تغییر شخصیت، جسارت می خواهد


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس منش در این فایل، یکی از مهم‌ترین موانع رشد و موفقیت انسان‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد: مقاومت در برابر «تغییر» و نداشتن شهامت حرکت.

ایشان تأکید می‌کنند که انسان‌ها ذاتاً به سختی تن به تغییر می‌دهند و اغلب اجازه می‌دهند تا شرایط زندگی، مالی، یا روابط به نهایت خرابی و بحران برسد، سپس به فکر تحول می‌افتند؛ در حالی که خداوند پیوسته از طریق «نشانه‌ها» با ما سخن می‌گوید و زمان‌بندی تغییر را به ما گوشزد می‌کند.

استاد، داستان شروع یک کسب و کار (کلوپ بازی‌های کامپیوتری) در سنین نوجوانی را بازگو می‌کنند. در آن زمان، این کسب‌وکار درآمدی بسیار عالی داشت، اما استاد توانستند با توجه به پیغام نشانه ها، آینده و روند نهایی آن کار را ببینند. نشانه‌ها آشکار بود: کاهش تدریجی درآمد، اشباع بازار، و مهم‌تر از همه، عدم افزودن به ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها، و رشد درونی ایشان. ایشان به این نتیجه رسیدند که ادامه دادن این روند، صرفاً منجر به رکود مطلق در ده سال آینده خواهد شد. این درک عمیق، شهامت ترک کردن شغلی به ظاهر موفق و شروع دوباره از صفر در بندرعباس را به ایشان داد.

نقطۀ مقابل، دوست و همکار ایشان، به دلیل عدم درک نشانه‌ها و نداشتن شهامت تغییر، دقیقاً در همان مغازه و همان کار ماند. بیست سال بعد، در حالی که استاد عباس‌منش با استقبال از تغییرات پی در پی، به فردی با شخصیت رشد یافته تبدیل شده بودند  و موفقیت قابل توجه در تمام جنبه ها دست یافته بودند، دوستشان با درآمدی ناچیز، نارضایتی مطلق، و در جستجوی یک کار کارمندی حداقلی مانده بود. او به دلیل ترس، نگرانی از آینده، و بی‌ایمانی، فرصت تحول را از دست داده و دچار رکود مطلق شده بود.

آگاهی های این فایل درسهای زیادی برای ما دارد. درسهایی درباره:

  • شهامت ترک کردن وضعیت خوب امروز برای ساختن آیندۀ عالی تر و استفاده بیشتر از توانایی های درونی
  • ضرورت توجه به نشانه‌ها قبل از وقوع بحران: زندگی و جهان هستی پیوسته از طریق «نشانه‌ها» با ما صحبت می‌کنند. این نشانه‌ها، زنگ‌های خطر الهی هستند که نباید آن‌ها را نادیده گرفت.
  • نشانه های تغییر در حوزۀ مالی و کسب‌وکار: اگر درآمد شما هر روز کمرنگ‌تر می‌شود، مشتریانتان کمتر می‌شوند، یا توان مالی‌تان در حال کاهش است، نباید بپذیرید که این شرایط «طبیعی» یا ناشی از «رکود اقتصادی» است. این نشانه، حکم می‌کند که باید سیستم کاری خود را به‌روز کنید؛ شاید با مدرن کردن، گسترش دادن، اینترنتی کردن کسب‌وکار، یا بهبود برخورد با مشتری. آن‌هایی که زودتر به پیشواز تغییر می‌روند، حتی در سخت‌ترین شرایط اقتصادی، درآمدهای عالی کسب می‌کنند.
  • نشانه های تغییر در حوزۀ روابط (زناشویی، فرزندان): اگر شدت بحث‌ها و درگیری‌ها (مثلاً از ماهی یک بار به هفتگی یا روزانه) در حال افزایش است، این یک نشانه بسیار جدی است. قبل از آنکه روابط به نقطۀ ناتوانی و چاره‌ناپذیری برسد، باید در رفتارها، باورها، و حرکت‌های خود تغییر ایجاد کنید.

تغییر، یک اصل دائمی و همیشگی است: ما باید هر روز این سؤال را از خود بپرسیم: «امروز چه کاری کنم که بهتر از دیروز باشم؟» در هر شرایطی که هستیم – چه در یک وضع خوب و چه در یک وضعیت ناگوار – امکان بهتر شدن وجود دارد. اگر شرایط عالی است، با تغییر در باورها و طرز فکر، می‌توان آن را عالی‌تر کرد. اگر شرایط بد است، نباید تسلیم شد؛ حتی در ناتوانی مطلق نیز با ایمان و باور به خداوند، می‌توان تغییرات بزرگ را آغاز کرد. مهم این است که آمادگی تغییر در تمام جنبه‌های زندگی را داشته باشیم تا با جریان جهان هم‌سو شویم.

آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، با منطق های قوی، اهرم رنج و لذت در ذهن شما را درباره تغییر، اصلاح می کند و با ایجاد باورهای قدرتمندکننده به شما کمک می کند به جای فرار از تغییرات لازم، با آغوش باز پذیرای آنها بشوید و میوه استقبال از این تغییرات را به صورت پایدار در زندگی خود بچینید و هر غیرممکن امروز را تبدیل به تجربه ای عالی در آینده کنید.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مرادعلی ملایی کردکانلو» در این صفحه: 2
  1. -
    مرادعلی ملایی کردکانلو گفته:
    مدت عضویت: 2004 روز

    درود فراوان بر استادان عزیز عباسمنش و شایسته و همه عزیزان خانواده بزرگ عباسمنشی.

    روز پنجم از فصل اول روزشمار تغییر زندگی من.

    عنوان این فایل خودش به تنهایی آدمو تکون میده.

    وقتی به این عنوان یکم عمیق فکر می‌کنی میبینی واقعا یک دنیا معنا پشتشه.

    اینکه ما بگیم شخصیتمون تغییر کرده و هیچ تغییر در نتایج نبینیم در حقیقت حرف مفت زدیم.

    وقتی کنترل ذهن رو در دست بگیری اون موقع خیلی راحت میتونی زندگی دلخواهتو خلق کنی.

    ولی اینکه بتونی اون کنترل رو در دست بگیری مهمه.واقعا جسارتی میخواد که هرکسی نداره.

    ولی خبر خوب اینه که وقتی تصمیم به تغییر بگیری و فرکانسشو بفرستی خداوند هم همراهت میشه و دستانشو تو این مسیر تغییر به کمکت میفرسته.

    خداروشکر میکنم که خدا استاد رو برای ما فرستاد تا به بهترین شکل این مسیر رو طی کنیم.

    خداروشکر میکنم حس و حالم هر روز داره بهتر میشه و نتایج هم روزبروز درحال بهتر شدنه.

    به امید روزی که همه این جسارت رو بدست بیارن و بهترین زندگی رو واسه خودشون خلق کنند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مرادعلی ملایی کردکانلو گفته:
    مدت عضویت: 2004 روز

    سلام بر استاد عزیز

    من تقریبا ده سال تو یک کارخونه تولیدی خیلی خیلی معتبر کار میکردم.

    باتوجه به اینکه مدرک مهندسی برق دارم و تقریبا آدم دست به آچار و فنی بودم سریع پیشرفت کردم و یک سمت خیلی خوب و یک کار نظارتی عالی رو بدست آوردم..

    سالها به همون کار مشغول بودم و چندین مرتبه سمت های عالی و بهتر مثل مدیریت خط تولید و مدیریت کارخونه رو بهم پیشنهاد دادن اما یک باور غلط تو ذهنم ایجاد شده بود که همین سمت الآنم چون دست به سیاه و سفید نمیزنم و با ریاست هیئت مدیره در ارتباط نیستم بهترین کاره و سمتهای جدید و عالی تر رو قبول نمیکردم.بعبارتی از مسئولیت جدید میترسیدم.میترسیدم اگر مسئولیت جدید به عهده بگیرم و نتونم انجام بدم اخراج بشم و بعداز اون چون حقوقی ندارم از بی‌پولی و گرسنگی بمیرم.من روزی رو از بنده خدا میخاستم نه از خود خدا.بعداز گذشت چند سال و زمانی که تازه با استاد عزیز آشنا شدم فهمیدم اصلا از کارم لذت نمی‌برم و عمرم رو هدر دادم.بدون اینکه بفکر کار دیگه ای باشم قراردادمو با شرکت تمدید نکردم و ازکارم اومدم بیرون.بدون اینکه بفکر حقوق و پول و درآمد باشم.

    بعداز اینکه اومدم بیرون دقیقا دوروز بعد از یک شرکت دیگه که رقیب شرکت سابق محسوب میشد باهام تماس گرفتن و چون تخصص بنده در زمینه کنترل کوره های پخت سریع بود بهم همون کار قبلی رو با دوبرابر حقوق پیشنهاد دادن و از روز بعدش مشغول بکار شدم.

    مدت ۹ماه تواین شرکت مشغول بکار بودم که مدیریت سالن این شرکت جدید که اونم یک نیروی قراردادی بود شروع کرد به گیر دادن و اذیت بنده که چون آرامش لازم رو نداشتم این شرکت رو هم علی رغم حقوق بالایی که پیشنهاد دادند ترک کردم و تصمیم گرفتم دیگه واسه هیچکس کار نکنم و از خدا خواستم هدایتم کنه تا کار و کسب خودمو داشته باشم تا بالاخره پس از فراز و نشیب های بسیار واسه خودم یک دفتر املاک تأسیس کردم و مشغول بکار شدم.

    نکته جالب این جاست که در طول این مدت نه از بی‌پولی رنج بردم نه اینکه بی پول شدم.شرایطم بهتر از قبل هم شد.فقط کافی بود تا پا روی ترسم بذارم.

    البته هنوزم ترس‌هایی دارم که باید باهاشون مقابله کنم و زندگیمو بهتر کنم.

    واسه قدم بعدی تصمیم دارم مهاجرت کنم که به امیدخدا این کار رو هم انجام میدم.

    استاد عزیز نمی‌دونم چندصدهزار بار خدارو باید شکر کنم که خدا منو با شما و این مجموعه اشنا کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: