تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰


موضوع این قسمت: چرا موفقیت شانسی نیست و چطور باید آن را خلق کرد؟


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • هیچ چیز شانسی و اتفاقی نیست، این قاعده‌ی جهان است
  • خوش‌شانسی یعنی بیدار شدن از خواب غفلت با اولین ضربه‌ی جهان یا حتی بهتر، اینکه با اولین نشانه‌ها به خود بیایی
  • هر پیشنهادی که به شما وعده‌ی یک‌شبه پولدار شدن می‌دهد، قطعاً یک تله است که باید با سرعت از آن فرار کرد

در این گفت‌وگو، یکی از دانشجویان استاد عباس‌منش داستانی از بزرگ‌ترین شکست مالی زندگی‌اش تعریف می‌کند. او با شور و اشتیاق وارد کسب‌وکاری شد که در ظاهر مسیر ثروت بود، اما برخلاف نشانه‌هایی که جهان به او می‌داد، مسیر را ادامه داد تا جایی که تمام دارایی و حتی سرمایه‌ی قرضی خانواده‌اش را از دست داد.
اما درست در همان نقطه‌ی شکست، جرقه‌ی بیداری درونش زده شد. او متوجه شد که جهان همیشه با نشانه‌ها و علائم ظریف با ما سخن می‌گوید و اگر نادیده بگیریم، جهان مجبور می‌شود ما را با «درد» متوقف کند تا تغییر کنیم.

استاد عباس‌منش در پاسخ، با نگاهی عمیق و شفاف توضیح می‌دهد که هیچ چیز در جهان به‌صورت شانسی اتفاق نمی‌افتد. جهان بر پایه‌ی قانون و نظم دقیق الهی بنا شده است.
همان‌طور که خورشید هر روز با قانون طلوع می‌کند، همان‌طور که جاذبه با دقت میلی‌متری همه‌چیز را در جای خود نگه داشته است، نتایج زندگی ما نیز حاصل قوانین و ارتعاش‌هایی است که خودمان منتشر می‌کنیم نه شانس، نه تصادف، نه «دری به تخته خوردن».

استاد با مثالی از تجربه‌ی جوانی خود در بندرعباس، جایی که فریب بازی شرط‌بندی را خورد و در عرض چند ساعت تمام پولش را از دست داد، توضیح می‌دهد که هر باختی، هر درد و هر زمین‌خوردنی، اگر به آگاهی منجر شود، تبدیل به نقطه‌ی عطفی الهی می‌شود.
او می‌گوید:

«بعضی درس‌ها درد دارند، اما اگر باعث شوند که مسیر درست را ببینی، آن درد در واقع رحمت است.»

پیام عمیق این جلسه این است که:

  • هیچ‌چیز در زندگی ما شانسی نیست.
  • هر شکست، نشانه‌ای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
  • ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق می‌شوند.
  • دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازه‌ی بیداری و رشدند.

این داستان نشان می‌دهد که چگونه یک سقوط بزرگ، می‌تواند سرآغاز پرواز باشد. زمانی که انسان تصمیم می‌گیرد مسئولیت کامل زندگی‌اش را بپذیرد و باور کند که هیچ عامل بیرونی و هیچ «شانس یا بدشانسی» در کار نیست، بلکه همه چیز نتیجه‌ی باورها، ارتعاش‌ها و انتخاب‌های اوست.


تمرین این قسمت: 
آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاه‌تر چه درسی از آن گرفتی؟
(تجربه‌ی تو می‌تواند الهام‌بخش هزاران نفر دیگر باشد تا شکست‌های خود را از دریچه‌ی ایمان و قانون الهی ببینند.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «انیس دیده بان» در این صفحه: 2
  1. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1639 روز

    شکر وجود استاد عزیزم

    سلام و درود

    سال 1399 برای اولین و آخرین بار با بورس آشنا شدم و مثل خیلی از افراد بدون هیچ آگاهی چشم بسته اقدام کردم برای سرمایه گذاری

    اونم با فروش خونه ای ک پیش خرید کرده بودم و بقول دوستمون یه پولی هم از دیگری دستم بود گذاشتم روش و خلاصه ک از دست رفت..

    اون زمان برام هزینه و پول زیادی بود برای یک خانم مستقل ک برای اولین بار تونسته بود یه خونه 60 متری پیش خرید کنه

    و کلی هم قرض کرده بودم

    شاید یکی دوسالی طول کشید تا این قضیه در ذهنم کمرنگ بشه

    همین فشارها باعث شدن دنبال تغییر باشم خیلی جدی تر از قبل و کم کم هدایت شدم به سایت استاد در سال 1400

    دایم میگفتم میرسه روزی که درآمدم در ماه بشه قد همین پولی که از دست دادم

    سال 402 و 403 به این درآمد رسیدم در تهران و تونستم خودم رو جمع و جور کنم

    میشه توی مسیر هموار بود و سوت زنان از جاده و زیبایی ها لذت برد بدون اینکه زجر بکشی

    اما تقوا میخواد

    و اکثرهم لایعقلون و اکثرا تفکر نمیکنن همه تقوا ندارن اینا همون 90 درصدی هستن ک برای اشتباهاتشون دنبال مقصرن

    و من یاد گرفتم که هر اتفاقی برام میفته خودم رقم میزنم سعی کردم چشم و گوش و زبانم رو بستم از هرآنچه باید

    به همون اندازه هم نتیجه گرفتم

    اگه الان راضی ام ینی خوب عمل کردم اگه نه باید تغییر کنم تا نتایج تغییر کنه

    توکل به خدا میکنم و قدم بر میدارم شاید نتایج بنظرمن هنوز بزرگتر نشدن اما نتایج کوچکتر هرروز داره برام اتفاق میفته و بقول استاد گاهی بذری ک کاشتی بذر بامبو هست و شاید زمان بیشتری ببره اما نتایج یهو سر میکشن تو دل آسمون

    تازه یاد گرفتم صبور باشم

    حرکت میکنم و قدم بر میدارم و صبر میکنم

    بوقتش نتایج هم میاد و من با فریاد براتون نقل میکنم ک چی شد ک این شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1639 روز

    درود برشما آقای سعید

    من خیلی خیلی از شما سپاسگذارم برای وقتی ک گذاشتید تا برام کامنتی موثر و پرانرژی بفرستید

    قدردانش هستم

    ما اینجاییم فقط برای اینکه به همدیگه یادآوری کنیم هیچ چیزی قرار نیس یادبگیریم ما همه رو میدونیم فقط فراموش میکنیم

    خیلی خوشحالم از اینکه پیغامم تونست قسمتی از راه رو برای شما روشن کنه و یادآوری کنه برای چی اینجا هستید و قادرید هرآنچه ک میخواهید رو بسازید و تجربه کنید

    اگر در مسیر بمونید بزودی شاهد نتایج دلخواهتون خواهید بود

    درود بر غیرت و همت شما

    ممنونم از استاد عزیزم که این بستر رو فراهم کردند تا با اشتراک گذاشتن تجاربمون چراغی میشیم برای راه یکدیگر

    سپاسگزار خداوندم برای وجودتون استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: