تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱


موضوع این قسمت: باید پارو نزد…

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • مفاهیمی که در این گفت‌وگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • خداوند به بی‌نهایت طریق در حال هدایت ماست
  • وقتی به الهامات خود عمل می‌کنی، درها باز می‌شود
  • تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگی‌مان می‌شوند
  • رشد در هر حوزه‌ای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
  • تمرکز خارپشتی روی هدف
  • وقتی نشانه‌ای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده

در این گفتگوی شنیدنی و صمیمی، ما همراه با دو نفر از اعضای خانواده عباس منش، «نگین» و «فرهاد»، و همچنین توضیحات تکمیلی استاد، سفری عمیق به مفهوم هدایت الهی، مقاومت‌های ذهنی و قدرت تغییر را تجربه می‌کنیم.

این فایل مجموعه‌ای از داستان‌های واقعی و درس‌های عملی است که به شما نشان می‌دهد چگونه قوانین بدون تغییر خداوند در زندگی روزمره افراد، از تحصیل و روابط گرفته تا کسب و کار، معجزه می‌آفریند.

۱. داستان «نگین»: چگونه از تلخی شکست به شیرینی هدایت برسیم؟

سفر تحول «نگین» عزیز، داستان بسیاری از ماست. او گفتگوی خود را با این سوال مهم آغاز می‌کند که چگونه گاهی یک «خواسته کوچک» در اعماق قلبمان، ما را قدم به قدم به سمت افراد و شرایطی هدایت می‌کند که مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهد.

موضوعات کلیدی در این بخش:

  • عبور از گذشته تلخ: نگین از تجربه بسیار تلخ و سخت دوران اول دانشگاه خود می‌گوید و «حسرتی» که سال‌ها با دیدن دانشجویان شاد دیگر احساس می‌کرد.
  • شکستن «مقاومت»: او توضیح می‌دهد که چگونه با وجود ترس و «مقاومت وحشتناک» ذهنی، تصمیم گرفت دوباره از صفر شروع کند (با یک فوق دیپلم) و این بار آگاهانه «خواست» که از تحصیل لذت ببرد و دقیقاً همان اتفاق هم افتاد.
  • قطب‌نمای درون: کشف اینکه آن «دلشوره‌ها» و حال بدی که در مسیر اشتباه داشت، در واقع همان قطب‌نمای درونی‌اش بوده که سعی داشته او را متوقف کند.
  • آشنایی معجزه‌آسا: می‌شنویم که چگونه در شب امتحان کارشناسی ارشد، به خاطر عدم یادگیری تندخوانی، او را از طریق یک همکلاسی به فایل‌های استاد عباس منش هدایت می‌شود.
  • حل مشکلات ریشه‌ای: او توضیح می‌دهد که چگونه آموزه‌های استاد به او کمک کرد تا بر مشکلات عمیقی مثل «عدم توانایی در نه گفتن» غلبه کند و چگونه هدایت شد تا قرآن را به شیوه‌ای درک کند که برایش قابل فهم باشد.
  • چالش فعلی (اهرم رنج و لذت): نگین صادقانه چالش فعلی خود را مطرح می‌کند: او می‌داند که باید تغییراتی (مثل جابجایی محل زندگی) ایجاد کند، اما احساس می‌کند هنوز «رنج» ماندن در شرایط فعلی آنقدر بزرگ نشده که او را به حرکت وادارد و انگار منتظر است تا «خدا او را هُل بدهد».

۲. پاسخ کلیدی استاد: خدا «هُل نمی‌دهد»، خدا «جریان» است

در پاسخ به نکته پایانی «نگین»، استاد عباس منش یکی از اساسی‌ترین مفاهیم توحیدی را به شکلی شفاف توضیح می‌دهد:

«هر خیری به شما می‌رسد از طرف خداست و هر شری به شما می‌رسد از طرف خودتان است.»

استاد توضیح می‌دهد که خداوند یا جریان هستی، فقط خیر مطلق، سلامتی و ثروت است. این «ما» هستیم که با باورهای نادرست، افکار منفی و «مقاومت‌»هایمان، جلوی این جریان نعمت را می‌گیریم.

استعاره قایق در رودخانه: درک این مفهوم با یک مثال ساده روشن می‌شود: «اگر قایق را در رودخانه‌ای بیندازید که به دریا می‌رود، لازم نیست پارو بزنید. فقط کافیست اجازه دهید جریان شما را ببرد.» مشکل ما «پارو زدن» در جهت مخالف جریان (مقاومت) است.


۳. داستان «فرهاد»: هنر «تغییر» قبل از اجبار

داستان «فرهاد» نمونه‌ای درخشان از عمل به قانون «تغییر» است. او مثالی کامل از کسی است که منتظر «هُل دادن» دنیا نمی‌ماند.

موضوعات کلیدی در این بخش:

  • موفقیت در مسیر قبلی: فرهاد در شغل قبلی خود (چاپ و تبلیغات) بسیار موفق بوده و حتی توانسته دو آپارتمان در تهران بخرد.
  • تشخیص نشانه‌ها (جابجا شدن پنیر): او با وجود موفقیت، سیگنال‌ها را دریافت می‌کند که این بازار در حال «اشباع» شدن است.
  • شیفت آگاهانه: «قبل از اینکه دنیا به او بزند»، او آگاهانه و آرام آرام، تمرکزش را به سمت علاقه واقعی خود (طراحی سایت) منتقل می‌کند.
  • نتیجه شگفت‌انگیز: او می‌گوید که سال ۹۹ (در اوج دوران پندمی که برای همه سخت بود) بهترین سال زندگی او بوده است. این ثابت می‌کند که وقتی در مسیر درست و هماهنگ با قوانین باشید، شرایط بیرونی نمی‌تواند مانع شما شود.

۴. تکنیک عملی استاد برای انتخاب: چگونه «چشمک» الهی را ببینیم؟

«فرهاد» سوالی می‌پرسد که سوال بسیاری از ماست: «من دوره ۱۲ قدم را تمام کرده‌ام، حالا دوباره آن را تکرار کنم یا دوره‌های روانشناسی ثروت را شروع کنم؟»

پاسخ استاد یک تکنیک عملی و فوق‌العاده برای تصمیم‌گیری در تمام جنبه‌های زندگی است:

  1. تسلیم کامل: در مقابل گزینه‌هایتان (چه انتخاب دوره باشد، چه مشتری، چه مسیر شغلی یا حتی شهری برای سفر) بگویید: «خدایا من نمی‌دانم و تو می‌دانی. مرا هدایت کن.»
  2. دریافت نشانه: استاد می‌گوید: «من این کار را که می‌کنم، انگار یکی از گزینه‌ها برایم “چشمک” می‌زند یا “Bold” می‌شود. یک چیزی توجهم را به آن جلب می‌کند.»
  3. مهم‌ترین بخش (عمل بدون شک): استاد تأکید می‌کند که سخت‌ترین قسمت کار اینجاست: «وقتی آن نشانه را دریافت کردی، دیگر نباید شک کنی. نباید بگویی نکند اشتباه فهمیدم؟ نکند آن یکی بهتر بود؟»
  4. تعهد به هدایت: «من همان را که چشمک زد انتخاب می‌کنم و با تمام وجود ادامه می‌دهم. حتی اگر ظاهرش اول جالب نبود، می‌گویم حتماً خیری در آن هست.» استاد دلیل «آسان» به دست آوردن خواسته‌ها در زندگی‌اش را، همین «اجازه دادن به هدایت» و «شک نکردن به آن» می‌داند.

۵. درس تمرکز: چرا استاد در شبکه‌های اجتماعی نیست؟

در پاسخ به درخواست «رها» برای فعالیت بیشتر در اینستاگرام، استاد یک درس حیاتی در مورد «تمرکز» (اصل خارپشتی) می‌دهد:

  • او توضیح می‌دهد که از همان ابتدا با «الهام» تصمیم گرفته تمام تمرکز خود را به جای شبکه‌های اجتماعی، روی وب‌سایت بگذارد.
  • او شبکه‌های اجتماعی را باعث «اتلاف وقت» و «حواس‌پرتی» برای اکثر کاربران می‌داند، در حالی که سایت (با بخش‌هایی مثل «عقل کل»، فایل‌های هدیه، دوره‌های آموزشی کامنت‌های ارزشمند، و قابلیت‌های فنی) یک فضای آموزشی متمرکز و طبقه‌بندی شده است.
  • نکته مهم: استاد می‌گوید حتی حضورش در کلاب‌هاوس (محل ضبط همین گفتگو) نیز فقط در راستای هدف اصلی، یعنی «تولید محتوای جدید برای سایت» است. این یک درس بزرگ برای هر کسب و کار یا هر فردی است که می‌خواهد به اهدافش برسد.

تمرین این قسمت: 

  • آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟
  • آن نشانه چیست؟
  • چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟
  • و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

با به اشتراک گذاشتن تجربه‌تان، نه تنها به خودشناسی بیشتری می‌رسید، بلکه ممکن است داستان شما الهام‌بخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.

 


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اعظم پورهدایتی» در این صفحه: 5
  1. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام

    آمدم ثروتمند بشم

    خودمو شناختم

    از خودشناسی رسیدم

    به خدای درونم

    خداعجب کلمه نابی هست خودخودم خدای خودم

    خودمو خدا

    همه چیز تو همین یه جمله تموم میشه

    خدا همه چیز برام شد

    درتنهاییهام منو تنها نذاشت

    دررگی که به مو رسید ولی پاره نشد

    درسکوتی که قبل از باران بودوبعد به باریدن گرفت

    در اتفاقات به ظاهر بد ولی درس تجربه برام داشت

    دررزق روزی فراوانی این همه نعمت برکت که همه از فضل پروردگارم هست که به من رسیده

    در لحظه زندگی کردن

    در شکرگزاری دائمولشکر

    خدایاشکرت که تو این مسیرم

    خدایاشکرت هدایتم کردی

    خدایاشکرت هواست بهم هست

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام دادش محسن عزیزم

    بابا گل کاشتی به خدا

    عجب زندگینامه ای داشتی با روح مقدس الهی

    همین الان همین ساعت داشتم دو ه احساس لیاقت که تازه موفق به خریدش شده بودم گوش میکردم نکته برداری می‌کردم

    یه حسی گفت اعظم جان مدتی هست اصلا کامنت نمیگذاری بابا بیا دیگه ول کن نجواها رو نگو ولش کن منکه دارم فایلها و گوش میدم می‌نویسم کامنت نوشتم دیگه برای چیه

    یه مرتبه یه حسی گفت برو یه نگاهی به بازگشت به پروژه تغییر گام 11بنداز ببین دادش محسن تواین صحفه کامنتی گذاشته که نشانه ای برات باشه از طریق من

    به همون الله مهربان داداش کامنت زیباتون خواندم

    خدای من چی دارم میخونم تمام اتفاقاتی که برات رخ داده دقیقا مثل همینها برای من اتفاق افتاد

    دوروز پیش یه حس عجیبی داشتم یه حال دلتنگی نمی‌دونم چجوری میتونم بیانش کنم

    اصلا دنیا برام تنگ شده بود هیچ مادیانی حالمو خوش نمی‌کرد

    یعنی اگر میلیاردها ثروت دارایی امکانات هم بود بازم نمی‌توانست این حال عجیب منو خوب کنه یه حس دلتنگی یه حس عجیب درونی

    شروع کردم با خدا حرف زدم بی اختیار بغضم شکست اشکها بی اختیار میریختن

    می‌گفتم اعظم چی شده آخه چطورته بابا چرا اینجوری می‌کنی

    چی میخوای چی حالتو خوش می‌کنه فقط می‌گفتم خدایا تو همیشه همراه منی هیچ موقع منو تنها نگذاشتی همیشه در آغوش گرم امنت قرارم دادی

    الان هم محکم منو بگیر تو بغلت ولم نکن

    می‌دونی چی داداش دوست دارم یه همدم یه مونس یه پایه یه روح مقدس خدایی تو این مسیر زیبای بهشتی بیاد وهم فرکانس تو این مسیر باشه مثل استاد عزیز خانم شایسته گل عاشقانه در کنارهم عشق بازی با خدا رو دارند

    نمی‌دونم چه باوری رو در خودم ایجاد کنم تا از تنهایی فیزیکی دور بشم

    مدتی هست خیلی تنهام نه دوستی دارم بچها هم دور هستن ازمن چه پیشنهادی میدی خیلی دلم میخاد با یه جمع عباسمنش دور هم جمع بشیم ولذت ببریم

    یه راهنمایی بکن البته پاشنه آشیل من عزت نفس و احساس لیاقت هست وازخدا میخام کمکم کنه تا تو این زمینه عالی بشم به امید خودش

    داداش دلنوشتهات حالمو خوب کرد لذت بردم خیلی عشق کردم امشب هدایت شدم به این دست‌نوشتهای ارززشمندشما دوست عزیزم وهم فرکانسیم موفق باشی بهترین آرامش حال خوب لذت از لحضهای ناب زندگی رو برات آرزو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام

    به محسن جان عزیز دوست داشتنی

    داداش عزیزم یه راهنمایی میخواستم یه راهکار

    الان بهم گفته شد همین ساعت مقدس 10/3دقیقه صبحی که دارم می‌نویسم

    یه حس خیلی قوی واضع دقیق روشن با یه آرامش درونی که با شور شعف با شورشوق هیجان

    یعنی الان اینقدر روح روانمو دیوانه وار کرده خدا میدونه چقدر هوایی شدم نمیشه وصفش کرد

    گفته میشه از شهر خودم مهاجرت کنم یعنی این حسه اینقدر قوی درونی هست درصورتیکه من اصلا جایی که بهم گفته شده باید برم و مهاجرت کنم هیچ شناختی هیچ اطلاعاتی در موردش ندارم

    یعنی الان که دارم می‌نویسم به همون الله مهربان حالم از خودم نیست دیوانه شدم خدا شاهده تمام وجودم هست فقط داره منو هل میده به سمت جلو و میگه برو فقط برو

    حالا این جایی که بهم گفته شده وباید برم تهران هست

    قصد دارم جمعه آینده حرکت کنم تا اون موقع کارامو بکنم فقط حرکت بزنم برم ببینم چی بهم گفته میشه الان هم یه حسی گفت بیام اینجا بنویسم ببینم این جمع فرکانسی من چه راهکاری در این مورد تجربه کردن بهم بگن تا منم یاد بگیرم

    اینم می‌دونم استاد زمانی از بندرعباس مهاجرت کردن به تهران هیچی همراه بر نداشت فقط بهشون گفته شد و حرکت زد

    تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس

    خود راه بگویدت که چون باید رفت

    خیلی حس عجیبیه داداش خیلی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام نامه ای به خدا می‌نویسم

    که روح مقدس محسن عزیزم هست به اسم محسن که اسم فقط یه هویت بیش نیست

    خدایا تنها تو رو میپرستم

    خدایا کمکم کن تنها از تو اطاعت کنم

    خدایا منو به راه راست به راه کسانیکه بهشون نعمت فراوان دادی آدم‌های ارزشمندت مثل محسن جان استاد عزیزم

    دوستان هم فرکانسیم

    محسن در قالب خدا

    خدایا می‌دونم از زبان داداش محسن روح پاک مطهرت داری بامن سخن می‌گویی برزبان کلامش جاری می‌کنی

    این روزها خدایا خودت خوب می‌دونی من چه حال هوای اللهی دارم نمیخام احساساتی عمل کنم تو خودت از درونم خبر داری الانم از اول متن محسن عزیز که شروع کردم به خواندنش اشکهایم بی اختیار جاری شدن

    آره درست میگی محسن خدایی

    من کم کاری میکنم باید دفتر م همین جا باشه

    اینجا خیلی امن جایگاه خوبیه

    اینجا بودن فقط جسارت میخاد

    اینجا بودن هدایت شده میخاد

    اینجا در آغوش امن خدامیخاد که محکم دستامو بگیره تو دستاش ولم نکنه

    آره درست میگی محسن جان این سایت اللهی هست

    این مسیر خداست که تونسته کمک کنه به شما که الان زیر خروارها خاک نباشی یا اگرم هدایت نبود در بدترین شرایط قرارداشته باشی

    آره منم اگر اینجا هستم از لطف فضل پروردگارم که هستم وگرنه مرده متحرکه بودم قبل از اینکه تو این مسیر هدایت بشم

    خدا همیشه هواسش بهم بوده همیشه هوامو داشته داره

    درست میگی حرفهات منو بیدار کرد

    اگر هدایتها نبودن منم الان نبودم

    امروز صبحی داشتم گام تغییر رو در آغوش بگیر 12گوش میکردم

    سیدعلی خوش دل عادله و ابجیش

    بچهای 12قدم بودن

    اولین دوره ای که من خریداریش کردم

    وبا بچهای قدم آشنا شده بودم

    بعد احساس لیاقت فایل 12گوش کردم

    چقدر زیبا استاد در باره تنهایی صحبت کرد

    صحبتهایی که شما کردید در مورد احساس لیاقت که اگر من طبق این دوره و حرف‌هایی که استاد گفتن عمل کنم جریانی از هدایت به سمتم میاد گل گفتی این نشانه صبحی من بود الان از زبان نازنین داداش محسن شنیدم احساس لیاقت

    وکار کردن رو دوره عشق مودت

    عشق مودت رودارم

    با ایمیل دیگری که دارم خریداریش کردم البته یه سال پیش روابطم با اطرافیان خیلی مورد عزت احترام قرار گرفته و ارزشمندی

    ولی گل گفتی دادش عزیز دوست داشتنی ام

    محسن جان

    اما یه نکته خیلی مهم:

    جمع همفرکانسها زمانی وارد زندگی مون میشن که “باور ارزشمندی خودمون” جا بیفته.

    نه ازتنهایی فرار کنیم،

    نه دنبال یکی باشیم که حالمون روخوب کنه،

    بذاریم خـــــدا کسی رو بیاره که ادامه مسیر باشه… هم’ریشه، همصدا، هم’نور. ==> به خداوند اجازه بدیم کارشو بکنه

    دقیقا جمله نابی رو مطرح کردین

    وای چی بگم

    از اینکه فکر میکردم کامنت نوشتم خیلی مهم نیست نجوامی گفت

    ولش کن اصل کار کردن روی دورها هست تو داری تو دفتر می‌نویسی دیگه کامنت نوشتنت دیگه برای چیه

    وقت تلف کردنه

    الکی نبود داداش که شب داشتم احساس لیاقت گوش میکردم به الله مهربان

    یه حسی یه الهام درونی انگار اومد یباره یه جرقه تو وجودم به صدا در آورد رفت

    که اعظم برو ببین داداش محسن کامنتی روی این فایل جدید گذاشته همین

    این هدایت اگر نیست پس چیه آخه

    خدایه هدایت یه نشونه یه حرفهایی رو میزار تو قلب یکی از دوستانش که میشه محسن جان وبه من گفته میشه

    که چرا که کاری میکنم چرا تمام چیزهایی که میخام نکته برداری کنم همین جا نباشه

    کجا از اینجا امن‌تر آخه

    نه آدمی که تو مدارم نیست میخونه نه پاره میشه نه گم میشه

    به خدا همینه

    چشم خداجونم بهت قول میدم تعهد میدم از این به بعد هرچی که میخام بنویسم همینجا بنویسم

    خدایا فقط کمکم کن متعهد باشم رو تمامی فایلهای سایت ودورهام

    خدایا به امید خودت

    خدایا میخام در لحظه باشم فقط خودمو خودت

    عاشقتم من خدا عاشق روح داداش عزیزم هستم

    خداجونم شکر رررررررررت

    این متن قاب بگیرم بزارم

    جلوی چشمانم تا الان که من به این حد رسیدم وتو این مدار هستم فقط خدا بوده

    هرچند برای من همین سایت و جمع بهشتی از سرمم زیاده‌ .

    همین که پیام منوخوندی و گفتی «این نشونه بود»،

    همین یعنی تو وسط هدایتهایی هستی که خـــــودت ساختی شون. خواهر ِ خالق ِ من .==> خب یعنی که مسیر درسته.

    “هدایت ” … “هدایت” … اگر‌من همین یک‌ کلمه رو از استاد یادنگرفته بودم … بخاطرپستی بلندی هایِ زیاد زندگی و کارم الان اگه زیر خروارها خاک نبودم… دربدترین شرایط بسر میبردم .

    🟢 من دیــــــــــگه هیــــــــــچ کاری ، دقیقــــــــــا هیچ کاری رو بدون حس کردن “هدایت”ِ ربّ ِ آسمانها انجام نمیدم.

    آقا محسن سپاسگزارم

    متشکرم بهترین پیام بهم دادی از قلب نازنینت

    بهترین عالیترین مسیر خدایی وهم جهت شدن درمسیر خودش برات آرزو دارم

    این دعایی کردی بی‌نهایت سپاسگزارم من خیلی بهش احتیاج دارم

    برات از ته دل آرامش، ایمانی محکمتر،

    و یه عشق خدایی از جنس نورمیخوام

    به الله مهربان عجب دقیق جذاب مطرح کردی اینکه

    این حال متصل بِ منبع بودنه، نه حال کمبود.

    این همون لحظاتیه که روح تورو هل میده سمت خودت… سمت خدا… سمت رسالتی که داری.

    این حال، نشونه سقوط نیست؛ نشونه دعوته.

    چرا ازخـــــدا نمیپرسی رسالت من توی این 70،80 سالی که قراره اینجا باشم چیه وکدوم سمتی باید رشد شارپی کنم؟ اگه اینومشخص کنی بقیه اون چیزایس که گفتی مثل مورچه دنبالش صف میکشن ومیان ‌.

    آره الان همینجا از خدای درونم رب العامین

    درخواست دارم رسالتم بهم بگه

    خدایا شکرت بابت این همه هدایت نشونهای ناب که گفتی بهم باید چکار کنم تا از این بهتر زیباتر قشنگتر رشد کنم

    درسته داداش خودم حس میکنم من از خیلی چیزها جداشدم از آدم‌هایی که قبلا تو مدار من

    بودن والان نیستم دور شدم میبینم تغییراتم رو درسته به موقعهایب فراموش میکنم ذهن نجواگرم مثل اسب چموشی هست ولی من ابسارشو باید بگیرم نزارم منو هرجایی که دلش میخواد ببره

    ولی محسن جان این شعر منو یاد اولین قدمی که خدا منو هدایت کرد به قانون جذب اولین استادم

    که حرف الفبا رو بهم گفت امیر شریف

    طبیعیه که دایره قبلی دیگه نمیخوره بهت. قبلیا بدردت نمیخورن وگرنه برمیگردی به مدار پایین قبل…

    این یعنی داری پوست میندازی.

    ● درجهان هر چیز چیزی جذب کرد

    گرم گرمی را کشید و سرد سرد

    ● قسم باطل باطلان را میکشند

    باقیان از باقیان هم سرخوشند

    ●ناریان مر ناریان را جاذب‌ اند

    نوریان مر نوریان را طالب‌ اند

    و بعداز اول مرحله اول

    با استاد فوق دکترا استاد عباسمنش عزیزم آشنا شدم

    خدایا بینهایت شکررررررررررررررت سپاسگزارم

    □ خـــــداشاهده من خودم خواستم صدبار از دلتنگی هام و احساساتِ اینچنینیم توی سایت بنویسم… اما نهیـــــب زدم به خودم . نتیجه ش چی شده؟ همون کِیس دلتنگیم – که حالا یا انسان‌ بوده یا غیرِ انسان- خودش با پای خودش اومده یا چیزی برام فرستاده… . چرا ؟ چون ‌گفتم خـــــدایا من یک درصدخودمو انجام میدم… و شک ‌ندارم که طبق قوانینت 99٪ بقیه ش رو دربهترین‌ شکل و دربهترین ‌زمان انجام میدی.

    قانون ِ تا ابد ماندگارِخـــــدا که غلط نمیشه.

    ~~~~~

    اما یه نکته خیلی مهم:

    جمع همفرکانسها زمانی وارد زندگی مون میشن که “باور ارزشمندی خودمون” جا بیفته.

    نه ازتنهایی فرار کنیم،

    آره عین واقعیت آره دادش چقدرباحرفات حالمو خوب کردی

    چقدر هدایت شدم

    چقدر حرفهای اثرگذار بود برام

    ممنونم ازت

    خیلی نکته مهمی بود برام

    اما باور زیرش مهمه:

    ○‌ من ارزش عشق خدایی رودارم.

    ○ من لیاقت همراهی همفرکانس رودارم.

    ○ من برای عشق ساخته شدم، نه برا تنهایی.

    ازهمینجا شروع کن.

    فقط همین سه جمله رو هر روز به خودت هدیه بده؛ از ته دل.

    نذار ذهن داستان بسازه، رهـــــاکن…

    خیلی حرفها داره دلم می‌دونم محسن جان کامنتم طولانی شد

    بغضم ترکید آخه

    مدتی دور بودم از کامنت نوشتن

    الان خیلی سبک شدم حالم خوب شد

    خدایا شکرت

    آقامحسن متشکرم داداش بهترینها رو برات میخام

    واقعا هیجامثل این سایت نمیتونه حالمو خوب کنه ارامشمو زیاد کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام به محسن جان

    چقدر با حرفات که از جنس همون حرفهایی هست که خودت میگی

    الانم از هون جنس باهام صحبت کردی که ایمان توکل یقین رو باید در عمل انجام بدم

    جهان وقتی فرکانس وقدمهای مارو میبینن جواب میدهد

    این که حس میگه حرکت کن، معنیش این نیست که بدون آگاهی برو. معنیش اینه که بری، ولی با آرامش، با دل قرص ، روی زمینِ محکم، با اتصال.

    محسن جان اینجا که سخن از آگاهی شد مفهومش چی می‌تونه باشه

    و اینکه من خیلی خوشحالم هدایتها و نشانها رو دارم دریافت میکنم

    تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت … بله.

    اینقدر این جنس از ایمان توکل دوست دارم

    اینکه جسارتموبه جهان ثابت کنم اینکه بگم خدایا می‌دونم هستی خواست بهم هست می‌دونم در آغوش گرما قرارم دادی

    خداجونم سپاسگزارم

    واقعا تحسینتون میکنم در کشور آمریکا هستید آفرین دوست عزیزم وهم فرکانسیم واقعا لذت میبرم دراین جمع دوستانی هستم بهترین پیشرفتها رو دارن

    بهش اعتماد کن… هرچیو بهت گفت انجام بده… تسلیم کاملش باش… این قدم رو که بهت الهام کرد انجام بده… قدم بعدی ( و فقط قدم بعدی) رو بهت میگه… اگه اینم اقدام کردی… بعدی ترش رو هم بهت میگه.

    خیلی واضع دقیق هست خداجونم شکرت

    بهترین الهامات نشانها رو از طریق بنده عزیزوارزشمندت محسن عزیزم بهم گفتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: