تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴ (به ترتیب امتیاز)


موضوع این قسمت: رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس”


در این گفت‌وگو، دو نفر از کاربران سایت داستان‌های واقعی خود از «رهایی از ناامیدی» را روایت می‌کنند؛ از روزهایی که به تهِ دره‌ی زندگی رسیده بودند (در بحران مالی یا عاطفی) و با ایمان، سپاسگزاری و تغییر نگرش، توانستند از دل تاریکی به روشنایی برسند.

درس اول استاد (قدرت لحظه‌ی حال):

استاد در این گفتگو یادآوری می‌کند که هیچ‌وقت اوضاع آن‌قدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی، زیرا در هر لحظه با افکار و احساسات‌مان، آینده‌مان را می‌سازیم.
او توضیح می‌دهد که وقتی همچنان مثل گذشته فکر می‌کنیم، همان نتایج گذشته را تجربه می‌کنیم، اما به محض اینکه تصمیم بگیریم متفاوت بیندیشیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم، جهان نیز فوراً پاسخ می‌دهد و مسیر جدیدی برای‌مان باز می‌شود.

استاد توضیح می‌دهد که حتی اگر به ته دره سقوط کنید، همیشه یک راه بازگشت وجود دارد. بسیاری از مردم وقتی به ته دره می‌رسند تسلیم می‌شوند، اما حقیقت این است که تا زمانی که زنده هستید، می‌توانید وضعیت خود را تغییر دهید.

مهم‌ترین ایده این است: ما «گذشته‌ی» خود نیستیم. ما آینده‌ی خود را در «لحظه‌ی حال» می‌سازیم. ما این کار را با «فرکانس» و «کانون توجه» خود انجام می‌دهیم. جهان، افراد، ایده‌ها و موقعیت‌هایی را برای ما می‌فرستد که با فرکانس ما در همین لحظه هماهنگ باشند.

اگر در همین لحظه تصمیم بگیرید که افکارتان را تغییر دهید، کانون توجه خود را کنترل کنید و باورهای مثبت بسازید، زندگی شما بلافاصله شروع به بهتر شدن می‌کند. این تغییر می‌تواند بسیار سریع باشد. شما واقعاً می‌توانید از «دره» به «قله» بروید.

درس دوم استاد (نشانه‌های هشداردهنده):

استاد در مورد داستان سعید و رابطه‌ی بد او توضیح می‌دهد. او می‌گوید این یک مشکل رایج است. جهان همیشه در حال فرستادن «نشانه‌ها» (نشانه‌ها) برای ماست، زمانی که مسیر ما اشتباه است. انگار جهان سر ما فریاد می‌زند: «این مسیر اشتباه است! تغییر کن!»

اما اگر ما این نشانه‌ها را نادیده بگیریم (مانند ماندن در یک رابطه‌ی بد)، مشکلات همان‌طور باقی نمی‌مانند. مشکلات بدتر می‌شوند. «ضربه‌ها» (ضربه‌ها) از طرف زندگی سخت‌تر، قوی‌تر و مخرب‌تر می‌شوند.

استاد می‌گوید شما باید از «اهرم رنج و لذت» (اهرم رنج و لذت) برای ایجاد انگیزه در خود استفاده کنید. شما باید به خودتان بگویید: «اگر من تغییر «نکنم»، رنج در آینده‌ی من بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.» این آگاهی در نهایت به شما کمک می‌کند تا تصمیم دشوار برای تغییر زندگی‌تان را بگیرید.

این جلسه درباره‌ی قدرت لحظه‌ی حال، امید، تصمیم به تغییر، و نشانه‌های خداوند برای بیداری و تحول درونی است.
پیامی که در عمق این گفتگو نهفته است این است که:
حتی اگر در پایین‌ترین نقطه زندگی باشی، خداوند از طریق نشانه‌ها، الهامات و آگاهی‌ها به تو می‌گوید:
«بلند شو، هنوز می‌شود همه‌چیز را تغییر داد.»


تمرین این قسمت:

آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

لطفاً تجربه‌ات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

لطفاً داستان خود را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید. تجربه‌ی شما از بیرون آمدن از «دره»، می‌تواند همان «جرقه‌ی» امیدی باشد که شخص دیگری امروز به خواندن آن نیاز دارد.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

547 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    درود وقتتون بخیر

    سپاسگزارم برای این جلسه عالی

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    بارها شده که از مسیر خارج شدم اما آگاهی برتر منو وارد این مسیر کرده….

    من میدونم این آگاهی ها خیلی خالص هست و باید هر روز کار کردم

    وقتی از مسیر دور میشم احساس نا امیدی میاد سراغم ولی سریع برمیگردم چند تا فایل گوش میکنم باز توکل میکنم و شروع میکنم…

    من رو به جلو دارم حرکت میکنم نتایج اینو بهم میگه

    فقط باید روی یه سری از مورد ها که بیشتر مقاومت دارم کار کنم..

    الهی شکرت که منو وارد این مسیر کردی.

    خدایا شکرت که دنبال خودت هستم و هر روز بیشتر از قبل منو وارد مدار شناخت خود میکنی

    خدایا سپاسگزارم

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Darya گفته:
    مدت عضویت: 2409 روز

    سلام به استاد عزیزودوستاد هم مسیروهم راه

    اگه بخوام در رابطه با این جلسه تجربه خودم رو بنویسم یکی از بزرگترین تجربه های زندگیم رو میتونم بگم که با کمک قوانین ویاداوری ودوباره برگشتن به مسیر واموزه های استاد معجزه رو وارد زندگیم کرد

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    الان تقریبا من هشت سال که

    با استاد. اشناشدم فایل های رایگان رو گوش میدم ودوره دوازده قدم رو هم خریداری کردم

    وگوش میدم

    اما تجربه

    من

    تقریبا دوسال قبل بود که یک به مسال ای برام پیش اومد ومنو از صد صفر کرد

    افسرده

    عصبی

    نا امید

    قربانی

    وضعیتی خیلی بد

    جوری که خودم از دیدن خودم وحال واحساسم میترسیدم

    از درون مرده بودم اما باید حفظ ظاهر میکردمو‌وهمه چیز رو درون خودم میکشتم ومخفی نگه میداشنم

    من همیشه توی سخت ترین شرایط زندگیم هم که بودم فایل های استاد منو از این رو به اون رو میکرد اب رو اتیش بود برام

    اما ایندفعه قضیه فرق میکرد له بودم

    یادم میاد یه جلسه مشاوره برداشتم

    اینقدر وضعیتم حاد بود برام نوبت اضطراری زدن وحرف خانمی که مشاوره منو‌انجام‌میداد توی ذهنم هست گفت چطور با وضعیت هنوز روتین داره زندگیت درس میخونی و ورزش میکنی

    زنده ای .با خودت چیکار کردی

    وواقعا همین بودم

    رنگ صورتم پریده وضعیت داغون نزدیک هفت هشت کیلو وزن کم کردم

    و….

    هرکس میدیدم متوجه میشد اتفاقی افتاده

    یادم اون روزا فقط صحبت های استاد تو ذهنم بود

    حال خوب احساس خوب

    واینکه تنها کسی که میتونه کمک کنه اول خداست بعد خودم

    یه اینه جیبی خریده بودن شبا قبل خواب و صبح ها بمحض بیداری

    باخودم حرف میزدم وجمله های تاکیدی مثبت میگفتم

    اینکه چقدر دوست داشتنی ام ارزشمندم

    لایق بهترین زندگی ام و…

    وناگفته نماند که چقدر تو مدت خیلی کوتاه تغییر کردم وخیلی حالم خوب شد

    اتاقم پراز نوت های انگیزشی بود

    هر روز دوره هارو گوش میدادم

    ورزش

    دوری از تلوزیون اخبار منفی

    اینستا

    اهنگ های غمگین

    به طبعیت میرفتم

    خلاصه تموم چیزهایی که بلد بودم واوردم تو عمل

    وواقعا معجزه شد کم کم جسمی اوکی شدم

    روحی عالی

    ارتباطم با همه بهتر شد

    اتفاق های خوب یکی پس از دیگری و….

    فقط وفقط با عمل کردن به قوانین و جدی گرفتن اون ها

    واقعا قوانین ثابت هستند واگر

    اگر حتی ته چاهم باشیم هر لحظه که اراده کنیم وفکر ورفتارمون رو عوض کنیم در لحظه اتفاقات تغییر میکنن ونشونه ها از راه میرسن

    چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟

    چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

    تجربه های گذشته دستاوردهام وخوندن کامنت های بچه ها توی کانال نتایج باعث شدن من دوبارت بلند شم وادامه بدم

    و مثل همیشه سپاس گذار خدای مهربون استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز وهمراهی شما عزیزان هستم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    جلسه چهارم پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    اتفاقات خوب وآرامش وتغییر ی که با بزرگتر شدن خودم ودیدن توانایی هام در چند مرحله از زندگی ام تجربه کردم وبا شور وشوق علی رغم استرسی که در اون شرایط داشتم ولی نور امید وآرامشی باعث حرکت من رو به جلو میشد.

    زمان مهاجرت ورها کردن همه چیز از دارایی وشغل وارتباطاتی که نقطه امنی برام ایجاد کرده بود،،ولی مجدد باید از صفر شروع میکردم وحتی صحبتهای دوستانم که میگفتن با یه بچه 3 ساله وهیچ آشنایی وروابطی برای شروع کار،، چطوری میخواهی مهاجرت کنی؟؟؟ ولی من اونها رو نمیشنیدم واحساس خوب وامیدی برای شروع تغییرم وتجربه جدیدی از خودم داشتم وچقدر این قدم برداشتن ومستقل عمل کردنم باورهای ذهنی من رو نسبت به توانایی هام ،،،وعدم توجه به باورهای محدودکننده ای که بقیه تو ذهن آدم ایجاد می کنند،،،،بیشتر کرد.ومرتبا جمله ای که از دهان یکی از نزدیکان شنیدم که خیلی تو ذهنم بلد شد ومرتبا تکرار میشد این بود که تو حرکت کن ومهاجرت کن بقیه رو خدا درست میکنه،،،،

    مورد دیگه بدنبال مهاجرت وپیگیری شرایط شغلی مناسب وزمان کاری مناسب بدنبال چالشی که با همسایه برای نگهداری فرزندم پیدا کردم،،،،این بود که خداوند من رو به شرایط کاری هدایت کرد که هر زمان بخواهم میتونم فرزندم رو با خودم ببرم وچقدر محترمانه همه بهش کمک می‌کنند که زمانی که مشغول کارم آرامش داشته باشه،،هم وقت بیشتری میتونم هر زمان بخواهم برای فرزندم بذارم.

    وتقریبا وقت آزاد مناسبی دارم و براحتی بدنبال درخواست از خداوند درشرایطی که اون چالش ذهنم رو مشغول کرده بود،،هم خونه خودم براحتی رهن رفت با همون قیمت مد نظرم که بقیه میگفتن نمیشه،هم موقعیت عالی برای رهن منزل جدید با همسایه های خوب وآرامش مناسب ،خداوند برام مهیا کرد وشکر گزار این آرامش وزیبایی های زندگی ام هستم وفقط وفقط آگاهانه باید ذهنم رو روی مرور این زیبایی ها وآرامش وراحتی که بتدریج ایجاد شده بذارم واز حالت سکون وتوقف خارج بشم وهر لحظه با تغییر دیدگاهم زیبایی های بیشتری رو تجربه کنم.

    سپاسگزارم از شما اساتید عزیزم، که توجه وتمرکز و یادآوری زیبایی های زندگی مون ،کمک میکنه آگاهانه به توانایی هامون در مسیر تغییر تکاملی مون توجه کنیم وخالق زندگی خودمون باشیم ورهایی رو تجربه کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام خدمت استاد عزیزم ️

    امروز صبح یه اتفاق عالی برام رخ داد

    تو تلگرام بودم که دیدم تو کانال استاد کامنت من که در گام های قبلی نوشته بودم به عنوان کامنت منتخب منتشر شده بود و واقعا احساس فوقوالعاده ای و انرژی عالی در من ایجاد شد و واقعا سپاس گذارتون هستم که کامنت منو در کانال تلگرام منتشر کردید اینو به عنوان یک هدیه عالی میبینم سپاس گذارم

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    آره دقیقا همین اواخر چند روز پیش ، من پر از نا امیدی بودم پر از احساس بد پر از روزمرگی و خداوندی که هیچوقت منو تنها نذاشت منو هدایت کرد به من نشونه ای داد تا دوباره این اراده این ایمان در من بیدار بشه تا بتونم برگردم به مسیر اصلی به مسیر ایمان امید آرزو و زیبایی .

    من یکی دو ماه پیش از رابطه ای خارج شدم و بعدش که تنها شدم شروع کردم به گشتن برای شروع رابطه جدید و هر بار که میگشتم بین آدما احساس میکردم چه قدر دارم از خودم دور میشم چه قدر این آدما انرژی بدی دارن و چه قدر من حسم بده با اینا و این یک نشونه از جهان بود که صادق این مسیر و دیگ تکرار نکن و خداوند همین موقع بهم یه نشونه داد ، یک فایلی دیدم از یک استاد دیگه ای که میگفت تو خودتو دوست نداری و دنبال اینی که یکی دیگ دوست داشته باشه ؟

    تو خودتو نمیشناسی دنبال اینی که یکی دیگ بشناستت ؟

    و میگفت مجردی وقت پیدا کردن پارتنر نیست مجردی وقت مجرد بودنه وقت کار کردن روی خودته ، و از اون فایل بیداریم شروع شد و اگه بیدار نمیشدم شرایطم سخت و سخت تر میشد چون واقعا حالم بد بود و اگه همون مسیر قبلی و میرفتم بدترم میشد و جهان بهم ثابت کرد اگه حالتو درست نکنی برنگردی به مسیر چک و لگدای بعدی و بدتر تو راهه و من نشونه و دیدم و تغییر کردم خداروشکر .

    و خواستم با دوره هایی که قبلا خریداری کردم شروع کنم که دیدم قسمت جدیدی استاد و دوستان تدارک دیدن و گفتم اینم یه نشونه دیگه ایه بهتره فعلا گام به گام با تغییر پیش برم و وقتی دوباره فرکانسم رفت بالا دوره هارو با قدرت شروع و ادامه بدم .

    واقعا سپاس گذار وجود این سایت و این فضا هستم سپاس گذار خداوندی هستم که منو تنها نذاشت حتی وقتی من خودمو تنها گذاشتم ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2418 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استاد در این گفتگو یادآوری می‌کند که هیچ‌وقت اوضاع آن‌قدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی، زیرا در هر لحظه با افکار و احساسات‌مان، آینده‌مان را می‌سازیم.

    او توضیح می‌دهد که وقتی همچنان مثل گذشته فکر می‌کنیم، همان نتایج گذشته را تجربه می‌کنیم، اما به محض اینکه تصمیم بگیریم متفاوت بیندیشیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم، جهان نیز فوراً پاسخ می‌دهد و مسیر جدیدی برای‌مان باز می‌شود.

    در مورد خونه:

    من فعلا شرایط عوض کردن خونه رو ندارم تو ذهنم هم سخت میاد اما واااقعا دلم میخواد و دارم نشانه ها رو میبینم استاد برای عوض کردنش، برام سخته وقتی همسایه شلوغ رو میبینم تمرکز کنم روی خوبیهاشون، هرچند چند جمله درباره خوبیهاشون نوشته ام اما بیشتر تمرکزم روی بدی و بی فرهنگیهاشونه. خب شروع کردم ویژگی های خونه مورد علاقه ام رو نوشتم، و بیشتر باید برای این خونه سپاس گزاری کنم که مال خودمه ویوی بهشتی داره، سه بر و نیمه، دو اتاق داره، حموم بزرگ داره، دو سرویس بهداشتی داره، آشپزخونه بزرگ داره، همسایه های امن داره، نزدیک محل کارمه، نزدیک مدرسه پسرمه، همه جور مغازه ای اطراف خونه هست، اندازه اش طوریه که راحت میتونم تمیزش کنم، جدیدا کنار خونه فضای سبز ساختن و ویوی پنجره های اتاق ها شده پارک، کنار خیابونه، جلوی در خونه فضای سبزه و درختای اون سمت خیابون از پنجره های سالن مشخصه که بسیار زیبان، منظره برف، برگهای پاییزی و سبز شدن بهار به شدت از پنجره های خونه ما زیبا دیده میشن، پارکینگ پوشیده داریم که از حیاط دوره و جای ماشین گرمه.

    خدایا شکرت برای این خونه قشنگم که سال 96 خودت خریدنش رو برامون جور کردی ما اصلا دنبال خونه نگشتیم اصلا قصد خرید خونه نداشتیم.

    (استاد یه چیزی که همش تو ذهنم میاد اینه که من اگر از این لذت ببرم یعنی همین خوبه و دنبال چیز بهتر نمیرم، خواسته بالاتر نخواهم داشت)

    نشانه هشدار دهنده و اهرم رنج و لذت: در مورد خوردن

    خیلی خوب میشه اگر بتونم این اهرم رنج و لذت رو همیشه برای خوراکی و غذا خوردنم اجرا کنم، اعتراف میکنم وقتی کمی بهم سخت میگذره اولین کاری که میکنم این سالم خوردن و به اندازه خوردن رو میذارم کنار بعدش هم عذاب وجدان میگیرم یا دلم درد میگیره.

    من اهرم رنج و لذت رو ننوشتم باید بنویسمش، خودم میدونم که دلم میخواد خوراکی بخورم و از ته دل خواهان تغییر نیستم واسه همین ننوشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2796 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش

    به نام خدا

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    بله در گذشته و قبل از اشنایی با سایت استاد در بخش ارتباطاتم تمام توجه ام به نکات منفی بود و با ناسپاسی به ته دره و ته حال بد رسیدم و با توجه به کمبود هیچ ورودی مالی نداشتم و در همان دوران نوجوانی اوج افسردگی و حال بد را تجربه کردم و دنبال یک راه برای خلاصی و تغییر شخصیت خودم بودم و در همان دوران با نشانه خداوند از طریق شخصی که مرا با استاد اشنا کرد تحویل زندگی من و تغییر فکر و طرز نگاه من به خداوند و باور من به او باعث شد زندگی در تمام جوانب برای من بهتر شود و دوران جوانی ام را با حال خوب ‌و نگاه مثبتی که داشتم و تلاش برای تغییر خودم و بهبود خودم بگذرانم .

    چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟

    چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

    با خواندن قرآن و صحبت راجع به قدرت های او با خودم و یادآوری قدرت او در نشانه های خلقت و‌تجربه فوق العاده احساس خوب و سپاسگزاری خداوند باعث شد از حال بد و شخصیت منفی بین و عیب جو خارج شم و زندگی من در تمام جوانب بهتر و بهتر بشه و اتفاقات عالی برای من رخ بده طوری که از خودم و زندگی ام احساس رضایت داشته باشم . الان که مسئله استقلال مالی دارم با یادآوری اون دوران دوباره این قدرت در وجودم و احساس خوب اونموقع باور امکان پذیری و شدنی بودن تغییرات در وجودم شعله ور شد الهی شکرت بابت این قانون که اگر استمرارم رو از دست بدم بسیار فراموش شدنی است چراکه ما انسانیم خدایا کمکم کن بتونم هر لحظه به یادت باشم و مثل ابراهیم و استاد عزیزم با ایمان به خودت زندگی ام را طوری که می خواهم خلق کنم به من اراده و انگیزه دوباره برای قدم برداشتن بده الهی تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم .

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    سمانه فتح خانی گفته:
    مدت عضویت: 172 روز

    سلام درود خدمت استاد عزیزم خانم شایسته بزرگوار

    استاد نمیدونم چی بگم چی بنویسم چون وقتی گوش میدم به فایلها دونه به دونه ایمان دارم درسته حقیقته مخصوصا چالشهای دوستان که بدترینش برام اتفاق افتاده من خدا رو صدا زدم کنارم بوده کمکم کرده استاد من نمیدونم کجای زندگیمم نمیدونم چیکارکنم یه سالن دارم 30تومن اجاره میدم با هزینه اینور اونور کلا ماهی 45تومن باید پول داشته باشم تا از پس اجاره هزینه اینا بربیام اخر ماه که میشه هیچی حسابم نمیمونه ومن دوباره شروع میکنم به استرس اخر ماه خدا خدا میکنم ورودی داشته باشم و همیشه هم دستایی از طرف خدا کمک حالم بوده استاد یه مشکل بزرگ دارم اینه پول قرض میدم و هربار که میدم دیگ طرف پس نمیده بازم چند روز دیگ میخوادمیدم اخه چیکارکنم من درآمدی میخوام تا نگرانی مالی نداشته باشم میخوام امنیت مالیم خیلی باشه من به خدا ایمان دارم ولی نمیدونم چیکارکنم میدونم باید تبلیغ کنم هزینه کنم ولی استاد پول اضافی واسه این هزینه ها ندارم چون هرچی دارم باید اخرماه بدم اجاره قسدهام

    من شغلمو دوست دارم ازاینکه پرسنل دارم باعث درآمد چند نفردیگه ام لذت میبرم ولی نمیدونم چیکارکنم خودمم درآمد بیشتر میخوام

    ممنون از دوستان و استاد ک کامنت منومیخونن پاسخ میدن

    خدارشکر که به این سایت هدایت شدم اینجا جواب همه چالشهامون هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    کیمیا آدمپور گفته:
    مدت عضویت: 469 روز

    درود و نور عزیزان آگاه

    وقتی این فایل رو می شنیدم می دیدم چه قدر اذیت شدم گاها و خب آره هرکس نسبت به ظرفیت وجودیش به خصوص اگر نا آگاه باشه به اون ته دره رسیده و منم رسیدم گفتم نمیشه خسته شدم اصلا طلوع صبحی هست و آره اون طلوع اومد تو زندگیم و اونجا فقط خداروشکر کردم میدونید احساسی که داشتم درد رو حس میکردم لحظه به لحظه شو اما لحظه بعدیش برای من غیر منتظره بود نشد نشد و بعد شد امید جاری شد برای من باز هم در زندگیم به چالش خوردم و دیدم اگه راهم رو تغییر ندم همه چیزهای که دوست دارم رو از دست میدم و اون چکشی که می خواست بخوره قبلش بیدار شدم و خداروشکر میکنم همسرم در این مسیر خیلی آگاهانه راهنمایی می کنه و استاد عباسمنش عزیز که فایل هاشون جزئی نگر هست و اون جاهای رو که متوجه نبودم و نمی دونستم اون درز کجاست رو دارم پیدا می کنم و می دانم و شکرگزار هستم که بهترین سلامتی و عشق و ثروت و فراوانی نصیب همگان قرار گرفته

    من هستم سپاسگزارم

    من هستم سپاسگزارم

    من هستم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: