دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام»
داستان این پروژه: فراتر از یک بهروزرسانی ساده
ماجرای این پروژه از اجرای اصل «بهبودهای کوچک اما مستمر» آغاز شد. در ابتدا، ما در گروه تحقیقاتی عباس منش قصد داشتیم صرفاً عناوین فایلهای بخش «دانلودها» و «لایوها» را شفافتر کنیم. بسیاری از عناوین قبلی، مانند «گفتگو با دوستان»، محتوای ارزشمند فایل را بهخوبی منتقل نمیکرد و کاربران نمیتوانستند فایل مناسب برای مسئله خود را پیدا کنند.
در حین اجرای این بهبود، ما به شکلی جادویی به یکی از فایلهای لایو که تا آن زمان منتشر نشده بود (فایلی که اکنون با عنوان «استفاده آگاهانه از قدرت تجسم» در سایت قرار دارد) هدایت شدیم. آگاهیهای آن فایل آنقدر برای ما حیاتی و هماهنگکننده بود که تصمیم گرفتیم کل پروژه را گسترش دهیم.
ما تصمیم گرفتیم به جای یک عنوانگذاری ساده، تمام فایلهای لایو را از ابتدا و با تمرکز بالا ویرایش کنیم. در این فرایند، تمام حواشی، مکثها و بخشهای غیرضروری که لازمه اجرای زنده هستند، حذف شدند و آنچه باقی ماند، آگاهیهای خالص و سازندهای است که مستقیماً شما را به سمت خواستههایتان هدایت میکند.
کشف بزرگ ما: این فرایند، یک خانه تکانی ذهنی بود
همانطور که این پروژه ویرایش و تدوین پیش میرفت، ما متوجه یک اتفاق درونی شگرف شدیم. این فرایند، بیش از آنکه فایلهای لایو را بهروزرسانی کند، در حال «بهروزرسانی ذهن ما» با آگاهیهای خالص بود.
ما احساسی را تجربه کردیم شبیه به روزهای اول آشنایی با قوانین الهی؛ احساس رضایت درونی عمیقی که با هیچ تجربه مادی قابل مقایسه نیست. ما دریافتیم:
- ثبات اصل توحید: با وجود فاصله زمانی ۸ ساله بین اولین و آخرین لایو، ما به وضوح دیدیم که تمام آموزشهای استاد بر یک اصل ثابت و ریشهای یعنی «توحید» استوار است. هر فایل، فقط زاویه دیدی متفاوت و کاربردیتر برای اجرای همان اصل ارائه میدهد.
- ساکت شدن ذهن: درگیر شدن مستمر و روزانه با این آگاهیها، باعث شد ما متوجه شویم که ذهنمان چقدر ساکتتر شده، تلاشش برای ایجاد ترسهای توهمی چقدر کمتر شده و چقدر با قلبمان موافقتر شده است.
- افزایش توکل: ما احساس کردیم به درون خود نزدیکتر شدهایم، گفتگوهای درونیمان خداگونهتر شده و صدای قلب و هدایت الهی را بسیار بلندتر میشنویم.
- قدرت استمرار: ما به معنای واقعی کلمه، قدرت اصل «بهبودهای کوچک اما مستمر» را درک کردیم. وقتی ذهن به صورت مداوم با این آگاهیها تغذیه شود، نظارت بر افکار و هدایت انرژی فکری به سمت خواستهها، به صورت خودکار رخ میدهد.
این تجربه آنقدر عمیق و پاکسازیکننده بود که ما تصمیم گرفتیم این «فرایند» را به شکل یک پروژه مدون با شما به اشتراک بگذاریم. این شد که پروژه «خانه تکانی ذهن گام به گام» متولد شد تا شما نیز بتوانید این پاکسازی عمیق ذهنی را آگاهانه تجربه کنید.
دستورالعمل استفاده از دوره: چگونه بهترین نتیجه را بگیرید؟
این پروژه یک دوره معمولی نیست، بلکه یک فرایند ۲۸ روزه برای «عادت کردن» به نظارت بر ذهن و همکاری آگاهانه با قلبتان است. برای دریافت حداکثر نتیجه از تلاشی که ما در گروه تحقیقاتی عباس منش برای آمادهسازی این فایلها انجام دادهایم، لطفاً این دستورالعمل را با تعهد کامل اجرا کنید:
۱. شرط اول: خودخواهی مقدس (تعهد زمانی)
مهمترین بخش این پروژه، تعهد شماست. کمی «خودخواه» باشید.
- برای حدود یک ماه، روزانه ۲ ساعت را برای خودتان خالی کنید.
- این ۲ ساعت، زمان تجدید میثاق شما با اصلتان، با توحید، با خوشبینی و با خداوند است.
- در این ۲ ساعت، تمام کارهای دیگر، چک کردن موبایل و هرگونه حواسپرتی را رها کنید.
۲. گام دوم: تسلیم و رها کردن (آمادگی ذهنی)
قبل از شروع گام اول، هر مسئله، درگیری ذهنی یا خواستهای که دارید را رها کنید.
- به خودتان بگویید: «من راه حل این مسئله را الان نمیدانم و فعلاً آن را رها میکنم. من اولین قدم را از خانه تکانی ذهنم برمیدارم و اجازه میدهم آگاهیهای این دوره، مسیر را برایم روشن کند و مرا مستقیماً به سمت راهکار هدایت کند.»
- با ذهن خالی و حالت تسلیم وارد این ۲ ساعت شوید.
۳. گام سوم: اجرای روزانه (تمرکز و تعقل)
شما هر روز یک گام (یک فایل) را دریافت خواهید کرد. در آن ۲ ساعت اختصاصی:
- ۱۰۰٪ تمرکز کنید: فایل آن روز را بشنوید. انگار که در یک جهان خالی، فقط شما هستید و آن آگاهیها.
- نکتهبرداری کنید: هر آنچه به ذهنتان کلیک میکند یا برایتان جدید است را بنویسید.
- تعقل کنید: پس از شنیدن، روی نکات نوشته شده فکر کنید. ببینید چطور میتوانید آنها را به عادتهای فکری جدید تبدیل کنید.
- جملات کلیدی را تکرار کنید: جملات تأثیرگذار را جداگانه بنویسید تا بتوانید آنها را در طول روز تکرار کنید.
۴. گام چهارم: ثبت رد پا (استمرار)
برای اینکه مطمئن شوید این مسیر را مستمر و تا انتها میروید، باید رد پای خود را ثبت کنید.
- پس از انجام تمرین هر گام، تجربه خود، درک خود و تغییرات درونیتان را در بخش نظرات همان فایل (همان گام) بنویسید.
- این کار به شما کمک میکند تغییرات خود را رصد کنید و متعهد بمانید.
نتیجه این فرایند چه خواهد بود؟
اگر این پروژه ۲۸ روزه را با تعهد و استمرار انجام دهید، ما بر اساس تجربهای که داشتیم، به شما اطمینان میدهیم که تغییرات زیر را احساس خواهید کرد:
- آرامش سریع: تغییرات درونی خیلی زود شروع میشود و به سرعت به آرامش درونی میرسید.
- شنیدن صدای قلب: گام به گام، صدای هدایتهای قلبتان قویتر و صدای گمراهیهای ذهن خاموشتر میشود.
- اتصال عمیق: زمان بیشتری را در اتصال با خداوند و منبع انرژی سپری خواهید کرد و این اتصال در زندگیتان معجزه میکند (حل شدن خودبهخودی مسائل، روانی در کارها، افزایش سپاسگزاری).
- تغییر شخصیت: در گام آخر، به وضوح میبینید که شخصیتتان تغییر کرده، احساس لیاقتتان رشد کرده، ظرف وجودتان بزرگتر شده و استانداردهایتان بالاتر رفته است.
- صلح درونی: با خود و کلیت زندگی به صلح میرسید. مسائلی که قبلاً شما را آزار میداد، برایتان کوچک و بیاهمیت میشوند.
- برنامهریزی مجدد ذهن بر اساس باورهای قدرتمند کننده و توحیدی: روندی که در طی همراه شدن با آگاهی های این پروژه طی می کنید، ذهن شما را از اول با باورهای مرجع توحیدی، برنامه ریز میکند. این برنامهریزی اول به شکل امیدواری، ایمان، ایدههای کارا و احساس خوب تجربه میشود و آرام آرام به شکل ملموس کیفیت زندگی شما را در تمام جنبهها خواه روابط، اوضاع مالی و سلامتی، بالاتر میبرد، آنهم از مسیر هموار و روان. زیرا زندگی با کیفیتتر، فقط با یک ذهن آرام هم مدار است.
چگونه شروع کنیم؟
اگر احساس میکنید آماده این تحول هستید، این یک پاسخ از طرف خداوند به درخواست شما برای رشد است.
- روی دکمه «ورود به پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام» کلیک کنید.
- وارد صفحه پروژه شده و روی «گام اول» کلیک کنید.
- فایل مربوطه را بشنوید و تجربه خود را به عنوان رد پای گام اول در نظرات بنویسید.
ما در گروه تحقیقاتی عباس منش بیصبرانه منتظر خواندن تجربیات ارزشمند شما در تکتک گامهای این پروژه هستیم.




به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
من تو گام چهار بودم که حس کردم بهم گفته شد ادامه نده
برگرد و از اول شروع کن
چون بهم گفته شد درست این گام هارو شروع نکردی
درسته که چند روزه از اول مهر داری گوش میدی ولی مراحلش رو رعایت نکردی که ننوشتی و روزانه دو ساعت برای این که مریم خانم شایسته گفتن زمان بذاری و هیچکاری انجام ندی ،رو اجرا نکردی
پس برگرد از اول شروع کن و بنویس تا بیشتر نتایج رو ببینی
وقتی من این پیام رو دریافت کردم ،نجوای ذهنم میگفت نه برنگرد از بقیه عقب میمونی و هر روز داره فایل اضافه میشه نمیتونی برسی
ولی یه اراده ای فوق این نجوا هست که همیشه خودش به راحتی افسار ذهن رو در دستش میگیره و نمیذاره که نجواهاشو بگه
برای همین صبح که بیدار شدم اومدم اول از همه صحبت های شمارو گوش بدم خانم شایسته
که اینبار با تمرکز و فکر کردن در مورد این آگاهی ها مسیر خانه تکانی رو پیش برم
و نشستم نوشتم هر آنچه که باید از صحبتاتون رو یادداشت کنم و بهش فکر کنم
خدارو بی نهایت سپاسگزارم که بهم هر لحظه کمک میکنه
خدایا شکرت
و من امروز 5 مهرماه 1403 برگشتم از اول خانه تکانی رو شروع کنم
و از خدا بی نهایت سپاسگزارم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
چقدر جالب و زیباست این ربّ ماچ ماچی من
رفته رفته داره بیشتر عاشق ترم میکنه که سعی کنم به قوانینش عمل کنم
الان که دارم مینویسم :
00:38 دقیقه هست روز 1 مهر ماه سال 1403
من برای اولین بار هدایت شدم به قسمتی از سایت که متعجب شدم ،بارها تو صحبتای استاد عباس منش میشنیدم که میگفت یه روز تو سایت به زبان انگلیسی صحبت میکنه و هی میگفتم خدایا کی شروع میکنن میخوام منم گوش بدم
با اینکه زبان انگلیسی بلد نیستم ولی دوست داشتم ببینم
فکر میکردم هنوز شروع نکردن ولی نگو از سال 1401 یا حتی زودتر بوده و من ندیدم
از فایل روز شمار 191 به جای فرار از مسائل، از حلّ آنها پول بساز ، که رفتم رد پامو بنویسم دیدم انگلیسی نوشته شده ،کنجکاو شدم تا برم و ببینم چی هست
نوشته بود
The Blueprint for Your Dream Life (lesson #1)
وقتی تو گوگل ترجمه شو زدم
طرح اولیه زندگی رویایی شما (درس شماره 1)
وای از اولش برام اومد ، شروع اول ، که ببین طیبه اونایی که تو دفترت نوشتی رخ میدن
و از این لحظه شروع دوباره فصل جدید زندگیت آغاز میشه
مطمئن باش
تو داری عمل میکنی و به اندازه ای که عمل میکنی نتیجه رو هم دریافت خواهی کرد
من وقتی دیدم انگلیسی صحبت کردن استاد رو و فایل های دیگه رو ،چند تا فایل دیدم چنان ذوقی داشتم که فقط لبخند به لبم بود و شکر میکردم خدا رو که من رو به اینجا هدایت کرده
حتی کل صفحه زبونش از فارسی به انگلیسی تغییر کرد ،یه حس بسیار زیبایی بود
و انگار همین لحظه زمان شنیدنش بود در زمان و مکان مناسب هدایتم کرد تا برم و ببینم و در اون قسمت از فایل انگلیسی رد پامو بذارم و بنویسم که روزی هم من انگلیسی صحبت میکنم
وای وقتی این فایل رو دیدم یاد این افکار چند روزه ام افتادم که میگفتم چجوری میشه منم صحبت کنم ؟؟؟
حتی امروز رفتم تو اینستاگرام و به استوری های یه جهان گرد نگاه میکردم که تو آبشار نیاگارا بود و حتی من از استوریاش اسکرین شات گرفتم و گفتم میذارمش تو پاورپوینتی که به حالت آلبومی تو گوگل درایوم درست کردم و میذارمش اونجا و از خدا درخواست کردم و گفتم که منم روزی این مکان زیبا رو خواهم دید و ازش سپاسگزاری میکنم
وقتی اسکرین شات گرفتم گفتم منم میتونم انگلیسی صحبت کنم ؟؟؟
حتی وقتی میرم جمعه بازار این هفته چند تا خارجی رو دیدم
به خودم گفتم اگر میتونستی انگلیسی صحبت کنی راحت میتونستی حرف بزنی باهاشون
وای دارم از تعجب شاخ در میارم
چقدر قوانین خدا بی عیب و نقصه
به هرچی فکر کنی ،هر سوالی داشته باشی
و از خدا بپرسی به سرعت جوابتو به شکل های مختلف میده
و من این روزها درسته داشتم به انگلیسی صحبت کردن فکر میکردم و یا رفتن به شهرهاو کشورهای خارجی و به خصوص آمریکا فکر میکردم
ولی زیاد پیگیرش نبودم که بیام و تو رد پاهای روزم بنویسم
همینجوری یه لحظه فکر میکردم و دیگه فکر نمیکردم
ولی فکرشو نمیکردم به سرعت خدا یه نشونه بهم بده
و این فایل رو ببینم
The Blueprint for Your Dream Life (lesson #1)
طرح اولیه زندگی رویایی شما (درس شماره 1)
این یعنی چی ؟؟؟
یعنی منم که به لطف خدا دارم با افکارم زندگیم رو تغییر میدم
حتی ثانیه به ثانیه الانم رو که پر از حس خوبم
خدایا شکرت
و وقتی اولین پیام من در 1 مهر به انگلیسی بود یه نشونه هست
اولین، یک مهر
و درس شماره یک
و طرح اولیه زندگی رویایی من
اینا همه یه نشونه هست
که نوشته هات به حقیقت میپیوندن و روزی میرسه که نوشته هاتو میخونی و میگی وای من اینارو نوشته بودم و شد
چجوری شد و من متوجهش نشدم
من الان اینجام دقیقا اینجایی که همه اینارو یه روزی نوشتم و آرزوم بود که داشته باشم
من دارمشون
وای الان که دارم مینویسم تو مترو دروازه دولت نشستم دارم مینویسم ساعت 8:37 صبح هست که به این قسمت رسیدم و احساس کردم باید به رد پام نوشته هایی رو اضافه کنم
دیشب یکم نوشتم و الان یه لحظه گفتم از اول بخونمش که دیدم دارم مینویسم و نشستم تو مترو
چقدر خدا باحاله آخه
خیلی دوستش دارم و هر لحظه همه کارهای من رو به بهترین نحو انجام میده و من باید بندگیشو بکنم
و آروم باشم و بذارم خدا خودش تقسیم کارش رو انجام بده
وظیفه من اینه که در این مسیر روی مهارتم و کنترل ذهنم کار کنم
و به قوانین عمل کنم و سعیمو میکنم چون هرچی پیش میرم داره لذت بخش تر میشه زندگیم با خدا
و ادامه نوشته های دیشبم :
وای خدای من سپاسگزارم ازت
الان که دارم این نوشته هارو مینویسم 00:56 هست
روز 1 مهر 1403
و من میدونم که به خواسته ام میرسم با تلاش های اقدامی که براشون انجام میدم
و بندگیمو میکنم و قسمت خودمو سعی میکنم انجام بدم تا خدا قسمت خودشو برای من انجام بده
من یه اولبن رو هم همین اول مهر دیدم
و اون گام اول
دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام»
خانه تکانی ذهن، گام به گام
این یعنی چی ؟؟؟؟
داره فصل جدیدی از مدار برای من باز میشه و قشنگ حس میکنم که مدارم تغییر کرده که خدا دوباره به طرق مختلف میگه طیبه یه شروع جدید داری
پر قدرت تر از قبل ادامه بده
تو این یکسالی که آگاهی های سایت رو پیگیری کردم و دارم سعیمو میکنم تا عمل کنم چندین بار خدا برای من شروع رو گفته که هر بار یه فصل جدید و خاص باز شده و مطمئنم با شروع این خونه تکونی صد در صد بهترین ها رخ میده
و بی نهایت از خدا سپاسگزارم
وای من چقدر صدای مریم خانم شایسته رو دوست دارم
انقدر آروم و به دل نشین و آرامش بخشه که خیلی حس خوبی به آدم میده
خوشحالم که این فایل رو دیدم و یه نشونه محکم تر برای اینکه اتفاقات خوب برای تمام جنبه های زندگیم قراره رخ بده
وقتی دیدم یک مهر شده حواسم به نوشتن زبان انگلیسی بود از مترجم گوگل
یهویی بهشت زهرا بهم یادآوری شد
و سالگرد فوت پدری رو بهم یادآوری کرد که بعضی مواقع که میرم بهشت زهرا ،سرخاکش میرم
مزار پدر خودم شهر خودمون هست و خیلی دوره
وقتی میرم بهشت زهرای تهران ،یه سر هم میرم سر مزار پدری که منم وقتی میرم اونجا بهش میگم پدر
نمیدونم چی شد خدا بهم یادآور کرد ولی بهش گفتم خدایا فردا کلی کار دارم ولی اگر تو بخوای کاری میکنی تا من برم بهشت زهرا و سر خاک پدری که میرم و اونجا باهات صحبت میکنم
قبلا یادمه وقتی هنوز پا تو مسیر آگاهی نذاشته بودم ، به این نیت می رفتم که میگفتم خدایا در حق پدرم و این پدری که پدر دوستمه و فوت کرده من رو به خواسته ام برسون
و یه جورایی شرک داشتم
و از خود خدا نمیخواستم
ولی وقتی آگاه تر شدم و رفتم سرخاکش ،این بار داشتم با خدا صحبت میکردم و ازش سوالاتمو درمورد جهان هستی و خودش و اینکه چرا آدما میان سرخاک عزیزانشون میپرسیدم
بعد یه مدت نرفتم و یادمه چند ماه پیش خدا باز بهم یادآوری کرد که حتما سرخاک همون پدری که پدر دوستت هست برو
اینبارم درست روز سالگردش 1 مهر هست بهم یادآوری کرد
نمیدونم دلیلش چیه من هیچی نمیدونم ولی هرچی خدا بخواد و خیره همون بشه
به خودش سپردم ،اگر صبح تا غروب قراره که برم بهشت زهرا خودش منو میبره اگرم که نه هر روزی که خدا بگه میرم
چون اگر خدا بخواد از صبح زود بیدار میشم برم دو تا دادگاه تجریش برای پیگیری شکایتم از تابلو پاره شدهام و از اونجا برم ورکشاپ پاساژ نقاشی که هر هفته یکشنبه داریم
هرچی خیره همون بشه
هرچی بگه میگم چشم
چون دارم یاد میگیرم از ربّ خودم و میدونم که هرچی بگه همون خیره برای من
و سعی میکنم تسلیمش باشم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام