اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خدای عزیزم ک هر لحظه مرا هدایت میکند ب مسیرهایی ک منتهی ب خواسته های من است❤
سلام ب مریم عزیز و استاد عباسمنش بزرگوار و دوستان و همسفرهای مهربان 🤗❤
امروز پنجمین برگ از این سفرنامه رو ب لطف خدای مهربان مکتوب میکنم و ردی از خودم درین سفر متعالی و درین مسیر نزدیک شدن ب خود و خدایم بجا میگذارم🌹💓😊
قبل از هر چیز دوست دارم تحسین کنم مربم عزیزم را برای طراحی این سفر متعالی ک برکات و حال خوب و ایمان قلبی رو برام همراه داشته🤗❤
خب بریمسراغ فایل روز پنجم…
باز هم اشاره ی زیبا و متفاوتی ب باور فرکانسی شده و چ خوب و منسجم از ابتدای این سفر باورهای عالی رو تکرار و تکرار و تکرار کردیم و هم لذت میبریم و در مسیر اگاهی هستیم و هم خیلی ریز و مجلسی باورهای قدرتمند کننده در نهاد ما نقش میبنده و این فرایند فوق العاده طراحی مریم عزیرمه ک دستی است از دست های خدا❤😙🤗(فرایند تولید باورهای عالی)
چ اشاره ی زیبایی شده بود در متن نوشته ای ک توو این قسمت بود…اینک هدف خداوند گسترش این جهان هست…و اینکار با پاسخ دادن ب فرکانس های ما اتفاق میوفته…چ خوب و چ عالی…اینک هدف ما در راستای هدف و نیت و فکر خداونده..و این هماهنگی و همراهی و در روند جهان بودن براحتی ما رو ب خواسته هامون میرسونه…مثل شنا کردن در مسیر جریان رودخونه…🌹🙄❤
اینجای نوشته ها و خلاصه نویسی دلم ضعف کرد از خوشحالی…ک رسیدن من ب خواسته هامکمک ب جهان میکنه تا ب هدفش برسه و یا شایدم جهان برای اینک ب هدفش برسه منو ب خواسته ام میرسونه 😋😊خلاصه ک یک معامله ی دو سر طلا هست…معامله ی سود سود🤗👌🏻❤
الان ک حسم خوبه طبق قانون باید اتفاقات خوب برام بیوفته❤😙چ خووووووب….هم اگاهیم میره بالا و هم اتفاق خوب برام میوفته در طول این سفر🌹😘
و اما نیروی هدایت الهی ، همان نیرویب ک هر لحظه با زبان نشانه هابا همه ب ما صحبت میکنه و کافیه ما حواسمون بهش باشه تا خیر و شر رو بتونیم تشخیص بدیم و ب مسیری کمیخوایم هدایت بشیم توسط این نیروی عالی و خدایی…
چی میشه ک گاهی این هدایت رو نمیتونبم ببینیم؟؟؟ نبود ایمان
ایه ۵۰ سوره طه ( رب ما کسی است کنعمت وجود ب همه ی موجودات بخشیده است و سپس انها را هدایت کرده است)🤗👌🏻
نشانه ها میان و ب ما میگن ک باید چیکار کنیم مثلا نشانه ها ب استاد گفتند ب فکر تغییر شغلت باش و ب این ترتیب استاد از اینده ای ک برا دوستشون پیش اومد در امان موندن چون ب نشانه ها گوش کردن و تغییر کردن👌🏻💖🤗
درس این قسمت از سفر…نشونه ها رو جدی بگیر…از هبچ نشونه ای غافل نشو و ببین نشونه ها میخوان چچیزب بهت بگن…
درس دوم…از تغییر نترس…و با ایمان بزن ب دل ترس ها و تغییر…خداوند پشت ترس هات منتظرته ک پاداش ایمانتو بهت بده😍🤗
سالهاست ترس هایم پاشنه آشیل رشد وتغییر زندگیم هستند سالها وکیلومتر ها وساعت ها من رو از مکانی وشخصیتی که باید باشم دورنگه داشتن.سالهاست من زمین وزمان وخداو اسلام وخانواده وشهرم رومسول عقب ماندگیم وعدم رشدم میدونم انگار هیچ شخصی به نام من وجودنداره که بلند بشه وتکانی به خوش بدهد وراه بیفتد هروز بهونه وبهونه وایراد وغروگله وشکایت هر روز پسرفت رشد وپیشرفت سن وباز ترس وترس وترس
دیگر از منتطرماندن برای یه ناجی که بیاد ونجاتم بده خسته شدم دیگه از غیر خودم نامیدم دیگه میخواهم خودم راه بیفتم ورشد کنم من سالها تفریح وخوشی وثروت وروابط خوب وزندگی عالی به خودم بدهکارم مدیون جهانم من گناهکار وتقصیر کارم عالمم چون هر ساعت وهر روز وهر سال به من مهلت داده شده من غفلت کردم طلوع های اسرارآمیز هرروز رو نادیده گرفتم صبح های پراز شروع تلاش رو نادیده گرفتم فرصت های پیشرفت ویادگیری رو نادیده گرفتم اینقدرتلاش پرااز شور وهیجان به جهان بدهکارم که نگو اینقدر ساعت های پرشور نشاط یادگیری به خودم بدهکارم که نگو اینقدر سازندگی روح وجسم به خودم بدهکارم که نگو …
خدارو شکر که هدایتم کرد به مسیر درست واصلی به راه اصلی جهان مسیر،حرکت ویادگیری،مسیر جستجووکاوش،مسیر قدکشیدن روحم ،مسیر رسیدن به اصالت جهان مسیری پراز نشانه وهدایت پراز رنگ خدا پراز شادی وکامیابی مسیری سرتاسر خوشبختی وسعادت
مسیری برپایه تکامل گوهر گم شده من دراین همه سالی که گذشت وصد حیف که با چشمانی نابینا گذشت بادلی زنگارگرفته گذشت وصد شکر که باقی به برکت روشنی نور الهی خواهدگذشت …
🦋با سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربونم و دوستان عزیز سایت🦋
من وقتی فایل رو گوش کردم همش با خودم فکر می کردم که چه جوری می تونم تغییر کنم برای تغییر باید چه کارهایی رو انجام بدم🤔
همش فکر می کردم این فایل فقط مال اون هایی که کار و درآمد دارن و باید تغییری در شغلشون ایجاد کنن ولی من که کار و درامد از خودم ندارم برای همین همش میگفتم چه کاری رو باید برای تغییر انجام بدم☹
تا این که هدایت شدم به فایل سفر به دور آمریکا قسمت ۲۱، خانم شایسته عزیزم متن بسیار زیبایی رو قبل از این فایل نوشته بودن در مورد تغییر که دوست داشتم اون متن رو اینجا برای خودم دوباره تکرار کنم که بدونم برای تغییر باید از کجا شروع کنم وباید چه کارهایی انجام
بدم🥰💝
تغییر»، فرمول جالب و البته سادهای داره.👌
نیازی به کوه جابهجا کردن نیست. نیازی به شق القمر کردن نیست. بلکه موضوع فقط، پسگرفتن سکّان کشتی زندگیت از دست عادتهای قدیمیای هست که، زندگی رو تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده.🥰
برای تغییر فقط کافیه، عینک🥸 توجه به ناخواستهها رو از چشمامون👀 برداریم تا:
قادر به دیدن زیباییها و نعمتهایی بشیم که همین حالا در زندگیمون وجود داره.🥰🌹
قادر به تشخیص زیباییهای خونهمون، محلهمون، شهر و کشورمون بشیم و با توجه به اونها، تأییدشون و استفاده از اونها و لذت بردن از این تجربهها، ظرف وجودمون رو آمادهی دریافت نعمتهای بیشتر و ورود به مدارهای بالاتر
کنیم.💞🤗
چراکه برای داشتن شرایط بهتر و نعمتهای بیشتر، باید ظرف بهتر و بزرگتری آماده کنیم و تشخیص نعمتهای کنونیمون و سپاسگزاری به خاطر اونهاست که ظرفمون رو رشد میده و به قول قرآن
لان شکرتم لازیدنکم میشیم.🦋🥰
تغییر به سادگی وقتی رخ میده که با فراق بال، به استقبال ماجراهای جدید میریم.😊
آدمهای جدیدی رو ملاقات میکنیم،💝
از زیر سلطهی شیوههای همیشگیمون بیرون میاییم و شیوههای جدید رو برای انجام کارها امتحان میکنیم👌🥰
برای پخت غذامون ادویه متفاوتی امتحان میکنیم و به هر شکلی شده، روزمرگی رو از زندگی دور میکنیم و به این وسیله وجودمون رو آمادهی ورود به دل ناشناختهها و تجربهی اونها میکنیم.💝👌
هرچه ناشناختههای بیشتری رو امتحان کنیم، بیشتر پی میبریم که نه تنها ترسناک نبودن، بلکه به ما فرصت تجربهای شگفت انگیز بخشیدن.🥰
با هر بار انجام یک کار جدید و تجربهی یک ناشناختهی دیگه، تواناییهای بیشتری رو در وجودمون بیدار میکنیم که بخشِ دیگه ای از عزت نفسمون رو میسازه و آروم آروم «ترس از تغییر»، از وجودمون میره و طعم زیبای امتحان شیوههای جدید، در وجودمون نهادینه میشه.😊💝🦋
با سپاس از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربونم بابت این متن های بسیار عالی و آموزنده تون🥰💝💝🙏
در پناه الله یکتا شاد، سالم، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🙏🙏🙏🥰💝🦋
اینقدررررر انرژی مثبت تو وجودم موج میزنه دارم از ذوق دیوانه میشمممم.واااای که چقدرررر این قانون قشنگه واااای که چقدرررررر شما و مریم جاااان قااااانون رو زیبا درک کردین و زیباااااااا و شیرین و راحت الحلقوم هم بیااااانش می کنید!مررررررررسی از خدای نازنینم! مرررررررسی از شما استاد عززززززیزممممم!مررررررسی از مریم جاااااانم! مرررررررسی از خودم! آره مرررررسی از خودم که فارغ از همه چیز دارم رو خودم کار می کنم ،نجواها هر چی زور میزنن که ببین این چی میشه ؟ ببین اون چی میشه؟ ببین فلانی چی میشه؟ ببین بهمانی چی میشه؟؟؟. منم میگم هیچی نمیشه!!!🤣🤣🤣🤣
خلاصه که مخلصیممممم! وقتی که صفحه ی اصلی روزشمار تحول زندگی من ۱ رو اون روزِ رویایی می خوندم و مریم جان واژه های دللللبرانه ی عششششق و آرااااامش و معجزه و ثررروت و صلح با خود و و و و رو به زیبایی بیان می کنه از خودم پرسیدم که آماده ای ؟؟؟ آماده ای بهاش رو بپردازی؟؟؟( تو پرانتز بگم که من قبلاً بارها و بارها این صفحه روزشمار تحول یا کامنت های حاوی سفرنامه ی بچه ها رو دیده بودم اما تو مدااااااااارش نبودم!!! اما خوشششششششحاااااالممممم که این بااااار بالاخره افتادممممم تو مداااااااارش اساسی یا ! یعنی ول کنش نیستم دیگه! حتی طبق هدایت الله ،کاری رو که تازه شروع کرده بودم که حسسسسابی پولساز هم هست برام،فعلاً گذاشتم کناااار !چون هدایت الله می گفت الان وقت این رسیده و اگه این سفر رو کنار بذاری، اگه حتی اون کار رو تموم هم کنی بی فایده است! منم گفتم چشم زیبای من! چشم رعنای من! چشم دلبررررر من! و عشششششق آغااااااز شد !وعششششششششق آااااااااغازززز شد! باید چشید طعم این عشق عظیم رو! نمیشه وصفش کرد! نمیشه در کلام آورد! باید زندگی کرد با این عشق ! واااااای دیوااااانه شدم! یا الله! سپاااااااااااس! سپااااااااس! ❤تو❤ را فرااااااااوان سپاااااس!)
منم گفتم آره آماده ام ! بزن بریم! بریم کشف کنیم اونچه که مریمممم جان میگه! و تعهد دادم که یا می میرم یا انجامش میدم! اینکه میگم تعهد دادم “تعهد” دادمااااااا و جالبه که اتفاقاً خانواده ام یه سرمای ساده خوردن، اما من که ازشون گرفتم یه روز سلول سلول بدنم درد می کرد و کامل تو جا افتاده بودم اما با اون حالم ادامه دادم در صورتیکه هیچ کار دیگه ای ازم بر نمیومد اما پای این تعهدم ایستادم و ادامه دادم گفتم بمیرممم این کار رو رها نمی کنم !می دونید چی شد؟ معلومه دیگه صبح که بیدار شدم از درد خبری نبود و پرررررر از انرژی بودم ! بدون دارو بدون دکتر 🤣🤣🤣 تازه ریه هام هم تکون نخورده بودن ! انگار که خونه تکونی کرده باشم تنفّسم بهتر از قبل هم شده بود، منی که هررر وقت سرما می خوردم وضعیت ریه هام تا چند مااااه به هم می ریخت🤣
فقط یه کم لاغر شده بودم! اما انرژی ام اوکی بود و من به کار روی سفرنامه به طور جدی ادامه دادم تا دوسه روز بعدش هم از بعدازظهر تا نیمه شب درد میومد سراغم اما من از درد قوی تر بودم آخه تعهد داده بووووودم نه از اون تعهدهای الکی که قبلاً می دادم! از جنس ” ایمان ” از جنس ایمانی که “عمل” همراهشه ، بهتر بگم ایمان مساوی با عمل بود! یعنی اگه سستی می کردم یعنی ایمان نداشتم!
خلاصه که هر چی محکم تر و محکم تر شدم تو این مسیر ،بیشتر بیشتر نتیجه گرفتم تو این مدت! تا اینکه رسیدم به فایل پنجم! یه کم کامنت خوندم بعد خود فایل رو دانلود کردم و گوش کردم و نوشتم و بعد دوباره کامنت خوندم و دوباره گوش کردم و هی فکر کردم و فکر کردم که خدااااا من چی رو باید تغییر بدم؟ کارم رو؟ نه! دوستش دارم و لذت می برم ازش ! نجوا البته می گفت تصوّر کن این شاگردت که خصوصی میخونه اگه نخواد بخونه و دیگه نیاد یهو یه میلیون از درآمدت کم میشه و دیگه چیزی تهش نمی مونه برات! برو سراغ یه کار دیگه! اما من گفتم نه! من کارم رو دوست دارم و دارم لذذذت می برم! فرضم اگه یه شاگردم نیاد خدا یکی دیگه رو می فرسته اصلاً ده تا دیگه رو می فرسته! بعد هم توی این کار، من هرررر لحظه دارم چیز یاد می گیرم ، و این یه نشانه ی مهمه برای من که من هر لحظه می تونم حرفه ای تر و حرفه ای تر بشم و با این که حتی نجوا چند تا ایده ی کاری هم بهم پیشنهاد می داد آخرش گفتم اگه بخوای منو با فکر کمبود و عدم فراوانی خام کنی باید بگم که سخت در اشتباهی! استاد گفته اگه دیدی درآمدت کم شد و می بینی که نشانه ها بهت از کم شدن دائمی خبر میدن شغلت رو عوض کن! من که با همون تعداد شاگرد این ماه افزایش درآمد هم داشتم و فکر کردم به آینده ی کاری خودم و دیدم خودم رو که اگه به مطالعه روزانه در کارم ادامه بدم و همین کلاس های تعداد کم رو درست و با عشق برگزار کنم این قاااااانونه که از همین راه ثرررروتمند تر میشم و اتفاقاً به یقین رسیدم در مورد کارم و حالا میگم که بعد چی شد!
بعد دوباره فکر کردم آخه چیو باید تغیییر بدم؟! داستانِ این که نجوا چه پیشنهاداتی داشت طولانیه و اینقدر بیخودن که گفتنش اینجا کار بیخودتریه😅
تا اینکه از خداوند خواستم که خدایا! من چرا دارم فکر می کنم؟؟؟ تو بگو! چرا همون اول از تو نخواستم که هدایتم کنی!؟ و اینو نوشتم رو کاغذ که چیو باید تغییر بدم؟ و بعد از چند ساعت جواب اومد “تو” این “تویی” که باید تغیییر کنی!!! منم گفتم من که دارم رو خودم کار می کنم اساسی! و شنیدم که گفت جنبه ای از خودت هست که هنوز کار اساسی ای براش نکردی! جالب شد برام گفتم اوکی پیداش میکنم! فکر کردم و کلّی مورد پیدا کردم که تو این مدت تغییرش داده بودم اما نقص داشتن با اینکه من سعیم رو کرده بودم اما تغییرا دست و پا شکسته بودن و یهو به دلم الهام شد که پوشه ی روزشمار تحول زندگی من ۱ رو گوش کن(یه پوشه ساختم که فایلای روزشمار تحول رو توش می ریزم ، یعنی هر فایلی که بهش میرسم رو از لیست پوشه ی دانلودی های گوشیم که اسمش رو گذاشتم “استاد” کپی می کنم و تو این پوشه می ریزم که روزشمار رو به همون ترتیب داشته باشم)آره منم چند دور همزمان که به کارِ خونه می رسیدم اون پوشه رو گوش کردم و دو سه باری هم فایل مدیتیشن ثروت که با صدای “خودم😘” از کامنت زیبای آقای ” سید کاظم فلاح” عزیز تو جلسه ی دوم روانشاسی ثروت ۱ (با کمی تغییر) پر کردم گوش کردم و رسیدم به جوااااااب و رسیدمممممم! خدایاااااااا شکرت از این هدااااایت! اون چیزی که باید تغییرش بدم و بهتر بگم پرورشش بدم عزت نفسمه!🤩🤩🤩🤩 آاااااااره من باید اینو درست کنم! بعد همه چی درست میشه و یا همه چی بهتر و بهتر میشه! وااااای خدای من! یعنی از دیروز تو آسمونااااام! از خوشحالی! بعد نجوا گفت ببین پس فایل عزت نفس رو بخر! گفتم الان نمیشه! گفت فلان چیز رو بفروش بعد از کل کل باهاش گفتم حرف فروش نزن که خط قرمز منه! از وقتی تو مدار درک این اخلاق استاد جان افتادم، بمیرم هم برای “نیاز” چیزی نمی فروشم چرا که این کار برای من مساویه با اجرای عملیِ باور کمبود! نه! نه!
بعد هم جدیدن از اینکه خودم پول یه چیزی رو خلق کنم و بعد بخرمش خییییلی لذت می برم،منظورم اینه قرض نکنم! خلاصه که تصمیم گرفتم که از درآمد خودم هر ماه کنار بذارم و پول محصول عزت نفس استاد رو که از درآمد خودم خلق کردم اونوقت با افتخااااار بخرمش💪💪💪اما قسمت مهم اینجاست که هدایت شدم به اینکه تو این مدت در کنار کار روی ثروت ۱ و قدم اول و سفرنامه برای عزت نفس هم کاری بکنم!چکار؟طبق هدایت شیرین الله میخوام اول از عقل کل شروع کنم و هررررر چی جواب و سوال مربوط به عزت نفس میشه رو بخونم و نت برداری کنم و بعد هم تو بقیه ی قسمت های سایت تمامی فایل های مرتبط به عزت نفس رو پیدا کنم و روش کار کنم! و اتفاقاً احساس می کنم بعد از این تلاش ها و کار کردن ها وقتی محصول رو بخرم تو مدار بالاتری نسبت به الانم هستم و حرف های استاد رو بهتر درک خواهم کرد و این شد که دیروز شروع کردم و واااااااااااااااااای که چقدر لذت بردم.خدایا شکرت خدایا شکرت.استاد عباسمنش عزیزم ممنون که چنین گوهر گرانبها و به تمام معنا نایاب رو به رایگان در اختیار بقیه گذاشتی و تنها بهایی که ما باید بپردازیم اینه که تو مدار اون آگاهی ها باشیم! شروع کردم به کار کردن و جالبه که از همون دیروز تاثیرش رو دیدم! البته قبلاً هم تو سایت در مورد عزت نفس خونده بودم و انجام تمرین جلسه ی اول قدم اول هم خییییییلی به افزایش اعتماد بنفس من کمک کرده اما به قول استاد هرررررر چی رو این مورد کار کنیممممم باااااااز جای کار داره! احساس لیاقتم دیروز بیشتر و بیشتر شد!اعتمادم به تمرین ستاره ی قطبی بیشتر و بیشتر شد! حتی توی کار تدریسم ایده های عالی ای بهم الهام شد که انجامشون دادم و شاگردام خییییلی لذت بردن و یه اتفاق جالب این بود که همه ی شاگردام طبق درخواست خودم باید هفته ی اول ماه پول ماهگرد جدید رو واریز کنن. تا حالا نشده بود که تو یه روز واریز کنن .و اینکه تقریبا هر بارم که واریز می کردن من همون موقع پیامک رو نمی دیدم و تقریبا نشده بود که همون لحظه پیش گوشیم باشم که به قول بچه ها صدای دینگ دینگ واریزی رو بشنوم! اما دیروز این اتفاق افتاد و چه لحظه زیبایی بود! دقیقاً لحظات قبل از کلاسم با یکی از شاگردام(همون شاگرد عزیز و پرتلاشم که بالاتر در موردش گفتم که خصوصی هم هست کلاسش) چت می کردم که ازم شماره کارت خواسته بود براش فرستادم ،سه چهار دیقه نشد که یهو از گوشی صدای پیامک اومد و این بار گوشی کنارم بود و دیدم این دینگ دینگ پیامک واریزی بود و اتفاقاً همین شاگردم برام واریز کرده بود و یه حس و حال خوبی بهم داد این لحظه.چون دقیقاً صبحش نجوا منو نسبت به کارم تهدید می کرد!و خدا رو شکر کردم به خاطر این حال خوبم و طبق معمول سر ساعت ۱۹:۳۰ کلاس رو با ایشون شروع کردم که حدود چهل دیقه بعد دوباره از گوشیم صدای پیامک شنیدم و باز هم یه واریزی دیگه بود.خیلی خوشحال شدم خییییلی.فقط این بار یه مسئله ای بود. من این ماه افزایش قیمت زده بودم اما این شاگردم با قیمت قبلی واریز کرده بود! نجوا بهم گفت حالا ولش کن! نمیخواد بگی! زشته! بعدم تو الان یه واریزی خوب دیگه داشتی بازم که واریزی خواهی داشت پس ولش کن! اما یه حسی درونم می گفت نه! باید مودبانه بگی! و این حق توئه!چرا باید بگذری؟.اون شاید فقط فراموش کرده باشه!همین! و طبق معمول که بچه ها عکس فیش یا اسکرین شات درگاه بانکی رو برام میفرستن، ایشون هم فرستاد. و من اول تشکر کردم و بعد هم به شوخی نوشتم گویا این ماه از من تخفیف گرفتین!یه لبخند هم گذاشتم . بعد از پیام من شاگردم گفت :مادرم میگه که به اشتباه فکر کرده بوده افزایش قیمت از فروردین ماهه و بعد عذرخواهی کرد و گفت حتماً مابقی رو واریز می کنه! منم گفتم که عجله ای نیست هر وقت تونستین واریز کنید! حدود یه ساعت بعد مابقی رو واریز کردن! اگر فقط چند روز پیش این مسئله برام پیش میومد مطمئنم که نمی تونستم بگم و با نجوا همراه می شدم! خوشحااااالممممم خیییییلی خوشحالم از تغییر مهمی که خداوند بلندمرتبه من رو به سمتش هدایت کرد از تغییرات بزرگی که قطعاً بعد از این تغییر اساسی در راهه! و حااااال دلم استاد خییییلی خووووبه.
یه چیز مهم دیگه یادم اومد که من سال های قبل گاهی می شد که تولد کسی می شد و یادمه حتی یه بار روز پدر بود و من نتونستم به پدرم هدیه بدم ! اما بعد از یکی دو ماه می تونستم و شرایطش جور بود اما خجالت می کشیدم هدیه بگیرم و بگم که برای روز پدره یا به اون شخص بگم این برای تولدته! چون فقط از زمانش گذشته بود با خودم میگفتم همون موقع وقتش بود و که چی الان بعد این همه مدت!!!!! اما امسال روز مادر نتونستم کادو بدم .اما با ذوق منتظر بودم که چند روز بعد که شاگردام برام پول واریز می کنن ، من هم برای مادرم پول واریز کنم.اما فقط یه مسئله ای بود بازم. شرایطم طوری شد که پول زیادی برام نموند و پول کمی ته حسابم مونده بود.نجوا بهم گفت ۱۵۰هزار تومن آخه به چه درد می خوره امروز! مثلاً مادرت با این پول برای خودش چی بگیره؟؟! اما من بعد از کش و قوس هایی که در جهاد اکبرم با نجوا داشتم گفتم نه! تو اینو میگی چون فکر می کنی زشته! یا که چند روز گذشته! اما من اتفاقاً باید همین قدری که دارم رو واریز کنم ! و من این کار رو کردم! واااای خدا ! مادرم اینقدر خوشحال شد مادرم اینقدر بغض کرد که من صورت زیباش رو و اون چشمان پرررر محبتش رو از این راه دور به وضوح می دیدم انگار و لبخند ملیحش رو احساس کردم و لبخند که خوبه مادرم از ذوق خندید ! خدایا از اون خنده های شیرینش که ذوق ازش می باره و من انگااااار که میلیون ها براش واریز کرده بودم خوشحال بودم و با احساس راحت و خوبی به مادرم گفتم ببخش که کمه! ان شاءالله سال دیگه بیشتر میشه و یه روزی میرسه که میلیونی و میلیاردی به شما و آقاجون هدیه بدم و چه عشششششقی بین من و مادرم رد و بدل شد.و عین همون اتفاق شیرین رو امروز تکرار کردم.برای دو عزززیز دلم.برای مادربزرگ عززززیزم هدیه ی روز مادر رو براش امروز واریز کردم .وقتی قم بودم همیشه شریکی برای مادربزرگم کادو می گرفتیم اونم اگه ایشون هم قم بودن! اما نجوا بازم دیشب که خواستم شماره کارت ایشون رو از خواهرم بگیرم بهم میگفت آخه دویست تومن پوووووله؟! خودتو چرا ضایع میکنی؟! اما من که به نجوا یه ذره هم محل ندادم! چون من اول دیشب زنگ زدم به خواهرم که شماره کارت پدر عزیزم رو بگیرم و قصد داشتم برای پدرم یه تومن واریز کنم برای روز پدر که دقت دارین که چند روز ازش گذشته! درست لحظه ای که خواهرم خواست شماره کارت بهم بده الله یکتا مادربزرگ عزززیزم رو به یادم آورد و من همون لحظه به خواهرم گفتم شماره کارت ایشون رو هم بهم بده. بعد تصمیم گرفتم برای پدرم ۸۰۰ تومن واریز کنم و برای مادربزرگم ۲۰۰تومن! اینکه رقم هارو میگم برای اینه که نجوا سر همین رقم ها با ذهن بازی میکنه! و من برااااای اولین بار از درآمد خودممممم به مادربزرگم هدیه دادم و وقتی بهشون زنگ زدم صداااااش پرررر از شااادی بود! من هم که از ذوق شنیدن صدای خوشحاااالشون تو آسمونا بودم!
و بعد هم پدر عزیزم!ایشون خیییلی به ما تو زندگی کمک کردن و خیلی جاها شده همسرم از ایشون پول قرض کردن اما ایشون پول رو از ما نگرفتن و بماند که بدونِ این که ما درخواست کنیم خودشون بارها به ما کمک کردن. و نجوا بهم میگفت اووووووه اینهمه پول پدرت داده این۸۰۰هزار تومن آخه در برابر اونا چیزی میشه ؟! یا بهم میگفت اینقدی که تو میخوای برا پدرت واریز کنی اصلا پولِ خووووردم نمیشه برا خرجای پدرت!و حتی نجوا بهم گفت: باز اگه یه تومن رو بدی به مادربزرگت یه رقم قابل توجه تری یه براش!!! واااااااااااای خدااااااااا نجوااااااا چه می کنه اگه حواسمون نباشه!اما من قاطعانه گفتم نه! به همسرم گفتم که لطف کنه و از کارت من ۲۰۰ برای مادربزرگ نازنینم و ۸۰۰ هم برای پدر عزیزم واریز کنه.و اتفاقاً به پدرم زنگ زدم و طبق معمول باهاشون صحبت کردم و بعد گفتم که چند روز از روز پدر گذشته اما شاگردای من هفته ی اول ماه برام پول واریز می کنن و منم امروز براتون مقداری پول برای روز پدر واریز کردم.پدرم خوشحال شد و به شوخی بهم گفت که از روز پدر که خیلی گذشته. الان دیگه پدر بزرگ شده😅 خلاصه با هم خندیدیم پررررر شدیم از عششششق ! جالبه که پدرم دوباره بعد از چند دیقه خودش بهم زنگ زد و با یه خنده و لذتی بهم گفت ببین فقط یه چیزی؟ گفتم جانم ! با خنده ی بلندتری گفت:کم واریز نکردی؟ گفتم آره آقاجون دوسه تا صفر کم داره که سال دیگه ان شاءالله اضافه میشه. باز بلندتر خندید و گفت: میگم کم بود!🤣🤣🤣 منم با عشق گفتم که آرزوی من اینه که براتون میلیاردی و میلیونی کادو بدم . برام دعا کرد. براااام دعا کرد و خدا میدونه چه احححححسسسسساسی بین من و پدرم رد و بدل شد اون لحظه ها! خداروشکر می کنم از این تغییرات آرام و تکاملی ای که مخصوصاً تو این دو سال و چند ماه عضویت در سایت استاد تو وجودم اتفاق افتاده! و از خداوند میخوام که کمکم کنه تا با هدایت های خودش در درونم تغییر بدم هر آنچه را که حتی ذرّه ای همسو با قانونش نباشه!
ممنونم خانم شایسته عزیز! از این چینش زیباااااااااای فایل های روزشمار تحول! ممنونم استاد عزیزم از این فایل زیبااااااا با این همه آگااااهی ناااااب!ثررررروتمندتر و ثررررررتمندتر بشی استاد عزیزم در تمامی جنبه های زندگی زیبات😘❤
با اشتیااااااااق برم ببینم فایل روز ششم چیه؟🤩
سپاااااااس! سپااااااااس! ❤ تو ❤ را فرااااااااوان سپااااااااس🙏🙏🙏🙏
و بااااز هم ❤خدایی❤ که از رگ گردن به من نزدیکتر است
به نام ربم فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمانها و زمین در دستان اوست.
دررود به استاد عزیزم و مریم جانه شایسته ی عشق و همه هم پاره های من درین مسیر الهی.
استاد عزیزم مریم جانه شایسته گفتند که برای این قدم بنویسیم که چه کارهایی رو میخواهیم انجام بدیم و لازمه که انجامشون بدیم برای روند رو به رشد و تکاملیه زندگیمون.
بله میخوام بگم با شنیدن این فایل که مثه الماس میدرخشه از آگاهی های نااب لازم دونستم در واقع برای خودم اینارو بگم که هم به یاد بیارم و هم بعدا بدونم از کجا شرووع کردم.
استاد شاید حداقل 5 بار این فایلو گوش کردم اصلا اشک از چشمانم جاری شد به این خاطر که چقدر خدا منو دوست داره که برای هدایتم منو درین مسیر الهی قرار داده خدایا هزاران بار شکرت.استاد جان من از طریق فایل های دیگه به این اصلی که گفتید هدایت شده بودم در 4 سال پیش تقریبا اما هرآنچه خدا بهم واضح مسیر رو میگفت من عمل نکردم.اون زمان با فایلی که در مورد پونزی میگفتید این آگاهی هارو دریافت کردم که فقط روی خدا حساب باز کنم و این حس یعنی حمایت بی قید و شرط خدا وقتی که بهش تکیه میکنیم و به الهاماتش گوش میکنیم تماما وجود منو فرا گرفته بود منتها یه جاهایی باورهای اشتباهی داشتم در مورد وابستگی به غیر و همین یک باور بخاطر اینکه بسیار ضعیف بود یعنی منفی بود در واقع منجر شد من این حس قوی رو نادیده بگیرم با اینکه تماما فریاد میزد نگین مسیرت اشتباهه.من برای اینکه به فردی ثابت کنم بخاطر اصرارها و دورنمای فوق العاده قشنگ از تصمیمی که میگیریم وکالت فروش زمینمو بهش دادم و این شد یک دلیل محکم برای ادامه پیدا کردن مسیر اشتباهی که بیرون اومدن ازش بسیااار سخت شده بود و شد عاملی که اون شخص بتونه به زور منو نگه داره.
وقتی فکر میکنم میبینم خدا فریاد میکشید نگیین نکن من از طریق سید حسین عباسمنش بهت گفتم که تو باید باور کنی خوودت میتونی سرمایتو چندین برابر کنی خودت میتونی پول بسازی فقط باور کن و عمل کن.خدا فریاد میکشید نگین جانم من و تو باید رابطمون عالی تر بشه تو برای آرامش نیازی به رابطه با هیچ کس و تلاش برای استحکامش نداری و فقط باید روی خودت کار کنی تا با رشد فرکانست روابط و انسان های بهتری رو ملاقات کنی و از بودنشون لذت ببری و رشد کنی.خدا خیلی باهاممم حرف میزد امااا من از زندگی و تلاش خسته شده بودم و خودمو رهاااا کردم و این رها کردن و ادامه ندادن و قدرت رو به غیر خدا دادن نتیجه ای جز این برای من نداااشت که الان سه سال هستش که از طریق قانون به دنبال زمینم هستم و اما نکته خوبش اینجاست که من تونستم باز به آغوش گرم خدا برگردم و خودم رو از مدار اشتباه سیکل روابط اشتباه بیرون بیارم و دلمو قرص کردم و گفتم خدایا دیگه اشتباه سابق رو نمیکنم و من میخوام و تو بیشتر از من میخوای و من انقد پول میسازم که ملک و زمین های هزاران برابر با ارزش تر ازین زمینم میسازم اما اجازه نمیدم دیگه هرجا بهم الهام کردی مسیر درست رو بهش پشت کنم و ارزش خودم رو درک میکنم که من با ارزشترین دارایی خودم هستم و تا زمانی که خودم و روح پهناور و نورانی من سیقلی و پاک باشه و براحتی الهامات خدارو دریافت کنه در هر لحظه و عمل کنه دیگهه هیییچ چیز ارزش خاصی نداره.
استاد جاانم من زندگیمو بازم نجات دادم و مسیرم رو از نشتی های انرژی پاک کردم و به لطف ربم بعد ازین تصمیم و عمل کردن به الهاماتم سیر رشد و تکاملم سریع شد و خدارو هزاران بار سپاس با این هدایت های لحظه به لحظه و همیشگیش.
درمورد تمرین این قسمت از روزشمار تحول زندگی من همونجور که خانم شایسته عزیز گفتن که بنویسیم چه کارهایی رو باید انجام بدیم و الان ضرور ی ترینه من الویتم مسیله سلامتی جسمی و روحی و افزایش سطح انرژی بدنم با تغییر شیوه غذاییم بود و همینطور یادگیری زبان ترکی بود برای رسیدن به شغلی که دوسش داشتم یعنی تورلیدری که نشانه هایی مثل همین شغل تورلیدری که در ایران دچار محدودیت بود باعث شد من تصمیمم برای مهاجرت به کشور زیبای ترکیه و شهر استانبول قویتر بشه تا بتونم اینجا بدون محدودیت به این هدفم برسم اما وقتی اومدم این تمایل در من کمرنگ تر شد و حسم میگفت که این سلسله نشانه ها برای این بوده من به درجات دیگری برسم و اهداف بزرگتری در من شکل بگیره خصوصا بعد از دیدن این فایل که شما گفتید ده سال آینده خودت رو ببین و این باعث شد من بشینم و با خودم فکر کنم که چرا من استعداد اصلی و اولیه و چیزی که به وضوح از کودکی همه هم بهش پی میبردن رو فراموش کردم و واجب نمیدونم بر خودم با این همه مسیرهای واضح که میتونم ازشون پول بسازم و از استعدادم و ترکیب سایر توانایی هام حسابی پول بسازم و باااید خوودم پول بسااازم و این باور رو در خودم پولادین بسازم که ارزش من از انتخاب شدنم توسط انسان های ثروتمند و ثروت ساز نیست بلکه من خووودم با اینکه زنم اما میتونم مثل خانم شایسته عزیز هم به زندگی زناشوییم برسم و هم پول بسازم و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی بکنم و همییینطور قدرت مانور خودم رو در زمینه خرج کردن و هزینه کردن و داشتن الویت هام افزایش بدم.چون درآمد خودمه و یه حسی در من قلیان میکنه که نگین تا الان تمرکزت رو رشد شخصیتت بود و هیچ وقت اصلا به این فایلای ثروت ساز به این عمق هدایت نشده بودی چون خودت از اعماق وجودت اینو نخواسته بودی و حالا که خواستیش این هدایت های روشن رب یکتا رو با جانه دل بپذیر و قدم بردار و ایمان داشته باش که بهترین ها و بی نظیرترین ها در انتظارته.خصوصاااا که به لطف گوش دادن به هدایت های ربت الان شرایطی رو با باورهای قبلیت ساختی که فوق العاده هست برای برداشتن قدم های بعدیت در یک بستر بی نظیر و پر از آرامش و قطعا یک نقطه عطف بی نظیر هست برای من.خانم شایسته قدم بعدیم اینه دست از لجاجت بردارم و برم بازم استعداد ریاضی و محاسبات و هوش عاطفیم و درک انسان هارو بارورتر کنم و ازش پول بسازم تا با جنبه های جدید زیبای خودمم مواجه بشم و چی لذت بخش تر از کار کردن روی خود ارزشمندمون.
خدایا هزاران بااار سپاااسگذارتم و هزاران بااار ممنونتم بخاطر این هدایت های نابت و این نظم بی نظیر و قوانین بی برو برگشتت.
در پناه رب کسی که قدرت آسمانها و زمین در دستان اوست و برای تو مادر میشود پدر میشود ثروت میشود رفاه میشود حال خوب میشود روابط بی نظیر میشود به شرط پاکی دل و عمل به الهامت روشنش باااشید.
استاد واقعا گوش دادن به این فایل برام سخته ، اینقدر سخت که من حتی کامنتها و توضیحات رو میخوندم ولی حاضر نبودم یکبار دیگه به این فایل گوش بدم و خلاصه برداری کنم و کامنت بنویسم
اینقدر مقاومت های ذهنیم روی این فایل و گوش دادنش حتی برام زیاده که حتی واقعا حالم بد میشه یکبار دیگه گوشش بدم
این حجم از مقاومت قبلن بود من دفعه ی قبلی که روزشمار فصل اول رو انجام دادم یادمه چندین روز بعد از گوش دادن این فایل حالم بد بود
یعنی تاثیر برعکس😂
به این خاطر که من فقط بدی های این فایل رو گوش میدادم
هممون ذهن منفی گری داریم که همش دنبال منفی هاست و دقیقا ذهن منم این کار رو انجام میده توی زندگیم که یک نمونش میشه برای این فایل
چون فقط میاد باورهای منفیش رو میکشه بیرون و برام تکرار میکنه
مثلن میگه اینجا تغییر میخوایا منتظر چک و لگد های جهان باش ، اونجام تغییر میخوایا منتظر اتفاقای بد تر باش، زود باش تغییر کن که اوضاع بده ، نمیدونی کجا باید تغییر کنی؟ وای به حالته که اوضاعت افتضاح قراره بشه وقتی نمیدونی کجا رو باید درست کنی
و اینا نمیزاره من به این مدل فایلهاتون دوباره و دوباره گوش بدم
ذهنم نمیاد بهم بگه خوب اینجا فهمیدی تغییر نیاز داری یک شبه برات تغییر نمیکنه ، ولی همینکه فهمیدی و داری قدم برمیداری هر روز حله جهانم کمکت میکنه
بهم میگه در عوضش نه بابا یک شبم میتونی درستش کنی ، چرا اون موقع برخلاف اون تغییره رفتار کردی و بدبخت شدی ، بدو زود باش دیر شده
ذهنم بهم نمیگه خدا بهت نشون میده از طریق نشونه ها که کجا الان نیاز به تغییر داری؟
در عوض بهم میگه خاکتوسرت بدبختی که نمیدونی کجا تغییر باید بکنه
و این ذهنه بد جور کار دستم داده توی حوزه ی مالیم و شغلیم
خیلی بدجور
به خاطر ترسم از آینده نامعلوم ، به خاطر اینکه میترسیدم نکنه اون چیزی که بقیه میگن به حقیقت بپیونده ، باور نکردن اینکه افکار و باورها و فرکانسمه که داره زندگیم رو میسازه ، به خاطر ترس از اینکه نکنه نشه
من توی کار مورد علاقم مهارتم رو بالا نبردم ، و کار نمیکردم ، کار میکردما ولی با کار نکردن بهتر بود😂
خلاصه آقا جان من توی این ذهن منفی نگرم خیلی نیاز به تغییر دارم
و دقیقا همون نکات فایل های قبلی که گفته بودین روزه بگیر و نکات مثبت رو ببین و همینطور به خاطر اینکه من دارم روی یوتیوب الان کار میکنم و هر روز تولید محتوا دارم روزی دو تا فایل من میزارم(3 الی 4 ماه شده الان) و عملن کل روزم درگیرم به خاطر این موضوع
کمتر فوکوس کردم روی منفی و دقیقا توی این 3 4 ماه کانالم ترکید ، و فقط توی همین چند ماه حدود 600 ساب و چند ده هزار ویو داشت کانالم در صورتی قبلش اینطوری نبود و دقیقا این موضوعات اونم حالا با اینترنت فوقالعاده ی ایران😂 آمار عالیه از نظر خودم حالا بقیه نظرشون چیه بماند
و دقیقا باعث من برای اولین بار ماه پیش اولین 1 ملیون تومنم رو از کار مورد علاقم بسازم😍
تمام اینا وقتی اتفاق افتاد که دقیقا ماه مهر یعنی 3 ماه پیش من دیدم توی یک موضوعی توی کاری عاشقشم ضعیف که هیچی زیر خط فقرم و باید یادش بگیرم
وقتی قبول کردم و رفتم یادش گرفتم و هنوزم البته در حال یادگیریشم ، ایده برام اومد که خوب چه طوری تولید محتوا کنم در موردش و بعد کانالم ترکید😃
اینقدر ترکید که من به همکارام سرکار میگفتم یا دوستام میگفتن بابا اعتراضاته ، اینترنت خرابه ،کسی حوصله نداره ویدیوهاتو ببینه چه طوری 50 هزار تا 30 هزار تا و 20 هزارتا داری ویو میگیری تو؟
بعد من میگفتم خب دارم میگیریم دیگه تازه اینقدرم افراد جدید دنبالم کردن😌
این یک موردو که من انجام دادم همین ماه مهر گفتم آهان پس اینه اکن چیزی که کارمو بهتر میکنه
گفتم خوب حالا وقتشه برم سراغ یک مورد دیگه که توش افتضاحم و بلدش نیستم
اون طراحی چهره بود ، حدود 5 روز پشت سر هم انجامش دادم تولید محتوا و اینا رو داشتم
که توی کلوپمون یک سبک جدیدی کشف کردم از خودم😂 که باحال بود و حس خوبی بهم میداد
بعد ایده اومد ، برو از آدمای غریبه با همین سبکه طراحی کن هم چهرتو تمرین کردی و هم کارتو تبلیغ کردی و هم مردم رو خوشحال میکنی
و دقیقا اون ویدیو ها یکیش تو اینستا و یتیوب همین چند روز پیش خداوند برام تبلیغشون کرد و در مجموع 40 هزار نفر دیدنشون😃
و جالبه حتی ویدیو ی بلند این ایدمم با اینکه بیکیفیت ترینننننن ویدیو ای بوده که تا الان گرفتم ویوش باور نکردنی بوده با توجه به مدت زمانی که آپلودش کردم🤷🏻♀️
من تو این مورد دیدم که بابا من مهارت ندارم نتیجه مالی رو برای چی انتظار دارم بیاد سراغم
و گفتم اصلن کار من نیست مشتری پیدا کنم من باید رشد کنم
و بعدش بوووومممم😌
الان فقط کافیه این رسپی رو همینطوری تکرارش کنم در هر موردی
مخصوصا توی مورد کنترل ذهن که الان یاد گرفتم نتایج گذشته ی خودم ، نتایج دوستانم و موارد فراوانی ای که پیدا میکنم رو هی به خودم تو ذهنم بگم
بحث در مورد فراوانی شد ، من حدود یک ماهه تمرکزی رفتم و مثال های فراوانی رو هم روشون کار میکنم و با تعدادی از دوستان سایت که خارج از سایت هم باهاشون ارتباط دارم به اشتراک میزارم و نمیدونم چه طوری این مطالب داره دست به دست میچرخه👀🤷🏻♀️
یکی از دوستان پیشنهاد داد داخل سایت هم بزارم تا بقیه هم استفاده بکنن
…………………………..
این ویدیو در مورد مستر بیست هستش پردرآمدترین و بزرگترین یوتیوبر جهان و این دو نفر اومدن درآمد مستر بیست رو فقط از یک دونه کانالهای یوتیوبش حدس زدن نمیدونم سالانه یا ماهانست ولی اگه بازم سالانه بگیرم رقمش خیلی بالاعههه
850 ملیون دلار ناقابل ، به پول ایران میشه 23 هزار ملیارد و 800
اگر بگیم این سالانه بود درامد یک ماهش فقط از یک کانال یوتیوب حدود 2 هزار ملیارد
بعد مثل اینکه این آقا کانال های دیگه ایم داره ، حتی رستوران هم داره و درامد اونا حساب نشده تازه
فکر کنید داری حال میکنی لذت میبری ویدیو ضبط میکنی و درآمدت در ماه 2 هزار ملیارده
چه قدر ثروت فراوانه که از این کار به این سادگی میشه اینقدر درآمد داشت
پول دراوردن راحته و آسونه و همراه با لذته
یه ویدیو جالبم پیدا کردم از 100 یوتیوبر ثروتمند کل دنیا
رتبه اول 790 ملیون دلار احتمالا داراییهاش بوده که به پول ایران میشه 22 هزار ملیارد
دلم میخواد بدونم درآمد خود یوتیوب چه قدره که این تعداد آدم دارن از برنامش کسب درآمد میکنن اونم با این ارقام
چون همونطور که میدونید یوتیوبر بودن جز شغل های پول ساز دنیا حساب میشه (البته به باور عموم)
بعد فکر کنید چه قدر ثروت هست و میشه ساخت و فراوانه که اینا فقط 100 نفر فقط برای یوتیوب بودن دیگه بقیه ی دنیا و بقیه ی آدم ها هیچی👀
خدایا شکرت به خاطر این همه ثروت فراوان ، خدایا شکرت که میشه اینقدر از راه های ساده درآمد ساخت ، خدایا شکرت که پول ساختن اینقدر راحت شده ، خدایا شکرت که من در مدار این آگاهی ها هستم ، دارم میبینم افراد چه قدر درآمد و دارایی دارن
دقیقا همزمان با اینکه من داشتم این متن رو مینوشتم یک فردی صداش به من میرسید که میگفت طرف 220 ملیاردددد!برداشته برده ، این خیلی زیاده و چه قدر پوله و از این حرفا
بعد من داشتم درآمد 22 هزار ملیاردی فقط یک نفر رو میدیدم که از راه درست و حلال به این درامد بیشتر رسیده
واقعا خدایا شکرت که میتونم این مبلغ ها رو ببینم و بدونم که هست تو این دنیا
و دقیقا امروز داشتم فکر میکردم من میخوام چه قدر درامد ماهیانه داشته باشم اول گفتم هزار ملیارد ، بعد یکم فکر کردم گفتم خدایا این کمه برای تو 17 هزار ملیارد میخوام ماهانه ازت😌
و قطعا بهش میرسم چون از خودش خواستم و فقط اونه که میتونه این خواستمو اجابت میکنه
………………….
این از مورد فراوانی امیدوارم که باورهای دوستانم یک تکون حسابی بخوره😃
سالها پیش من در یک شرکت مشغول به کار بودم شرکت به خاطر اوضاع نابسامان کنونی اضافه کارو برداشت و تحلیل نیرو میکرد
و در آمد مان تا دویست هزار تومن کاهش پیدا کرده بود
من یکروز به همسرم گفتم که میخوام برم بازار جنس بیارم بفروشم حقوقم کفاف زندگی رو نمیداد
همسرم گفت تو چند سال پیش بازار بودی بازم میخوایی بری بازار
گفتم آره من نمیتونم با این حقوق زندگی کنم و باز برمیگردم بازار
یه روز مرخصی گرفتم رفتم پیش دوستام که تولیدی داشتن سفارش جوراب دادم دو پالت بزرگ جوراب گرفتم آوردم خونه یکی از اتاقارو پر جوراب کردم و هر روز چند جین میبردم و میفروختم
تا اینکه اوضاع کار خیلی وخیم شد و منم سر یه موضوعی که کامنتشو گذاشتم از شرکت پرتم کردن بیرون
قبل از اینکه منو از شرکت اخراجم کنن من شروع به تغییر کرده بودم تا زمانی که من از شرکت اخراج بشم برا خودم شغلی دستو پا کرده بودم
که بعد از اون چسبیدم به کارم و روز به روز بهتر و بهتر میشد و منم خیلی از کارم راضی بودم
بعد دوسال که من از شرکت اخراج شدم چهل ملیون دادم وسایل خونه خریدم سال سوم یه وانت صفر برا کارم گرفتم و زندگی فوق العاده ای برای خودم درست کردم سال چهارم اخراجیم 83 ملیون دادم خونه ای که توش میشستمو خریدم
چون من این و نمیدونستم و از قانون آگاهی نداشتم به هیچ عنوان یک سری مشکلاتی برام پیش اومد که تو کامنتایی بعدم خواهم گفت
فقط اینو میگم که خواستن توانستن
فقط الان با آگاهی کامل دارم پیش میرم و خدای خودمو الان طوری دیگه میشناسم
و دوباره شروع کردم و الان با آموزهای استاد عزیزم دارم پیش میرم
روز فوقالعاده ای داشتم و خدارو سپاسگزارم این روز قشنگم
فایل دوست عزیزم رضا رو دارم دنبال میکنم امروز وقتی داشتم فایل و نگاه میکردم و گوش میدادم که
رضا چطور تغییر کرده دوستم بعضی جاها نمیدونستم بخندم یا از شوق گریه کنم چقدر به من انرژی داد و حالمو خوب کرد و خودمو وقتی گوش میدادم تحسین کردم که منم همین کارو تو کارم دارم انجام میدم عاشق خودم شدم و گفتم دمتگرمهاشم سنسور پیش من داری
خدا جونم سپاسگزارم بابت این دریای نور که چقدر منو آگاه کرد این سایت و دوستان فوقلعاده ام و استاد عزیز تر از جانم که تو یه مسیر هستیم و داریم پیش میرم وای که چقدر حالم خوبه و شکر گزاری این لحظهام هستم
چه ایدهی جالبیه هر چند وقت یکبار باورها و دیدگاهها و کارهای خود را مورد بازنگری قرار بدیم و متناسب با تغییرات جهانی در آینده درباره آنها تصمیم گیری کنیم
فتوگرامتری علم تبدیل عکس به نقشه هستش که عکس ها را قدیما با هواپیما از روی منطقه یا شهر می گرفتن و الان با پهپاد هم عکسبرداری میکنند
یه استاد فتوگرامتری داشتیم که دهه 50 و 60 مدرکشو گرفته بود و از اون موقع این علم با توجه به پیشرفت های بشری که در این نیم قرن اتفاق افتاده بود کلا این رشته زیرورو شده بود از کیفیت دوربینهای عکسبرداری و روشهای عکسبرداری گرفته تا روشهای تحلیل و سرشکنی خطاها و gps و نرمافزارهای این رشته و …
ولی با وجود تغییرات وسیعی که در این حوزه اتفاق افتاده بود این استاد متناسب با هر تغییر خودشو به روز کرده بود و الان از جدیدترین روشها و ترفندها هم آگاه و وارد بود و آنها را در کار و تدریس خودش به کار میگرفت
چه خوبه که ما هم باورهای پوسیده خودمونو که در یه فایل آنها را به دیوار سیمانی سیاه رنگی تشبیه کرده بود و باید برای جایگزینی آنها مرتب باورهای جدید مرور کنیم دربارشان صحبت کنیم و بنویسیم درست مثل رنگآمیزی سیمان سیاه که با یک بار رنگ آمیزی تغییر چشم گیری در ظاهر آن اتفاق نمیافتد اما اگر چند بار آن را مجدد تکرار کنیم سیاهی سیمان دیگر مخفی میشه ولی باید این کار مرتب تکرار کنیم وگرنه پس از چند وقت دوباره این رنگ لایه لایه میشه و سیمان دوباره از زیر پیدا میشه
ما هم باید مرتب دیدگاه و افکار و باورها و رفتارها و کارهای خودمونو بازبینی و آپدیت بکنیم تا هز تغییرات جهانی بازنمونیم
خدایا ما را به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه کسانی که بر آنها خشم گرفتی و نه گمراهان
آمین
نعمتهایی که مرتب باید آنها را یاد کنیم و آنها را بخاطر آوریم و بابتشان خدا را شکر کنیم تا با این کار نعمتهایی از این دست را بیشتر وارد زندگی خود بکنیم چرا که یاد کردن و شکر خدا کردن بابت آنها توجه ما را به سمت نعمتهای خدا بیشتر میکند و به نکات مثبت این نعمت ها توجه میکنیم و فرکانس دریافت نعمتهای بیستر را به خدا میفرستیم و در نتیجه نعمتهای از این دست بیشتر جذب میکنیم
از استاد به خاطر این فایل تشکر می کنم و خدا را سپاسگذارم که من را در مدار دریافت این آگاهی ها قرار داد خدایا شکرت
درود فراوان و هزاران شکر برای هدایت شدن به این صفحه
وقتی اولین بار با جستجوی نام یک استاد وارد سایتشون میشی و با بخش شگفت انگیز “هدایت” روبرو میشی و بعد چنین فایلی برات باز میشه (که گویا فایل ها برای افراد، یکسان نیستن)
چی می تونی بگی جز این که در نقطه ای ایستاده ی که تک تک جملات این فایل حرف داره برات و خودش نشونه س که همون تغییری که مد نظرته رو باید انجام بدی.
خوشحالم که نشونه ها رو اینجا هم دیدم و امیدوارم، بهشت رو با صحبت های استاد زندگی کنیم همگی.
سلام خدمت استاد عزیزم که همیشه جاه طلبنه زندگی کرده و به زندگی باکیفیتی دست پیدا کرده و بالا ترین استاندارد های زندگی رو داره به من یاد میده
استاد ممنونتم این روز ها عین یه مربی که گوشه تشک میشینه و شاکردش رو کوچ میکنه شما هم با اموزش هات داری منو کوچ میکنی منم که کشتی گیر تیز هوشی هستم گوشامو تیز کردمو کلامتو که کلام الهی هست و بوی رفاه موفقیت کامیابی میده رو با گوش جان میپذیرمو میزنم نجواهای شیطانو باهاشون ضربه فنی میکنم خخخخخ چقدر هم داره خوش میگذره خدارو شکر خدایا شکرت که هر لحظه من رو هدایت میکنی به روی خوش تری از زندگی
راستی خیلی مخلصیم خانم شایسته ببخشید سلام من به استاد طولانی شد من همیشه دست بوس معلمان زندگیم در طول زندگیم بودم
ازتون سپاس گذارم خانم شایسه بابت متونتون که خیلی در تفهیم فایل ها کمکم میکنه
خیلی وقت ها خوندن متن ها بار بیشتری در دریافت اگاهی ها برام داشته ممنونتم خانم شایسته مهربان
خب خدارو شکر من خیلی به این موضوع که استاد گاهی بیان میکنه که تا زمانی که شخصیت تغیر نکنه اتفاقی نمیفته فکر میکردم
من پارسال مبالغ خیلی زیادی رو نتونستم به طرف حسابام پرداخت کنم و مجبور شدم خونه و ماشینمو بفروشم تا چک پاس کنم
اوضاع مورد دلخواهم نبود و همینطور داشت به صورت نا دلخواهی پیش میرفت اصلا هیچ اصولی برای کسب کارم نداشتم یعنی یه مشت اصول بی پایه و بی اساس داشتم مثل چکی کار کردن مثل پول دستی گرفتن مثل حراج زدن در کسب کار مثل ارزان فروشی گردن کج کردن جلوی مشتری طلب کار و دوست اشنا و..
که همینطور داشت وضعیتم رو بد تر میکرد تا این که نزدیک عید شد و من دوباره داشتم این روند بد رو تکرار میکردم یعنی میخواستم برم برای فروشگاه هام خرید کنم به صورت چکی
البته که همینطور داشتم به دیدن فایل های رایگان ادامه میدادم
دو سه بار هم رفتم پیش تولید کننده ها تا برای مغازه هام خرید چکی انجام بدم ولی حالم بد میشد احساس بدی بهم دست میداد و خرید نمیکردم میگفتم بعدا میام تا اینکه فایل های نتیجه دوستان روی سایت اومد و اقای عطار روشن از نتایجش صحبت میکرد
اون روز ها من به گفته استاد که به واضح ترین شکل بیان کردند خرید چکی پول دستی حراج در کسب کار ارزان فروشی ونسیه فروشی رو برای همیشه در زندگی گذاشتم کنار و خدارو شکر مبالغ زیادی از بدهی ها رو پرداخت کردم و اوضاع خیلی خوب داره پیش میره عمیقا احساس میکنم که در مسیر درستی هستم حالم خیلی بهتره کلی کار جدید دارم انجام میدم که طی 7سال گذشته که دارم در شغلم کار میکنم انجام نمیدادم تصمیمشو داشتم ولی انجام نمیدادم فروش اینترنتی رو میگم خیلی وقت بود میخواستم شروع کنم ولی شهامت و جسارت تغیر نداشتم هم بخاطر بدهکاری بود هم ترس هم عملگرا نبودن و این همه تغیر به لطف خدای هدایت گرم که سپاس گذارش هستم در روند کسب کار من ایجاد شد که خیلی اینده خوبی داره مثال مشخصش میشه استادکه به وضوح میشه ارامش اسایش رفاه ثروت و سلامتی رو در زندگیش دید ایا از چک استفاده کرده خیر ایا پول دستی یا وام گرفته خیر ایا حراج میزنه در کسب کارش خیر ایا پول میده برای تبلیغ خیر ولی بهترین نتیجه رو گرفته بله این واقعیت و غیر از این دروغ مسیر های دیگ مسیر های درستی نیست
حالا من ی تصمیم همین الان میگیرم تا تغیری در زندگی و کسب کارم ایجاد کنم که اینده بهتری داشته باشه من در کسب کارم شریک دارم به زودی که تمام بدهی هارو به امید الله پرداخت کنم و خانه ای که پارسال برای پرداخت چک فروخته شد رو برای شریکم بود بخرم و بعد کسب کارم رو کاملا شخصی کنم چون استاد داشتن شریک رو اشتباه میدونه و من دا م این اشتباه رو لمس میکنم در صورتی که شریک من بهترین شریک کاری هست و این بنده خدا اذیت ازاری نداره برای من در کسب کار ولی باز هم میخوام با تکیه به الله یکتا تنها کار کنم خودم و خدا تنهای تنها میخوام بیشتر برای کسب کار اینترنتیم وقت بزارم انرژی بزارم تا ازادی زمانی و مکانی بیشتری رو تجربه کنم و ثروت بیشتری رو خلق کنم
میخوام برم تو دل ترس هام میدونم که خدا در این مسیر راه رو برام هموار میکنه و همه چیز برام اسون میشه خدایا سپاسگذارم ازت الهی شکرت
انشالله هرجا هستید شاد سالم و ثروت مند در پناه الله مهربان باشید
بنام خدای عزیزم ک هر لحظه مرا هدایت میکند ب مسیرهایی ک منتهی ب خواسته های من است❤
سلام ب مریم عزیز و استاد عباسمنش بزرگوار و دوستان و همسفرهای مهربان 🤗❤
امروز پنجمین برگ از این سفرنامه رو ب لطف خدای مهربان مکتوب میکنم و ردی از خودم درین سفر متعالی و درین مسیر نزدیک شدن ب خود و خدایم بجا میگذارم🌹💓😊
قبل از هر چیز دوست دارم تحسین کنم مربم عزیزم را برای طراحی این سفر متعالی ک برکات و حال خوب و ایمان قلبی رو برام همراه داشته🤗❤
خب بریمسراغ فایل روز پنجم…
باز هم اشاره ی زیبا و متفاوتی ب باور فرکانسی شده و چ خوب و منسجم از ابتدای این سفر باورهای عالی رو تکرار و تکرار و تکرار کردیم و هم لذت میبریم و در مسیر اگاهی هستیم و هم خیلی ریز و مجلسی باورهای قدرتمند کننده در نهاد ما نقش میبنده و این فرایند فوق العاده طراحی مریم عزیرمه ک دستی است از دست های خدا❤😙🤗(فرایند تولید باورهای عالی)
چ اشاره ی زیبایی شده بود در متن نوشته ای ک توو این قسمت بود…اینک هدف خداوند گسترش این جهان هست…و اینکار با پاسخ دادن ب فرکانس های ما اتفاق میوفته…چ خوب و چ عالی…اینک هدف ما در راستای هدف و نیت و فکر خداونده..و این هماهنگی و همراهی و در روند جهان بودن براحتی ما رو ب خواسته هامون میرسونه…مثل شنا کردن در مسیر جریان رودخونه…🌹🙄❤
اینجای نوشته ها و خلاصه نویسی دلم ضعف کرد از خوشحالی…ک رسیدن من ب خواسته هامکمک ب جهان میکنه تا ب هدفش برسه و یا شایدم جهان برای اینک ب هدفش برسه منو ب خواسته ام میرسونه 😋😊خلاصه ک یک معامله ی دو سر طلا هست…معامله ی سود سود🤗👌🏻❤
الان ک حسم خوبه طبق قانون باید اتفاقات خوب برام بیوفته❤😙چ خووووووب….هم اگاهیم میره بالا و هم اتفاق خوب برام میوفته در طول این سفر🌹😘
و اما نیروی هدایت الهی ، همان نیرویب ک هر لحظه با زبان نشانه هابا همه ب ما صحبت میکنه و کافیه ما حواسمون بهش باشه تا خیر و شر رو بتونیم تشخیص بدیم و ب مسیری کمیخوایم هدایت بشیم توسط این نیروی عالی و خدایی…
چی میشه ک گاهی این هدایت رو نمیتونبم ببینیم؟؟؟ نبود ایمان
ایه ۵۰ سوره طه ( رب ما کسی است کنعمت وجود ب همه ی موجودات بخشیده است و سپس انها را هدایت کرده است)🤗👌🏻
نشانه ها میان و ب ما میگن ک باید چیکار کنیم مثلا نشانه ها ب استاد گفتند ب فکر تغییر شغلت باش و ب این ترتیب استاد از اینده ای ک برا دوستشون پیش اومد در امان موندن چون ب نشانه ها گوش کردن و تغییر کردن👌🏻💖🤗
درس این قسمت از سفر…نشونه ها رو جدی بگیر…از هبچ نشونه ای غافل نشو و ببین نشونه ها میخوان چچیزب بهت بگن…
درس دوم…از تغییر نترس…و با ایمان بزن ب دل ترس ها و تغییر…خداوند پشت ترس هات منتظرته ک پاداش ایمانتو بهت بده😍🤗
پایان روز پنجم
❤
به نام خالق رشد وشکوفایی
سلام
سالهاست ترس هایم پاشنه آشیل رشد وتغییر زندگیم هستند سالها وکیلومتر ها وساعت ها من رو از مکانی وشخصیتی که باید باشم دورنگه داشتن.سالهاست من زمین وزمان وخداو اسلام وخانواده وشهرم رومسول عقب ماندگیم وعدم رشدم میدونم انگار هیچ شخصی به نام من وجودنداره که بلند بشه وتکانی به خوش بدهد وراه بیفتد هروز بهونه وبهونه وایراد وغروگله وشکایت هر روز پسرفت رشد وپیشرفت سن وباز ترس وترس وترس
دیگر از منتطرماندن برای یه ناجی که بیاد ونجاتم بده خسته شدم دیگه از غیر خودم نامیدم دیگه میخواهم خودم راه بیفتم ورشد کنم من سالها تفریح وخوشی وثروت وروابط خوب وزندگی عالی به خودم بدهکارم مدیون جهانم من گناهکار وتقصیر کارم عالمم چون هر ساعت وهر روز وهر سال به من مهلت داده شده من غفلت کردم طلوع های اسرارآمیز هرروز رو نادیده گرفتم صبح های پراز شروع تلاش رو نادیده گرفتم فرصت های پیشرفت ویادگیری رو نادیده گرفتم اینقدرتلاش پرااز شور وهیجان به جهان بدهکارم که نگو اینقدر ساعت های پرشور نشاط یادگیری به خودم بدهکارم که نگو اینقدر سازندگی روح وجسم به خودم بدهکارم که نگو …
خدارو شکر که هدایتم کرد به مسیر درست واصلی به راه اصلی جهان مسیر،حرکت ویادگیری،مسیر جستجووکاوش،مسیر قدکشیدن روحم ،مسیر رسیدن به اصالت جهان مسیری پراز نشانه وهدایت پراز رنگ خدا پراز شادی وکامیابی مسیری سرتاسر خوشبختی وسعادت
مسیری برپایه تکامل گوهر گم شده من دراین همه سالی که گذشت وصد حیف که با چشمانی نابینا گذشت بادلی زنگارگرفته گذشت وصد شکر که باقی به برکت روشنی نور الهی خواهدگذشت …
خدایا چنان کن سرنجام کارتوخشنودباشی ومارستگار
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
🦋با سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربونم و دوستان عزیز سایت🦋
من وقتی فایل رو گوش کردم همش با خودم فکر می کردم که چه جوری می تونم تغییر کنم برای تغییر باید چه کارهایی رو انجام بدم🤔
همش فکر می کردم این فایل فقط مال اون هایی که کار و درآمد دارن و باید تغییری در شغلشون ایجاد کنن ولی من که کار و درامد از خودم ندارم برای همین همش میگفتم چه کاری رو باید برای تغییر انجام بدم☹
تا این که هدایت شدم به فایل سفر به دور آمریکا قسمت ۲۱، خانم شایسته عزیزم متن بسیار زیبایی رو قبل از این فایل نوشته بودن در مورد تغییر که دوست داشتم اون متن رو اینجا برای خودم دوباره تکرار کنم که بدونم برای تغییر باید از کجا شروع کنم وباید چه کارهایی انجام
بدم🥰💝
تغییر»، فرمول جالب و البته سادهای داره.👌
نیازی به کوه جابهجا کردن نیست. نیازی به شق القمر کردن نیست. بلکه موضوع فقط، پسگرفتن سکّان کشتی زندگیت از دست عادتهای قدیمیای هست که، زندگی رو تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده.🥰
برای تغییر فقط کافیه، عینک🥸 توجه به ناخواستهها رو از چشمامون👀 برداریم تا:
قادر به دیدن زیباییها و نعمتهایی بشیم که همین حالا در زندگیمون وجود داره.🥰🌹
قادر به تشخیص زیباییهای خونهمون، محلهمون، شهر و کشورمون بشیم و با توجه به اونها، تأییدشون و استفاده از اونها و لذت بردن از این تجربهها، ظرف وجودمون رو آمادهی دریافت نعمتهای بیشتر و ورود به مدارهای بالاتر
کنیم.💞🤗
چراکه برای داشتن شرایط بهتر و نعمتهای بیشتر، باید ظرف بهتر و بزرگتری آماده کنیم و تشخیص نعمتهای کنونیمون و سپاسگزاری به خاطر اونهاست که ظرفمون رو رشد میده و به قول قرآن
لان شکرتم لازیدنکم میشیم.🦋🥰
تغییر به سادگی وقتی رخ میده که با فراق بال، به استقبال ماجراهای جدید میریم.😊
آدمهای جدیدی رو ملاقات میکنیم،💝
از زیر سلطهی شیوههای همیشگیمون بیرون میاییم و شیوههای جدید رو برای انجام کارها امتحان میکنیم👌🥰
برای پخت غذامون ادویه متفاوتی امتحان میکنیم و به هر شکلی شده، روزمرگی رو از زندگی دور میکنیم و به این وسیله وجودمون رو آمادهی ورود به دل ناشناختهها و تجربهی اونها میکنیم.💝👌
هرچه ناشناختههای بیشتری رو امتحان کنیم، بیشتر پی میبریم که نه تنها ترسناک نبودن، بلکه به ما فرصت تجربهای شگفت انگیز بخشیدن.🥰
با هر بار انجام یک کار جدید و تجربهی یک ناشناختهی دیگه، تواناییهای بیشتری رو در وجودمون بیدار میکنیم که بخشِ دیگه ای از عزت نفسمون رو میسازه و آروم آروم «ترس از تغییر»، از وجودمون میره و طعم زیبای امتحان شیوههای جدید، در وجودمون نهادینه میشه.😊💝🦋
با سپاس از شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربونم بابت این متن های بسیار عالی و آموزنده تون🥰💝💝🙏
در پناه الله یکتا شاد، سالم، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🙏🙏🙏🥰💝🦋
به نااااام ❤حضرت دووووست❤
که هرررر چه دارممم از اووووست
سلااااام استاد عزیزممممم
اینقدررررر انرژی مثبت تو وجودم موج میزنه دارم از ذوق دیوانه میشمممم.واااای که چقدرررر این قانون قشنگه واااای که چقدرررررر شما و مریم جاااان قااااانون رو زیبا درک کردین و زیباااااااا و شیرین و راحت الحلقوم هم بیااااانش می کنید!مررررررررسی از خدای نازنینم! مرررررررسی از شما استاد عززززززیزممممم!مررررررسی از مریم جاااااانم! مرررررررسی از خودم! آره مرررررسی از خودم که فارغ از همه چیز دارم رو خودم کار می کنم ،نجواها هر چی زور میزنن که ببین این چی میشه ؟ ببین اون چی میشه؟ ببین فلانی چی میشه؟ ببین بهمانی چی میشه؟؟؟. منم میگم هیچی نمیشه!!!🤣🤣🤣🤣
خلاصه که مخلصیممممم! وقتی که صفحه ی اصلی روزشمار تحول زندگی من ۱ رو اون روزِ رویایی می خوندم و مریم جان واژه های دللللبرانه ی عششششق و آرااااامش و معجزه و ثررروت و صلح با خود و و و و رو به زیبایی بیان می کنه از خودم پرسیدم که آماده ای ؟؟؟ آماده ای بهاش رو بپردازی؟؟؟( تو پرانتز بگم که من قبلاً بارها و بارها این صفحه روزشمار تحول یا کامنت های حاوی سفرنامه ی بچه ها رو دیده بودم اما تو مدااااااااارش نبودم!!! اما خوشششششششحاااااالممممم که این بااااار بالاخره افتادممممم تو مداااااااارش اساسی یا ! یعنی ول کنش نیستم دیگه! حتی طبق هدایت الله ،کاری رو که تازه شروع کرده بودم که حسسسسابی پولساز هم هست برام،فعلاً گذاشتم کناااار !چون هدایت الله می گفت الان وقت این رسیده و اگه این سفر رو کنار بذاری، اگه حتی اون کار رو تموم هم کنی بی فایده است! منم گفتم چشم زیبای من! چشم رعنای من! چشم دلبررررر من! و عشششششق آغااااااز شد !وعششششششششق آااااااااغازززز شد! باید چشید طعم این عشق عظیم رو! نمیشه وصفش کرد! نمیشه در کلام آورد! باید زندگی کرد با این عشق ! واااااای دیوااااانه شدم! یا الله! سپاااااااااااس! سپااااااااس! ❤تو❤ را فرااااااااوان سپاااااس!)
منم گفتم آره آماده ام ! بزن بریم! بریم کشف کنیم اونچه که مریمممم جان میگه! و تعهد دادم که یا می میرم یا انجامش میدم! اینکه میگم تعهد دادم “تعهد” دادمااااااا و جالبه که اتفاقاً خانواده ام یه سرمای ساده خوردن، اما من که ازشون گرفتم یه روز سلول سلول بدنم درد می کرد و کامل تو جا افتاده بودم اما با اون حالم ادامه دادم در صورتیکه هیچ کار دیگه ای ازم بر نمیومد اما پای این تعهدم ایستادم و ادامه دادم گفتم بمیرممم این کار رو رها نمی کنم !می دونید چی شد؟ معلومه دیگه صبح که بیدار شدم از درد خبری نبود و پرررررر از انرژی بودم ! بدون دارو بدون دکتر 🤣🤣🤣 تازه ریه هام هم تکون نخورده بودن ! انگار که خونه تکونی کرده باشم تنفّسم بهتر از قبل هم شده بود، منی که هررر وقت سرما می خوردم وضعیت ریه هام تا چند مااااه به هم می ریخت🤣
فقط یه کم لاغر شده بودم! اما انرژی ام اوکی بود و من به کار روی سفرنامه به طور جدی ادامه دادم تا دوسه روز بعدش هم از بعدازظهر تا نیمه شب درد میومد سراغم اما من از درد قوی تر بودم آخه تعهد داده بووووودم نه از اون تعهدهای الکی که قبلاً می دادم! از جنس ” ایمان ” از جنس ایمانی که “عمل” همراهشه ، بهتر بگم ایمان مساوی با عمل بود! یعنی اگه سستی می کردم یعنی ایمان نداشتم!
خلاصه که هر چی محکم تر و محکم تر شدم تو این مسیر ،بیشتر بیشتر نتیجه گرفتم تو این مدت! تا اینکه رسیدم به فایل پنجم! یه کم کامنت خوندم بعد خود فایل رو دانلود کردم و گوش کردم و نوشتم و بعد دوباره کامنت خوندم و دوباره گوش کردم و هی فکر کردم و فکر کردم که خدااااا من چی رو باید تغییر بدم؟ کارم رو؟ نه! دوستش دارم و لذت می برم ازش ! نجوا البته می گفت تصوّر کن این شاگردت که خصوصی میخونه اگه نخواد بخونه و دیگه نیاد یهو یه میلیون از درآمدت کم میشه و دیگه چیزی تهش نمی مونه برات! برو سراغ یه کار دیگه! اما من گفتم نه! من کارم رو دوست دارم و دارم لذذذت می برم! فرضم اگه یه شاگردم نیاد خدا یکی دیگه رو می فرسته اصلاً ده تا دیگه رو می فرسته! بعد هم توی این کار، من هرررر لحظه دارم چیز یاد می گیرم ، و این یه نشانه ی مهمه برای من که من هر لحظه می تونم حرفه ای تر و حرفه ای تر بشم و با این که حتی نجوا چند تا ایده ی کاری هم بهم پیشنهاد می داد آخرش گفتم اگه بخوای منو با فکر کمبود و عدم فراوانی خام کنی باید بگم که سخت در اشتباهی! استاد گفته اگه دیدی درآمدت کم شد و می بینی که نشانه ها بهت از کم شدن دائمی خبر میدن شغلت رو عوض کن! من که با همون تعداد شاگرد این ماه افزایش درآمد هم داشتم و فکر کردم به آینده ی کاری خودم و دیدم خودم رو که اگه به مطالعه روزانه در کارم ادامه بدم و همین کلاس های تعداد کم رو درست و با عشق برگزار کنم این قاااااانونه که از همین راه ثرررروتمند تر میشم و اتفاقاً به یقین رسیدم در مورد کارم و حالا میگم که بعد چی شد!
بعد دوباره فکر کردم آخه چیو باید تغیییر بدم؟! داستانِ این که نجوا چه پیشنهاداتی داشت طولانیه و اینقدر بیخودن که گفتنش اینجا کار بیخودتریه😅
تا اینکه از خداوند خواستم که خدایا! من چرا دارم فکر می کنم؟؟؟ تو بگو! چرا همون اول از تو نخواستم که هدایتم کنی!؟ و اینو نوشتم رو کاغذ که چیو باید تغییر بدم؟ و بعد از چند ساعت جواب اومد “تو” این “تویی” که باید تغیییر کنی!!! منم گفتم من که دارم رو خودم کار می کنم اساسی! و شنیدم که گفت جنبه ای از خودت هست که هنوز کار اساسی ای براش نکردی! جالب شد برام گفتم اوکی پیداش میکنم! فکر کردم و کلّی مورد پیدا کردم که تو این مدت تغییرش داده بودم اما نقص داشتن با اینکه من سعیم رو کرده بودم اما تغییرا دست و پا شکسته بودن و یهو به دلم الهام شد که پوشه ی روزشمار تحول زندگی من ۱ رو گوش کن(یه پوشه ساختم که فایلای روزشمار تحول رو توش می ریزم ، یعنی هر فایلی که بهش میرسم رو از لیست پوشه ی دانلودی های گوشیم که اسمش رو گذاشتم “استاد” کپی می کنم و تو این پوشه می ریزم که روزشمار رو به همون ترتیب داشته باشم)آره منم چند دور همزمان که به کارِ خونه می رسیدم اون پوشه رو گوش کردم و دو سه باری هم فایل مدیتیشن ثروت که با صدای “خودم😘” از کامنت زیبای آقای ” سید کاظم فلاح” عزیز تو جلسه ی دوم روانشاسی ثروت ۱ (با کمی تغییر) پر کردم گوش کردم و رسیدم به جوااااااب و رسیدمممممم! خدایاااااااا شکرت از این هدااااایت! اون چیزی که باید تغییرش بدم و بهتر بگم پرورشش بدم عزت نفسمه!🤩🤩🤩🤩 آاااااااره من باید اینو درست کنم! بعد همه چی درست میشه و یا همه چی بهتر و بهتر میشه! وااااای خدای من! یعنی از دیروز تو آسمونااااام! از خوشحالی! بعد نجوا گفت ببین پس فایل عزت نفس رو بخر! گفتم الان نمیشه! گفت فلان چیز رو بفروش بعد از کل کل باهاش گفتم حرف فروش نزن که خط قرمز منه! از وقتی تو مدار درک این اخلاق استاد جان افتادم، بمیرم هم برای “نیاز” چیزی نمی فروشم چرا که این کار برای من مساویه با اجرای عملیِ باور کمبود! نه! نه!
بعد هم جدیدن از اینکه خودم پول یه چیزی رو خلق کنم و بعد بخرمش خییییلی لذت می برم،منظورم اینه قرض نکنم! خلاصه که تصمیم گرفتم که از درآمد خودم هر ماه کنار بذارم و پول محصول عزت نفس استاد رو که از درآمد خودم خلق کردم اونوقت با افتخااااار بخرمش💪💪💪اما قسمت مهم اینجاست که هدایت شدم به اینکه تو این مدت در کنار کار روی ثروت ۱ و قدم اول و سفرنامه برای عزت نفس هم کاری بکنم!چکار؟طبق هدایت شیرین الله میخوام اول از عقل کل شروع کنم و هررررر چی جواب و سوال مربوط به عزت نفس میشه رو بخونم و نت برداری کنم و بعد هم تو بقیه ی قسمت های سایت تمامی فایل های مرتبط به عزت نفس رو پیدا کنم و روش کار کنم! و اتفاقاً احساس می کنم بعد از این تلاش ها و کار کردن ها وقتی محصول رو بخرم تو مدار بالاتری نسبت به الانم هستم و حرف های استاد رو بهتر درک خواهم کرد و این شد که دیروز شروع کردم و واااااااااااااااااای که چقدر لذت بردم.خدایا شکرت خدایا شکرت.استاد عباسمنش عزیزم ممنون که چنین گوهر گرانبها و به تمام معنا نایاب رو به رایگان در اختیار بقیه گذاشتی و تنها بهایی که ما باید بپردازیم اینه که تو مدار اون آگاهی ها باشیم! شروع کردم به کار کردن و جالبه که از همون دیروز تاثیرش رو دیدم! البته قبلاً هم تو سایت در مورد عزت نفس خونده بودم و انجام تمرین جلسه ی اول قدم اول هم خییییییلی به افزایش اعتماد بنفس من کمک کرده اما به قول استاد هرررررر چی رو این مورد کار کنیممممم باااااااز جای کار داره! احساس لیاقتم دیروز بیشتر و بیشتر شد!اعتمادم به تمرین ستاره ی قطبی بیشتر و بیشتر شد! حتی توی کار تدریسم ایده های عالی ای بهم الهام شد که انجامشون دادم و شاگردام خییییلی لذت بردن و یه اتفاق جالب این بود که همه ی شاگردام طبق درخواست خودم باید هفته ی اول ماه پول ماهگرد جدید رو واریز کنن. تا حالا نشده بود که تو یه روز واریز کنن .و اینکه تقریبا هر بارم که واریز می کردن من همون موقع پیامک رو نمی دیدم و تقریبا نشده بود که همون لحظه پیش گوشیم باشم که به قول بچه ها صدای دینگ دینگ واریزی رو بشنوم! اما دیروز این اتفاق افتاد و چه لحظه زیبایی بود! دقیقاً لحظات قبل از کلاسم با یکی از شاگردام(همون شاگرد عزیز و پرتلاشم که بالاتر در موردش گفتم که خصوصی هم هست کلاسش) چت می کردم که ازم شماره کارت خواسته بود براش فرستادم ،سه چهار دیقه نشد که یهو از گوشی صدای پیامک اومد و این بار گوشی کنارم بود و دیدم این دینگ دینگ پیامک واریزی بود و اتفاقاً همین شاگردم برام واریز کرده بود و یه حس و حال خوبی بهم داد این لحظه.چون دقیقاً صبحش نجوا منو نسبت به کارم تهدید می کرد!و خدا رو شکر کردم به خاطر این حال خوبم و طبق معمول سر ساعت ۱۹:۳۰ کلاس رو با ایشون شروع کردم که حدود چهل دیقه بعد دوباره از گوشیم صدای پیامک شنیدم و باز هم یه واریزی دیگه بود.خیلی خوشحال شدم خییییلی.فقط این بار یه مسئله ای بود. من این ماه افزایش قیمت زده بودم اما این شاگردم با قیمت قبلی واریز کرده بود! نجوا بهم گفت حالا ولش کن! نمیخواد بگی! زشته! بعدم تو الان یه واریزی خوب دیگه داشتی بازم که واریزی خواهی داشت پس ولش کن! اما یه حسی درونم می گفت نه! باید مودبانه بگی! و این حق توئه!چرا باید بگذری؟.اون شاید فقط فراموش کرده باشه!همین! و طبق معمول که بچه ها عکس فیش یا اسکرین شات درگاه بانکی رو برام میفرستن، ایشون هم فرستاد. و من اول تشکر کردم و بعد هم به شوخی نوشتم گویا این ماه از من تخفیف گرفتین!یه لبخند هم گذاشتم . بعد از پیام من شاگردم گفت :مادرم میگه که به اشتباه فکر کرده بوده افزایش قیمت از فروردین ماهه و بعد عذرخواهی کرد و گفت حتماً مابقی رو واریز می کنه! منم گفتم که عجله ای نیست هر وقت تونستین واریز کنید! حدود یه ساعت بعد مابقی رو واریز کردن! اگر فقط چند روز پیش این مسئله برام پیش میومد مطمئنم که نمی تونستم بگم و با نجوا همراه می شدم! خوشحااااالممممم خیییییلی خوشحالم از تغییر مهمی که خداوند بلندمرتبه من رو به سمتش هدایت کرد از تغییرات بزرگی که قطعاً بعد از این تغییر اساسی در راهه! و حااااال دلم استاد خییییلی خووووبه.
یه چیز مهم دیگه یادم اومد که من سال های قبل گاهی می شد که تولد کسی می شد و یادمه حتی یه بار روز پدر بود و من نتونستم به پدرم هدیه بدم ! اما بعد از یکی دو ماه می تونستم و شرایطش جور بود اما خجالت می کشیدم هدیه بگیرم و بگم که برای روز پدره یا به اون شخص بگم این برای تولدته! چون فقط از زمانش گذشته بود با خودم میگفتم همون موقع وقتش بود و که چی الان بعد این همه مدت!!!!! اما امسال روز مادر نتونستم کادو بدم .اما با ذوق منتظر بودم که چند روز بعد که شاگردام برام پول واریز می کنن ، من هم برای مادرم پول واریز کنم.اما فقط یه مسئله ای بود بازم. شرایطم طوری شد که پول زیادی برام نموند و پول کمی ته حسابم مونده بود.نجوا بهم گفت ۱۵۰هزار تومن آخه به چه درد می خوره امروز! مثلاً مادرت با این پول برای خودش چی بگیره؟؟! اما من بعد از کش و قوس هایی که در جهاد اکبرم با نجوا داشتم گفتم نه! تو اینو میگی چون فکر می کنی زشته! یا که چند روز گذشته! اما من اتفاقاً باید همین قدری که دارم رو واریز کنم ! و من این کار رو کردم! واااای خدا ! مادرم اینقدر خوشحال شد مادرم اینقدر بغض کرد که من صورت زیباش رو و اون چشمان پرررر محبتش رو از این راه دور به وضوح می دیدم انگار و لبخند ملیحش رو احساس کردم و لبخند که خوبه مادرم از ذوق خندید ! خدایا از اون خنده های شیرینش که ذوق ازش می باره و من انگااااار که میلیون ها براش واریز کرده بودم خوشحال بودم و با احساس راحت و خوبی به مادرم گفتم ببخش که کمه! ان شاءالله سال دیگه بیشتر میشه و یه روزی میرسه که میلیونی و میلیاردی به شما و آقاجون هدیه بدم و چه عشششششقی بین من و مادرم رد و بدل شد.و عین همون اتفاق شیرین رو امروز تکرار کردم.برای دو عزززیز دلم.برای مادربزرگ عززززیزم هدیه ی روز مادر رو براش امروز واریز کردم .وقتی قم بودم همیشه شریکی برای مادربزرگم کادو می گرفتیم اونم اگه ایشون هم قم بودن! اما نجوا بازم دیشب که خواستم شماره کارت ایشون رو از خواهرم بگیرم بهم میگفت آخه دویست تومن پوووووله؟! خودتو چرا ضایع میکنی؟! اما من که به نجوا یه ذره هم محل ندادم! چون من اول دیشب زنگ زدم به خواهرم که شماره کارت پدر عزیزم رو بگیرم و قصد داشتم برای پدرم یه تومن واریز کنم برای روز پدر که دقت دارین که چند روز ازش گذشته! درست لحظه ای که خواهرم خواست شماره کارت بهم بده الله یکتا مادربزرگ عزززیزم رو به یادم آورد و من همون لحظه به خواهرم گفتم شماره کارت ایشون رو هم بهم بده. بعد تصمیم گرفتم برای پدرم ۸۰۰ تومن واریز کنم و برای مادربزرگم ۲۰۰تومن! اینکه رقم هارو میگم برای اینه که نجوا سر همین رقم ها با ذهن بازی میکنه! و من برااااای اولین بار از درآمد خودممممم به مادربزرگم هدیه دادم و وقتی بهشون زنگ زدم صداااااش پرررر از شااادی بود! من هم که از ذوق شنیدن صدای خوشحاااالشون تو آسمونا بودم!
و بعد هم پدر عزیزم!ایشون خیییلی به ما تو زندگی کمک کردن و خیلی جاها شده همسرم از ایشون پول قرض کردن اما ایشون پول رو از ما نگرفتن و بماند که بدونِ این که ما درخواست کنیم خودشون بارها به ما کمک کردن. و نجوا بهم میگفت اووووووه اینهمه پول پدرت داده این۸۰۰هزار تومن آخه در برابر اونا چیزی میشه ؟! یا بهم میگفت اینقدی که تو میخوای برا پدرت واریز کنی اصلا پولِ خووووردم نمیشه برا خرجای پدرت!و حتی نجوا بهم گفت: باز اگه یه تومن رو بدی به مادربزرگت یه رقم قابل توجه تری یه براش!!! واااااااااااای خدااااااااا نجوااااااا چه می کنه اگه حواسمون نباشه!اما من قاطعانه گفتم نه! به همسرم گفتم که لطف کنه و از کارت من ۲۰۰ برای مادربزرگ نازنینم و ۸۰۰ هم برای پدر عزیزم واریز کنه.و اتفاقاً به پدرم زنگ زدم و طبق معمول باهاشون صحبت کردم و بعد گفتم که چند روز از روز پدر گذشته اما شاگردای من هفته ی اول ماه برام پول واریز می کنن و منم امروز براتون مقداری پول برای روز پدر واریز کردم.پدرم خوشحال شد و به شوخی بهم گفت که از روز پدر که خیلی گذشته. الان دیگه پدر بزرگ شده😅 خلاصه با هم خندیدیم پررررر شدیم از عششششق ! جالبه که پدرم دوباره بعد از چند دیقه خودش بهم زنگ زد و با یه خنده و لذتی بهم گفت ببین فقط یه چیزی؟ گفتم جانم ! با خنده ی بلندتری گفت:کم واریز نکردی؟ گفتم آره آقاجون دوسه تا صفر کم داره که سال دیگه ان شاءالله اضافه میشه. باز بلندتر خندید و گفت: میگم کم بود!🤣🤣🤣 منم با عشق گفتم که آرزوی من اینه که براتون میلیاردی و میلیونی کادو بدم . برام دعا کرد. براااام دعا کرد و خدا میدونه چه احححححسسسسساسی بین من و پدرم رد و بدل شد اون لحظه ها! خداروشکر می کنم از این تغییرات آرام و تکاملی ای که مخصوصاً تو این دو سال و چند ماه عضویت در سایت استاد تو وجودم اتفاق افتاده! و از خداوند میخوام که کمکم کنه تا با هدایت های خودش در درونم تغییر بدم هر آنچه را که حتی ذرّه ای همسو با قانونش نباشه!
ممنونم خانم شایسته عزیز! از این چینش زیباااااااااای فایل های روزشمار تحول! ممنونم استاد عزیزم از این فایل زیبااااااا با این همه آگااااهی ناااااب!ثررررروتمندتر و ثررررررتمندتر بشی استاد عزیزم در تمامی جنبه های زندگی زیبات😘❤
با اشتیااااااااق برم ببینم فایل روز ششم چیه؟🤩
سپاااااااس! سپااااااااس! ❤ تو ❤ را فرااااااااوان سپااااااااس🙏🙏🙏🙏
و بااااز هم ❤خدایی❤ که از رگ گردن به من نزدیکتر است
به نام ربم فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمانها و زمین در دستان اوست.
دررود به استاد عزیزم و مریم جانه شایسته ی عشق و همه هم پاره های من درین مسیر الهی.
استاد عزیزم مریم جانه شایسته گفتند که برای این قدم بنویسیم که چه کارهایی رو میخواهیم انجام بدیم و لازمه که انجامشون بدیم برای روند رو به رشد و تکاملیه زندگیمون.
بله میخوام بگم با شنیدن این فایل که مثه الماس میدرخشه از آگاهی های نااب لازم دونستم در واقع برای خودم اینارو بگم که هم به یاد بیارم و هم بعدا بدونم از کجا شرووع کردم.
استاد شاید حداقل 5 بار این فایلو گوش کردم اصلا اشک از چشمانم جاری شد به این خاطر که چقدر خدا منو دوست داره که برای هدایتم منو درین مسیر الهی قرار داده خدایا هزاران بار شکرت.استاد جان من از طریق فایل های دیگه به این اصلی که گفتید هدایت شده بودم در 4 سال پیش تقریبا اما هرآنچه خدا بهم واضح مسیر رو میگفت من عمل نکردم.اون زمان با فایلی که در مورد پونزی میگفتید این آگاهی هارو دریافت کردم که فقط روی خدا حساب باز کنم و این حس یعنی حمایت بی قید و شرط خدا وقتی که بهش تکیه میکنیم و به الهاماتش گوش میکنیم تماما وجود منو فرا گرفته بود منتها یه جاهایی باورهای اشتباهی داشتم در مورد وابستگی به غیر و همین یک باور بخاطر اینکه بسیار ضعیف بود یعنی منفی بود در واقع منجر شد من این حس قوی رو نادیده بگیرم با اینکه تماما فریاد میزد نگین مسیرت اشتباهه.من برای اینکه به فردی ثابت کنم بخاطر اصرارها و دورنمای فوق العاده قشنگ از تصمیمی که میگیریم وکالت فروش زمینمو بهش دادم و این شد یک دلیل محکم برای ادامه پیدا کردن مسیر اشتباهی که بیرون اومدن ازش بسیااار سخت شده بود و شد عاملی که اون شخص بتونه به زور منو نگه داره.
وقتی فکر میکنم میبینم خدا فریاد میکشید نگیین نکن من از طریق سید حسین عباسمنش بهت گفتم که تو باید باور کنی خوودت میتونی سرمایتو چندین برابر کنی خودت میتونی پول بسازی فقط باور کن و عمل کن.خدا فریاد میکشید نگین جانم من و تو باید رابطمون عالی تر بشه تو برای آرامش نیازی به رابطه با هیچ کس و تلاش برای استحکامش نداری و فقط باید روی خودت کار کنی تا با رشد فرکانست روابط و انسان های بهتری رو ملاقات کنی و از بودنشون لذت ببری و رشد کنی.خدا خیلی باهاممم حرف میزد امااا من از زندگی و تلاش خسته شده بودم و خودمو رهاااا کردم و این رها کردن و ادامه ندادن و قدرت رو به غیر خدا دادن نتیجه ای جز این برای من نداااشت که الان سه سال هستش که از طریق قانون به دنبال زمینم هستم و اما نکته خوبش اینجاست که من تونستم باز به آغوش گرم خدا برگردم و خودم رو از مدار اشتباه سیکل روابط اشتباه بیرون بیارم و دلمو قرص کردم و گفتم خدایا دیگه اشتباه سابق رو نمیکنم و من میخوام و تو بیشتر از من میخوای و من انقد پول میسازم که ملک و زمین های هزاران برابر با ارزش تر ازین زمینم میسازم اما اجازه نمیدم دیگه هرجا بهم الهام کردی مسیر درست رو بهش پشت کنم و ارزش خودم رو درک میکنم که من با ارزشترین دارایی خودم هستم و تا زمانی که خودم و روح پهناور و نورانی من سیقلی و پاک باشه و براحتی الهامات خدارو دریافت کنه در هر لحظه و عمل کنه دیگهه هیییچ چیز ارزش خاصی نداره.
استاد جاانم من زندگیمو بازم نجات دادم و مسیرم رو از نشتی های انرژی پاک کردم و به لطف ربم بعد ازین تصمیم و عمل کردن به الهاماتم سیر رشد و تکاملم سریع شد و خدارو هزاران بار سپاس با این هدایت های لحظه به لحظه و همیشگیش.
درمورد تمرین این قسمت از روزشمار تحول زندگی من همونجور که خانم شایسته عزیز گفتن که بنویسیم چه کارهایی رو باید انجام بدیم و الان ضرور ی ترینه من الویتم مسیله سلامتی جسمی و روحی و افزایش سطح انرژی بدنم با تغییر شیوه غذاییم بود و همینطور یادگیری زبان ترکی بود برای رسیدن به شغلی که دوسش داشتم یعنی تورلیدری که نشانه هایی مثل همین شغل تورلیدری که در ایران دچار محدودیت بود باعث شد من تصمیمم برای مهاجرت به کشور زیبای ترکیه و شهر استانبول قویتر بشه تا بتونم اینجا بدون محدودیت به این هدفم برسم اما وقتی اومدم این تمایل در من کمرنگ تر شد و حسم میگفت که این سلسله نشانه ها برای این بوده من به درجات دیگری برسم و اهداف بزرگتری در من شکل بگیره خصوصا بعد از دیدن این فایل که شما گفتید ده سال آینده خودت رو ببین و این باعث شد من بشینم و با خودم فکر کنم که چرا من استعداد اصلی و اولیه و چیزی که به وضوح از کودکی همه هم بهش پی میبردن رو فراموش کردم و واجب نمیدونم بر خودم با این همه مسیرهای واضح که میتونم ازشون پول بسازم و از استعدادم و ترکیب سایر توانایی هام حسابی پول بسازم و باااید خوودم پول بسااازم و این باور رو در خودم پولادین بسازم که ارزش من از انتخاب شدنم توسط انسان های ثروتمند و ثروت ساز نیست بلکه من خووودم با اینکه زنم اما میتونم مثل خانم شایسته عزیز هم به زندگی زناشوییم برسم و هم پول بسازم و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی بکنم و همییینطور قدرت مانور خودم رو در زمینه خرج کردن و هزینه کردن و داشتن الویت هام افزایش بدم.چون درآمد خودمه و یه حسی در من قلیان میکنه که نگین تا الان تمرکزت رو رشد شخصیتت بود و هیچ وقت اصلا به این فایلای ثروت ساز به این عمق هدایت نشده بودی چون خودت از اعماق وجودت اینو نخواسته بودی و حالا که خواستیش این هدایت های روشن رب یکتا رو با جانه دل بپذیر و قدم بردار و ایمان داشته باش که بهترین ها و بی نظیرترین ها در انتظارته.خصوصاااا که به لطف گوش دادن به هدایت های ربت الان شرایطی رو با باورهای قبلیت ساختی که فوق العاده هست برای برداشتن قدم های بعدیت در یک بستر بی نظیر و پر از آرامش و قطعا یک نقطه عطف بی نظیر هست برای من.خانم شایسته قدم بعدیم اینه دست از لجاجت بردارم و برم بازم استعداد ریاضی و محاسبات و هوش عاطفیم و درک انسان هارو بارورتر کنم و ازش پول بسازم تا با جنبه های جدید زیبای خودمم مواجه بشم و چی لذت بخش تر از کار کردن روی خود ارزشمندمون.
خدایا هزاران بااار سپاااسگذارتم و هزاران بااار ممنونتم بخاطر این هدایت های نابت و این نظم بی نظیر و قوانین بی برو برگشتت.
در پناه رب کسی که قدرت آسمانها و زمین در دستان اوست و برای تو مادر میشود پدر میشود ثروت میشود رفاه میشود حال خوب میشود روابط بی نظیر میشود به شرط پاکی دل و عمل به الهامت روشنش باااشید.
دوستون دارم مااااچ به کفتااتون .
سلام به استاد عزیز
قسمت 5 از روز شمار تحول زندگی من
استاد واقعا گوش دادن به این فایل برام سخته ، اینقدر سخت که من حتی کامنتها و توضیحات رو میخوندم ولی حاضر نبودم یکبار دیگه به این فایل گوش بدم و خلاصه برداری کنم و کامنت بنویسم
اینقدر مقاومت های ذهنیم روی این فایل و گوش دادنش حتی برام زیاده که حتی واقعا حالم بد میشه یکبار دیگه گوشش بدم
این حجم از مقاومت قبلن بود من دفعه ی قبلی که روزشمار فصل اول رو انجام دادم یادمه چندین روز بعد از گوش دادن این فایل حالم بد بود
یعنی تاثیر برعکس😂
به این خاطر که من فقط بدی های این فایل رو گوش میدادم
هممون ذهن منفی گری داریم که همش دنبال منفی هاست و دقیقا ذهن منم این کار رو انجام میده توی زندگیم که یک نمونش میشه برای این فایل
چون فقط میاد باورهای منفیش رو میکشه بیرون و برام تکرار میکنه
مثلن میگه اینجا تغییر میخوایا منتظر چک و لگد های جهان باش ، اونجام تغییر میخوایا منتظر اتفاقای بد تر باش، زود باش تغییر کن که اوضاع بده ، نمیدونی کجا باید تغییر کنی؟ وای به حالته که اوضاعت افتضاح قراره بشه وقتی نمیدونی کجا رو باید درست کنی
و اینا نمیزاره من به این مدل فایلهاتون دوباره و دوباره گوش بدم
ذهنم نمیاد بهم بگه خوب اینجا فهمیدی تغییر نیاز داری یک شبه برات تغییر نمیکنه ، ولی همینکه فهمیدی و داری قدم برمیداری هر روز حله جهانم کمکت میکنه
بهم میگه در عوضش نه بابا یک شبم میتونی درستش کنی ، چرا اون موقع برخلاف اون تغییره رفتار کردی و بدبخت شدی ، بدو زود باش دیر شده
ذهنم بهم نمیگه خدا بهت نشون میده از طریق نشونه ها که کجا الان نیاز به تغییر داری؟
در عوض بهم میگه خاکتوسرت بدبختی که نمیدونی کجا تغییر باید بکنه
و این ذهنه بد جور کار دستم داده توی حوزه ی مالیم و شغلیم
خیلی بدجور
به خاطر ترسم از آینده نامعلوم ، به خاطر اینکه میترسیدم نکنه اون چیزی که بقیه میگن به حقیقت بپیونده ، باور نکردن اینکه افکار و باورها و فرکانسمه که داره زندگیم رو میسازه ، به خاطر ترس از اینکه نکنه نشه
من توی کار مورد علاقم مهارتم رو بالا نبردم ، و کار نمیکردم ، کار میکردما ولی با کار نکردن بهتر بود😂
خلاصه آقا جان من توی این ذهن منفی نگرم خیلی نیاز به تغییر دارم
و دقیقا همون نکات فایل های قبلی که گفته بودین روزه بگیر و نکات مثبت رو ببین و همینطور به خاطر اینکه من دارم روی یوتیوب الان کار میکنم و هر روز تولید محتوا دارم روزی دو تا فایل من میزارم(3 الی 4 ماه شده الان) و عملن کل روزم درگیرم به خاطر این موضوع
کمتر فوکوس کردم روی منفی و دقیقا توی این 3 4 ماه کانالم ترکید ، و فقط توی همین چند ماه حدود 600 ساب و چند ده هزار ویو داشت کانالم در صورتی قبلش اینطوری نبود و دقیقا این موضوعات اونم حالا با اینترنت فوقالعاده ی ایران😂 آمار عالیه از نظر خودم حالا بقیه نظرشون چیه بماند
و دقیقا باعث من برای اولین بار ماه پیش اولین 1 ملیون تومنم رو از کار مورد علاقم بسازم😍
تمام اینا وقتی اتفاق افتاد که دقیقا ماه مهر یعنی 3 ماه پیش من دیدم توی یک موضوعی توی کاری عاشقشم ضعیف که هیچی زیر خط فقرم و باید یادش بگیرم
وقتی قبول کردم و رفتم یادش گرفتم و هنوزم البته در حال یادگیریشم ، ایده برام اومد که خوب چه طوری تولید محتوا کنم در موردش و بعد کانالم ترکید😃
اینقدر ترکید که من به همکارام سرکار میگفتم یا دوستام میگفتن بابا اعتراضاته ، اینترنت خرابه ،کسی حوصله نداره ویدیوهاتو ببینه چه طوری 50 هزار تا 30 هزار تا و 20 هزارتا داری ویو میگیری تو؟
بعد من میگفتم خب دارم میگیریم دیگه تازه اینقدرم افراد جدید دنبالم کردن😌
این یک موردو که من انجام دادم همین ماه مهر گفتم آهان پس اینه اکن چیزی که کارمو بهتر میکنه
گفتم خوب حالا وقتشه برم سراغ یک مورد دیگه که توش افتضاحم و بلدش نیستم
اون طراحی چهره بود ، حدود 5 روز پشت سر هم انجامش دادم تولید محتوا و اینا رو داشتم
که توی کلوپمون یک سبک جدیدی کشف کردم از خودم😂 که باحال بود و حس خوبی بهم میداد
بعد ایده اومد ، برو از آدمای غریبه با همین سبکه طراحی کن هم چهرتو تمرین کردی و هم کارتو تبلیغ کردی و هم مردم رو خوشحال میکنی
و دقیقا اون ویدیو ها یکیش تو اینستا و یتیوب همین چند روز پیش خداوند برام تبلیغشون کرد و در مجموع 40 هزار نفر دیدنشون😃
و جالبه حتی ویدیو ی بلند این ایدمم با اینکه بیکیفیت ترینننننن ویدیو ای بوده که تا الان گرفتم ویوش باور نکردنی بوده با توجه به مدت زمانی که آپلودش کردم🤷🏻♀️
من تو این مورد دیدم که بابا من مهارت ندارم نتیجه مالی رو برای چی انتظار دارم بیاد سراغم
و گفتم اصلن کار من نیست مشتری پیدا کنم من باید رشد کنم
و بعدش بوووومممم😌
الان فقط کافیه این رسپی رو همینطوری تکرارش کنم در هر موردی
مخصوصا توی مورد کنترل ذهن که الان یاد گرفتم نتایج گذشته ی خودم ، نتایج دوستانم و موارد فراوانی ای که پیدا میکنم رو هی به خودم تو ذهنم بگم
بحث در مورد فراوانی شد ، من حدود یک ماهه تمرکزی رفتم و مثال های فراوانی رو هم روشون کار میکنم و با تعدادی از دوستان سایت که خارج از سایت هم باهاشون ارتباط دارم به اشتراک میزارم و نمیدونم چه طوری این مطالب داره دست به دست میچرخه👀🤷🏻♀️
یکی از دوستان پیشنهاد داد داخل سایت هم بزارم تا بقیه هم استفاده بکنن
…………………………..
این ویدیو در مورد مستر بیست هستش پردرآمدترین و بزرگترین یوتیوبر جهان و این دو نفر اومدن درآمد مستر بیست رو فقط از یک دونه کانالهای یوتیوبش حدس زدن نمیدونم سالانه یا ماهانست ولی اگه بازم سالانه بگیرم رقمش خیلی بالاعههه
850 ملیون دلار ناقابل ، به پول ایران میشه 23 هزار ملیارد و 800
اگر بگیم این سالانه بود درامد یک ماهش فقط از یک کانال یوتیوب حدود 2 هزار ملیارد
بعد مثل اینکه این آقا کانال های دیگه ایم داره ، حتی رستوران هم داره و درامد اونا حساب نشده تازه
فکر کنید داری حال میکنی لذت میبری ویدیو ضبط میکنی و درآمدت در ماه 2 هزار ملیارده
چه قدر ثروت فراوانه که از این کار به این سادگی میشه اینقدر درآمد داشت
پول دراوردن راحته و آسونه و همراه با لذته
یه ویدیو جالبم پیدا کردم از 100 یوتیوبر ثروتمند کل دنیا
رتبه اول 790 ملیون دلار احتمالا داراییهاش بوده که به پول ایران میشه 22 هزار ملیارد
دلم میخواد بدونم درآمد خود یوتیوب چه قدره که این تعداد آدم دارن از برنامش کسب درآمد میکنن اونم با این ارقام
چون همونطور که میدونید یوتیوبر بودن جز شغل های پول ساز دنیا حساب میشه (البته به باور عموم)
بعد فکر کنید چه قدر ثروت هست و میشه ساخت و فراوانه که اینا فقط 100 نفر فقط برای یوتیوب بودن دیگه بقیه ی دنیا و بقیه ی آدم ها هیچی👀
خدایا شکرت به خاطر این همه ثروت فراوان ، خدایا شکرت که میشه اینقدر از راه های ساده درآمد ساخت ، خدایا شکرت که پول ساختن اینقدر راحت شده ، خدایا شکرت که من در مدار این آگاهی ها هستم ، دارم میبینم افراد چه قدر درآمد و دارایی دارن
دقیقا همزمان با اینکه من داشتم این متن رو مینوشتم یک فردی صداش به من میرسید که میگفت طرف 220 ملیاردددد!برداشته برده ، این خیلی زیاده و چه قدر پوله و از این حرفا
بعد من داشتم درآمد 22 هزار ملیاردی فقط یک نفر رو میدیدم که از راه درست و حلال به این درامد بیشتر رسیده
واقعا خدایا شکرت که میتونم این مبلغ ها رو ببینم و بدونم که هست تو این دنیا
و دقیقا امروز داشتم فکر میکردم من میخوام چه قدر درامد ماهیانه داشته باشم اول گفتم هزار ملیارد ، بعد یکم فکر کردم گفتم خدایا این کمه برای تو 17 هزار ملیارد میخوام ماهانه ازت😌
و قطعا بهش میرسم چون از خودش خواستم و فقط اونه که میتونه این خواستمو اجابت میکنه
………………….
این از مورد فراوانی امیدوارم که باورهای دوستانم یک تکون حسابی بخوره😃
به نام خداوند بخشنده هدایتگران
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون
و سلام خدمت دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من ، روز 5
سالها پیش من در یک شرکت مشغول به کار بودم شرکت به خاطر اوضاع نابسامان کنونی اضافه کارو برداشت و تحلیل نیرو میکرد
و در آمد مان تا دویست هزار تومن کاهش پیدا کرده بود
من یکروز به همسرم گفتم که میخوام برم بازار جنس بیارم بفروشم حقوقم کفاف زندگی رو نمیداد
همسرم گفت تو چند سال پیش بازار بودی بازم میخوایی بری بازار
گفتم آره من نمیتونم با این حقوق زندگی کنم و باز برمیگردم بازار
یه روز مرخصی گرفتم رفتم پیش دوستام که تولیدی داشتن سفارش جوراب دادم دو پالت بزرگ جوراب گرفتم آوردم خونه یکی از اتاقارو پر جوراب کردم و هر روز چند جین میبردم و میفروختم
تا اینکه اوضاع کار خیلی وخیم شد و منم سر یه موضوعی که کامنتشو گذاشتم از شرکت پرتم کردن بیرون
قبل از اینکه منو از شرکت اخراجم کنن من شروع به تغییر کرده بودم تا زمانی که من از شرکت اخراج بشم برا خودم شغلی دستو پا کرده بودم
که بعد از اون چسبیدم به کارم و روز به روز بهتر و بهتر میشد و منم خیلی از کارم راضی بودم
بعد دوسال که من از شرکت اخراج شدم چهل ملیون دادم وسایل خونه خریدم سال سوم یه وانت صفر برا کارم گرفتم و زندگی فوق العاده ای برای خودم درست کردم سال چهارم اخراجیم 83 ملیون دادم خونه ای که توش میشستمو خریدم
چون من این و نمیدونستم و از قانون آگاهی نداشتم به هیچ عنوان یک سری مشکلاتی برام پیش اومد که تو کامنتایی بعدم خواهم گفت
فقط اینو میگم که خواستن توانستن
فقط الان با آگاهی کامل دارم پیش میرم و خدای خودمو الان طوری دیگه میشناسم
و دوباره شروع کردم و الان با آموزهای استاد عزیزم دارم پیش میرم
روز فوقالعاده ای داشتم و خدارو سپاسگزارم این روز قشنگم
فایل دوست عزیزم رضا رو دارم دنبال میکنم امروز وقتی داشتم فایل و نگاه میکردم و گوش میدادم که
رضا چطور تغییر کرده دوستم بعضی جاها نمیدونستم بخندم یا از شوق گریه کنم چقدر به من انرژی داد و حالمو خوب کرد و خودمو وقتی گوش میدادم تحسین کردم که منم همین کارو تو کارم دارم انجام میدم عاشق خودم شدم و گفتم دمتگرمهاشم سنسور پیش من داری
خدا جونم سپاسگزارم بابت این دریای نور که چقدر منو آگاه کرد این سایت و دوستان فوقلعاده ام و استاد عزیز تر از جانم که تو یه مسیر هستیم و داریم پیش میرم وای که چقدر حالم خوبه و شکر گزاری این لحظهام هستم
استاد عزیزم دوستون دارم
و دارم آروم آروم میرم جلو عاشقتم از صمیم قلب
یا حق
به نام یگانه فرمانروای هستی
با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز
چه ایدهی جالبیه هر چند وقت یکبار باورها و دیدگاهها و کارهای خود را مورد بازنگری قرار بدیم و متناسب با تغییرات جهانی در آینده درباره آنها تصمیم گیری کنیم
فتوگرامتری علم تبدیل عکس به نقشه هستش که عکس ها را قدیما با هواپیما از روی منطقه یا شهر می گرفتن و الان با پهپاد هم عکسبرداری میکنند
یه استاد فتوگرامتری داشتیم که دهه 50 و 60 مدرکشو گرفته بود و از اون موقع این علم با توجه به پیشرفت های بشری که در این نیم قرن اتفاق افتاده بود کلا این رشته زیرورو شده بود از کیفیت دوربینهای عکسبرداری و روشهای عکسبرداری گرفته تا روشهای تحلیل و سرشکنی خطاها و gps و نرمافزارهای این رشته و …
ولی با وجود تغییرات وسیعی که در این حوزه اتفاق افتاده بود این استاد متناسب با هر تغییر خودشو به روز کرده بود و الان از جدیدترین روشها و ترفندها هم آگاه و وارد بود و آنها را در کار و تدریس خودش به کار میگرفت
چه خوبه که ما هم باورهای پوسیده خودمونو که در یه فایل آنها را به دیوار سیمانی سیاه رنگی تشبیه کرده بود و باید برای جایگزینی آنها مرتب باورهای جدید مرور کنیم دربارشان صحبت کنیم و بنویسیم درست مثل رنگآمیزی سیمان سیاه که با یک بار رنگ آمیزی تغییر چشم گیری در ظاهر آن اتفاق نمیافتد اما اگر چند بار آن را مجدد تکرار کنیم سیاهی سیمان دیگر مخفی میشه ولی باید این کار مرتب تکرار کنیم وگرنه پس از چند وقت دوباره این رنگ لایه لایه میشه و سیمان دوباره از زیر پیدا میشه
ما هم باید مرتب دیدگاه و افکار و باورها و رفتارها و کارهای خودمونو بازبینی و آپدیت بکنیم تا هز تغییرات جهانی بازنمونیم
خدایا ما را به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه کسانی که بر آنها خشم گرفتی و نه گمراهان
آمین
نعمتهایی که مرتب باید آنها را یاد کنیم و آنها را بخاطر آوریم و بابتشان خدا را شکر کنیم تا با این کار نعمتهایی از این دست را بیشتر وارد زندگی خود بکنیم چرا که یاد کردن و شکر خدا کردن بابت آنها توجه ما را به سمت نعمتهای خدا بیشتر میکند و به نکات مثبت این نعمت ها توجه میکنیم و فرکانس دریافت نعمتهای بیستر را به خدا میفرستیم و در نتیجه نعمتهای از این دست بیشتر جذب میکنیم
از استاد به خاطر این فایل تشکر می کنم و خدا را سپاسگذارم که من را در مدار دریافت این آگاهی ها قرار داد خدایا شکرت
درود فراوان و هزاران شکر برای هدایت شدن به این صفحه
وقتی اولین بار با جستجوی نام یک استاد وارد سایتشون میشی و با بخش شگفت انگیز “هدایت” روبرو میشی و بعد چنین فایلی برات باز میشه (که گویا فایل ها برای افراد، یکسان نیستن)
چی می تونی بگی جز این که در نقطه ای ایستاده ی که تک تک جملات این فایل حرف داره برات و خودش نشونه س که همون تغییری که مد نظرته رو باید انجام بدی.
خوشحالم که نشونه ها رو اینجا هم دیدم و امیدوارم، بهشت رو با صحبت های استاد زندگی کنیم همگی.
21 رمضان 1402
به نام خداوند پاک کننده و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم که همیشه جاه طلبنه زندگی کرده و به زندگی باکیفیتی دست پیدا کرده و بالا ترین استاندارد های زندگی رو داره به من یاد میده
استاد ممنونتم این روز ها عین یه مربی که گوشه تشک میشینه و شاکردش رو کوچ میکنه شما هم با اموزش هات داری منو کوچ میکنی منم که کشتی گیر تیز هوشی هستم گوشامو تیز کردمو کلامتو که کلام الهی هست و بوی رفاه موفقیت کامیابی میده رو با گوش جان میپذیرمو میزنم نجواهای شیطانو باهاشون ضربه فنی میکنم خخخخخ چقدر هم داره خوش میگذره خدارو شکر خدایا شکرت که هر لحظه من رو هدایت میکنی به روی خوش تری از زندگی
راستی خیلی مخلصیم خانم شایسته ببخشید سلام من به استاد طولانی شد من همیشه دست بوس معلمان زندگیم در طول زندگیم بودم
ازتون سپاس گذارم خانم شایسه بابت متونتون که خیلی در تفهیم فایل ها کمکم میکنه
خیلی وقت ها خوندن متن ها بار بیشتری در دریافت اگاهی ها برام داشته ممنونتم خانم شایسته مهربان
خب خدارو شکر من خیلی به این موضوع که استاد گاهی بیان میکنه که تا زمانی که شخصیت تغیر نکنه اتفاقی نمیفته فکر میکردم
من پارسال مبالغ خیلی زیادی رو نتونستم به طرف حسابام پرداخت کنم و مجبور شدم خونه و ماشینمو بفروشم تا چک پاس کنم
اوضاع مورد دلخواهم نبود و همینطور داشت به صورت نا دلخواهی پیش میرفت اصلا هیچ اصولی برای کسب کارم نداشتم یعنی یه مشت اصول بی پایه و بی اساس داشتم مثل چکی کار کردن مثل پول دستی گرفتن مثل حراج زدن در کسب کار مثل ارزان فروشی گردن کج کردن جلوی مشتری طلب کار و دوست اشنا و..
که همینطور داشت وضعیتم رو بد تر میکرد تا این که نزدیک عید شد و من دوباره داشتم این روند بد رو تکرار میکردم یعنی میخواستم برم برای فروشگاه هام خرید کنم به صورت چکی
البته که همینطور داشتم به دیدن فایل های رایگان ادامه میدادم
دو سه بار هم رفتم پیش تولید کننده ها تا برای مغازه هام خرید چکی انجام بدم ولی حالم بد میشد احساس بدی بهم دست میداد و خرید نمیکردم میگفتم بعدا میام تا اینکه فایل های نتیجه دوستان روی سایت اومد و اقای عطار روشن از نتایجش صحبت میکرد
اون روز ها من به گفته استاد که به واضح ترین شکل بیان کردند خرید چکی پول دستی حراج در کسب کار ارزان فروشی ونسیه فروشی رو برای همیشه در زندگی گذاشتم کنار و خدارو شکر مبالغ زیادی از بدهی ها رو پرداخت کردم و اوضاع خیلی خوب داره پیش میره عمیقا احساس میکنم که در مسیر درستی هستم حالم خیلی بهتره کلی کار جدید دارم انجام میدم که طی 7سال گذشته که دارم در شغلم کار میکنم انجام نمیدادم تصمیمشو داشتم ولی انجام نمیدادم فروش اینترنتی رو میگم خیلی وقت بود میخواستم شروع کنم ولی شهامت و جسارت تغیر نداشتم هم بخاطر بدهکاری بود هم ترس هم عملگرا نبودن و این همه تغیر به لطف خدای هدایت گرم که سپاس گذارش هستم در روند کسب کار من ایجاد شد که خیلی اینده خوبی داره مثال مشخصش میشه استادکه به وضوح میشه ارامش اسایش رفاه ثروت و سلامتی رو در زندگیش دید ایا از چک استفاده کرده خیر ایا پول دستی یا وام گرفته خیر ایا حراج میزنه در کسب کارش خیر ایا پول میده برای تبلیغ خیر ولی بهترین نتیجه رو گرفته بله این واقعیت و غیر از این دروغ مسیر های دیگ مسیر های درستی نیست
حالا من ی تصمیم همین الان میگیرم تا تغیری در زندگی و کسب کارم ایجاد کنم که اینده بهتری داشته باشه من در کسب کارم شریک دارم به زودی که تمام بدهی هارو به امید الله پرداخت کنم و خانه ای که پارسال برای پرداخت چک فروخته شد رو برای شریکم بود بخرم و بعد کسب کارم رو کاملا شخصی کنم چون استاد داشتن شریک رو اشتباه میدونه و من دا م این اشتباه رو لمس میکنم در صورتی که شریک من بهترین شریک کاری هست و این بنده خدا اذیت ازاری نداره برای من در کسب کار ولی باز هم میخوام با تکیه به الله یکتا تنها کار کنم خودم و خدا تنهای تنها میخوام بیشتر برای کسب کار اینترنتیم وقت بزارم انرژی بزارم تا ازادی زمانی و مکانی بیشتری رو تجربه کنم و ثروت بیشتری رو خلق کنم
میخوام برم تو دل ترس هام میدونم که خدا در این مسیر راه رو برام هموار میکنه و همه چیز برام اسون میشه خدایا سپاسگذارم ازت الهی شکرت
انشالله هرجا هستید شاد سالم و ثروت مند در پناه الله مهربان باشید