تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴


موضوع این قسمت: رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس”


در این گفت‌وگو، دو نفر از کاربران سایت داستان‌های واقعی خود از «رهایی از ناامیدی» را روایت می‌کنند؛ از روزهایی که به تهِ دره‌ی زندگی رسیده بودند (در بحران مالی یا عاطفی) و با ایمان، سپاسگزاری و تغییر نگرش، توانستند از دل تاریکی به روشنایی برسند.

درس اول استاد (قدرت لحظه‌ی حال):

استاد در این گفتگو یادآوری می‌کند که هیچ‌وقت اوضاع آن‌قدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی، زیرا در هر لحظه با افکار و احساسات‌مان، آینده‌مان را می‌سازیم.
او توضیح می‌دهد که وقتی همچنان مثل گذشته فکر می‌کنیم، همان نتایج گذشته را تجربه می‌کنیم، اما به محض اینکه تصمیم بگیریم متفاوت بیندیشیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم، جهان نیز فوراً پاسخ می‌دهد و مسیر جدیدی برای‌مان باز می‌شود.

استاد توضیح می‌دهد که حتی اگر به ته دره سقوط کنید، همیشه یک راه بازگشت وجود دارد. بسیاری از مردم وقتی به ته دره می‌رسند تسلیم می‌شوند، اما حقیقت این است که تا زمانی که زنده هستید، می‌توانید وضعیت خود را تغییر دهید.

مهم‌ترین ایده این است: ما «گذشته‌ی» خود نیستیم. ما آینده‌ی خود را در «لحظه‌ی حال» می‌سازیم. ما این کار را با «فرکانس» و «کانون توجه» خود انجام می‌دهیم. جهان، افراد، ایده‌ها و موقعیت‌هایی را برای ما می‌فرستد که با فرکانس ما در همین لحظه هماهنگ باشند.

اگر در همین لحظه تصمیم بگیرید که افکارتان را تغییر دهید، کانون توجه خود را کنترل کنید و باورهای مثبت بسازید، زندگی شما بلافاصله شروع به بهتر شدن می‌کند. این تغییر می‌تواند بسیار سریع باشد. شما واقعاً می‌توانید از «دره» به «قله» بروید.

درس دوم استاد (نشانه‌های هشداردهنده):

استاد در مورد داستان سعید و رابطه‌ی بد او توضیح می‌دهد. او می‌گوید این یک مشکل رایج است. جهان همیشه در حال فرستادن «نشانه‌ها» (نشانه‌ها) برای ماست، زمانی که مسیر ما اشتباه است. انگار جهان سر ما فریاد می‌زند: «این مسیر اشتباه است! تغییر کن!»

اما اگر ما این نشانه‌ها را نادیده بگیریم (مانند ماندن در یک رابطه‌ی بد)، مشکلات همان‌طور باقی نمی‌مانند. مشکلات بدتر می‌شوند. «ضربه‌ها» (ضربه‌ها) از طرف زندگی سخت‌تر، قوی‌تر و مخرب‌تر می‌شوند.

استاد می‌گوید شما باید از «اهرم رنج و لذت» (اهرم رنج و لذت) برای ایجاد انگیزه در خود استفاده کنید. شما باید به خودتان بگویید: «اگر من تغییر «نکنم»، رنج در آینده‌ی من بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.» این آگاهی در نهایت به شما کمک می‌کند تا تصمیم دشوار برای تغییر زندگی‌تان را بگیرید.

این جلسه درباره‌ی قدرت لحظه‌ی حال، امید، تصمیم به تغییر، و نشانه‌های خداوند برای بیداری و تحول درونی است.
پیامی که در عمق این گفتگو نهفته است این است که:
حتی اگر در پایین‌ترین نقطه زندگی باشی، خداوند از طریق نشانه‌ها، الهامات و آگاهی‌ها به تو می‌گوید:
«بلند شو، هنوز می‌شود همه‌چیز را تغییر داد.»


تمرین این قسمت:

آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

لطفاً تجربه‌ات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

لطفاً داستان خود را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید. تجربه‌ی شما از بیرون آمدن از «دره»، می‌تواند همان «جرقه‌ی» امیدی باشد که شخص دیگری امروز به خواندن آن نیاز دارد.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

547 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حسن کفاش دوست» در این صفحه: 3
  1. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3235 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان همفرکانسی

    تمرین این جلسه:

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    آره من در یک برهه ای از زندگی ام به تقریباً ته دره رسیده بودم. و همه چیز در زندگی داشت خراب میشد.

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    دقیقا جایی بود که دیگر احساس کردم به خودم امیدی نیست و من نمی توانم از پس این شرایط بر بیایم. و واقعا من نمی توانستم شرایط را تغییر دهم.

    لطفاً تجربه‌ات را بنویس:

    چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟

    چطور توانستم از آن موقعیت سخت بیرون بیایم. آن موقعیت سخت شد نقطه عطف زندگی من. در علم ریاضیات چون من خودم ریاضی خوانده ام، نقطه عطف دقیقاً جایی است که جهت نمودار عوض می شود. در این نقطه عطف من که همان ته دره به اصطلاح بود برای من شد نقطه عطف زندگی من و آشنایی با استاد عباس منش حدود هشت سال است که از آن تاریخ می گذرد. و من در این مدت بسیار بسیار زیاد تغییر کرده ام و اصلا و ابدا هیچ ربطی به آن شخص هشت سال گذشته ندارم، و از این بابت بسیار خدا را سپاسگزارم.

    خیلی اتفاقی یک فایل توحیدی استاد به من رسید و من در آن بزنگاه زندگی خودم از دل تاریکی شب به روشنی رسیدم.

    چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

    توحید از کلام استاد گرامی.

    جنسی از توحید که استاد به من می گفت خیلی برایم زیبا و دوست داشتنی بود

    جوری که استاد خدا را برای من بازتعریف کرد خیلی زیبا و دوست داشتنی بود

    البته که همین توحید و همین درک خدا هم تکامل می خواهد و من الان به این نتیجه رسیده ام که هیچ از توحید نمی دانم که بسیار بسیار مشرک هم هستم و باید و باید روی این پاشنه آشیل خودم کار کنم.

    من به هیچ عنوان نمی توانم سپاسگزار خدای خودم باشم به هیچ عنوان

    تغییری که استاد در من و هزاران نفر که آماده تغییر بودند اصلا با هیچ هیچ قابل پاسخ نیست.

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3235 روز

    ه نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان هفرکانسی

    یه مورد دیگری که سعید جان در این فایل به آن اشاره کرد که برای من هم خیلی پیش آمده و در وجود من خیلی تغییر کرده است و در ادامه کامنت قبلی من است نحوه صحبت کردن من با خدای خودم است

    الله و اکبر از گذشته و گذشتگان ما

    الله و اکبر از مبلغان دینی ما

    الله و اکبر از کتابهای دینی و مذهبی ما مخصوصا مواردی که در مدارس مان تدریس می شود.

    الله و اکبر از خدایی که در وجود من در کودکی ساخته شده بود

    الله و اکبر از ترسی که از خدای خودم داشتم

    الله و اکبر از دوری و فاصله ای که از خدای خودم داشتم

    الله و اکبر از جهنمی که من همیشه خودم را در پایین ترین طبقه اش می دیدم

    الله و اکبر از بهشتی که همه اش برای پیامبران بود ولاغیر

    الله و اکبر از کارهایی که حرام بود

    الله و اکبر از ممنوعیتهایی که نمی دانم از کجا دین آمده بود

    الله و اکبر از غلطهایی که اگر در قرائت قرآن می داشتیم که باید می رفتیم به جهننم

    الله و اکبر از نمازهایی که اگر دیر میشد و یا قضا می شد.

    و …

    این برای همه کسانی که مثل من دهه 50 و 60 بوده ایم بوده و هست و برای خیلی از افراد آشناست.

    اما یک پیامبر به نام عباس منش آمد و همه را برای من تغییر داد

    من دیگه از خدا نمی ترسم

    من دیگه با خدا رفیقم

    من دیگه با ترس باهاش صحبت نمی کنم

    من دیگه مجبور نیستم به زبان عربی با او صحبت کنم که خودم هم درک درستی از چیزهایی که میگویم نداشته باشم . من با با زبان مادری صحبت می کنم.

    من دیگه اصلا مجبور نیستم برای یک نماز دیر شده و یا نخوانده نگران باشم..

    من دیگه اصلا نیاز ندارم برای بخشش خودم به کس دیگری متوسل شوم.

    من دیگه اصلا برای یک اشتباه و گناه احتمالی خودم را از درگاه خدا رانده نمی دانم.

    من دیگه یک دوستی دارم که خیلی به نم نزدیک است.

    این همه تغییر کرده ام

    اما بازهم می گویم وایمان دارم که پاشنه آشیل من شرک است .

    ولی بسیار سپاسگزار همین خدایی که اینقدر به او مشرکم هستم که من را از ته شرک رسانده است که به جایی که اینهمه تغییر کرده ام.

    اینها را همه مدیون شما هستم استاد عزیزم . نه من همه افرادی که در این خانواده گرامی هستند مدیون شما هستند. همانطور که سعید جان در این فایل گفتند.

    باید و باید و باید بیشتر و بیشتر و بیشتر و مصمم تر در این مسیر حرکت کنم.

    به امید الله مهربان.

    استاد جان ، پیامبر زمانه من از شما بسیار سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3235 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    حکیم سخن بر زبان آفرین

    سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان هفرکانسی

    من از ابتدایی که این دوره شروع شد تصمیم گرفتم تغییر اساسی در یکسری افکار و باورهایی که داشتم انجام دهم

    یعنی بیشتر و بیشتر متعهد شدم که این تغییر را انجام دهم

    زیرا دقیقا در روزی که من این تصمیم را در با خودم و در خلوت خودم گرفته بودم که هممون روز هم یک کامنت در معرفی این دوره که استاد گذاشته بودند نوشتم، این همزمانی را نشانه ای از طرف رب خودم دانستم که حتما باید اینکار را انجام دهم و مصمم شدم به این کار.

    شاید خیلی کامنت ننویسم ولی در عمل تلاش می کنم که اینکار را به خوبی انجام دهم .

    استاد اصلی ترین تغییری که باید و باید و باید در خودم ایجاد کنم خیلی ساده ولی خیلی هم ظریف است.

    آن چیزی نیست غیر از توحید

    من به این نتیجه رسیدم که باید و باید و باید به هر طریقی شده است توحید را در وجود خودم بیشتر و بیشتر و بیشتر متبلور کنم

    اصلا مهم نیست در چه جنبه ای است .

    از هر جنبه ای که من وارد شدم دیدم جاهایی بیشترین ضربه را خوردم که مشرک تر بوده ام

    این شرک در زمانهایی خیلی خفی و پنهان بوده است

    که شاید خودم هم متوجه این نشده ام .

    اما و اما تنها دلیل این عدم موفقیت های من فقط و فقط شرک به خدا بوده است.

    برای همین خیلی تلاش می کنم که این را در وجود خودم تغییر دهم که بیشتر حواسم به خدا و وجودش در تمام زندگی خودم باشد.

    شما در همه فایلها تون به همه روشهایی که بلد هستید تلاش می کنید که بگویید: همه چیز توحید است

    اما من، منٍ مشرک درک نمی کنم و همه اش دنبال مواردی دیگری میگردم.

    اما و اما هیچ چیزی غیر از شرک دلیل نیست.

    تلاش می کنم که این را در وجود خودم تغییر دهم

    و این اصلی ترین برنامه من است .

    امیدوارم که خدای بزرگ من در این مسیر من را مثل همیشه و همیشه بیشتر و بیشتر کمک کند .

    مواردی که این فایل بیان شده است همه شرح حال من است که باید تغییر کنم .

    باید و باید یعنی راه دیگری ندارم .

    از مدار شرک( چه شرک خفی و چه شرک آشکار) باید و باید حرکت کنم به سمت مدار توحید ناب.

    این مسئولیت من است ولاغیر .

    امیدوارم که در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند .

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: