تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶


موضوع این قسمت: اگر جهان من هنوز تغییر نکرده، یعنی من هنوز به اندازه‌ی کافی تغییر نکرده‌ام


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • سوال جادویی: “چطور از این بهتر؟!”
  • وقتی شخصیت فرد تغییر کند، جهان لاجرم شرایط او را تغییر می‌دهد. به این معنا که اگر اوضاع تغییر نکرده، یعنی باورهای بنیادین فرد هنوز تغییر نکرده؛
  • رفتارهای متفاوتی که در شرایط چالش برانگیز بروز می‌دهیم، تعیین کننده میزان تغییرات بنیادین در شخصیت ماست؛
  • کار ما فقط بهبود شخصیت خودمان است، مابقی تغییرات را جهان خود به خود برای ما انجام می‌دهد؛

در این بخش استاد عباس‌منش توضیح می‌دهند که تحول واقعی در زندگی، زمانی رخ می‌دهد که ما واقعاً در درون خود تغییر کنیم، نه فقط در حرف یا ظاهر رفتار.
ایشان تأکید می‌کنند که بسیاری از افراد تصور می‌کنند تغییر کرده‌اند، اما اگر در موقعیت‌های فشار، عصبانیت یا ناامیدی هنوز همان واکنش‌های گذشته را نشان می‌دهند، در واقع فقط ظاهرشان تغییر کرده، نه درونشان.

وقتی فرد از درون تغییر می‌کند، دیگر نیازی به اجبار، توضیح یا قطع رابطه با دیگری ندارد. جهان خودش هماهنگی‌ها را انجام می‌دهد:
یا آن فرد دیگر نیز تغییر کرده و هماهنگ می‌شود، یا اگر هماهنگ نباشد، به‌صورت طبیعی از زندگی‌ات کنار می‌رود.

استاد توضیح می‌دهند که هیچ‌کس نمی‌تواند به انسانی که مظلوم نیست، ظلم کند.
ظالم و مظلوم همیشه همدیگر را جذب می‌کنند. وقتی فرد به خود ظلم نکند، دیگر هیچ نیرویی از بیرون قادر به ظلم به او نخواهد بود. بنابراین اگر در روابط یا هر بخش از زندگی احساس رنج و ناعدالتی می‌کنیم، باید بدانیم که مسئله از درون ماست، نه از بیرون.

در ادامه، استاد نمونه‌هایی از عملکرد گروه تحقیقاتی عباس‌منش در سایت را مثال می‌زنند و نشان می‌دهند که این اصل «تغییر مداوم از درون» نه‌تنها در آموزش‌ها، بلکه در کل ساختار کاری ایشان جاری است؛ چرا که پیشرفت واقعی، نتیجه‌ی بهبود مستمر است، حتی وقتی همه‌چیز عالی است.


تمرین این قسمت:

اگر در روابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

تجربه‌ی خود را در کامنت‌ها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه می‌تواند الهام‌بخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد عظیمی» در این صفحه: 3
  1. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 861 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش ششم پروژه تغییر را درآغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. در روابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟ در موضوع روابط فکر میکنم بزرگ ترین پاشنه آشیل من قضاوت کردن آدم هاست که باعث میشه روی نکات منفی توجه کنم، احساس نیاز داشتن به آدما و کافی حس نکردن خودم ، دلبستگی به آدما، ترس از تاثیر گذاری آدما بر زندگیم، گاهی خود برتر بینی و اکثر مواقع خود کمتر بینی و احساس عقب ماندگی از دیگران، مقایسه دائمی خودم با دیگران از همه نظر مخصوصا نعمت ها و موقعیت و جایگاهی که دارن و متوجه شدم ناسپاسی هستش چون دارم نعمت های زندگیم نادیده میگیرم و باور ندارم اگر در مسیر درست حرکت کنم به منم داده میشود.

    تجربه‌ی خود را در کامنت‌ها بنویس:

    چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟ وقتی به خدای درونم نزدیک شدم احساس آرامش و رهایی و بی نیازی تجربه کردم، تمرکز ذهنی من روی جنبه مثبت آدم ها رفت و رفتار افراد زندگیم و اطرافیانم با من تغییر کرد و خیلی بهتر شد، من روی خودم و نعمت هایی که دارم متمرکز شدم، من حس کردم با همه ی آدم ها برابر هستم و دیگه ترسی از کسی نداشتم.خدایا شکرت تونستم جواب این بخش از تمرین رو بنویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 861 روز

    در ادامه مطلبی که نوشتم درمورد اینکه من چه تغییری کردم من تلویزیون نمیبینم اخبار نمیبینم سعی میکنم فضا مجازی محدود کردم کلا زیاد با کسی چت نمیکنم در ارتباط صحبت کردن سعی میکنم رشته کلام عوض کنم خوشبین تر شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 861 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان من جواب تمرین مینویسم خدایا کمکم کن بنویسم من متوجه شدم که در روابط بیش از اندازه سازگار هستم و قدرت نه گفتن برایم سخته و اگه میگن کاری انجام بده یا خواسته ای دارن قبول میکنم یک تجربه براتون مینویسم من خالم مامانم به قصد تفریح میخواستم ببرم یک روستای زیبا روز بود بعد در وسط راه مامانم و خالم گفتن که دم این فروشگاه وایسا بریم یک چرخی بزنیم با اینکه من دلم نمیخواست و هوا روشن بود و دلم نمیخواست که شب برم توی جاده زیبا کوهستانی رفتیم تو فروشگاه به اجبار چرخ زدیم و بعد شب رفتیم به سمت اون جاده خالم گفتن ازین جاده برو به سمت اون یکی روستا و من باز هم قبول کردم یعنی مشکل اصلی من اینه که بخاطر دیگران خواسته و الویت خودم کنار میزارم و سازگار میشم با اون افراد و قدرت نههههه گفتنه برام سخته میترسم که ناراحت بشن و من مثلا بد جلوه پیدا کنم پس هنوز حرف بقیه برای مهم همه اینا ریشه در عزت نفس من داره و باعث رنج و ناراحتی و حس بی عدالتی در من میشه خدایا شکرت این ایراد ها فهمیدم من باید روی خودم کار کنم بله درسته من این شرایط روابطی بارها بارها تجربه کردم ایراد از درون خودمه و تجربه ای که من از تغییر داشتم براتون مینویسم من قبلا درخواست کردن از دیگران بد میدونستم میگفتم الان درخواست میکنم میگن چه پروعه و فلان برای همین درخواست کردن برام سخت بود اما خداروشکر از استاد یاد گرفتم درخواست کردن نشونه عزت نفس و وقتی درخواست میکنیم پیش خودمون میگیم این فرد یکی از دستا خدا اگه قبول کرد ازش تشکر میکنیم اگر قبول نکرد میگیم خدا از یک دست دیگش به ما میرسونه متوجه شدم که درخواست کردن اتفاقا چیز خوبیه چون وقتی اون شخص قبول میکنه در اصل خداوند که از طریق اون درخواست منو قبول کرده و دیدگاهم به این قضیه کلا عوض شد خدایا شکرت بابت همه چی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: