تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم - صفحه 53

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 546 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار تحول زندگی من روز 122

    سلام به همه دوستان محترم

    از استاد خیلی تشکر میکنم که درسهای زندگی را به ما آموزش میدهد

    هیچ عامل بیرونی در زندگی ما دخیل نیست اگه شرایط بده اگه وضع خوب نیست اون به خاطر ما هست نه چیز دیگه و ما باید خودمون را تغییر بدهیم نه هیچ چیز دیگه و این نگاه توحیدی که استاد دارن واقعا تحسین میکنم که هیچ عاملی را تو زندگیشون دخیل نمیدانند

    من در برهه ای از زندگیم فکر میکردم عامل بیرونی دخیل هست که خیلی موقع ها از شب کاری و از کارگری غر میزدم و شکایت میکردم و از قضا در همون مواقع شرکت وضع بدتری داشت و وضعیت بدتر هم میشد و این ادامه داشت تا زمانی که من با شما آشنا شدم و من را نجات دادین وقتی من نگاهم را عوض کردم خیلی شرایط بهتر شد انگار این آدمای دور ور من جادو شدن و خود به خود با آدمای دیگه که بامن همفرکانس بودن هم خور میشدم و خدارا هزاران بار شکر میکنم که در مسیری قرار گرفتم که راهش توحیدی و راهش یکتا پرستی هست

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 684 روز

    🟡🟢 وقتی مدار عوض میشه، دسترسی قطع میشه

    یه دوره ای از زندگیم بود که فکرمیکردم «آدمهای بد» همه جا هستن. شرایط بد هم همینطور. هرجا میرفتم، انگاریکی بود ک ِ اعصابم رو خرد کنه، یکی بود که نیتش پاک نباشه، یه اتفاقی میافتاد که حال خوبم رو بد کنه. اون موقع، راستش رو بخواین، فکر میکردم مشکل از دنیاست.

    □ از آدمها □ از شانس بد □ از شرایط

    ولی امروز که برمیگردم عقب، با یه لبخند تلخ میگم:

    نـــــه… مشکل از مدار من بود.

    من اون روزها خیلی درگیر بیرون بودم. خیلی . و پیگیر درگیری!!

    خبرها، حرف مردم، قضاوتها، مقایسه ها، ترس از آینده، حسرت گذشته.

    ذهنم شلوغ بود وتمرکزم پخش.

    وقتی ذهن اینجوریه، ناخودآگاه دنبال چیزهایی میگرده که هم جنس همون شلوغی باشه.

    مغز انسان بصورت طبیعی تمایل داره اطلاعات همسو با حالت ذهنی غالب رو بیشتر ببینه وپردازش کنه.

    یعنی اگه ذهنت پر از تهدید وبدبینی باشه، دنیا رو هم پر ازتهدید میبینی.

    نه لزوما چون دنیا عوض شده ==>> چون فیلتر نگاهت عوض شده.

    اونموقع اینا رو نمیدونستم ==> فقط میدیدم هی دارم برخوردهای بد تجربه میکنم.

    نقطه تغییر، با یه اتفاق بزرگ شروع نشد بلکه با یه تایم اوت کوچیک شروع شد.

    یه روز وسط یه موقعیت نادلخواه،

    جایی که حق داشتم غر بزنم، عصبانی شم، مقصر پیدا کنم، یه سوال ساده اومد تو ذهنم:

    🟦 ⬜️ «اگه اینبار، بِ جای اینکه دنبال مقصر بگردم، روی خودم کار کنم چی میشه‼️ » میخواستم فرض رو بر این بگیرم که ابتکار عمل دست منه !

    ○ سوال ساده ای بود،

    ○ اما ( برای اونروزام) جوابش اصلاآسون نبود.

    کنترل ذهن، اونجایی معنا پیدا میکنه که شرایط دلخواه نیس.

    وقتی همه چی خوبه، همه بلدند مثبت فکر کنن.

    هنر، اونجاست که وسط بی عدالتی، بدفهمی، فشار، ==> بتونی آگاهانه انتخاب کنی کجا تمرکز رو بذاری.

    من تصمیم گرفتم به جای دعوا با واقعیت، با خودم کار کنم.

    به معنی سرکوب احساس، نه. ب ِ معنی دیدن، فهمیدن و هدایت شدن.

    کم کم تمرکزم رفت سمت چیزهایی که قبلا از کنارشون رد میشدم:

    یه مکالمه خوب ،‌یه حرکت انسانی

    یه زیبایی ساده توی روزمرگی‌، یه آرامش کوتاه

    تمرین آگاهانه توجه به جنبه های مثبت و معنادار زندگی، باعث تغییر واقعی در شبکه های عصبی مغز میشه==>> این فقط «حال خوب الکی» نیست==>> مغز واقعا مدار جدید میسازه.

    من اینو تو زندگی خودم دیدم، نه تو مقاله ها .

    یه مدت که گذشت، یه چیز عجیب متوجه شدم. آدمهایی که قبلا اذیتم میکردن…

    ○ یا دیگه سر راهم نبودن،

    ○ یا اگه بودن، تاثیرشون روم خیلی کم شده بود.

    نه اینکه دنیا گل و بلبل شده باشه؛

    انگار یه دیوار نامرئی بین من و اون جنس انرژیها کشیده شده بود.

    اینجا بود که فهمیدم: همه چیز دسترسی میخواد ==>> و دسترسی، از مدار میاد.

    □ ما تو هر لحظه، روی یه مداریم… ‼️

    مدار قربانی | مدار جنگ | مدار کمبود

    یا

    مدار رشد | مدار آگاهی | مدار زیبایی

    ○ وقتی روی خودت کار میکنی،

    ○ وقتی تمرکزت رو از «تغییر دنیا» میذاری روی «بهبود خودت»،

    ● کم کم مدار عوض میشه.

    و وقتی مدار عوض میشه، آدمها و شرایطی که هم فرکانس مدار قبلی بودن،

    دیـــــگه بهت دسترسی نـــــدارن. [ مثلا این یک قانونه : توی مداری که ثروت هست، محاله فقر باشه]

    واقــــــــــعا دسترسی ندارن =>=> نه با دعوا، نه با حذف اجباری، اتفاقا به شکل طبیعی.

    یه مثال ساده بزنم ‼️ قبلا تو یه جمع، یه حرف نیش دار میتونست تا چند روز ذهنم رو درگیر کنه.

    الان همون حرف میاد، ولی مـــــــــــــــیره. برده میشه .

    نه اینکه نفهممش؛ میفهمم، امــــــــــا جذب نمیشم.

    آدمهایی که تمرین خودآگاهی و کنترل توجه دارن،

    تحریکهای منفی براشون مثل موج کوتاه عمل میکنه، نه طوفان. [‌ و آدم هایی که تمرین ‌نمیکنن ،‌برعکسش]

    🟣 من این رو زندگی کردم.

    جهان، به این جنس تمرکز، پاداش میده.

    از جنس جایزه فوری نه، از جنس هم مسیر شدن.

    پاداشش چیــــــــــه؟

    ● آرامش عمیق تر

    ● تصمیمهای شفاف تر

    ● روابط سالم تر

    ● فرصتهایی که انگار «سر وقت» میرسن

    نه چون تو خاصی ==>> بلکه چون داری همجهت با قانون کار میکنی، نه علیهش.

    یه چیزی رو صادقانه بگم.

    این مسیر، مسیر بی دردی نیست.

    کنترل ذهن یعنی مسئولیت پذیری.

    یعنی دیگه نمیتونی همه چی رو بندازی گردن بقیه.

    ■ اما آزادی و عزت و رشد و استقلال = همینجاست.

    جایی که میفهمی حتی وسط شرایط نادلخواه، قدرت انتخاب داری:

    ● یا بری تو مدار همون شرایط،

    ● یا بالاتر وایسی و خودت رو ارتقا بدی.

    ⭕️ من هنوزم گاهی با شرایط سخت روبرو میشم. هنوزم آدمهای ناهماهنگ هستن.

    ولی فرقش اینه که دیگه همه چیز، وارد دایره اثر من نمیشه.

    چون تمرکزم عوض شده… و تمرکز، سرنوشت میسازه.

    ~~~~~ □ ~~~~~

    این نوشته حاصل حفظ کردن یا فقط فهمیدن نیست؛

    از دلِ عمل، زمین خوردن و تمرینِ واقعی با خودم بیرون اومده.

    از تجربه اون لحظه هایی که میتونستم مقصرپیدا کنم، اما خودم رو انتخاب کردم.

    باور دارم جهان با آدمی که آگاهانه روی خودش کار میکنه، سر لج نــــــــــمیذاره؛

    فقـــــط مدارش رو عوض میکنه.

    و وقتی مدار عوض میشه، خیلی چیزها، بیــــــــــصدا، از زندگی حذفــــــــــ میشن.

    🪶 محسن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3244 روز

      بنام خداوند بی همتا

      وَالضُّحَی

      وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی

      مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی

      وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَی

      وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی

      به روشنایى آغاز روز سوگند.

      به شب سوگند آنگاه که آرامش بخشد.

      پرودگارت تو را وانگذاشته و خشم نگرفته است.

      همانا آخرت براى تو بهتر از دنیا است.

      و به زودى پروردگارت (چیزى) به تو عطا کند که خشنود شوى.

      أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوَی

      وَوَجَدَکَ ضَالّاً فَهَدَی

      وَوَجَدَکَ عَائِلاً فَأَغْنَی

      فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ

      وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ

      وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ

      آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد و سامانت بخشید.

      و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد.

      و تو را تهى دست یافت و بى نیاز کرد.

      (حال که چنین است) پس بر یتیم قهر و تندى مکن.

      و سائل را از خود مران.

      و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو کن.

      سلام محسن جان ،رفیق بهشتی

      امیدوارم حالِ دلت عالی باشه

      میدونی وقتی هدایت شدم به دلنوشته ات با خواندن آن گفتم خدایا تو چقدر حواست هست وچقدر قانون دقیق عمل میکنه ،قبل از اینکه بیام سایت پاسخ یکی از دوستان رو در جواب به دیدگاه دوستی که روی کامنتش گذاشته بود با خودم بازگو میکردم که نوشته بود هر جا میرم همه از دولت وشرایط بد….گله وشکایت میکنند ،بعد به خودم گفتم چرا اینجوری میشه ؟ چون هنوز مدارت عوض نشده ،چون هنوز خودت تغییر نکردی ،بعضی چیزها در قانون مثل زنجیر به هم وصل اند میگی احساس خوب دارم اگر داری باید آرام باشی ،باید ایمان داشته باشی که این شرایط مالِ تو نیست پس قدم بر میداری ،اگر سپاسگزاری میکنی باید این سپاسگزاری همراه باشه با احساس،اگردر این مسیر تضادی بوجود آمدلزوماً به معنای مسیر اشتباه نیست ، نشانه رشد توئه فقط با احساس خوب وآرامش ادامه بده ،این کل گفتگوی ذهنی ام بود محسن جان ،

      بعد آمدم به سایت وپاسخی که در دیدگاهم برام نوشتی رو دوباره خوندم ویه حسی بهم گفت برو ببین کا منت جدیدی هست ،بادیدن عنوان کامنتت وقتی مدار عوض میشه ،دسترسی قطع میشه وخواندن آگاهی‌های آن شوکه شدم

      منم بارها اینو تجربه کردم هرجا بقول تو ابتکار عمل رو بدست گرفتم وتمرکز رو گذاشتم روی خودم آرام تر ورها تر از قبل شدم و انگار سعی میکنی آگاهانه تر عمل کنی واون چیزهایی رو کنترل کنی که در اختیار خودته

      میدونی من خیلی وقتا ،تا میام از یه چیزی شکایتی وگله ای کنم این جمله استاد تو ذهنم زنگ میزنه که اگر داری غُر میزنی وگله میکنی یعنی باور نداری خودت خالق اتفاقات وشرایط زندگی ات هستی ،همون لحظه سعی میکنم نگاهم رو به اون مسئله عوض میکنم وبا احساس بهتری عمل میکنم با غُر زدن نه ،با آرامش

      اینجا که نوشتی جهان، به این جنس تمرکز، پاداش میده.

      از جنس جایزه فوری نه، از جنس هم مسیر شدن.

      پاداشش چیــــــــــه؟

      ● آرامش عمیق تر

      ● تصمیمهای شفاف تر

      ● روابط سالم تر

      ● فرصتهایی که انگار «سر وقت» میرسن

      نه چون تو خاصی ، بلکه چون داری همجهت با قانون کار میکنی، نه علیهش.

      یادم به اتفاقی آمد که برای خودم پیش آمد ،همسرم اکثراً موقعه رانندگی با تلفن صحبت میکنه ،بارها بهش گفتم اینکار رو نکن ،با اینکه سعی میکرد رعایت کنه ولی همچنان ادامه داشت تا اینکه من تمرکزم رو از روی ایشون برداشتم وبه خودم گفتم اگر باور داری خداوند همواره محافظ تو هست پس نترس به خودش توکل کن وبه جای تمرکز روی ایشون تمرکزم رو گذاشتم روی آسمان و زیبایی های اطرافم ،شلوغی مغازه ها ..

      چی شد ؟ نه تنها من آرام بودم ،بلکه همسرم هم دیگه کلا رعایت میکرد وجواب تلفن نمی داد وچه زیبا نوشتی که تمرکز ،سرنوشت رو میسازه

      از صمیم قلبم ازت سپاسگزارم، مرسی که هستی ومینویسی

      راستی محسن جان سوره وضحی دوروزه داره توذهنم میچرخه با اینکه دیشب به دیدگاه چند تا از دوستان پاسخ دادم وقصدم این بود براشون بنویسم ولی وقتی پاسخم رو ارسال میزدم یادم میومد،صبح گفتم عه جریان این سوره وضحی چیه ؟ تا رسیدم به کامنت تو ،حسم گفت دیدگاهت رو با این آیه های نورانی شروع کن ،نوش جونت رفیق بهشتی

      محسن جان ،آرزو میکنم خداوند قلبت را مملو از امید به آینده و شادی‌های روزافزون کند. هر آرزوی خیری که در دل داری، با لطف و کرم خودش به اجابت برسد

      خدا یار ونگهدارت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 684 روز

        سلام فهیمه جانِ روشن… ؛ از اولین آیه هایی که باهاش شروع کردی، معلوم بود قراره این کامنت نشسته بشه بر دل.

        سوره والضحی رو بی دلیل نمیارن وسط دل آدم…

        این سوره مال وقتیه که خدا میخواد خیلی آروم، خیلی مهربون،

        دست بذاره رو شونه بنده ش و بگه:

        “من هنوز اینجام… نه رها کردم، نه قهرم 🩵 . فقط دارم بزرگت میکنم.”

        ■ میدونی هدیه امروز ِ خدا بهم چی بود ؟‌ من قبلا این دو آیه ی ○ مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی ○ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی رو انتخاب کرده بودم و هر روز با یه اَپ طی یه ساعت خاص بهم یاد آوری میشد ؛ امــــــــا الان خدا بهم گفت: چون بنده خوبی بودی و چیزی که با یادآوری روزانه این دوتا آیه بهت الهام میکردم رو اقدام میکردی… هدیه بعدی آیه ” وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ” هست .

        آخه چرا من حواســــــــــم نبود ‼️ این یه دونه آیه یه جورایی خلاصه اقداماتِ عملیِ دوره همجهت با جریان خداوند هست‼️ این آیه هم امشب میره توی اون اَپ یادآوری های روزانه .

        اون همزمانی که گفتی، اون گفتگوی ذهنی… و بعد رسیدنت به این تیتـــــر “وقتی مدار عوض میشه، دسترسی قطع میشه” =>‌ بی شک اینها اتفاق نیست فهیمه جان. ببین خدا باهات چکار داره ؟

        این همون قانونه که وقتی باهاش همجهت میشی، شروع میکنه باهات حرف زدن… ؛ اکثرا با صدا‌ که‌ نیست‌، با نشونه هاشه.

        ببین چقدر قشنگ فهمیدی وفهموندی که

        غر زدن = یعنی سپردن اختیار به بیرون .آرامش = یعنی پس گرفتن قدرت.

        مثال رانندگی همسرجان…

        یه درس کامله برا یک‌ ترم ===>>> وقتی تمرکزتو از “”کنترل دیگری”” برداشتی و تمرکز ِ مبارک رو گذاشتی روی “”اعتمـــــاد”” ،

        جهان واکنش نشون داد… اونم بی قیل و قال و با هماهنگی.

        [ چقدر این روزها مملکت و این 92 میلیون آدم داخل کشور به این درس نیاز دارن ؛؛؛ هرچند تا عیدنوروز ملت پر ازشادی و نشاط میشن. خبرایی هست ]

        اینه معنی واقعی جمله ای که نوشتی و زندگیش کردی:

        تمرکز، سرنوشت رو میسازه. نه با زور ،،، با “انتخاب آگاهانه” نگاه.

        آخیــــــــــش ! چه شروعی زیباتر از والضحی

        سوره ای که خدا توش میگه:

        من دیدمت وقتی تنها بودی ( چقدر دلبر ِ این خدا 🩷️ )

        دیدمت وقتی گم بودی،

        دیدمت وقتی دستت خالی بود،

        و بدون که هنوز هم دارم میبینمت… و هواتو دارم.

        □ اینکه حست گفت کامنتت رو با این آیه ها شروع کنی =>> مطمئنا دل، جلوتر از ذهن حرکت کرده. فهیمه جان ، دل وقتی جلو میفته، مسیر اَمنه… ، مرسی که رسوندیش به من .

        و خدا خیرت بده رفیق خوبم

        برا این دلنوشته زنده ، برا این ایمان بی سرو صدا اما عمیق ؛ برا اینکه نعمت پروردگارت رو “”حدیث”” کردی… ==>> وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛؛؛ اصلا بالاتر از این ، زندگیش‌کردی قبلش.

        خدا پشت دلت ایستاده

        و وقتی خدا پشت دل کسیه،

        آینده فقط میتونه روشن و روشن تر باشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      لی لی گفته:
      مدت عضویت: 2504 روز

      سلام محسن عزیز

      منم دقیقا تجربه مشابهی با اون چیزی که گفتی رو داشتم و خدا رو شکر در حال حاضر، حجم آدمهای خوب توی زندگیم اونقدر زیاده که واقعا ناشکریه که بخوام توجهم رو روی اندک رفتارهای نادلخواه بزارم

      ولی از اونجایی که میدونم در مدارهای عالی سیر میکنی، یه سوالی ازت داشتم، من خیلی دوست دارم که پا رو فراتر از این بزارم که به جای اینکه به رفتارها یا آدمهای نادلخواه زندگیم توجه نکنم یا در واقع اعراض کنم، این توانایی رو داشته باشم که بتونم اونها رو تحسین کنم و ویژگی های مثبتی رو در اونها پیدا کنم، من در گذشته آدم بسیار زودرنجی بودم، احساس میکنم الان هم این اعراض کردنه گاهی یه جورایی سد دفاعی برای محافظت از رنجه نه صرفا عدم توجه به ناخواسته

      در صورتی که خیلی دوست دارم این توانایی رو داشته باشم که همه آدمها رو تکه ای از خداوند بدونم و به همین دلیل هم نکات منفی اونها رو نادیده بگیرم و علاوه بر اون بگردم و زیبایی های درونشون رو پیدا کنم در صورتی که به شدت در این امر ناتوانم، اگه تجربه ای در این زمینه داری، خوشحال میشم که باهام به اشتراک بزاری

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 684 روز

        سلام لی لی جان . کلّی کامنتت رو بادقت خوندم، چون حرفی که زدی از جنس “مسیر رفته شده” ست . بنظرم همینکه تشخیص دادی اعراض گاهی میتونه سد دفاعی رنج باشه == کارت از سطح تکنیک رد شده و رسیده ب ِ خودشناسی. درود خدا بهت .

        اجازه بده ریز بینانه برات بنویسم. اول ازهمه یه تفکیک حیاتی:

        بین این سه تا فرق هست:

        1 . بی توجهی از سر آگاهی

        2 . اعراض از سر حفظ ارتعاش

        3 . اعراض به عنوان سپر دفاعی رنج قدیمی

        خیلی از ما (و خود من یه دوره نه چندان کوتاه ) فکر میکردیم داریم “در مدار بالا” حرکت میکنیم، ولی درواقع فقط داشتیم خودمونو از رنج محافظت میکردیم، نه اینکه واقعا ازش عبور کرده باشیم.

        ▪︎اعراض وقتی از جنس رشد باشه، سبک میکنه

        ▪︎اعراض وقتی از جنس دفاع باشه، منقبض میکنه ===>>> تو حس میکنی گاهی اعراضت انقباض داره، تشخیص مهمیه.

        نکته دوم و کلیدی:

        تحسین کردن آدمهای نادلخواه، مرحله بعد از اعراض نیس مرحله بعد از شفای رنجه ==>> یعنی اگه هنوز جایی از وجودت زخمه:

        • تحسین کردن زورکی میشه

        • دیدن نور طرف مقابل مصنوعی میشه

        • و تهش خودتو سرزنش میکنی که “چرا نمیتونم؟”

        درحالیکه بنظر میاد ناتوانی تو، ضعف نیس ==>>> نشونه صداقت تو هست.

        یه چیز مهم که مسیر رو عوض میکنه:

        “دیدن خدا در همه، نتیجه تمرین اخلاقی نیس ===>>> نتیجه وسعت ظرفیته.”

        خب ، ظرفیت وقتی زیاد میشه که چی؟

        • دیگه لازم نباشه از خودت دفاع کنی

        • دیگه زخمی برای مراقبت باقی نمونده باشه

        • دیگه رفتار کسی تهدید هویتت نباشه

        اونوقت:

        هم میتونی نکات منفی رو نادیده بگیری ؛؛؛ از اون مهمتر اصـــــلا دیگه “منفی ها” دیده نــــــــــمیشن

        تجربه شخصی خودمو صادقانه بگم:

        من یدوره فکر میکردم آدمها رو بخشیدم ؛ ولی بعد فهمیدم فقط ازشون فاصله گرفتم

        فاصله گرفتن بد نیستاااا ؛ اما بخشش واقعی وقتی اومد که:

        • دیدم رنج من، محصول توقع من بوده ( خطرناک)

        • دیدم آدمها دقیق در حد ظرف خودشون عمل کردن ( قانونه)

        • و مهمتر از همه:

        دیدم خدا از همون آدمهای نادلخواه، برای صیقل من استفاده کرده(استفاده از تضادها برای رشد)

        اینحا دیگه تحسین اتفاق افتاد

        البته نه بعنوان “تصمیم” =>>> که به عنوان “شهود”

        یهو الان یه نکته ظریف درباره دیدن زیبایی در دیگران بذهنم رسید :

        تو قرار نیس زیبایی رو “بسازی” ؛ تو فقط باید مانع دیدنت رو برداری

        خب مانع چیه؟

        • زخم دیده نشدنت

        • خاطره های قدیمی تحقیر یا نادیده گرفته شدن

        • ترس از دوباره آسیب دیدن

        تا وقتی اینا هستن، ذهن میگه: ” آی لی لی نزدیک نشو، تحسین نکن، خوب نیس… خطرناکه” ==> و این کاملا قابل درک‌ هست.

        پس پیشنهاد من :

        فعلا اعراض رو تخطئه نکن

        اعراض الان داره از تو محافظت میکنه

        ولی همزمان:

        • رنج قدیمی رو ببین

        • بهش حق بده

        • باهاش مهربون باش

        • بپذیرش

        وقتی اون رنج حل بشه:

        الف )‌ تحسین، خودبه خود میاد

        ب ) دیدن خدا در دیگران، طبیعی میشه ؛ نه پروژه ذهنی

        ج‌ ) راستی رفیق قدیمی کلی دوستت دارم ، بیشتر بنویس .

        لی لی جان

        آدمی که واقعا همه رو تکه ای از خدا میبینه، دیگه لازم نیس حتما تحسین کنه ، حضور نازنینش خودش تحسینه . تو خیلی نزدیکتر از چیزی هستی که فکر میکنی . نه چون “باید” اینجور باشه، چون داری با خودت صادق می مونی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          لی لی گفته:
          مدت عضویت: 2504 روز

          سلام محسن عزیز

          اول از همه روز مرد رو بهت تبریک میگم رفیق، دنیا به مردانی مثل تو نیاز داره

          آخه تو چرا انقدر خوبی؟ سطر به سطر نوشته ات رو جرعه جرعه نوشیدم

          دیدم رنج من، محصول توقع من بوده ( خطرناک)

          • دیدم آدمها دقیق در حد ظرف خودشون عمل کردن ( قانونه)

          • و مهمتر از همه:

          دیدم خدا از همون آدمهای نادلخواه، برای صیقل من استفاده کرده(استفاده از تضادها برای رشد)

          محسن عزیز، تضاد بزرگ زندگی من که باعث شد من به این مسیر هدایت بشم وجود همین آدمهای نادلخواه بود، آدمهایی که بعدها هزاران بار خدا رو برای حضورشون توی زندگیم سپاسگزار بودم که باعث شدند من با خودم آشنا بشم، و به قدرت و توانایی های خودم پی ببرم و با خودم راحت باشم و دوست و رفیق خودم باشم

          یکی از این آدمها همکاری بود به اسم سمیرا، من 5 سال باهاش همکار بودم و هر روز که میرفتم سرکار میگفتم خدایا امروز یه کاری کن سمیرا حالش خوب باشه و چالشی نداشته باشیم، همین که من شروع کردم به کار کردن روی خودم، با اینکه من و اون توی اتاق با هم تنها بودیم ولی دیگه من نه می دیدمش نه صداش رو می شنیدم، باورت نمیشه محسن جان، یهویی میدیدم داره دست تکون میده، میگفت با توام، ولی من انقدر متوجه نشده بودم که فکر کرده بودم داره با تلفن صحبت میکنه نه با من:))

          در واقع من ازش اعراض نکردم بلکه وقتی تمرکزم رو روی خودم و شناخت قانون گذاشتم دیگه هیچ چیزی در اون، نمی تونست من رو ناراحت کنه و بعد تایم کوتاهی هم طوفان نوح اومد و همه آدمهای ناخواسته محیط کارم رو با خودش برد، در صورتی که تا قبل از اون پلن من این بود که من باید از اون محیط برم و البته نمی تونستم چون باهاشون توی یه مدار بودم

          محسن عزیز چالش جدیدی که تازگی واردش شدم آموزش شناس

          چقدر این مسیر برام مثل مرور قانون میمونه، راستش جلسه دوم بود که دیگه داشتم جا میزدم، آخه مربیه متدش این بود که مینداختت توی آب و میگفت مثلا دست و پات رو به این شکل حرکت بده و برای منی که اول راه بودم و یه عمر با مادری زندگی کردم که چون پسردایی جوونش توی دریا غرق شده بود، همیشه ترس از آب رو بهم القا کرده بود این تقریبا شدنی نبود

          بعد گفتم اینطوری نمیشه و از ویدئوهای آموزشی یوتیوب استفاده کردم و خدا هم هدایتم کرد و دیدم قبل از آموزش هر حرکتی، کلی جلسه در مورد فلوتینگ و شناوری روی آب توضیح میداد و این همون قانون فیزیک بود که ذهن من راحت می پذیرفتتش، چقدر شناوری روی آب مثل قانون رهایی بود که بابا تو اگه دست و پای بیخودی نزنی هم روی آب میمونی، تو اگه نترسی و خودت رو منقبض نکنی هم نصف راه رو توی هر حرکتی رفتی

          تو قرار نیس زیبایی رو “بسازی” ؛ تو فقط باید مانع دیدنت رو برداری

          چقدر قشنگ گفتی که لازم نیست زیبایی رو بسازی و فقط موانع دیدنت رو بردار، اینو منی می فهمم که یه روزی یه شن ریزه هم برام اندازه کوه بود و هر روز یه مورد جدید داشتم واسه ناراحتی، ولی از وقتی روی خودم کار کردم لذت پشت لذته و دیگه حالا حالاها چیزی نمی تونه ناراحتم کنه ولی خب این آدمیزاد حالا حالاها جای کار داره، و فقط باید رهاتر باشم و خودم رو منقبض نکنم

          بازم ازت ممنونم دوست عزیز

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      امان سعادتی گفته:
      مدت عضویت: 3796 روز

      دوست عزیزم محسن جان سلام

      ازت بخاطر این کامنت زیبا هزارات بار سپاسگزارم و ممنون خداوند هستم که منودر در مسیر دوستان خوب و آگاهی همچون شما قرار داده

      خیلی لذت بردم از خودن نوشته های شما که معلومه همش با تجربه بدست اومده و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

      بارها و بارها باید این نوشته ها را خوند. دم شما گرم و دلتون همیشه شاد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 684 روز

        امان عزیز سلام به روی ماهت… . خوندم ؛  یادخودم انداختیم ؛ یاد مسیر ، یاد دلیل راه اومدن.

        تجربه وقتی از دل رد میشه، دیگه برااثبات نوشته نمیشه، برا بیان نوشته میشه. وهمین باعث میشه بشینه به دل.

        اما بذار یه نکته رو اززاویه خودباوری پررنگ تر کنم؛

        این آگاهی که ازش حرف میزنیم، چیزی نیس که ازبیرون به آدم داده بشه. نه من، نه هیچکس دیگه، چیزی به تو اضافه نکرده. مافقط یادهم میندازیم اون چیزی رو که از قبل درون خودمونه.

        اینکه گفتی بارها باید این نوشته ها روخوند ==> یعنی دل و ذهن نازنین تو آماده ست که هربار، یه لایه عمیقتر از خودت رو ببینی =

        ● یعنی اعتماد به فهم درونی خودت.

        ● یعنی خودباوری در عمل، نه در حرف ِ خالی

        خـــــدا روشکر ک ِ تو هم جزو این مسیری. چون همجهتی، تصادفی نیس؛ آدم وقتی خودش به یه سطح ازآمادگی میرسه،،، هم مسیرهاش پیداشون میشه.

        ازت ممنونم امان جان ، برا این نگاه محترمانه، برای این دل گرم، برای اینکه بانوشتنت، فضا رو غنی تر میکنی.

        دمت گرم رفیق شفیق 🩵

        و دلت شاد…‌ ازاون شادی هایی که از درون میاد و وابسته بیرون نیس .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فرزان عارفی گفته:
    مدت عضویت: 2396 روز

    بسم الله الرحمن رحیم

    سلام استاد عزیزم

    سپاس ازخداوند بابت حضور ارزشمندتون در زندگیم

    بخاطر یه سوال هدایت شدم به این فایل و کاملا با گوش دادن و خوندن کامنت دوستان جوابم رو متوجه شدم

    تمرکزم رو به چیزی که میدانم معطوف میکنم قبلا اینجوری نبودم و این تکامل لذت بخشیه

    (قبلا محصولات به صورت نادرست به دستم رسیده بود و توصیه میکنم تا بهای محصولی رو نپرداختید استفاده نکنید که مسئله ساز میشید برای خودتون)

    با یاداوری نکته فوتبال یاد کودکیم افتادم که 4 نفر بودیم 3 تامون همسن و سال و یکی از همه 5 سال کوچکتر بود. دو به دو یارکشی میکردیم و بازی میکردیم همیشه همه مقاومت داشتن که با دوست کوچک ترمون یار نشوند ولی من پیش قدم میشدم و یار من بود و اکثرا هم برنده میشدیم با وجود ضعیف تر بودن تیممون به باور سایر بچه ها

    دلیلشم این بود که چون انقد به خودم و توانایی هام ایمان داشتم و با این کار میخاستم داشته باشم درواقع و تمرکزم روی خودم بود و در عمل جوری قوی بودم با این باور که ناامیدی معنایی نداشت و 100 تلاشمو میذاشتم و لذت و نتیجه و هرچی ک میخاسم به دست می اوردم

    درواقع اصلن طرف مقابل مهم نبود کی باشه من دریبلش میکردم و همین الگو رو در بزرگ سالی در سالن فوتبال با عمل به اموزه های شما باز تجربه کردم و الان میفهمم دلیل اینهمه قدرتم چی بوده و همین قانون رو الان فهمیدم و درک کردم(تمرکز روی خود و درون) باید گسترشش بدم به تمام زوایای زندگیم

    تا حالا کامنت نذاشته بودم و این اولینش بود

    و اینم برام تکامله و لذت بخش.

    تازه با شروع مجدده قدم اول دوره 12 قدم کاری رو به صورت هدایتی شروع کردم و نعمت و ثروت در حال ورود ب زندگیمه با بزرگ شدن اگاهی و عزت نفس خودم

    متعهد میشم زمانی که داخل خونه ام رو از دست ندهم و روی خودم جدی کار کنم چون فقط از درون میاد رشد و وقتی بیرونم و تنها بمباران و جهاد اکبر رو ادامه بدهم.نجواهای شیطان رو دارم میشناسم و قشنگ ازش رد شدم به راحتی

    دارم لذت میبرم ازثانیه به ثانیه زندگیم

    خیلی وقته میشناسم استاد رو و قدم اول رو هم یکسالی هست دارم ولی درست عمل نمیکردم با این وجود یه نتاجی گرفته بودم و الان دارم از نو شروع و واقعا لذت میبرم

    کاری به کار کسی ندارم و فقط متمرکز روی خودمم

    ایمان و ارامش و لذت بردن،توجه به زیبایی ها=رشد

    کلی چیز میخام بنویسم از همین کامنتم مشخصه خیلی صحبت درونمه باشه واسه هدایت های بعدی

    خلاصه که حس خوب مساویه با رشد در همه زمینه ها

    خدایا شکرت برای متفاوت عمل کردنم از بقیه من باید تغییر کنم جهان بیرون ایینه منه.یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 656 روز

    به نام خداوند مهریان

    با سلام خدمت استاد گرامی و همه عزیزان

    باید اینقدر روی خودمون کار کنیم تا بتونیم هیچ عامل بیرونی رو تاثیرگذار در روند زندگیمون ندونیم تا بتونیم خوشحال باشیم و شاد زندگی کنیم

    باید بدونیم کار درست اینه که تمرکز رو فقط و فقط بزاریم روی چیزی که اختیارش دست خودمونه نه دست بقیه، راه نجات ما تمرکز روی تغییر و رشد شخصیت ماست .

    تمرکر روی هر چیزی غیر خودمون حال مارو بد میکنه ، احساس ناتوانی در ما ایجاد میکنه و نتیجه ی این احساس ناتوانی بیشتر در کنترل کردن زندگیمون هست.

    تمرکز روی خودم باعث میشه خودم رو بشناسم و این منو رشد میده ، مهارت های منو بهبود میده ،اخلاقیاتم رو به سمت مثبت تغییر میده ، باعث میشه نقاط قوتم رو بشناسم و اعتماد به نفسم بالاتر بره، باعث میشه نقاط ضعفم رو بشناسم و شروع کنم به بهبود دادن اونا ، تمرکز روی خودم منو بزرگ میکنه و تمرکز روی شرایط و محدودیت هایی که فکر میکنم برای من ایجاد کردن اونارو بزرگ و بزرگتر میکنه

    من هر انقدری که قدرتمند در تغییر خودم هستم همانقدر ناتوان در تغییر دیگران و شرایطی هستم که اختیاری در اون ندارم،بنابراین باید روی چیزی تمرکز کنم که در اون قدرت دارم نه روی چیزی که در ان هیچ قدرتی دست من نیست

    وقتی روی شرایط نادلخواه تمرکز میکنم دارم قدرت بیشتری رو بهش میدم تا بیشتر منو ازار و اذیت کنه ، وقتی بهش توجه نمیکنم و کانون توجه رو میزارم رو خودم و شروع به بهبود خودم میکنم شرایط هم به مرور زمان تغییر میکنه ، مکان زندگی،اطرافیان ، موجودی حساب ، وضعیت سلامتی ، میزان احساس رضایت ، میزان شادی و لذت از زندگی ، همه و همه با تغییر من شروع میکنن به تغییر ، چون من با تمرکز روی خودم و شروع به افکار جدید ، فرکانس های جدیدی هم میفرستم و پاسخ های جدیدی هم به شکل اتفاقات و شرایط جدید رو وارد زندگیم میکنم

    بنابراین اگه میخوایم موقعیت کنونی ما از هر لحاظ تغییر کنه و بهتر بشه بهترین و تنها راه اینه که شخصیت خودمون رو بهبود ببخشیم ، باورهای ضعیف و محدود خودمون رو بشناسیم و تغییر بدیم و تبدیل به باور قدرتمندکننده کنیم و این کار آسونی هم نیست و نیاز به زمان و تکرار و تمرین داره ، و آسونترین کارو بدترین کاری هم میتونیم بکنیم اینکه از شرایط موجود گله و شکایت کنیم و غر بزنیم و دنبال مقصر بگردیم و خودمون رو هیچ کاره ی زندگیمون بدونیم و باین کار هر روز بیشتر از پیش در غم و ناراحتی و نگرانی دست و پا بزنیم.

    به امید هدایتهای الله مهربان در مسیر شگفت انگیز خودشناسی و تمرکز بیشتر روی خود.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فائزه باطنی گفته:
    مدت عضویت: 374 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    این فایل رو من کاملا شهودی پیدا کردم و دلم میگفت و یهو پلی کردمش.

    برای منی که شاید 3 روزه متوجه شدم که عملگرا نبودم و به قول بچها و استاد فقط فایل گوش میدادم و اشغالها رو میدادم زیر مبل و چهره ادم توحیدی رو میگرفتم .

    تصمیم گرفتم که دیگ حرکت کنم و عمل کنم ، و امروز با هدایتم به این فایل

    متوجه شدم که تو این مدت بقیه رو مقصر میدونستم توی اتفاقات و حالا انگاری دونه دونه داره برام ترمز هام رو میشه .

    من تصمیم به عمل گرفتم و احتمالا باورتون میشه که دنیا از فرداش برای من هدیه میفرستاد.

    به گلفروشی رفتم و گلفروش گل به من هدیه داد .

    برای کارم گشایش شد و وسیلم را به راحتی تهیه کردم

    و من 3 روز قبل از ته دلم خواستم که خدایا بهم روزی برسون تا دوره 12 قدم را تهیه کنم . و امروز به دستم رسید.

    خدا و دنیا میبینه ،وقتی عمل میکنید

    و وقتی ذهنتون را کنترل میکنید و بهتون جواب میده .

    زوم کردن روی خودمون و اصلاحش به سمت بهتر شدن نتایج خوبی داره .

    و از خدا میخوام بار و فشار احساسی که به دوش میکشم رو از رو دوشم برداره و خودش حلش کنه .

    و در اخر بگم که نجواهای ذهنی همیشه هستند ، یهو ی جایی میبینی درگیر نجواها شدی، همان لحظه ،اگاهانه انتخابتون ارامش و به سمت خدا رفتن باشه .

    ممنون استاد عزیزم بابت سایتتون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    سلام استاد عزیزم

    دقیقا درست گفتید ، تصمیم دارم هر روز این فایل رو گوش بدم و به آگاهی هاش مسلط بشم،

    خداروشکر برای این کشور زیبا، ایران 4 فصل و زیبای من

    استاد یه بارون های خفنی داره میاد، اینجا هوا واقعا بوسیدنی شده ، دقیقا هوای مورد علاقه ی منه.

    خداروشکر برای این امنیت و آرامشی که الان دارم ، شکر خدا واقعا. خداروشکر برای این فرهنگ نازنین

    استاد میخوام دقیقا به این آگاهی ها عمل کنم و اجراشون کنم. خیلی زیبا گفتید!

    از الان به بعد قیمت ها مشوق من میشن و تشویق میکنن من رو برای پول ساز شدن و به آسووونی پول خلق کردن که آسایش رو بیشتر و بیشتر تجربه کنم. ممنونم از روح آگاهی که دارید.

    عاشق خداوندم که دقیقا منو هدایت می‌کنه وقتی دارم از جاده خارج میشم. واقعا خداوند عاشق ماعه استاد!

    چقدر حواسش هست بهمون و به مسیرمون️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    control what you can control

    من 22 تیر 1404 برای اولین بار این فایل رو گوش دادم و این جمله پپ گاردیالو رو اول سر رسید برنامه های روزانه م نوشتم

    و پریروز که فصل پنجم روزشمار تحول زندگی من نشانه روزم بود ، تصمیم گرفتم که فایل ها رو روزانه گوش بدم و ان شالله به لطف الله با تعهد کامنت بذارم

    هر چی بیشتر میگذره من میفهمم که تفاوت افراد موفق با نا موفق و تفاوت افراد موفق با افراد سوپر موفق در تفاوت بین فیچرهای شخصیتی شون هست

    و این ویژگی های شخصیتی هستن که منجر به رفتارهای متفاوت و مشخصا نتایج متفاوت میشه

    یعنی واقعیت اینه که ما دو تا انتخاب داریم یا نا آگاهانه خودمون رو برگی در باد میدونیم یا اینکه آگاهانه خودمون رو خالق زندگی خودمون میدونیم و هر روز و هر روز با کار کردن روی باورهامون و ارسال فرکانس های بهتر و بهتر ، خواسته مون رو خلق میکنیم

    و فرق افراد موفق و نا موفق دقیقن همینه افراد موفق خودشون رو خالق زندگی خودشون میدونن و میدونید این چه احساس آرامش عمیقی رو در وجود ما به وجود میاره؟

    اینکه بدونیم که :

    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّـهَ إِنَّ اللَّـهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (18) حشر

    ای کسانی که ایمان آورده اید ، کنترل ذهن کنید و آگاهانه ببینید که برای فردا چه میفرستید ( آگاه باشید که چه فرکانس هایی رو دارید ارسال میکنید که چه اتفاقاتی رو برای فردای زندگی تون دارید خلق میکنید) و باز هم کنترل ذهن کنید ، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید ، آگاه است

    دقت میکنید که خداوند فرکانس های ارسالی که منجر به خلق زندگی مون میشه رو بین دو بار تاکید بر کنترل ذهن آورده؟

    و بزرگ‌ترین کنترل ذهن بی تاثیر دانستن تمام عواملی بیرونی در موفقیت و خالق دانستن 100٪ خود است

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مجتبی نوا گفته:
      مدت عضویت: 3288 روز

      سلام

      من همیشه به شما افتخار می کنم که هر روز واسه خوندن و گذاشتن کامنت به سایت مراجعه می کنید.

      هر وقت کامنت میزارین واسه من ایمیل میاد و من اکثر اوقات کامنت تون رو میخونم.

      واقعا خوشحالم که تونستم به این جریان رودخونه سعادت سایت عباس منش وارد شم.

      من زندگیم روی غلطک افتاده. درآمدم زیاد شده. آرامشم زیاد شده و روابط عاطفیم عالی شده و از این بابت خداروهمیشه شکر میکنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        زهرا داودآبادي گفته:
        مدت عضویت: 1875 روز

        آقا مجتبی عزیز سلام

        بابت توجهتون و کامنت زیباتن بی نهایت سپاسگزارم

        چقدر خوشحالم و سپاسگزار الله یکتا هستم که نتایج عالی گرفتین

        خیلی زیاد بهتون تبریک میگم و تحسین تون میکنم , به امید دیدن موفقیت های بیشتر و بیشترتون

        در پناه نور آسمان ها و زمین باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          علی اصغری گفته:
          مدت عضویت: 1207 روز

          سلام خواهر تو داستان هدایت گفتی دوره روانشناسی ثروت رو خریدی ولی چک کردم دیدم نخریدی. میشه بگی چطور؟ یا اکانت دیگه ای داری؟ ممنون میشم پاسخ بدی. خیلی دوست دارم روانشناسی ثروت رو بخرم ولی فعلا در مدارش نیستم .

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 243 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی ، خیلی از شما سپاسگذارم برای این دوره و این فایل بی‌نظیر و پر از آگاهی

    روز شمار تحول زندگی روز 122

    چقدر خوبه که یاد بگیریم اگر شرایطی مطلوب ما نیست ، سعی نکنیم شرایط رو عوض کنیم ، بلکه بیایم روی خودمون کار کنیم و خودمون و افکارمون رو تغییر بدیم تا شرایط هم عوض بشه ، اگر ما روی خودمون و باور هامون کار کنیم تو شرایط خوب هم قرار می‌گیریم و اتفاقات به ظاهر بد هم برای ما نتیجه مطلوب خواهند داشت ، باید به خودم یادآوری کنیم که نباید عوامل بیرونی رو مقصر شرایط بدونم و هر بار که به شرایط بدی بر میخورم به خودم بگم ، مشکل از منه ، مشکل از باور های منه و من باید روی خودم کار کنم تا شرایطم عوض شه نه اینکه تمرکزم رو بزارم روی عوامل بیرونی.

    خدایا شکرت که هدایت شدم به این مسیر زیبا ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی ، خدایا شکرت برای تن سالمی که دارم که بزرگ ترین ثروت دنیاست ، خدایا شکرت برای اتاق گرم و مستقلی که دارم ، خدایا شکرت برای تخت نرمی که بهم یه خواب آروم و لذت بخش هدیه میده ، خدایا شکرت که اتاقم سرویس جدا داره ، خدایا شکرت برای کمد پر از لباسم ، خدایا شکرت برای امکاناتی که دارم ، خدایا شکرت برای صبحانه خوشمزه ای که امروز صبح خوردم ،خدایا شکرت برای خونه و خانواده خوبی که دارم ، خدایا شکرت برای سفره همیشه پهنی که داریم ، خدایا شکرت برای بابای مهربونی که دارم ، برای بهترین مامان دنیا ، خدایا شکرت برای همه آدم های فوق‌العاده ای که تو زندگیم هستن و دستی از دستان خداوند روی زمین برای کمک به منن ، خدایا شکرت برای دوستای امنی که دارم ، خدایا شکرت برای اینکه سر کار میرم و کلی تجربه جدید کسب کردم ، خدایا شکرت برای همکار های فوق‌العاده ای که دارم که انقدر خوش اخلاق و خوش برخورد و ادم حسابی آن و ادم های تحصیلکرده و با فرهنگی ان ، خدایا شکرت برای محیط خوبی که توش کار میکنم ، خدایا شکرت برای پولی که توی حسابم هست ، خدایا شکرت برای رزق و روزی که وارد زندگیم میکنی ، خدایا شکرت برای زیبایی که دارم ، خدایا شکرت که امروز یه روز فوق‌العادست و یه شروع دوباره ، خدایا شکرت برای طلوع قشنگ آفتابی که امروز صبح دیدم ، خدایا شکرت برای دو قدم دوره 12 قدم که دارم با عشق روش کار میکنم ، خدایا شکرت برای فرصت زندگی که بهم دادی ، خدا جونم شکرت که با استاد عباسمنش عزیز آشنا شدم ، خدایا شکرت برای قوانین بدون تغییری که در جهان حاکم کردی ، خدایا شکرت برای اینکه ما رو خالق زندگیمون افریدی ،خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی و همه نعمت هایی که قراره بهم بدی.

    در پناه خدا باشید.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    چقدر خوبه که یاد گرفتیم هیچ عاملی تاثیرگزار نیست.

    چقدر خوبه بتونیم فقط و فقط به درون نگاه کنیم.

    چقدر خوبه که عامل درونی رو اصل بدانیم و عمل کنیم

    در اینصورت در دنیا و آخرت سعادتمند میشیم.

    خدا رو شکر میکنم که در چنین محیطی هستم

    خدا رو شکر میکنم که اصل و اساس را یاد گرفتم

    خدا رو شکر میکنم تا حدودی دارم عمل میکنم و به همون اندازه نتیجه گرفتم

    وقتی توجه به درون باشه درگیر حاشیه نمیشیم،درگیر فرعیات نمیشیم،درگیر نادرستی ها نمیشیم،درگیر عدم تمرکز نمیشیم.

    وقتی همه چیز درونه پس بیرون معنی نمیده

    از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

    تو میگی و اجابت میشه

    هدایت میشی

    تسلیم باشی راحت‌تر میرسی

    پیامبر اکرم کاری که کرد این بود که تمام وجودش رو گذاشت برای اصل

    و 1400 ساله نامش طنین اندازه

    جالبه که سواد هم نداشت

    حتی سواد هم عامل بیرونی

    از درون همه چیز تامین شده است و انجام شده.

    تو طلب کن و ایمان داشته باش

    بقیه اش کنترل ذهنه و با انجامش

    سعادتمند میشی

    استاد سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    توحید علی جانی گفته:
    مدت عضویت: 3579 روز

    سلام و عرض ادب و احترام خدمتتون دوستان عزیز در این بهشت روی زمین

    چقدر زیباست سپاسگزاری کردن

    چقدر لذت بخش و تاثیر گذار هستش

    در طول روز باخودم صحبت کنم و با خدایی که غفور و مهربانترین هستش و نزدیک .

    و چقدر زیبا این کار به ظاهر ساده که با قدرت بالا میتونه فرکانسم رو بهتر و بهتر بکنه و نتایج زندگیم رو بهتر وبهتر

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    از خدا ،از شما ،از خودم ،از همه کائنات، از فرشتگان

    و

    برم سر وقت تمرین

    این جملات رو توو هیچ کتاب موفقیت نمیشه به این وضوح پیدا کرد.

    استاد عزیز ازتون ممنونم

    از وقتی با شما آشنا شدم خیلی خودم رو بیشتر شناختم

    و الان که به رفتارهای گذشته و حالم نگاه میکنم ،تغییرات محسوس هستند ولی

    ولی به قول شما :

    پاشنه های آشیل هستند

    فقط از وقتی روی خودمون کار میکنیم، ضعیفتر میشن و الان هم بعضی مواقع که افزار ذهن رو رها می‌کنم، یواش یواش سوق میکنه به گذشته

    در مورد برخی از مشتری ها بگم که وقتی روی نکات منفی مشتری ها حواسم میره ،فقط ازشون ناملایمتی میبینم.

    و وقتی میام ذهنم رو کنترل می‌کنم ،میشن ایمام بیزووی ،یعنی میشن ماه

    میشن دست و دلباز

    ،میشن آسانگیر

    یاد پسر کوچیکم افتادم

    با پسر بزرگم هفته ای دوبار میبرمشون کلاس فوتبال .

    پسر کوچیکم که اوایل مهارتی توو فوتبال نداشت ،مدااااااام از مربی ،هم تیمی هاش، از زمین و زمان شکایت می‌کرد.

    خودش چیزی بلد نبود هااااا ولی میگفت :

    چرا این

    چرا اون

    چرا آقا رضا منو توو تیمی میذاره که همه ضعیف هستند.

    چند بار بهش گفتم که اولا از لحظه بازی لذت ببرید

    بعدش باید خودتون قوی بشی و اگه تو قوی باشی و فوتبالیست ،اونموقع توو تیم ضعیفتر بیشتر به چشم می‌آید و این عالیه

    الان که از اون موقع 6 ماه میگذره

    خییییلی بهتر شده

    خیلی

    یعنی از وقتی انرژی اش رو از تغییر شرایط بیرونی برداشته و روی خودش کار میکنه ،علاقه اش به فوتبال بیشتر شده

    اعتماد به نفسش بیشتر شده و از هم تیمی هاش توپ میخواد

    برای ارسال آوت و کرنر پیش قدم میشه

    گل میزنه دفاع میکنه و با چه شوقی میاد از موفقیتهاش میگه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: