تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱


نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.

موضوع این قسمت: تغییر آگاهانه (مسیر آسان) یا تغییر اجباری (مسیر سخت): شما کدام را انتخاب می‌کنید؟


چهارراه سرنوشت‌ساز «تغییر»

چند سال پیش استاد فایلی روی سایت قرار داد با عنوان «می‌خواهی جزو کدام گروه باشی؟». که کاملا با این قسمت مرتبط است.

استاد در ابتدای این فایل، تمام انسان‌ها را بر اساس نحوه‌ی واکنششان به «تغییر» به چهار گروه کلیدی تقسیم می‌کنند. شنیدن این دسته‌بندی به‌تنهایی می‌تواند مسیر زندگی شما را عوض کند، زیرا فوراً متوجه می‌شوید در کدام بخش از زندگی‌تان، در کدام گروه قرار دارید:

۱. گروه نابود شوندگان: افرادی که آنقدر نشانه‌های جهان را نادیده می‌گیرند و به مسیر اشتباه ادامه می‌دهند (مانند یک معتاد) تا شغل، روابط، سلامتی و در نهایت، همه‌چیز خود را از دست می‌دهند و کاملاً نابود می‌شوند.

۲. گروه «لحظه‌ی آخری‌ها»: این گروه آنقدر تغییر نمی‌کنند تا به «لبِ پرتگاه» می‌رسند. درست قبل از نابودی کامل، وقتی در «جوب» افتاده‌اند و همه‌چیز را باخته‌اند، تازه بیدار می‌شوند و تصمیم به تغییر می‌گیرند. این تغییر، بسیار سخت، دردناک و زمان‌بر است.

۳. گروه «هوشیاران»: این افراد با دیدن اولین نشانه‌های مشکل (مثلاً اولین اخطارها در محل کار یا شروع تنش‌ها در رابطه)، متوجه می‌شوند که باید مسیر را اصلاح کنند. آنها قبل از اینکه کار به فاجعه بکشد، خود را تغییر می‌دهند.

۴. گروه «پیشروها» (گروه ایده‌آل): اینها افرادی هستند که حتی زمانی که همه‌چیز خوب است، دنبال بهبود و تغییرِ مثبت‌اند. یعنی قبل از آن‌که جهان چکش را بلند کند و بکوبد روی سرشان، خودشان به فکر بهتر کردنِ خود و زندگی‌شان هستند. دائم می‌پرسند: «روابطم را چطور بهتر کنم؟ مسائل مالی‌ام را چطور ارتقا بدهم؟ در کارم چطور با کیفیت‌تر شوم؟ در سلامت جسمانی چه کار کنم که قوی‌تر و سبک‌تر و سرحال‌تر باشم؟» حتی وقتی اوضاع خوب است، باز در جست‌وجوی عالی‌تر شدن‌اند.


بیایید دو کار کنیم؛ اول خودمان را بشناسیم؛ بفهمیم جزو کدام گروه هستیم؛ و دوم از تجربه‌های همدیگر بهره ببریم تا سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر تغییر کنیم. چون جهان یک ویژگی روشن دارد: یا خودت را بهبود می‌بخشی، یا نابودت می‌کند. در کار خداوند «دل‌سوزیِ بی‌قانون» وجود ندارد؛ کار خداوند «قانون» دارد. اگر نگاه سیستمی به خدا داشته باشیم؛ او را به‌صورت یک «قانون‌مندی» ببینیم؛ زندگی‌مان را بهتر مدیریت می‌کنیم.


قانون طلایی زندگیِ «روان»

نقطه‌ی اوج صحبت‌های استاد، معرفی یک «جمله‌ی طلایی» است که دلیل تمام مشکلات و تضادهای زندگی ما را فاش می‌کند:

«تضاد (مشکل) برای این به وجود می‌آید که شما پیشرفت کنی. اگر شما خودت در حال پیشرفت باشی، تضادی به وجود نمی‌آید.»

جهان هستی مانند یک سیستم هوشمند عمل می‌کند: یا شما داوطلبانه خودتان را بهبود می‌بخشید (مانند گروه ۴)، یا جهان شما را با «تضاد» و «مشکلات»، مجبور به پیشرفت می‌کند. این فایل به شما می‌آموزد که چطور مسیر اول (مسیر آسان و روان) را انتخاب کنید.


داستان دو مسیر: تغییر از روی «رویا» در برابر تغییر از روی «تضاد»

زیبایی این فایل در دو داستان واقعی است که در ادامه می‌شنوید:

۱. داستان بهنام: قدرت «تغییر داوطلبانه» (مثال گروه ۴)

بهنام عزیز داستان شگفت‌انگیز خود را تعریف می‌کند. او در تبریز کارمند بود و یک زندگی «خانواده‌پسند» و ظاهراً عالی داشت: خانه، شغل ثابت و دوستان خوب. اما او احساس می‌کرد این رویای او نیست.

او با الهام از دوره‌ی «عزت نفس»، یک تصمیم شجاعانه گرفت: با وجود خوب بودن همه‌چیز، داوطلبانه کارش را رها کرد، خانه‌اش را پس داد و فقط با دو میلیون تومان پول و بدون هیچ تخصصی، برای دنبال کردن علاقه‌اش (گل و گیاه) به تهران مهاجرت کرد.

نتیجه؟ در کمتر از یک سال، بهنام به یکی از ۳ برند برتر آنلاین در حوزه‌ی کاری خود در کل کشور تبدیل شد. چون او قبل از بروز تضاد حرکت کرده بود، جهان مسیر را برایش هموار کرد و زندگی‌اش «روان» پیش رفت.

 

۲. داستان راستین: قدرت «تغییر اجباری» (مثال گروه ۲)

راستین عزیز داستان متفاوتی را به اشتراک می‌گذارد. او «بچه پولداری» بود که کاملاً به حمایت مالی پدرش وابسته بود.

تضاد بزرگ: در سن ۲۱ سالگی، پدرش ناگهان حمایت مالی خود را قطع کرد. این «تضاد» و ضربه‌ی بزرگ، او را که به گفته‌ی خودش ایمانی هم نداشت، مجبور کرد تا روی پای خودش بایستد.

نتیجه؟ او پس از برخورد با این دیوار سخت و شروع کار کردن روی باورهایش (با دوره‌های استاد)، از درآمد ۲ میلیونی به مداری رسیده که اکنون در فکر معاملات میلیاردی و کارآفرینی در ساخت‌وساز است.

استاد در انتها توضیح می‌دهند که هرچند نتیجه‌ی راستین عالی است، اما مسیر او سخت بود، زیرا جهان او را مجبور به تغییر کرد. اما مسیر بهنام آسان بود، زیرا او خودش تغییر را انتخاب کرد. این فایل به شما کمک می‌کند تا آگاهانه مسیر آسان‌تر را برای خلق موفقیت‌هایتان انتخاب کنید.


تمرین این قسمت:

هدف این قانون، این است که ما زندگی خود را از حالت واکنش به بحران خارج کرده و به حالت خلق پیشرفت فعال ببریم.
استاد عباس منش تأکید می‌کنند که اگر همواره در حال پیشرفت باشیم، تضاد به وجود نمی‌آید.

حال، صادقانه به زندگی خود نگاه کنید: در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟

همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟

لطفاً تجربه خود را به اشتراک بگذارید و بگویید درس بزرگ شما از آن “ضربه‌ی” جهان و یا قدرت “تغییر فعال” چه بوده است. (تا دیگر اعضای سایت نیز از این خودشناسی جمعی بهره‌مند شوند)
با به اشتراک گذاشتن این دو تجربه، به خودمان و دیگران کمک کنیم تا قدرت «تغییر آگاهانه» (قبل از برخورد با تضاد) را بیشتر درک کنیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مهدی قربانی» در این صفحه: 4
  1. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    بنام خالق یکتا

    خدایا شکرت بنام خداوندی که اگاه تر از من هست

    بنام خداوندی که قدرت خودش به وجود من داده

    تحسین میکنم قدرت واگاهی رب فرمانرای تمام هستی

    خدایا شکرت که تا حدودی از ویژگی ذهن واز عمل کردن اون اگاه شدم

    دلیل تمام نرسیدن به خواسته هام عوامل بیرونی نبودن

    دلیل نرسیدن وناکامی وسال ها تلاش بی وقفه احساس بی ارزشی هست که از بیرون به من القا شده احساسی هست که گره خورده به خواسته های عوامل بیرونی من یک دنبال براورده کردن خواسته های دیگران وراضی نگه داشن عوامل بیرونی از خودم بودم واصلن سر سوزنی به خودم نگاه نکردم به خاطر احساس بی ارزشی که به خاطر اشتباهاتم داشتم نمی تونستم ارتباط درونی با خودم برقرار کنم به این خاطر همیشه دنبال این بودم که با یک عاملی بیرونی به احساس خوب برسم چیزی که هیچ وقت اتفاق نیوفتاد سال تلاش کردم راهی برای پیدا کردن ورسیدن به احساس خوب درونی باشم ولی همیشه ناکام مانده ام چون سال راه کسانی را رفتن که تمام ارزش خودشون را در عوامل بیرونی می دیدن وهمین نگاه را هم به من انتقال دادن که من هم مثل اونا عمل کنم بدون اینکه متوجه درستی را ویا نادرستی اون شده باشم حرکت می کردم نگاهی که از نظر من برای من اشتباه هست

    همیشه ته درون به یک نیروی ایمان داشتم که این نیروی چه جوری وبه شکل می تواند به من کمک کند را نمی دونستم

    خدایا شکرت با کرد این قسمت دوره احساس لیاقت فهمیدم این نیروی در درون خودم هست وبا احساس لیاقت واحساس ارزشمندی بدون قید شرط متصل می شوم به منبع الهی خودم بدون اینکه مرا قضاوت کنه

    این نیرو همه کار بدون شرط برا من میکنه بدون قید شرط کافی در مورد اون نیرو احساس لیاقت داشته باشم که به لطف خداوند با کار کرد این جلسه خودم لایق ارتباط درونی با این. نیرو پیدا کرده ام بدون اینکه بخواهم بی نقص عمل کنم تا اون باهم ارتباط برقرار کنه اتفاقا خداوند راحتی مرا می خواهد به هر شکلی که دوست داشته باشی می توانی باهاش ارتباط بر قرار کنی من الان دوست دارم فقط از طریق کارم وشغلی که دوست دارم باهاش ارتباط برقرار بکنم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که اینقدر عشقی خدایا شکرت بی نهایت خوبم چون دارم از درون برا خودم ارزش قائل میشم برا علاقه ام برای درونم. برای خدا درونم برای مسیری که دوست دارم

    خدایا شکرت خدایا شکرت که دارم احساس خوبی نسبت به خودم بدون قید شرط پیدا میکنم که این لطف خداوند واگاهی این دوره هست نیازی خودم اویزون دیگران بکنم برای رسیدن به احساس خوب

    خودم خداوند این لیاقت بهم داده که احساس خودم را خوب کنم

    خدایا شکرت توانایی برگشتن ذهن واحساحس لیاقت اون را مسیر درست درونی خودم پیدا کردم

    خدایا شکرت دارم متوجه اسیب های که به خاطر مقایسه کردن خودم می شوم که چطور مرا از مسیر خوشبختی درونی منحرف کرده به مسیری که بدبختی را دوباره تجربه کنم

    در یک کلام مقایسه باعث قط ارتباط با خدای درونت میشه وباعث قط ارتباط با انرژی منبع می شود

    الان دارم میشم چطور مقایسه کردن خودم با دیگرانی که ضم خودم از من بهتر بودن چطور به من احساس ناتوانی نالایقی داده باعث شده مسیر خداوند منحرف بشم که خودم را به کلی لایق مسیر درست ندونم وبیام خودم مقایسه به ادم های که مسیر نادرستی را انتخاب کرده بودن برای دیده شدن وجلب توجه دیگران ومن با قضاوت نادرست خودم به خاطر گذشته ام خودم را لایق این راه نادرست بدونم ودر جهت مخالف مسیر خدا گونه ای بار ها از خداوند درخواستش کرده بودم حرکت کنم

    چون تمام ارزش خودم تمام وجودم خودم را توی جلب توجه دیگران می دیدم یعنی احساس می کردم اگر کاری نکنم که دیگران بهم توجه نکنن ادم بی ارزش هستم

    به همین خاطر درون خودم را با این همه احساس خوب را راه کرده بودم وهمش دنبال گرفتن تایبد از دیگران بودم اون هم از مسیر نادرست چون فکر می کردم مسیر درست که دیگه خداوند مرا راه نمیده پس بیام از راه نادرست جلب توجه کنم واز را نادرست به رشد جهان کمک کنم

    چون من تو باور خودم اینجور تصور کرده بودم که به خاطر اشتباهات گذشته ام یک ادم نادرستی هستم که خداوند مرا از درگاه خودش بیرون کرده

    واصلن ارتباطی با من برقرار میکنه مگر اینکه هیچ اشتباهی نکنم مگر این بی نقص باشم وهیچگونه نقصی نداشته باشم به خاطر را رسیدن به او برای سخت پیچیده شده بود

    همیشه دنبال با یک عوامل بیرونی بهش برسم

    که این اتفاق نیافتاد

    ولی به لطف خودش الان فقط با پذیرفتن خدای درون خودم به احساس خوب رسیدم به احساس خوب بدون قید شرط رسیدم که امید خداوند با کار کردن روی خودم را بیشتر به اصل پی میبرم دارم خودم را میشناسم دارم احساس خالق بودن میکنم تا احساس قربانی شدن خدایا شکرت دارم متوجه شرک های درونی خودم می شوم ومتوجه قدرت پاک کنندگی اونا می شوم خدای مهربان چه قدرتی به من داده که چطور اون بیهوده صرف عوامل بیرونی خودم کرده ام واین انرژی الهی را چطور حدر دادم چه نشتی های انرژی که درون شکل گرفته به خاطر عدم اگاهی کجاها که بی خود به خودم احساس بد دادم هیچ‌ دلیل منطقی وجود نداره که من بخواهم به خودم احساس بد بدهم وهزاران دلیل وجود داره که من به خودم احساس خوب بدم دلیل های. گذشته هیچ کدومشون منطق درستی نداشتن وهمه اونا با تقیلد از عومال بیرونی در من شکل گرفته بودن

    وباعث دادن احساس بد به خودم شده بود

    باورهای نادرستی ریشه از فرهنک مذهب محیط در من شکل گرفته بود تنها دلیل که می شود من همیشه از درون احساس خوب داشته باشم این هست که من از نظر خدای تو درون مورد تایید وارزش شده ام وبه دنیا اومده ام وبیام تمام تقید های گذشته رو پاک کنم از ذهنم وتنها با احساس لیاقت بدون قید شرط زندگی کنم چیزی خداوند نهادینه کرده اون را بدون اینکه مرا قضاوت کنه مرا ارزشمندی ولیاقتمند افریده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    بنام خالق یکتا که مرا خلق کرد وبه دنیا فرستاد تا از دنیای زیبا با تجربه حرکت کنم پیشرقت کنم در تمام جعنه های زندگی از اخلاقی تا دست اوردهای بیرونی وثروت وهرنعمتی که برای من افریده

    دوستان با کسب اجازه از استاد ودوستان من دانشجوی دوره احساس لیاقت هستم ولی چون گوشی شکسته بود دوره ام از روی سایت پریده ولی این لطف خداوند شد تا شروع این دوره را به صورت جدی هم زمان با دوره تعغیر را درآغوش بگیر شروع کنم

    وقتی جسله اول دوره احساحس لیاقت گوش کردم وموفق شدم به تمام سولات جواب بدم متوجه شدم دلیل نرسیدن به خواسته هام وبر گشتن به تکرار نخواسته چی بوده دوست داشتم بیام این تجربه تاثیر گزار را با شما در میان بزارم تا ردپای باشد هم برای خودم هم برای بقیقه دوستادن

    اگر بخواهم در مورد در مورد درک احساس لیاقت ویا احساس ارزشمندی صحبت کنم اولین باری هست که به موضوع فکر کردم که می شود از درون هم برای خودت ارزش قائل بشی بدون شرط شروط

    الان در حال نوشتن این پیام هستم اشک توی چشم هایم جعم شده که چقدر بد رفتاری ها چقدر شکنجه ها به روح خودم دادم چقدر احساس بد به خودم دادم که از شدت احساس بد اشک چشم هایم نمی ریزد

    این عین واقعیت هست چیزی خودم دارم تجربه اش میکنم نه حرف های قشنگ کسی که از زور مقایسه وحسادت وبدبیبنی واحساس دوچار مرگ ذهنی شده وفقط در حد یک جسم هستم که در حال حرکت کردن هستم

    من با احساحس لیاقت بدون قید شرط غریبه هستم چون من تمام زندگیم با شرط بزرگ شدم حتی عبادت کردنم هم باشرط بوده اصلن اینکه کلمه برای من غریبه هست

    ولی من تمام وجودم را گذاشتم که این احساس را تجربه وبا این احساس حقیقی که دنیا اومدم وبا همین احساس هم از دنیا بروم

    برای من مقایسه کردن رسیده بود به جای میاره ارزشمندی خودم را فقط مقایسه با دیگران می دونستم

    در یک قسمتی از زندگی شدت مقایسه کمتر بود

    نه به این شدت یا اگر مقایسه می شود سعی می کردم با موضاعاتی دیگه پر کنم این خلع ذهنی را

    را برطرف کنم چون وضعیت خوبی داشتم ولی با برخورد با یک تضاد وقتی یک مقدار از شرایط عالی که داشتم فاصله گرفتم این احساس شروع به شددت گرفتن کرد وانچنان این مقایسه در ذهنم تکرار شده بود که تبدیل به یک وسواس فکری شده بود یعنی من به صورت ناخداگاه در هر شرایطی خودم را مقایسه می کردم با دیگران به دون اینکه کنترلی روی این احساس ویرانگر داشته باشم روان مرا ویران کرده بود

    در جواب شما در چه مواردی خودتون را با دیگران مقایسه می کردید جواب من این در تمام موارد حتی نفس کشیدنم را هم با دیگران مقایسه می کردم نتیجه این مقایسه احساس بد احساس بدی که باعث یک نوع بیماری های ذهنی بیماری های جسمی بیماری روحی احساسات بدی مثل ناسپاسی افکار منفی ناپاکی بدببنی گلیه شکایت خودکم بینی احساس حقارت احساس بدببختی احساس غرور احساس دلسوزی کردن بی جا احساس گناه ترس قضاوت های نادرست احساس پوچی احساس بی ارزشی یعنی این نوع مقایسه ویرانگیر باعث شده من در هیچ زمینه در مورد خودم احساس لیاقت نداشته باشم حتی در مورد سلامتی یعنی من مرتبا در حال فرستادن فرکانس بی ارزشی بودم بدترین حرف بدترین توهین را به خودم ودیگران می کردم از روی حسادت من سال هاست که با خودم قهر هستم ونتوستم خودم را ببخشم ولی امیدورام با شروع این دوره خداوند این محبت را به من بکنه واین احساس لیاقت بدون قید شریط را زنده کنم چیزی که از بچگی با من بوده را بیدار کنم وبا درون خودم زندگی کنم چیزی که خواست من از خداوند احساس خوب مرا با پایه درون سوار کنه نه بیرونم چیزی که هیچ‌ وقت از درون تجربه اش نکردم چون اصلن درون خودم را نمی شناسم که خداوند چه درون زیبای به من داده

    از چه راهی می خواهی این مقایسه را از خودم دور کنم

    اینکه قانون احساحس بد اتفاقات بد که دلیل تمام احساسات بد من مقایسه کردن بوده بنیان گزار اون مقایسه کردن در هرصورت اگاهانه بیام خودم مقایسه نکنم نه با زیر تر خودم نه با بالاتر از خودم

    واینکه جهان وخداوند با درون من کار داره نه بیرون من واینکه هیچ کس وهیچ چیز به خدای درون نمی شود چیزی که از خدا بوده بازگشت اون به سوی خدا نه چیزهای که از بیرون شنیده ام من با درون پیش خدا اومدم با درون خودم پیش خداوند میرم سپاسگزاری کردن وتمرکز بر داشته هایم اهمیت دادن با احساسات درونی خودم به جای تمرکز بر روی عوامل بیرونی ومنحصر به فرد بودن خودم را بپذیرم همه موجوداتی جدا از هستیم هیچ‌ ارتباط روحی با نداریم واجازه هدایت به درون خودمون بدیم که خداوند هدایتش کنه این تجربه من بود از مقایسه کردن که با دل جون وقت میگزارم تا با امید خداوند درون خودم را بسازم خداوند یار نگهدار شما باشد این تجربه من از مقایسه بود برای دوستانی که هنوز به این مرحله بیماری نرسیدن تعغیر بدن خودشون را واین لطف خداوند بوده که جرقه را خوردم که تعغیر کنم مقایسه با منحرف از مسیر خداوند می شود همین باعث میشه که من خودم را مقایسه نکنم تحت هیچ شرایط و. وقت خواستم خودم مقایسه کنم بگم این احساس مرا از مسیر خوشبختی خداوند که من دنبالشم دور میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    بنام خالق یکتا

    خدایا شکرت بابت این سایت بابت اگاهی که خداوند در این سایت جاری کرده

    خدایا شکرت که زنده ام نفسی را به امید تعغیر میکشم

    خدایا شکرت بلاخره موفق شدم زره ای از درون برا خودم ارزش قائل باشم وقبل از اینکه شرایط بدتر از این باشد که شاید جبرانش خیلی سخت باشد لطف خداوند شامل من شد واز یک مسیر ویرانگر

    برگشتم به مسیر درست واینکه به خودم بیام وتعغیر را درون خودم ایجاد کنم

    یک باور نادرست که در ذهنم ما شکل گرفته این بود که من فکر می کردم دلیل موفقعیت افراد به خاطر این هست که فکر میکنیم دلیل موفقعیت افراد این هست چون به زیر صفر رسیدن شروع بهذتعغیر کردن وبه این خاطر موفق باشدن

    واین باور نادرستی هست که استاد چقدر زیبا در اولین پروژ تعغیر را در اغوش بگیر به گوش زد کرد قبل از اینکه به صفر برسی حرکت کن تا زدوتر به نتایج برسی خیلی ها به صفر می رسن ودیگه توان برگشتن ندارن مه جبران کنن وار دنیا میرن

    وبیاید با همین نعمت های که الان دارید حرکت کنید پیام این هست برای ما اونایی که از زیر صفر شروع کردن به اینجا رسیدن پس شما خوشحال تر باشید وسپاسگزار باشید که به زیر صفر نرسیده اید ومی توانید زود تر وبهتر از راه این قانون اجازه بدیدم خداوند هدایتون کنه

    که لطف خداوند شامل حال من شد واز خداوند سپاسگزارم وامشب با یک احساس خوب بنویسم خداوند چه نعمتی از درون من از بیرون من به داده وسپاسگزار باشم وحرکت کنم خودم را خالق زندگی خودم بدونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 561 روز

    بنام خالق یکتا

    خدایا شکرت که هدایت شدم به این پروژه

    من فایل رو گوش دادم ومتوجه شدم بعد از چک لغت های که جهان در تمام ابعاد زندگی در حال حاضر خوردم متوجه شدم که باید قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه من تعغیر کنم وگرنه اضاوع از این هم که هست بدتر می شود

    من با باز بینی که از خودم کردم جز گرور سوم هستم یعنی با دیدن یک سریع نشانه متوجه می شوم که باید تعغیراتی را در خودم ایجاد کنم

    اخرین باری توی یک اوضاع احساسی بد بودم و کلی ناسپاس شده بودم اوضاع وشرایط ذهنی خوبی نداشتم ولی با دیدن نشانه ها شروع به تعغیر کردن کردم شروع به سپاسگزاری کردن به خاطر داشته هام کردم و نشتم وگفتم خدایا من مب خوام تعغیر کنم وخداوند هم چقدر زود پاسخ داد و کلن شرایط از اون وضیعت بد صدرصد تعغیر کرد اوضاع من نگاه شرایط آدماهای اطراف من تعغیر کردن

    چون این تعغیر ریشه ای نبود با اولین تضاد کل اون احساس خوب کل اون همه شور شوق انکیزه

    تبدیل شده به یک احساس بد مزمن تبدیل به یک واسوس فکری تبدل شد یک افسردگی تبدیل شد به احساس قربانی شدن

    انقدر من از جهان چک خوردم از همه لحاظ از لحاظ مالی از لحاظ رابط از لحاط ذهنی از لحاظ ارامش از لحاظ سلامتی اینقدر چک خوردم هر سریع دنبال یک بهونه برای تعغیر بودم من چون گذشته این بود فرق دارم با بقیه من خیلی ظلم در حقم شده

    اصلن خداوند نمی خواد که من تعغیر کنم اصلن خداوند از من منتفر هست

    ما خانواده اینور هست

    من ارثی اینطور باشیم

    یعنی به هر شکلی ذهن من یک بهونه می اوردم که تعغیر نکنم

    تا رسید الان از لحاظ بدهکارم

    از لحاظ سلامتی معده درد گرفتم

    از لحاظ ذهنی افکار نا زیبا ونادرستی دارم

    از رابطه رابطه خوبی نه با خودم دارم نه دیگران یعنی تو ذهنم یک درگیری ذهنی وجود دارد بین خودم دنیای بیرون خودم

    والان فقط از خداوند می خواهم کمک کنه می خواهم شرایط خودم را تعغیر دهم

    واولین تعغیر رو هم می خواهم ذهنم شروع کنم یعنی الان از لحاظ احساس لیاقت زیر صفر هستم در تمام جعنه ها چون دیگه باورم را نسبت به خودم از دست داده بودم ولی امیدی بود برای تعغیر کردن وخداوند همیشه اون امید زنده میکنه

    ولی با توجه توامندی درونی با توجه شخصیت خدا گونه درونی خودم لایق تعغیر کردن می دونم قبل از اینکه به زمین بخورم می خواهم تعغیر کنم

    من دوره احساحس لیاقت را خریدم ولی چون گوشیم شکست از سایت پاک شده یعنی نمی تونم کامنت های بچه ها را بخونم وهمیشه گفتم خدایا راهی باشه من هم دوره کار کنم وکامنت. بنویسم خداوند هماهنگ کرد با این پروژه یعنی می توانم اینجا کامنت کلی خودم را بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: