اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اولین چیزی که باید در این لحظه تغییر بدم،این طرز تفکر هست که روزی من دست خدا هست،نه شرایط بیرونی،این دیدگاه رو اگر بتونم توی ذهنم درستش کنم،دیگه حداقل ترسی از تغییر روش در متد کاریم ندارم و این باعث میشه که فارغ از نتیجه،توی مسیر موفقیت تجربه هایی رو یاد بگیرم که باعث پیشرفتم بشه.
چون وقتی میترسم از متد جدید توی کارم،ترس این رو دارم که نکنه جواب نده،اگه مشتریها پریدن چی؟اگه از پسش بر نیام چی؟خدایا آبرکم میره،اعتبارم میره و ..
یعنی تغییر این باور که آقا،روزی رسان من فقط خداونده و نه هیچ کس دیگه،باعث ایمان و جسارت توی وجودم میشه که قدم ها رو بردارم.
با این دیدگاه،هر چند وقتی برم جلو و کاری خراب بشه و نتونم از پسش بر بیام،قطعا باعث این میشه که خیلی از شرک هام برداشته بشه و ایمانم زیاد بشه و خداوند هم طبق قوانین بدون تغییر،از جایی که فکرشو نمیکنم بهم روزی میده.
البته که قبلا زیاد شنیده بودم ولی شاید بعد از یکسال دوباره به تورم خورد!
اونم درست امروز!
.
دقیقا جایی ایستادم که دارم از یک شغل بسیار دوستداشتنی میام موقتاً بیرون تا برم نوعِ دیجیتالش رو آموزش ببینم چون نیاز هست که دوباره ترمز دستی رو بکشم و تَبَرم رو تیز بکنم و بعدش راه بیفتم
چندین دستگاه و نرم افزار خاص هست که همکارانمون چندسال اخیر ازش استفاده میکنند و من تنبلی کردم و هنوز به شکل کلاسیک کار میکنم…
چندتا اتفاق و شوک توی کارمون پیش اومد که بهم بطور جدی گفت برو حتی اگه شده بدون حقوق، بشین یه گوشه هرروز تمرین کن تمام نرم افزار های لازم رو یادبگیر چون هیچ راه فراری نیست.
و یه چیز جالب بهتون بگم
شاید به دردتون بخوره
از بین چالشهایی که براشون دنبال جواب بودم،
یکیش این بود که بعنوان سردبیر یک نشریه و بعنوان یک ناشر کتاب، از چه ترفند های به روزی میشه بهره گرفت تا بشه این مشکل درآمدزایی ازین طرق رو حل کرد و حتی به سود خوب رسوند
متوجه شدم که باید برم سمت ارزهای دیجیتال و کار کردن با اِن. اف. تی رو یاد بگیرم.
آیا میدونید که میشه موسیقی و کتاب و مقاله یا حتی مجسمه رو هم ان. اف. تی کرد و به این روش فروخت؟!
میدونستید که میشه نشریات و مجله ها رو هم دیجیتال چاپ کرد و ازین راه فروخت؟
میدونستید که کتاب دیجیتال وجود داره و مثل پاورپوینت حتی توی یک کتاب دیجیتال میتونید فایل ویدئویی یا صوتی پِلی کنید؟
به نام نیرویی که هدایت میکنه در هر لحظه و به شکل ظرف تو در میاد
الان ساعت نزدیک به 2 شب هست و من خیلی خوشحالم که دارم این کامنت رو مینویسم
وقتی که فایل گوش میدم و گفته های طلاکوب خانوم شایسته رو میخونم در درونم ، اون چنان حس زندگی در درونم جریان داره که احساس خالق بودن و نزدیک تر شدن بی حد و مرز به نیروی درونم رو دارم
خیلی ارومم کرد اون قسمت از گفته مریم خانوم عزیز که فرمودن :
همیشه نقطه ای نیاز به تغییر داره
همیشه بخشی از وجودت اماده رشد بیشتره
همیضه بخش دیگه ای هست از توانایی هات که اماده ابراز وجوده
و چقدر به دل نشین بود
در مورد خودم اگر بگم : من ادمی هستم که خیلی با غذاب تغییر میکنم و به شدت درگیر این هستم که سریع تر تصمیم به تغییر کردن شخصیت و باور رو در وجودم رشد بدم تا بتونم نعمت ها رو بهتر و لذت بیشتر دریافت کنم ، البته با ظرفی بزرگتر
توی این چند مدت که درگیر قانون سلامتی هستم ،به یک چیزه خوبی از نظر خودم پی بردم ، که هر بار که ادامه میدادم و استقامت میورزیدم برای هر یک روز به اندازه 10 روز و بیشتر احساس قدرت میکردم و با هر بار مسیر غلط رو رفتن به اندازه همون یک روز احساس پشیمانی داشتم و چقدر مهربان بودن خداوند برام هی تکرار میشد ، که با 1 عمل درست 10 برابر بیشتر از 1 عمل غلط به حساب میاره و این خیلی سریعتر میکنه مسیر تغییر رو
و اگاهی دیگه ای که باز هم در دوره قانون سلامتی بهش پی بردم ، که قبلا اصلا درک نمیکردم و شاید هم بی ربط به این فایل نباشه ، این هست که :
بهترین و بهترین و بهترین زمان برای تغییر ، همین لحظه هستش و هر چقدر هم که موکول بشه به بعد ، سخت تر میشه ؛
البته که باز هم اگر به همون بعدا رسیدیم ، بهترین زمان تغییر باز هم در همون جایی هست که ایستادی
چون به این رسیدم که هر چقدر موکول به بعد ، این باور که : من ضعیف هستم بیشتر در ذهنمون شکل میگیره و کار به جایی میرسه که واقعا باید برای تغییرش زور بزنیم
انشاالله که با یاری خداوند بتونم در زندگیم این اگاهی ها رو بهشون عـــــمــــل کنم
ممنونم ازتون خانوم شایسته که ساعت ها و ساعت ها وقت میذارید و این همه مینویسید
با نواختن موسیقی تجم رویا های استاد مینویسم.. خیلی خدارو شکر میکنم که به رد پای پنجم رسیدم و در فرکانس رشد هستم
در این فایل من متوجه شدم تصوری که از 10 سال آینده خودم دارم رو قوی تر کنم من دقیقا تجسم کردم که در 10 سال آینده در چه مکانی، در چه لباسی و کجا باشم و چون هنرمند هستم ان رو به تصویر کشیدم و بسیار خوشحالم که انقدر ایمان داشته و جسارت داشتم تا ان را قوی اعلام کنم و در مسیرش مطمئنم خداوند همیشه همراه من است و من چه ذهنی و چه جسمی هیچ کاستی ای نخواهم گذاشت تا به قله برسم به نوک قله من هدفم مشخص است و هر روز سعی میکنم که بیشتر در قلبم ایمان خداوند و توحید را بکارم و از استاد عزیز و خانوم شایسته بسیار متشکرم که تین مسیر را میسر کردند… خدایا شکرت
دوباره از خدا میخوام که به دستام حرکت بده برای نوشتن
من از کودوم دسته افرادم؟
دوست دارم جزو کودوما باشم؟
همیشه از نظرم کسایی که زود تغییر میکردن ادمای سست عنصر و بادی به هر جهت بودن که خب صد در صد این یه باور مخربه
ما باید در جهت رفتار ها و گرایش های مثبت راحت تغییر کنیم و این نه تنها عیب نیست بلکه عالیه
ازون باور مخربم میتونم در زمینه منفی ها بهره ببرم
که اگر ب سمت منفی گرایش پیدا کردم مثلا اگه تا الان مشروب و سیگار نمیکشیدم خب ازینجا به بعد هم تغییر نمیکنم و سالم ادامه میدم
استاد امروز به یه تضادی خوردم که خیلی منو به فکر فرو برد
و به حرف شما رسیدم که زبون حرف زدن خدا با ما یه زبون خیلی خاصه که خودمون فقط متوجهش میشیم
من متاهل هستم و همسری فوق العاده دارم که یکی از باور هاش این بود که نیازی نیست تو کار کنی و من پس اینجا چی ام
و خودشم اهل کار کردن مداوم نیست نیازهای منو تامین میکنه اما پیشرفت خاصی در زندگیمون در حال حاضر نداریم
من تصمیم گرفتم خودم هنر ارایشگری یاد بگیرم و سعی کنم استقلال داشته باشم اما یه سری نجواها داشتم که بابا ول کن شوهرت هست دیگه بعدا بچه دار میشی نمیتونی شوهرت پرو میشه کار میخای چیکار مگه محتاجی اما با این حال من استارت اموزشمو دیروز زدم
و امروز خیلی اتفاقی مامانم گفت که خالت النگو خریده ببین النگوهاش چقدر خوشگلن
استاد
نمیدونین چه اتفاقی در دل من رخ داد
کاش بتونم حسمو منتقل کنم که چقدر اون لحظه من دلم خواست که مستقل میبودم و درامد خودمو داشتم که دست مادرمو بگیرم ببرم طلا فروشی و براش ده تا النگو بخرم بگم بیا مامان جان تو جون بخواه
انگار خدا بهم گف ببین
اگه مستقل شی میتونی اینکارو بکنی
و من با خودم عهد کردم که با درامدم حتما اینکارو واسه مادرم انجام بدم
و واقعا خداروشکر میکنم که من رو در مسیر هدایتش قرار داد و با من صحبت کرد
خیلی ترس ها درونم دارم اما من قدم اولو برداشتم
خدا بهم گف حرکت کن
نمیدونم چی پیش میاد اما میدونم قرار نیس وایسم
من فقط ی حس کوچیک از استقلال مالی داشتن رو تصور کردم و اینقد انگیزه گرفتم و مطمنم هزارو یک دلیل دیگه هست که من به استقلال برسم و پولدار بشم
وروز پنجم از سفرنامه رو به امید خدای مهربان شروع می کنم.
توی این فایل استاد از تغییر وجسارت برای ایجاد تغییر می گه از اینکه اگه به وقت وموقع تغییر ایجاد نکنی آینده رو از دست می دی.
از وقتی به سایت اومدم سعی کردم خودم رو افکار وباورهام رو تغییر بدم بعصی زمینه وبعضی وقتها موفق بودم وبعضی وقتها نه.
خدارو شکر در زندگیم با تغییر باورهام تغییرات زیادی به وجود اومده ولی هنوز به جایی که می خوام نرسیدم وکاردارم.
اما می دونم که تغییری که توی زندگی لازم دارم تغییر در افکارم هست واینکه هر روز به خودم گوشزد کنم باید شکرگزار باشی باید نعمتهات رو ببینی باید کمتر حرف بزنی که این ریشه خیلی از مشکلاتم هست حرف زدن باید رابطتت رو با افراد منفی باف کمتر کنی باید کمتر غر بزنی وشکایت کنی باید توکل کنی قدرت خدا رو بشناسی وفقط از خودش بخواهی واز کسی یا چیزی ترسی نداشته باشی در واقع مشرک نباشی باید بدونی تو بنده خدایی هستی که مالک جهانه اون خالق هست پس تو هم می تونی خالق زندگیت باشی تو خلیفه خدایی پس لیاقت داشتن یک زندگی عالی رو داری وخیلی درسهای دیگه ای که استاد می گه و من باید تغییر کنم من باید و اگر حالا اگر امروز شروع نکنم اگر تغییر نکنم فردا پشیمان خواهم شد .
وقتی نظرات بچه ها رو می خونم وقتی موفقیتهاشون رو می نویسند واینکه در زمان کوتاهی این همه نتیجه گرفتن خوسحال وامیدوار می شم و به خودم می گم به خودت بیا چرا تو نتیجه نگیری چرا تو نیای ویک روز از موفقیتهای زیادت بگی پس تلاش کن بیشتر عمل کنی پس بدون این مسیر مسیر درسته خارج نشو بهش بچسب.
خدایا شکرت برای هدایتم به این خانواده توحیدی برای هدایتم به این مسیر به سمت خودت.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
سفر نامه روز پنجم
شخصیت: من فکر میکنم شخصیت هایی که تا الان داشتم اون شخصیتی نیست که خودم آگاهانه ساختم بلکه شخصیتهایی است که از دوران کودکی به مرور زمان فرهنگ ،جامعه، خانواده و…
به من دادند و من ناخواسته پذیرفتم و قبول کردم و دارم زندگی میکنم و من باید بپذیرم و شروع کنم به تغییر شخصیت هام
هر چه هم که شخصیت های خوبی نداشته باشم دیگه یک درصد شخصیت خوب دارم که توجه ام را بگذارم روی آن شخصیت مثبت و شکرگزار خداوند باشم و با توجه ام شخصیت های عالی را در وجودم گسترش دهم
هر زمان که شروع به تغییر کنیم خداوند هم ما را هدایت میکند چون با رسیدن به خواسته هامون جهان گسترش پیدا میکنه
قبل از اینکه جهان مارا با شرایط سخت مجبور به تغییر کنه چه بهتر که خودمان تا اوضاع خیلی خراب نشده و هنوز احساس های خوب داریم باورهایم را تغییر بدیم و زندگی شاد و پر از سلامتی و عشق را تجربه کنیم
ما باید در راه تغییر باور هایمان ایمان و توکل مان به خداوند باشه نا امید نشیم تا مسیر تکامل مان طی بشه.
سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستانم که در این مسیر با من همراه هستند.
سفرنامه روز پنجم خیلی حس خوبی رو بهم منتقل کرد که با این دید که ده سال بعد در چه جایگاه و چه نقطه ای هستم اینکه الان وقت دارم روز ها و زندگی بهتری بسازم قبل از اینکه خیلی دیر شه پس تا میتونیم باید تلاش کنیم فرکانس و باورمون رو تغییر بدیم تا زندگی رو اونطور که میخوایم بسازیم و هیچوقت نترسیم و آینده عالی رو بسازیم
سوال:چه جنبه هایی از زندگیت الان نیاز به تغییر داره؟
من دانشجو هستم و کاری که الان باید بکنم این هست ک تمرکزم رو بزارم روی پایان نامم،اما به شدت معتاد فضای مجازی شدم و نمیتونم از گوشی خارج بشم،حوصلم سر میره و عادت کردم
این جنبه باید تغییر کنه لایف استایل و باید تغییر کنه
وضعیت عاطفی هم با چالش مواجهم و یکی از دلایلی که فایل های روزشمار رو شروع کردم این بود که این وضعیت رو بهبود بدم
من بنظر میرسه که تنبل هستم و کارهامون پشت گوش میندازم
سوال:چگونه با ایجاد چه تغییری در باورها و نگرش ات میتوانی زندگی بهتری برای خودت بسازی؟
چرا کارهامو انجام نمیدم؟چون فک میکنم نمیتونم از پسش بربیام،توانایی انجام این کارو ندارم،مثلا من توانایی اینکه مقاله پیدا کنم و دهنمو جمع و جور کنم و فرم پروپوزالمو کامل کنم رو ندارم،به همین دلیل شاید تنبلی میکنم پس باید این باور ایجاد بشه که تو توانا هستی ،حتی اگتو توانا نباشی خدایی هست که به تو میگه چیکار کنی فقط تو باید گوش کنی
مورد بعدی شاید این باشه فکر میکنم کارها حوصله سر بره اگر از فضای مجازی دور بشم چیزی رو از دست دادم خلاء هامو دارم با فضای مجازی پر میکنم.
ولی زینب جون تو با پیشرفت کردن و موفق شدن و انجام دادن کارهای نیمه تمومت اعتماد بنفست بالاتر میره حالت بهتر میشه.
برای روابط عاطفی هم میدونم و اطمینان دارم با تغییر مدارم،انسان های عالی وارد زندگیم میشن.
سوال:الان چه ایده ای برای برداشتن اولین قدم داری؟
استفاده از آینده نگری که استاد گفتن،اگ من باهمین روند ادامه بدم ده سال دیگ احتمالا یه دختر مجردی هستم که نه آشپزی بلدم نه روابط درست و حسابی دارم،نه شغلی دارم و چون در گذشته ها گیر کردم و دارم حسرت میخورم نمیخوام حتی ازدواجم بکنم،یه مدرک زورکی ارشد دارم،که به دردم هم نمیخوره،احتمالا چشمام و بدنمم بخاطر این که ورزش نمیکنم و دائم سرم تو گوشیه تحلیل رفته.
والایی نههه من از امروز قول میدم همینطوری که این یکی دو هفته همیشه تختمو مرتب کردم،فایل های روزشمار مو سر وقت گوش کنم و به لطف خدا آگاهی هارو درک کنم و ماه آینده همین موقع من پروپوزالم تصویب شده،دستیار یکی از اساتیدم هستم(منتظرم نشانه ها بیان و بگن که چه استادی)،و کلاس زبانم ثبت نام شدم،به لطف و هدایت خدای عزیزم.
به نام الله هدایتگر
اولین چیزی که باید در این لحظه تغییر بدم،این طرز تفکر هست که روزی من دست خدا هست،نه شرایط بیرونی،این دیدگاه رو اگر بتونم توی ذهنم درستش کنم،دیگه حداقل ترسی از تغییر روش در متد کاریم ندارم و این باعث میشه که فارغ از نتیجه،توی مسیر موفقیت تجربه هایی رو یاد بگیرم که باعث پیشرفتم بشه.
چون وقتی میترسم از متد جدید توی کارم،ترس این رو دارم که نکنه جواب نده،اگه مشتریها پریدن چی؟اگه از پسش بر نیام چی؟خدایا آبرکم میره،اعتبارم میره و ..
یعنی تغییر این باور که آقا،روزی رسان من فقط خداونده و نه هیچ کس دیگه،باعث ایمان و جسارت توی وجودم میشه که قدم ها رو بردارم.
با این دیدگاه،هر چند وقتی برم جلو و کاری خراب بشه و نتونم از پسش بر بیام،قطعا باعث این میشه که خیلی از شرک هام برداشته بشه و ایمانم زیاد بشه و خداوند هم طبق قوانین بدون تغییر،از جایی که فکرشو نمیکنم بهم روزی میده.
باید تو دل ترس هام برم تا بتونم رشد کنم
باید روزی رسان رو فقط خدا بدونم
باید قدم بردارم
باید این باور رو بسازم که :
“سپاس خداوندی را که فرمانروای تمام جهانیان هست”
در پناه الله یکتا
چقددددررر به موقع و جالب و خوب بود شنیدن این فایل
البته که قبلا زیاد شنیده بودم ولی شاید بعد از یکسال دوباره به تورم خورد!
اونم درست امروز!
.
دقیقا جایی ایستادم که دارم از یک شغل بسیار دوستداشتنی میام موقتاً بیرون تا برم نوعِ دیجیتالش رو آموزش ببینم چون نیاز هست که دوباره ترمز دستی رو بکشم و تَبَرم رو تیز بکنم و بعدش راه بیفتم
چندین دستگاه و نرم افزار خاص هست که همکارانمون چندسال اخیر ازش استفاده میکنند و من تنبلی کردم و هنوز به شکل کلاسیک کار میکنم…
چندتا اتفاق و شوک توی کارمون پیش اومد که بهم بطور جدی گفت برو حتی اگه شده بدون حقوق، بشین یه گوشه هرروز تمرین کن تمام نرم افزار های لازم رو یادبگیر چون هیچ راه فراری نیست.
و یه چیز جالب بهتون بگم
شاید به دردتون بخوره
از بین چالشهایی که براشون دنبال جواب بودم،
یکیش این بود که بعنوان سردبیر یک نشریه و بعنوان یک ناشر کتاب، از چه ترفند های به روزی میشه بهره گرفت تا بشه این مشکل درآمدزایی ازین طرق رو حل کرد و حتی به سود خوب رسوند
متوجه شدم که باید برم سمت ارزهای دیجیتال و کار کردن با اِن. اف. تی رو یاد بگیرم.
آیا میدونید که میشه موسیقی و کتاب و مقاله یا حتی مجسمه رو هم ان. اف. تی کرد و به این روش فروخت؟!
میدونستید که میشه نشریات و مجله ها رو هم دیجیتال چاپ کرد و ازین راه فروخت؟
میدونستید که کتاب دیجیتال وجود داره و مثل پاورپوینت حتی توی یک کتاب دیجیتال میتونید فایل ویدئویی یا صوتی پِلی کنید؟
NFT دنیای خفنی داره گویا
باید یادش بگیریم
توی هر حرفهای هستیم
.
به نام نیرویی که هدایت میکنه در هر لحظه و به شکل ظرف تو در میاد
الان ساعت نزدیک به 2 شب هست و من خیلی خوشحالم که دارم این کامنت رو مینویسم
وقتی که فایل گوش میدم و گفته های طلاکوب خانوم شایسته رو میخونم در درونم ، اون چنان حس زندگی در درونم جریان داره که احساس خالق بودن و نزدیک تر شدن بی حد و مرز به نیروی درونم رو دارم
خیلی ارومم کرد اون قسمت از گفته مریم خانوم عزیز که فرمودن :
همیشه نقطه ای نیاز به تغییر داره
همیشه بخشی از وجودت اماده رشد بیشتره
همیضه بخش دیگه ای هست از توانایی هات که اماده ابراز وجوده
و چقدر به دل نشین بود
در مورد خودم اگر بگم : من ادمی هستم که خیلی با غذاب تغییر میکنم و به شدت درگیر این هستم که سریع تر تصمیم به تغییر کردن شخصیت و باور رو در وجودم رشد بدم تا بتونم نعمت ها رو بهتر و لذت بیشتر دریافت کنم ، البته با ظرفی بزرگتر
توی این چند مدت که درگیر قانون سلامتی هستم ،به یک چیزه خوبی از نظر خودم پی بردم ، که هر بار که ادامه میدادم و استقامت میورزیدم برای هر یک روز به اندازه 10 روز و بیشتر احساس قدرت میکردم و با هر بار مسیر غلط رو رفتن به اندازه همون یک روز احساس پشیمانی داشتم و چقدر مهربان بودن خداوند برام هی تکرار میشد ، که با 1 عمل درست 10 برابر بیشتر از 1 عمل غلط به حساب میاره و این خیلی سریعتر میکنه مسیر تغییر رو
و اگاهی دیگه ای که باز هم در دوره قانون سلامتی بهش پی بردم ، که قبلا اصلا درک نمیکردم و شاید هم بی ربط به این فایل نباشه ، این هست که :
بهترین و بهترین و بهترین زمان برای تغییر ، همین لحظه هستش و هر چقدر هم که موکول بشه به بعد ، سخت تر میشه ؛
البته که باز هم اگر به همون بعدا رسیدیم ، بهترین زمان تغییر باز هم در همون جایی هست که ایستادی
چون به این رسیدم که هر چقدر موکول به بعد ، این باور که : من ضعیف هستم بیشتر در ذهنمون شکل میگیره و کار به جایی میرسه که واقعا باید برای تغییرش زور بزنیم
انشاالله که با یاری خداوند بتونم در زندگیم این اگاهی ها رو بهشون عـــــمــــل کنم
ممنونم ازتون خانوم شایسته که ساعت ها و ساعت ها وقت میذارید و این همه مینویسید
خیلی دوستون دارم و برقرار باشید …
به نام خداوند یکتا و خالق جهان هستی ”
با نواختن موسیقی تجم رویا های استاد مینویسم.. خیلی خدارو شکر میکنم که به رد پای پنجم رسیدم و در فرکانس رشد هستم
در این فایل من متوجه شدم تصوری که از 10 سال آینده خودم دارم رو قوی تر کنم من دقیقا تجسم کردم که در 10 سال آینده در چه مکانی، در چه لباسی و کجا باشم و چون هنرمند هستم ان رو به تصویر کشیدم و بسیار خوشحالم که انقدر ایمان داشته و جسارت داشتم تا ان را قوی اعلام کنم و در مسیرش مطمئنم خداوند همیشه همراه من است و من چه ذهنی و چه جسمی هیچ کاستی ای نخواهم گذاشت تا به قله برسم به نوک قله من هدفم مشخص است و هر روز سعی میکنم که بیشتر در قلبم ایمان خداوند و توحید را بکارم و از استاد عزیز و خانوم شایسته بسیار متشکرم که تین مسیر را میسر کردند… خدایا شکرت
ارادتمند شما سینا سپاس فراوان
به نام خداوند هدایتگر
سلام خدمت استادم و همه دوستان عزیز
روز پنجم از سفرنامه
دوباره از خدا میخوام که به دستام حرکت بده برای نوشتن
من از کودوم دسته افرادم؟
دوست دارم جزو کودوما باشم؟
همیشه از نظرم کسایی که زود تغییر میکردن ادمای سست عنصر و بادی به هر جهت بودن که خب صد در صد این یه باور مخربه
ما باید در جهت رفتار ها و گرایش های مثبت راحت تغییر کنیم و این نه تنها عیب نیست بلکه عالیه
ازون باور مخربم میتونم در زمینه منفی ها بهره ببرم
که اگر ب سمت منفی گرایش پیدا کردم مثلا اگه تا الان مشروب و سیگار نمیکشیدم خب ازینجا به بعد هم تغییر نمیکنم و سالم ادامه میدم
استاد امروز به یه تضادی خوردم که خیلی منو به فکر فرو برد
و به حرف شما رسیدم که زبون حرف زدن خدا با ما یه زبون خیلی خاصه که خودمون فقط متوجهش میشیم
من متاهل هستم و همسری فوق العاده دارم که یکی از باور هاش این بود که نیازی نیست تو کار کنی و من پس اینجا چی ام
و خودشم اهل کار کردن مداوم نیست نیازهای منو تامین میکنه اما پیشرفت خاصی در زندگیمون در حال حاضر نداریم
من تصمیم گرفتم خودم هنر ارایشگری یاد بگیرم و سعی کنم استقلال داشته باشم اما یه سری نجواها داشتم که بابا ول کن شوهرت هست دیگه بعدا بچه دار میشی نمیتونی شوهرت پرو میشه کار میخای چیکار مگه محتاجی اما با این حال من استارت اموزشمو دیروز زدم
و امروز خیلی اتفاقی مامانم گفت که خالت النگو خریده ببین النگوهاش چقدر خوشگلن
استاد
نمیدونین چه اتفاقی در دل من رخ داد
کاش بتونم حسمو منتقل کنم که چقدر اون لحظه من دلم خواست که مستقل میبودم و درامد خودمو داشتم که دست مادرمو بگیرم ببرم طلا فروشی و براش ده تا النگو بخرم بگم بیا مامان جان تو جون بخواه
انگار خدا بهم گف ببین
اگه مستقل شی میتونی اینکارو بکنی
و من با خودم عهد کردم که با درامدم حتما اینکارو واسه مادرم انجام بدم
و واقعا خداروشکر میکنم که من رو در مسیر هدایتش قرار داد و با من صحبت کرد
خیلی ترس ها درونم دارم اما من قدم اولو برداشتم
خدا بهم گف حرکت کن
نمیدونم چی پیش میاد اما میدونم قرار نیس وایسم
من فقط ی حس کوچیک از استقلال مالی داشتن رو تصور کردم و اینقد انگیزه گرفتم و مطمنم هزارو یک دلیل دیگه هست که من به استقلال برسم و پولدار بشم
و مطمنم خدا جونم هوامو داره
دوستون دارم
خدا نگهدار
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد عزیزم به مریم جان ودوستانم.
وروز پنجم از سفرنامه رو به امید خدای مهربان شروع می کنم.
توی این فایل استاد از تغییر وجسارت برای ایجاد تغییر می گه از اینکه اگه به وقت وموقع تغییر ایجاد نکنی آینده رو از دست می دی.
از وقتی به سایت اومدم سعی کردم خودم رو افکار وباورهام رو تغییر بدم بعصی زمینه وبعضی وقتها موفق بودم وبعضی وقتها نه.
خدارو شکر در زندگیم با تغییر باورهام تغییرات زیادی به وجود اومده ولی هنوز به جایی که می خوام نرسیدم وکاردارم.
اما می دونم که تغییری که توی زندگی لازم دارم تغییر در افکارم هست واینکه هر روز به خودم گوشزد کنم باید شکرگزار باشی باید نعمتهات رو ببینی باید کمتر حرف بزنی که این ریشه خیلی از مشکلاتم هست حرف زدن باید رابطتت رو با افراد منفی باف کمتر کنی باید کمتر غر بزنی وشکایت کنی باید توکل کنی قدرت خدا رو بشناسی وفقط از خودش بخواهی واز کسی یا چیزی ترسی نداشته باشی در واقع مشرک نباشی باید بدونی تو بنده خدایی هستی که مالک جهانه اون خالق هست پس تو هم می تونی خالق زندگیت باشی تو خلیفه خدایی پس لیاقت داشتن یک زندگی عالی رو داری وخیلی درسهای دیگه ای که استاد می گه و من باید تغییر کنم من باید و اگر حالا اگر امروز شروع نکنم اگر تغییر نکنم فردا پشیمان خواهم شد .
وقتی نظرات بچه ها رو می خونم وقتی موفقیتهاشون رو می نویسند واینکه در زمان کوتاهی این همه نتیجه گرفتن خوسحال وامیدوار می شم و به خودم می گم به خودت بیا چرا تو نتیجه نگیری چرا تو نیای ویک روز از موفقیتهای زیادت بگی پس تلاش کن بیشتر عمل کنی پس بدون این مسیر مسیر درسته خارج نشو بهش بچسب.
خدایا شکرت برای هدایتم به این خانواده توحیدی برای هدایتم به این مسیر به سمت خودت.
استاد ومریم عزیز سپاسگزارم.
در پناه خدا.
به نام خداوندی که هرچه دارم از اوست
ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی
روزشمار زندگی من،فصل اول،روز پنجم
سلام به استاد و مریم جان و دوستان گلم
فایل رو گوش میدادم و متن این فایل رو خوندم
خودم رو چک کردم گفتم درسته،افرین به غزل جان
تو تغییر کردی دیر تغییر کردی ولی شروع کردی خدایا شکرت که با آموزه های استاد قدرت گرفتم و تغییر کردم و از جای امنم خارج شدم
اولش کمی مضطرب ولی خدا نشانه داد صبور باش
ادامه دادم و هر روز خوشحالترم از این تغییر از این تصمیم برای تغییر
وقتی خدا رو داریم ،وقتی هدایت هاش رو داریم دلیلی نداریم از چیزی بترسیم
میپرسیم و پاسخش میاد
فقط کافیه آرام باشیم و ایمان فعالمون رو نشون بدیم
استاد عزیز سپاس گزارم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
سفر نامه روز پنجم
شخصیت: من فکر میکنم شخصیت هایی که تا الان داشتم اون شخصیتی نیست که خودم آگاهانه ساختم بلکه شخصیتهایی است که از دوران کودکی به مرور زمان فرهنگ ،جامعه، خانواده و…
به من دادند و من ناخواسته پذیرفتم و قبول کردم و دارم زندگی میکنم و من باید بپذیرم و شروع کنم به تغییر شخصیت هام
هر چه هم که شخصیت های خوبی نداشته باشم دیگه یک درصد شخصیت خوب دارم که توجه ام را بگذارم روی آن شخصیت مثبت و شکرگزار خداوند باشم و با توجه ام شخصیت های عالی را در وجودم گسترش دهم
هر زمان که شروع به تغییر کنیم خداوند هم ما را هدایت میکند چون با رسیدن به خواسته هامون جهان گسترش پیدا میکنه
قبل از اینکه جهان مارا با شرایط سخت مجبور به تغییر کنه چه بهتر که خودمان تا اوضاع خیلی خراب نشده و هنوز احساس های خوب داریم باورهایم را تغییر بدیم و زندگی شاد و پر از سلامتی و عشق را تجربه کنیم
ما باید در راه تغییر باور هایمان ایمان و توکل مان به خداوند باشه نا امید نشیم تا مسیر تکامل مان طی بشه.
سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستانم که در این مسیر با من همراه هستند.
سلام به استاد عباسمنش و خانوم شایسته عزیزم
سفرنامه روز پنجم خیلی حس خوبی رو بهم منتقل کرد که با این دید که ده سال بعد در چه جایگاه و چه نقطه ای هستم اینکه الان وقت دارم روز ها و زندگی بهتری بسازم قبل از اینکه خیلی دیر شه پس تا میتونیم باید تلاش کنیم فرکانس و باورمون رو تغییر بدیم تا زندگی رو اونطور که میخوایم بسازیم و هیچوقت نترسیم و آینده عالی رو بسازیم
رد پای پنجم
با تشکر
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوال:چه جنبه هایی از زندگیت الان نیاز به تغییر داره؟
من دانشجو هستم و کاری که الان باید بکنم این هست ک تمرکزم رو بزارم روی پایان نامم،اما به شدت معتاد فضای مجازی شدم و نمیتونم از گوشی خارج بشم،حوصلم سر میره و عادت کردم
این جنبه باید تغییر کنه لایف استایل و باید تغییر کنه
وضعیت عاطفی هم با چالش مواجهم و یکی از دلایلی که فایل های روزشمار رو شروع کردم این بود که این وضعیت رو بهبود بدم
من بنظر میرسه که تنبل هستم و کارهامون پشت گوش میندازم
سوال:چگونه با ایجاد چه تغییری در باورها و نگرش ات میتوانی زندگی بهتری برای خودت بسازی؟
چرا کارهامو انجام نمیدم؟چون فک میکنم نمیتونم از پسش بربیام،توانایی انجام این کارو ندارم،مثلا من توانایی اینکه مقاله پیدا کنم و دهنمو جمع و جور کنم و فرم پروپوزالمو کامل کنم رو ندارم،به همین دلیل شاید تنبلی میکنم پس باید این باور ایجاد بشه که تو توانا هستی ،حتی اگتو توانا نباشی خدایی هست که به تو میگه چیکار کنی فقط تو باید گوش کنی
لازمه شنیدن هدایت ها چیه؟یک ذهن آرام ،من احساس میکنم هنوز این ذهن آرام نشده ،اما امیدوارم،و منتظر نشانه ها هستم.
مورد بعدی شاید این باشه فکر میکنم کارها حوصله سر بره اگر از فضای مجازی دور بشم چیزی رو از دست دادم خلاء هامو دارم با فضای مجازی پر میکنم.
ولی زینب جون تو با پیشرفت کردن و موفق شدن و انجام دادن کارهای نیمه تمومت اعتماد بنفست بالاتر میره حالت بهتر میشه.
برای روابط عاطفی هم میدونم و اطمینان دارم با تغییر مدارم،انسان های عالی وارد زندگیم میشن.
سوال:الان چه ایده ای برای برداشتن اولین قدم داری؟
استفاده از آینده نگری که استاد گفتن،اگ من باهمین روند ادامه بدم ده سال دیگ احتمالا یه دختر مجردی هستم که نه آشپزی بلدم نه روابط درست و حسابی دارم،نه شغلی دارم و چون در گذشته ها گیر کردم و دارم حسرت میخورم نمیخوام حتی ازدواجم بکنم،یه مدرک زورکی ارشد دارم،که به دردم هم نمیخوره،احتمالا چشمام و بدنمم بخاطر این که ورزش نمیکنم و دائم سرم تو گوشیه تحلیل رفته.
والایی نههه من از امروز قول میدم همینطوری که این یکی دو هفته همیشه تختمو مرتب کردم،فایل های روزشمار مو سر وقت گوش کنم و به لطف خدا آگاهی هارو درک کنم و ماه آینده همین موقع من پروپوزالم تصویب شده،دستیار یکی از اساتیدم هستم(منتظرم نشانه ها بیان و بگن که چه استادی)،و کلاس زبانم ثبت نام شدم،به لطف و هدایت خدای عزیزم.