تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    با سلام خدمت استاد و دوستان عزیز

    روز پنجم و تعهد من برای دیدن فایل و کامنت..!

    یکسری نشونه ها میان که تغییر کنی

    باید تغییر کنی…

    باید بتونیم اینده ی این چیزی که الان هستیمو ببینیم!

    بالانرفتن اطلاعات،نشناختن افراد جدید،انجام ندادن کار جدیدی ک باعث پیشرفت بشه،درواقع وجودمون علاقه ای به ادامه ی همچین روندی نداره!

    قدم برداشتن و خروج از روندی که چندسال اینده،هیچ نتیجه ای نخواهد داشت،منوط به این است که ترسها ،نگرانی ها برای اینده،ویک‌کلام بی ایمانی را از بین ببریم

    خیلی از ماها توانااییها و‌مهارت های زیاد و بعضا در حد عالی داریم،اما شهامت استفاده ازاین داشته هارو نداریم

    گاهی شرایط مارو ازار میده ،اما شهامت قدم برداشتن نداریم حرکت نمیکنیم

    دیدن ده سال اینده و اوضاع بد اوون موقع،باید به عنوان اهرم پیشرفته الانمون،در نظر بگیریمش

    سختی های ده سال اینده،باید شجاعتو انگیزه و شوق در جهت تغییر اون وضعیت را باعث‌بشه

    نشانه هارو باید ببینیم

    جنگو جدل،احساس نارضایتی در روابط….نشونه های تغییر است

    باید اماده باشیم برای تغییر قبل از ناتوان شدن در اوضاع سخت موجود بخاطر نداشتن شجاعت و بصیرت در درک نشونه ها و اقدام عملی

    هروز دنبال تغییر باشیم جهان هر لحظه داره تغییر میکنه

    نپذیر ک طبیعیه شرایطه الان و مملکتو هرچی

    خداوند با نشونه ها،داره با ما حرف میزنه

    در هر شرایطی ک هستیم میتونیم تغییر بدیم

    خوب ——> خوب تر—> عالی

    و برعکس بد به بدترو ….

    تغییر در باور

    تفکر…

    منجر به تغییر در فرکانسو مدار میشه!

    و در نهایت نتایج عالی ساخته میشن

    با درک این مباحث،و کنار گزاشتن کمالگرایی و استفاده ی عالی از قانون تکامل

    باعث میشه قدم برداریم ،هرچند کوچک

    باعث میشه شورو انگیزه حفظ بشه و هر لحظه برای یکم بهتر شدن اماده باشیم و در نهایت یه ورژن خیلی بالا در کارو روابطو زندگی بسازیم

    سرعتو تصاعد بیان توی روند نتایج

    منه مربی،اگه الان که توی باشگاهای مردم کار میکنم

    با ادامه ی روند،ده سال اینده همچنان دارم توی باشگاها کار میکنم و یک مربی ده سال پیرتر هستم با انگیزه ی کمتر و نگران برای مخارج چون درصدو حقوق بگیر متناسب با تعداد شاگردام هستم و تلاش به هر طریقی برای جذب و ماندگار شدن شاگردام

    درسته الان ،خیلی شاگردای زیاد دارم،چون هزینه هام کمتره. درامدم خوبه و بدهی ندارم و در نتیجه احساسم خوبع و کار کردن برای دیگران ،خیلی ناراحتم نمیکنه در واقع سودم اندازه خوده باشگاه داره،با دردسر کمتر با تایم کمتر

    اما با ادامه ی روند،ده سال اینده من خیلی از لذت ها رو نبرده یا شاید مخارجی داشته باشم بالاتر از درخواست های الان و اون موقع مجبورم یا بدهکار باشم یا کلا صرف نظر و در حسرت بمونم

    پس باید شروع کنم اولا کمالگرایی رو کامل بزارم کنار

    و با شرایط و امکانات الان،قدم بردارم

    حالا این قدما میتونه پیدا کردن یکجای کوچیک به اندازه بودجم یا اجاره کردن سانس در باشگاه های دیگ و ….هر الهامی از سمت خدا باشه

    در کنار این که الان تصمیم میگیرم که اقدام کنم باید ترمزای ذهنیمو خراب کنم

    مثل این ک من پول به اندازه کافی ندارم

    یا باشگاه بزنم کسی منو نمیشناسه

    یا کارای اداری مجوز سخته

    یا هرچیز دیگه ای

    و شروع کنم به ریز کردنه مراحل باشگاه زدن

    و اولین قدم،انتخاب اون ریز شده ای باشه که میتونم همین الان انجام بدم

    مثلا میتونم برم چندتا بنگاه و حضوری بپرسم

    اینجوری،دارم خودمو در فرکانس این خواسته قرار میدم و کم کم نشونه های بیشتری درک میکنم و خدا بهم قدم بعدیو میگه

    خودمو تحسین کنم که قدم برداشتم،حتی کوچیک

    که باعث میشه احساس لیاقت کنم که اره من تونستم برم واسه خواستم کاری انجام بدم،ناتوان نیسم

    احساس عجز نکردم

    و مطمعنا همین احساس خوب و شروع تغییر و خارج شدن از منطقه ی امنم،باورهای قویترو نتایج بهتر میسازه

    خداروشکر برای این فایل و گسترده کردن دیدمون برای لذت بیشتر و متداوم زندگیمون

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    User گفته:
    مدت عضویت: 1722 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوارم و دوستان نازنینم

    روز پنجم سفرنامه

    چقدر خوب بود اگاهی های این فایل،مثل همه فایل ها،واقعا اینکه این فایل هدیه اس و پولی بابتش پرداخت نمیکنیم هیچی از ارزش هاش کم نمیکنه،

    سوال اول:من کی تغییر میکنم،فکر کردم به این سوال،من یک بار 6 سال پیش تصمیم گرفتم تغییر کنم چیزهایی که با سطح آگاهی اونموقع میخواستم و خودمو لایقشون میدونستم رو داشتم و علت تصمیم به تغییر من از یک تضاد بود،من حالم داشت بد میشد و خیلی افسرده و مضطرب بودم و با خودم و اطرافیانم سر جنگ داشتم من تغییر را از آن موقع شروع کردم،خودشناسی را از اون تایم شروع کردم و واقعا برکت هاش وارد زندگیم شد،تغییر دومم سه سال پیش بود که اونموقع هم دوباره حالم به سمت افسردگی و ناامیدی میرفت و من مصمم تر از قبل شروع کردم به کار کردن روی خودم و ان هم نتایج فوق العاده ای در من داشت،در واقع من وقتی تصمیم به تغییر گرفتم که حالم خیلی بد میشد و به تضاد روحی میخوردم،اما الان اگر تغییر نکنم 10 سال بعدِ من چطور خواهد شد،اگر من الان در سن 34 سالگی تغییر نکنم 10 سال بعد فشارهایی که الان دارم چندین برابر خواهد شد،خیلی فکر کردم که در چه زمینه هایی باید تغییر کنم،در مورد چیزی مینویسم که تا به حال در موردش کامنت نذاشتم،من یه دختر عالی از هر نظر هستم اما هیچ وقت خودم را لایق رابطه عاطفی خوب ندانستم،یعنی نه تنها رابطه عاطفی خوب،بلکه اصلا لایق رابطه عاطفی ندانستم،تا قبل از 30 سالگی پدر مادرم را مقصر میدانستم و فکر میکردم آنها باعث این مساله هستند که من اینقدر از جنس مخالفم میترسم،اما بعد از شروع خودشناسی هایم که هنوز اولِ راهم متوجه شدم همه چیز به خودم برمیگردد همه چیز به عزت نفس و احساس لیاقت برمیگردد،من خودم را لایق ندیدم چون از ناشناخته میترسیدم چون ایمان و توکلم قوی نبود،چون مشرک بودم،چون خوشبختی و بدبختی ام را در گرو ازدواج و رابطه عاطفی میدیدم و چون میترسیدم اصلا نمیخواستم واردش بشم و آدمهایی را به سمت خودم جذب میکردم که از همان اول میدانستم که ادمِ من نیستند و با ذهنم به خودم ثابت میکردم دیدی نیست دیدی نمیشه،و چقدر این ذهن پیچیده و عجیبه و چقدر عجیب دوست داره همیشه الگوی قبلش رو طی کنه،من چند روزی بود جای مایکروویو رو تو آشپزخانه عوض کرده بود،دیروز بعد از چند روز مجدد به جای قبلی اش برگرداندم،اما تا 2-3 بار ناخودآگاه وقتی میخواستم از مایکروویو استفاده کنم به سمت جای قبلی میرفتم،با خودم گفتم این کار ذهنه که همیشه دوست داره عادت های قبلی رو تکرار کنه،من برای تغییر باید روی باورها و احساس لیاقتم کار کنم تا از ناشناخته ها نترسم و برم تو دلشون،اما در مورد کار،من در رابطه با مساله کار هم باید روی باورهام کار کنم،در مورد پول،در مورد احساس لیاقتم در مورد پول،استاد جانم چقدر واقعا عالی گفتید در دوره عزت نفس همه چیز به احساس خود ارزشی برمیگردد،اینکه من لایق ثروت هستم،لایق زندگی در جاهای خوب هستم،من در مورد مهاجرت هم همان ترس هایی را دارم که در مورد رابطه دارم،ترس از ناشناخته،عدم ایمان و توکل،اما اگر از الان شروع به تغییر نکنم 10 سال بعد فشارهای مالی ای که الان احساس میکنم قطعا بیشتر خواهد شد پس چیزهایی که در این رابطه الان به ذهنم میرسه:1.علمم رو در مورد کارم زیاد کنم2.مهارت زبان انگلیسی ام را تقویت کنم تا در زمان مناسب مهاجرت کنم3.باورهامو عوض کنم و باورهای قوی در مورد ثروت بسازم،چون استاد گفتن اگر درامد تو کم میشه اصلا به شرایط جامعه ربطی نداره به قیمت دلار ربط نداره،به خودت ربط داره،به فکرم اومد برای موفق شدن راه خودت را باید بری،اما من حتی از پیدا کردن راه خودم هم میترسم،چقدر دلم خواست خدا با قدرت بیکرانش منو هدایت کنه تا راهم رو و رسالتم رو پیدا کنم،ممنونم استاد عزیزم و استاد شایسته نازنین بابت این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      سلام و درود به دوست خوبم

      دعا میکنم که تو این راهی که قرار گرفتی هر روز روشنایی بیشتری بهت برسه تا به عزت نفس عالی دست پیدا کنه و رابطه زیبایی که لایقش هستی رو جذب کنی ازدواجی موفق و شادی رو برای همه مجردا از خدای،مهربان عاشق میخواهم…دوست خوبم شما لایق بهترینها هستی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1843 روز

    سلام به همه‌ی عزیزان

    روز پنجم روزشمار تحول زندگی من

    در این قسمت استاد در مورد موضوع تغییر صحبت کرد و اشاره کرد به این موضوع که نشانه‌های تغییر رو در زندگیتون ببینید، اگر درامدت داره کم میشه، اگر روابطت داره بد میشه، اگر از نظر سلامتی داره وضعیتت بد میشه باید بدونی که باید تغییر کنی چون اگر تغییر نکنی با گذشت زمان اوضاع بدتر میشه اما اگر الان بتونی آینده رو ببینی و تغییر کنی یک عالمه پیشرفت میکنی و یک عالمه اتفاقات خوب توی زندگیت می‌افته.

    در مورد خودم اینکه در چه حوزه‌هایی نیاز به تغییر دارم و نشونه دریافت کردم که باید تغییر کنم اول حوزه سلامتی هست، من همیشه فردی بودم که ورزش مداوم داشتم و از نظر بدنی بسیار قوی شده بودم، اما مدتی هست که ورزش مداوم روزانه ندارم و قشنگ دارم حس میکنم که بدنم اون انرژی، اون قدرت و اون سر پا بودن سابق رو نداره و اونقدر که باید کمرم صاف باشه، بدنم در استیل خوب باشه، و اون شادابی رو حس کنم رو حس نمیکنم بنابراین باید تغییر کنم یعنی هم ورزش و تحرک روزانه داشته باشم، هم باید به وضعیت تغذیه‌ام هم رسیدگی کنم یعنی باید دوره‌ای مثل قانون سلامتی رو داشته باشم که بدونم باید چی بخورم که از نظر انرژی در وضعیت خوبی باشم.

    حوزه دوم حوزه مالی هست، از حدود عید به این طرف درآمد من کمتر شده به این دلیل که من اون تمرکزی که باید روی حوزه ثروت داشته باشم رو ندارم و شل گرفتم، یعنی نه روی افزایش مهارت کار کردم و نه باورهای ثروتساز ایجاد کردم و اگر میخواهم به اهداف مالی‌ام برسم و وسایلی که میخواهم رو تهیه کنم و درآمد چندین برابر بشه که بتونم سفرهای دلخواه، خانه‌ی دلخواه، ماشین دلخواه و .. رو تهیه کنم باید در حوزه مالی تغییر کنم یعنی باورهای مناسب مالی ایجاد کنم و همچنین مهارت‌هام رو افزایش بدم یعنی چیزهایی مثل bash رو یاد بگیرم، در حوزه اوبونتو و لینوکس اطلاعات بیشتری رو یادبگیرم و مسائل بیشتری رو حل کنم، و همچنین دوره‌هام رو عملی‌تر و کاربردی‌تر کنم یعنی به جای اینکه صرفا توضیح بدم در مورد امکانات یک نرم افزار در آموزش‌هام بیام و به صورت عملی اون امکان رو انجام بدم و ازش خروجی بگیرم و توضیحات رو در کنار عملی که انجام میدم بگذارم تا آموزش‌ها کاربردی تر بشه و همون نتیجه‌ای که برای من ایجاد کرده رو برای کاربران هم ایجاد کنه،

    حوزه سوم حوزه‌ی عزت نفس هست که باید تغییر کنم، احساس می‌کنم ترس‌هام بیشتر شده، احساس می‌کنم کمتر خودم رو دوست دارم، احساس میکنم اون ارزشی که باید برای خودم قائل باشم رو اصلا قائل نیستم و احساس می‌کنم که خودم رو باور ندارم و این احساس رو ندارم که میتونم شرایط رو تغییر بدم و میتونم اوضاع رو بهتر کنم و اسیر نجواهای ذهن شدم که میگه نمیشه و باید روی حوزه‌ی عزت نفسم کار کنم و بیشتر خودم رو بروز بدم و بیشتر نگران نظر دیگران، محتاج توجه دیگران نباشم و ایمانم رو تقویت کنم و شجاع و جسور بشم و خودم رو باور داشته باشم و در یک کلام عزت نفسم رو ببرم بالا

    حوزه‌ی چهارم که احساس کردم نیاز به تغییر دارم همین بازسازی باورهام و شخصیتم هست و به همین دلیل هم هست که روزشمار تحول زندگی من رو آغاز کردم، من احساس کردم باورهایی که در گذشته در خودم ایجاد کردم و نتایج خوبی گرفتم الان نیاز به بازسازی داره و باید شخصیتم رو بروزرسانی کنم چون نتایج داره کم‌رنگ میشه و من باید هر روز در حوزه بهبود شخصیت پیشرفت کنم و تغییراتی رو در هر روز زندگیم داشته باشم به همین دلیل دارم روزشماره تحول زندگی من رو کار میکنم که بسیار خوب هست برای تغییر شخصیت و تغییر روزانه.

    حوزه‌ی پنجمی که باید روش کار کنم حوزه‌ی باورهای توحیدی هست، من خداروشکر خیلی روی باورهای توحیدی کار کردم اما الان که دارم به نتایجم نگاه می‌کنم احساس می‌کنم باید در باورهای توحیدی خودم رو بروزرسانی کنم.. هم در باورهای توحیدی و هم در باورهایی که نسبت به خداوند دارم. نگاه سیستمی به خدا و باورهایی که در مورد خداوند باید داشته باشم نیاز به تغییر داره چون احساس حمایتگر بودن خداوند کم‌رنگ شده و اینکه اعتبار نعمت‌ها رو به خداوند بدهم و .. کمرنگ شده.

    در مورد این موضوع صحبت شد که از همین الان باید وضعیت ده سال آینده‌ات رو ببینی و ببینی با این وضعیتی که داری پیش میری ده سال آینده آنجایی که میخواهی باشی، هستی یا نیستی؟ اگر نیستی الان باید تغییرات رو شروع کنی تا به اون چیزی که میخواهی برسی و اگر تغییری ایجاد نکنی آینده زندگیت بد و زجر آور خواهد بود و قبل از اینکه به مرحله بیچارگی و ناتوانی برسی باید تغییر کنی و البته اگر به اون شرایط هم برسی یعنی ناتوان بشی ولی بخواهی میتونی شرایط رو تغییر بدی اما چرا بگذاریم به اون شرایط برسیم وقتی الان میتونیم تغییر کنیم و شرایط رو بهبود بدیم؟

    خب من وضعیت الانم رو بررسی میکنم میبینم که هر هفته آموزش تولید میکنم، میزان درآمدم رو میبینم، میزان انگیزه‌هام رو میبینم، باورهایی که دارم و عملکردی که دارم رو میبینم متوجه میشم که خب من وقت زیادی رو در طول روز تلف میکنم، در مورد کنترل ورودی‌ها به خوبی که قبل عمل می‌کردم عمل نمی‌کنم و الان خیلی سایت‌های ورزشی و تکنولوژی رو که ضمن خبرهای خوب خبرهای بد رو داره دنبال میکنم و ذهنم خیلی براش لذت بخش شده که زمان بگذاره و اینجور اخبار رو مطالعه کنه و این اصلا خوب نیست و من باید یک جایگزین داشته باشم برای اینکه اطلاعات خوب رو به ذهنم بدم سایت استاد خیلی خوب هست اما باید ببینم چرا اون لذت رو سایت استاد ایجاد نمیکنه برام و اوقاتم رو باید در جایی که ورودی مفید میده سپری کنم، اصلا در حوزه‌ی یادگیری مهارت خوب عمل نمیکنم و برنامه‌ای براش ندارم و متعهد نیستم، باتوجه به درآمدی که دارم اصلا آینده خوبی رو برای خودم متصور نیستم چون با این درآمد اصلا نمیشه به اهدافم که ماشین و خانه و سفرهای خوب و کمک‌های دلخواهم رو داشته باشم، بنابراین اگر ده سال آینده که در سن 38 سالگی خواهم بود رو ببینم و با همین روند پیش برم اصلا اوضاع خوب نخواهد بود و نه تنها وابسته به پدر خواهم بود بلکه از نظر اعتماد به نفسی و از نظر امکان تغییر شرایط زندگی در شرایط سختی به سر خواهم برد بنابراین از همین امروز و در همین لحظه باید تغییرات رو شروع کنم که زندگی بهتری داشته باشم. من اعتقاد دارم که من باید زندگی بسیار بهتری در تمام جنبه‌های نسبت به نسل قبل داشته باشم. یعنی اگر پدرم امروز در این جایگاه هست و اون تغییرات رو ایجاد کرده که امروز اینجا هست من باید نتایجم بسیار بهتر باشه، یعنی همانطور که تکامل انسان داره پیش میره و بچه‌ها از نظر هوش و امکانات شرایط بهتری نسبت به گذشتگان دارند بنابراین من که این همه امکانات بیشتر در اختیارم بودم باید نسبت به پدرم و نسل قبلی شرایط بسیار بهتری داشته باشم و اگر به اون شرایطم رسیدم باید بهتر و بهتر بشم هر روز و نباید سکون و عقب‌گرد باشه باید اوضاع همیشه بهتر و بهتر بشه.

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      سلام دوست خوبم محمدصادق خان

      خیلی لذت بردم از برنامه ات خیلی خیلی لذت بردم واقعاااا دمتگرم و خداروشکر که در بهترین شرایط سنی اومدی اینجا و در مدار بهترینها و تغییر قرار گرفتی دقیقا چیزایی که نوشتی خواسته های منه درود بر تو جوان ایرانی درووووود کامنتتو ذخیره کردم تا هر روز بخونمش و بخودم یاداوری کنم که چه تغییزاتی باید داشته باشم حس خوبی بهم دادی انشالله خدا بهت حال خوب بده تا بتونی خیلی زود به اونچیزایی که میخوای برسی سپاااااس دوست خوبم برای این رد پای عالــــــــــــــــی که از خودت گذاشتی که باعث بیداری بیشتر منم شده سپاااااس موفق و پیروز باشی دوست خوب من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمدصادق امام بخش زاده گفته:
        مدت عضویت: 1843 روز

        سلام مجید عزیزم‌ امیدوارم حالت عالی باشه. خوشحالم که کامنتم بهت کمک کرده. خداروشکر دز این مدت تغییرات مثبتی داشتم که به لطف اول خداوند و سپس روزشمار تحول زندگی من و تعهد من بوده، الان در کسب مهارت پیشرفت کردم و دارم مهارت های جدید یادمیگیرم، همچنین هر روز روی باورهام کار‌میکنم و کامنت تو نشونه بود که هم قانون جواب میده چون مجدد این فایل رو گوش دادم و دقیقا شما هم برای همین فایل و کامنت من، کامنت گذاشتی تغییر رو باید جدی بگیرم، در حوزه ورزش حدود یک ماه ورزش کردم اما مجدد شل گرفتم و چند روز یکبار ورزش میکنم و انگیزه ای براش ندارم باید اهرم رنج و‌ل لذت رو درست کنم و برای خودم ارزش قائل باشم اما پیاده روی ام رو بهبود دادم و هنوز پیاده روی‌ میکنم، در حوزه عزت نفس تمرین داشتم ولی کم بوده، در حوزه ثروت هر روز ‌روی باورهام کار‌میکنم و باید ادامه بدم تا به درک بهتر و عملکرد بهتر و نتیجه برسه، در حوزه توحید هم یا اینکه کار‌کردم اما رضایت ندارم باید قوی تر باشم، میخواستم بگم که خداروشکر این روزشمار و‌ تعهدی که براش داشتم نتیجه بخش بوده و باید ادامه پیدا کنه تا درک، عمل و نتایج بزرگ تر بشه. خداوند کمک کنه بتونم با تعهد ادامه بدم. امیدوارم شما هم هر روز پیشرفت بیشتر داشته باشی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          مجید بختیارپور عمران گفته:
          مدت عضویت: 1270 روز

          سلام و درود خدا برتو باد دوست خوبم

          عالییییی هستین و مطمعنا هم عالی تر میشین یه چیزی خواستم بگم بهتون اینه اونجا گفتی ورزش و یخورده ذهنت سخت گرفته ولی گفتی پیاده روی میری میدونی پیاده روی استاندارد ترین و مفرح ترین و عالی ترین ورزش خیلیها همین ورزش صدرصد رایگان و بسیاااااار مفید و مفرح بخش نمیرن یا نمیتونن برن یا وقت نمیکنن ولی شما گفتی پیاده روی رو دارم پس بخودت فشار نیار که حتما باید باشگاه بری و انرژی تو بیر تو قسمتهای همون باور سازی ناب مطمعنن بع هر آرزویی داری میرسی چرا؟چون لایقش هستی از کامنتت مشخصه لایقشی دوست خوبم تلاشت با موفقیت همراه باشد همیشه .آمیـــن

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    در دستان خدا گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    سلام خدمت اساتید عزیز و دوستان نازنینم؛

    روز پنجم سفر

    این فایل ، عجیب زندگی گذشته منو آورد جلوی چشمم

    روزهایی که واقعا عزصه بمن تنگ میشد و جسارت جدایی رو نداشتم تا اینکه بعد از 15 سال شدم اون قورباغه ای که دیگه کامل پخته شده بود و داشت میسوخت حتی.

    بعد از 15 سال زندگی با یک فرزند دبستانی دل رو به دریا زدم و گفتم تهش اینه که کشته بشم…الان که هر روز دارم میمیرم وزنده میشم و زندگیمو جمع کردم دست پسرمو گرفتم و اومدم بسوی آینده ای که هیچ چیزش برام واضح نبود.فقط میخواستم حرکت کنم فقط میخواستم وارد دنیایی بشم که همیشه توی ذهنم ساخته بودم دنیایی که فقط خدا توش باشه نه هیچکس دیگه…

    منی که در همه موردی الگوی کل دوست و آشنا و فامیل بودم ،بیخیال حرف مردم شده بودم ، بیخیال ترس و نگرانی شده بودم و پای در ره نهادم.

    خداروصد هزار مرتبه شکر هر روزم بهتر و بهتر از روز قبل شد …کاری که برای خودم راه انداختم و بزرگش کردم و الان سه تاپرسنل خیلی عالی دارم ، فرزندی که تا نگاهش میکنم قدرت خداروتوی صورتش و چشماش میبینم و خداروشکر میکنم ، رابطه ای که با خدا دارم و قبلا از ترسم نمیتونستم داشته باشم…

    تجربه های زیبایی که با پسرم توی این چند سال داشتیم و آرامش و آسایشی که دارم رو اول از همه کمک خدا میدونم و بعد جسارت خودم و افتخار میکنم به این جسارتی که بخرج دادم و حرکتی که کردم. و مطمئنم جهان بازم اتفاقات بهتری رو برام درنظر گرفته.

    همیشه و همیشه خداروبخاطر هدایتم به جمع خانواده عباسمنش شاکرم و مطمئنم تمام اعضای این سایت جسارت تغییر شخصیت خودشون رو داشتند که به اینجا هدایت شدند.

    امیدوارم اساتید عزیزم و شما دوستان خوبم روزبه روز موفق تر، سلامت تر و سعادتمند تر باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      سلام و درود بر دوست خوب هم فرکانسیم

      درود بر جسارت و شجاعت و توانایی تون خیلی خوشحال شدم و انرژی گرفتم از سرگذشتتون واقعا باید مدال شجاعت بهتون داد دعا میکنم برای موفقیت روزافزون شما و پسر گلتون و کسب وکارت بابت کامنت زیباتون که سرشار انرژی مثبت بودکه چیجوری زدی زیر ترس و نگرانی هات و دل به دریا زدینو جوابشم گرفتی اونم یه دوست قدرتمند پیدا کردی که دستمزد این شجاعتت بود دوستی با خدا تبررررریک دوست خوبم .انشالله شادی،روزافزون باشه براتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسین اعتبار گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    #سلام به دوستانه عزیزم#

    یک داستان در مورد خودم هست

    که من سال آخر دبیرستان بودم و در یو کفش فروشی کار می‌کردم حقوق خیلی کمی داشتم اما واسه ی اون دوره خوب بود

    بعد دیگه جوری شرایط تغییر کرد که من تو یک مغازه دیگه نصف نصف شریک شدم ینی همون صاحب کاره خودم بود ی مغازه ی دیگه زد

    جنس از اون بود و کار از من

    چند ماه گذشت و کار کردم برای اون سن خیلی پیشرفت خوبی بود تو سن 19 سالگی مغازه داشتم

    بعدشم کم کم فهمیدم که من این مدلی به جایی نمیرسم و مغازه که بودم خیلی حوصلم سر میرفت

    فکر میکردم که من هیچی یاد نمیگیرم و دارم وقتمو طلف میکنم

    خلاصه از اونجا زدم بیرون و خیلی هم صاحب کارم اصرار کرد ولی گوش نکردم

    ی مدت بیکار بودم که و ی جوری هدایت شدم با علایقم که بعدا مینویسم

    اما واقعا تغییر کردن در زمان مناسب لازمه

    و خیلی بهتره وقتی تغییر کنیم که از بهشت به بهشت بریم

    نداریم اوضاع سخت بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد جانها که آرامش می‌دهد با صدایش

    من خیلی خوشحالم هر روز توفیق و سعادت این را دارم که بشنوم از قانونهای این جهان و در جهت بهتر زیستن قدم بردارم و تغییر بکنم

    این مثال استاد که ما نباید هر چیزی رو بپذیریم

    من زمانی که باردار بودم بهم میگفتن رانندگی نکن اما من نپذیرفتم و قبولش برام سخت بود خودم رو محدود کنم

    و الان که پسرم 8ماهه هست وقتی من پشت فرمان هستم گریه می‌کنه اما نخواهم پذیرفت که من نباید رانندگی کنم ایشون رو میزارم پیش پدرش و میرم دنبال کارام در حالی که تمام خانواده سفارش می‌کنن فعلا دوسالی رانندگی نکن اصلا مگه داریم ،مگه میشه من باید به تمام خواسته هام برسم

    حتی با وجود پسرم هر چند سخت با گریه هاش استخر میرم ،کوه نوردی میرم من باید تغییر کنم تا جهانم تغییر کند

    من به این دنیا نیومدم که غیر فعال باشم

    خدایا شکرت استاد چقدر صحبتهاتون به دل میشینه و منو به مسیرهای درست میکشونه

    و به من یاد آور میشه من درخت نیستم باید حرکت کنم و تغییر کنم

    استاد جان این فایل هم بهم گفت اکنون که همه چیز عالیست باید تلاش کنم عالیترش کنم

    دوستتون دارم

    برای همگان نور و هدایت خدا رو طلب میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1589 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همگی دوستان

    جاهایی ک باید تغییر کنم و بهتر کنم خودم رو میخام بنویسم

    من تو بحث توحید خیلی باید رو خودم کار کنم درمورد گرفتن قدرت از عوامل بیرونی

    پدر مادر مردم قوانین و …. باید خودم رو بهبود بدم

    باید بیشتر قران رو مطالعه کنم

    .

    تو بحث روابط باید تغییر کنم باید به نکات مثبت ادمها توجه کنم و هرچقدر که ادمهای متفاوت رو ببینم ویژگی های مثبت ظاهری و شخصیتش رو باخودم مرور کنم

    تو بحثِ عزت نفس باید تغییر کنم

    باید نکات مثبت خودم رو ببینم و تحسین کنم باید توانایی هام رو ببینم بنویسم و به خودم یاداوری کنم

    انشاالله که بتونم تغییر بدم شخصیتم رو

    هرروز یکمی بهتر از دیروزم باشم

    هروزم یکمی بیشتر از قبل توحیدی تر شم بیشتر به نکات مثبت ادمها توجه کنم بیشتر به نکات مثبت خودم توجه کنم و خوبی های خودم رو ببینم

    انشالله که همیشه درمسیر رشد و پیشرفت باشم

    فعلا درپناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    فهیمه رمضان نیا گفته:
    مدت عضویت: 1223 روز

    بنام یگانه خدای هدایتگرومهربان

    سلام به استاد جان ودل و مریم بانوی عزیز

    امروز پنجمین روز از روز شمار من هست که البته فایل هارو باتاخیر گوش میدم ولی سعی میکنم به ترتیب جلو برم و هر فایلو چندین بار وشاید چندین روز گوش میدم تا به جواب سوالاتم برسم وبعد کامنت بزارم.در مورد تغییر شرایط که استاد عزیزم توی این فایل صحبت کردن من تجربه ی خیلی خوبی دارم من بعد از ازدواجم حدود 14سال توی شهرستان زندگی کردم یک زندگی یکنواخت ویکسان تقریبا همه ی سال ها شبیه هم تکرار میشد و اوضاع مالی ودرآمدی همسرم خیلی دچار نوسان بود تا اینکه پنج سال پیش من با قوانین آشنا شدم و شروع کردم به تغییر خودم و شیوه ی زندگیم اوایل خیلی تلاش میکردم به اطرافیانم آگاهی بدم تا اونم از زندگیشون لذت ببرن ولی کم کم متوجه شدم که فقط باید رو خودم کارکنم زندگیم از نظر مالی دچار بحران شده بود ومن اصرار به مهاجرت به شهر بزرگتر داشتم چون یه صدای ته قلبم میگفت که این راهه درستشه اما همسرم زیر بار نمیرفت بخاطر ترس هاش من فقط از خدا کمک خواستم که هدایتمون کنه و دیگه یه مدت اصلا راجع به مهاجرت حرفی نمیزدم و به خدا توکل کردم اوضاع داشت هرروز بدتر میشد تا اینکه یک روز همسرم از سر کار اومد خونه و ساکشو بست وگفت میخوام بحرفت گوش کنم و برم تو دل ترسهام وبخدا توکل کنم هرچقدر دست وپا میزنم دیگه نتیجه نداره احساس میکنم زندگیمون نیاز به یک تغییر بزرگ داره و همون شب رفت و من فقط خداروشکر کردم بدون اینکه ذره ای شک و ترس داشته باشم فقط هر لحظه سعی میکردم احساسمو عالی نگه دارم و با هرتماس به همسرم امید وانگیزه میدادم وتوی این فرصت تنهایی حسابی رو خودم کار کردم فقط طی سه چهارروز همسرم تماس گرفت با کلی خبرای خوب از کار جدید درآمد عالی وانسان های عالی که خدا سرراهش قرار داده بود البته این وسط یه مسائلی پیش میومد که بیشتر نجواهای شیطان بود .مثلا یه روز همسرم با حال خراب بهم زنگ زد وگفت که گوشی وکیف پولشو ازش دزدیدن و حسابی نا امید شده بود به زمین وزمان فحش میداد من تمام تلاشمو کردم که آرومش کنم وگفتم فقط صبر داشته باش این یه امتحان کوچولویه جانزن به رحمت خدا شک نکن …و همون لحظه تو همون حالت شروع کردم با خدا حرف زدن و ازش خواستم که کمکم کنه ویه نشونه ی دیگه بهم نشون بده که مطمئن بشم قانون جواب میده و خدا در هرحالی صدامو میشنوه وکلید حل همه ی مسائل دست خودشه تو همین اوضاع برادر همسرم اومد وشروع کردبا من دعواکه برادرمو آواره کردی تو شهر غریب حالا خوبت شده همه چیزشم دزدین با حرفای چرت وپرت زندگیشو خراب کردی وفلان وفلان من فقط سکوت کردم و هیچی نگفتم و همچنان از خدا خواستم هدایتم کنه چون مطمئن بودم که قانون جواب میده و بعد از دوسه ساعت یه آقایی باهام تماس گرفت و گفت من این گوشی وکیف پولو پیداکردم و شماره ی شما داخل کیف بوده واای خدای من نمیدونین چه حالی شدم فقط اشک ریختم و خداروشکر کردم و آدرس همسرمو دادم و وسایل به راحتی به دستش رسید .اون لحظه یادگرفتم که واسه حرف زدن با خدا نیاز نیست حتما وضو بگیری و سر سجاده بشینی یا بری فلان مسجد وفلان حرم و چی چون این باورهارو قبلا داشتم فقط باید با ایمان کامل از خدا بخوای ایمان به اینکه تنها هدایتگر خداست و قدرت دست اونه حالا تو هر وضعیت وشرایطی که باشی.و اون مسافرت همسرم حدود شش ماه طول کشید وبعد از شش ماه به راحتی نقل مکان کردیم به شهر بزرگتر و ایمان هر دونفرمون به خدا بیشترشد وباااور کردیم که شرایط قرار نیست همیشه یکسان باشه بااید شرایط بهتر وبهتر بشه چون این ساز وکار جهان است و الان بعد از پنج سال همسرم یک شغل عالی درآمد عالی و روابط عالی و احساس خوب وعالی رو تحربه میکنه وخودم هم شغل عالی و درآمد عالی و روابط فوق العاده دارم که باید هرروز بهتر وبهتر از روز قبل بشه حتی اگر مجبور بشم برای بهترشدن اوضاع از صفر مطلق شروع کنم حاضرم اینکارو انجام بدم و باتوکل به خدا انجام میدم….من خیلی بلد نبودم مثل خیلی از عزیزان کلمات و عبارات زیبا و عالی بکار ببرم اما همیشه همینطور ساده همه چیزو از خدا میخوام و اونم برام مهیا میکنه اگر تا به امروز در یک شرایط فوق لاکچری نیستم و زندگی ساده ای دارم فقط دلیلش اینه که بلد نبودم چطور درخواست کنم و خیلی زیاد نخواستم از خدا همیشه به کم قانع بودم اما با آموزه های استاد عزیزم دارم یادمیگیرم که خودمو لایق بهترین هابدونم و بهترین ها رو از خدا بخوام بهترین شغل بهترین درآمد بهترین خونه بهترین ماشین بهترین جایگاه اجتماعی چون من لایق بهترین هاهستم….در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علیرضا امیری گفته:
      مدت عضویت: 1882 روز

      سلام به شما بانوی استوار

      خیلی خیلی لذت بردم از خوندن کامنتتون. و یاد خودم افتادم که چندسال پیش با تمام ترسم پا در دل ترسها گذاشتم و عادت های قدیمی رو کنار گذاشتم، در شغلی که بودم ده سال آینده ام رو دیدم و تصمیم به مهاجرت گرفتم به یک شهر بزرگتر و دوباره از صفر شروع کردم و…

      فقط می‌خوام بگم خداوند پاسخ میدهد. خودش تو قرآن میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا!

      چه نشونه ای از این واضح تر که خداوند در همه حال مارو هدایت می‌کنه به بهترین ها. فقط کافیه ازش بخوایم که هدایتمون کنه و راه رو بهمون نشون بده.

      خداوند پاداش هاش رو به من داد، به شما داد و به همه ی کسانی که با ایمان حرکت میکنند و قدم در دل ناشناخته ها و ترس هاشون میزارن.

      از خداوند می‌خوام که روز به روز بیشتر به سمت خواسته هاتون هدایت بشید و زندگی سراسر از عشق و آرامش و لذت رو همیشه تجربه کنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مینو خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    به نام الله یکتا

    روز پنجم

    یاداوری:من موجودی فرکانسی هستم که هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستم وبا باورهام وفرکانسهام زندگیمو خلق میگنم

    من موجودی فرکانسی با پشتوانه نیروی هدایت درونی که هر لحظه خیرو شر را به ما الهام میکند وارد جهانی شدیم که خاصیت فرکانسی داره وکارش پاسخ به فرکانس های ماست

    واین جهان هر لحظه در حال رشد وگسترش وما دست خداوند هستیم براای گسترش جهان وبه همین خاطر که خدا بیشتر از ما میخواد که ما موفق باشیم رشد کنیم

    جهان به شدت از کسی که دنبال رشد وپیشرفت حمایت میکنه

    خداوند با زبان نشانه ها با ماصحبت میکنه

    ما ایا چه موقع دست به تغییر میزنیم قبل اینکه اوضاع بد بشه

    یا بعدش ویا هرگز

    من خودم به شخص چند سال که تو این سایت هستم واز هر نظر با تمام وجود تغییر کردم وواقعا فکر کردن به دوران گذشته برام غیر ممکن که خدا من چه بودم و چی از خودم ساختم وتمام اینا به کنار رشد چشم گیر من بعد از عید امسال که دوره عزت نفسو خریدم به شدت افکارو باورهارو خواسته هام دگرگون شد

    چه قدر دنیام وخواسته هام بزرگتر شد چه قدر تغییر کردم منی که کلی باور داغون تو روابط و کسبو کار داشتم به یاری خدا قدم برداشتم ودرحال بهبود همیشگیم هستم

    منی که از محیط دیواری اینستاگرامو هر فضای مجازی وحشت داشتم الان به راحتی در راستای اهدافم استفاده میکنم وحتی دوره یادگیری گرفتم ودارم رو خودم کار میکنم دارم خودمو ابدیت میکنم با جهان دارم محتوا میسازم دارم قدم برمیدارم وخداوند روز به روز برام سالو آسان میکنه روز اول که شوهرم به شدت مخالف کار کردن من بود اما من با قدم های کوچک هی ادامه دادم والان اون بیشتر از خودم ارزوی پیشرفتم داره

    خدای من خدای من من قانع شده بودم وباور کرده بودم این انتهای زیبایی رابطه منو شوهرم هست من هیچ در خواستی نسبت به خواسته هام نمیدادم وبا این باور که خدا درستش میکنه خودمو گول زده بودم در حالی که من ناتوان بودم تو در خواست دادن تو انتخاب زندگی فوق العاده

    الان واقعا دارم قدم برمیدارم دارم اگاهانه انتخاب میکنم با تمرکز بر خودم که چه کیفیتی از عشق رو میخوام تو زندگی من دارم به خدا به این انرژی که تمام ذرات عالم رو در بر گرفته شکل میدم با تمرکز بر باورهای قدرتمند کنندم با تمرکز بر زیبایی ها و خداروشکر اطرافم خود به خود فیلتر شده و اطرافم ادماها وخانواده های جمع شدن که ویژگی های دارن که من دوستدارم از شوهرم ببینم واین واقعا نشانه واضح وزیبایی است از اینکه من تو این فرکانس هستم

    بعد از دوره عزت نفس با تمام وجودم بیشتر از همیشه خدارو درک کردم وشبو روز عاشقانه باهاش صحبت میکنم و چقدر لذت میبرم نصفه شبها که به ملاقاتش بر میریزم یعنی زیباترین به جرات با ارامش ترین لحظات برام

    تو زمینه سلامتی باورهای واقعا جالبی ندارم ومن اینو طبیعی پذیرفته بودم اما الان واقعا سلامتی میخوام وبیماری رو غیر طبیعی میدونم

    من الان تو این نقطه که هستم

    عاشق اندام عالی وسلامتی هستم

    اینو همیشه تو ذهنم داشتم

    اما یک سال دارم با تمام وجود براش وقت میزارم

    ودر این راستا ورزش میکنم ورزش بدنسازی اونم تو خونه با وزنه که خداروشکر بدنم تا حدودی فرم گرفته

    ومن یک برنامه جدی ‌تمرکزی برا خودم گذاشتم تا مهر 1403که بعد ااز اون به خودم ی جایزه عالی بدم

    من عاشق اینم که یکرابطه عاشقانه ‌رویایی رو با شوهرم تجربه کنم من هیچ وقت در اطرافم این رابطه هارو ندیدم اما الان یک سال اطرافم پر شده از این رابطه های زیبا و قطعا خودمم در فرکانسش هستم ودوست ارم اصولی یادبگیرم بنابراین میخوام دوره روابط هم بگیرم

    برا عیدی میخوام به خودم دوره ثروتو تقدیمم کنم وخیلی با سرعت بیشتر از قبل رو کسبو کارم ورود ثروت بیشتر به زندگیم کار کنم

    آلان تو این نقطه در ارتباط با ادم ها رابطه خوبی دارم به همه احترام میزارم بدون قضاوتی

    به زندگی کسی کاری ندارم ‌جدیدا با تمام وجودم درک کردم که یکی از نشتی های بزرگ فرکانسم قرار گرفتن در جمع های که به شدت غیبت ودم از کمبود و اینا میزدن اما الان منی که سالها تصمیم گرفتم متفاوت فکر کنم ‌متفاوت نتیجه بگیرم باید اگاهانه اگه واقعا خودمو دوست دارم و برای خودم ارزش قائلم فاصله بگیرم ورو خودم وخواسته هام تمرکز لیزری بکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1360 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به دوستان ناب

    استاد جان خدا قوت

    خانوم شایسته جان خدا قوت

    روز پنجم

    مدتها بود که به همسرم میگفتم منم میخوام برای زندگیمون مفید باشم یه کاری انجام بدم

    همسرم کسب و کار عالی داره خدا را شکر و میگف تو برای زندگیمون مفید هستی خونه همیشه تر و تمیزه دستپختت عالیه من از کار میام خونمون حس خوب داره و تو پر انرژی هستی و برای اومدن به خونه لحظه شماری میکنم همین که والیبال میری و برای خودت وقت میزاری کلی ارزش داره

    اما من میگفتم نه میخوام کسب درآمد داشته باشم و… میخوام به زندگیم کمک کرده باشم

    در واقع احساس لیاقت نداشتم

    از خدا هدایت خواستم

    تا اینکه برای جابجایی منزل به یک بنگاه رفتیم و شرایطم ن را گفتیم ایشون یه پیشنهاد داد گف پیر مرد و پیرزنی هستن که طبقه دوم خونشون را میخوان بدن به یک زوج که تنها نباشن اگر مایل باشید معرفی کنم ما هم محض کنجکاوی اومدیم بازدید و پسندمون شد الان حدود دو ماه هست که منزل جدید اومدیم در کنار دو بزرگوار بعنوان یک همسایه خوب که قراره به همدیگه عشق بدیم و لذت ببریم زندگی می‌کنیم و هیچ گونه پول پیش و اجاره ای پرداخت نمی‌کنیم در واقع جهان به کانون توجه من پاسخ داد

    لیلا تو میخواستی برای زندگیت کمک باشی خدا هم همچین گزینه ای را سر راهت گذاشت و ندادن اجاره ینی کسب ثروت برای زندگیم

    احساس با ارزش بودن کردم اما در برخورد با یک سری تضاد ها و رفتارهام متوجه شدم من برای خودم ارزش و لیاقتی قائل نیستم و ریشه در گذشته ی من داشت در باورهای ساخته شده در دوران بچگیم

    اولش خیلی ناراحت شدم اما با کمک خداوند و آموزه های استاد و همسرم در حال کار کردن روی خودم هستم

    به لطف خدا به آرامش رسیدم

    خدا را شکر میکنم با استاد آشنا ‌شدم

    خدا را شکر میکنم همسر پیگیر روند رشد و پیشرفت رفتار ها و زندگیمون هست

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: