو تحسین کردم.با خودم گفتم می شود ، می شود که رابطه عاطفی ای سراسر عشق و همراهی رو داشت.

    استاد جانم دوستون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    محمد امیراحمدی گفته:
    مدت عضویت: 3041 روز

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

    با سلام ودرود به استاد عزیزم سید بزرگوار دوست داشتنی وبا سلام ودرود به خانم شایسته عزیز

    من محمد (امیر)امیراحمدی هستم که حدود چهار سالی میشه که با استاد واموزهای ایشون آشنا شدم و کم وبیش فایلهای رایگان سایت رو گوش کردم و به همراه برادرم چندین محصول رو از سایت خریداری کردیم به اضافه دوره دوارده قدم رو هم خرید کردم وداریمش و میتونم بگم که با توجه به اینکه خیلی آموزشهای شما رو جدی نگرفته بودم و همچنین تمرینها رو با جدیت انجام نمی دادم ولی بایدبگم‌که به همون نسبت که توجه کردم نتیجه گرفتم من ۵۷ سال سن دارم به طبع طرز تفکر وباورهای من با یه جوان زیر بیست سال ویا بالای بیست سال کلی فرق داره وشاید زمان بیشتری برای اینکه بتونم باورهای پوسیده قدیمی رو با باورهای مثبتی که امروز روز بهشون رسیدم و دارم میرسم عوض کنم زمان بیشتر و تلاش بیشتر لازم باشه و روی خودم بیشتر باید کار کنم و این زمزمه های ذهنی که هی به من میگه بیخیال بابا از تو که گذشته دیگه حالا باشه بعدا گوش کن بعدا تمرینات رو انجام بده بعدش تو فکر میکنی بعد ازاین همه سال تو عوض میشی.خلاصه کلی داستان دارم و دارم یجوری باهاش کنار میام نتیجه ها روبه رخش میکشم که بابا مگه این نیست که درآمدم حدودا ۱۵ برابر شده طرز تفکر م عوض شده منکه اصلا خداباور نبودم الان صبح که از خواب بیدار میشم و شبها موقع خوابیدن کلی شکر گذاری میکنم وحس و حالم خیلی بهتر و حرص کمتری می خورم و بیشتر در آرامش هستم اینها کافی نیست .خلاصه دارم تلاش میکنم وخودم رو به خدایم سپردم ….بگذریم

    چند روز پیش با دخترم دامادم صحبت کردم و تصمیم گرفتیم تو این مسیر به هم کمک کنیم و یادآوری کنیم قوانین رو به هم وخیلی جدی این مسیر رو باهم طی کنیم .بحث هدایت شد خیلی راجبش صحبت کردیم تا دیشب که بصورت هدایتی فایل شماره ۱۵ گفتگو با استاد برام اومد و مشغول گوش دادن به این فایل شدم استاد شاید باورتون نشه که بالای بیست بار تا صبح این فایل رو گوش کردم دوباره امروز گوش کردم و چقدر اشک شوق ریختم چقدر لذت بردم از حس و حال دوتا خواهر گلم وعادله خانم وشکیبای عزیز چقدر لذت بردم از صحبتهای برادر عزیزم سید علی گل و چقدر برام ارزش داشت حرفهای ایشون و چقدر منطقی تر شد برام موضوع هدایت و علاقه مندی که در وجودم هست نسبت به شغلی که دوست دارم واقعا اول از همه از خدای مهربانم تشکر میکنم که من رو هدایت کرد به گوش دادن این فایل وبعد تشکر میکنم ازشما استاد عباسمنش عزیز که بعنوان یک پیام آور خدا چقدر باعث شدید زندگی این جوانها تغییر پیدا کنه و تشکر ویژه میکنم از سید علی بزرگوار و همسر ایشون و خواهر گلم شکیبایی عزیز که با صحبتها وحس وحالشون باعث شدن که یه تصمیم کاملا جدی بگیرم برای تغییر بدون برو برگرد واقعا خدا رو صدها هزار بار شکر میکنم بخاطر این هدایت .من از امروز تصمیم گرفتم بقول استاد عزیزم فقط هدایتی زندگی بکنم وبه نشانه ها خیلی توجه بکنم .خیلی خوشحالم خدایا شکرت خدایا صدها هزار بار شکرت خدای سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم .

    در آخر باید بگم استاد عزیزم به لطف خدای بزرگ وبا آموزشهای عالی شما با توجه به اینکه خیلی مقاومت داشتم خیلی نتایج خوب وعالی کسب کردم درآمدم حداقل نسبت به حدود دوسال پیش ۱۵ برابر شده سلامتیم فوق العاده بهتر شده روابطم با خانواده عالی شده وکلی نتایج دیگه حالا ببینید با این تصمیمی که گرفتم چه اتفاقات خوب وعالی برام بیافته ودر پیش باشه .

    اسناد من هم خیلی دوست دارم یه روز اون هم نچندان دور دربهشتی که برای خودتون وما ساختید در کنار دریاچه زیبا آتشی روشن کنم براتون عالی که کیفشو ببریم ، براتون برقصم در حد لالی گا (طوری که خردادیان باید بره جلو )چون من عاشق رقص هستم و وقتئ می رقصم هم خودم کلی کیف میکنم هم هرکسی که می بینه رقص منو کیف میکنه .انشاالله بزودی زود .

    جا داره اینجا از زحمات خانم شایسته هم کلی تشکر و قدر دانی بکنم چرا که وجود ایشون برای همه برو بچه های سایت پر از برکت واحساس خوب وعالیه

    در خاتمه باید بگم استاد عزیزم اونجایی که وعادله خانم داشت ابراز عشق به شما میکرد اینقدر احساسی شده بودم که همش می گفتم من هم عاشقتم استاد و اشک می ریختم حس خوب وفوق العاده ای بود

    خدایا شکرت .خدایا شکرت. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    مریم امیدی گفته:
    مدت عضویت: 1909 روز

    سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم وخانواده بینظیرم

    من دوسه روزه دارم فایلهای گفتگوی استاد با دوستان رو گوش میکنم و هر فایل رو چندبار گوش میکنم و لذت میبرم از این اگاهی های بینظیر

    مخصوصا فایل ۱۵ رو واقعا لذت بردم از صحبتهای شکیبا و عادله و علی خوشدل بسیار زیبا و اگاهی بخش بود

    استاد من قبلا طلبه بودم و حوزه درس خوندم و همیشه دنبال حقیقت جهان بودم و تشنه ی راه درست برای همینم رفتم حوزه تا معشوقم رو پیدا کنم ولی اونجا نبود هیچ منطقی رو ندیدم

    دقیقا مثل حضرت ابراهیم که ستاره رو پرستید و وقتی که صبح شد و ستاره رفت گفت این خدای موقتی رو نمیخوام و رفت سراغ خدای واقعی تا پیداش کرد

    و منم یکساله که باشما اشنا شدم کم کم مدارم بالا رفت و اسفند ماه سال۹۹ تصمیم گرفتم تمام باورهای گذشته ام رو خراب کنم و از نو بسازم و حالم روز به روز بهتر و عالی تر میشه جوریه که من هیچ ربطی به مریم دوسال پیش ندارم

    دیروز وقتی که در جواب شکیبا جان گفتید اگر شروع به تغیر کردید پس جهانم همون موقع تغیر میکنه و مثال اینه رو زدید مثلی پتکی توی سرم زد و گفتم اینه اینه چیزی که معلوم میکنه من چقد روی خودم کار کردم

    تغیر جهان اطرافم مشخص میکنه من چقد دارم ذهنم رو کنترل میکنم

    اگر تغییری ندیدم همون روز و همون لحظه پس باید بیشتر وبیشتر روی خودم کار کنم

    من دیروز بعد این فایل اومدم با دوتاپسر کوچیکم که ۷ساله و۴ساله هستن یه پوشه توی گوشیم درست کردم و عکس و فیلم های ارزوهامو گذاشتم

    خونه و ماشین رویاییمون و عکس چندتا ساعت مچی هم گذاشتم

    و امروز ظهر شوهرم گفت رفتم برات ساعت بگیرم ترسیدم سلیقه ات بهش نخوره عصری خودت برو به سلیقه ی خودت بگیر

    و من شوک شدم از شنیدن این حرف و بغض کردم و فقط خداروشکر کردم که اینقد زود جهان تغیر کرد

    خدایا عاشقتم استاد عزیزم عاشقتم که منو به حقیقت رسوندی

    همه ی دوستای طلبه ام میگن وایی مریم چرا اینقد عوض شدی پس کو چادرت پس کو…….و من فقط یک جمله میگم

    میگم من امسال به خدا ایمان اوردم من قبل از این مشرک بودم کافر بودم بی دین بودم من الان خداروشناختم و ازش لذت میبرم

    استاد پسرام که کامل میشناسنت و هی میپرسن کی میریم پیش عباسمنش توی دریاچه اش شناکنیم 😄

    بازم خدا رو شاکرم برای وجودتون و برای اشناییم باشما و شاکرم که عضو سایت هستم

    و شاکرم که خودم خالق زندگی خودم هستم

    عاشقتونم عاشق همه ی همفرکانسی هام هستم

    خدایاشکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    فاطیما و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان

    وااای این فایل به شدت حس و حال خوبی داشت

    من چون هنوز اول مسیرم خیلی بلد نیستم قشنگ صحبت کنم ولی اینقدر این فایل حس خوبی به من داد تا حدی که اشکم در اومد. و واقعا اون لحظه با تمام وجودم خداروشکر کردم که تو این مسیرم

    واقعا از ته دلم میخوام اینقدر دستاوردام زیاد بشه یه روزی همینجوری با همین حس و حال و با همین ذوق و شوق بتونم باهاتون صحبت کنم .

    قطعا اون روز میرسه ..

    به امید خدا مراحل تکامل که طی بشه قطعا اون روز هم میرسه

    ممنون بابت فایل خوبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2522 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 12

    وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراًوسوره 17: الإسراء ﴿80﴾

    بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده

    موضوع این قسمت

    موضوع این قسمت: چطور گذشته‌ی تلخ، بزرگترین انگیزه شما برای رسیدن به اوج است؟

    خداوند مهربانم وقتی امروز صبح زود ساعت 2:30 منو از خواب شیرین و عمیق و و با عشق و ناز و نوازش بیدارم کرد فوری اومدم توی گوشیم و رفتم توی کیپ بوک گوشیم .. چون با خودم عهد کرده بودم که شبها موقع خوابیدن و صبحها بعد از بیدار شدنم بلافاصله چند جمله ی تاکیدی مخصوصم رو بخونم !! توی کامنت های قبلیم هم نوشته بودم این تعهدم را و خدا رو شکر به تعهدم پایبند هستم . من سمت خودمو انجام میدم بقیه شو به خداوند سپردم خدایااا شکرت … و بعدش اومدم توی سایت و چند تا کامنت های دوستان عزیزم رو خواندم تا از حالت آلفا بیام بیرون و بقول معروف روزمو با بهترین ها شروع کنم و تا شب همواره در مومنتوم مثبت باقی بمانم .. انگار خداوند منو انتخاب کرده که در این صبح سحر باهام صحبت کنه .. بهم گفت عزیزم !؟؟ عشقم !!؟؟؟ با کمی با هم عشقولانه . دونفره صحبت کنیم .. ( البته شیطان هم نفر سوممه داره نقشه می‌کشه)))

    نمی‌دونم چی باید بنویسم

    از خداوند خواستم قلم دستانم شود و ردپایی بگذارم و شاید هم نشانه ای باشم برای عزیزانی که با اون چشمان خوشکلشون دارند این کامنت منو میخوانند الهی آمین

    و خدا رو شکر در این چند روزه ظاهراً همه چی خیلی خوب داره پیش می‌ره . کلی هدایا دریافت کردم …خدا رو شکر میکنم .. کلی حالم خوب شده و در مدار دریافت سلامتی و تندرستی کامل هستم خدایاااا شکرت که مومنتوم مثبتی از سلامتی و تندرستی برای خودم ساختم خدایااآاا شکرت .. و بلطف و کرم و فضل خداوند کلی از تضادهایم براحتی و عزتمندانع حل شد خدایااا شکرت !!!! وفور و فراوانی نعمت ها همینطوری وارد خانه و زندگیم میشه .. نعمت هایی که نگم براتون .. و من همینطوری دارم نظاره میکنم .. خدایااا هزاران بار شکرگذارتر هستم خیلی هم خدا رو شکر گذارتر هستم .خدایااا ممنون و سپاسگذارم…

    با وجود تمام این نعمت ها و فراوانی هایی که همواره داره وارد زندگیم میشه ولی یک چیزی هست که در آن عقبه ی ذهنم جا خوش کرده و داره نگام می‌کنه ..

    من این نگاه رو تشخیص میدم..

    میفهمم که چرا نگام می‌کنه..

    چند وقته که نسبت به این جلسه ی دوازدهم پروژه ی تغییر را در آغوش بگیر مقاومت داشتم نمی‌دونم شاید بخاطر اون نوشته ی بنر و موضوع این قسمت بود که نتونستم بنویسمش و منتظر بودم جلسه ی بعدی بیاد روی سایت . و بعدش رفتم جلسه ی سیزدهم رو نوشتم..

    ولی فهمیدم که تقلب کردم

    خودمو گول زدم

    گام به گام پیش نرفتم

    دو تا پله رو یکی رفتم بالا

    یعنی یک پله ی رشد و پیشرفت و تغییرمو جا گذاشتم ..

    ولی انگار امروز وقتش بود.

    این چند روز خیلی دارم فکر میکنم اینکه من دوست دارم اصلشو داشته باشم!!! اسباب بازی و حاشیه ها ی سرگرم کننده رو نمی‌خوام

    احساس میکنم دارم با این چیزای حاشیه ای اطرافم سرگرم میشم… و یا شاید هم این وفور و فراوانی نعمت هایی که وارد خانه و زندگیم شده نشانه ها و هدایت های خداوند است ..

    دخترم یک وامی گرفته و همه رو خرج این خونه کرده که البته چند تا وام دیگه هم هست که برای خودش دردسر می مشکلات درست می‌کنه و البته این مشکلات رو برای من هم درست کرده … نمی‌دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ..?.؟؟?

    اصلا نمیفههم ..

    اصلا از وام و قرض و قسط و بدهی خوشم نمیاد..

    کلا از این مسایل فراریممممم

    ولی دخترم اصلا به حرفهای من گوش نمیده..

    کمالگراست

    بلند پروازه … آیا به چه قیمتی ؟؟?

    بلند پروازی خوبه . ولی از چه مسیری ..

    و من دارم ناخواسته به همه ی این مسایل نظاره میکنم..

    انگار اون هدفی که از اول میخواستم بهش برسم و برای خودم باشه و اصل مطلب بوده رو ازش فاصله گرفتم.. همون انگیزه ای که بخاطر اون گذشته ی تلخ بسمت این سایت و آگاهی های قوانین جذب و استاد وارد این فضا و مسیر الهی شدم

    انگار زمان داره میگذره و من همچنان در گیر حواشی هستم اینکه چطوری به این سوال جواب بدم موندم … اینکه ..

    چطور گذشته‌ی تلخ، بزرگترین انگیزه من برای رسیدن به اوج است؟؟

    تازه امروز صبح فهمیدم که به نوشتن این قسمت مقاومت داشتم برای چی بوده ..

    بخاطر اینکه نمی‌خواستم با گذشته ام روبرو بشم..

    نمی‌خواستم گذشته ی تلخمو به یاد بیارم

    نمی‌خواستم به یاد بیارم که چطوری از اون بالا بالاها با کله افتادم زمین و چطوری دوباره بلطف و کمک و همکاری خداوند و استادم اومدم بالا…

    نمی‌خواستم به یاد بیارم که چطوری زیر چرخ دنده های جهان چطوری لههههه و لَورده شده بودم ..

    چون میترسم..

    آره درسته .. من هنوز هم میترسم

    من هنوز از گذشته ی تلخم میترسم

    وقتی توی این چند روز دیدم که یک دنیا وسایل و لوازم داره وارد خونه ام میشه بجای اینکه خوشحال بشم و بشکن و بالا بندازم بفکر فرو رفتم .. البته هزاران بار شکر خدا رو بجای آوردم . و نباید به بقیه اش کار داشته باشم .. ولی ای کاش با قرص و قسط و بدهی وام بانکی نبود..

    انگار هیچی برای خودم نیست

    انگار از گلوم پایین نمیره

    اینکار همه چی فیک هستش

    همش میگم . من اصلا اینجوری نمی‌خواستم ..

    آخه من بدنبال اصل بودن و هستم .. هر اندازه ای هم که نعمت وارد خانه ام میشد دوست داشتم از موجودی حساب بانکی خودمون باشه . از درآمد خودمون باشه .. نه اینکه اینجوری

    ببخشید .. اینقدر خود افشایی میکنم .. چون من واقعا تقلب رو دوست ندارم ..

    اینجا خود افشایی میکنم

    و اینجا تنها جایی هست که باید حرفامو بنویسم وگرنه نمی‌دونم چیکار باید میکردم ..

    با این کارهایی که دخترم انجام داد بیشتر از همیشه به یاد گذشته ی تلخ زندگیم افتادم..

    در صورتی که من اصلشو میخواستم .. من خیلی تلاش کردم و از گذشته ام درس گرفتم و می‌دونم که باید در مسیر درست حرکت کنم

    تقلب رو دوست ندارم

    خدایااآاا خودت کمکم کن

    خدایااا خودت محافظ و پشتیبانمان باش ..خدایااا خودت هدایت گرم باش..

    وقتی دیشب دخترم داشت از قیمت طلا صحبت میکرد بهم گفت یادته چقدر طلا داشتی?!!!؟؟??

    دیگه بهش نگفتم که آره یادمه که فقط یک زنجیر گوله گوله ی یزدی چهل گرمی داشتم که دو دور . دور گردنم می انداختم .. دیگه بقیه شو نمیگمً که چه چیزها و سرویس ها و طلا و جواهرهای قدیمی داشتم و … خانه و زندگی و ماشین ها و باغ میوه و غیره و روابط خانوادگی خیلی خوب و عالی و غیره رو همه رو یکجا از دست دادم …… در واقع خداوند همه چیز بهم داده بود .. خداوند لطف و کرم و فضل شو رو بی منت و بی انتها بهم داده بود و من اصلا نفهمیدم چطوری آن همه ثروت و نعمت ها رو از دست دادم …

    امروز دوباره با خودم مواجه شدم..

    دوباره دارم امتحان پس میدم

    امروز دوباره با گذشته ام مواجه شدم

    آن هم گذشته ی تلخی که هیچوقت یادم نمیره!!

    امروز دوباره بغض آمانم نمیده

    امروز دوباره به یاد آوردم که من اصلا برای چی اینجا هستم ؟؟

    امروز فهمیدم که من میخواستم تکاملمو طی کنم و باید به تمام آن خواسته ها و اهدافم میرسیدم .. همون اهدافی که چندین و چند ساله که دارم با خودم کلنجار میرم تا شخصیتم رو تغییر بدم..

    همون اهدافی که روز و شبم و ازم گرفت

    همون اهدافی که صبح تا شب می‌نویسم و می‌نویسم و می‌نویسم . و توی سایت میچرخم و.. میخرمو ..میچرخم .. و مسخره ی تمام عالم و آدم و اطرافیانم شدم ..

    پس کو !!؟؟

    چرا دوباره توی تله افتادم !؟؟

    چرا هر دفعه با حاشیه ها خودمو سرگرم کردم

    دلم میخواد از مسیر اصلی حرکت کنم

    می‌خوام اصل مطلب رو داشته باشم

    ……اینبار از مسیر درستش می‌خوام برم جلو

    مسیر درست چیع!؟؟

    مسیری هستش که فقط باید روی شانه های خداوند بشینم

    فقط باید روی خدا حساب باز کنم

    می‌خوام واقعا به آن چیزی برسم که از اول هدفم بوده

    می‌خوام به خزانه ی الهی وصل باشم

    می‌خوام دستم توی جیب خداوند باشه

    می‌خوام خودش بهم ببخشه

    در واقع آنقدر تغییر کردم و آنقدر کوبیده شدم و دوباره ساخته شدم که دیگه توانی برای کوبیده شدن مجدد را ندارم..

    انگار من همه جوره کوبیده شدم

    از لحاظ مادی و معنوی

    از لحاظ مالی و جانی

    از لحاظ روابط عاطفی و خانوادگی

    از لحاظ سلامتی و تندرستی

    از لحاظ باور های ذهنی و قلبی

    از نظر زاویه ی دیدگاهم به جهان و قوانین

    از نظر باورهای اعتقادی و مذهبی

    دنیا رو یک جور دیگه میبینم

    دقیقا می‌خوام الان که اوضاع خوبه تغییر کنم

    دقیقا همین الان باید تغییرات انجام بشه

    من قدم اول رو برداشتم

    من حرکت کردن

    من درخواست مو نوشتم

    من ثبتش کردم

    من حرفامو زدم

    من کمک هامو خواستم

    من آگاهانه طرف خودمو انجام دادم

    بقیه اشو به خداوند سپردم

    من راهمو انتخاب کردم

    من اعلام آمادگی کردم

    خداوند باید دستمو بگیره

    خداوند باید دستمو محکم تر از همیشه بگیره

    من از خداوند عاجزانه کمک می‌طلبم..

    خدایااا کمکم کن مثل همیشه !!!

    دقیقا این آیه ی خداوند نشانه ی امروزم بوده و بهم گفته شد که اینجا بنویسمش . چون همه چیز بی انتهاست

    وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا ﴿80﴾

    و بگو پروردگارا مرا [در هر کارى] به طرز درست داخل کن و به طرز درست‏ خارج ساز و از جانب خود براى من تسلطى یارى‏ بخش قرار ده (80)

    پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده

    و من می‌خوام همه چی رو خودش بهم ببخشه!!! . و برای خودم باشه . خودش پشتیبانی کنه .. خودش حمایتم کنه .. خودش مواظبم باشه … خودش هدایتی کنه .. خودش دستمو بگیره و ببره ..

    خودش رزق بده

    خودش غیر ممکن ها رو برام ممکن کنه

    خودش معجزه ها رو به آسونی وارد زندگیم کنه

    اصلا هر کاری دوست داره انجام بده فقط اصل مطلب رو بهم بده

    چون فهمیدم هیچ کاره آم…

    فهمیدم دیگه .. هیچ چی نیستم

    خدایااآاا من اصلشو میخوام

    چون تو بی نهایت هستی

    تو در همه و همه چی بی انتها هستی

    و من هم نهایت آن خواسته هام رو می‌خوام

    وقتی معنای واقعی بسم الله الرحمن الرحیم رو فهمیدم . فهمیدم اصل تویی ..

    دیگه فقط ترا می‌خوام ..

    و بلافاصله در آیه دوم دوباره گفته الرحمن الرحیم ؟؟

    معنای الرحمن الرحیم یعنی: مهربونِ مهربون حالا معنی چند آیه اول سوره حمد: بنام خدای مهربونِ مهربون شکر خدایی که پروردگار کل عالم هست خدایی که مهربونِ مهربونه

    پس خداوند در هیچ چیزی انتها نداره .. چه آنهایی که می‌خوان برن بسمت بدی و جهنم و چه آنهایی که می‌خوان برن بسمت خوبی ها و مسیر درست و بهشتی

    در هر صورت هدایت میشویم

    و خداوند همه ی ما را به هر سمتی که بخواهیم هدایت می‌کند..!!!!

    خداوند بی انتهاست..

    حتی در مهربونی بی انتهاست.. یعنی در دادن نعمت ها انتهایی نداره..

    ثروت و نعمت بی انتهاست.

    نعمت مثل پول مثل خوشبختی مثل روابط خوب مثل سلامتی و تندرستی … مثل خانواده ی خوب فرزندان صالح و سالم .. اطرافیان و غیره … هر چیزی که تصور کنید به هر حال یک نعمت از سوی خداوند است که می شه به دست آورد.

    پس من اصل هر چیزی را می‌خواهم

    آن بی نهایتِ بی نهایتِ مهربانی و عشق و مهر و محبت و نعمت و ثروت و خیر و برکت های الهی است که می‌خواهم ..

    خدایا هر چی بهم میدی با خیر و برکت های الهی خودت باشه

    خدایااا به وقت و زمان و فرصت های جادویی من خیر و برکت ببخش تا نهایت استفاده رو از لحظاتم ببرم

    خدایااا خودت به وجودم و جسمم خیر و برکت و سلامتی و تندرستی کامل بده تا بتونم با عشق و مهر و محبت و لذت بی انتهایت آرامش و آسایش را تجربه کنم

    خدایااآاا تو بی انتهایی

    چون ثروت و نعمت بی انتهاست

    معنی اش این است که ثروت و نعمت تمامی ندارد و ته اون پیدا نیست بی نهایت ثروت و نعمت و فراوانی وجود دارد

    و البته بسادگی و براحتی . به آسونی و سهولت و به زیبایی و عزتمندی می‌خوام

    خدایااا شکرت به آندازه ی تمام مهربونی هایت که بی انتهاست ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است

    پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر عزتمندانع تر کن

    الهی آمین

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: