تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 36


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه و مسعود گفته:
    مدت عضویت: 1867 روز

    به نام خدای مهربانم … سلام به استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی ام …

    فاطمه براتون مینویسه…

    اول میخوام نتیجه ی خودم رو در رابطه با موضوع صبر بگم …

    من از سن راهنمایی کلاس های تفکر مثبت میرفتم و از بچگی دنبال این بودم که چطوری شخصیتم رو بهبود بدم و هر روز زندگیم عالی تربشه و هم در بعد ارزشمندی و هم ثروت و هم سلامتی و همه چی خیلی شرایط عالی باشه .. واقعا میگم اون زمان بچگی من به همه ی اینها فکر میکردم…تا سن دانشگاه که من 20 سالم شد و دانشگاهی که میخواستم قبول نشدم و رفتم دانشگاه ازاد …بعد از یک ترم پندمیک شد و منم که بیزار از بیکاری رفتم دنبال علاقم که میکاپ بود … خلاصه شروع کردم و بعد از تقریبا 6 ماه یه فایلی از استاد توی اینستا دیدم و وارد سایت شدم و دست و پا شکسته فایل های هدیه رو گوش میدادم و کتاب هارو میخریدم و میخوندم و احساس میکردم این همون چیزیه که من سالها دنبالش بودم ..(اینو بگم که هدف من از رفتن به رشته ی روانشناسی این بود که من اول خودمو و زخم هام رو درمان کنم تا به همه ی اون چیزی که میخوام برسم واقعا از سن خیلیییی بچگی تویه این فکر بودم و قلبم بهم میگفت این سایت همونجایی هست که تو سالها دنبالش بودی)خلاصه همینطوری پیش رفتیم تا اواخر سال 400 که من از پدرم با بهونه ایی پول گرفتم و دوره ی عزتنفس رو خریدم ..از اول عید 401 شروع کردم به جدی کار کردن روی دوره …اون موقع نامزد کرده بودم با مردی که از همه نظر رویایی بود …خلاصه خرداد 401 عقد کردیم و بعد از اون با وام ازدواجمون من یه دوره ی میکاپ تخصصی رفتم و کلی لوازم جدید خریدم ….خلاصه ما روی دوره و سایت کار میکردیم و تویه حوزه ی میکاپ هم اروم اروم پیش میرفتیم تا اینکه توی اذر ماه خیلی هدایتی تویه یه سالنی که خیلیییییی بهتر از سالن قبلی بود مشغول به کار شدم … همه چیز خیلی خوب بود .. سالن خوب بود ..پرسنلش باهم دوست شدیم و یه اکیپ خانوادگی با پرسنل اون سالن داشتیم که کلی هم خوش میگذروندیم ..مشتری هام هم نسبت به قبل بیشتر شده بود و من دوره های خودارایی میزاشتم و از هر مشتری و یا هنرجو 30 درصد با سالن میدادم …خلاصه توی دی ماه 401 من اونقدر تجسم میکردم که بالاخره همون خونه ایی که دوست داشتیم رو خریدیم و توی بهمن ماه هم عروسی کردیم به لطف خدا …اتفاقی که این بین افتاد این بود که تقریبا توی اذرماه 401 همسرم توی ازمون شرکت نفت که اندازه دنیا براش تلاش کرده بود و 2 تا مرحله ی اول که سخت ترینش بود رو قبول شده بود و مرحله ی اخر که باید میرفتن فقط اسم و فامیلشون رو میگفتند ، رد شده بود و خیلی ضربه ی محکمی بود … نمیتونید تصور کنید که من و همسرم چقدر غمگین بودیم .. زمانی که اون اتفاق افتاد من گفتم نه غصه خوردن فایده نداره اما فایل هاهم ارومم نمیکرد ..تصمیم گرفتم دوره دوازده قدم و قدم اول رو بخرم و خریدم و گوش دادیم و مثل اب بود روی اتیش …اروم شده بودیم و متوکل تر و میگفتیم الخیر فی ما وقع ….خلاصه بعد از عروسی مون هر روز صبح مینشستم و فایل هارو گوش میدادم (الانم برنامه هر روز صبحم همینه ) تا اینکه توی اردیبهشت ماه 402 دوره ثروت یکرو خریدیم …شرایط بهتر بود اما فقط یکم … گوش دادم تا اینکه توی دی ماه همش میگفتم من باید از این سالن برم …خلاصه سالن هارو میگشتم اما نه فایده ایی نداشت ..محیط سالن قبلی هم خیلی بد شده بود ….همچنان فایل گوش میدادم و روی خودم کار میکردم تا اینکه فروردین 403 یه شب که رفتیم خونه پدرم .ایشون گفتن وقتشه سالن بزنی و من گریه افتادم و گفتم میترسم .. پدرم گفت عباسمنش گفته هیچ وقت شرایط ایده ال نمیشه که شروع کنی باید از همینجا شروع کنی و همسرمم حمایت کرد و همه چیز بخدا قسم خود به خود جور شد و من شروع کردم ….و اتفاقات عالی و شزایط فوق العاده شروع شد … درامد من ده برابر رشد کرد و الان که یکسال و نیم از افتتاح سالن میگذره نمیدونید چقدر اتفاقات عالی افتاده و چه ایده هایی همین الان تو سرمه که باید انجام بدم و بله صبر جواب داد ….به جز بحث مالی که اندازه دنیا پیشرفت کردیم در جنبه ی روابط و شخصیت و احساس لیاقت و سلامتی و توحیدی بودن هم اندازه دنیا پیشرفت کردیم …

    من هنوزم هر روز روی خودم کار میکنم و منتظر اتفاقات خارق العاده ی بعدیم ….

    الهی هزاران مرتبه شکر که قانون ثابته و ما در این مسیر هستیم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1408 روز

    به‌نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

    خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون

    خدای مهربونم شکرت که منو به ابن پروژه عالی هدایت کردی

    باسلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم

    و سلام خدمت دوستان هم فرکانسی ام

    * من هدف و خواسته ی بزرگی که در ذهنم دارم ،رسیدن به آرامش درونی که از جنس خداست. و ارتباط عالی با خانواده و اطرافیانم هست ،با شور و ذوق زندگی کردن ،و زندگی را عالی زندگی کنم.

    و رسیدن به ایمان واقعی و توکل و باورهای عالی ،

    رسیدن به صبر و تکامل در زندگیم، و مطمئنم با صبر و باور اینکه برای رسیدن به هر خواسته و ایمان واقعی و باورهای مناسب باید تکامل آن طی شود ،به هر آن چیزی که می‌خواهم، خواهم رسید

    * ، باید صبور باشم در همه ی امور زندگی، و نشانه های بزرگ و خواسته های کوچکی که به آن ها رسیدم را برای خودم بزرگ کنم و شکر گزار باشم.

    * با صبور بودن و شکر گزاری بابت داشته هایم،که نشانه هایش آرامش بیشتر،صبر بیشتر ،توکل بیشتر و موفقیت های کوچک و بزرگ و ….است.

    * میدانم که با صبر و آرامش و توکل در همه ی جنبه های زندگیم به اون چیزی که میخوام میرسم ولی با عجله بیشتر از آنها دور میشوم و آرامش از من گرفته خواهد شد.در کل من آدم عجولی هستم و کمالگرا.

    به امید خدا و فایلهای استاد عزیز در حال خودسازی هستم ،و از خدای مهربانم در این راه هدایت میطلبم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2062 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

    أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ

    سلام به استاد عباسمنش و استاد شایسته نازنین

    سپاسگزار خداوند هدایت گرم هستم که از من به من آگاه‌تر هست و برای رشدم از من مشتاق تر

    می‌خوام درباره یه هدایتی بنویسم که شاید به موضوع این فایل هم مربوط میشه که درباره صبور بودن و عجله نکردن هست ، یه مدتی بود احساس عقب ماندن از هدفم رو داشتم به خاطر شرایطم و زمان کمی که دارم و نمیتونم به اندازه ای که میخوام برای هدفم زمان صرف کنم ، و این به من احساس بدی میداد که این روزها اکثر اوقات با من بود ، در کنار تمام امید ها و اتفاقات عالی و ایمان و توکل… این حس منو اذیت میکرد تا دوروز پیش که تو دفتر هدایتم از احساسم نوشتم از اینکه انگار انگیزه زیادی برای با حس خوب بیدار شدن ندارم چون روزهام تکراری و نادلخواه شده و من نمیتونم اونجوری که دوست دارم زمانمو استفاده کنم ،

    نوشتم …… استاد میگه لذت بردم از مسیر من الان از چی لذت ببرم…….

    و بعد هدایت شدم به فایل

    “موفقیت مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصد آن”

    و فایل برام دقیقا از جایی پلی شد که مات و مبهوت شدم باز از لطف خدایی که همیشه هدایتم میکنه و همون منو آروم کرد ، حالمو خوب کرد ، نگاهمو به خودم سپاسگزار تر کرد .

    اون احساس عجله ، نگرانی ، اینکه داره دیر میشه و …. کلی دلیل برای حس بد رو با خودش شست و برد.

    الان که تمرین این فایل رو داشتم مینوشتم فهمیدم چقدر همین تعریف نادرست از موفقیت تو ذهن من داشته بهم حس بد و بی ارزشی میداده.

    من قبلاً این فایل رو بارها هدایت شدم گوش بدم اما اون زنگ تازه تو وجودم صدا کرد و بهم آرامشی از جنس خدارو هدیه داد.

    حالا میتونم بگم به نظرم دلیل صبور نبودن و عجول بودن بیشتر ما عدم درک درست و تعریف نا درستی هست که از موفقیت داریم و اگه اینو درست درک کنیم قطعاً صبر بیشتر از قبل جایگزین عجله میشه.

    از اون موقع آرامتر شدم باز هم تسلیم تر شدم ، و خداوند بهم میگه اون نتایجی که فکر میکنم با رسیدن به اون نقطه مد نظر قراره شروع به رخ دادن کنه ، میتونه با کم شدن مقاومت هام کم کم از همین الان وارد زندگیم بشه و من با لذت مسیرم رو تا اون نقطه میتونم پیش ببرم که خود این آرامش و صبوری ، منو با سرعتی معقول به جلو به سمت اهدافم میبره.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    به نام خدای معجزه ها

    خدای وهاب و خدای رزاق

    استاد عزیزم و مریم جان سلام

    و سلام به تک تک هم مسیران الهی

    خدایا هزاران بار شکرت که اینجام و میخوام بنویسم

    خدایا با جان و دل ازت سپاس گذارم که وهابی

    استاد عزیزم

    مدت هاست حدود چند ماهی شکل بیزینس من تقریبا ی جورایی تغییر کرده و من از شکل خورده فروشی به سمت عمده فروشی قدم هایی برداشتم

    و به لطف الله تا این لحظه خدای رزاق هدایتم کرده و دستمو گرفته

    این مدت به شدت در پی برنامه ریزی بودم که خودم بتونم مستقیم جنس وارد کنم برای فروش

    که حاشیه سودم بیشتر بشه و بتونم فقط با همکار کار کنم که به عبارتی شسته و رفته باشه

    فعلا در حال حاضر تونستم به لطف الله خرید از دبی بزنم و این برام اندازه به دست اوردن کل دنیا پر از ذوق و شوق هستش

    و امروز استارت زدم و اولین واریزی پول رو انجام دادم

    دیروز به اتفاق همسرم رفتم سکه بفروشم که با نقدینگیش این خرید جنس رو بزنم

    یهو از ظهر طلا شروع کرد به صعودی رفتن

    گفتم ببین اینا همش نشونه هستش

    خدا داره میگه من دارم مسیر هموار میکنم

    تا رفتم پای فروش میشه گفت حدود 2 الی 3 تومان قیمت سکه افزایش پیدا کرد و من کلی خوشحال بودم که اولین استارت رو خدا داره طوفانی شروع میکنه

    همسرم هی میگفت صبر کن بزار فردا بفروش حداقل دو تومان بیشتر

    گفتم هدایت خدارو حیفه به تاخیر بندازی

    ی دستبند هم داشتم همین چند مدت پیش خریده بودم که توی مسافرت شکست و باید عوضش میکردم

    گفتم پول اینم میزارم رو سرمایه خرید

    خدا روزی میرسونه مجدد میخرم

    خلاصه من امروز اولین خرید خارج از کشور زدم و با کلی ذوق و شوق منتظر نتایج طلایی هستم

    این وسط هم نجواهای شیطان حمله میکردن که بازار تق و‌لق شده جنس میاری میمونه رو دستت

    که با دمپایی کوبیدم تو صورتش گفتم برو جایی بساط پهن کن که مشتری داشته باشی

    دقیقا همین چند روز پیش تو ی روز فقط سود ی معامله من 20 میلیون شد تازه با این تفاسیر که جنس مال خودم نبود

    اصلا خدارو هزار مرتبه شکر هر لحظه دارم سفت و سخت کنترل ذهن میکنم که جز ایمان به قدرت بی نهایت او هیچ چیزی وارد ذهن من نشه

    و میدانم خدا نظاره گر این جنس ایمان من هست و میدونه که من فقط روی قدرت اون حساب کردم و صبر کردم که قطعا نتایج طلایی بهم میده و اینو با تمام وجودم ایمان دارم بهش

    همین دو سال پیش که بعد از ورشکستگی شروع به کار کرده بودم و ایمان ضعیفی داشتم هر لحظه از ترس و استرس تن و بدنم میلرزید که نکنه رشد نکنی و درجا بزنی

    اما تک تک فروش های قبل رو از دفتر فروش نگاه میکردم و برای خودم یادآور میشدم که خدا فرق نکرده عوض نشده جنس ایمان تو عوض شده

    بگرد پی ی ایمان خالص تر

    اونوقت میبینی چیزی که کاشتی رو چی درو کردی

    و تمام فروش های قبل رو دونه دونه به خودم یا آوری میکردم و امید رو تو قلبم میکاشتم

    الان هم دارم همکارای وارد کننده رو برای خودم الگو قرار میدم و میگم ببین اونا تونستن

    قطعا تو هم میتونی

    تازه با این تفاسیر که در مسیر هستی و ذهنت رو گرو ی قدرت خاص قرار دادی

    پس توکل کن و از خدا نتیجه بخواه نه شرایط بازار و کشور و دلار

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    و من الان ی لوبیا دارم که حدود 24 ساعته که خیسه

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 41 رای:
  5. -
    نازنین پیرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    به نام یگانه خداوند جهان هستی

    سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته ی دوست داشتنی و تمام همراهان نازنینی که دارن کامنت من رو مطالعه میکنن

    وقتی داشتم این فایل رو گوش میدادم و نکاتش رو در دفترم یادداشت میکردم رسیدم به جمله ی ” ما باید هر موفقیت کوچیک رو در ذهنمون بزرگ کنیم و ازش برای ادامه ی مسیر انگیزه بگیریم” ، بعدش هدایت شدم به سمت ساخت یک تمرین

    و دوست داشتم اینجا هم درموردش بنویسم

    تمرین من :

    در این یک ماهی که متعهدانه بر قوانین تمرکز کردی چه اتفاقات مثبت کوچیک یا بزرگی داره برات رخ میده؟

    اولین و مهمترینش این بود که سرشار از حال خوبمم

    احساس آرامش زیاااد احساس رضایت درونی از خودم

    و این نشون میده که من با خدای قشنگم و منبع درونم همراستا هستم

    خیلی به خدا نزدیک تر شدم و حضورش رو خیلی بیشتر از گذشته در زندگیم حس میکنم

    حس میکنم که کاملا کنارمه و باهام صحبت میکنه و من رو هدایت میکنه (اصلا همین تمرین رو هم خودش بهم گفت که انجام بدم)

    همین که دارم با این تعهد روی قانون کار میکنم خودش برام پر از حال خوبه و حس بینظیری بهم میده و این اولین بار هست که دارم اینطور تمرکزی روی قانون کار میکنم

    و همین حال خوب باعث اتفاقات مثبت دیگه‌ست

    ما خواسته ها رو برای چی میخوایم؟

    برای رسیدن به حال خوب و خوشبختی

    خب من همین الان حالم عالیه و احساس خوشبختی میکنم و خوشحالم

    و به قول استاد نازنینم “وقتی تو حالت خوبه لاجرم و بصورت طبیعی خواسته هات وارد زندگیت میشن”

    تو این یک ماه ثروت و برکت خیلی زیادی وارد زندگیم شده

    یکی از موارد ثروت این بود که قرار بر این بود پولی به حساب مادرم واریز بشه و شخصی که قرار بود هزینه رو به حساب مادرم واریز کنه به اشتباه پول رو به حساب من واریز کرد با اینکه مادرم تاکید کرده بود به حساب خودشون واریز بشه

    و منی که میدونم این اشتباه نبوده بلکه نتیجه ی تغییر فرکانس من بوده

    از نظر روابط هم بخوام بگم روابطم خیلی خیلی بهتر شده

    من هر وقت میرفتم خونه سر مسائل کوچیک با مامانم بحث داشتیم

    ولی الان دقیقا دو هفته است که تو خونه فقط به هم عشق میدیم و با هم صحبت میکنیم و خیلی مهربانانه باهام رفتار میشه

    تو دانشگاه خیلی ارتباط نزدیک تر و شاد تری رو دارم تجربه میکنم و اینا همه بخاطر اینه که من دارم روی خودم کار میکنم

    تو خوابگاه ارتباطات خیلی موثری میسازم و دوستان هم خوابگاهیم مدام از ویژگی های مثبت من میگن و من رو تحسین میکنن (از وقتی دارم روی خودم کار میکنم بچه ها هم از من تاثیر گرفتن و شکرگزاری رو شروع کردن و یه جورایی همگی در وایب و فرکانس مثبت قرار گرفتیم که این هم نشون دهنده ی تاثیر گذاری بالای من هست)

    احساس مثبت خیلی زیادی نسبت به خودم دارم و انسان خیلی خیلی شاد تری هستم

    واقعا خدا رو شاکرم بخاطر تمام این اتفاقات مثبت و بخاطر قوانین ثابتی که قرار داده و بخاطر استاد عزیزم که این آگاهی های بی‌نظیر رو به ما آموزش میدن

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 749 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم

    پروژه تغییر جلسه هفتم

    خداره صدهزار مرتبه شکر برای این همه آگاهی که درین سایت وجود دارد.

    نباید عجله کنیم فقط از مسیری که میریم لذت ببریم و سپاسگذار باشیم، هر روز هر لحظه خدایاشکرت.

    شاید نتیجه نگیریم اما باید ادامه بدهیم و سهم خود ما را انجام بدهیم کم نیاریم .

    وقتی صبر میکنیم و در عین حال نتیجه را بخدا می‌سپاریم ، بدون شک که نتیجه می‌آید.

    صبر ادامه دادن مسیریکه میدانم نتیجه می‌دهد.

    تمرین

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    هدف یا خواسته ای بزرگی که برایش تلاش می‌کنم بهترین شدن در حوزه کاریم است .

    جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    بعضی جاها عجله کردم و بعدا فهمیدم که اشتباه بوده و البته که ضررش را هم دیده‌ام..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    با سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان جواب سوال یک تمرین من مینویسم بزرگترین هدف من در زندگی وصل شدن به خداوند که در درون من هستش و به همه چی آگاهه هستش با آگاهی های استاد و طبق قانون تکامل پله پله بهبود و تغییر کنم بزرگ ترین هدف من هستش جواب سوال دو من زمانی نشانه ها متوجه میشم از سمت خداوند که یک جور از درون حس تسلیم بودن صبوری و آرامش دارم یعنی عجله اضطراب ندارم که وای نشونه ها چیشد کجاعن و واقعا نشونه ها خیلی جالب و باورنکردنی که البته برای من باور پذیر شدن و زمانی که اضطراب و عجله و نگرانی برای دیدن نشونه های خداوند دارم متوجه میشم نشونه هایی که میبینم از سمت خدا نیستن پس تسلیم بودن صبوری و آرامش نکته مهم دیدن نشانه های خداوند دقیقا استاد میگه وقتی احساس خوب داریم نشانه ها و الهامات و هدایت ها متوجه میشیم جواب سوال سه خوب من درک کردم قوانین واقعا دارع عمل میکنه و واقعیه و تغییر از درونه منه من باید باورهام و افکارم تغییر بدم تا به احساس خوبی برسم تا دنیای بیرونم تغییر کنه و اینو میدونم همه همه چی تکاملیه تغییر و بهبود در من نیز به صبر یعنی ایمان و استقامت نیاز داره و اینکه اگر میخوام اونجور که دوست دارم زندگیم خلق کنم باید روی خودم کار کنم و ادامه بدم و جواب سوال آخر من بارها در زندگی عجله کردم و نتیجه اون چیزی که میخواستم درنیومد و نتونستم لذتی ببرم و این کارش شیطونه که هی نجوا میکنه و با عجله میخواد در ذهن ما اون کار خوب و قشنگ نشون بده تا ما عجله کنیم و بعد پشیمون بشیم ازون کاری که انجام دادیم اما جایی که آدم با احساس خوب صبوری و آرامش برای اون تصمیم صبر میکنه و انجام میده به نشونه ها دقت میکنه و تسلیم و صبور میشه اینقد نتیجه اون کار یا هرچیزی خوب و قشنگ درمیاد اینقد راحت و روون انجام میشه قشنگ آدم حس میکنه این کار خداعه ها الان قشنگ درک میکنم خداوند صابران دوست داره و شیطون کارش کلا عجله و ترس و کمبود دادنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مصطفی شهسواری گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    هدف و خواسته ای که برایش تلاش میکنید چیست؟

    هدف و خواسته من براش تلاش میکنم ساخت یک بدت نچرال در حد جهانی هستش

    از وقتی از ارمنستان برگشتم این هدف گذاشتم واز اونجایی که باید تمرین منظم و غذای منظم داشت نیاز به پول کافی هم دارد من امدم شروع کردم به کار باوانت که یجورایی اسپانسر مالیم هم بود الان نزدیک به دوسال میشه که سخت تمرین پ رژیم رعایت میکنم

    2:در مسیر چگونه جوانه های کوچک و نشانه های اولیه که در مسیر میبینید شناسایی می‌کنید ؟؟؟!؟

    ماهای اول تمرین خبری از تغییر نبود فقط کار تغیه و تمرین میکردم وحتی توجه نمی‌کردم که آیا رشد کردم یا نه چون میدونستم فقط باید ادامه بدم طبق آموزشهای استاد چون اگر به نتیجه توجه کنم حالم بد میشد پس ادامه دادم و هرجا خسته میشدم میگفتم مصطفی 5سال دیگه نتیجه میاد پس ادامه میدادم بعد از گذشت یک سال کوچولو کوچولو تغییرات تو آینه باشگاه می‌دیدم (جوانه ها)

    اولین رگ تو بازوم دیدم و برلش ذوق میکردم و بزرگ جلوه میدادم والان نزدیک دوسال میگذره کلی رگ در بدنم و عضلات دیده میشه جوانه هارو میبینم وعلارقم رژیم سنگین و دوبار در روز تمرین همچنان دارم ادامه میدم و مطمئنم که میشود (انجام شده میبینم)

    و خداروشکر میکنم برای امروز حالم بسیار بسیار خوبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زینب برهانیان گفته:
    مدت عضویت: 1310 روز

    درود و مهر به استاد عزیزم و همه دوستانی که دارم ازشون یاد میگیرم

    من دو تا هدف بزرگ دارم که براشون تلاش میکنم: یکی رشد و توسعه خودم و دیگری افزایش درآمدم

    دررابطه با رشد و تعالی شخصیتی خودم که حدود 4 ساله دارم مطالعه میکنم،آموزش ها و دوره های استاد میبینم و مهم تر از همه اینکه در عمل سعی میکنم اجرا کنم، در مسیر رشد فردی و شخصیتی، چون جنس نتایج و نشونه ها با اهداف مالی متفاوته،نگاه متفاوتی هم می‌طلبه، که من دائم بابتشون شکرگزاری میکنم

    نشونه هایی از جنس؛

    * تغییر برخورد آدمای اطراف،

    * حذف شدن آدمایی که باهامون هم مدار نیستن

    * احساس رضایت از زندگی بیشتر

    * احساس آرامش بیشتر و تنش و اضطراب و خشم کمتر

    * به لحاظ جسمی سالم‌تر و پر انرژی تر

    * احساس امیدواری نسبت به زندگی و آینده( با وجود این باور که خودمون میتونیم زندگیمونو خلق کنیم)

    * توانایی دوست داشتن و عشق ورزیدن به خود و در مرحله بعد دیگران

    و راهکار من برای قدردانی و توجه به نشونه ها ، نوشتنه، یک دفترچه خوشگل برای خودم دارم همیشه و هر فکر، ایده، اتفاق ، فرصت و انسانی که سرراهم قرار میگیره و به نحوی با اون هدفی که من تو مسیرش هستم ارتباط داره رو بعنوان یک نشونه مینویسم و شکرگزاری میکنم.

    و در مورد اهداف مالی هم استاد گفتن خیلیی مهمه که براساس روند تکامل پیش بریم و هدف گذاری ها و انتظارات از خودمونو پله پله بالا ببریم.

    ولی خیلی مهمه که فراموش نکنیم و رها نکنیم، برعکس دائم به خودمون یاداوری کنیم که شد و به این هدف یا مبلغ رسیدیم، پس مرحله بعد هم میشه،

    برای من در مورد افزایش درآمد هربار که تعهد دادم که درآمدمو افزایش میدم و نوشتم و امضا کردم و به خدا گفتم خدایا من نمیدونم از چه راهی،تو میدونی، تو مسیرو نشونم بده، دقیقا از مسیری و راهی که حتی تصورش هم نمیتونستم بکنم برام محقق کرد، خداروشکر میکنم با تمام وجودم.

    آخرین بار همین یک ماه پیش بود که تعهد دادم به خودم که من یک سوم درامدمو میخوام و بعد از ی مدت کوتاه تماسی باهام گرفته شد و یک پروژه کاری برای 3 ماه آینده بهم پیشنهاد شد و منم همون مبلغی که با خدای خودم صحبت کرده بودم پیشنهاد دادم و الان دوباره دارم مینویسم برای مرحله بعدی .

    ممنونم ازشما استاد فوق العاده برای این آگاهی ها،این نوع نگاه، این شیوه فکری و این سبک زندگی که بهمون یاد دادین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 2994 روز

    سلام استاد عزیز

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    خوب من هدفی که دارم این که خونمون مستقل بشه از مادر شوهرم

    و فهمیدم که در اصل من دارم رو چیزی که نمیخوام تمرکز میکنم

    نمیخوام اینجا باشم

    نمیخوام عمرم تلف شه

    نمیخوام بی احترامی ببینم

    و چند ساله فقط میگم نمیخوام ولی هیچ وقت نگفتم خوب من چیارو میخوام

    برای رسیدن به هدفم چند تا کار باید انجام بدم

    1.افکار منفی رو از خودم دور کنم و به هر چیزی جوری نگاه کنم که بهم حس خوبی میده

    سعی کن در حس خوب موندگار بشم

    2.روی روابطم کار کنم و از صبح تا شب تو ذهنم با بقیه نجنگم کمی رها باشم نکات مثبت آدمارو ببینم و به زندگیم عشق بورزم

    3.موانع من برای رسیدن به هدفم شناسایی کنم و باور های مناسب بسازم واسشون

    4.مهم ترین کار رو باورهای توحیدی کار کنم

    ترس از آدمها ،خودخوری،ناراحتی،نگرانی همش از بی ایمانی میاد و کسی که خدارو باور داره نباید از آدمی بترسه نباید اخم و تخم کسی ناراحتش کنه….

    5.رو باورهای ثروتم کار کنم

    من چند ساله کاری واسش نکردم و باید شروع کنم باید درستش کنم دیگه بسه این تکرار و تکرار و تکرار

    6.احساس لیاقت داشتن یه خونه عالی و زندگی خوب در وجودم ایجاد کنم

    چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    حس خوب و آرامشی که داره میاد تو وجودم اولین نشانه از این کار کردن ها روی خودمه

    چیکار کنم که بیشتر بشه نتایج

    با شکر گذاری و احساس خوب و دیدن داشته هام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: