تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیده شاهده صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلاااااام به استاد عزیز ومریم بانو وهمه ی دوستان هم مدارم

    هدف یا خواسته ی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟

    من تازه تو سن 38سالگی متوجه شدم که چی میخوام وبه چی علاقه دارم

    من میخوام یک مدل باشم همیشه جلو آینه ژست میگرفتم وقتی مدل هارو میدیدم و حرکاتشون رو میدیدم لذت میبردم ولی اصلا متوجه نبودم که من به این کار علاقه دارم شاید البته بخاطر باور های مذهبی که داشتم نمیتونستم جدی تر بهش فکر کنم

    البته توی ورزش هم توانایی های خوبی دارم وهمیشه اطرافیان میگفتن چرا مربی نمیشی ولی من فقط ورزش کردن رو دوست داشتم ودارم وعلاقه ای به آموزش ورزش نداشتم

    از لحاظ وزن وقد استاندارد مدل بودن نیستم ولی با شناخت قانون وآگاه شدن اینکه من خالق زندگیم هستم دیگه نگران این قضیه نیستم یعنی من اصلا قبل این آگاهی ها نمیدونستم که دوست دارم مدل بشم وچون باشناخت قانون جهان هستی متوجه علاقه ام شدم قبول کردنش وتونستنش برام راحت تر بودوهست

    قبل ادامه دادن این موضوع ی چیزی رو میخوام بگم که من خیلی دوس دارم به کشور کره جنوبی مهاجرت کنم ونزدیک 10سال کلا تنها فیلم و سریال های کره جنوبی رو نگاه میکنم وچند سال پیش هم خود خوان شروع کردم به یادگیری زبان کره ای هنوز کامل مسلط نیستم ولی خب پیشرفت خوبی داشتم و توی اینستا با خیلی از بچه های ایرانی که تو کره زندگی میکنن آشنا شدم ومرتب برای شناخت بیشتر کره پست واستوریهاشون رو‌نگاه میکردم (البته من وقتی دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم توی جلسه سوم بود فکر کنم که خدا اونجا واضح بهم گفت که اگه میخوای پول دار بشی باید اینستات رو حذف کنی البته قبل ترش هم که استاد گفته بود که شبکه های اجتماعی رو دنبال نکنید من خیلی کم میرفتم اینستا بیشترش هم برای پیج های که مربوط به فرهنگ وشرایط کره وزبان کره ای وبچه های ایرانی مقیم کره بود نتونستم حذفش کنم ولی بعدش یاد حرف استاد افتادم که گفت چیزی رو که باید ببینی یا بشنویی از ی جایی خودش میاد و من سریع حذفش کردم وانقدر الان از این بابت آرامش دارم وانگار اصلا همچین چیزی تو زندگی من نبوده) ویکی از اون ها خیلی دختر فعالیه و ی جورایی الگو شد برام و از طریق ایشون من با ورزش کره ای snpe آشنا شدم که ورزش اصلاح بدن هست و به علت بد نشستن وبد خوابیدن خلاصه عادت های بدی که سال ها انجام دادم بدنم نیاز به اصلاح کامل داشت

    وقتی من این هدف رو انتخاب کردم که میخوام مدل بشم و گفتم خدایا میخوام درست واصولی برای این هدف جلو برم ومن هدایت شدم به این ورزش که اول بدنم رو کامل اصلاح کنم بعد کم کردن وزن ویادگیری شروع مدل شدن

    والان من نزدیک یک سال هر روز دارم این ورزش رو انجام میدم و تازه الان بعد یک سال دارم نتیجه میگیرم وخیلی وقت ها نجوا میومد که الکی داری وقت طلف میکنی هیچ اتفاقی نمیفته یا وسط تمرین میگفت یکم زمانش رو کم کن تعدادشون رو کم تر کن خلاصه کلی نجوا میومد ولی من چون اهل ورزش کردن هستم و ورزش کردن هم دوست دارم و واقعا همیشه جز زندگیم بوده با شور وشوق ادامه دادم

    من وقتی شروع کردم از خودم عکس گرفتم و با عکس الانم که مقایسه میکنم کلی تغییر کردم ولی ی مدت انگار یادت میره قبلا چطوری بودی ،اینطوری بودم که من تغییر زیادی هم نکردم ها واین حرف ها همش تو ذهنم بود

    تا بهم الهام شد که برو ماساژ بگیر قبلا دوبار رفته بودم ی جایی برای ماساژ که کارش واقعا عالی بود هی چند روز بهم گفته میشد برو ماساژ تا که دیگه نوبت گرفتم و رفتم

    وقتی شروع کرد به ماساژ دیدم اصلا مثل قبلنا که رفته بودم ماساژ گرفتم دردی ندارم وحس میکردم الکی داره ماساژ میده و وسط ماساژ هم بهش گفتم که همچین ورزشی هست و یک سال دارم انجامش میدم

    گفت پس بگو چرا انقدر بدنت تغییر کرده گفت هیچ گره ای تو بدنت نیست همه ی مهرهات سرجاشه چاکراهات سرجاشه نافت سرجاشه شونه هات صاف شده و هیچ خبری از استرس واضطراب در بدنت نیست و همون لحظه از ذوق سریع بغلم کرد وبوسید

    و گفتم الله واکبر من به ماساژ نیاز نداشتم من اومده بودم اینجا که خدا از زبان تو این حرف هارو به من بزنه که مسیرت درست ونا امید نشو وادامه بده

    هر دفعه که میرم جلوی آینه فقط میگم خدایا شکرت که منو به این ورزش هدایت کردی وبرای کوچک ترین تغییرم خدارو شکر میکنم ومیبینم چقد فرم پاهام شونه هام کمرم چقدر خوب شده مخصوصا پوست صورتم چقدر روشن تر شده صورتم صاف شده چون وقتی گردن رو به جلو باشه ومهر ها سر جای خودشون نباشه خون نمیتونه درست جریان پیدا کنه واین باعث تیره تر شدن پوست افتاده شدن پوست وچین وچروک میشه ومن الان مهر های گردنم سر جاشه وکاملا صورتم تغییر کرده حتی این ورزش باعث میشه قدتم بلندتر بشه چون عضلاتی که کوتاه شده بودن به حالت اول برمیگردن وروی قد هم تاثیر دارن اصلا این ورزش غوغا میکنه انگار اومدی جراحی زیبایی رو بدنت انجام دادی ومن هر روز بیشتر وبیشتر عاشق خودم وتلاشم میشم که نا امید نشدم وادامه دادم و این ورزش دیگه جزئی از سبک زندگی من شده

    و هر روز با شور وشوق انجامش میدم.

    من توی یوتوب هم کانال زدم تقریبا 3سال پیش وکانالم به درآمد رسید و یک بار هم از یوتوب درآمد کسب کردم واوایل خیلی شور وشوق وهیجان داشتم ومیدونستم یک شبه به درآمد نمیرسم ولی وسطاش نا امید شدم ودیگه ادامه ندادم ولی همیشه ی حسی بهم میگفت که ی روز بهتر میشه و وقتی پروژه تغییر رار در آغوش بگیر رو شروع کردم وهمین طور شروع دوباره دوره احساس لیاقت تازه فهمیدم علت توقف من چی بود

    این بود که وقتی من شروع کردم خیییلی عالی پیش رفت و من شوکه شدم از این شروع خوب چون فکر نمیکردم سریع جواب بده و من تازه فهمیدم که از اینکه داشت خوب پیش میرفت من ترسیدم تحمل وظرفیت اون رشد سریع رو نداشتم ی جورایی خودم رو لایق وارزشمند اون رشد سریع ندیدم و واسه همون متوقف شد ومن هم نا امید شدم وادامه ندادم

    البته تو اوایل دوره هم جهت با جریان خداوند دوباره بهم الهام شد که شروع کنم وشروع کردم بازدید ویدیو هام با اینکه مدتی فعالیت نکرده بودم خیلی خوب بود ولی انتظارم این بود چون بهم الهام شده دیگه باید سریع جواب بده این دفعه و باز متوقف شدم

    ولی این بار که دوباره بهم الهام شد وشروع کردم دیگه عجله ای ندارم و با این فایل هم متوجه شدم که ترمزم کجا بود و الان با صبر پیش میرم وعجله ای ندارم ومنتظر قدم بعدی ام برای ادامه دادنِ فعالیتم در یوتوب مثل ورزش کردنم تا رشد کانال یوتوبمم ببینم وایمان دارم که اتفاق میفته چون باور دارم که کار من ارزشمنده ومن لایق وشایسته ی دریافت فراوانی وفضل خداوندم

    خداروبی نهایت سپاسگزارم برای این رشد وآگاهی وبزرگتر شدن ظرف وجودم وقوی تر شدن ایمان وباورم

    از شما استاد عزیز بی نهایت سپاسگزارم که دست خداوند هستین برای من برای آگاه شدنم و درک درست از جهان وقانون جهان هستی

    در پناه رب العالمین باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام…

    بیشترین چیزی که تو زندگیم ازش ضربه خوردم عجله کردنه…با اینحال هروقت که میبینم کارهام گره خورده و درست پیش نمیره،ریشه یابی که میکنم بازم میرسم به احساس عجله…

    یعنی با اینکه کاملا واقفم به این موضوع که عجله چقدر آسیب زننده اس اما این جزو پاشنه ی آشیله و از اونجایی که خداوند از خصلت انسان به عنوان عجول یاد میکنه پس این از سمت خداوند پذیرفته شده اس و نباید خودمو سرزنش کنم به خاطرش و فقط سعی کنم که جزو صابرین باشم…

    زمانی که سالن شراکتی رو با شریکام زدم همه اش عجله داشتم برای اینکه زودتر به نتیجه برسم همش بدو بدو…نزدیک به دوسال گذشته بود اما اون نتیجه ای که من میخواستم حاصل نشده بود…اما من تو این سالن خیلی رشد کرده بودم ،خیلی بزرگتر شده بودم…با برخورد کردن به تضادها خواسته هامو واضحتر شناخته بودم، اما اینارو به عنوان نتیجه نمیدیدم…همش دنبال نتیجه ی مالی بودم…تا بعد از کلی دست و پا زدن هدایت شدم به فایهای روز شمار…شروع کردم به کار کردن…نکته به نکته عمل کردن…تو اون تایم به شدت صبور شده بودم…خیلی ایمانم به خداوند بیشتر شده بود و خیلی امیدوار بودم که اتفاقات فوق العاده ای تو راهه…قدم به قدم حرکت میکردم و بابت کوچکترین نتایج و نشونه ها سپاسگذاری میکردم…و از اون تایمی که شروع کردم تمرکزی روی فایلهای روز شمار تحول کار کردن به سه ماه نکشید که هدایت شدم به اینکه شراکتم رو تموم کنم و رفتم تو معروفترین سالن شهرمون و اونجا طی یک هفته از دستیار تبدیل شدم به عروسکار…و درامدم از ماهی 20 تومن شروع شد و طی دوسال رسید به 80 تومن…اما این طور نبود که بگم وقتی رفتم تو این سالن دیگه همه چی تموم شد و من به هدفی که میخواستم رسیدم…نه طی اون دوسال خدا میدونه که من چقدررر رو خودم کار کردم…چقدر کلاس شرکت کردم..دوره های استاد رو خریدم کار کردم…رو مهارت خودم کار کردم هرروز تمرین میکردم…چالشهایی که با مشتریا داشتم…چالشهایی که با همکارا داشتم چالشهایی که با صاحب سالن داشتم…کلی تضاد بود که بهش برخوردم و هربار سعی کردم کمی بهتر از قبل عمل کنم…کلی از ترمزهامو شناختم…کلی از خواسته هام واضحتر شد…به کلی از خواسته هام رسیدم اما خواسته های بزرگتری درونم شکل گرفت…هدایت شدم به اینکه اون درامد و جایگاه عالی رو کنار بزارم و از اون سالن بیام بیرون…با اینکه کوچکترین ایده ای نداشتم…اما بعدش هدایت شدم به اینکه سالن خودمو بزنم…تصورم این بود که سالنو میزنمو و تو 6ماه میترکونم…ماه اول گذشت و خبری نشد و ماه دوم و سوم و….همینطور گذشت…اونطور که فکر میکردم اوضاع پیش نرفت…من فکر میکردم چون تو سالن قبلی من عروسکار بودم و هزار تا عروس اومده زیر دستم پس اگر خودم سالن بزنم بازم این اتفاق میفته…اما اینطور نبود…چرا که من اعتماد به نفس به شدت پایینی داشتم و اینو فقط خودم بودم که درک میکردم…چرا که من اصلا توانایی برقراری ارتباط با مشتریها و ادمهارو نداشتم…چرا که من شیوه ی درست سالن داری رو بلد نبودم…خیلی چیزها بود که من توش ضعف داشتم و بلدش نبودم…درسته که من تو اون سالن یه شنیون کار و یه عروسکار ماهر بودم که همه منو به عنوان بهترین شنیونکار این شهر میشناختن…اما مسیر کسب و کار شخصی ،مسیر سالنداری خیلی فرق میکرد با اینکه فقط تو بری تو یه سالن و صاحب سالن بهت مشتری بده و تو فقط صرفا روی شنیون تمرکز داشته باشی…و اصلا برات مهم نباشه اون مشتری از کجا اومده چطور اومده…و الان که کسب و کار برای خودمه تازه دارم میفهمم که چقدررررر این مسیر متفاوته با اینکه برای دیگران کار کنی اونم فقط توی یک جنبه…مثل استاد که میگفتن من تو سخنرانی خیلی خوب بودم اما تو پر کردن سالن و کارهای اجرایی هیچ تجربه ای نداشتم و این دوتا کاملا متفاوت از هم بود…برای من هم دقیقا همچین اتفاقی افتاد…گذشته از اینکه مدتها تو در و دیوار بودم و نمیتونستم مسیر درست رو پیدا کنم و مدام در حال تقلا و تلاش بودم که هرچه زودتر به اون درامد برسم…اما کم کم از شدت دست و پا زدن های من کم شد…الهامات زیادی رو دریافت کردم…شروع کردم به کار کردن روی دوره ها…موارد زیادی رو تو شخصیتم تغییر دادم…نتایج زیادی از این تغییر شخصیت گرفتم…ارامشم به نسبت قبل هزار برابر شد…حتی نسبت به زمانی که ماهی 70،80 تومن درامد داشتم…خیلی صبور تر شدم…هر بار به خودم یاد اوری میکردم که صبوری کن و ادامه بده…تو مسیر بازهم بالا و پایین زیاد داشتم اما خیلی از مسیر دور نشدم و زودتر از گذشته به مسیر برگشتم…8ماه گذشته …هنوز به درامد نرسیدم…اما نشونه های خیلی زیادی دارم میبینم و تایید و تحسین میکنم…اوایل هم نشونه هارو میدیدم اما سپاسگذاری نمیکردم بابتشون میگفتم اینا که چیزی نیست…من خیلی بیشتر میخوام…اما الان سعی میکنم راهی که قبلا منو به موفقیت رسونده رو برم…تو این روزها به شدت دست گذاشتم رو خودم و هرآنچه که لازمه رو دارم درون خودم تغییر میدم…چندماه عشق و مودت رو کار کردم و خیلی نتایج عالی گرفتم الانم هدایت شدم به دوره ی قانون سلامتی و کسب و کار…20روزه که قانون سلامتی رو شروع کردم…اولش بازهم دچار عجله شده بودم که هرچه زودتر باید به اون اندام دلخواهم برسم…اما کم کم صبور ترشدم و با خودم مدام تکرار میکنم که این سبک زندگیته که تا ابد میخوای ادامه اش بدی…عجله برای چی…نسبت به روز اولی که شروع کرده بودم قانون سلامتی رو خیلی خیلی بهتر شدم…اولش همش تو درو دیوار بودم…اما مدام میگفتم فقط ادامه بده…و هدایتهای خداوند رو تو مسیر دارم دریافت میکنم و هربار سعی میکنم یه قسمتهایی رو اصلاح کنم و بهبود ببخشم…

    خلاصه که خواستم بگم خداوند با صابرین است…اگر صبر پیشه کنیم…نتیجه ها خواهد اومد…من قبلا بارها تجربه اش کردم…خیلی لذت بخشه که از پس صبر و قدمهای درست و تکاملی نتایج خیلی فراتر از دلخواه تو رخ میده….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1853 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و همه دوستان

    چقدر این فایل بموقع بود.من فایلهای این پروژه رو شبها گوش میدم.به تازگی (دو هفته پیش) کسب و کار شخصی خودم رو استارت زدم به لطف خدا.همین یکی دو ساعت پیش دقیقا داشتم به خدا میگفتم خدایا مشکل کار من کجاست که نمودار رشدم اینجوری شده و از این حرفها. الان که این فایل رو گوش دادم دقیقا به جواب سوالم رسیدم. من باید صبر کنم.باید گفتگوهای ذهنیم رو کنترل کنم و بابت کوچکترین پیشرفت و یادگیری از خدا سپاسگزاری کنم.همین امروز از استادم یه سوال پرسیدم و نیم ساعت بعد جوابشون این بود که این شدنی نیست و نقطه سر خط.اما قبل از اینکه ایشون جواب بدن من رفته بودم و جواب مساله رو گرفته بودم و حلش هم کرده بودم و وقتی به استادم نشون دادم خیلی تحسین کردن و تشکر کردن که بهشون گفتم.و اینجا به خودم افتخار کردم که در حوزه ای که فعالیت دارم هر روز دارم یاد میگیرم و مسایل رو حل میکنم و میرم جلو.در کنار همه اینها باید صبور باشم و ایمان داشته باشم که با سپاسگزاری بابت کوچکترین نشانه ها،نتایج بزرگ و بزرگتر میشن و من باید استمرار داشته باشم.چیزی که پاشنه آشیلم هست.که البته خیلی روش کار کردم و الان زمین تا آسمون با چند سال قبل فرق دارم.

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    به نتیجه رساندن و تیک خوردن اهدافم در زمینه بیزنس شخصی خودم.

    برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    با سپاسگزاری روزانه سعی میکنم تمام نکات مثبت و پیشرفت و بهبودهایی که به خودم و بیزنسم میدم رو بیاد بیارم تا توجهم روی نکات مثبت خودم و بیزنسم باشه.

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    من بزرگترین ضربه هام رو از عجله یا همون رعایت نکردن قانون تکامل خوردم.میخواستم همیشه همه چیز زود بره جلو.

    اما یجاهایی هم وقتی صبر کردم نتایجم خیلی بزرگ بود مثل: روسه مهاجرتم،پروسه استارت کسب درآمدم از صفر که بعد از تقریبا یکسال باندازه تمام سالهای عمرم پول ساختم. پروسه خرید ماشین جدیدم که خیلی براش صبر کردم و آخر هم همون که دلم میخواست رو بدست آوردم و با قیمت فوق العاده.پروسه کاهش وزنم که این رو در دوره قانون سلامتی تجربه کردم.

    پروسه عضله سازی که بدون حتی یک گرم پودر انجام دادم و نیازمند صبر زیادی بود. پروسه یادگیری زبان جدید.پروسه گرفتن گواهینامه با زبان جدید که خیلی خیلی خیلی نیازمند صبر بود برام.چون روزهای اولی بود که با زبان جدید آشنا شده بودم و هیچی ازش نمیدونستم و باید به همین زبان امتحان آیین نامه میدادم و چون هیچی از زبان جدید نمیدونستم خیلی کلافه میشدم.اما بلطف خدا توی ده روز انجامش دادم.چیزی که همه متعجب بودن.و خیلی موارد دیگه که الان حضور ذهن ندارم.

    سپاسگزارتم استاد عزیزم و یه سپاسگزاری ویژه از خانم شایسته عزیز دارم بابت این پروژه فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مریم عباسی گفته:
    مدت عضویت: 2128 روز

    سلام استاد عزیزم

    چقدر این سوالتون که چه زمانی تصمیم به تغییر گرفتید سخته جواب دادنش،

    دلم می‌خواد برای شما استاد عزیزم بنویسم که بدونید دارید چه کار می‌کنید با دانش جوهاتون

    منم اون دانشجویی هستم که قسمت جلو کلاس نشستم استاد

    من تمرکز صددرصد گذاشتم تا هر چی میگین انجام بدم

    قبلا کتک خورم ملس بود استاد

    ولی از روزی که با شما آشنا شدم هر روز دارم بهتر عمل میکنم

    واقعا این تکامل چقدر درسته

    من هر روز دارم بهتر درس هامو یاد می‌گیرم و بهتر عمل میکنم

    یه روزی که 19 سالم بود ‌و پدر ‌ مادرم گفتن میخواهی با فلانی ازدواج کنی

    منم حالیم نبود ‌ و روز بعد از کنکورم بود ، یادمه خنده ام گرفته بود ،البته این رو توی پرانتز بگم ، من وقتی عصبی هستم و ناراحت ، زیاد می خندم ، تا دیگران ناراحتی ام رو متوجه نشن و جلوی بقیه خورد نشم

    خلاصه اینکه اون روز من خندیدم و با اون آدم ازدواج کردم و سه تا بچه هم ازش دارم

    باورت میشه استاد من تصمیمی رو که چهار ماه بعد از ازدواجم گرفته بودم رو بعد از 19 سال عملی اش کردم

    باورم نمیشه این قدر کتک خورم ملس بود و من ضربه ها خوردم از جهان ، من کتک ها خوردم توی این 19 سال

    استاد یعنی اون سال‌های که میتونست بهترین باشه یعنی از 19 سال تا 38 سالگی ، الان 39 سالمه و

    ،،،همین الان یه آگاهی اومد برام ,

    من به خاطر عدم ارزشمندی ام این همه سال تو سری خوردم

    و امروز اون روزی است که من توی یه رابطه بودم و بعد از چهار ماه تمام شد و این دفعه خودم خاستم که تمام بشه ، چون احترام و ارزشمندی من زیر سوال میرفت ، من خاستم و جهان بقیه کارهارو خودش انجام داد

    من الان خیلی به فکر فرو رفتم ، چرا هر دو تا رابطه من بعد از چهار ماه

    مورد بی احترامی قرار می‌گیرم

    فهمیدم

    بله به خاطر احساس عدم ارزشمندی خودمه

    چون من خودم ، خودم را دوست ندارم

    من خودم، خودم را قبول ندارم

    این دفعه دیگه نگذاشتم ، ادامه پیدا کنه بی احترامی بهم

    چون دیگه قانون رو یاد گرفتم و نمی خاستم مورد بی احترامی قرار بگیرم که حالم رو بد کنه که اتفاقات بد رو تجربه کنم….

    باورت میشه استاد ,این آدم رو خودم خلق کردم خودم

    یعنی تمام ویژگی هایی که داشت رو خودم ساختم ,،

    بگزارین براتون بگم منظورم چه ویژگی هایی است

    سه سال کوچکتر از من، بدون بچه، ازدواج نکرده باشه،موهای بلند و فرفری, ریش ‌ سیبیل, قدش، حالت دستهاش و پاهاش , خودم خاستم 5 تا زبان بلد باشه من از اون انگلیسی یاد بگیرم و اون از من فارسی ، در صورتی که ساکن آلمان هستیم

    رفت و آمدش به آمریکا داشته باشه، من رو همون جوری که هستم قبول کنه ، من را قضاوت نکنه،

    کاملا باهام موافق باشه،

    خودم ساختم که یکی از شاگردهای کلاسم باشه و من استاد اون باشم

    و خودم این آدم را وارد زندگیم کردم با تمام ویژگی هاش

    و من میدانم دلیل این بی احترامی های این آدم بهم هم عدم ارزشمندی خودم بوده

    یه چیزی رو که جهان خوب بهم نشان داد ، خالق بودن خودمه

    الان که میدونم این آدم رو خودم خلق کردم، خوب همونی رو که میخام رو خلق کنم

    میدونی استاد دلم می‌خواد با یه نفری وارد رابطه بشم که از دانشجوهای ممتازتون باشه ، از اون دانشجوهایی که بهش افتخار می‌کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مدینه گفته:
    مدت عضویت: 2614 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم من از وقتی که با شما همراهم و به عینه به عینه میبینم که هر وقت به شما با حرفای شما پیش رفتم چقدر همه چیز عالی شده و هر وقت کم کاری کردم به عینه شرایط به سمت بد پیش رفته و تلاشم توی این سه سال با این بالا پایین داشتم این بوده که بتونم یه برایند رو به بالایی داشته باشم خداروشکر توی این سه سال نتایج من ارامش بوده صلح با خود بوده که باعث شده انسان هایی با شرایط فوق العاده جذب من بشن و حالا چون صد در صد چیزی ک میخواستم نبودن صبر کردم تا بدست بیارمشون . 23 سال دارم و میدونم ک صبر کنم قطعا فرد دلخواهم رو جذب میکنم . اعتماد به نفس و توانایی هام به سمت عالی پیش رفته و واقعا زندگیم عالی شده منی که دختری بودم که به شدت تحت کنترل خوانوادم بودم و وابسته به اون ها و چون جو خانواده و قومیتی ما طوری هست خانم ها خیلی ازاد نیستن من ازادم چون روی حودم کار کردم وایمان عملی رو هم نشون دادم الان خانوادم منو ازاد میزارن تازه حمایتم هم میکنن از من توی این سن تنها مسافرت کردم به افغانستان سرزمین مادریم و تجربه فوق العاد عالیی داشتم . باور کنین فوق العاده به من خوش گذشت اونجا با وجودی که افغانستان رو دیگه تو دنیا جای داغون و نا امن میشناسن من حتی یک مورد جتی یک مورد رفتار بد یا موقعیت خطری مشاهده نکردم شاید باورتون نشه توی برهه ای رفتم که توی اون منطقه شرایط بدی حاکم شده بود ولی تولحظه ورود وخروج من همه چیز سرجای خودش بود ومن در امنیت کامل بودم با اینکه دختر بودم با اینکه تنها بودم با اینکه توی نا امن ترین جای دنیا بودم حساب کنبن دیگه شرایط چطور بود ولی واقعا خداوند به واسطه ایمانی که داشتم بهش برام سنگ تموم گذاشت نه تنها امنیتم عالی بود بلکه واقعا واقعا بهم خوش گذشت و جزو بهترین تجربیات زندگیم شد . چیزیکه قبلا شاید حتی بهش فکر نمیکردم به واسطه ایمان یه واسطه توکل به واسطه اعتماد به نفس و انجام کار عملی محقق شد . این داستان برای خودم تا چند لحظه قبل یه امر طبیعی بود و واقعا چیز عجیبی نبود اما تو این فایل وقتی در مورد این مسعله که دارایی ها و توانایی ها عادی میشن ولی ما باید به یاد بیاریم و سپاس گذار باشیم اومد تو ذهنم و الان میفهمم که این یک معجزس برای منی که تا قبل به اون صورت تحت فشار خانواده بودم . وزمان چطور شرلیط رو تغییر داد . الان خوب فکر میکنم واقعاا تمام زندگی من پر از این هاست و واقعاا خدا رو شکر میکنم که اینطوری منو حمایت میکنه میدونم که در اینده تجربه مسافرت و مهاجرت با استقلال رو به جاهای دور تر و زیبا تر خواهم داشت و همین طور خدا منو تو افغانستان و تو اون شرایط حفاظت کرد حتما اون جا هم باهامه اصلا نگرانی ندارم از این بابت و واقعا ذوق دارم که کاش زود تر برم و شرایط عالی رو تجربه کنم . برای این هدفم هم هدفگذاری کردم. انشالله با بورس تحصیلی برنامه دارم که بیام بزودی . اینم الان یاد م اومد و جالب بود . من مهاجر هستم توی ایران و از وقتی روی خودم کار کردم واقعا رفتار های نژاد پرستانه ای که قبلا تو کوچه و خیابون توی ایران میدیدم و واقعا واقعا ازار دهنده بود الان خیلی کمتر شده دوستای ایرانی عالی دارم و یکی از استاتید دانشگاهم که الان لس انجلس هست واقعا منو مثل دختر خودش میدونه و بهم مشاوره میده برای مهاجرت تحصیلی از این رو خیلی خوشحالم که من با کا کردن روی خودم روابطمو چقدر عالی پیش بردم و خداوند چه انسان هایی رووارد زندگیم کرده .

    ممنونم استاد از صحبت هاتون و تا فعلا :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    Erfan گفته:
    مدت عضویت: 2125 روز

    سلام استاد عزیزقبل از همه چیز خدارو سپاس گذارم بابت اینکه من را هدایت کرد به مسیری که بتونم با شما وسایتتون اشنا بشم.

    و همچنین از شما سپاس گذارم بابت اینکه چند ساعت از وقتتون را به افرادی که دوست دارن توی زندگیشون از هر لحاظ پیشرفت کنن صرف میکنن

    واقعا استاد من خودم به شخصه خیلی از این فایل های شما چه گفت وگو چه سریال زندگی و… لذت میبرم چرا چون میبیم که توی هر فایلی اون نکات ریز و بسیار مهمی که باعث پیشرفت میشن را هی توی هر فایلی سعی میکنید که به بچه ها یاد اوری کنید که ملکه ذهنمون بشن . مثلا توی همین فایل مثل نکته ی رعایت تکامل هر چیز و صبر در هر مسیر واقعا خود من چند روزی بود که این دوتا مورد را توی اون مسیر اهدافم فراموش کرده بودم و امروز که این فایل را دوباره دیدیم و دوباره بهم یاد اوری شد انقدر ذوق کردم انقدر خوشحال شدم و هم از شما و هم از خدا سپاس گذاری کردم که باعث شد نکته به این مهمی را توی مسیر اهدافم فراموش نکنم و دوباره بهم یاد اوری شد .وقعا از اون مثال لوبیا خیلی خوشم اومد استاد واقعا ممنونم من که خودم خیلی خیلی از این فایل لذت بردم واقعا خداروشکر که به این مسیر زیبا هدایت شدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    صادق کیانی گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    سلام استاد عزیزم

    چقدر گریه کردم با شنیدن این فایل و دارم با همون چشمای پر از اشکم می‌نویسم،با اینکه از اوایل امسال با فایلهای دوزاده قدم شروع کردم به حرکت و توجه به قانون تکامل،هر روز سعی کردم و میکنم که از روز قبلم بهتر باشم و دارم روی ذهنم و مهارتهای فیزیکی کار می‌کنم امروز یه صحبتی به شکل نصیحت از یکی از اعضای خانوادم باهام شد که دنیا را برام تیره و تار کرد،مخصوصا وقتی بهم یادآوری کرد که دخترت داره بزرگ میشه و تو هنوز هیچی نداری،حتی یه خونه،یه لحظه به این موضوعات فکر کردم و دلهره و اضطراب افتاد به جونم و حس و حالم بد شد،دیگه می‌دونم که نباید توی حس بد بمونم سریع اومدم خونه و رفتم توی سایت و به خدا گفتم باهام حرف بزن خیلی بهت نیاز دارم،بهم بگو باید چیکار کنم،اگه دارم راه درست را میرم بهم بگو چون من الان زیاد نشانه ای نمی بینم یعنی نشانه ها هست ولی شیطان همش اونا را کم جلوه میده گفتم ازت هدایت می‌خوام و با درخواست محکم و مشخص و با یک حس خاص دکمه من را به سوی نشانه ام هدایت کن زدم که این فایل اومد،با اینکه این فایل را بارها گوش کرده بودم ولی این دفعه برام یه حس دیگه داشت،تمام این حرفها را از زبان خدا تصور کردم و انگار خدا باهام صحبت کرد که صبر داشته باش همه چیز درست میشه،خدایا ازت ممنونم بابت اینکه با زبان استاد عزیزم و دوستان باهام صحبت کردی،استاد عزیزم چند ماهی میشه با تمام وجود دارم‌ سعی میکنم به توصیه های شما و به صحبتاتون عمل کنم و ایمان‌ دارم همه چیز تغییر می‌کنه،مخصوصا الان که خدا راهم را تایید کرد ایمان بیشتری پیدا کردم،ازتون ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1462 روز

    به نام کسی که مراآفرید.

    سلام به استادعزیزونازنیم .

    واااای استادکی میشه من مستقیما، قربون صدقه ی شمابرم‌‌ وصدای شمارابشنوم .

    حتمن یه روزی اتفاق میفته.

    استادازاین گفتگوپیامهای زیادی دریافت کردم.

    استادامسال خیلی اتفاقات خوب توزندگیم افتاد.وتغییرات زیادی رخ داد.امامتاسفانه من بنده ی ناسپاسی بودم وتوقعم یه کم زیادبوده وبه قول معروف آدم صبوری نبودم.

    وقتی دوستان عزیزوخودشماصحبت کردیدمتوجه شدم که خیلی ناسپاسی کردم.

    وخیلی زوداتفاقاتی که سال گذشته آرزوشوداشتم والان برآورده شده ،برام عادی شده.

    وبه جای سپاسگزاری ازاینهاودیدنشون که قدرشناس باشم وامیدوارترباشم ،مدام‌گفتم پس چرانمیشه ؟پس چرافلان اتفاق نمیفته.؟

    اعتراف میکنم ،که به خودم ظلم کردم .چون یه جاهایی حال خودموالکی خراب کردم.

    وقتی دوست عزیزمون گفتن ،نتایج وقتی تغییرمیکنه که خودت تغییرکرده باشی ،به فکرفرورفتم .وپیش خودم گفتم پس اگه نتایج تغییرنکرده ینی من هیچ کاری برای تغییرم نکردم.

    یه مروری کردم ،دیدم من خیلی تغییرکردم وخیلی اتفاقات افتاده .منتهی من زیادتوجهی بهشون نکردم وبی تفاوت ازشون عبورکردم.

    اتفاقا،موفقیتهای کوچیک زیادی بدست اووردم ولی راحت ازشون گذشتم.

    میدونیدهمیشه برای هرکاری سپاسگزاری میکنم اما انگاربرای رسیدن به خواسته های بزرگم ،تمرکزکرده بودم .

    «صبر»چ واژه ی قشنگی .

    بله منم عجول بودم .عجول بودم که در عرض یکسال توقع کردم چرابه خواسته هام نرسیدم .

    (صبرحرکت یه مسیری باپشتکاری هستش ،باوجوداینکه هنوز نتیجه بدست نیومده).

    استادنزدیک بودتمام زحمت های خودموبه بادبدم.

    آخه یه مدت کوتاهی بود که یه کم تودلم خالی شده بودوامیدم راازدست داده بودم .

    خداروشکرکه کسی مثل شماهس که آدموازاین منجلابهانجات بده.

    اینکه میگم منجلاب واقعن منجلابه .چون مثل چاهی میمونه که خودت ،خودتوبندازی توش وخودت عامل دردورنج وعذابت بشی .این دیگه نوبره.

    که منم بابوجوداین همه آگاهی که داشتم گرفتارش میشدم .

    البته دوروزه که حالم خیلی بهترشده وازاون حالت یاس وناامیدی بیرون اومدم .

    می‌دونم چی میخاییدبگید.بله خدارادست کم گرفتم .

    خداروفراموش کردم.

    صبورنبودم.

    داشته هاوچیزایی که بدست اووردم رانادیده گرفتم .

    توجه وتمرکزم رفته بود روی چیزایی که ندارم .

    امسال محصولات زیادی خریدم وروی تک تکشون کارکردم .

    که به هرکدوم‌نگاه میکنم ،کلی اتفاقات وتغییرات مثبت توش بوده .

    مثلن دوره عزت نفس چقدرباعث رشدشخصیتیم شد.

    دوره عشق ومودت خیلی ازمشکلات منووهمسرموازبین بردونگاهمونوبه خیلی ازمسائل عوض کرد.

    خیلی ازگره های کورزندگیمون بازشد.

    دوره ی ثروت یک نگاه همسرمو توکسب وکارتغییردادوباعث ایجادباورهای خوبی شد.که نتایجش راهم دیدیم البته باتوجه به رشدتکمیلی .

    بازم رفاه و آسایش زیادی برامون داشت .

    دوره دوازده قدم که عالی بودواونم خیلی تاثیرات مثبت توزندگیم داشت .

    دوره سلامتی که اونم فوق العاده بود.

    ومنوبه سمت درک و فهم تغذیه ی سالم بردوباعث شدسبک تغذیموتغییربدم .

    بخام درموردشون‌حرف بزنم خیلی زیادن که توفایلهای مخصوص خودشون ،تجربه هاواتفاقاتی که برام افتاده روگفتم .

    استادازشماعذرخاهی میکنم که سستی کردم .

    از همین لحظه بازم پرقدرت وباانگیزه به مسیرم ادامه میدم وسعی میکنم صبر،روملکه ی ذهنم قراربدم و،ورودیهاونجواهای شیطان راپس بزنم .

    استادجونم ممنون .ممنون که صدای گرم وپرمهرشماهمیشه آرامش قلب و روح وجسمم میشه .

    چ خوبه که هستید.

    عاشقتونم الهی همیشه باشیدبرامون ️.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    به نام الله یکتا تنها فرمانروای حاکم برجهان هستی

    خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست

    وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاءَ قَرِینًا

    ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺭﻳﺎ ﻭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ [ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﻤﺪم ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ]. ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﻤﺪم ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺪ ﻫﻤﺪﻣﻰ ﺍﺳﺖ(٣٨)

    امروز کاملا هدایتی از خداوند خواستم که ازاین به بعد برای کامنت هام به قرآن مراجعه کنم و هر آیه ای که برام اکمد رو بیام اینجا کپی کنم برای شما دوستان عزیزم

    امیدوارم برای هممون درس و نشانه ای باشد در این آیه مقدس

    *

    سلام به استاد گرانقدرم که یکی از بزرگترین نعمت های زندگیم آشنایی با ایشون بوده

    سلام به مریم بانوی الگو و اسوه برای بانوان این سایت بهشتی

    وسلامی پر مهر به دوستان عزیزم که با خوندن کامنت های پر از حس خوبتون کلی انرژی خوب و مثبت میگیرم

    بریم سراغ تمرین این بخش

    گام 7

    سوال:

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    اول ازهمه خداوند منان رو شاکرم که یه روز دیگه از این چالش توحیدی رو فرصت دارم در صحت و سلامتی جسم وجانم انجام بدم تمرینشو

    وهمچنین چقدر خوشحال شدم که یکبار دیگه در مدار شنیدن اگاهی های این فایل ارزشمند هستم

    شنیدن نتایج فوق العاده دوستان عزیزم مژگان جان و زهره جان چقدر روحم رو جلا داد و چقدر لذت بردم وقتی از روند تکاملی که طی کردن صحبت کردن چقدر تحسینتون میکنم که کسب و کار شخصی و موفق خودتون رو دارید و الگوی بسیار عالی و توحیدی هستید برای من

    منی که مثل زهره جان سالها زبان انگلیسی خوندم و رشتمم مترجمی بوده و کلی هم استعدادم بالاس تو درک زبانهای خارجی ولی بخاطر نداشتن عزت نفس و با ارزش ندانستن کارم و استعدادم سالهاس این تلنت در وجودم داره خاک میخوره

    امیدوارم زهره جان و همچنین مژگان عزیز هرجا که هستید موفقیت هاتون روز افزون باشه و من هم بتونم یه روزی این سد باورهای اشتباه مالی رو بشکونم و جمع توحیدی شما دوستان عزیزم بپیوندم

    خب بسم الله

    برای تمرین این جلسه میتونم بگم از 11 سال پیش که من وارد رابطه عاطفی باهمسرم شدم بزرگترین چالش زندگیم رابطه عاطفیم بوده

    از همون اول بخاطر سن کم و نداشتن تجربه و داشتن باور های بسیار نامناسب کلی از جهان و قانونمندیش چک و لگد خوردم

    وهمیشه خدا تمام فکر و ذکرم بهبود رابطم بود و هرکاری که شما فکرشو بکنید من انجام دادم و تمام تلاشمو میکردم که این رابطه رو کنترل کنم و حفظ کنم

    ولی زهی خیال باطل!!!

    هر روز در منجلاب باورهای غلط بیشتر فرو میرفتم و قبلا هم گفتم رابطه ای که آرزوی خیلیا بود و رابطه ای که میتونست خیلی خیلی بهشتی باشه رو با دستای خودم جهنمش کردم

    اونروزا که قانون رو نمیدونستم همه چیز و همه کس رو مقصر میدونستم ولی الان با قاطعیت میگم و میدونم که 100درصدشو خودم خلق کردم

    خلاصه بزرگترین خواسته ی من که همواره براش تلاش کردم همین بحث بهبود رابطه عاطفیم بوده که همیشه نتیجه عکس داشت

    تا زمانی که کم کم با آگاهی هایی که کسب کردم بعداز بازم کلی کج فهمی و چالش های بدتر بالخره داره نتایج خوب و خوبتر میاد و من دیگه اون آدم قبلی که برای نتایج نمیخواست تکاملشو طی کنه نیستم

    استاد پرسیدید که کجا با صبر مسیر رو بهتر کردم و کجاها با عجله کردن رسیدن به نتایج رو به تعویق انداختم

    میتونم بگم در کل تو همه زمینه ها از کودکی تا به الان من آدم بسیار عجولی بودم و هستم ویکی از اون پاشنه های آشیل من همین نپذیرقتن قانون تکامل بود که کلی هم بابتش ضربه خوردم

    چرا؟؟؟

    چون توی همین بحث روابط از وقتی قانون فهمیدم بجای اینکه بیام رو خودم کار کنم و بزارم همه چیز آروم پیش بره گفتم بزار به همسرمم بگم که باهم کار کنیم و زودتر به خواسته هامون برسیم و دیگه میتونید حدس بزنید که چه جهنمی درست میشه وقتی میخوای اول طرف مقابلتو تغییر بدی

    من اصلا اون موقع ها قانون به درستی نمیفهمیدم

    و درکش نمیکردم وقتی استاد از قانون تکامل و اینکه با کسی راجع به این مسائل صحبت نکنید میگفت من اصلا نمیشنیدم انگار!

    و این عدم رعایت قانون کلی برام تضاد بهمراه داشت ولی همیشه میگم من دراون حد بلد بودم و خودمو سرزنش نمیکنم و بهتر از ساکن بودن و حرکت نکردن بود برام و کلی برام درس های آموزنده داشت

    وحتی الان برای همون اشتباهاتم هم سپاسگزاری میکنم!

    چون بخشی از من هستن و من الان رو تشکیل میدن

    در نهایت میتونم بگم عجول بودنم خیلی خیلی رسیدنم به اهدافم رو به تعویق انداخت و مهمترین چیز که آرامش هست رو از من گرفته بود تو اینهمه سال!

    ولی الان خداروشکر دارم با این پروژه آرام و آهسته و پیوسته جلو میرم

    به نجواها در مورد عجله کردن گوش نمیکنم

    به قول دوست عزیزمون مژگان جان نشانه های کوچک رو میبینم و تاییدشون میکنم و کلی انرژی میگیرم برای ادامه مسیر

    و چقدر خوشحالم که کارهارو به خدا سپردم اون خدایی که ربّه

    ربّ جهانیانه من تمام زندگیمو به خودش سپردم و با نتایج کاری ندارم

    ازش خواستم که من رو هم مثل استاد روی شونه هاش بزاره و خودش ببره هر جایی که به صلاحمه

    خداوندا خودت منو به زمان و مکان مناسب هدایت کن.

    خودت منو به همزمانی ها هدایت کن.

    خودت چرخ زندگیمو روغن کاری کن.

    خودت دستمو بگیر و هرگز ول نکن.

    هرچند همیشه گرفته بودی وگرنه الان اینجا نبودم!

    خدایا خودت من رو آسان کن برای آسانی ها

    وسخت کن برای سختی ها.

    پروردگارم ای بزرگ و توانای مطلق ای که بر همه چیز آگاهی ای که از قلب های ما از نیت ها باخبری خودت به راه راست هدایتمون کن به راه کسانی که با آنها نعمت دادی نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان

    من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    دوستون دارم استاد و مریم جان عزیزدل

    وهمچنین دوستان ارزشمندم که با کامنت های ارزشمندتون راهم رو هموار تر میکنید

    ممنونم از همتون

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    رضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 543 روز

    به نام پروردگار یکتا

    به نام پروردگار رحمان

    سلام خدمت استاد عباسمنش و همسر مهربانشون

    سلام خدمت دو الگوی فوق العاده(صبر،اراده،پشتکار،انگیزه،ایمان،راستی ،صداقت )

    سلام خدمت همه دوستای عزیز خدمت همه هم فرکانسی های فوق العاده

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت وجود همچین فضای فوق العاده ک فقط میشه الگو و انگیزه گرفت و رشد کرد

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت همزمانی ها

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت قوانین بدون تغییر

    فوق العاده زیاد این جلسه بدردم خورد

    چون هر روز 3.4صب بیدار میشم سعی میکنم تمام خودمو بذارم برای محقق شدن خواسته ام

    إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ

    الان توی حالتی ک هستم هیچ منطقی وجود نداره برای محقق شدن خواسته ام ک مهاجرت هست

    ولی یه آرامش خیلی خاصی توی وجودمه ک باعث حرکت کردنم هست

    این آرامش برمیگرده ب نشانه ها

    این آرامش برمیگرده ب اومدن دستان بیشمار خداوند توی زندگیم

    این آرامش برمیگرده ب اینکه نسخه Chat Gpt plusیک ماه بدون اینکه من پول بدم اضافه تر کار کرد

    این آرامش برمیگرده ب اینکه مودم اینترنتم با سیم کارت TDLTجایی ک اصلا آنتن نداره ک من ب اپراتور شرکت ایرانسل میگفتم میگفت تو اون محدوده اصلا ما آنتن TDLTنداریم داشتن اینترنت اونجا غیرممکن هست

    ولی یکتا بودنش قسم با قدرت بینهایتش بمن 21روز تمام اینترنت داد

    این آرامش بر میگرده ب دیدن نتایج فوق العاده دوستان

    هرکی رو می بینی میگه ترامپ سایه ایرانی ها رو با تیر میزنه

    ولیییی

    یه صدا توی گوشم میگه همون خدایی ک سال98با 5 روز شاگردی و 13 هزارتومان پول و

    ابزار امانتی بهت ایمان داد تا شروع کنی بازم هست و هدایت میکنه

    همون خدایی ک تا الان 5 بار از مرگ حتمی نجاتت داده بازم هست

    یکی از بزرگترین نشانه هاش همین ک اقوام ایرانی(ترک،بلوچ،لر،…)شامل بَن ترامپ نمیشن قانونی ک چند ماه پیش اصلا ب عقل کسی نمیرسید

    ولی الان اجرا شد

    همون ندای قلبم بهم میگه خدا هدایتت کرد فضا رو برات ایجاد کرد تا رو شخصییت کار کنی

    الان زمانی هست ک بایدصَبَّارٍ شَکُورٍ باشی و ادامه بدی و فقط اون قدمی ک مشخص میشه رو برادر و مطمعن باش بهترین برنامه هارو برات آماده کرده

    قشنگ همه معجزاتش و غیرممکن هارو ب یادم میاره و میگه این خدا همون خداس تو هم همون ادم

    بایدایمانمو حفظ کنم و تو مسیر بمونم

    امیداوارم هرجا هستید سالم و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: