تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 67 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا نقدی گفته:
    مدت عضویت: 2594 روز

    به نام خدا

    روز پنجم روز شمار تحول زندگی من

    اتقات خوب امروزم

    امروز تو باشگاه موقع تمرین بودم که یکی از بچه ها ازم پرسید مغازه داری میشه لطفا آدرس بدی من بیام…

    اولش حواسم نبود به این نشانه ی بزرگ اما بعد چند دقیقه ذوق کردم و خدا رو شکر کردم که نشانه ی واضحی برام فرستاد

    چرا قبلا نبود پس قانون داره درست جواب میده

    امروز 2تا آل استار سفارش دادم یکی برای من یکی برای دخترم

    خدایا شکرت

    بچه ها من و خدا باهم تقسیم کار کردیم قرار شد من روی خودم کار کنم

    سپاسگزاری کنم…

    سعی کنم توجهمو در طول روز سمت چیزای خوب ببرم….

    حواسم به احساسم باشه…

    فایل روز شمار نگاه کنم….

    کامنت بذارم….

    آقا در کل بیام تو زندگیم آرام باشم و لذت ببرم

    نشانه ی آرام و لذت بردن چیه؟؟

    دیگه نگران لباسای مغازم نباشم که چرا مشتری نمیاد

    نگران سایتم نباشم که تاحالا یدونه مشتری هم نداشته..

    استرس و شک و دودلی نداشته باشم

    وقتی این حالتا رو نداشته باشم یعنی به خدا اعتماد کردم و توکل دارم

    و وقتی نگرانی میاد سراغم

    شک و دودلی

    توجه به نبود مشتری

    یا هر نکات منفی…

    یعنی بازم حضور خدارو فراموش کردم

    فایل امروز راجب جسارت تغییر هست

    من چند سال پیش که مربی آموزشگاه رانندگی بودم تو نقطه ی امن خودم حضور داشتم

    حقوقم به نسبت خوب بود

    ماشین داشتم

    و هر چی دوست داشتم برای خودم میخریدم

    اما یه جایی تصمیم گرفتم برم شغلی رو داشته باشم که حالم باهاش خوب باشه

    ارزش خلق کنم

    جای رشد داشته باشم

    برای خودم کار کنم

    به آزادی مالی ، مکانی، زمانی برسم

    یا حتی وقتی که شرکت رفتم هم همینطور

    وقتی از هردوشغل بیرون اومدم همه گفتند این چه کاریه که میکنی

    همه دنبال اینن که شغل تورو داشته باشن

    همه مردم بیکارن و پول ندارن

    اون وقت تو خوشی زیر دلت زده

    از این مدل حرفا…..

    برام سخت بود اما به حرف قلبم گوش دادم و رفتم دنبال تغییر شخصیتم

    شناخت قوانین زندگی

    الانم خیلی خیلی خوشحالم که این مسیرو انتخاب کردم

    و قطعا تو این مسیر هم به درآمد بالا هم می رسم

    جوری که به خودم افتخار می کنم که یک زمانی این مسیرو انتخاب کردم

    مثل زمانی که تپل بودم بااینکه اضافه وزن زیادی نداشتم ولی دنبال ایده آل بودم

    دنبال انرژی بالا

    دنبال اندام عضله ای

    دنبال سلامتی و درمان ریشه ای بیماری

    خداروشکر هدایت شدم به قانون سلامتی

    و اندامی از خودم ساختم که هر روز تو باشگاه ازم تعریف می کنند

    کسی که 7 ساله باشگاه میاد بامنی که یکسال میام اصلا قابل مقایسه نیس

    اندام من کات تر و خوش فرم تره

    خدارو هر روز بابت این موضوع سپاسگزاری می کنم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سارا sara گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز

    روز پنجم فصل اول

    چه جنبه هایی از زندگیت الان نیاز به تغییر داره ؟

    تغییر در باورهای ثروت سازم . چون از لحاظ درامد هنوز به یه درامد ثابت نرسیدم

    به قول استاد دو قدم میرم جلو چهار قدم برمیگردم عقب . باید این باورها رو درست کنم

    چگونه وبا ایجاد چه تغییری در باورها و نگرش ات میتوانی زندگی بهتری برای خود بسازی؟

    با ایجاد باورهای درست ثروت ساز . کار کردن دوره روانشناسی ثروت

    الان چه ایده ای برای برداشتن اولین قدم داری ؟

    دوباره دوره روانشناسی ثروت رو از اول شروع کنم

    مهارتم رو در کارم بیشتر کنم . اموزشهای بیشتر رو ببینم .

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    به نام خدای مهربون

    روز پنجم سفر

    چند روزی بود که بخاطر درگیری های فیزیکی از اصل خودم فاصله گرفتم و لغزش داشتم

    یعنی اصلو میدونستم و ته ذهنم بهش فکر میکردم اما عملگرا نبودم

    یعنی میگفتم حالا از فردا دیگه به نکته های مثبت توجه میکنم

    انگار که زندگی منتظر من میمونه میگه عه خب پس چون میخواد از فردا شروع کنه دیگه فرکانس های امروزشو نادیده بگیریم!!!!

    ما هر لحظه داریم فرکانس میفرستیم

    مگه میشه این لحظرو حذف کرد ؟

    همین حالا ک دراز کشیدی و داری زردالو میخوری و کامنت مینویسی فرکانس های تو در حال ارساله

    فقط وقتی خابیدی میتونی فرکانس نفرستی

    تموم شد و رفت

    پس هر لحظه

    تاکید میکنم

    به هر صدم ثانیه ت حواست باشه

    یعنی من باید در زمان حال زندگی کنم

    اگه میخوام خوشبخت و خوشحال باشم

    خدایا من میخوام تو هدایتم کنی

    تو کارهامو پیش ببری

    من فقط انجام دهنده باشم نه تصمیم گیرنده

    مثل بچه ای که میبرنش شهربازی و محیط اروم و قشنگو براش فراهم میکنن پدر مادرش که بازی کنه

    و از دور نگاش میکنن و مواظبشن

    بچه نه درگیر پول بلیطه نه اینکه زمین بخوره یا اینکه بگه اگه گشنم شد چی بخورم یا بگه وای نکنه گم بشم

    اون فقط بازی میکنه

    مامان باباش حواسشون به همه چی هست

    من میخوام فقط عشق و ثروت و سلامتی دریافت کنم

    نمیدونم چجوری و از کجا و چه مدلی

    فقط میخوام

    و میدونم که تو حواست به من هست

    من ماشین خوشگل و خوب میخوام

    و تو فراهم میکنی

    من میخوام تو کارم بهترین باشم پر مشتری باشم و تو فراهم میکنی

    بازی فراوانی رو امروز روز هفتمشم

    و دوتا مشتری ازم قیمت گرفتن

    نمیدونم بیان یا نه اما خیلی نشونه قشنگی بود واسه کسی که تازه کارشو شروع کرده

    خدایا حواست به من یکی باشه

    من دردونه یکی یدونه ی توام

    بهترین و مهربون ترین و خوشگل ترین و پولدارترین مشتری هارو به راحتی واسه من بفرست

    به پول من برکت بده

    به زمانم برکت بده

    به رابطه م عشق بده

    به بدنم سلامتی بده

    خدایا میدونم که خودم با فرکانسام این مدار تنهاییو ایجاد کردم

    اما خسته ام از تنها بودن

    دوست دارم حمایت و کمک اطرافیانو ازین به بعد داشته باشم چه اشکالی داره بخوام از دستای تو استفاده کنم؟

    امشب همسرم رفت مسافرت کاری

    و اصرار کرد ک برم خونه مادرم

    اما نرفتم و تصمیم گرفتم ازین فرصت استفاده کنم که بتونم تمرکزی رو خودم کار کنم

    و اولین قدمش هم نوشتن این کامنت بود

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مهدیه گازرانی گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادی عزیزم مریم شایسته ی بزرگوار و استاد دوست داشتنی و بینظیر

    سلام به دوستای قشنگم سپاس که هم کامنت میزارید و متعهدید هم اینکه کامنتا رو میخونید و ایمانتون رو تقویت میکنی

    خداروشکر میکنم که میتونم با خیاااال راحححت کامنت بنویسم و لذت ببرم

    واقعا هم تغییر شخصیت جسارت میخواد و ایمان قوی

    خداروشکر من تونستم تا حدی خودمو تغییر بدم که نتایج خوبی بگیرم

    ولی در زندگی قبلم با چک و لگد فهمیدم که باید تغییر کنم

    اطرافیان رو می‌دیدم که چجوری با رفتاراشون نشون میدن که من بایید تغییر کنم

    به رفتارهای اونا هیچ ربطی ندارد

    به قول قرآن خداوند می‌فرماید اونا مسئول کارای خودشون هستن توام مسئول رفتارهای خودت هستی هیچ کس بار مسئولیت کسی رو به عهده نمیگیره

    باید بتونی شخصیت تغییر بدی رشد کنی رفتارتو با خودت با اطرافیانم تغییر بدی

    همون جوری که برای دیگران ارزش قائلی برای خودتم ارزش قائل باشی

    همون جوری که دیگران رو دوست داری خودتم عاشقانه دوست داشته باشی

    بهترین کادو ها رو برای خودت بخری

    بهترین سفرها رو بری

    خودتو نوازش کنی

    به خودت تایم اوت بدی یه وقتایی و همش نخوای تقلا کنی و زجر بکشی(که از بیس اشتباهه)

    به خودت رسیدگی کنی حال دل خودت از همه مهم تر باشه

    مهدیه جونی چی رو دوست داره؟

    مهدیه جونی هم نظر داره

    مهدیه جونی هم ارزش داره و خواسته های مهم و رسیدن به خواسته های حقشه

    نباید مهدیه جونی اجازه بده دیگران از حد خودشون بیان جلوتر

    می‌خوام با کسی رفت و آمد میکنم نمی‌خوام نمیکنم اجباری در کار نیست

    حال داشته باشم خونه رو مرتب میکنم و غذا درست میکنم اگر نه مثل ملکه ها دریافت میکنم محبت و عشق و از اطرافیانم چون من به دنیا اومدم روی این کره ی خاکی و ارزشمند و روح خداوند درون من هست

    برای خودم گل بخرم

    به پوستم رسیدگی کنم

    من اینا رو یاد گرفتم

    من رشد کردم

    من پوست انداختم و دارم میندازم

    چون نتیجه ها میاد ایمان آدم به ادامه ی مسیر بیشتر و بیشتر میشه

    و من خیلی خیلی جای کار دارم و بایید خودم لایق بدونم تا بهترین وسایل خونه

    بهترین خونه

    بهترین ماشین

    بهترین مسافرت ها

    بهترین آدما

    بیان سمتم

    این بمونه به یادگار از لحظه ای که تخت و مبلامون و نخریدم هنوز

    و خونمون تو خیابون دانشگاه اراک در یک خونه ای هست با 6تا پله به سمت پایین(در واقع زیرزمین ولی خب جای فوق العاده ایه در اراک و با خوش قیمت ترین حالت اجاره کردیم که اینم هدایتی بود)

    تقریبا هر شب داریم با عشقم میریم پیاده روی جاهای لاکچری و با احساس خوب تحسین و تائید میکنیم و نشونه ها رو میبینیم برای خودمون

    که اگر اون تونسته منم میتونم و الان من قابل مقایسه با چند سال تکامل اونا نیست

    من خودمو با قبل خودم مقایسه میکنم

    انشالله بتونم همیشه تو مسیر بهشتی این سایت بمونم

    خداروشکر که امشبم تونستم به تعهدم عمل کنم و بنویسم کامنتمو

    خداجونم شکککرت

    استاد یه دنیا دوستون دارم

    همگی در پناه الله یکتا باشید

    شب خووووووش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    رضا ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 496 روز

    به نام خدای فراوانی

    رد پای روز پنجم:

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز که این متنهای بسیار عالی رو برای هر قسمت از این فایل آماده میکنه.

    من تقریبا سال 1399 در کار نجاریم به مشکل خوردم و درآمدم به صفر رسید و نا امید از همه جا از خدا خواستم برام یک شغلی آماده کنه و از طریق دوستم به تهران هدایت شدم و شغل نماینده حقوقی اداره شهر سازی جذب شدم از اونجای که پول نداشتم که خونه اجاره کنم مدتی خونه دوستان و فامیل موندم تقریبا 1 سالی اونجا بودم حقوقم اون موقع روزی 330 هزار تومن بود 5 صبح میرفتم تا 7 عصر هر روز شرمنده بودم عذاب وجدان داشتم که حقوق کفاف هیچی نمیده تا اینکه نگاه کردم دیدم همکارام با 15 سال سابقه هنوز لنگ هستن بعد اداره میرفتن اسنپ همه خونه حاشیه شهر و هیچکی راضی نیست با خودم گفتم فکر کن تو 15 سال دیگه هم موندی آخرش میشی یه نفر مثل اینا،تا دل به دریا زدم و استعفا نوشتم و برگشتم و توکل به خدا کردم و کم کم با کتاب شکرگزاری آشنا شدم و از طریق یکی از دوستان با استاد آشنا شدم و کم کم پیشرفت کردم آرزوی ثروتمند شدن داشتم از فقر متنفر بودم تمام حرفای استاد گوش میکردم و همه رو انجام میدادم هنوز هم در حال یادگیری از این دریای بیکرانم،خداروشکر میکنم که الان درآمدم تقریبا 20 برابر اون موقع شده،نوبت برای ماهای آینده میدم روابطم عالی شده بینهایت فراوانی در زندگیم زیاد شده از لحاظ توحیدی بسیار عالی هستم،تمام کدنویسی هام اتفاق میفته و هر روز خدا رو بابت تمام نعمت ها شکر گزارم،الان که این فایل گوش کردم فهمیدم منظور استاد از جسارت چیه،

    کی وقت تغییره،

    آیا اگر بفهمی حاضری همه چیز فدا کنی،

    من فهمیدم و خودم به دستان خدا سپردم و انجام دادم،و خداوند هم نتیجه این کارم بهم نشون داد.

    و به شما هم توصیه میکنم انجام بدید و نترسید مثل همین داستان استاد که اون کلوپ بازی و رها کرد و خداوند اونو هدایت کرد،جهان جهان خیر و برکت هست خداوند همیشه ما رو هدایت میکنه.بااااااااور داشته باشید.

    امیدوارم از این تجربه من استفاده کنید و قدمی بردارید.

    براتون از خداوند نعمت و ثروت و سلامتی و سعادت آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روزشمار تحول زندگی من جلسه 5

    چقدر اینجور فایل ها از شما استاد عزیزم آدم‌رو به فکر فرو میبره و چقدر هم خوب و کارآمده.

    من اول سال 1404 برای یک تغیر و تحول در زندگیم و شخصیتم و روابطم از شهر خودم به تهران مهاجرت کردم که در طول زندگی من یکی از بزرگترین تغیزات زندگی من به حساب میاد.

    هدف من از انجام این کار رسیدن به هدفم یعنی فعالیت در شغلی که عاشقش هستم مدلیگ بوده و هست برای قدم اول خداوند من رو انسانی رو در مدار من قرار داد که مدت 5 ساله به تهران مهاجرت کرده و این انسان نازنین که یکی از بینهایت دستان خوب خداوند هست پیشنهاد کار به عنوان یک نگهبان ساختمان پزشکان به من داد و من هم این نشانه رو از طرف خداوند دونستم و با ایمان و توکل به تاران مهاجرت کردم.

    از وقتی که مهاجرت کردم به لطف خدای مهربان شرایط خیلی خیلی خوبه برای من اصلا کارم ناراضی نیستم و اصلا اینکه بگم نگهبان یک ساختمان پزشکان هستم ترسی ندارم و به لطف الله اینجا یک اتاق با تمام امکانات در اختیار من هست در یکی از منطقه های خوب تهران.

    خداروشکر شرایط کاریم طوری هست که اصلا سختی کاری ندارم و زمان آزاد زیادی دارم و در این زمان آزاد دارم روی باوهام کار میکنم.

    نکته جالب قضیه اینجاست که من امروز صبح رفتم تره بار برای خرید وسایل خونه قیمت های اجناسی که خریداری میکردم در یک ماه گذشته افزایش پیدا کرده بود اما به لطف الله من توان خرید به اندازه خودم رو دارم اما اما وقتی برگشتم خونه و اومدم سراغ این فایل فکری ذهنم رو درگیر کرد و اومدم‌به خودم گفتم:

    خب درسته الان شرایط خوبه و فشاری روی من نیست اما اگر من بخوام به همین روال ادامه بدم بخوام دل خوش کنم به این حقوقی که دارم میگیرگ به این اتاقی که مجانی به دست من هست و با توجه به نشانه ها خب قیمت وسایل رو به افزایش هست و چون کم کم میره بالاتر من متوجه این فشار نمیشم و بعد از دو سه سال یهو به خودم‌میام و میبینم زیر انبوهی از فشار هستم چون متوجه نشدم‌چون مثل اون قورباغه توی آب دمای آب کم کم رفته بالا و من الان به یک قورباغه پخته تبدیل شدم.

    و خداروشکر میکنم که خداوند در این مسیر هیمشه نشونه هاش رو زود برام ارسال میکنه که همین فایل یک نشانه عالی هست از طرف خداوند که داره به من میگه وقتشه یک تغیر در خودت ایجاد کنی و از اونجایی که من باور های درستی نسبت به ثروت و شغل مورد علاقه خودم ندارم به نظرم باید شروع کنم به تغیر باورهایم نسبت به شغل موردعلاقه ام و ثروت که هدایت بشم به مسیر ها و ایده ها و الهاماتی که ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیم بشه و بتونم شغل مورد علاقم رو شروع کنم.

    بینهایت سپاسگزارم از خداوندی که همیشه با منه و همراه منه و همواره در حال هدایت کردن منه.

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سارا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 353 روز

    بانام خدای منان باسلام به استاد ومریم خانم عزیز وتشکر وسپاس اززحمات بی دریغشان وهمراهان گرامی

    بعد از گوش دادن به فایل استاد من فکر کردم ودو موضوع است که نشانه ی بدتر شدن اوضاع را دارم میبینم وپیش بینی میکنم که بدتر هم بشه وفقط خودم دارم با اوضاع وفق میدم و تلاش میکنم که شاید راهی جلو م گذاشته بشه ولی باید قبل ازاینکه اوضاع بدتر شود گامی در جهت تغییر اوضاع بردارم وپا روی ترسهام بگذارم وبا شجاعت وتوکل بر خداوند شروع کنم خدایا خیلی وقته از تو درخواست مهاجرت دارم وبهش فکر میکنم خودت راهی باز کن یارب امروز با دخترم صحبت میکنم که برای مهاجرت خود اقدام کند حتما اون دستی از خداوند میشه تا من وخانواده بتونیم مهاجرت کنیم خدایا من سمت خودم را انجام میدم وبر تو توکل میکنم مطمئنا توهم راها روباز میکنی به امید تو آغاز میکنم ودستم را در دستان تو قرار میدم تا با آرامش من رو به مقصد برسانی الاهی شکرت وسپاسگزارم برای این ایده و نشانه که برام فرستادی ممنونتم

    موضوع دوم متناسب شدن وزنم است باید جدی تر وبا برنامه غذایی درست پیش برم حتما خدا کمک میکنه بتونم برنامه رژیم غدایی خودم رو انجام بدم خدایا خواسته هایم رو از تو میخواهم وتویی که اجابت میکنی از توسپاسگزارم برای کشور ی که برای من وخانواده ام اماده پذیرش ما کرده ای برای وزن واندام متناسبی که به من عطا کردی برای این سبکی وراحتی برای این ارامش وامنیتی که برای من وخانواده ام بوجود اوردی سپاس گزارم ممنونم شکر گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مسعود جاویدی گفته:
    مدت عضویت: 925 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان

    روز پنجم تغییر

    من این فایل استاد رو درک میکنم چون خودم تجربش کردم.

    زمانی بود که مغازه داشتم در یه جای خوب و پر مشتری و تازه اوایل آشنایی من با استاد بود.چند سالی بود که فروش خوب و مشتری های خوبی داشتم و هر ماه فروشم بیشتر می‌شد.یه روز توی سایت بودم و فایلی از استاد شنیدم که می‌گفت هیچوقت تو دایره امن خودتون نباشید و همیشه دنبال پیشرفت باشید.

    اون موقع این فایل رو درک نکردم تا اینکه بعد یک سال درآمدم با اینکه خوب بود ولی نسبت به ماه های قبل کمتر بود تا جایی که بعد چند ماه به حدی وضع خراب شد که حتی پول تهیه جنس برای مغازه رو نداشتم.

    سوالی همیشه توی ذهنم بود و از خدا می‌پرسیدم که با اینه رو باورهای دارم کار میکنم چرا درآمدم کمتر میشه.

    یه روز که توی مغازه نشسته بودم رندوم یه فایل استاد رو گوش کردم و دقیقا همون فایل یک سال قبل بود که می‌گفت تو دایره امنت نمون و قبل از اینکه شرایط بد بشه فکر تغییر باش.اینبار چون ذهن آگاه تری داشتم این حرف رو‌پذیرفتم و از فردا شروع به جمع کردن مغازه کردم با اینکه ایده خاصی نداشتم برای شروع کار.ولی همش پیش خودم میگفتم خدا هدایتم میکنه.

    مغازه رو که بستم تقریبا تا یک سال شرایط سختی گذروندم ولی با ایمان به خدا و کار مردن ذوی باورهایم راه های درآمد بیشتری در مسیرم قرار گرفت.و الان بعد از سه سال از بستن مغازه به لطف خدا شرایط خیلی بهتر با درآمد بهتر و پیشنهادهای پولساز بیشتر و امنیت مکانی برایم بوجود آمد.و واقعا این حرف استاد رو با تمام وجودم درک میکنم و تجربه کردم.

    واقعا قبل از اینکه جهان مجبور به تغییرت کنه خودت تغییر کن و این تغییر جسارت و شهامت و ایمان میخواد.

    به امید آگاه شدن خودم و دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    امیرحسین یزدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 4231 روز

    سلام استاد

    تشکر بابت تلنگرهایی که به ذهن و فکر ما میزنید.

    راستش من چند ماهیه که کسب و کار و در آمدم اُفت نکرده اما پیشرفت هم نکردم. من نمایشگاه محصولات بهداشتی و ساختمانی دارم.

    دست به کار یک سری تغیرات شدم و قراره کسب و کارمو اینترنتی کنم و یک سایت هم راه اندازی کنم.

    اما نمیدونم این تغییرات میتونه مثمر ثمر باشه یا نه . فکر میکنم بجای تغییرات بهتره افکار و باورهامو تغییر بدم تا بیشتر فروش داشته باشم. خوشحال میشم راهنمایی کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      hadi eftekhari گفته:
      مدت عضویت: 3897 روز

      جناب یزدآبادی پیشنهاد میکنم حتما سایت رو افتتاح کنید و در این مورد شک نکنید . فقط روی تبلیغات یه کم زمان بذارید مطمئن باشید درآمدتون چند برابر میشه . درواقع همزمان هم روی باورهاتون کار کنید و هم روی سایتتون . این معنی واقعی قانون جذبه . وقتی تلاش مضاعف رو چاشنی افکار مثبت میکنید راههای زیبایی جلوتون باز میشه که حیرت میکنید چرا تا حالا اقدام نکرده بودم .

      امیدوارم روزای خوبی رو تجربه کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      صدیقه عرفاویان گفته:
      مدت عضویت: 4087 روز

      سلام خدمت جناب یزدآبادی

      شما دوست گرامی اکثر اوقات در عقل کل به سوالات من پاسخ دادی و بهترین راه کارها رو به من پیشنهاد دادی ، مطمئن هستم که در حال تغییر باورهات هستی و بزودی خبرهای خوبی در مورد شغل و درامدت به ما میدی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: