552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محدثه جوون گفته:
    مدت عضویت: 1963 روز

    با سلام و عرض ادب به همه دوستان عزیزم

    بریم سر اصل مطلب و نکته برداری فایل ارزشمند

    تعهد بدیم ورژن بهتری از خودمان بسازیم

    شور و شوق خواسته باید همیشه در درونمان زنده باشه تا حرکت کنیم برای رسیدن بهش

    اگر اهمیت کنترل ذهن را بدانیم بیشتر رعایت میکنیم

    اول واضح هدفت رو مشخص کن

    بعد کارهای روتین رو در مورد رسیدن به اون خواسته انجام بده

    یکی از کارهای روتین میتونه تجسم کردن خواسته ات باشه

    یکی دیگه میتونه بالا بردن عزت نفست باشه

    یکی دیگه میتونه پا گذاشتن روی ترس هات باشه

    اهدافمان را جوری بنویسیم که انگار خدا میخواد تیک همش بزنه برامون

    چرا باور نداریم که به آرزوهایمان نمیرسیم چون اطرافیانمان همه داغون هستن و زندگی خوبی در تمام ابعاد ندارن

    آنچه من بهش توجه کنم وارد زندگیم میشه

    از حاشیه دوری کن

    برای وقتت ارزش قائل شو

    زندگی باید آرام آرام درست بشه مثل طرز تفکر و باورهای ما

    ما با بشکن زدن تغییر نمی‌کنیم

    هدف ما توالی در مسیر درست هست

    نمیشه قانون تکامل رو دور زد

    ادامه دادن با استمرار میشه نتیجه

    تکرا یه کار نتیجه دو باور قدرتمند هست یکیش ناامید نشدن دومیش ایمان و تعهد

    تلاش ذهنی یه کار همیشگی در زندگی هست

    انگیزه دائمی برای هدف مهمه

    در مورد عمل به قانون ملانقطه ای نباشیم

    دنبال اصل باشیم

    برای یه عده ای همیشه داره اوضاع بدتر میشه

    آدم های ناسپاس همیشه دنبال ایراد گرفتن هستن حتی اگه توی بهشت باشن

    اگر نگاه سپاس گزاران داشته باشیم و ممارست کنیم هدایت میشیم به چیزها یا جاهایی که بیشتر احساس سپاسگزاری به ما می‌دهد

    سپاسگزاری یعنی توجه به چیزهای خوب زندگی بدنمان روابطمان وووووو

    خدایا شکرت گفتن لفظی نیست چون قانون به احساس ما پاسخ می‌دهد

    نعمت های زیاد در جایی هست که من در مدارش قرار بگیرم با توجه به نکات مثبت خودم و اطرافم

    کار کردن هیچ ظلمی نیست

    زندگی با حرکت کردن جریان میگیره

    موفقیت نردبان هست آسانسور نیست

    قرآن یه کتاب با منطق بالا هست

    روی توانایی و علاقتون سرمایه گذاری کنید نه روی بورس و سود بانکی وووو

    تو باید مولد باشی نه بانک

    کسی که مولد نباشه چیزی بهش نمیرسه

    مهم ترین سرمایه گذاری روی خودمان هست

    خدایا شکرت تونستم گوش بدم و درکم رو از مطالب بنویسم

    خدا یار و نگهدار هممون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 522 روز

    سلام استاد جونم

    امروز 1404/9/18

    دلم میخواد با استمرار خیلی زیاد این فایل هارو گوش بدم

    من همیشه یه اتفاقی میوفتاد یا یه جایی میرفتم میگفتم حالا امروز بمونه فردا انجام میدم

    یعنی استمرار نداشتم ولی الان دوست دارم فارغ از هرچیزی عادت کنم به سایت، عادت کنم به انجام فایل ها، به تمارین ها

    یادمه قبلا که تو این مسیر نبودم، همیشه عادت داشتم برم روبیکا

    یعنی وقتی گوشی روشن میکردم حتی اگه کاری نداشتم، دستم ناخوداگاه میرفت روی اپلیکیشن روبیکا

    و واسم بالا میومد و من داخلش تا یه ساعت میموندم

    اما الان دوست دارم این سایت،جای روبیکا باشه

    هر وقت گوشی رو باز کردم دستم ناخوداگاه به سایت بخوره، ناخوداگاه بیام دنبال خوندن کامنت ها، ناخوداگاه بیام و فایل گوش بدمـــ

    و الان هم فارغ از هر شرایط میخوام این گام هارو بردارم و برم جلو

    استاد جونم ممنونم که اینقدر قشنگ توضیح دادی و اینقدر قشنگ فایل هارو قدم به قدم درست کردین

    روزی دو ساعت تمرکز میکنم رو این فایل ها، رو این تمارین

    و تا حد ممکن تلاش میکنم با تمرکز بالا اینارو انحام بدم

    تازه متن تعهدم رو نوشتم

    توی متن تعهدم نوشتم که تا « 12٠ روز » متعهد میشم و قدم به قدم میرم جلو

    بعدش میخوام واقعا تصمیم بگیرم که این مسیر چطور مسیریه « البته الانم میدونم بهترین مسیره، چون حتی 15 روز تمرکز کنم نتایج میاد »

    میخوام هر قدم به قدمم رو بشمرم، هر روز تو اینجا باشم

    خدایا به امیدت….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    امیرحسین صالحی گفته:
    مدت عضویت: 610 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم عاشقتم

    به خانم شایسته عزیزو دوستان گلم

    آگاهی و درک از این فایل در بخش توحید

    و قدرت دادن فقط و فقط به خداوند یکتا،

    من چند شاگرد داشتم توی مغازم و یکی از آنها

    اصل کاری بود و تمام کارهارا مثل خودم انجام میداد عالی و با کیفیت توپ بعد من همیشه به خودم میگفتم اگه این بره چیکار کنم چیکار کنم

    کسی هست مثل این باشه

    و این نجوه ها و حرف ها و ترس هایی که توی

    ذهن میاد خلاصه حدودا چند ماه پیش بود

    ی اتفاقی افتاد که اون گفت من دیگه باید برم و نمیتونم بیام مشکل واسم پیش اومده و حالا من موندم و اون ایمانی چه ازش حرف میزدم و

    ادعا میکردم به خودم گفتم توکه از خدا توحید حرف میزنی تو که همش فایل های استاد را گوش میدی

    تو که همش میگی خدایا کمکم کن مسیر ابراهیم را برم موحد باشم نه مشرک حالا خودتا نشون

    بده حالا ایمان را نشون بده حالا ذهنتا آروم کن

    حالا بر ترس هات غلبه کن چون به قول

    استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفد است

    خلاصه کنم درجا قبول کردم گفتم باش هر وقت خواستی دیگه نیا

    ی چند ساعتی درگیر بودم و گفتم چیکار کنم برنامه هام به هم می‌ریزه و این حرفا

    بعدش اومدم خونه فایل استاد را گوش کردم

    همین که نیرو اگه رفت یکی بهترش میاد

    بستگی به نگاه و ایمان ما داره

    و خدا داره اونا می بره که یکی بهتر جایگزین کنه

    بستگی داره ما چه جور بهش نگاه کنیم

    به قول استاد این چوب دوسر

    میتونیم خوشحال باشیم و ایمان داشته باشیم

    میتونیم ناراحت باشیم و بگیم کیا جایگزین کنم

    خلاصه من بعد چند ساعت اینارا گوش کردم

    خودما آرام کردم و به یک آرامش رسیدم و

    به خودم گفتم امیر اگه الان ذهنتا بتونی کنترل کنی تو مسائل کاریت پیشرفت می‌کنی

    خودما آروم کردم خداشاهده ی چند روز بعد

    ی نیرو اومد بسیار بهتر بسیار دلسوز تر

    بسیار با شخصیت تر بسیار باهوش تر

    که اتفاقا انرژی بسیار کمی از من برد و توی

    ی هفته کار را به صورت حرفه ای یاد گرفت

    خدا شاهده خداشاهده از خودم بهتر انجام میداد اینم توی ی هفته ولی نفر قبلی را من

    براش یکسال انرژی گذاشتم خستم کرد.

    و گفتم اینا به خودم بگم و به شما هم بگم نتیجه

    ایمان و توحید این میشه البته نمیگم توحیدی ام

    اصلا این ادعا را ندارم ولی به اندازه همون روز

    تونستم توحیدی تر فکر کنم و خدارا سپاس میگم

    و از اون مهم تر ترس من از رفتن نیرو ها ریخته شد

    و الان همیشه ایمان دارم هر کی رفت خدا

    یکی بهتر از اون را واسم می‌فرسته .

    و حتی شرک نمیورزم نسبت به آدما چون تو مثال شاگرد قبلیم خیلی توی رابطه با اون شرک داشتم

    و میدانم که خدا از بی نهایت طریق

    از بی نهایت طریق

    از بی نهایت طریق

    از بی نهایت طریق

    کارهای من را انجام می دهد

    من باید توکل کنم ایمان داشته باشم

    و بسپارم به خودش .

    الهی شکرت به خاطر اینکه در این مسیر زیبا هستم

    دوستتون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    امیر جهانگیری گفته:
    مدت عضویت: 114 روز

    سال 97 با عباسمنش شروع کردم دقیقا نشانه هایی که توی دوره ثروت میگه رو به وضوح دیدم از پیدا کردن پول و طلا کف خیابان تا رسیدن پول از ناکجا اونم به مبلغ زیاد اما همینجا تموم شد برکت رفت و زندگی از اول هم سخت تر شد و شادی و آرامش نسبی زندگیمون هم رفت ناامید و افسرده بودم سرخورده تر از قبل رفتم سراغ یه استاد دیگه که دقیقا حرفهای عباس منش رو تکرار می‌کرد با جزییات کاملتر و دور از حاشیه دقیقا مثل عباسمنش اما روز به روز حقارت و سختی بیشتری تحمل کردم

    بعد کرونا شد و بعد سرطان مادرم که سلامت روانم رو ازم گرفت و بعد سرطان پدر خانومم و…

    چند هفته پیش به خودم اومدم و از خودم پرسیدم واقعا زندگی همه انقدر سخت و ناخوشاینده؟؟؟ انقد سخت که حتی دیگه انگیزه ای حتی برای موفقیت ندارم؟؟؟

    نه!

    بعضی ها انقد شاد هستن که انگار از یه دنیای دیگه هستن

    بعضیا برای موفقیت هاشون انقد خوشحالی نشون میدن که انگار هیچ رنجی توی راه ندیدن

    به خودم اومدم و دیدم درست و طبیعیش اونه نه چیزی که من تجربه می‌کنم

    عباسمنش همیشه تاکید می‌کنه از راه غلط به نتیجه درست نمیشه رسید

    من از محصولات این دو استاد به صورت غیرقانونی استفاده می‌کردم

    از یه ابزار درست به روش غلط!!!

    الان که این جملات رو می‌نویسم یه صدای قوی توی مغزم میگه عباس منش هم مثل هر بلاگر یا اینفلونسر دیگه دنبال تولید محتوا و فروش اونه و منم کودکانه بازیچه دست اون شدم

    یه صدای ضعیف هم هست که میگه شاید اگه از راه درست برم زندگی روی دیگه‌ای به من نشون بده

    از چند هفته پیش تصمیم گرفتم راه درست رو امتحان کنم، تمام دوره‌های پولی که خارج از سایت دانلود کرده بودم رو حذف کردم و به صورت پراکنده فایل‌های هدیه سایت رو گوش می‌دادم و امشب از طریق همون فایل ها به خانه تکانی ذهن راهنمایی شدم.

    دقیقا وقتی که از خدا یه هدایت واضح تر و منسجم تر طلب کردم.

    از اونجایی که قبل از اومدن به سایت با خدا راز و نیاز داشتم و توی همین متن مستقیما به جواب خواسته هام اشاره شده بود این رو یه نشانه فرض میکنم و متعهدانه پیش میرم و امیدوارم به خواسته قلبیم یعنی شادی و آرامش و عملکرد درست برسم

    امیدوارم یه روزی برگردم و پانویس همین کامنت تلخ و تیره، از شادی و آرامش و رنگ و لعاب زندگی بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    میلاد گفته:
    مدت عضویت: 2635 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و همه کسانی که این متن رو میخونن.

    من چندسال پیش با استاد بوسیله یکی از دوستانم آشنا شدم و بصورت جدی آموزش هاشونو دنبال میکردم.و یکسری نتایج دست و پا شکسته بدست آوردم و یهو گم شدم توی هیاهو زندگی و فراز و نشیب های اون.

    اینجا لازمه بگم که من اصلا آدمی نبودم که بخام نظر یا دیدگاه بنویسم اما دوست دارم این اتفاقات اخیر رو با شما دوستان در میان بذارم شاید بتونه یه تلنگر باشه اول برای خودم بعد شاید برای شما

    من گم شده بودم در هیاهوی زندگی بشدت درگیر روزمرگی و بالا و پایین زندگی

    چند وقتی به سرم زده که روند زندگیمو یه تکونی بدم

    چندتا فایلی که از استادم داشتم بصورت رندوم گوش دادم و هنوز تصمیم قطعی نداشتم که اصلا باید چکار کنم و از کجا شروع کنم

    یهو حدود یک ساعت پیش با صدایی که اسمم رو صدا میزد از خواب بیدار شدم.الان پنج و نیم صبح 16دهم آذر ماه هست

    بعد از بیدار شدن یه حس آرامش عجیبی داشتم

    و نمیدونم چجوری اون احساسات لحظه مو بنویسم

    یه پرتو نور بود که توی تمام پیچ و خم های تنگ و ترش تاریک زندگی ای که ساخته بودم پیچیده بود و اومد یه تلنگر بهم بزنه و یه ندای درونی که بهم میگفت من هستم آیا تو هستی؟؟ و بهم میگفت من آماده ام آیا تو آماده ای؟؟

    در حالی دارم این متن رو مینویسم که صدام میلرزه دستام از شدت شوق میلرزه

    خدا هست و همیشه بوده و خواهد بود

    این ماییم که گم میشیم

    همون لحظه که داشتم شکر گذاری میکردم بابت این تلنگر و هدایت از خودم پرسیدم از کجا شروع کنم

    وارد سایت شدم رمزم رو وارد کردم و منتقل شدم به این نقطه یعنی 28 گام و گام اول خونه تکونی ذهنی .این متن رو قبل از شروع نوشتم تا بعنوان یادآوری هم برای خودم باشم و شاید هم یه تلنگر برای دیگران.

    خیلی خیلی ممنونم از استاد عزیزم برای وجودش و بوجود آوردن همچین زمینه ای که بتونی آدمای هم فرکانس خودتو ببینی و نظرات خودتو راحت و بی پرده باهاشون در میون بذاری.

    ارادتمند همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    بهاره گفته:
    مدت عضویت: 357 روز

    سلام به مریم عزیز بخاطر متن مرتب و طبقه بندی شده زیباشو و سلام به استاد بزرگوار بخاطر مطالب و مسیر و سایت پر بارش خدا قوت به شما دو بزرگوار در فلوریدای امریکا از شاهین شهر اصفهان

    چند روزی هست که تصمیم گرفتم همراه پروژه خانه تکانی ذهن بشم و از قدم اول شروع کنم

    قدم به قدم کارهایی که باید را انجام بدم

    چند روزی هست که بخاطر آلودگی وضعیت هوای شهر ما به حالت بنفش هست

    دیروز برای خرید مجبور شدم برم بیرون و با دیدن هوای مه آلود به صورت خیلی وحشتناک با خودم گفتم .من الان باید چیکار کنم ؟

    چه کاری از دست من برمیاد؟

    با دیدن اون غبار حالم خیلی بده شد

    با فکر اینکه نه بادی میاد که این آلودگی ها را ببره و نه بارونی می‌باره که هوا و آسمان و زمین را بشوره غمگین شدم

    به خودم گفتم خب ابری که توی آسمون نیست که از دیدنش شاد باشم و تمرکز کنم روی اون

    پس نگاه کردم و از اتفاق مامور پارک را دیدم که داشت پارک را آبیاری میکرد .خداراشکر کردم بخاطر طراوتی که اون قسمت پارک دیدم .خداراشکر کردم بخاطر قطره قطره های آب که روی چمن ها پاشیده می‌شد خدارا شکر کردم بخاطر گیاهی که زیر اون قطره های آب رنگ و روی زیبایی داشتند وخدارا شکر کردم بخاطر تمام نعمت هایش .

    توی خیابون هم مثل یه تجسس گر دنبال ماشین های تمیز و نو بودم با دیدنشان ذوق کردم و خداراشکر کردم

    هفته های پیش نماز باران خونده شد ولی بارونی نبارید

    نمیدونم چرا به این چیزا فکر میکنم

    خدایا من به رحمت تو امیدوارم

    خدایا بخاطر این زندگی و تمام نعمت هایش که در این دنیا برای من آفریدی از تو سپاسگزارم

    نعمت هایش که بشمارند وازشون استفاده میکنم مثل خونه ای که وقتی شرایط بیرون مساعد نیست برام مثل پناهگاه امن میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جون منظم و هنرمند که قسمت زیادی از زیبایی این سایت و دسته بندی ها برای وجود پر از شوق ایشون است

    من به علت چک و لگد های فراوانی که دونسته و ندونسته خوردم از شوق اشتباهی که به خرج دادم برای معرفی استاد به اطرافیانم و خداراشکر الان دیگه واقعا یاد گرفتم که تمرکزم روی خودم باش از قسمت خصوصی گوگل وارد سایت میشم و هر بار چون صفحه را میبندم باید ایمیل و رمز وارد کنم برای ورود مجدد

    و این که الان تو دوره تغییر را در آغوش بگیر قدم 14هستیم اما مدتی با خودم میگم اینجور نمیشه منم باید مثل اون بچه هایی که با شجاعت و جسارت میان و محکم از دستاورد تاشون صحبت میکنن باشم

    خداراشکر اینی که الان هستم تا اینجا هم از بودن و همراهی و عمل کردن های جسته و گریخته به این سایت بی نظیر است

    ولی این بار حسادت کردم که چرا من جزو این دسته نیستم چرا من حرف بزرگی برای گفتن ندارم

    با این همه که خوشحال بودم از این که منم چندین دوره تهیه کردم در صورتی که اون اوایل بهای دوره ها را که میدیدم میگفتم خدایا یعنی روزی میرسه که منم اینقدر داشته باشم که دوره تهیه کنم خداراشکر دیدم این روز ها را

    با وجود عمل کردن به دوره تغییر را در آغوش بگیر به همراه احساس لیاقت ولی ی خودخوری مدام توی ذهنم بود که زهره انگار داری ی کتاب خیلی زیبا را چند صفحه یکی میخونی و این طور نمیشه و سخت پیش میرفتم با تمام تلاش هایی که میکردم

    و نمیدونستم باید چه کنم فقط میدونستم که این راهش نیست

    من باید لذت ببرم از دوره ها باید با عشق عمل کنم

    تا اینکه امروز برای ورود به سایت دوباره دیدم پرت شدم بیرون منتظر بالا اومدن صفحه بودم و داشتم غر ریز میزدم که یهو این صفحه اومد بالا با این که بارها دیده بودمش ولی اینبار ی آرامش قشنگی بود وقتی اسم خودمو دیدم که خطاب قرار گرفتم ی حس خاص بودن بهم داد و ادامه دادم به خوندن متن آخر های متن بودم و توی ذهنم داشتم یکی بدو میکردم که آیا شروع کنم این دوره را یا نه و خودمو سرکوب میکردم که چرا همش نصف و نیمه از این ور به اونور میپری هنوز اون دوره را به پایان نرسوندی که این جمله را خوندم که اگر اینجایی چون هدایت شدی و دیگه پذیرفتم که باید همه چیز را رها کنم و در آرامش بیام و از اول و گام اول شروع کنم

    خدایا شکرت برای این هدایت

    استاد عزیز ممنونم که اینقدر پله به پله برامون راه گذاشتی از این که یادمون دادی هر پله ای برای خودش زیبایی داره عجله لازم نیست

    از این که یادمون دادی هر پله تکامل است

    راستش من اون بچه شیطونی بودم که پله ها را چند تا یکی طی کرده و فکر کرده زرنگی کرده. ولی الان متوجه شدم هیچ چیز برتری نداره قراره درست تربیت بشم قرار درست فکر کنم و درست عمل کنم و الان فقط گیجم که چرا دو تا آگاهی را فهمیدم و یکیش جا مونده پس الان که دیدم همه چیز برای من است و باید منظم پیش برم خداراشکر هزاران مرتبه شکر که با صبوری هدایت شدم به این قسمت سایت و چه جالب که همین شروع هم برای خودش ضیافت بزرگی است و این قفل ذهنی را هم متوجه شدم که با همه اینها که میدونستم ولی پس ذهنم خودمو مقایسه میکردم که چرا من فلان دوره ها را ندارم چرا این فایل را ندیدم و به موقع نموندم و تمرکز کنم و نکته برداری کنم و فقط سریع گوش دادم و رفتم تا عقب نمونم از وضعیت جدید سایت خودمم الان که اینو نوشتم فهمیدم که توی چه دام ذهنی افتادم

    و ی نفس راحت و بازم خداراشکر که فهمیدم

    دیگه الان عجله ندارم چون میخوام واقعا نتیجه بگیرم میخوام ی شاگرد واقعی باشم میخوام هر فایل را به درستی گوش بدم نکته برداری کنم درک کنم و عمل کنم همش برای من است

    ی نکته جالب دیگه من قبلا هیچ وقت کامنت بچه ها را نمیخوندم فقط فایل را میدیدم و متنش میخوندم حتی می‌شد بارها یک فایل را گوش میدادم ولی اینبار با تاکید های استاد شروع کردم به مطالعه کامنت ها و چه قدر نکته و آگاهی یاد گرفتم ازشون

    دوستون دارم

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جون منظم و هنرمند که قسمت زیادی از زیبایی این سایت و دسته بندی ها برای وجود پر از شوق ایشون است

    من به علت چک و لگد های فراوانی که دونسته و ندونسته خوردم از شوق اشتباهی که به خرج دادم برای معرفی استاد به اطرافیانم و خداراشکر الان دیگه واقعا یاد گرفتم که تمرکزم روی خودم باش از قسمت خصوصی گوگل وارد سایت میشم و هر بار چون صفحه را میبندم باید ایمیل و رمز وارد کنم

    و این که الان تو دوره تغییر را در آغوش بگیر قدم 13 هستیم اما مدتی با خودم میگم اینجور نمیشه منم باید مثل اون بچه هایی که با شجاعت و جسارت میان و محکم از دستاورد تاشون صحبت میکنن باشم

    خداراشکر اینی که الان هستم تا اینجا هم از بودن و همراهی و عمل کردن های جسته و گریخته به این سایت بی نظیر است

    ولی این بار حسادت کردم که چرا من جزو این دسته نیستم چرا من حرف بزرگی برای گفتن ندارم

    با این همه که خوشحال بودم از این که منم چندین دوره تهیه کردم در صورتی که اون اوایل بهای دوره ها را که میدیدم میگفتم خدابا یعنی روزی میرسه که منم اینقدر داشته باشم که دوره تهی‌هه کنم خداراشکر دیدم این روز ها را

    با وجود عمل کردن به دوره تغییر را در آغوش بگیر به همراه احساس لیاقت ولی ی خودخوری مدام توی ذهنم بود که زهره انگار داری ی کتاب خیلی زیبا را چند صفحه یکی میخوای و این طور نمیشه و سخت پیش میرفتم با تمام تلاش هایی که میکردم

    و نمیدونستم باید چه کنم فقط میدونستم که این راهش نیست

    من باید لذت ببرم از دوره ها باید با عشق عمل کنم

    تا اینکه امروز برای ورود به سایت دوباره دیدم پرت شدم بیرون منتظر بالا اومدن صفحه بودم و داشتم غر ریز میزدم که یهو این صفحه اومد بالا با این که بارها دیده بودمش ولی اینبار ی آرامش قشنگی بود وقتی اسم خودمو دیدم که خطاب قرار گرفتم ی حس خاص بودن بهم داد و ادامه دادم به خوندن متن آخر های متن بودم و توی ذهنم داشتم یکی بدو میکردم که آیا شروع کنم این دوره را یا نه و خودمو سرکوب میکردم که چرا همش نصف و نیمه از این ور به اونور میپری هنوز اون دوره را به پایان نرسوندی که این جمله را خوندم که اگر اینجایی چون هدایت شدی و دیگه پذیرفتم که باید همه چیز را رها کنم و در آرامش بیام و از اول و گام اول شروع کنم

    خدایا شکرت برای این هدایت

    استاد عزیز ممنونم که اینقدر پله به پله برامون راه گذاشتی از این که یادمون دادی هر پله ای برای خودش زیبایی داره عمله لازم نیست

    از این که یادمون دادی هر پله تکامل است

    راستش من اون بچه شیطونی بودم که پله ها را چند تا یکی طی کرده و فکر کرده زرنگی کرده. ولی الان متوجه شدم هیچ چیز برتری نداره قراره درست تربیت بشم قرار درست فکر کنم و درست عمل کنم و الان فقط گیجم که چرا دو تا آگاهی را فهمیدم و یکیش جا مونده پس الان که دیدم همه چیز برای من است و باید منظم پیش برم خداراشکر هزاران مرتبه شکر که با صبوری هدایت شدم به این قسمت سایت و چه جالب که همین شروع هم برای خودش ضیافت بزرگی است و این قفل ذهنی را هم متوجه شدم که با همه اینها که میدونستم ولی پس ذهنم خودمو مقایسه میکردم که چرا من فلان دوره ها را ندارم چرا این فایل را ندیدم و به موقع نموندم و تمرکز کنم و نکته برداری کنم و فقط سریع گوش دادم و رفتم تا عقب نمونم از وضعیت جدید سایت خودمم الان که اینو نوشتم فهمیدم که توی چه دام ذهنی افتادم

    و ی نفس راحت و بازم خداراشکر که فهمیدم

    دیگه الان عمله ندارم چون میخوام واقعا نتیجه بگیرم میخوام ی شاگرد واقعی باشم میخوام هر فایل را به درستی گوش بدم نکته برداری کنم درک کنم و عمل کنم همش برای من است

    ی نکته جالب دیگه من قبلا هیچ وقت کامنت بچه ها را نمیخوندم فقط فایل را میدیدم و متنش میخوندم حتی می‌شد بارها یک فایل را گوش میدادم ولی اینبار با تاکید های استاد شروع کردم به مطالعه کامنت ها و چه قدر نکته و آگاهی یاد گرفتم ازشون

    دوستون دارم

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علی فلاح گفته:
    مدت عضویت: 1027 روز

    سلام و درود به همه دوستان و هم فرکانسی‌های عزیزم سپاس فراوان از استاد عزیز و گرانقدر خودم و خانم شایسته عزیز بابت ایجاد این پروژه بسیار زیبا خانه تکانی ذهن که امروز در نشانه خودم جلوی چشام اومد و بسیار هم به موقع بود

    در گام اول این پروژه که استاد عزیزم ما رو به توحید عملی و فعال کردن قدرت خلق درونی خودمون آشنا می‌کنه دوست داشتم دیدگاه خودم رو در این زمینه اعلام کنم

    از اونجا که استاد تو این فایل میگن که ما باید خودمون مسئولیت تمامی اتفاقات زندگی خودمون رو به عهده بگیریم دوست داشتم بگم که واقعاً هم همینطوره هرجا که ناسپاسی کردم و بدتر از همه اینکه داخل فضای مجازی همش غر می‌زدم و با استوری‌ها و فایل‌هایی که در صفحه خودم می‌ذاشتم همیشه فقط داشتم مسئولیت همه اتفاقات زندگیمو به دوش این نظام و مسئولینش می‌نداختم فقط و فقط داشتم به اتفاقات بد زندگیم درت می‌دادم که از دسترس من خارجند و من نمی‌تونم کاری براشون بکنم و از بیرون داره این اتفاقات کنترل میشه در زندگی من پس از مدتی که دیدم واقعاً دیگه دارم به قهقرا میرم از یه جایی به بعد به طور کاملاً اتفاقی و غیر منتظره با استاد عزیزم از طریق یکی از همکارای گرامی خودم آشنا شدم و بعد از گذشت 3 سال تقریباً تا جایی که تونستم از این فضا دوری کردم ولی نمی‌تونم بگم به طور قطع کامل ولی تمام سعیم رو کردم که دیگه تو این فضاهای مجازی فعالیتم رو کمتر کنم یا کمتر غر بزنم داخل این فضاها با فایل‌های به نظرم ناهنجار خودش همش داره رو روان آدم‌ها کار می‌کنه که خودشون رو از مسئولیت زندگی خودشون بکشن بیرون بندازم گردن محیط اطرافشون

    من دوست دارم این پروژه زیبای خانه تکانی ذهن رو ادامه بدم و دیدگاه‌های خودم رو بزارم و با مطالعه دیدگاه دوستان عزیزم نتایج عالی کسب کنم طی این 28 روز دوست دارم اتفاقات بزرگی در زندگی خودم رقم بزنم ممنون از استاد عزیزم و خانم شایسته محترم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    حکیمه گفته:
    مدت عضویت: 666 روز

    باسلام به استاد گرامی و همه دوستان عزیز

    من حکیمه هستم و خیلی وقته عضو سایت شدم 48 سالمه وهنوز در هیچکدام از زمینه های زندگی به موقعیت دلخواهم نرسیدم . تازه از شغلی که اصلا دوست نداشتم و بسیار برایم استرس زا بودبازنشست شدم واحساس میکنم این منو از تمامی زمینه های زندگی عقب انداخت در مورد ثروت نتونستم به خواسته هایم برسم در مورد روابط موقعیت خوب برای ازدواج نداشتم و از نعمت فرزند هم محروم شدم و در مورد سلامتی هم در مدتی که شاغل بودم حسابی به کالبدم اسیب رسید.گاهی تو دلم به استاد میگم ای کاش تبلیغات میکردید و من در اوایل شغلم با شما اشنا میشدم چون همان موقع تشنه این مطالب بودم و از دوره های اساتید دیگه استفاده میکردم ولی اصلا بخوبی شما نبودن و منو یاده جمله ای میندازه

    ( امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا … )حدودا سال اخر شغلم بود که تونستم عضو سایت بشم و دوره خریداری کنم .دوره ها و فایلهای رایگان زیاد گوش دادم ولی اونقدر اطلاعات این سایت زیاد هست که الان واقعا گیج شدم و نمیدونم دوباره از کجا شروع کنم. و واقعا این سوال تو ذهنم هست که برای من که دیگه دیر شده خصوصا از لحاظ فرزند داشتن و یک زندگیه نرمال داشتن باید چکار کنم و احساس درماندگی و از دست دادن وقت و عمر میکنم . و الان دچار ابهام شدم با توجه به اینکه وقت زیادی ندارم لطفا منو راهنمایی بفرمایید با اینکه دوست دارم مثل استاد فکر کنم ولی احساس عقب افتادگی از همه چی دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سپیده حاتمی گفته:
      مدت عضویت: 3951 روز

      سلام دوست عزیز

      لطفا تمامی جمله هایی خودتون که از و واقعااا این سوال تو ذهنم هست ….. چند بار بخونید بعدش یه کاغذ بردارید وسطش یه خط بکشید سمت راست خط همین جمله هاتون بنویسید سمت چپ خط بیایید برعکس جمله هاتون یاداشت کنید مثل هیچ وقت برای من دیر نیست و….. بعدش همون جمله های سمت چپ بارها و بارها تکرار کنید به مرور باورهاتون که عوض بشه واقعیت زندگی شما هم عوض خواهد شد.

      چون اینهابی که نوشید دقیقا ترمزهای شما هستند و باورهایی هستند که در وجود شما نهادینه شدن و نیاز به تغییر دارن.

      فایلهای رایگان مربوط به قوانین ثابت الهی کمک بزرگی به شما خواهد کرد تا از این حسها رها شوید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم حکیمه جانم

      دوست خوبم استاد میگن از هر زمانی و هر جا که هستین شروع کنین دیر نیست

      به محض قدم های اولیه رو برداشتن خداوند دستانشو برات میفرسته

      حکیمه جان اصلا دیر نیست 48 سال سنی نیست

      از فایلهای دانلودی شروع کن

      مثل استاد فکر کردن و عمل کردن باید تکامل طی کنی یه شبه و یه ماهه و یه ساله نمیشه

      استاد خودش چندین سال طول کشیده تا به این مرحله استادی رسیده

      اما میشه شروع کن دیر نیست

      فایل‌های دانلودی توجه بر نکات مثبت و توحید عملی رو گوش کن و بنویس و اصلا عجله نکن

      خداوند خودش هدایت میکند

      ان شالله نتایح دلخواهتو بیای بنویسی

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

      دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پروین حیدرپور گفته:
      مدت عضویت: 1557 روز

      درود بر شما حکیمه عزیز

      حس صداقت و آگاهی در کلامت موج می‌زنه و اینکه مسئولیت کامل افکار و ارتعاشاتت رو پذیرفتی، خودش آغاز حقیقی «خانه‌تکانی ذهن» است. درک این نکته که «توحید عملی یعنی بازگرداندن تمام قدرت به درون خودمون»، یعنی نیمی از مسیر تغییر را پیموده‌ای؛ چرا که قدرت تغییر در بیرون نیست، بلکه در مرکز وجود خود ماست.

      اینکه متوجه شدی نگرانی‌ها و ناسپاسی‌های قبلی، همان ترمزهایی بودند که تو را از مسیر اصلی دور می‌کردند، بسیار ارزشمنده.

      بهره‌گیری از تجربیات گروهی (راهکار سپیده حاتمی)

      همین‌که این آگاهی‌ها به اشتراک گذاشته می‌شن، انرژی گروهی کمکت می‌کنه قوی‌تر ادامه بدی. دقیقاً در راستای نیت پاک تو برای تغییر، «سپیده حاتمی» عزیز یک تمرین بسیار کاربردی و ریشه‌ای را پیشنهاد دادند که می‌تونه برای کار کردن روی همون باورهای منفی که اشاره کردی، کمک شایانی بکنه:

      تمرین پیشنهادی سپیده (به صورت خلاصه):

      جملاتی که الان ترمز تو هستند (مثل احساس قربانی بودن یا ناتوانی در تغییر شرایط)، رو یادداشت کن. سپس در یک صفحهٔ مقابل، عکس یا نقیض اون‌ها رو بنویس (مثلاً اگر نوشتی “همه‌چیز کنترل من نیست”، بنویس “من قدرت انتخاب دارم و خالق لحظه‌هام هستم”). سپس جملات نقیض (مثبت) رو بارها تکرار کن.

      از خانم حاتمی عزیز بابت به اشتراک‌گذاری این تکنیک قدرتمند برای تغییر باورهای نهادینه‌شده، صمیمانه سپاسگزاریم مطمئن باش با ادامهٔ این مسیر و به‌کارگیری این تکنیک‌ها در 28 روز آینده، شاهد دگرگونی‌های بزرگی در زندگی خواهی بود. تو شایستهٔ رسیدن به بهترین‌ها هستی!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      7hakim6 گفته:
      مدت عضویت: 537 روز

      سلام به قول استاد ما توانایی اینو داریم که در هر شرایطی احساس شادی و خوشحالی رو در خودمون ایجاد کنیم(کنترل ذهن)

      یکی از اونها توجه کردن به درختان و ماه و ستارگان هست (زیبایی های خالق یکتامون)

      و اینکه آخرتی هم وجود داره خلقت ما انسان ها الکی نیس به نظرم صد درصد بازگشتی هست برای روز حساب نیکو کاران و بد کاران یکی نیست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: