دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام» - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)

405 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1185 روز

    In God we trust

    سلام..

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان..امیدوارم حال همگی پرفکت باشه..

    نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم..

    نمیدونم این فرکانس ارسالی از من بود یا بچه های خانواده هم این فرکانس رو ارسال کردند..

    چه فرکانسی؟!

    تو دوره کشف قوانین زندگی ، استاد یه جایی فرمودن که ذهنیت خیلی از ما بخاطر شناخت اشتباه از خداوند وسیستم و قوانین کیهانی ، کاملا اشتباه و بد ساخته شده و همه خدارو مثل یک انسان میدونن که کارهاشون رو انجام میده و خصوصیت انسانی داره..

    این جمله و این شناخت استاد واقعا صحیح هست،و من همش با خودم گفتم خدای من خدای من ، ینی میشه استاد دوره ای آماده کنه که ما بتونم خدارو بشناسم ،توحید رو بفهمم اعمالم و ذهنیتم و وجودم سرشار از توحید بشه..نمیدونم استاد جان و مریم جان عزیز..ولی آنقدر این کد رو نوشتم که:دلم میخواد دیدگاهم و ذهنیتم و اعمالم توحیدی باشه.

    در طول 2 الی 3 ماهی که دوره کشف قوانین رو تهیه کردم اگه بگم 70روز پشت سرهم ،این کد رو ننوشتم دروغ گفتم ..!!!

    ینی من پاسخ فرکانسم رو دریافت کردم که این دوره بصورت هدیه قرار گرفته؟!ینی من کدنویس بهتری شدم و میتونم درخواست های بیشتری رو بافرکانس مناسب ارسال کنم؟!

    آره دیگه،وقتی خودت داری با چشمات می بینی و با گوش هات می شنوی که خانم شایسته این دوره رو باجان و دل آماده کرده و عمیقا منم با تمام وجودم این فرکانس درخواست توحیدی و آشنایی باخدای درونم رو ارسال کردم،خب ساخته میشه دیگه..جای تعجبی نداره..اما من واقعا خواستم و شد و باید بخوام و بشه..ینی واقعا روی موج خواسته باید وایسم و منتظر باشم،چون میشه منتظر میمونم..چون شکی نیست منتظر میمونم .. چون اونکه قراره بده؛ میده،فقط خواسته من درصد کوچک این جریان هست 99درصد با خداست..

    مث این میمونه که من بخوام واقعا بخوام و خواستن رو فهمیدن و درک کردن هم خودش آگاهی هست..

    مث دانلود کردن فایل میمونه که 99درصدش از قبل دانلود شده که از طرف خداوند واسم مهیا شده ، فقط میمونه خواسته واقعی من که 1درصد باقیمونده هست و باید به قول مریم جان به اصل وصل بشم تا دانلود صورت بگیره و خواسته رو دریافت کنم..خواسته ای که من میخوام از قبل آماده است..فقط فرکانس ارسالی من مهم هست..

    خدای من باورم میشع ..باورم میشه که میشه..باورم میشه که خالقم..باورم میشه..فقط باورم به خودت و شناخت خودت رو قوی تر کن..

    دیگه نمیدونم چی بگم ..همون اوایل که خانم شایسته عزیز در مورد این دوره و گردآوری و تنظیمش داشت صحبت میکرد،اشکام داشت میومد و مور مورم می‌شد.. انگار مث اون موقع هایی که تازه باقانون و زندگی دربهشت زندگی میکردم..صبح زود به عشق زندگی در بهشت از خواب بلند میشدم و لذت می‌بردم و میخندیدم و شاد بودم،روز به روز درآمدم بیشتر می‌شد، خودم نمیدونستم چطور و چجوری..وقتی الآن دارم به اون موقع فکر میکنم ، میگم چه خواسته قوی داشتم که این فایل ها به ناخودآگاه من رسوخ کرده و خودم متوجهش نشدم..

    چون با اشتیاق اینکارو میکردم ، چون به دنبال کشف قوانین،به دنبال ستاره قطبی،به دنبال اهرم رنج و لذت ، ناخواسته داشتم خوبی هارو جذب میکردم و نمیدونستم چجوری و از کجا..

    الآن به دقیقه 10و44 از این فایل استاپ زدم و دارم مینویسم و هی باخودم میگم :خدای من ، اینکه مریم جان میگه فایل هارو عنوان بندی کرده و واسه هرفایل نوشته که چ آگاهی قراره گفته بشه از زبان استاد(که به قول استاد :از من نیست و از خدای منه)..با خودم گفتم من قبلا این درخواست رو هم داشتم که ای کاش گفته بشه که هرفایل میخواد درچه مورد آگاهی بده..احساس می‌کنم هر خواسته ای که به ذهنم میرسه از زبان مریم جان تو این فایل درموردش گفته میشه و من خدای من ..تو دوره روانشناسی هستم و خدای من امروز باخودم گفتم درسته که استاد فرمودن که احساس لیاقت و ارزشمندی مهمترین اصل برای دریافت ثروت و برکات خداوند هست ، اما خداوندی که قراره من بشناسمش..با چه دیدگاهی میتونم توحید و یکتاپرست بودن رو درک کنم و منطقی کنم..

    اگه به موجودیت و شناخت خداوند برسم، میتونم فقط خداوند رو ببینم نه مشکلاتی که شیطان برام بزرگ جلوه میده، کنترل ذهن من با شناخت بهتر خداوند هست که گردن شیطان رو میزنه..

    هرچی داره میاد و مینویسم شاید بتونم این ردپا رو از خودم به جا بزارم و ببینم که سجاد سابق رو..

    بامید و عشق اینکه سجاد دیدگاهش و عملش توحیدی و یکتاپرستی بشه..

    در پناه الله یکتا شاد سالم پیروز و سربلند باشیم ..

    خدایاشکرت که در پناه تو هستم..

    الهی شکرت بخاطر این اشک شوقم

    خدایا شکرت که دارم مینویسم

    خدایا شکرت بخاطر این مسیر هموار که هموارتر میشه..

    خدایاشکرت بخاطر کشف قوانین

    خدایا شکرت بخاطر روانشناسی ثروت

    خدایاشکرت بخاطر احساس لیاقت

    خدایا شکرت بخاطر 12قدم

    خدایاشکرت بخاطر عزت نفس

    خدایا شکرت بابت قانون سلامتی

    و خدایا شکرت بخاطر بهترین بندگانی که مریم و حسین هستند و واقعا خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    نرگس گفته:
    مدت عضویت: 705 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام و درود به استادعزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم

    این هدایت خدارو بیشتر از هدایت های قبلی باور دارم چون از دیروز ایمانم بیشتر شد که خدا جواب سوالاتم رو بهم میده چون دیروز هر خواسته یا سوال کوچکی که داشتم پاسخش رو به طور کاملا واضح و معجزه آسایی بهم می داد بدون هیچ عمل فیزیکی که من بخوام انجام بدم

    حدود 4 سال پیش خداوند در جواب خواسته ام من رو با این سایت ارزشمند آشنا کرد .(خواسته ی من رسیدن به خوشبختی و آرامش و روشی برای رسیدن به رویاهام و ارزوهام بود و هست).

    اما من در این چن سال هیچ وقت متعهد نبودم که مسیر رو به طور مستمر ادامه بدم و وقتی دوره ای رو شروع میکردم با بهانه های مختلف از ادامه دادن دست میکشیدم و از مسیر دور میشدم و یا با دیدن نتایج فکر میکردم دیگه همه چیز درست شده و سایت واگاهی هایش رو رها میکردم و طبق قانون نتایج مثبت زندگیم قطع میشد .

    بخاطر ایمان ضعیفم به اینکه این مسیره که باعث این اتفاقات خوب در زندگیم شده ،درک نکردن این موضوع که تا وقتی روی خودت کار میکنی نتایج مثبت توی زندگیت رخ میده ، درک نکردن اینکه باید قانون تکامل رو طی کنم و چون من فردی بسیار کمال گرا هستم (که باید و حتما روی این ضعف شخصیتیم کار کنم و اصلاحش کنم) ، همه و همه باعث شدن که من توی این چند سال عضویت در سایت نتایجم نسبت به اون چیزی که انتظار داشتم خیلی کم باشه البته که ربطی به مدت زمان عضویت نداره و مهم میزان کار کردن روی خودت هست که باعث نتایج میشه که من به اندازه ای که روی خودم کار کردم نتایج فوق العاده ای رو گرفتم اما ناپایدار

    من از این شاخه به اون شاخه میپریدم و نمیدونستم برای شروع متعهدانه و جدی باید از کجا شروع کنم که وسط کار رهایش نکنم و نتایجم ثابت و پایدار بمونن .

    چندین بار هم از خدا این سوال رو پرسیده بودم اما پاسخ های خدارو چندان جدی نگرفتم و آنطور که بایدو شاید ادامه ندادم.

    از ترم سه دانشگاهم که میشه مهر 1403 روابطم با اطرافیانم بخصوص دوستان خوابگاهی و همچنین رابطم با شخص خودم خیلی آزار دهنده شده بود و مدام در کلنجار با خودم و خدای خودم بودم

    تا اینکه متوجه شدم مادرم دوره روابط رو خریداری کرده (این رو هم بگم که مادرم دوره رو با هدف اینکه روی خودش کار کنه تهیه کرد نه بخاطر روابط من .)و من از مادرم درخواست کردم که دوره عشق و مودت در روابط رو در اختیار من هم قرار بده و من از اواسط دی ماه به خودم تعهد سه ماهه دادم که روی این دوره کار کنم و تا به امروز من فقط موفق شدم که تا فایل جلسه دوم روابط رو گوش بدم و نکته برداری کنم و من تمام این مدت حسی بهم میگفت که شاید فلان دوره یا فلان دوره یا فایل های رایگان یا … برات بهتر باشه و باعث میشد به مسیرم و تعهدم شک کنم که شاید من الان توی مدار دریافت اگاهی های این دوره نیستم که هیچ جوره شرایطش برام مهیا نمیشه برای اینکه بقیه فایل های این دوره را گوش بدم و نکته برداری کنم و مدام خودم رو سرزنش میکردم که به تعهدم پایبند نبودم (البته که من با کار کردن و عمل کردن به اگاهی های فقط جلسه یک و دو دوره عشق و مودت در روابط ،به نتایج عالی و واضح و قابل لمسی رسیدم و روابطم با خودم و اطرافیانم خیلی خیلی بهتر شده و درکم و اگاهی هایم رو خیلی خیلی زیاد کرد اما شرایط جوری پیش رفت که هیچجوره نتونستم بیشتر از این ، دوره رو ادامه بدم .

    تااا امروز که به طور کاملا جدی و از صمیم قلبم از خدا خواستم بهترین مسیر متناسب با حال حاضرم رو بهم نشون بده و روی گزینه مرا به سوی نشانه ام هدایت کن کلیک کردم و این صفحه برام بالا اومد اول از همه هدایت شدم به خواندن کامنت ها و با خواندن هر کدام از کامنت ها مخصوصا جمله ی اگر اینجا هستی و با این پروژه هم مدار شدی ، این اتفاقی نیست ! بلکه پاسخ خداوند به درخواستیه که توی این مدت ازش داشتی.!

    ایمانی در دلم شدت گرفت که مطمعن مطمعن شدم که آره خدا صدای من رو شنیده و واقعا این پاسخ خدا به درخواست من بود و این اتفاقی نیست !

    و جالب اینجاست و من خدارو بینهایت سپاسگزارم بابت این موضوع که به علاوه هدایت من به این پروژه ،شرایطش رو هم برام مهیا کرد .

    (من دانشجوی خوابگاهی هستم که خیلییی وقته این شرایط پیش نیومد که بتونم توی اتاقم تنهای تنها باشم) ولی خدا قربونش بشم شرایطش رو برام بعد از مدت ها جور کرد ،اینطور که کلاسهامون رو بخاطر سرما و صرفه جویی در مصرف انرژی تعطیل کردن و دوستام تصمیم گرفتن تا آخر هفته برن شهرشون و من اشک ها ریختم بابت این معجزه ی خدا که اینقدر راحت و واضح به درخواست های من پاسخ میده و الان من توی اتاق تنهام به مدت 4_3 روز و من الان

    در سکوت و ارامش و راحتی میتونم اولین قدم هایم رو در مسیر خانه تکانی ذهنم بردارم (راستی این هدایت در ماهی از سال برام رخ داد که همه مشغول خانه تکانی هستن و من علاوه بر خانه تکانی قبل عید، میتونم ذهنم رو نیز خانه تکانی کنم برای شروع سال جدید 1404)

    اینم خیلی دوست دارم بگم : اتاق خوابگاهم هر روزِ خدا به هم ریخته بود و من فوق العاده روی بی نظمی حساسم ولی روز قبل با خودم گفتم بیا تمرکزت رو بزار روی نکات مثبت اتاقت، روی امکانات اتاقت ، و بایدبگم که فرداش دوستم قبل از رفتن به شهرشون، اتاق و تخت بچه هارو مرتب کرد و رفت . و من کلییی خدارو شکر کردم بابت اینکه قوانینش درست کار میکنن

    من از مریم جون فوقالعاده سپاسگزارم بابت اینکه زمان گذاشتن و این پروژه رو تهیه کردن و از استاد عزیزم هم بسیار بسیار سپاسگزارم بابت آگاهی های عالی و ارزشمندی که رایگان در اختیارمان قرار میدن

    و خدارو شکر میکنم بابت هدایتم به این سایت و این آگاهی ها و دستان پر مهرش

    و از دوستان عزیزی که کامنت میذارن هم بسیار تشکر میکنم که این آگاهی ها و تجربیات خودشون رو برامون به اشتراک میذارن که ما هم از برداشت ها و تجربیاتشون برخوردار بشیم و استفاده کنیم

    و امیدوارم که بتونم این مسیر رو متعهدانه

    و قدم به قدم ادامه بدم

    تا به نتیجه دلخواهم برسم

    و امیدوار شم که من توانایی این رو دارم که توی این مسیر ثابت قدم و متعهد و پایبند باشم .

    این اولین کامنت من بروی سایت بود تا رد پایی باشد برای تعهدم به مسیری که خدا هدایتم کرد.

    به امید اینکه تمامی ما بتونیم با کار کردن روی خودمان و استفاده درست و کامل به نتایجی عالی برسیم و زندگیمان را آنطور که دوست داریم خلق کنیم.

    خدا یار و نگهدار و هدایتگر همه ی ما باشد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    fardin success گفته:
    مدت عضویت: 595 روز

    به نام خدایی که هرچی داریم از اوست و هرچی که میخوایم تقدیممون میکنه…

    سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همچنین هم فرکانسی های قدرتمند

    ممنون بابت فایل زیباتون

    من خودم چندین ساله نمیگم مستمر و به طور مداوم ولی خب دست از مطالعه و آموزش بر نداشتم و اگه روزی نیم ساعت هم بوده روی خودم کار کردم و یا تجسم کردم

    تقریبا چهار سال پیش بود در روستا بودم دیدم که بیشتر اهالی روستا اعم از خانواده ی خودم مشغول خانه تکانی بودن و بعد از خانه تکانی واقعا من خودم اون انرژی مثبت و اون بو و عطر خونه رو تا مدت زیادی احساس میکردم و با خودم گفتم که ذهن و روح آدم هم نیاز به خانه تکانی داره و هر از چندگاهی باید این کار رو بکنم

    قشنگ یادمه از اون روز به خودم گفتم هر وقت ذهنم زیاد خسته و منفی شد بیام و مثل این خانه تکانی خودم رو دوباره پر انرژی کنم ولی خب من مثل شما اینقدر کامل و واضح اطلاع نداشتم فقط یکسری کارهارو برای خودم تعیین کردم مثل تجسم رویاهایم،مطالعه،رفتن به طبیعت،پاساژ گردی و تنهایی در یک مکان بودن.

    و این کارها رو انجام میدادم انگار دوباره بروزرسانی میشدم و خیلی روم تأثیر داشت.

    الان افتخاره که این یک ماه رو طبق چیزی که گفتین داخل سایت عمل کنم و هر روز با برنامه انجامش بدم…

    ممنون از توجه زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سارا sara گفته:
    مدت عضویت: 2029 روز

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز

    مدتی هست که یه تضاد فکرمو مشغول کرده و خیلی تلاش میکنم برطرفش کنم ولی نمیدونم چطور تا اینکه اومدم نشونمو بگیرم این پروژه خانه تکانی رو دیدم .جدای از نشونم که واقعا همیشه اشک ادمو در میاره وقتی این فایل رو گوش دادم گفتم خدایا چقدر عالی چقدر خوب و بموقع من این فایل رو دیدم . واقعا نیاز داشتم به یه همچین دوره ای .

    خانم شایسته عزیزم که واسه ما شما خودت یه استاد هستی و خیلی چیزها ازت یاد گرفتیم بینهایت ازت سپاسگذارم بابت زحماتی که میکشی و این اموزشها رو به راحتترین شکل ممکن در اختیار ما قرار میدی که استفاده کنیم

    دقیقا همانطور که گفتین ما تمام فایلها رو دانلود کرده در بخش صوتی گوشیمون داریم ولی چون نمیدونیم موضوع هر فایل چیه گوش نمیدیم و یا اگه گوش کنیم یکی رو گوش میدیم بعد میره تا چند ماه بعد .

    این شیوه ای که گفتین واسه گوش دادن به این فایلهای لایو واقعا عالیه و نیاز همه ی ماست

    امیدوارم بتونم تا اخر پروژه با شما و دوستان گلم همراه باشم

    بازم از شما و استاد عزیزم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1743 روز

    خدایا جهان همه صحنه نمایش توست، و ما عوامل تو، تو کارگردانی وما بازیگرانت, یاریمان کن که از تَوهم کارگردانی کردن و خدایی کردن دست برداریم و بپذیریم آنچه برایمان خواسته‌ای را ، به تو بسپاریم بار تمام مشکلات را و آرام بگیریم, به تو خدمت کنیم و ایمان داشته باشیم ,که تو نیزتمامی نیازهایمان را برطرف خواهی کرد, خدای مهربانم مراز تعصب‌هایم رها کن،ارامشی.عطا کن تا در پذیرش خواسته‌های تو بینا و هوشیار باشم.و رها کنم تا تو انجام دهی, خدای بزرگم به,حضورت در تمام لحظه‌ها ایمان دارم و به مسیری که دست در دست توست می رم.سپاسگزارم برای افرادی که در مسیرم قرار می‌دهی تا با خواست و اراده و عشق تو یاریم کنند. و ما در این مسیر یاریگر یکدیگریم و بازیگر خداوند

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■ سلام درود الله یکتا به شما استاد توحیدیم خانم شایسته مهربانم سلاااامم.سلام بانو الگو دختران سایت عباس منش دات کام ممنون سپاسگزارم بابت پروژه خانه تکانی ذهن گابه گام، به یاری خدا من هم هستم. خانم شایسته استاد عزیزم وقتی که فرمودید:اگه اینجا هستی و با این پروژه همراه شدی این اتفاقی نیست بلکه پاسخ خداوند به درخواستیه که تو این روزا ازش داشتی ،حالا نوبت توئه که خداوند رو اجابت کنی نوبت تویی که به پاسخ خداوند لبیک بگی و اولین گام را بردای . واقعااا همین طور بود واقعاااااا خدا بهم پاسخ داد.

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■جملات کلیدی پروژه خانه تکانی ذهن گابه گام :(یادداشت های شخصی)

    این فضا یک فرصتی برای اینکه عادت به همکاری با قلب و همکاری با خداوند و همکاری با باورهای قدرتمند کننده رو روزانه بیایم تمرین کنیم و معجزاتشو ببینیم و فقط خدا میدونه چه معجزاتی طی این مسیر منتظرمونه، اگه اینجا هستی و با این پروژه همراه شدی این اتفاقی نیست بلکه پاسخ خداوند به درخواستیه که تو این روزا ازش داشتی ،حالا نوبت توئه که خداوند رو اجابت کنی نوبت تویی که به پاسخ خداوند لبیک بگی و اولین گام را بردای .

    ●قبل از هدایت به این پروژه یه درخواستی من (عارفه )از خدا داشتم و اون درخواست این بود که خدایا من می‌خوام رشد کنم من می‌خوام از از این مداری که الان توش هستم برم به مدار بالاتر اونم از مسیر هموار یعنی همواری مسیر برام خیلی مهم بود ،به خاطرپاکسازی ذهنم از باورهای شرک آلود داشتم.یه تصمیم گرفتم که بیام یه پروژه مخصوص برای خودم بزار و با تمرکز صد در صد یه بار دیگه از اولین تا آخرین فایل لایو رو مرور کنم یعنی هر روز یه فایل به عنوان یه گام برای خونه تکونی عمیق‌تر توی ذهنم اختصاص بدم.پروژه اصل بهبودهای کوچک اما مستمر

    هر روز یه بخشی از وقت روزانه ات صرف شنیدن این آگاهی‌ها میشه صرف تعقل توی آنها میشه خود به خود هدایت و انرژی فکری در جهت خواسته‌هات را یاد می گیری .خود به خود نظارت بر ذهنت جزو عادتهات میشه و به صورت خودکار مراقب گفتگوهای ذهنیت هستی. مدام ناظر فکرهایی که داره توی ذهنت می‌ چرخه و ازشون غافل نیستی. مدام توجهت به احساست هست.

    ■دستورالعمل این پروژه :

    ●اول از همه الان هرجایی که هستی درگیر که هستی اون رو رها کن یه استراحت ذهنی به خودت بده به اون درگیری ذهنت یا مسئله‌ای که الان راهکاری براش نداری یا خواسته‌ای که چگونگیش رو نمی‌دونی و نمی‌دونی قدمشو از کجا برداری بگو من توی این نقطه تورو رها می‌کنم به قول قرآن تسلیم میشم و حل این مسئله و ادامه این مسیر رو میام از خونه تکونی افکاری شروع می‌کنم که داره توی ذهنم می چرخه‌ به خودت بگو من اولین قدم را از اینجا برمی دارم و بعد اجازه میدم تا آگاهی‌های این لایوها طی این پروژه برای من اصلاح مسیر کنه و مستقیماً من رو به سمت راهکار و قدمی هدایت بکنه که لازم برداشته بشه .برای یک ماه روزانه دو ساعت رو برای خودت خالی کن دو ساعت برای تجدید میثاق با اصلت خالی کن برای وصل شدن به توحید شدن به خوشبینی وصل شدن به امید وصل شدن به انتظارات مثبت و روزهای خوش آینده و اجازه بده توی این دو ساعت‌های روزانه از کمترین مقاومت‌های ذهنی خداوند کارا رو برات انجام بده.

    توی این دو ساعت همه چیز رو رها کن و فقط پای آگاهی‌های فایل اون روز انگار که یه جهان خالی هست فقط تویی و اون آگاهی‌هایی که داری می شنوی برای این دو ساعت حسابی خسیس باشه و خودخواه یه تمرکز غیر قابل مذاکره برای گذراندن این دو ساعت با آگاهی‌های که اون روز اختصاص بده و کلام هدایتگرانی رو بشنو که از طرف خداوند برات می آد. میدونی وقتی که کارو شروع می‌کنیم و یکم مسیرو میریم تازه می‌فهمیم که چقدر اصل مون توی این همه شلوغی‌های ذهن و درگیری‌های روزمره‌مون گم شده بود و چقدر زمانهای زیادی رو توی مسیرهای فرعی هدر داده بودیم اما وقتی ادامه میدی میبینی توی هر گام این چروک‌های ذهنی هی کمتر و کمترمیشه طبق تجربه‌ای که داشتم می‌تونم اینو بگم که آگاهی‌های این لایوها هر روز برات اصلاح مسیر می کنه. شاید اولش خیلی واضح صدای قلبت رو نشن اما از اولین گام و اولین فایل که شروع می‌کنی میای اون آگاهی‌های اون روز رو می‌شنوی نکته برداری می‌کنی، توی اون نکاتی که برمی‌داری تعقل می‌کنی سعی می‌کنی هوشیارانه اون آگاهی‌ها رو تبدیل بکنی به عادت‌های فکریت ،میای جملات تاثیرگذارش رو به عنوان افکار جدیدی که باید تکرار بشن می‌ نویسی اینا کارایی بود که من انجام می‌دادم و رد پای اون روز و اون گام رو ثبت می‌کنی تغییرات درونیت هم شروع میشه. یعنی تغییرات درونی خیلی زود شروع میشه و خیلی زود به آرامش درونی می رسی. توی هر گام از این پروژه من دیدم که صدای قلبم و هدایت‌هاش هی قوی‌تر می‌شه و ذهن و گمراهی‌هاش هی خاموش‌تر میشه و هرچی من مسیرو ادامه دادم دیدم قلبم داره فعال‌تر میشه، دلم ترس‌های ذهنیم داره کمتر میشه، و صدای ذهنم داره ضعیف تر میشه. گام‌هایی که قراره روزانه با این آگاهی‌ها برداریم زمان بیشتری ما را توی اتصال با منبع با خداوندنگه می داره و این اتصال واقعاً معجزه می‌کنه زیبایی‌های زندگی رو بیشتر می‌بینیم دلایل بیشتری برای سپاسگزاری پیدا می‌کنیم روانی رو قشنگ توی زندگیمون می بینیم. خیلی از مسائلمون خود به خود حل میشه و خیلی از مسائل دیگه اصلاً رخ نمیده که نیاز به حل داشته باشه .چون ما از مسیر پر از مقاومت‌های ذهنی خارج میشیم میریم توی صراط مستقیم حرکت می کنیم.وقتی به گام آخر می‌رسی تغییرات شخصیتیت رو خیلی واضح میبینی .خیلی قشنگ احساس می‌کنی که احساس لیاقتت رشدکرده وجودت احساس می‌کنی پوسته انگارانداختی. استانداردهای شخصیتی قشنگ میبینی بالاتر رفته نوع نگاهت به اتفاقات تغییر کرده رفتار و عملکرد داره تغییر می کنه ،دنبال راهکارها و ایده‌های دیگه‌ای هستی .قشنگ جدا شدن خودت را از اکثریت می‌بینی قشنگ می‌فهمی ذهنت از نو با یک سری آگاهی‌های خداگونه برنامه‌ریزی شده و چقدر فاصله فرکانسیت باخداوند کمتر و چقدر با خودت و کلیت زندگی به صلح رسیدی چقدر آرامش داری و مسائلی که چقدر اذیتت می‌کرد قبلاً حتی قبل از شروع این فایل ها و ذهنتو درگیر می‌کرد چقدر برات کوچیک به نظر می رسه دیگه اونقدر اذیتت نمیکنه اونقدر راحت کنترل ذهنتو از دست نمیدی چون کلی منطق داری برای ساکت کردن ذهنت، می‌دونی احساس می‌کنی که یه گفتگوهای دیگه‌ای داره توی ذهنت می‌ چرخه، که جنسش آرام جنسش امیدواری هست جنسش لا خوف علیهم ولا هم یحزنون جنسش ایمان و توکل جنسش توحیدی تر جنسش امکان‌پذیری درباره خواسته هاس،جنسش انتظارات مثبت درباره روزهای خوش آینده است و آروم آروم این احساس خوب و این شخصیت رشد داده شده خودش رو اتفاقات خوب هم برات نشون می ده و میبینی که چرخ زندگی چقدر روان‌تر شده و چقدر نیازات داره به موقع پاسخ داده میشه اونم از مسیر هموار این جادوشه، وقتی به این نقطه برسی می‌فهمی که بقیه‌اش فقط تکرار همین مسیره یعنی تکرار و تکرار و تکرار دوباره همین مسیر..

    پروژه خونه تکونی ذهن یک فرصت برای ایجاد عادت‌های قدرتمندکننده برای هدفمند زندگی کردن برای نظارت برذهن برای همکاری کردن باقلب، چون حقیقت اینه که ما توی هر لحظه از زندگیم داریم همکاری می‌کنیم یا با ترسا و محدودیت‌های ذهنمون یا با امیدها و امکان‌پذیری‌های قلب مون به اندازه‌ای که با ترس‌های ذهنمون همکاری می‌کنیم آسون میشیم برای سختی ها، به اندازه‌ای که با امیدها امکان‌پذیری‌های قلبمون همکاری می‌کنیم آسون میشیم برای آسانی ها.

    این فضا یک فرصتی برای اینکه عادت به همکاری با قلب و همکاری با خداوند و همکاری با باورهای قدرتمند کننده رو روزانه بیایم تمرین کنیم و معجزاتشو ببینیم .

    ●توی اون فایل لایو که اخیراً گذاشتم به عنوان استفاده آگاهانه از قدرت تجسم یه جمله جادویی خیلی توی ذهن من زنگ زد و اون جمله اینه که تجسم یعنی هدایت کردن انرژی فکری در مسیرخواسته ها و من توی این پروسه‌ای که با به روز رسانی فایل‌های لایو درگیر بودم این رو دیدم که وقتی ذهن رو از باورهای شرک از ترس و نگرانی و هر فکری که احساس بد می‌انجامه خونه تکونی می‌کنیم این اتفاق خود به خود رخ می ده یعنی هدایت کردن انرژی فکری در مسیر خواسته‌ها خود به خود رخ میده ،البته منطقیه هم رخ بده‌ها چون فاصله‌ای که بین ما و اصلمون بوده برداشته میشه و ما به اصلمون وصل میشیم. یعنی وقتی که مرتباً داریم این ورودی‌ها رو دریافت می‌کنیم این ورودیهایی که اصل هستند و دریافت می‌کنیم ما وصل میشیم به خداوند وصل میشیم به اصلمون ، اصلمون یعنی انرژی فکری که خوشبین هست که انتظارات مثبت درباره آینده داره که ترس و غمی نداره که همه چیز رو ساده می‌بینه خواسته‌ها رو امکان‌پذیر می‌دونه به فراوانی باور داره بی قید و شرط خودش رو لایق تجربه نعمت‌ها می‌دونه و نگران چگونگی درباره هیچ چیزی نیست

    ─━━━━━─━━━━━─━━━━━─━━━━━──━━━━━─━━━━

    ■ سپاسگزاری:

    ● خدارو شاکر سپاسگزارم به من فرصت داد تا بار دیگر پای آموزه های شما استاد توحیدیم‌بنشینم.

    ● از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این آگاهی هایی که به ما آموزش می دهید ممنون و سپاسگزارم

    ꧁꧂در پناه الله مهربان شاد ،سلامت، ثروتمند خوشبخت وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید. ꧁꧂

    خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم تو بال پروازم باش در مدار خود ارزشمندی بیشتر و مدار ثروت و موفقیت و آگاهی قرار بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    فرشته یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 2028 روز

    مریم عزیز و با عشق

    این اولین کامنت من توی وبسایت هست

    با شنیدن ویست اشک ریختم و حتی نمیدونم چرا

    مدتی هست احساس گم شدگی و دور شدن دارم میدونم خدا همیشه هست و همیشه با منه اما نمیدونم شاید احساس میکنم خدا رو مدتی هست گم کردم

    چند وقتیه احساس میکردم انگار چیزی خوشحالم نمیکنه رفتم پیشه مشاور و نمیدونم اونم به شیوه ی خودش اشکه من رو درآورد و لحظاتی بود که احساس کردم انگار تونستم بازم خودم رو ببینم ، خودمو که مدته زیادی هست سرزنش کردم ، نخواستم بپذیرم شکست ها رو و …

    اشک های الان من امتداد اشک های چند روز پیش بود

    صبح منم از خدا خواستم ، گفتم لطفا کمکم کن ، میخوام رشد کنم از مسیر راحت

    دقیقا همین صحبت رو توی ویست شنیدم و اشک های من شروع شد

    خیلی با احساس و با عشق صحبت کردی و قلبمو لمس کردی ، احساس کردم خودم رو دوباره دیدم و دستش رو گرفتم

    میخوام منم حتما وقت اختصاص بدم و گام به گام پروژه رو بیام

    حتی نمیخوام به نتیجه ی خاصی ازش فکر کنم

    فقط همین آرامشه قلبی که بهم دست داد هم خیلی خوبه

    از حجم دلتنگیام برای خودم کم شد و امیدوارم بیشترم کم بشه

    ازت ممنونم دخترِ پر از مهر و عشق

    چند سال پیش زیاد توی وبسایت میومدم اما مدتی بود نیومده بودم ، چند وقتی هم هست اینستاگرامم رو لاگ اوت میکنم که مدام نرم سرش و نوتیفیکیشن هاش حواسم رو پرت نکنه

    امروز گفتم یه لاگ این کنم و ببینم چه خبره که اولین پست ، پست استاد عباسمنش درباره ی پروژه خانه تکانی ذهن بود

    تصمیم گرفتم بیام توی سایت و ببینم چه خبره که ویسه و صدای پر احساست حالمو خوب کرد

    دوستون دارم

    در پناه امن و عاشقه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3092 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هر آنچه که دارم از آن توست و از تو دارم.

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان

    یکی از درخواست‌های امروز من از خدا این بود که ؛

    خدایا می‌خوام یک deadline جدید در برنامه زندگیم بزارم ، من هیچی نمیدونم ، تو بگو خدایا ، همه چیزش با خودت ، توفقط بگو چطوری باشه من روی کاغذ میارم و اجراش می‌کنم. بعد سپر دم به خودش رفتم سراغ بقیه کارا .

    فقط نیم ساعت از گفتگو با خدا نگذشته بود که خودش گفت برو تو سایت .

    وقتی سایت باز کردم با دیدن بیلبورد جدید ذوق زده شدم وبا شنیدن صدای خانم شایسته عزیزم که دیگه دیوانه شدم .

    خدایا ، چه طور شکرت را به جا بیارم .

    خدایا من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم .

    خدایا من هیچی نمی دونم و تو هستی که دانا و توانا هستی ، تو هستی که خیر مطلق هستی .

    خانم شایسته من لبیک می گویم و خدا را شکر که دراین مسیر باشما هم مدار هستم .

    من الهام عزیزپور متعهد هستم ،

    از امروز برای خودم 2 ساعت وقت اختصاصی بزارم برای انجام پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام .

    لبیک لبیک لبیک

    خانم شایسته ازشما بی نهایت سپاسگزارم بابت این دسته بندی جدید .

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری

    می جویم .

    خدا یا مرا هدایت کن به راه راست به راه

    کسانی که به آنها نعمت داده ای .

    درپناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1682 روز

    سلام مریم بانو :)

    اشک مارو در آوردی ها :)

    از صداتون مشخصه که چه حالی رو دارید تجربه میکنید

    این هدایت به درخواست منه

    توی این روزا که میبینم صدای ذهن خیلی بلنده

    توی این روزا که میبینم ذهنم منو به زانو در میاره

    درخواست داشتم که خدایا ؟

    چجوری ساکتش کنم؟

    چکار کنم؟

    خدایا خسته شدم دیگه خیلی صداش بلنده :)

    منی که جلسه 6 قدم 1 رو گوش دادم برای هدف گذاری

    گفتم خدایا هدفی دارم که راه حلی براش ندارم

    یه مسئله زشت و بیریخت که نمیدونم راهش چیه

    هزار بار هم تلاش کردم و نشده

    خدایا ؟

    چیکار کنم تو بهم بگو

    بهم گفت باید کوچولو کوچولو بهبود بدی شخصیتت رو

    گفتم چطوری؟

    گفتم فعلا بسته! :)

    دیروز این اتفاق افتاد

    منی که همیشه جمعه برای خودم برنامه هفته آینده رو میچیینم دیروز ننوشتم!

    برای اولین بار برنامم رو که روی کاغذ مینوشتم به شکل عجیبی کشیدمش!

    خدا گفت یه سمت کاغذ بزار برای نوشتن اهداف کوچک این هفتت!

    شروع کردم به نوشتن و اینکه چکارایی باید بکنم

    دیدم توی بخش فایل هایی که میخام روشون تمرکز کنم چیزی بهم گفته نمیشه

    به جز جلسه 1 قدم 5 که همین صبح بهم گفت برو گوشش کن به دردت میخوره:)

    به جز اون چند جلسه رو نوشتم ولی انگیزه نداشتم براشون

    میدونی انگار اون حس درونیه وصل نبود

    یعنی تا این پروژه رو روی صفحه اصلی سایت دیدم لبخندی بر لبانم نشست

    شاید ذهن من الان بهم بگه مگه لایو رایگان چی داره که بهت کمک کنه؟

    خانم شایسته کل دوره هارو داری بعد نشستی یبار ادیت کردی بعد یبار دیگه تمرکزی گوش کنی؟!

    عجب به این ذهن‌:)

    سوال میپرسی جواب رو میگیری ولی ذهن مقاومت میکنه ادا در میاره

    دلش نمیخاد تغییر کنه

    نمیدونم قراره توی یک ماه تمرکزی چه اتفاقی برام بیافته

    ولی میدونم الان جایگاه ذهنم پر از شلوغیه

    واقعا دیشب خسته شدم ازین شلوغی

    گفتم خدایا ساکت نمیشن چرا

    ذهنم درگیری هایی داره راجب مسئلم

    راجب رابطه ای که قطع شده

    راجب ابهام آینده

    ترس غم

    راجب سربازی

    راجب سرکار رفتن حین درسام

    راجب پیشرفت

    راجب نداشتن ایده برای شروع کار

    راجب …

    ذهنم درگیره و من باید به این مسیر پایبند بمونم تا تغییرات رو ببینم

    مریم بانو خیلی شمارو تحسین میکنم

    شبانه‌روز

    و در پناه خدا سلامت باشید

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    سلام خدمت استاد شایسته عزیز

    بسیار سپاسگزارم که دوباره ارتقا میدید ما رو و بهبود دائمی دارید.واقعا شما شایسته سکان داری کشتی استاد رو دارید و خیلی قشنگ هدایت میکنید.سپاسگزارم که دوباره و چند باره ما رو از دست شیاطین نجات میدید و ما رو وارد وادی آرامش میکنید.امیدوارم همیشه در همین راه بمانید و ما هم چراغی برای حرکت ببینیم .سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    میلاد آمای گفته:
    مدت عضویت: 2456 روز

    چه بسا خداوند هر گره‌ای که در کار ما می‌اندازد همچون گره‌های قالی باشد که نهایتا قصد دارد با آنها نقشی زیبا را بیافریند

    بنام خداوند بخشنده مهربان🫀

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته مهربانم🫀

    سلام به رفقای جان🫀

    .

    .

    .

    خانه تکانی ذهن گام به گام

    چه اسم زیبایی برای این آگاهی ها انتخاب کردید و چقد من از این فایل لذت بردم و این دقیقا جواب اجابت شده من از طرف خداوند بودش که خدا داشت از کلام خانم شایسته با من صحبت میکرد و بهم میگفت بیا ازین مسیری که برات مهیا کردم برو که خیلی لذتدبخش و آسونه

    من در این چند روز که شروع کردم به دیدم سفر به دور آمریکا و کامنت نوشتن و ردپا گذاشتن از خودم

    خیلی جالبه پنجشنبه شب خدا گفت وسایلتو جمع کن بزن به جاده برو شمال

    و منم لباس جمع کردم راهی شدم و رفتم پیش مادرم اینا

    و توی مسیر توی جاده

    شروع کردم با خدا صحبت کردن که خدایا تو میدونی تمام آپشن ها و نیاز های منو و میدونی که چه مسیری برام بهتره و من واقعا هیچی نمیدونم و من واقعا کم آوردم و خودت بلندم کن و خودت میدونی که کم و کاستی دارم و خودت درستش کن همه چی رو من دیگه توانایی بلند شدم ندارم و

    خودت مسیر رو برام هموار کن که همون موقع بهم گفت

    سوره ص از قرآن رو بذار گوش کن که رسیدم به آیات 34/35/36

    وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمَانَ وَأَلْقَیْنَا عَلَىٰ کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ

    و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بی جان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آنگاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت.]

    قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

    گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقیناً تو بسیار بخشنده‌ای.

    فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ

    پس باد را برای او مسخّر و رام کردیم که به فرمان او هر جا که می‌‌‌‌‌‌خواست نرم و آرام روان می‌‌‌‌‌‌شد.

    .

    .

    .

    خیلی سوره قشنگ و پر محتوایی هستش و این آیات دیگه مهر محکمی بود از طرف خدا که همه چیز رام و مسخر تو هستش فقط باید ایمان داشته باشی و فقط به خدا توکل کنی و خیلی واضح این صدا رو شنیدم که گفت بیشتر روی من حساب کن تا برات کار ها رو روانتر کنم

    و من میگفتم به خدا من اون ایمان قوی رو میخوام بهم بگو چجوری؟

    بهم گفت فعلا این چند روز رو لذت ببر و تفریح کن من بهت میگم

    که امروز وقتی وارد سایت شدم و بنر سایت رو دیدم و فایل رو گوش دادم و تمامشو نت برداری کردم و دیدم کلا خدا داره با من صحبت میکنه و انگار مخاطبش منم

    و همه حرفا برا من گفته شده از زبان خانم شایسته

    و خیلی جالبه میخواستم کم کم باورهای دوره لیاقت رو چاشنی باور معنوی بودن ثروت بکنم ولی انگار خدا برای من

    یه محیط ایزوله و جدید آماده کرده و منو مهیا کرده به یک خونه تکونی ذهنی که میخواد منو از مسیر هموار به خواسته هایی که دارم برسونه و ایمان منو بیشتر کنه به خودش و مدار منو بالاتر ببره و ظرفمو بزرگتر بکنه برای آگاهی بیشتر

    و حس میکنم من واجد الشرایط این خونه تکونی شدم و انتخاب شدم برای قدم برداشتن این خونه تکونی ذهنم تا

    به خداوند و به منبع وصل بشم و به اصل خودم متصل بشم، به اصلی که انرژی فکریش خوش بینی هستش که همیشه انتظارات مثبت در مورد آینده داره که نه ترسی داره و نه غمی و همه چیز رو ساده میبینه و رسیدن به هر خواسته ای رو امکان پذیر میدونه و به فراوانی باور داره و بی قید و شرط خودشو لایق تجربه نعمت ها میدونه و نگران چگونگی در مورد هیچ چیزی نیست

    یعنی وقتی خدا رو باور میکنی که بهت نزدیکه و اجابتت میکنه دیگه تسلیمش میشی و خودش درها رو برات باز میکنه و بهت میگه چیکار کنی

    و چه همزمانی جالبی رخ داد دقیقا این خونه تکونی مصادف شد با اول مهر 1403 که میخواستم هدف گذاری کنم برای 6 ماه دوم سال و چه هدف گذاری ارزشمند تر از این آگاهی ها و خودتو سپردن به جریان الهی و بذاری خدا برات کار ها رو جلو ببره….

    خدایا واقعا نمیدونم چجوری ازت سپاسگزاری کنم بابت این که اینقد زود اجابتم کردی و منو آوردی گذاشتی توی مسیر هموار و زیبا و گفتی ایمانتو بهم قوی تر کن

    خدایا شکرتتتت🫀🫀

    .

    .

    .

    از هدایت های این سفر بنویسم که خیلی جالبه توی این سفر 3 روزه

    هدایت شدم به رستوران گلشاهی توی محله دستک کیاشهر یعنی 45 دقیقه بیرون موندیم تا نوبت بشه بریم داخل تا کباب چنجه و کوبیده بخوریم و اونجا فقط داشتم فراوانی مشتری رو به ذهنم نشون میدادم و تحسین میکردم که اصلا وقت سرخاروندن نداشتن و نیرو کم آوردن برای خدمت رسانی به مشتری و دو تا مغازه بقلیش اصلاا مشتری نداشت ولی این مغازه اینقدر مشتری داشت که نگووو

    بعد امروز هدایت شدیم به بازار لنگرود اونجا هم اینقد مشتری بود که همه داشتن خرید میکردن یعنی گای سوزن انداختن نبود و باز هم تایید فراوانی

    و بعد اومدیم سمت خونه توی روستا، دقیقا توی این چند روز اخیر که تمرکزم بر روی زیبای های سفر به دور آمریکا هستش

    دقیقا همون جایی که استاد رفت از یه گل عکس گرفت من هم همون گل رو دقیقا توی روستا دیدم و چقدر لذت بردم از اون گل و فورا عکس گرفتم ازش

    از ابرایی که توی آسمون بود کلی عکس گرفتم خلاصه خیلی زیبا بود

    یعنی سریال سفر به دور آمریکا قشنگ بهترین برنامه ای هستش که میشه ذهن رو پاکسازی کرد

    خدا خیرت بده خانم شایسته بابت این قسمت هایی که ضبط کردید برای ما

    واقعا سپاسگزارم…

    ««من متعهد میشم برای این که به مدت30 روز به این آگاهی ها هر روز گوش کنم و باورهای مناسب رو تکرار کنم و منطقی کنم و نت برداری کنم و از خودم ردپا بجای بذارم و من میلاد آمای آماده پذیرش این آگاهی ها هستم و پایبند به این پروژه هستم»»

    خدایا شکرتتت…

    عاشقتونم رفقای جان🫀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: