این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-26 08:21:072025-10-31 00:14:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وتقعا من عاشق این فایل های گفتگوی استاد با دوستان هستم
همه اینها برای ذهن من همانند الگوهایی است که می توانم مثل یک تابلوی زیبا جلوی خودم قرار بدهم و از موفقیت های دیگران لذت ببرم و به خودم بگویم ببین دیگری توانسته است و من هم می توانم موفق بشوم
و این بزرگترین درس و نکته ای است که من می توانم از این مصاحبه ها برای خودم کسب کنم
یادم باشد که هر جور که بخواهم و هر جور که فکر کنم همان برایم اتفاق می افتد و همان برایم رقم می خورد
همه اینها در نتیجه تغییر به وجود خواهد آمد
فقط کافی است که من قدم بردارم و شروع به حرکت کنم
آنوقت جهان هستی هم خودش راه را به من نشان می دهد و او قدم های بعدی را برای من هموار می کند
حرکت کردن و ایمان داشتن و توکل کردن به خدای مهربان
درهایی برای من باز می شود که ذهن منطقی من باور نمی کند و فقط باید بگویم که خدای من خود او آن درها را برایم باز می کند
اینها درس هایی است که من از این فایل ارزشمند یاد گرفتم
نکته دیگر این که
راه موفقیت قبلی خودم را بارهای بار برای خودم تکرار کنم
آن موفقیت قبلی را الگوی خودم کنم و به خودم بگویم وقتی که من در آن زمینه موفق شدم پس می توانم در این زمینه هم موفق بشوم
مسیر همان است و فقط باید موفقیت های قبلی خودم را بارهای بار برای خودم تکرار کنم تا ذهن من به این منطق برسد که همان جور که قبلا توانسته ام پس باز هم می توانم موفق بشوم
این فایل زیبا درواقع به آگاهی داد که اگه در یک مقطع ما موفق شدیم که پول بسازیم رشد کنیم و از هیچی پول بسازیم ، پس همیشه این می تونه اتفاق بیفتد، مثلا اگه ما مهاجرت کردیم به یک کشور اروپایی و شاید باورهای ما فروریخت باید موفقیت قبلی که ایران بودیم را یادآوری کنیم بنویسیم، و با خودمان صحبت کنیم که بابا من تونستم توی ایران پول زیادی بسازم اونم از هیچی من موفق شدم ، پس این یک قانون هست ، الان که مهاجرت کردم پس الان هم میتونیم، کی ، زمانی من حرکت کنم الله و جهان هستی نشانه ها را می فرسته و درها باز میشه که اصلا ما فکرش را نمی کردیم.
واقعاتحسین میکنم شجاعت منصوره عزیز روکه بادست خالی به دنبال اجاره گالری نقاشی بوده
این اگاهی همزمان شدباتضادهایی توزندگیم برخوردمیکنم بخاطرنداشتن استقلال مالی مکانی
گفتم اولین قدم بردارم ورفتم تودیوار خونه هارونگاه کردم ولی واقعا خیلی سخت میتونستم نگاه کنم خونه هاروهمش میگفتم چطور چطوراخه من هیچ پولی ندارم صفرهستم چه پیامی بدم چی بگم انقدرفشارهای ذهنی زیادشدکه نتونستم زیادنگااه کنم آره من خوشم اومدولی من پول ندارم چی بگم میشه مجانی بیام توش انقدرتمزکزم رفتم روی کمبود که احساسم بدشد
به خودم اومدکه انقدرناشکری نکنم مگه میشه بااحساس بدونگرانی هم مداربشم بااتفاقات خوب فرصت های خوب ..
چقدرزودادم میتونه ازمدارخارج بشه خدایاهدایتم کن
که سپاس گزارت باشم
چقدرمهمه که شرایط حال حاضردائمی نبینیم که فکرککنیم همیشه شرایط مالی من اینطوری میمونه ..شرایط روابط ،سلامتی و..همه چیزتغییرمیکنه وقتی ورودی هاتغییرمیکنن
چقدرکنترل ورودی هامهم هست الان قدرهدفون بیشترمیدونم که چقدربهم میکرد این ورودی های منفی واردذهنم نشه فایل هاروگوش میدم هرروزمیام توسایت ولی شنیدن حرفای خانوادم خصوصا مامانم که تمرکزهمش روی کمبود درهمه ی ابعادخیلی سخت نشنوی نبینی خیلی وقت ها درگوشم میگیرم ولی واقعا ازخدامیخوام کمکم کنه وضع مالی خوب یشه چون حتی پول خرید هدفون به مشکل خوردم باید به بابام بگم تا به اندازه نیازم پول بده من هم دارم مثل اوناتمرکزم روی نداشته هامومیره
بااین که یه عالمه تابلونقاشی کشیدم کارم سطح حرفه ای والبته همیشه بایدبهتربهتربشم ولی واقعاکیفیت عالی داره ولی واقعادارم ناامیدمیشم چون واقعاحتی یه دونه هم کارهام فروش نرفته اهرم رنج ولذت ثروت باورهای ثروت رایگان گوش میدم وب سایتموزدم ولی هیچ اتفاقی نمی افته …
خیلی دوس دارم دوره ی سلامتی بخرم ثروت درتمام ابعادزندگیم تاًثیرگذاشته الان میفهمم که وقتی پول نداری ازخدادورمیشی ازمدارارامش خوبی ها ازعزت واحترام دورمیشی یه سری ها فقط همه چیزپول میبین خودمن هم جزهمون ادمام نمیتونم نقش بازی کنم واقعا دارم اذیت میشم ازنگاه های بقیه ازاین که وقتی پول نداری انگارادم نیستی ا
الان که دارم اینارومینویسم واقعااشکام داره همینجوری میاد ونمیتونم کنترلش کنم نمیخوام توجه جلب کنم که کسی دلش بسوزه ولی خسته ام ازاین زمان انرژی پول همه چیموگذاشتم بزای کارم حتی ازرسیدن به خودمم گذاشتم منی که انقدراهمیت میدادم به خودم
من هم از باورها مخرب منصوره عزیز ی سری برداشت کردم اینکه منصوره عزیز اشاره کرد که سبک ایتالیا با ایران فرق داره و دنبال این میره که اونهمه مهارتهای عالیش رو که تو ایران بلد بود و کلی. طرفدار داشت رو ندید میگیره و میخواد طبق میل میلان ایتالیا کار کنه
ولی استاد که نیومد زمینه کاری خودش رو عوض کنه و طبق نڟرات و میلی امریکاییها پیش بره
استاد همون مهارتهای خودش رو بسیار عالس میدونه و هر جای دنیا که بره میددنه و مطمانه که افرادی که هم مدارشن و ب این مهارتهاش نیازدارن ب سمتش هدایت میشن
منصوره جان شما هم مهات نقاشی رو ب همین منوال ادامه بده با این باور که من مهارتم اینه براش زحمت کشیدم و بسیار آدم هستن که تو همین ایتالیا هم دوستدار سبک و مهارت من در نقاشی هستن و خداوند سمتم میارتشون بابت اموزشهامم خیلی پول می پردازن چون من روشم خاصه
یا اینکه سایت خودش رو راه اندازی کنه و انوزشهاشو بزاره تو سایت و راحت درآمدزایی کنه
اصلا با تلفیق نقاشی ایران و متد ایتالیایی من خودم میتونم صاحب سبک بشم در جهان و خلق کنم ازنو
استاد عزیزم سلام چقدر خوشحالم که دراین دوره هم با شما هستم و با دوستان عزیز در حال ساختن مسیری درست و حرکت به سمت خواسته هایمان هستیم خداروشکر
استاد وقتی سال 95 کسب و کارم را دوباره و با دست خالی و فقط با توکل و انجام یک ایده شروع کردم هیچ پولی نداشتم و من باور داشتم که در بازار کار سرمایه اعتبار اون شخص است با این که من از کار قبلیم که 12 سال درآن کار سابقه داشتم به این بازار آماده بودم و از اول میخواستم شروع کنم به خاطر دلایلی که در سالهایی که با شما آشنا شدم و قانون متوجه اون دلایل شدم ولی با همه این ها باور داشتم که میشود انجامش داد بدون نیاز به سرمایه وقتی حرکت کردم حتی اجاره مغازه ام نداشتم ولی دستان خداوند آمدن شروع کردم اجاره کردم جنس خریدم کار تحویل دادم تکامل طی کردم شرکت خودم را ثبت کردم تولید رو شروع کردیم ولی در این مسیر با چالشهایی هم روبرو بودم وبعد سال 1401 با شما آشنا شدم دیدم چقدر باورهای محدود کننده در مورد ثروت دارم شروع کردم به کار کردن روی خودم وقتی وارد شدم در این فضا انگار وارد یک رودخانه مواج شدم که مرا با شدت زیاد بالا و پایین کرد شریکم از من جدا شد یکسری انسانها از دورم بدون اینکه من بخواهم یا کاری انجام بدهم دور شدن که فکر میکردم بدون آنها شرایط خیلی سخت خواهد شد دورم خلوت خلوت شد اول کار چون با قانون اشنا نبودم واقعا سخت بود و اشتباه زیاد داشتم ولی کم کم بهتر شدم و این قانون بدون تغیر خداوند واین جهان هستی را بهتر شناختم و ارام ارام وارد فرکانسهای بهتر و ادامه دادم و باز هم بهتر و اتفاقات عالی تر شدم و به لطف خدا بازهم بهتر از این و عالی تر خواهد شد بازهم از شما سپاسگذارم برای این مسیر که شروع کردین و خداروشکر میکنم من هم دراین مسیر همراه شماهستم
خدایاشکرت امرروزروزخیلی خوبی بودپرازنعمت وارامش وحال خوب وشادی بود درحالی که دیروز حالم واقعاخوب نبود روی کمبود ناخواسته بحث درگیری بود ولی امروزواقعا متفاوت بود
چون روزم بامراقبه سپاس گزاری شروع کردم بااین که هندزفری خراب شده وخداروشکرسفارش دادم توراهه سعی میکردم ازهمون اول صبح نشنوم هرحرفی یادرگوشم میگرفتم یامیرفتم بیرون وتاثیرش رودیدم چقدرحالم خوبه امروز خداروشکرت
ومعحزاتس رونه تنها درحالم بلکه ازرفتاربهتراطرافیانم ازشام خوشمزه ازاین که امروزباانگیزه بیشترکارهاموانجام دادم برای اموزشم قدم برداشتم وخیلی ازاین بابت خوشحالم مطالعه کردم تمرین کردم باحس خوب مامانم برام میوه اورد اب سیب و هویج بستنی خوردیم پیامک ارسال بسته سفارشی اومد پیامک. فرصت های کاری برام اومد درحالی که دیروز پرازیاس بودم
وچقدرماخالق هستیم درکنترل زندگیمون وقتی توجه من تغییرکرد جنس اتفاقات هم تغییرکرد ناسپاسی ماروازمسیرخارج میکنه وسپاس گزاری ماروبه مسیربرمیگرونه خدایاشکرت درهرحالتی که باشی هرچقدرهم بد اگه توجهت تغییر خیلی زود جنس اتفاقات هم تغییرمیکنه
خدایاشکرت وقتی اززندگیم لذت ببرم وازدرون شادباشم وشادی وحال خوبم وابسته به یه عامل بیرونی نباشه جهان هم لذت های بیشتری واردزندگیم میکنه
خدایاشکرت برای پدرومادرم برای سلامتیشون برای وجودشون دراین دنیای مادی
خدایاشکرت برای سلامتی خودم وحال خوبم
خدایاشکرت برای اهدافم قدم برداشتم باحال خوب مطالعه کردم تمرین کردم
خدایاشکرت امروزقسمت 114 سفربه دورامریکاررودیدم وبه زیبایی ها توجه کردم چقدرحس خوبی بهم دادشوروحال عجیبی داشتم ازاول فایل که ازبالازیبایی هارودیدم ازاون پیتزای بزرگ خوشمزه که دلموبرد والان میرم دوباره میبینم وکامنت میزارم توهمون بخش ..
خدایاممنونم که خالق زندگبم هستم هیچ چیزوهیچ کس تاًثیری توزندگی من نداره من هستم که باکانون توجه اتفاقات شرایط و..خلق میکنم
من قبلا یه بار با ایمان و شور و شوق و قوانین خدا قبولی توی تیزهوشان با رتبه 24 رو خلق کرده بودم. درس میخوندم و حالم خوب بود ولی از لحاظ روحی واقعا حالم خوب بود یادمه با اینکه بچه بودم چندین بار مراحل شنیدن خبر قبولی رو نقاشی کرده بودم. مراحل رو وقتب میرم مدرسه سر صف میا قبولی ها رو میگن و منم قبول شدم و خوشحالم. حتی اسامی بقیه بچه هایی که فکر میکردم قبول میشن رو هم نوشته بودم که بخش زیادیش درست بود. یادمه اغلب شب ها قبل از خواب دعا میکردم واسه سالم نگه داشتن خودم و عزیزانم و تهشم دعا میکردم خدایا تیزهوشان قبول شم کمکم کن قبول شم. و روزی که نتایج اعلام شد دوستم که اونم قبول شده بود بهم زنگ زد و پشت تلفن بهم اعلام کرد تو ام قبول شدی و خیلی خوشحال شدم. این فکر میکنم اصلی ترین موفقیتی بود که تا الان تو زندگیم بدست آوردم و خوب سنمم کم بود و بچه بودم. ولی نکات نقاشی کردن و دعا قبل از خواب برای خودم جالب بودن.
استاد من روزی با تمام وجودم استادی در حد امام زمانم میخواستم وبرای مهم بود که با او در ارتباط باشم و سوالاتم را مطرح کنم چون واقعا میخواستم تغییر کنم هیچ چگونگی را هم نمیدانستم حقیقتا میخواستن خود امام زمانم استادم باشد من این خواسته را مطرح کردم و همان لحظه جهان پاسخگوی خداوند اسم سما را در گوش من زمزمه کرد اما در آن لحظه اصلا در مدار شما نبودم بعدا با طی تکامل به اصل هدایت شدم و با شما زندگی من تغییر کرد وحالا با ایمانی بیشتر از اول آشنایی مسیر را ادامه میدهم
سوال دوم
الان دقیقا در همان نقطه ای هستم که باید آن شوق دانستن اصل و بودن با صالحان را در وجودم زنده کنم وبا یک نیروی مضاعف مسیر جدید زندگیم را ادامه دهم و با تمام توان مومنتوم خواسته هایم را ایجاد کنم
استاد عزیزم و مریم بانوی مهربانم واقعا از شما عزیزان سپاسگزارم که دست هدایتگر خداوند در روی زمین هستید امیدوارم پاداشهای اللهی در دو سرا همراه شما باشد
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی و فوق العاده الهی شکرت
بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که در گذشته (حتی دوران جوانی) با «ایمان خالص» و «شور و شوق» و بدون توجه به منطقِ ‘چطور؟’ به دست آوردید، چه بود؟ (لحظهای که با دست خالی یا امکانات کم، کاری کردید که از نظر دیگران نشدنی بود.)
یکی از آن موضوعات تقریبا بر می گردد به هشت ماه پیش وختی من مغازه پدرم را گرفتم فقط می رفتم تمیز می کردم کار می کردم و به ذهنم اجازه نمی دادم که مرا قضاوت کند و عمو هایم عمه همه می گفتن این مرد اش نیست این فرد پیش برده نمی تواند بعد یک سال میبینیم چی کرده است
و اتفاق که افتاد این بود که وختی من شروع کردم روی خودم کار کردن اتفاقات خییلی به طور عالی به نفع من شد و خییلی درآمد ها عالی شد و خییلی پیشرفت چشم گیری داشتیم و من در یک تله افتادم که گیر کردم و اصلا پیشرفت قابل توجه نداشتم و روز به روز نشانه ها می آمد برای تغییر ولی من به خودم نمی گرفتم تا زمانی که یک اتفاق به ظاهر ناحالب افتاد و من را بیدار تر کرد
خدایا شکرت خدایا شکرت
حالا هم کنار کارم یک شغل جدید را پیش می برم وانشالله پیشرفت چشم گیری خواهم داست به توکل خداوند مهربان و رحیم خدایا شکرت
در مورد موضوعی که استاد گفتندکجا با دست خالی و اینکه همه میگفتن نمیشه ، واسه ی شما شد،میخوام تجربمو بگم که رد پام باشه واسه چند وقته دیگم…
این تجربه خیلی کوچکه ولی واسم ارزشمنده،چند سالی بود که میدیدم فرشهای خونم به شدت قدیمی شده ولی بدلیل تنگدستی فراوان ،اصلا نمیتونستم به خرید فرش جدید فکر کنم.
تا اینکه یروز خواهرزادم خونمون بود گفت خاله فرشاتو عوض کن.بااینکه خیلی کم سن و سال بود.گفتم نمیتونم ،گفت تلویزیون که تبلیغ میکنه فلان جا با روزی فلان، برو ازونجا بخر خب…اینو که گفت واقعا احساس کردم یه جرقه تو سرم زده شد .
نمیدونم چند روز بعد بود که رفتم هر چی فرش فروشی میشناختم رفتم .خدا میدونه بدون یک قرون پول.عکس فرش مورد علاقم روگزاشتم بکگراند گوشیم.شاید با خودتون بگین وای ذهن یه ادم تا چه حد میتوپه فقیر باشه و خندتون بگیره.ولی من با تمام وجودم فرش نو میخواستم.و نمیدونم بعد چند وقت بود ولی میدونم که یه مدت کوتاهی بود که خدا لطف کرد و پولی که فکر میکردم دیگه سوخته و رفته ،برگشت بهمون ، نه دقیقا همون مبلغ، نزدیک چهار برابر بیشتر…
البته با اون پول ماشین خریدیم. و یه مقدار جزیی ازون پول زیاد اومد که یادمه از یک سوم پول فرش هم کمتر بود، و هر چه همسرم مقاومت میکرد و میگفت نمیشه من گوش نمیدادم .چون واقعا مثل نفس کشیدن ، این خواستم برام مهم بود.
خدا لطف کرد و یکی از اشناها چک داد با همون مبلغ جزیی که داشتم فرش نو خریدم.
من میدونم هر چی که میخوام باید همینجوری با جدیت پیگیری کنم و به چطور و چجوری ش فکر نکنم ، ولی بازم در دام شیطان میفتم.
ازین موارد ریز زیاد دارم که با جدیت یه چیزی رو میخواستم و بدستش اوردم با دست خالی ،یا از جایی که فکرشو نمیکردم پولش جور شده.بیشتر تو همین وسایل خونه بوده.
چند وقته دلم میخواد خونمو عوض کنم .باز هم با مخالفت شدید همسرم مواجه شدم و اینکه میگه چجوری ،از کجا، میگه با کدوم عقل همچین فکری کردی،داری چرت میگی ، و این جور حرفا.
یوقتایی میگم راست میگه ،ولی باز به خودم میگم واسه خدا چه فرقی میکنه فرش ده میلیونی به من بده یا خونه ی میلیاردی…
ولی راستش هنوز جرات نکردم برم خونه ببینم ، و از خدا میخوام بهم این جرات رو بده که باز هم با تمام وجودم این خواسته رو بخوام .مثل نفس کشیدن برام مهم باشه ،اونوقته که یه حرکتی میزنم.
سلام عزیزم امیدوارم هرکجا هستید حالتون خوب باشه ،داستان شما جالب بود این جسارت شما و قدم برداشتن شما باعث شد به خواسته هاتون برسید ، برای خرید خونه هم واقعا فقط کافیه برید خونه نگاه کنید قیمت بپرسید خودتون رو توی اون خونه ها تصور کنید با جزییات مطمئن باشید از طریقی راه براتون باز میشه که فکرشم نمیکنید ، پسر دایی منم همین طوری خونه خرید اصلا پول نداشتن اما فقط میرفتن بنگاه های مختلف و خونه های مختلف میدیدن تا این که یه خونه به دلشون خیلی نشست و سپردن به خدا و بیخیالش شدن در مدت زمان کوتاهی صاحب اون خونه شدن ، شما هم به زودی صاحب خونه جدیدی میشین توکل به خدا
سلام بر استاد مهربان
درود بر دوستان خوب خودم
وتقعا من عاشق این فایل های گفتگوی استاد با دوستان هستم
همه اینها برای ذهن من همانند الگوهایی است که می توانم مثل یک تابلوی زیبا جلوی خودم قرار بدهم و از موفقیت های دیگران لذت ببرم و به خودم بگویم ببین دیگری توانسته است و من هم می توانم موفق بشوم
و این بزرگترین درس و نکته ای است که من می توانم از این مصاحبه ها برای خودم کسب کنم
یادم باشد که هر جور که بخواهم و هر جور که فکر کنم همان برایم اتفاق می افتد و همان برایم رقم می خورد
همه اینها در نتیجه تغییر به وجود خواهد آمد
فقط کافی است که من قدم بردارم و شروع به حرکت کنم
آنوقت جهان هستی هم خودش راه را به من نشان می دهد و او قدم های بعدی را برای من هموار می کند
حرکت کردن و ایمان داشتن و توکل کردن به خدای مهربان
درهایی برای من باز می شود که ذهن منطقی من باور نمی کند و فقط باید بگویم که خدای من خود او آن درها را برایم باز می کند
اینها درس هایی است که من از این فایل ارزشمند یاد گرفتم
نکته دیگر این که
راه موفقیت قبلی خودم را بارهای بار برای خودم تکرار کنم
آن موفقیت قبلی را الگوی خودم کنم و به خودم بگویم وقتی که من در آن زمینه موفق شدم پس می توانم در این زمینه هم موفق بشوم
مسیر همان است و فقط باید موفقیت های قبلی خودم را بارهای بار برای خودم تکرار کنم تا ذهن من به این منطق برسد که همان جور که قبلا توانسته ام پس باز هم می توانم موفق بشوم
ممنونم استاد مهربان از این فایل عالی
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد عباسمنش
سلام دوستان خوبم
این فایل زیبا درواقع به آگاهی داد که اگه در یک مقطع ما موفق شدیم که پول بسازیم رشد کنیم و از هیچی پول بسازیم ، پس همیشه این می تونه اتفاق بیفتد، مثلا اگه ما مهاجرت کردیم به یک کشور اروپایی و شاید باورهای ما فروریخت باید موفقیت قبلی که ایران بودیم را یادآوری کنیم بنویسیم، و با خودمان صحبت کنیم که بابا من تونستم توی ایران پول زیادی بسازم اونم از هیچی من موفق شدم ، پس این یک قانون هست ، الان که مهاجرت کردم پس الان هم میتونیم، کی ، زمانی من حرکت کنم الله و جهان هستی نشانه ها را می فرسته و درها باز میشه که اصلا ما فکرش را نمی کردیم.
سلام
واقعاتحسین میکنم شجاعت منصوره عزیز روکه بادست خالی به دنبال اجاره گالری نقاشی بوده
این اگاهی همزمان شدباتضادهایی توزندگیم برخوردمیکنم بخاطرنداشتن استقلال مالی مکانی
گفتم اولین قدم بردارم ورفتم تودیوار خونه هارونگاه کردم ولی واقعا خیلی سخت میتونستم نگاه کنم خونه هاروهمش میگفتم چطور چطوراخه من هیچ پولی ندارم صفرهستم چه پیامی بدم چی بگم انقدرفشارهای ذهنی زیادشدکه نتونستم زیادنگااه کنم آره من خوشم اومدولی من پول ندارم چی بگم میشه مجانی بیام توش انقدرتمزکزم رفتم روی کمبود که احساسم بدشد
به خودم اومدکه انقدرناشکری نکنم مگه میشه بااحساس بدونگرانی هم مداربشم بااتفاقات خوب فرصت های خوب ..
چقدرزودادم میتونه ازمدارخارج بشه خدایاهدایتم کن
که سپاس گزارت باشم
چقدرمهمه که شرایط حال حاضردائمی نبینیم که فکرککنیم همیشه شرایط مالی من اینطوری میمونه ..شرایط روابط ،سلامتی و..همه چیزتغییرمیکنه وقتی ورودی هاتغییرمیکنن
چقدرکنترل ورودی هامهم هست الان قدرهدفون بیشترمیدونم که چقدربهم میکرد این ورودی های منفی واردذهنم نشه فایل هاروگوش میدم هرروزمیام توسایت ولی شنیدن حرفای خانوادم خصوصا مامانم که تمرکزهمش روی کمبود درهمه ی ابعادخیلی سخت نشنوی نبینی خیلی وقت ها درگوشم میگیرم ولی واقعا ازخدامیخوام کمکم کنه وضع مالی خوب یشه چون حتی پول خرید هدفون به مشکل خوردم باید به بابام بگم تا به اندازه نیازم پول بده من هم دارم مثل اوناتمرکزم روی نداشته هامومیره
بااین که یه عالمه تابلونقاشی کشیدم کارم سطح حرفه ای والبته همیشه بایدبهتربهتربشم ولی واقعاکیفیت عالی داره ولی واقعادارم ناامیدمیشم چون واقعاحتی یه دونه هم کارهام فروش نرفته اهرم رنج ولذت ثروت باورهای ثروت رایگان گوش میدم وب سایتموزدم ولی هیچ اتفاقی نمی افته …
خیلی دوس دارم دوره ی سلامتی بخرم ثروت درتمام ابعادزندگیم تاًثیرگذاشته الان میفهمم که وقتی پول نداری ازخدادورمیشی ازمدارارامش خوبی ها ازعزت واحترام دورمیشی یه سری ها فقط همه چیزپول میبین خودمن هم جزهمون ادمام نمیتونم نقش بازی کنم واقعا دارم اذیت میشم ازنگاه های بقیه ازاین که وقتی پول نداری انگارادم نیستی ا
الان که دارم اینارومینویسم واقعااشکام داره همینجوری میاد ونمیتونم کنترلش کنم نمیخوام توجه جلب کنم که کسی دلش بسوزه ولی خسته ام ازاین زمان انرژی پول همه چیموگذاشتم بزای کارم حتی ازرسیدن به خودمم گذاشتم منی که انقدراهمیت میدادم به خودم
ولی حتی یه دونه هم فروش نرفت …
سلام ب همه ی دوستان عزیزم
من هم از باورها مخرب منصوره عزیز ی سری برداشت کردم اینکه منصوره عزیز اشاره کرد که سبک ایتالیا با ایران فرق داره و دنبال این میره که اونهمه مهارتهای عالیش رو که تو ایران بلد بود و کلی. طرفدار داشت رو ندید میگیره و میخواد طبق میل میلان ایتالیا کار کنه
ولی استاد که نیومد زمینه کاری خودش رو عوض کنه و طبق نڟرات و میلی امریکاییها پیش بره
استاد همون مهارتهای خودش رو بسیار عالس میدونه و هر جای دنیا که بره میددنه و مطمانه که افرادی که هم مدارشن و ب این مهارتهاش نیازدارن ب سمتش هدایت میشن
منصوره جان شما هم مهات نقاشی رو ب همین منوال ادامه بده با این باور که من مهارتم اینه براش زحمت کشیدم و بسیار آدم هستن که تو همین ایتالیا هم دوستدار سبک و مهارت من در نقاشی هستن و خداوند سمتم میارتشون بابت اموزشهامم خیلی پول می پردازن چون من روشم خاصه
یا اینکه سایت خودش رو راه اندازی کنه و انوزشهاشو بزاره تو سایت و راحت درآمدزایی کنه
اصلا با تلفیق نقاشی ایران و متد ایتالیایی من خودم میتونم صاحب سبک بشم در جهان و خلق کنم ازنو
واقعا مهم باور ،ساخت اون و مهمتر حفظ اون باور
استاد عزیزم سلام چقدر خوشحالم که دراین دوره هم با شما هستم و با دوستان عزیز در حال ساختن مسیری درست و حرکت به سمت خواسته هایمان هستیم خداروشکر
استاد وقتی سال 95 کسب و کارم را دوباره و با دست خالی و فقط با توکل و انجام یک ایده شروع کردم هیچ پولی نداشتم و من باور داشتم که در بازار کار سرمایه اعتبار اون شخص است با این که من از کار قبلیم که 12 سال درآن کار سابقه داشتم به این بازار آماده بودم و از اول میخواستم شروع کنم به خاطر دلایلی که در سالهایی که با شما آشنا شدم و قانون متوجه اون دلایل شدم ولی با همه این ها باور داشتم که میشود انجامش داد بدون نیاز به سرمایه وقتی حرکت کردم حتی اجاره مغازه ام نداشتم ولی دستان خداوند آمدن شروع کردم اجاره کردم جنس خریدم کار تحویل دادم تکامل طی کردم شرکت خودم را ثبت کردم تولید رو شروع کردیم ولی در این مسیر با چالشهایی هم روبرو بودم وبعد سال 1401 با شما آشنا شدم دیدم چقدر باورهای محدود کننده در مورد ثروت دارم شروع کردم به کار کردن روی خودم وقتی وارد شدم در این فضا انگار وارد یک رودخانه مواج شدم که مرا با شدت زیاد بالا و پایین کرد شریکم از من جدا شد یکسری انسانها از دورم بدون اینکه من بخواهم یا کاری انجام بدهم دور شدن که فکر میکردم بدون آنها شرایط خیلی سخت خواهد شد دورم خلوت خلوت شد اول کار چون با قانون اشنا نبودم واقعا سخت بود و اشتباه زیاد داشتم ولی کم کم بهتر شدم و این قانون بدون تغیر خداوند واین جهان هستی را بهتر شناختم و ارام ارام وارد فرکانسهای بهتر و ادامه دادم و باز هم بهتر و اتفاقات عالی تر شدم و به لطف خدا بازهم بهتر از این و عالی تر خواهد شد بازهم از شما سپاسگذارم برای این مسیر که شروع کردین و خداروشکر میکنم من هم دراین مسیر همراه شماهستم
خدایاشکرت امرروزروزخیلی خوبی بودپرازنعمت وارامش وحال خوب وشادی بود درحالی که دیروز حالم واقعاخوب نبود روی کمبود ناخواسته بحث درگیری بود ولی امروزواقعا متفاوت بود
چون روزم بامراقبه سپاس گزاری شروع کردم بااین که هندزفری خراب شده وخداروشکرسفارش دادم توراهه سعی میکردم ازهمون اول صبح نشنوم هرحرفی یادرگوشم میگرفتم یامیرفتم بیرون وتاثیرش رودیدم چقدرحالم خوبه امروز خداروشکرت
ومعحزاتس رونه تنها درحالم بلکه ازرفتاربهتراطرافیانم ازشام خوشمزه ازاین که امروزباانگیزه بیشترکارهاموانجام دادم برای اموزشم قدم برداشتم وخیلی ازاین بابت خوشحالم مطالعه کردم تمرین کردم باحس خوب مامانم برام میوه اورد اب سیب و هویج بستنی خوردیم پیامک ارسال بسته سفارشی اومد پیامک. فرصت های کاری برام اومد درحالی که دیروز پرازیاس بودم
وچقدرماخالق هستیم درکنترل زندگیمون وقتی توجه من تغییرکرد جنس اتفاقات هم تغییرکرد ناسپاسی ماروازمسیرخارج میکنه وسپاس گزاری ماروبه مسیربرمیگرونه خدایاشکرت درهرحالتی که باشی هرچقدرهم بد اگه توجهت تغییر خیلی زود جنس اتفاقات هم تغییرمیکنه
خدایاشکرت وقتی اززندگیم لذت ببرم وازدرون شادباشم وشادی وحال خوبم وابسته به یه عامل بیرونی نباشه جهان هم لذت های بیشتری واردزندگیم میکنه
خدایاشکرت برای پدرومادرم برای سلامتیشون برای وجودشون دراین دنیای مادی
خدایاشکرت برای سلامتی خودم وحال خوبم
خدایاشکرت برای اهدافم قدم برداشتم باحال خوب مطالعه کردم تمرین کردم
خدایاشکرت امروزقسمت 114 سفربه دورامریکاررودیدم وبه زیبایی ها توجه کردم چقدرحس خوبی بهم دادشوروحال عجیبی داشتم ازاول فایل که ازبالازیبایی هارودیدم ازاون پیتزای بزرگ خوشمزه که دلموبرد والان میرم دوباره میبینم وکامنت میزارم توهمون بخش ..
خدایاممنونم که خالق زندگبم هستم هیچ چیزوهیچ کس تاًثیری توزندگی من نداره من هستم که باکانون توجه اتفاقات شرایط و..خلق میکنم
من قبلا یه بار با ایمان و شور و شوق و قوانین خدا قبولی توی تیزهوشان با رتبه 24 رو خلق کرده بودم. درس میخوندم و حالم خوب بود ولی از لحاظ روحی واقعا حالم خوب بود یادمه با اینکه بچه بودم چندین بار مراحل شنیدن خبر قبولی رو نقاشی کرده بودم. مراحل رو وقتب میرم مدرسه سر صف میا قبولی ها رو میگن و منم قبول شدم و خوشحالم. حتی اسامی بقیه بچه هایی که فکر میکردم قبول میشن رو هم نوشته بودم که بخش زیادیش درست بود. یادمه اغلب شب ها قبل از خواب دعا میکردم واسه سالم نگه داشتن خودم و عزیزانم و تهشم دعا میکردم خدایا تیزهوشان قبول شم کمکم کن قبول شم. و روزی که نتایج اعلام شد دوستم که اونم قبول شده بود بهم زنگ زد و پشت تلفن بهم اعلام کرد تو ام قبول شدی و خیلی خوشحال شدم. این فکر میکنم اصلی ترین موفقیتی بود که تا الان تو زندگیم بدست آوردم و خوب سنمم کم بود و بچه بودم. ولی نکات نقاشی کردن و دعا قبل از خواب برای خودم جالب بودن.
بسم الله رحمن رحیم
خدایا به رسم ادب وسپاسگزاری مینویسم قرب الی الله
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی شایسته وتمام دوستان همفسرم دراین مسیر بهشتی
جواب سوال اول
استاد من روزی با تمام وجودم استادی در حد امام زمانم میخواستم وبرای مهم بود که با او در ارتباط باشم و سوالاتم را مطرح کنم چون واقعا میخواستم تغییر کنم هیچ چگونگی را هم نمیدانستم حقیقتا میخواستن خود امام زمانم استادم باشد من این خواسته را مطرح کردم و همان لحظه جهان پاسخگوی خداوند اسم سما را در گوش من زمزمه کرد اما در آن لحظه اصلا در مدار شما نبودم بعدا با طی تکامل به اصل هدایت شدم و با شما زندگی من تغییر کرد وحالا با ایمانی بیشتر از اول آشنایی مسیر را ادامه میدهم
سوال دوم
الان دقیقا در همان نقطه ای هستم که باید آن شوق دانستن اصل و بودن با صالحان را در وجودم زنده کنم وبا یک نیروی مضاعف مسیر جدید زندگیم را ادامه دهم و با تمام توان مومنتوم خواسته هایم را ایجاد کنم
استاد عزیزم و مریم بانوی مهربانم واقعا از شما عزیزان سپاسگزارم که دست هدایتگر خداوند در روی زمین هستید امیدوارم پاداشهای اللهی در دو سرا همراه شما باشد
خداوندا بسیار سپاسگزارم که من را هدایت کردی
عاشقتم ارباب مقتدرم
به نام خداوند مهربان و بخشنده
روز پنچم
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی و فوق العاده الهی شکرت
بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که در گذشته (حتی دوران جوانی) با «ایمان خالص» و «شور و شوق» و بدون توجه به منطقِ ‘چطور؟’ به دست آوردید، چه بود؟ (لحظهای که با دست خالی یا امکانات کم، کاری کردید که از نظر دیگران نشدنی بود.)
یکی از آن موضوعات تقریبا بر می گردد به هشت ماه پیش وختی من مغازه پدرم را گرفتم فقط می رفتم تمیز می کردم کار می کردم و به ذهنم اجازه نمی دادم که مرا قضاوت کند و عمو هایم عمه همه می گفتن این مرد اش نیست این فرد پیش برده نمی تواند بعد یک سال میبینیم چی کرده است
و اتفاق که افتاد این بود که وختی من شروع کردم روی خودم کار کردن اتفاقات خییلی به طور عالی به نفع من شد و خییلی درآمد ها عالی شد و خییلی پیشرفت چشم گیری داشتیم و من در یک تله افتادم که گیر کردم و اصلا پیشرفت قابل توجه نداشتم و روز به روز نشانه ها می آمد برای تغییر ولی من به خودم نمی گرفتم تا زمانی که یک اتفاق به ظاهر ناحالب افتاد و من را بیدار تر کرد
خدایا شکرت خدایا شکرت
حالا هم کنار کارم یک شغل جدید را پیش می برم وانشالله پیشرفت چشم گیری خواهم داست به توکل خداوند مهربان و رحیم خدایا شکرت
بنام خالق زیبایی ها دوستان عزیزم سلام
در مورد موضوعی که استاد گفتندکجا با دست خالی و اینکه همه میگفتن نمیشه ، واسه ی شما شد،میخوام تجربمو بگم که رد پام باشه واسه چند وقته دیگم…
این تجربه خیلی کوچکه ولی واسم ارزشمنده،چند سالی بود که میدیدم فرشهای خونم به شدت قدیمی شده ولی بدلیل تنگدستی فراوان ،اصلا نمیتونستم به خرید فرش جدید فکر کنم.
تا اینکه یروز خواهرزادم خونمون بود گفت خاله فرشاتو عوض کن.بااینکه خیلی کم سن و سال بود.گفتم نمیتونم ،گفت تلویزیون که تبلیغ میکنه فلان جا با روزی فلان، برو ازونجا بخر خب…اینو که گفت واقعا احساس کردم یه جرقه تو سرم زده شد .
نمیدونم چند روز بعد بود که رفتم هر چی فرش فروشی میشناختم رفتم .خدا میدونه بدون یک قرون پول.عکس فرش مورد علاقم روگزاشتم بکگراند گوشیم.شاید با خودتون بگین وای ذهن یه ادم تا چه حد میتوپه فقیر باشه و خندتون بگیره.ولی من با تمام وجودم فرش نو میخواستم.و نمیدونم بعد چند وقت بود ولی میدونم که یه مدت کوتاهی بود که خدا لطف کرد و پولی که فکر میکردم دیگه سوخته و رفته ،برگشت بهمون ، نه دقیقا همون مبلغ، نزدیک چهار برابر بیشتر…
البته با اون پول ماشین خریدیم. و یه مقدار جزیی ازون پول زیاد اومد که یادمه از یک سوم پول فرش هم کمتر بود، و هر چه همسرم مقاومت میکرد و میگفت نمیشه من گوش نمیدادم .چون واقعا مثل نفس کشیدن ، این خواستم برام مهم بود.
خدا لطف کرد و یکی از اشناها چک داد با همون مبلغ جزیی که داشتم فرش نو خریدم.
من میدونم هر چی که میخوام باید همینجوری با جدیت پیگیری کنم و به چطور و چجوری ش فکر نکنم ، ولی بازم در دام شیطان میفتم.
ازین موارد ریز زیاد دارم که با جدیت یه چیزی رو میخواستم و بدستش اوردم با دست خالی ،یا از جایی که فکرشو نمیکردم پولش جور شده.بیشتر تو همین وسایل خونه بوده.
چند وقته دلم میخواد خونمو عوض کنم .باز هم با مخالفت شدید همسرم مواجه شدم و اینکه میگه چجوری ،از کجا، میگه با کدوم عقل همچین فکری کردی،داری چرت میگی ، و این جور حرفا.
یوقتایی میگم راست میگه ،ولی باز به خودم میگم واسه خدا چه فرقی میکنه فرش ده میلیونی به من بده یا خونه ی میلیاردی…
ولی راستش هنوز جرات نکردم برم خونه ببینم ، و از خدا میخوام بهم این جرات رو بده که باز هم با تمام وجودم این خواسته رو بخوام .مثل نفس کشیدن برام مهم باشه ،اونوقته که یه حرکتی میزنم.
سلام عزیزم امیدوارم هرکجا هستید حالتون خوب باشه ،داستان شما جالب بود این جسارت شما و قدم برداشتن شما باعث شد به خواسته هاتون برسید ، برای خرید خونه هم واقعا فقط کافیه برید خونه نگاه کنید قیمت بپرسید خودتون رو توی اون خونه ها تصور کنید با جزییات مطمئن باشید از طریقی راه براتون باز میشه که فکرشم نمیکنید ، پسر دایی منم همین طوری خونه خرید اصلا پول نداشتن اما فقط میرفتن بنگاه های مختلف و خونه های مختلف میدیدن تا این که یه خونه به دلشون خیلی نشست و سپردن به خدا و بیخیالش شدن در مدت زمان کوتاهی صاحب اون خونه شدن ، شما هم به زودی صاحب خونه جدیدی میشین توکل به خدا