«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل در باب مفهوم راستین ایمان و تسلیم در برابر خداوند است؛ آگاهی ای که نه تنها تعریف ما از دینداری را دگرگون میکند، بلکه فرمولی دقیق و ریاضیگونه برای خلق معجزات در زندگی ارائه میدهد. از دیدگاه استاد عباس منش، ایمان، یک واژه مذهبی نیست، بلکه یک فرکانس است. استاد با صراحت بیان میکنند که ملاک سنجش ایمان، نه ظاهر افراد است و نه اعمالی که به صورت فیزیکی انجام میدهند، بلکه تنها و تنها «احساس آرامش درونی» است. اگر شما در طول روز نگران، مضطرب یا ناامید هستید، به همان میزان از مدار ایمان خارج شدهاید. قانون جهان هستی، که همان سنت تغییرناپذیر خداوند است، بر این اصل استوار است که احساس خوب، اتفاقات خوب را رقم میزند و احساس بد، اتفاقات ناخوشایند را. این یک چرخه بیانتهاست؛ بنابراین، تمام تلاش ذهنی ما باید معطوف به این باشد که در هر شرایطی، حتی در دل طوفانهای زندگی، کانون توجه خود را بر زیباییها و داشتهها متمرکز کنیم تا جهان چارهای جز واکنش مثبت به فرکانسهای ما نداشته باشد.
استاد با بازخوانی و تفسیر توحیدیِ شعر پروین اعتصامی، مفهوم توکل راستین و اعتماد به حکمت خداوند را بر ما روشن می کند و از طریق این داستان، درس بزرگی را درباره «ظاهر و باطن اتفاقات» به ما میآموزند. بسیاری از اوقات، ما در زندگی با گرهها و مشکلاتی مواجه میشویم که در نگاه اول، شبیه به بدبختی، شکست یا از دست دادن هستند (مانند ریختن گندم پیرمرد در شعر)، و شروع به شکایت و ناشکری میکنیم؛ غافل از اینکه خداوند با ایجاد آن تضاد یا گرفتن آن نعمت کوچک، در حال آمادهسازی ظرف وجودی ما برای دریافت موهبتی بسیار عظیمتر (پیدا کردن همیان زر) بوده است. این درس به ما میگوید که هر شکست ظاهری، مقدمهای برای یک پیروزی بزرگ است، مشروط بر اینکه به حکمت خداوند اعتماد کنیم و زود قضاوت نکنیم. آن چیزی که ما «شر» میپنداریم، اگر با نگاه توحیدی نگریسته شود، در واقع دستان مهربان خداوند است که میخواهد مسیر ما را از بیراهه به سمت گنج اصلی تغییر دهد.
نکته کلیدی آموزش استاد در این فایل، مفهوم توحید عملی و قطع امید از غیر خداست. در تحلیل داستان، میبینیم تا زمانی که امید انسان به دستان مردم، وام، پارتی و کمکهای بیرونی است، درها بسته میمانند و تحقیر و رنج نصیبش میشود. اما لحظهای که انسان درمییابد که «رزق زان معنی ندادندم خسان، تا تو را دانم پناه بیکسان»، یعنی وقتی میفهمد که قدرت تنها در دست خداست و مردم تنها دستی از دستان او هستند، ورق برمیگردد. خداوند گاهی تمام درها را به روی ما میبندد تا ما را به سمت تنها دری که همیشه باز است و پشت آن بینهایت ثروت و آرامش نهفته است، هدایت کند. این فایل به ما یادآوری میکند که تضادها، بیماریها و فقر، دشمن ما نیستند؛ بلکه زنگ هشداری هستند که میگویند ما از منبع اصلی دور شدهایم و باید به آغوش خداوند بازگردیم.
هنر زندگی، حفظ ایمان و کنترل ذهن در لحظات تضادبرانگیز است. همه میتوانند در شرایط گلوبلبل شکرگزار باشند، اما متوکل کسی است که در اوج سختی، به جای ناشکری، به دنبال حکمت و درسهای آن اتفاق بگردد. اگر ما بتوانیم در مواجه شدن با تضادها، زاویه دید خود را تغییر دهیم و آرامش خود را حفظ کنیم، همان تضاد به سکوی پرتاب ما تبدیل خواهد شد. جهان در این لحظه ها سرند می کند و افراد متوکل به معنای واقعی، به مدار بالاتر وارد می شوند. مداری که پاداش اجرای توکل آنها در عمل است
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی «الخیر فی ما وقع» در شعر پروین13MB14 دقیقه














به نام خالق من
سلام به تمام هم فرکانسب های عزیزو گرامی و اساتید دوستداشتنی
خداوند را سپاس گذارم که امروز هم برگ ۴۶ سفرمو منویسم به این اگاهی های طلایی و ارزشمند رسبدم که واقعا حاضر نیستم لحظاتی که دارم به خداوند اگاه میشم رو با هیچی عوض کنم هیچ لذتی برام بالا تر از این حس خوب نیست که میفهمم من چی هستم و خداوند چی هسته و میفهمم که من وجودم از چه منبعی است .
اتفاقات خیلییییی زیادی برای من هم افتاده که یه اتفاق به ظاهر بد یکی از بهترین اتفاقات زندگیم شده و شاید قبل تر هم اینجوری شده ولی من نمیدونستم که چی به چیه ولی الان میدونم که تا وقتی توی این مدار خوشخبتی هستم هر اتفاقی که میوفته خیره و همش به نیک هسته زیرا من الان میدونم فقد یک منبع وجود داره و اونم خیره و اعتقاد به شر یعنی اعتقاد به نیرویی دیگر که من الان توحیدی هستم و هیچگونه شرک نمیورزم که اعتقاد به شر فقد ساخته ی ذهن ما هسته و دنیا سراسر عشق و خوبی هسته چون جهان خداوند هسته و هیچی جز این نیست .
هنوزم به فایل دیروز فکر میکنم چگونه خداوند را بشناسیم از اینکه خدا همه چیزه و فکر مام همه چیزه و خیلیییییی برام بزرگ بود و هنوزم تمام تنم به صدا در میاد وقتی بهش فکر میکنم که چقدر من مهم هستم و من چی هستم .
خوب به خاطر دارم شبی که فهمیدم خداوند اون چیزی که من فکر میکردم نیست و اون افکاری که من داشتم اشتباه بوده ، من اون شب خیلیییییی ترسیدم خیلیییییی خیلیییی خیلییییی چون فکر میکردم وفتی که شبایی که میترسیدم و چهار قول میخوندم کسی نبوده فریادمو بشنوه اون همه فریادو جیغی که زدم برای هیشکی بوده خیلیییی استرس گرفتم و شبو تا صبح بیدار موندم و از همون شب زندگیه من کاملا تغیر کرد و من برگشتم به اصل خودم و خداوند را هزاران مرتبه هزاراااان مرتبه ستایش میکنم که منو اگاه کرد به قوانینش و به خودش و خدایا سپاس گذارم که قوانینی وضع کردی پایدار .
واقعا خیلی وقته که نگران نمیشم و ارومم و خداوهد رو هزاران مرتبه شکر میکنم بخاطرش
انشاالله که همگی در پرتوی وحی الهی باشیم عاقبت بخیر در دنیا و اخرت ❤️🌹