اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اتفاقات زندگی ما به خاطر همین قوانین رخ میده قانون چیه ما در هر لحظه با توجه به افکارمون در حال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم یعنی ما با توجه به آنچه که در فکرمون در هر لحظه میگذره داریم فرکانس های رو ارسال میکنم مثل این دستگاه آی ام ار اینا در واقع فرکانس های مغزی رو ثبت میکنند در هر لحظه داریم فرکانس های رو به
جهان هستی ارسال میکنم و به این شکل اتفاقات زندگیمون به وجود میاد یعنی هیچ کدوم از شرایط زندگی ما اتفاقات زندگی ما برخورد های ما با
دیگران مسائل مالی ما سلامتی یا بیماری ما شکست روابط عاطفی یا عشق در زندگی ما ثروت
یا فقر تمام اتفاقات زندگی ما تماما توسط فرکانس های که ما به جهان هستی ارسال میکنیم به وجود میاد
تمام اتفاقات زندگیمون در طول روز حاصل فرکانسهای خودمان است این خود ماهستیم که باعث میشیم که چه اتفاقی را در زندگیمون تجربه کنیم وقتی قانون رو میدونیم چیه ولی اگه عمل نکنیم تغییری هم حس نخواهیم کرد و شروع مبکنیم رو خودمون کار کردن از همون لحظه اول نشانه اینست که احساسمون خوب است و وقتی احساسمون خوب باشه اتفاقات خوبی روتجربه خواهیم کرد
چیزی که امروز ودیروز از این فایل درک کردم انگار یک قدم نسبت به گذشته ای که تازه برای اولین بار شنیدم بالاتر و متفاوت تر بود.احساس کردم درکم نسبت به فرکانس بیشتر شده و همه اینها از لطف خداوند هست که ی پله بالاتر رفتم.من متوجه شدم تغییر نگرش و تغییر فکر ی شبه و حتی یک ماهه و چند ماهه رخ نمیده بلکه قدم به قدم و شاید در چند سال البته اگر مدوام کار نکنی،رخ میده.توی این چند روزی که پیوسته و آهسته سعی کردم که از این برنامه تحول زندگی من استفاده کنم خیلی بیشتر از قبل به فرکانسی که میفرستم توجه کنم و فکر میکنم خیلی خوب عمل کردم هر وقت افکار منفی و ناراحت کننده و یا نگهدارنده میاد سراغم توی نود و پنج درصد تونستم مچش رو بگیرم و حسم رو عالی نگه دارم .همه اینها هم به خاطر لطف خداوند و همینطور تمرینهای اینجاست.امیدوارم روی طول موجی که انتخاب مردم بمونم تا اتفاق قشنگی که منتظرش هستم بیفته. به امید اون روز.یا حق.
ما باید در هر لحظه باید مراقب ورودی ذهنمون باشیم مثلاً چی به گرانی و تورم اصلا توجه نکنیم که هرکسی میاد یه چیزی میگه اصلا به هیچ وجه توجه نکنیم چون حالمون رو بد میکنه و باعث میشه به سمت ناخواستمون بریم
به اخبار و تلویزیون رادیو اصلا نگاه و گوش نکنیم چون 80 درصد موضوع اتفاقات ناجالب را به ما نشان میده دوست رفیق یا فامیل که خیلی منفی حرف میزنه قطع رابطه کنیم اگه هم پیش یکی بودیم نتونستیم جامون رو عوض کنیم حرف رو عوض کنیم ونزاریم انرژی منفی بفرسته و حالمون رو بد کنه به خواسته هامون توجه کنیم و باور درست براش بسازیم و هر روز براش یه قدم برداریم تا بهش برسیم اینایی که گفتم را باید با تعهد انجام بدیم تا نتیجه اش را ببینیم و فایل های استاد را ببینیم چه صوتی چه تصویری را ببینیم تا باورامون یواش یواش تغییر کنه چیزایی بود که تواین فایل فهمیدم
بعد از چند سال شنیدن این حرفها تازه دارم مفهوم خیلی از حرفهای استاد رو درک میکنم.قبلا هم خیلی لذت میبردم و تجربه های عالی از شنیدن حرفهای استاد داشتم و دارم ولی این بار که دارم هدفمند جلو میرم که به لطف خدا و خانم شایسته عزیز این فایلها آماده شده.زندگی و استفاده از این قوانین برام رنگ و بوی قشنگترین پیدا کرده.قبلا تلاش میکردم بفهمم که استاد داره از چی حرف میزنه ولی الان درک میکنم که استاد داره از چی حرف میزنه.من مفهوم گفتگوهای ذهنی رو خوب درک کردم و بیشتر تایم روزم رو تلاش میکنم که توجه کنم به اینکه کجا باید جلوی ذهنمو بگیرم و کجا باید اجازه بدم پرواز کنه و تصویرسازی کنه.مدتیه دارم کار میکنم به خواسته ای که براش انتظار زیادی کشیدم و حس میکنم این بهترین راه و مسیری هست که منو به خواسته م برسونه.باشد که به زودی بیام بنویسم منم فرکانس خوب فرستادم و ترجمه عالی دریافت کردم و غرق نور و خوشحالی هستم.به امید اون روز
سلامی از صمیم قلبم تقدیم به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
روزشمار تحول زندگی من روز پنجاه.
قدرت بیرونی وجود ندارد که بتواند زندگی مارا بسمت مثبت یا منفی تغییر بدهد
خودت از سر راه خودت کنار برو.
گفتگو های ذهنی ماست که سرنوشت مارو میسازد
اگر همه اطرافیان مارو تشویق کنند تایید کنند، باور داشته باشن اما اگر در گفتگو های ذهنی مون، خودمونو سرزنش کنیم، انتقاد کنیم و مثل یک والد بی رحم رفتار کنیم ما خوشبختی را تجربه نمیکنیم.
تمام اتفاقات زندگی چیزی جز ترجمه فرکانس های ما نیست.
گفتگو های ذهنی ما باور های غالبی است که به جهان ارسال میشود و اغلب این گفتگو ها منفی است
راه تغییر گفتگو های ذهنی از کنترول ورودی شروع میشود.
باید گفتگو های ذهنی را جهت دهی کنیم تا به احساس خوب برسیم
داشتن احساس خوب باید بالاترین اولویت را در زندگی ما داشته باشد.
و یادم باشد به همان اندازه ای به سمت افراد، شرایط، موقعیت ها، فرصت ها و ایده های خوب هدایت میشوی که میتوانی نجوا های ذهنت را کنترول کنی
احساس میکنم کم کم دارم قانون را درک میکنم
نشونه اش اینه که وقتی حالم بد میشه. سریع متوجه میشم و سعی میکنم احساسم را بهتر کنم
انگار دلیل اتفاقاتی که برام میوفته را بهتر درک میکنم
الهامات خداوند را بهتر درک میکنم و عمل میکنم
قشنگ میتونم احساس کنم صدای قلبم را که بهم میگه اینجا بمان، فلان جا برو فلان جا نرو… و منم میگم چشم.
امروز یکی از روزهای خوب خدا بود.من روی شانه های خدا بودم .
دیروز یک کرم ضد آفتاب خریدم و وقتی رفتم خوونه دیدم ضد آفتاب همیشگی من نیست و تاریخ انقضاء 2 ماه دیگه تموم میشه .
گذاشتم امروز صبح ببرم داروخانه عوض کنم . همسرم گفت پس نمیگیره و من گفتم چرا من پس میدم .
وقتی امروز صبح رفتم و به فروشنده جریان توضیح دادم ، با احترام برای من ضد آفتاب عوض کرد با تاریخ جدید .
…………….
چند روز پیش قرار شد ، مادر شوهرم برای هفته بعد ببرم دکتر.
خواهرشوهرم برای شنبه هفته بعد وقت گرفته بود . وقت اینترنتی. بهش گفتم زودتر نمیشد چون روز شنبه برای من سخته و سرم شلوغه ،
گفتن دکتر وقت نداره .
امروز ، هدایت شدم که چطوره من برم ساختمان پزشکانی که قرار شنبه مادرشوهرم ببرم و بپرسم میشه زودتر از نوبت بیام . وقتی وارد ساختمان پزشکان شدم داشتم به تابلو اطلاعات دکترها نگاه میکردم که
باید طبقه چند برم دیدم یه آقای محترمی آنجا نشسته بقل آسانسور. پرسیدم دکتر فلانی طبقه چنده ؟ گفت طبقه اول ولی الان نیست .
کارتون چیه ؟
من توضیح دادم که نوبت اینترنتی گرفتیم ولی میشه امروز من بیام .
این آقا مسئول ساختمان بود ، گفت خیر امروز دکتر فقط آندوسکوپی انجام میده و ویزیت روزهای شنبه و سه شنبه است .
بعد من گفتم مادر شوهرم کمی درد داره میشه زودتر بیارم . البته بنده خدا درد داشت ولی از ما پنهان میکرد.چون وقتی صبح رفتم بهش سر بزنم ، دیدم کمی درد داره البته
به خاطر خودم هم بود که دوست داشتم امروز ویزیت بشه .
این آقا برگشت گفت ساعت 3 بیا من برات یه کاری میکنم.
رفتم به مادرشوهرم گفتم ساعت 3 میام دنبالت بریم دکتر.
وقتی رفتیم داخل مطب ، منشی دکتر اول قبول نکرد و گفت امروز روز ویزیت نیست .
بعد از چند دقیقه مسئول ساختمان اومد و با من سلام و احوالپرسی کردو به منشی گفت این خانم امروز بفرست داخل . منشی گفت خودت به دکتر بگو . دکتر حرف منو قبول نمیکنه .
این آقا رفت پیش دکتر و بعد از چند دقیقه اومد بیرون و گفت خیالت راحت بشین تا نوبت بشه .
چند دقیقه نشد اسم ما را صدا زدن و رفتیم داخل و دکتر معاینه کرد و خدارا شکر مسئله خاصی نبود و با دارو برطرف شد.
بعد از اتمام ویزیت رفتم پیش مسئول ساختمان پزشکان و تشکر کردم و خیلی محترم
با من برخورد کرد و گفت برین به سلامت .
بعدش به مادر شوهرم گفتم چه مرد خوب و محترمی . این آقا اصلا ما را نمی شناخت ولی کار ما را راه انداخت .
بعد هم با خودم گفتم ، خدایا این آدمو تو امروز
فرستادی برای من تا کارم امروز انجام بشه .
خدا را صدهزار مرتبه شکر همه چیز امروز عالی پیش رفت.
امروز من روی شانه های خداوند بودم و هر کجا که رفتم کارم عالی پیش رفت .
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان باز هم سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز پنجاهم
ما در هر لحظه داریم فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال میکنیم که اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه ، پس ما به واسطه توانایی ارسال فرکانس، توانایی خلق زندگیمون رو هم داریم با انتخاب آگاهانه این که چه فرکانسی رو ارسال کنیم ، خدای من چقدر دقیق و حساب شده ، خدایا هزاران بار شکرت برای این همه عظمت ، این همه وسعت و این همه عدالت ، خدایا شکرت که هدایتم کردی به این آگاهی ها.
چیزی که من متوجه شدم اینه که افکار ما و مسائلی که بهشون توجه میکنیم فرکانس های ارسالی ما هستند و در همه حال ما داریم تو ذهنمون به یک موضوع یا هزارن موضوع فکر میکنیم ، پس خیلی مهمه که ما به چه چیز های فکر میکنیم و توجه میکنیم و این فکر ها چه احساسی رو در ما به وجود میارن ، پس اگر میخوایم به خواستمون نزدیک تر بشیم باید به مسائلی راجب خواستمون فکر کنیم و توجه کنیم که به ما احساس خوبی میدن تا نتیجش بشه فرکانس ارسالی در جهت خواستمون.
خدایا شکرت که تو این مسیر زیبا هستم ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای دریافت اینهمه آگاهی ناب ، خدایا شکرت که خانواده خوبی دارم ، خدایا شکرت که بدن سالمی دارم و سلامت هستم ، خدایا شکرت آرامش دارم و حال خوب دارم ، خدایا شکرت که به هدفی که برای امسال انتخاب کرده بودم رسیدم و تونستم برم سر کاری که دوسش داشتم و شاغل بشم ، خدایا شکرت که به یکی دیگه از خواسته هام که خرید دوره دوازده قدم بود رسیدم و دیروز تونستم قدم اول و دوم دوره رو خریداری کنم و بی نهایت بابتش از خداوند سپاسگذارم و دارم با عشق روی دوره کار میکنم ، خیلی خیلی خوشحال و خوشبختم که تو این مسیر زیبا همراه شما هستم.
این گفتگو ها بخاطر اتفاقات اخیر زندگیمون در خانه،محل کار،بیرون از منزل و….ویا حتی دیدن یک فیلم ویا یک آهنگ و….بوجود میاد
یعنی ما در واقع یک دستگاه ارسال فرکانس هستیم وفقط،وقتی خواب هستیم فرکانس ارسال نمیکنیم
هرفرکانسی که ارسال کنیم اتفاقات مشابه اون فرکانس رو جذب میکنیم ودر واقع دعوت میکنیم ومیگیم ازین،ازین میخام اینو دوسدارم…حتی اگر واقعا ناخوشایند باشه ودوسش نداشته باشیم.
پس کاری که میکنیم وباید انجام بدیم اونم همیشه نه یک روز،یا یک هفته،یا یک ماه بلکه همیشه
اینه که نجواها رو کنترل کنیم وسعی کنیم جهت دهیشون کنیم تا احساس خوبی به ما بدن،
اوایل مقاومت ذهنی داریم اما اگر این مساله بشه روتین زندگیمون راحت تر میشه ومیشه یک عادت
مثلا من امروز احساس کردم دوستم ازم چندروزیه ناراحته وباهام سرسنگین بود حتی سعی کرذم ازش بپرسم و پیگیر شدم ولی چیزی نگفت
بلافاصله نجواهام شروع شد و یکم در محل کارم بهش فکر کردم وفکرم درگیرش بود وحتی به همسرمم گفتم ولی فراموشش کردم تا این فایل رو گوش دادم
حالا میتونم به عنوان تمرین اینجا بگم چطور میتونم این نجوا رو جهت دهی کنم…
شاید توی خونه مشکلی داشته ونخواسته بتو بگه نیازی نیست که هم چیز رو باتودرمیون بزاره!
اون خیلی محبت ها بتوکرده یادنه برای تولدت چه هدیه زیبایی بهت داد؟؟؟وچقدر خوشحالت کرد؟
تو فقط چند روز دیگه با اونی وبعدش میری مدرسه دیگه ای بهتر نیست با خاطره خوبی ازش جداشی؟به نظرم حتی یه هدیه کوچیک براش بگیر شایدم کاری کردی وناخواسته رنجوندیش
باور کنید همینکه اینارو نوشتم حالم خوب شد و اشک توی چشمام حلقه زد
بله به همین شکل میشه از حال بد به حال خوب بریم قطعا من فردا ازدلش درمیارم شاید کاری کردم و ناراحت شده
من خودم قصد دارم هروقت نجوایی اذیتم کرد بنویسمش خیلی بهتره برای من
در کل اینکه ما بایذ زندگی سرشار از لذت و سعادتی رو تجربه کنیم چون خدا برای همین مارو آفریده واینا فقط دست خودمونه نه هیچ عامل بیرونی این شرکه که فک کنیم عوامل بیرونی در زندگی ما تاثیر دارن وچه قانون زیبا وبینظیر وبی نقصی
حتی اگر شبانه روز هم شاکر خدا باشیم بخاطر این قانون بازم کمه چه چیزی عادلانه تر ازین خدایا شکرت هزاران بار
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز
کل داستان جهان هستی همینه تمام
اتفاقات زندگی ما به خاطر همین قوانین رخ میده قانون چیه ما در هر لحظه با توجه به افکارمون در حال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم یعنی ما با توجه به آنچه که در فکرمون در هر لحظه میگذره داریم فرکانس های رو ارسال میکنم مثل این دستگاه آی ام ار اینا در واقع فرکانس های مغزی رو ثبت میکنند در هر لحظه داریم فرکانس های رو به
جهان هستی ارسال میکنم و به این شکل اتفاقات زندگیمون به وجود میاد یعنی هیچ کدوم از شرایط زندگی ما اتفاقات زندگی ما برخورد های ما با
دیگران مسائل مالی ما سلامتی یا بیماری ما شکست روابط عاطفی یا عشق در زندگی ما ثروت
یا فقر تمام اتفاقات زندگی ما تماما توسط فرکانس های که ما به جهان هستی ارسال میکنیم به وجود میاد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم
فرکانس خواسته با حس خوب
فرکانس ناخواسته با حس بد
فرکانس ها تولیدشان از ورودیها است
ورودیهای قبلی و فعلی
قبلی ها در ناخودآگاه هستند و واگویه میکنند
جدیدها رو از طریق حس ها میدیم
به هر حال تشخیص اش با حس است
حس خوب،حس ناخوب
زندگی آگاهانه
آگاهانه ورودی ها رو بدیم که حس ما رو خوب کنه
آگاهانه با خودمون صحبت کنیم که حس خوب بگیریم
جهت دادن آگاهانه میشه >>>آگاهانه
کنترل ذهن بطوری که احساس یقین کنید
احساس خوب دائمی=احساس یقین
مسئولیت صد درصد
ایمانی که عمل میآورد
ما صد در صد توانمندیم
بدون کوچکترین شک
به امید خدا باز هم آگاهی هایم بیشتر و واضح تر شد
به نام خدای عشق
تمام اتفاقات زندگیمون در طول روز حاصل فرکانسهای خودمان است این خود ماهستیم که باعث میشیم که چه اتفاقی را در زندگیمون تجربه کنیم وقتی قانون رو میدونیم چیه ولی اگه عمل نکنیم تغییری هم حس نخواهیم کرد و شروع مبکنیم رو خودمون کار کردن از همون لحظه اول نشانه اینست که احساسمون خوب است و وقتی احساسمون خوب باشه اتفاقات خوبی روتجربه خواهیم کرد
و خدایی که در این نزدیکیست.
چیزی که امروز ودیروز از این فایل درک کردم انگار یک قدم نسبت به گذشته ای که تازه برای اولین بار شنیدم بالاتر و متفاوت تر بود.احساس کردم درکم نسبت به فرکانس بیشتر شده و همه اینها از لطف خداوند هست که ی پله بالاتر رفتم.من متوجه شدم تغییر نگرش و تغییر فکر ی شبه و حتی یک ماهه و چند ماهه رخ نمیده بلکه قدم به قدم و شاید در چند سال البته اگر مدوام کار نکنی،رخ میده.توی این چند روزی که پیوسته و آهسته سعی کردم که از این برنامه تحول زندگی من استفاده کنم خیلی بیشتر از قبل به فرکانسی که میفرستم توجه کنم و فکر میکنم خیلی خوب عمل کردم هر وقت افکار منفی و ناراحت کننده و یا نگهدارنده میاد سراغم توی نود و پنج درصد تونستم مچش رو بگیرم و حسم رو عالی نگه دارم .همه اینها هم به خاطر لطف خداوند و همینطور تمرینهای اینجاست.امیدوارم روی طول موجی که انتخاب مردم بمونم تا اتفاق قشنگی که منتظرش هستم بیفته. به امید اون روز.یا حق.
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز شمار تحول زندگی من روز 27ام
ما باید در هر لحظه باید مراقب ورودی ذهنمون باشیم مثلاً چی به گرانی و تورم اصلا توجه نکنیم که هرکسی میاد یه چیزی میگه اصلا به هیچ وجه توجه نکنیم چون حالمون رو بد میکنه و باعث میشه به سمت ناخواستمون بریم
به اخبار و تلویزیون رادیو اصلا نگاه و گوش نکنیم چون 80 درصد موضوع اتفاقات ناجالب را به ما نشان میده دوست رفیق یا فامیل که خیلی منفی حرف میزنه قطع رابطه کنیم اگه هم پیش یکی بودیم نتونستیم جامون رو عوض کنیم حرف رو عوض کنیم ونزاریم انرژی منفی بفرسته و حالمون رو بد کنه به خواسته هامون توجه کنیم و باور درست براش بسازیم و هر روز براش یه قدم برداریم تا بهش برسیم اینایی که گفتم را باید با تعهد انجام بدیم تا نتیجه اش را ببینیم و فایل های استاد را ببینیم چه صوتی چه تصویری را ببینیم تا باورامون یواش یواش تغییر کنه چیزایی بود که تواین فایل فهمیدم
ممنون از استاد دوست داشتنی
و خدایی که در این نزدیکیست.
بعد از چند سال شنیدن این حرفها تازه دارم مفهوم خیلی از حرفهای استاد رو درک میکنم.قبلا هم خیلی لذت میبردم و تجربه های عالی از شنیدن حرفهای استاد داشتم و دارم ولی این بار که دارم هدفمند جلو میرم که به لطف خدا و خانم شایسته عزیز این فایلها آماده شده.زندگی و استفاده از این قوانین برام رنگ و بوی قشنگترین پیدا کرده.قبلا تلاش میکردم بفهمم که استاد داره از چی حرف میزنه ولی الان درک میکنم که استاد داره از چی حرف میزنه.من مفهوم گفتگوهای ذهنی رو خوب درک کردم و بیشتر تایم روزم رو تلاش میکنم که توجه کنم به اینکه کجا باید جلوی ذهنمو بگیرم و کجا باید اجازه بدم پرواز کنه و تصویرسازی کنه.مدتیه دارم کار میکنم به خواسته ای که براش انتظار زیادی کشیدم و حس میکنم این بهترین راه و مسیری هست که منو به خواسته م برسونه.باشد که به زودی بیام بنویسم منم فرکانس خوب فرستادم و ترجمه عالی دریافت کردم و غرق نور و خوشحالی هستم.به امید اون روز
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلامی از صمیم قلبم تقدیم به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
روزشمار تحول زندگی من روز پنجاه.
قدرت بیرونی وجود ندارد که بتواند زندگی مارا بسمت مثبت یا منفی تغییر بدهد
خودت از سر راه خودت کنار برو.
گفتگو های ذهنی ماست که سرنوشت مارو میسازد
اگر همه اطرافیان مارو تشویق کنند تایید کنند، باور داشته باشن اما اگر در گفتگو های ذهنی مون، خودمونو سرزنش کنیم، انتقاد کنیم و مثل یک والد بی رحم رفتار کنیم ما خوشبختی را تجربه نمیکنیم.
تمام اتفاقات زندگی چیزی جز ترجمه فرکانس های ما نیست.
گفتگو های ذهنی ما باور های غالبی است که به جهان ارسال میشود و اغلب این گفتگو ها منفی است
راه تغییر گفتگو های ذهنی از کنترول ورودی شروع میشود.
باید گفتگو های ذهنی را جهت دهی کنیم تا به احساس خوب برسیم
داشتن احساس خوب باید بالاترین اولویت را در زندگی ما داشته باشد.
و یادم باشد به همان اندازه ای به سمت افراد، شرایط، موقعیت ها، فرصت ها و ایده های خوب هدایت میشوی که میتوانی نجوا های ذهنت را کنترول کنی
احساس میکنم کم کم دارم قانون را درک میکنم
نشونه اش اینه که وقتی حالم بد میشه. سریع متوجه میشم و سعی میکنم احساسم را بهتر کنم
انگار دلیل اتفاقاتی که برام میوفته را بهتر درک میکنم
الهامات خداوند را بهتر درک میکنم و عمل میکنم
قشنگ میتونم احساس کنم صدای قلبم را که بهم میگه اینجا بمان، فلان جا برو فلان جا نرو… و منم میگم چشم.
خدایا صدهزار مرتبه شکر
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام
امروز یکی از روزهای خوب خدا بود.من روی شانه های خدا بودم .
دیروز یک کرم ضد آفتاب خریدم و وقتی رفتم خوونه دیدم ضد آفتاب همیشگی من نیست و تاریخ انقضاء 2 ماه دیگه تموم میشه .
گذاشتم امروز صبح ببرم داروخانه عوض کنم . همسرم گفت پس نمیگیره و من گفتم چرا من پس میدم .
وقتی امروز صبح رفتم و به فروشنده جریان توضیح دادم ، با احترام برای من ضد آفتاب عوض کرد با تاریخ جدید .
…………….
چند روز پیش قرار شد ، مادر شوهرم برای هفته بعد ببرم دکتر.
خواهرشوهرم برای شنبه هفته بعد وقت گرفته بود . وقت اینترنتی. بهش گفتم زودتر نمیشد چون روز شنبه برای من سخته و سرم شلوغه ،
گفتن دکتر وقت نداره .
امروز ، هدایت شدم که چطوره من برم ساختمان پزشکانی که قرار شنبه مادرشوهرم ببرم و بپرسم میشه زودتر از نوبت بیام . وقتی وارد ساختمان پزشکان شدم داشتم به تابلو اطلاعات دکترها نگاه میکردم که
باید طبقه چند برم دیدم یه آقای محترمی آنجا نشسته بقل آسانسور. پرسیدم دکتر فلانی طبقه چنده ؟ گفت طبقه اول ولی الان نیست .
کارتون چیه ؟
من توضیح دادم که نوبت اینترنتی گرفتیم ولی میشه امروز من بیام .
این آقا مسئول ساختمان بود ، گفت خیر امروز دکتر فقط آندوسکوپی انجام میده و ویزیت روزهای شنبه و سه شنبه است .
بعد من گفتم مادر شوهرم کمی درد داره میشه زودتر بیارم . البته بنده خدا درد داشت ولی از ما پنهان میکرد.چون وقتی صبح رفتم بهش سر بزنم ، دیدم کمی درد داره البته
به خاطر خودم هم بود که دوست داشتم امروز ویزیت بشه .
این آقا برگشت گفت ساعت 3 بیا من برات یه کاری میکنم.
رفتم به مادرشوهرم گفتم ساعت 3 میام دنبالت بریم دکتر.
وقتی رفتیم داخل مطب ، منشی دکتر اول قبول نکرد و گفت امروز روز ویزیت نیست .
بعد از چند دقیقه مسئول ساختمان اومد و با من سلام و احوالپرسی کردو به منشی گفت این خانم امروز بفرست داخل . منشی گفت خودت به دکتر بگو . دکتر حرف منو قبول نمیکنه .
این آقا رفت پیش دکتر و بعد از چند دقیقه اومد بیرون و گفت خیالت راحت بشین تا نوبت بشه .
چند دقیقه نشد اسم ما را صدا زدن و رفتیم داخل و دکتر معاینه کرد و خدارا شکر مسئله خاصی نبود و با دارو برطرف شد.
بعد از اتمام ویزیت رفتم پیش مسئول ساختمان پزشکان و تشکر کردم و خیلی محترم
با من برخورد کرد و گفت برین به سلامت .
بعدش به مادر شوهرم گفتم چه مرد خوب و محترمی . این آقا اصلا ما را نمی شناخت ولی کار ما را راه انداخت .
بعد هم با خودم گفتم ، خدایا این آدمو تو امروز
فرستادی برای من تا کارم امروز انجام بشه .
خدا را صدهزار مرتبه شکر همه چیز امروز عالی پیش رفت.
امروز من روی شانه های خداوند بودم و هر کجا که رفتم کارم عالی پیش رفت .
خدایا سپاسگزار تو هستم بابت دستانت در زندگیم .
در پناه الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان باز هم سپاسگذارم برای این فایل بینظیر و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز پنجاهم
ما در هر لحظه داریم فرکانس هایی رو به جهان هستی ارسال میکنیم که اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه ، پس ما به واسطه توانایی ارسال فرکانس، توانایی خلق زندگیمون رو هم داریم با انتخاب آگاهانه این که چه فرکانسی رو ارسال کنیم ، خدای من چقدر دقیق و حساب شده ، خدایا هزاران بار شکرت برای این همه عظمت ، این همه وسعت و این همه عدالت ، خدایا شکرت که هدایتم کردی به این آگاهی ها.
چیزی که من متوجه شدم اینه که افکار ما و مسائلی که بهشون توجه میکنیم فرکانس های ارسالی ما هستند و در همه حال ما داریم تو ذهنمون به یک موضوع یا هزارن موضوع فکر میکنیم ، پس خیلی مهمه که ما به چه چیز های فکر میکنیم و توجه میکنیم و این فکر ها چه احساسی رو در ما به وجود میارن ، پس اگر میخوایم به خواستمون نزدیک تر بشیم باید به مسائلی راجب خواستمون فکر کنیم و توجه کنیم که به ما احساس خوبی میدن تا نتیجش بشه فرکانس ارسالی در جهت خواستمون.
خدایا شکرت که تو این مسیر زیبا هستم ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای دریافت اینهمه آگاهی ناب ، خدایا شکرت که خانواده خوبی دارم ، خدایا شکرت که بدن سالمی دارم و سلامت هستم ، خدایا شکرت آرامش دارم و حال خوب دارم ، خدایا شکرت که به هدفی که برای امسال انتخاب کرده بودم رسیدم و تونستم برم سر کاری که دوسش داشتم و شاغل بشم ، خدایا شکرت که به یکی دیگه از خواسته هام که خرید دوره دوازده قدم بود رسیدم و دیروز تونستم قدم اول و دوم دوره رو خریداری کنم و بی نهایت بابتش از خداوند سپاسگذارم و دارم با عشق روی دوره کار میکنم ، خیلی خیلی خوشحال و خوشبختم که تو این مسیر زیبا همراه شما هستم.
خدایا شکرت.
استاد جانم ودوستان عزیزم سلام
ما مدام در حال نجوا کردن وگفتگو با خودمون هستیم
این گفتگو ها بخاطر اتفاقات اخیر زندگیمون در خانه،محل کار،بیرون از منزل و….ویا حتی دیدن یک فیلم ویا یک آهنگ و….بوجود میاد
یعنی ما در واقع یک دستگاه ارسال فرکانس هستیم وفقط،وقتی خواب هستیم فرکانس ارسال نمیکنیم
هرفرکانسی که ارسال کنیم اتفاقات مشابه اون فرکانس رو جذب میکنیم ودر واقع دعوت میکنیم ومیگیم ازین،ازین میخام اینو دوسدارم…حتی اگر واقعا ناخوشایند باشه ودوسش نداشته باشیم.
پس کاری که میکنیم وباید انجام بدیم اونم همیشه نه یک روز،یا یک هفته،یا یک ماه بلکه همیشه
اینه که نجواها رو کنترل کنیم وسعی کنیم جهت دهیشون کنیم تا احساس خوبی به ما بدن،
اوایل مقاومت ذهنی داریم اما اگر این مساله بشه روتین زندگیمون راحت تر میشه ومیشه یک عادت
مثلا من امروز احساس کردم دوستم ازم چندروزیه ناراحته وباهام سرسنگین بود حتی سعی کرذم ازش بپرسم و پیگیر شدم ولی چیزی نگفت
بلافاصله نجواهام شروع شد و یکم در محل کارم بهش فکر کردم وفکرم درگیرش بود وحتی به همسرمم گفتم ولی فراموشش کردم تا این فایل رو گوش دادم
حالا میتونم به عنوان تمرین اینجا بگم چطور میتونم این نجوا رو جهت دهی کنم…
شاید توی خونه مشکلی داشته ونخواسته بتو بگه نیازی نیست که هم چیز رو باتودرمیون بزاره!
اون خیلی محبت ها بتوکرده یادنه برای تولدت چه هدیه زیبایی بهت داد؟؟؟وچقدر خوشحالت کرد؟
تو فقط چند روز دیگه با اونی وبعدش میری مدرسه دیگه ای بهتر نیست با خاطره خوبی ازش جداشی؟به نظرم حتی یه هدیه کوچیک براش بگیر شایدم کاری کردی وناخواسته رنجوندیش
باور کنید همینکه اینارو نوشتم حالم خوب شد و اشک توی چشمام حلقه زد
بله به همین شکل میشه از حال بد به حال خوب بریم قطعا من فردا ازدلش درمیارم شاید کاری کردم و ناراحت شده
من خودم قصد دارم هروقت نجوایی اذیتم کرد بنویسمش خیلی بهتره برای من
در کل اینکه ما بایذ زندگی سرشار از لذت و سعادتی رو تجربه کنیم چون خدا برای همین مارو آفریده واینا فقط دست خودمونه نه هیچ عامل بیرونی این شرکه که فک کنیم عوامل بیرونی در زندگی ما تاثیر دارن وچه قانون زیبا وبینظیر وبی نقصی
حتی اگر شبانه روز هم شاکر خدا باشیم بخاطر این قانون بازم کمه چه چیزی عادلانه تر ازین خدایا شکرت هزاران بار