تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹
موضوع این قسمت: پیروی از الهامات قلبی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- خداوند همواره و به هزاران طریق، ما را به “چگونگی تحقق خواسته هایمان”هدایت می کند؛
- سمت من در تحقق خواسته ام، عمل به الهامات و جدّی گرفتن هدایت هاست؛
برای درک کامل این آموزش، حتماً خودتان فایل صوتی را با دقت گوش دهید. توضیحاتی که در ادامه آمده، خلاصهای ساختاریافته از مفاهیم و پیامهایی است که استاد عباسمنش در این گفتگو به آنها پرداختهاند.
۱. زبان قلب و هدایت الهی
یکی از مهمترین محورهای این گفتگو، قدرت هدایتهای درونی یا همان زبان قلب است. استاد عباسمنش تأکید میکند که وقتی انسان به ندای درونش گوش میدهد، در واقع به صدای خداوند پاسخ میدهد. این ندای درونی گاهی بیدلیل و بدون منطق ظاهری، انسان را به انجام کاری سوق میدهد. اما وقتی فرد تسلیم آن احساس میشود و عمل میکند، بعدها متوجه میشود که همه چیز با دقت و نظم طراحی شده بود تا او را به خواستهاش برساند.
او با مثالی از زندگیاش نشان میدهد که چگونه یک تصمیم غیرمنطقی در ظاهر، اما همراه با الهام قلبی قوی، مسیر زندگیاش را تغییر داد. درسی که باید از این بخش گرفت این است که:
هرگاه ندایی درونی احساس میکنید که شما را به سمت کاری میکشاند، به آن اعتماد کنید، حتی اگر در حال حاضر منطقی نباشد.
۲. باورسازی در برابر شرایط ظاهری زندگی
در بخشی از فایل، یک نفر از دانشجویان از خانوادهای با درآمد متوسط به پایین صحبت میکند که در آن باورهایی مانند «ما از خیلیها بهتر هستیم» برای توجیه فقر رایج بوده است. اما نکتهای که استاد عباسمنش با ظرافت نشان میدهد این است که:
باورها، نه شرایط، واقعیت زندگی ما را میسازند.
همین دانشجو وقتی به فایلهای استاد گوش داده و باورهایش را تغییر داده، نهتنها توانسته مسیر شغلیاش را بسازد بلکه درآمدش هم در حال رشد است.
یاد میگیریم که نباید شرایط فعلی را بهعنوان حقیقت زندگی پذیرفت، بلکه باید آن را بهعنوان بازتاب باورهای فعلی در نظر گرفت که همیشه قابل تغییرند.
۳. نقش ایمان در عبور از موانع
دوست عزیزمان که وارد دوازدهمین قدم تحول شده، از چالشی به نام سربازی صحبت میکند. او حس میکند که برای عبور از این مانع، باید ایمانش را به خدا نشان دهد ولی نمیداند چطور.
در پاسخ، استاد عباسمنش این پیام عمیق را منتقل میکند که نشان دادن ایمان یعنی عمل کردن به الهام حتی وقتی شرایط منطقی نیست. او با داستان خرید خدمت سربازیاش نشان میدهد که وقتی بدون دلیل ظاهری اما با ایمان عمل کرده، خداوند تمام شرایط را تغییر داده تا خواستهاش محقق شود.
این بخش یکی از مهمترین آموزههای فایل است:
ایمان، یعنی تسلیم بودن در برابر ندای الهام و عمل بدون وابستگی به نتیجه یا تحلیلهای ذهنی.
۴. قانون انعطافپذیری جهان در برابر باورهای فرد
استاد عباسمنش تأکید میکند که:
هیچ قانونی در جهان تغییرناپذیر نیست. قوانین کشورها، شرایط، حتی آدمها قابل تغییرند، اگر شما تغییر کنید.
جهان ثابت نیست. بلکه سیال است و با باورتان خودش را تغییر میدهد. حتی قانون سربازی هم، که به نظر میرسد غیرقابل تغییر است، با باوری که فرد داشت و به آن ایمان آورد، مسیر متفاوتی را برایش باز کرد.
این باور، یکی از قدرتمندترین آموزههای معنوی است:
جهان انعکاس ذهن شماست، نه یک واقعیت مطلق.
۵. فهم بهتر زبان هدایت با تکرار اطاعت از الهام
هر بار که انسان از الهام قلبی اطاعت میکند، قدرت تشخیص او افزایش مییابد. انگار «زبان هدایت» را بهتر و بهتر میفهمد. استاد میگوید:
وقتی عمل میکنی به الهامی که داری – حتی اگر منطقی نباشد – شما در واقع تمرین میکنی که حرف خداوند را بشنوی.
این موضوع برای کسانی که در مسیر رشد معنویاند حیاتی است. چون نشان میدهد که ارتباط با خداوند، یک فرایند تمرینی و تجربی است.
۶. مسیر خواستهها از جادهای میگذرد که عمل به الهام نام دارد
اگر میخواهی به خواستههایت برسی، نباید فقط دربارهشان فکر کنی یا دعا کنی. باید به الهامی که در مسیرت ظاهر میشود عمل کنی. گاهی این عمل غیرمنطقی است. اما استاد نشان میدهد که:
هر گام کوچک در مسیر الهام، میتواند در را بهروی معجزهای بزرگ باز کند.
۷. مهاجرت و چیدهشدن مسیر توسط خداوند
یکی از نقاط اوج احساسی این فایل، داستان مهاجرت استاد عباسمنش به آمریکا است. نکته شگفتانگیز اینجاست که بدون هیچ برنامهریزی پیچیده، تنها با هدایت خداوند، مسیر به گونهای طراحی شد که همه چیز در کمال سادگی انجام شد.
پیام اصلی این بخش این است که:
اگر با جریان خدا همراه شوی، او تمام مسیر را برایت میچیند. حتی مواردی که به نظر غیرممکن میرسد، تبدیل به سادهترین راهها میشوند.
تمرین این قسمت:
اگر میخواهی توانایی شنیدن و فهمیدن هدایت الهی را در زندگیات تقویت کنی، تمرین زیر را انجام بده:
۱. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
۲. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
۳. در قسمت نظرات بنویس:
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
با نوشتن پاسخ در بخش نظرات، هم خودت آگاهتر میشوی و هم به دیگران کمک میکنی که یاد بگیرند به ندای قلبشان اعتماد کنند.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹12MB14 دقیقه














بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جانم و دوستای نازنینم
الهی که همه در احسن الحال باشید
خدا رو صدهزاران بار سپاس بعد از دو هفته که از طالقان برای ادامه کارهای دندونپزشکی من رفته بودیم تهران، پریروز آخرین مرحله کارم انجام شد
سه تا ایمپلنت و دوتا روکشی بود یه دندونم هم که سالهای گذشته ایمپلنت کرده بودم جدیداً لق شده بود و جلسه آخری برای همون بود و خدا رو صدهزار مرتبه شکر کلاً تموم شد
که شروعش از اوائل فروردین ماه امسال و همزمان با دوره شگفت انگیز هم جهت با جریان خداوند بود
استاد جانم خیلی تجربه های زیبا و جالب و شیرین داشتم در طی این مدت
اونجایی که میرفتم یه مرکز دندونپزشکی نزدیک خونه مون در تهرانه که همه جور امکانات و خدمات داره ازجمله رادیولوژی و داروخانه
چقدر با انسانهای نازنین روبرو شدم
با خیلی از دختر خانمهای زیبا و پر انگیزه و دارای روحیه ی شاد که دستیار دکترها یا مسئول پاسخ به مراجعین بودن ک و بعضیشون از سالهای گذشته تو اون مرکز بودن و همدیگه رو میشناختیم دوست شدیم و همچنین اونهایی که بتازگی اومدن
از دکتر رکنی که اول کارم با ایشون بود و تازه از سفر چند ماهه به امریکا برگشته بود و اکثراً با پیراهن های متنوع آستین کوتاه هاواییَن میامد درخواست کردم با هم عکس بگیریم ایشونم خیلی با خوشرویی و لبخند استقبال کرد و وقتی که میخواستم خودم عکس بگیرم دستیارش خانم کوهی گفت گوشیتونو بدین من بگیرم، و از ما عکس گرفت..
مراجعین هم اکثراً از سر و وضع و رفتار و صحبت کردنشون مشخص بود که با فرهنگ و باکلاس و شاد وثروتمندن
و چند مورد هم که رفتارهای زیبای برجسته ای از اونها دیدم رفتم بهشون گفتم و تحسینشون کردم و با این کارم هم حال و احساس خودم خوبتر و زیباتر شد هم اونها..
چیدمان خدای دلبر و مهربونم در ماجرای آخرین مراجعه ام خیلی جالب و زیبا و شیرین بود و حسابی منو سورپرایز و شگفت زده کرد
من عصر پنجشنبه بعد از چند روز که دیدم خبری نشد زنگ زدم ولی کسی جواب نداد
بعد صبح شنبه دوباره زنگ زدم که گفتن ساعت 18:30 برام نوبت گذاشتن..
و من به اتفاق همسرجان رفتیم و
من به یکی از دختر خانمهای قسمت پذیرش اسمم رو گفتم و اینکه نوبتم برای ساعت شش و نیمه
ایشون با تعجب گفت ظاهرا اشتباهی پیش اومده خانم سلیمی رو که الان صدا کردیم و رفته داخل!! بعدش به همکاراش گفت و مشخص شد که سه تا خانم سلیمی دارن و هر سه هم وقتشون تو همین یکی دو روز اخیره و خیلی جالبترش اینکه هر سه تا اسمشون فاطمه است!!!
و کار منم حاضر بود و رفت به دکتر آقایی اطلاع داد ایشون هم گفته بود بشینن کار ایشون رو هم انجام میدم و خدا رو صدهزاران بار سپاس این اشتباه رو خداجانم پیش آورد تا ما بتونیم زودتر برگردیم طالقان چون بیشتر از دو هفته بود که ما تهران بودیم وهوای طالقان سرد شده بود تا 2 درجه سانتیگراد رسیده بود و لازم بود زودتر بیاییم شیرهای آب حیاط رو تخلیه قبل از اینکه دما زیر صفر بره..
دیروز برای من خیلی شیرین و فوق العاده بود
چون چیزی نمونده بود یه ناخواسته تبدیل به تنش بشه و مومنتوهای مثبتم رو تهدید کنه
خدا روصدهزاران بار سپاس که توفیقم داد چند ساعت خیلی خوب ذهنم رو کنترل کنم و نزاشتم ادامه پیدا کنه
بعد هم خدا جانم آخر شب با یک خبر خیلی خیلی شیرین و زیبا از یکی از دخترام خیلی سریع و لطیف و خیلی قشنگ
بمن پاداش داد و اشک شوقم رو جاری کرد
بخصوص که صبح تو دفتر ستاره قطبی ام نوشته بودم میخوام امروز یک خبر خیلی خوب بشنوم!!:))..
خدا رو بینهایت شکر برای همه نعمتهامون و زیباییهای زندگیمون
خدا رو صدهزاران بار شکر برای یک صلات دیگر
در پناه خدا شاد و سلامت و وسعادتمند در دنیا و آخرت باشید
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است
و مهربانی اش همیشگی
أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً «78»
هر کجا باشید، مرگ شما را درمىیابد هر چند در دژهاى مستحکم (یا ستارگان) باشید. اگر به آنان (منافقان) نیکى وپیروزى برسد، مىگویند: این از سوى خداست، و اگر بدى به ایشان رسد،
مىگویند: این از جانب تو است. بگو: همه چیز
از سوى خداست. این قوم را چه شده که در
معرض فهم هیچ سخنى نیستند؟
ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً «79» سوره نساء
(اى انسان!) آنچه از نیکى به تو رسد از خداست
و آنچه از بدى به تو برسد از نفس توست.
و (اى پیامبر) ما تو را به رسالت براى مردم
فرستادیم و گواهى خدا در اینباره کافى است.
==================================
سلام به استاد ارجمند و ابراهیمی ام
سلام به استاد مریم جان نازنینم
سلام به دوستان عزیز هم مسیرم در این پروژه جادویی تغییر را در آغوش بگیر
الهی که حال دلتون عالی باشه و متصل به تنها منبع نور و خیر و خوبی باشین
خدایا شکرت برای این همه همزمانیها
خدایا شکرت برای این همه هماهنگیها
خدایا شکرت برای این رزق پر از برکت و آگاهی و زیبایی که امروز نصیبم کردی
خدایا شکرت برای این اشکهایی که داره روی گونه هام سرازیر میشه بعد از گوش دادن به صحبتهای استاد جانم
خدایا شکرت برای همه نعمتهام
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
استاد جانم انگار دقیقاً داشتین زندگی منو می گفتین
استاد جانم من هم تنها یک پسر داشتم بنام یاسر که تقریباً همسن شما بود، اما نه، هفت ماه کوچیکتر بود
خیلی خیلی پسر خوبی بود خیلی خیلی به من و پدرش احترام میزاشت
خیلی خیلی پسرحرف گوش کنی برای ما بود
خیلی خیلی با همه روابطش خوب بود و همه از کوچیک و بزرگ دوسش داشتن
خیلی خیلی رفتارهاش شبیه شما بود
و قبل از آسمانی شدنش که در سن بیست سالگی و تنها یک هفته مونده به سالگرد تولدش بود،
برای سربازی اقدام کرد
استاد جانم شما خدمت سربازی رو خریدین اما یاسر من معاف شد و ما هیچ پولی پرداخت نکردیم..
مثل شما 21 روز آموزشی رو در تهران گذروند
اون هم در سه ماهه تابستون که هر سال من و بچه ها می آمدیم ایران
اون موقع ما قطر زندگی میکردیم و ایشون در دانشگاه دولتی قطر دانشجو بود و هنوز گواهینامه رانندگی نگرفته بود ولی هیچوقت به سوییچ ماشین بنز و تویوتا کمری که داشتیم و جلوی چشم همه بود دست نزد
و من کلی خاطره های شیرین و زیبایی رو ازش بیاد میارم، از بدنیا اومدنش که با سمیه جان دوقلو بودن اون زمان سونوگرافی و این چیزها در کار نبود حد اقل تو ایران، و ما نمی دونستیم که من دوقلو باردار هستم..
از دوران قشنگ نوزادی و کودکی که کلی اتفاقات شیرین و جالب و خوشمزه با سمیه جان داشتن
از دوران دبستان و راهنمایی که وسطش رفتیم قطر و دبیرستان
که مثل سمیه جان نبود و زیاد درسهاشو نمی خوند اما یکی دو روز قبل از امتحانات قفلی میزد رو کتابها و سمیه جان هم کلی براش وقت میزاشت توضیح میداد و کمکش میکرد شب تا نزدیک سحر باهاش کار میکرد
و نتیجه چی میشد؟
اینکه معمولاً سمیه جان شاگرد اول یا دوم میشد و یاسر جان هم دوم یا سوم!!
همیشه هم به سمیه جان میگفت شما کل سال تحصیلی رو درس میخونی و من فقط موقع امتحانها
ولی خیلی فرقی با همدیگه نداریم!!
خیلی وقتها من میرسوندمش یا با پدرش میرفت و عصر من میرفتم دنبالش
خیلی با هم جور بودیم و کلی صحبتهای خوب توی راه با هم داشتیم البته با دخترام هم همین طور بودم بجز بعضی استثناها
خیلی وقتها با خنده می گفت من تنها دانشجوی این دانشگاه هستم ک مامانم من رو میرسونه:))
بچه ها با پدرشون هم همینطور بودن و خدا رو صدهزار مرتبه شکر الان هم همینطورن و خیلی هم رابطه مون بهتر و قشنگتر شده
استاد جانم دختران من هم مهاجرتشون خیلی راحت و بدون سختی بوده
سه تاشون از اول برای مهاجرت اپلای کرده بودن و یکیشون با ویزای توریستی رفت و همه شون بدون ریجکتی بوده
بعد دختر بزرگم که سیتیزن کانادا شده بود در سال 2019(1398شمسی) برای من و پدرش اقدام کرد و ما در آخرین ماه میلادی(دسامبر) اولین سفرمون به کانادا رو رفتیم
برای انگشت نگاری و مصاحبه ویزا رفتیم استانبول..
وهمه چی خیلی خوب پیش رفت
ویزای ما مالتیپل هستش و اعتبارش به اندازه پاسپورتمونه که تو این مدت یکبار دیگه تمدید کردیم و دیگه انگشت نگاری لازم نبود و ما فقط پاسپورتهامونو توسط یک آژانس مهاجرتی برای سفارت کانادا در استانبول فرستادیم و کلاً تا حالا سه بار رفتیم
و در دوبار آخری من امریکا هم رفتم
قضیه اش هم اینجوری بود که سمیه جان برای هردوتامون درخواست ویزای توریستی داد و وقت مصاحبه ویزا رو هم در اتاوا پایتخت کانادا مشخص کرد، و من و همسرم به اتفاق دامادمون(همسر سمیه) رفتیم اونجا، و با برخورد محبت آمیز کارکنان و افسرهای خانم و آقا مواجه شدیم
و ویزای من درجا و بدون درخواست هیچ مدرکی پذیرفته شد خدا رو صدهزار مرتبه شکر
اما ویزای همسرم برای بررسی بیشر معلق موند اون هم بخاطر چند سالی که رییس شعبه بانک در قطر بود
و هنوز که هنوزه همچنان مونده، البته سمیه جان برای گرین کارت اپلای کرد برامون، به امید خدا خیلی زود به نتیجه میرسه
استاد جانم من با پیش زمینه خوبی که داشتم بجز چند مورد استثنا نسبت به آموزه هاتون مقاومتی نداشتم
و از همون اول آشناییم با شما قانون
احساس خوب= اتفاقات خوب
و احساس بد= اتفاقات بد و همینطور توجه به زیباییها و اعراض از نازیباییها رو نصب العینم قرار دادم خیلی مراقب بودم که احساسم خوب باشه و فقط به زیباییها توجه کنم و هروقت مورد نازیبایی رو می دیدم سعی میکردم یکی دوتا چیز مثبت توش پیدا کنم
با شما یاد گرفتم بیشتر به نعمتها و داشته هام توجه کنم
بیشتر سپاسگزاری کنم
سپاسگزاریهام رو قلبیتر و عمیقتر کنم
استاد جانم با شما یاد گرفتم وجه خوب آدما رو برانگیخته کنم
با شما یاد گرفتم که شرایط رو برای آرامش قلبم آماده کنم
یاد گرفتم به ندای قلبم گوش بدم و کم کم مفهوم هدایتها و الهامات رو درک کردم و از اون وقت تا حالا مرحله به مرحله دارن واضحتر و شفافتر و بیشتر میشن صداش رو هم بلندتر میشنوم
و البته هنوز هم بعضی موارد رو هیچ متوجه نمیشم
خیلی از خواسته هام با بکار بردن دستور العملهاتون محقق شده
و خیلی چیزها هم با دیدن زندگیتون به لیست خواسته هام اضافه شده
خدا جانم خیلی جاها برام شاهکار کرده
خیلی غیر ممکنهارو به بهترین شکل برام ممکن کرده
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
یک مورد خیلی بزرگ و مهمش در ارمنستان اتفاق افتاد که برای وقت مصاحبه ویزای امریکای من به اونجا سفر کرده بودیم و یکروز مونده به برگشتمون همسرم ناگهانی دچار حمله قلبی شد
و با آرامش قلبی که قبل از اون به کمک خداوند در خودم ایجاد کرده بودم، چندین و چند مورد غیر ممکن امکانپذیر شد
—-
چند مورد از الهامات و ندای درونی که اخیراً بوده و گامهایی در جهت عمل به اونها برداشتم
اقدام برای یادگیری شنا
شبها یکساعت زودتر بخوابم
با همسرجان درمورد استاد جان و سایت صحبت نکنم و کامنت نوشتنم در وقتهایی که ایشون هم خودش داره سخنرانی گوش میده
سعی در آنتایم بودنم
و با رعایت همین چند مورد نسبت به همسرجان خیلی از چالشهامون برطرف شده
و الهامی که اخیراً داشتم
خرید 60sd card گیگ و 128usb گیگ برای گوشی ام بوده تا بتونم فایلهای هدیه و محصولات و همینطور عکس و ویدیوهای فراوونی که تو گوشی دارم رو منتقل کنم و حافظه گوشی رو آزاد کنم تا کانال یوتیوبم رو بتونم راه اندازی کنم و خریدم
منتقل کردن عکسها و فایلها هم زمانبره و البته قبلاً نه یو اس بی داشتم و نه کارت اس دی و اولش کلی وقت صرف کردم و سرچ کردم و از دخترام کمک گرفتم و اینجور کارها هم ریزه کاری زیاد داره،
و یاد گرفتم خدا رو صدهزار مرتبه شکر
—–
خدا رو صدهزاران بار سپاس برای صلاتم در گام نهم تغییر
استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم
و همینطور مریم بانو جانم و دوستای عزیزم
عاشقتونم و شما رو به خدای مهربان میسپارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است
و مهربانی اش همیشگی
وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ «17»
و اگر خداوند (براى آزمایش و رشد، یا کیفر اعمال) تو را با (اسباب) زیان و آسیب درگیر کند، جز خودش
هیچ کس برطرف کننده آن نیست و اگر خیرى به تو برساند، پس او بر هر چیز تواناست.
سلام عشق عزیزم
سلام سعیده نورانی پروردگارم
ای جان ای جان باز هم مثل همیشه گل کاشتی
و یه کامنت عالی دیگه
سعیده جانم منم همون روز نشانه روزانه ام معرفی روانشناسی ثروت بود ولی ثروت یک!
تا یادم نرفته بگم اون ویدیویی که از باشگاه برای سمی جان فرستاده بودی و بهش گفته بودی میتونه برای من هم بفرسته رو فرستاد و دیدم و کلی تحسینت کردم!
چقدر چهره ات خوشحال و راضی و مفتخر نشون میداد از کلاه جدیدی که برادر عزیزت بهت هدیه داده و عین کلاه استاد جانه!
عزیز دلم امروز بعد از دو هفته که برای کار دندونام رفته بودیم تهران و یکشنبه شب برگشتیم طالقان زیبا،
برای پیاده روی رفتم تو کوچه باغهای زیباش که هرجا رو نگاه می کنی برگهای خشک و بسیار زیبای رنگین کمانیه که رو زمین ریخته و وقتی پاهامو روشون میزارم صدای خشخش طوری میده که خیلی قشنگه..
و رفتم تا رسیدم به رودخونه، و روی یک تخته سنگ بزرگی که داخل آب بود نشستم فایل مراقبه فراوونی رو گوش کردم و خیلی دلم خواست که شما هم در کنارم بودی
وای سعیده جان همین که درباره شما نوشتم اذان صبح شد!!
برم صلاتم رو اقامه کنم بعد به امید خدا میام بقیه شو مینویسم
——-
خدا رو صدهزاران بار سپاس که توفیقم میده در مقابل عظمت و بزرگیش اعلام بندگی و فروتنی کنم
خدا رو صدهزاران بار سپاس که برای خودم و شما همه خانواده توحیدی و بهشتی و صمیمی عباسمنش دعا کردم
سعیده جانم دیروز و دیشب هم کلی با دوستای مشترک بیرون از سایتمون درباره خاطرات خوش و شیرینی که با شما داشتم صحبت کردم
و با سمیه جان درباره همین کامنتت صحبت کردیم و هردوتامون به هم گفتیم دلمون میخواد برات پاسخ بنویسیم:))
خدا روصدهزاران بار سپاس برای همه نعمتهام که یکی از قشنگترینهاش وجود ارزشمندت توزندگیمه
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
عاشقتم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از رب العالمین جان برات درخواست میکنم
به امید دیدن روی نورانی تر و ماه تر از ماهت در بهترین زمان و مکان
قلبهای فراوان